باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان گفت رأیدادن به اصلاحطلبانی مثل آقای دکتر عارف به معنای رأیدادن به جبههی مقابل رهبری است! مردم آقای دکتر عارف را روشنفکری میدانند که معتقد به ارزشهای انقلاب و اسلام است و هیچ نسبی با جریان فتنه ندارد، ولی در عین حال روش ِ متجدد مآبانهی خود را دارد. در ضمن نظر جنابعالی را به جواب سؤال 15103 و 15090جلب مینمایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روایات میفرمایند آنهایی که وقتِ ظهور را تعیین میکنند تکذیب کنید 2- موضوع نزول ملائکه با حالت علم حضوری برای انسان پیش میآید و یک احساس برتری را به دنبال دارد 3- سخنان امثال لائوتسه و حافظ، حالت اشاره نسبت به حقایق دارد و باید خود را در معرض آنها قرار داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها عرض بنده آن است که همه باید سعی کنیم در این دنیایی که همهچیز بهسوی بیمعناشدن پیش میرود، به خود و دینِ خود معنا ببخشیم و این شکل نمیگیرد مگر آنکه زمین به آسمانِ معنا متصل شود. یعنی انسان زمینی، جهتِ قلب خود را به عالَم معنا بیاندازد و رفتار زمینی از طریق شریعت الهی، آسمانی شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور را به عهدهی بنده نگذارید. بر فرض که در موردی با ابهام روبهرو شوید. آنچه را احتمال میدهید یادداشت میکنید و یک علامت سؤال بر روی آن میگذارید، بعداً که بیشتر با روح «المیزان» آشنا شدید، آن ابهامات برطرف میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری میگوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقیماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»
استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً بهدست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامهی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقشداشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همهچیز از آن خدا است و من هیچکارهام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آلعمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معارف خوبی در این دعا مطرح است. مسلّم مبانی آن دعا ریشه در معارف اسلامی ما دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز انسانها به یکدیگر از تقدیرات الهی در این عالم است، ولی سالک عارف متوجه است که همهی مجاری رفع نیاز مظاهر الهی هستند زیرا قرآن میفرماید «انتم الفقراء الی اللّه» شما تنها به خداوند نیازمندید، پس اگر ما از جهتی به همدیگر نیازمند میباشیم از آن جهت است که برای همدیگر مظاهری از اسماء الهی هستیم و نباید از این موضوع غفلت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی دو دوره تدریس برای آنکه آموختهها یتان ملکه شود خوب است إنشاءاللّه فرصت تدبّر در قرآن و روایات در اسرع وقت پیش میآید. التماس دعا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این نوع اذکار که اذکار عمومی است مؤثر است. مثل آنکه حضرت علی«علیهالسلام» میفرمایند با ذکر استغفار روزی خود را نازل کنید، و یا میفرمایند با خوشرویی و صلهی رحم رزق خود را وسعت دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه ایشان را نمیشناسم. موفق باشید
در زوایاي جدیدي خودم را شرح می دهم. باور نمی کنم خودم را. شده ام گرد وغبارمحض. به (بی سبات) شدن می اندیشم. باید مثل یک کودك دوباره نقاشی کنم. انگیزه اي ندارم در خودم. به غروب خودم می اندیشم. به هیچ شدگی وفادارهستم. من (بخت) را زندگی می کنم. خنده را می بلعم. دوباره ماندن در کویر وحشت. در خاك غربت. در کنج عزلت. در لحظه هاي کثرت. در ابهت (وقاحت) . توصیف مجدد خود از طریق قصه پردازي. و باز هم جنون. جنون در لحظه. عاشقی در بی نهایت. چرا (سعادت) از یاد من رفته است؟ مرگ با صدهزار نماد و نمو به میدان فلسفه آمده است. اوضاع روانی و ذهنی ناخودآگاه از (شخصیت) فرار می کند. نکته مهم: چند کلمه اضافه هست و ترتیب هم رعایت نشده و غلطها ممکن است املایی یا معنایی باشد... کلمات صحیح. (رفاقت, ذلت, حقیقت, عادت, ثبات, سعادت, حیرت, اصالت, لذت, عبارت, حاجت, عنییت, لطافت, مرارت, سخاوت, اسارت, برگشت, صداقت, تفاوت, وقار, جدیت, قطعیت, محدودیت, حیثیت,) سلام خسته نباشید ببخشید نمیدونم جواب این سوال را باید میپرسیدم یا نه ولی پرسیدم. در اصل سوال من اینطوری هست که کلماتی داخل پراتز هست غلط هست، اون بالا نکته مهم را خونده باشید میدانید که از چه نظرهایی غلط هست هم میتونه از نظر ترتیب کلمات هم غلط باشه یعنی جاشون شاید اصلا غلط باشه و هم معنایی و هم املایی. کلمات درست هم از بین کلمات پایین آن متن فرستادم هست. ممنون میشم استاد جواب این کلمات رو بگین 🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی حضوری دیگر. حضوری که با این کلمات که اکنونْ بیروح شدهاند؛ روحی تازه بگیرند تا بتوان با همین کلمات، آری! با همین کلمات که اشاره به «آنجایی» دارد که «اینجا» نیست، زندگی کرد. این احوالات که پیش آمده است را به فال نیک بگیرید. هرکس هنوز در دیروزِ خود متوقف است، بداند که ممکن است دیر بشود و در نتیجه دیر برسد و وقتی به خود بیاید که دیگر توان بهپاخاستن و رفتن را از دست بدهد. مشکل، بحرانی است که هر انسانی نسبت به خود پیدا کرده است که راستی! ابتدا باید از خود بپرسیم آن چیزی که ما هستیم، چه چیزی است؟ چه حضوری در این تاریخ شایسته ما بود که منجر به انقلاب اسلامی شد و همچنان آن حضور ادامه دارد؟ آیا به این نکته فکر کردهایم که مردم ما و مردم جهان به دنبال دیانتی میباشند که جوابگوی امروزشان باشد؟ مخاطبان خود را در کدام آینده حاضر کنیم که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن حضور و آن آینده توصیه به «امید» میکنند و میفرمایند: باید از هرگونه انفعال و ناامیدی پرهیز کرد و کانون تزریق امید به کشور بود و به قلّهها نظر کرد؟ پیشنهاد ما آن است که برای عبور از بحرانی که انسانها نسبت به معنای خود پیدا کردهاند؛ با دنبالکردن بحث «ده نکته در معرفت نفس» کار را شروع کنند و سپس با دنبالکردن مبحث «برهان صدیقین» کار را ادامه دهند. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA
https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA
https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با این وصف چرا باید «لعن» به خلفا را به میان آورید؟ چرا مثل کاری که مرحوم علامه امینی در کتاب شریف «الغدیر» کردند باب انتقاد و گفتگو را نگشاییم تا به جای تفرقه در جهان اسلام و ایجاد سیطرهی دشمنان اسلام، نحوهای از رفاقت و اصلاح امور پیش نیاید؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور خدا به حکم «کنت کنزاً مخفیا فخلقت الخلق لکی أن اعرف» در مظاهر قابل ارتباط است چه در مظاهر افرادی مثل ائمهی معصومین به حکم آنکه فرمودند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» تا آنچه باید در سیرهی آنها بیابیم و آن شویم را، گم نکنیم، و چه در مظاهر تاریخی به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن»، تا میدان مسئولیتی که باید به عهده بگیریم را از دست ندهیم. عرایضی در جواب سؤال 19714 در رابطه با تولد تاریخی که در آن هستیم، شد. خوب است به آن سؤال سراسر شور و آن جواب پیرمردی با حوصله، نظر بفرمایید. در ضمن جواب سؤال شمارهی 19710 میتواند تفکری را به ما متذکر شود. موفق باشید
