بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4876
متن پرسش
با سلام حدود یک هفته ای میشود که سایت لب المیزان، فقط قسمت پرسش وپاسخش باز میشود، ومن نمیتوانم صفحه اصلی آن را باز کنم، ممنون میشم از مسئول سایت راهنمایی کنند.
متن پاسخ
باسمه تعالی:باسلام وعذر خواهی خدمت کاربران گرامی.باتوجه به مشکل فنی که برای سایت پیش آمده و پیامی را که گوگل در قالب اخطار برای کاربران نشان میدهد،مسئول فنی سایت پیگیر موضوع وحل مشکل در اسرع وقت میباشند. "مدیریت سایت"
3743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام نظر شما درباره کارکردن زنان در بیرون از منزل چیست؟ ایا ازدواج یک طلبه با یک پرستار درست است؟ با توجه به اینکه در رشته های علوم پزشکی حیای زنان خیلی کم میشود/ لطف کنید وجواب را به ایمیلم ارسال کنید و سوال رو در سایت قرار ندید. شدیدا محتاج دعای شما هستم...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده است که امروز بسیاری از کارهایی که قبلاً در خانه بود آمده است به بیرون خانه، و بنابراین نمی‌توان زنان را محدود به خانه کرد. فکر نمی‌کنم اگر آن پرستار خانم متدینی باشد ازدواج یک طلبه با او اشکال داشته باشد و یا آن آفاتی که می‌فرمایید برایش پیش آید، مگر نداریم پرستاری از بیماران چگونه انسان را به خدا نزدیک می‌کند؟ موفق باشید
3652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید سوال اولم این بود که می خواستم بدونم سوالات توسط خود شما بررسی وپاسخ داده می شود .سوال دوم اینکه من علاقه مندم مباحث معرفتی را طی کنم اما گاهی نیمه راه باز می مانم شما لطفا مرا راهنمایی کنید. ضمنا چه شکلی می توان فکر کسی را از ذهن بیرون کرد. با تشکر از شما . لطفا فقط سوالم را از طریق ایمیل پاسخ بدهید . سپاسگذارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سؤالات را تنها بنده جواب می‌دهم، اگر نقص و عیبی دارد مربوط به بنده یعنی طاهرزاده است 2- با سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست کار را شروع کنید و اگر می‌توانید در جلسات ساحت حضور نیز شرکت کنید. موفق باشید
2830
متن پرسش
1- «تسلط بر طبیعت» آیا غرض فکر غربی است؟ یا مبادی فکر غربی است؟ 2- آیا مبادی یک فکر نباید قضیه و گزاره (دارای موضوع و محمول) باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- روح غربی طالب تسلط بر طبیعت شد و پیرو آن، فکرِ تسلط بر طبیعت پیش آمد 2- مبادی از امور علم حضوری است در حالی‌که نظر به موضوع و محمول در قضیه مربوط به علم حصولی است. موفق باشید
936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. 1- اینکه ارواح مطهر اولیا و ائمه نیز در دنیا تصرفاتی دارند و گره گشایی می کنند با ولایت مطلقه امام عصر(ع) منافات ندارد؟ در ذهن بنده اینست که مثلا اگر قرار است امداد غیبی برسد چرا همه آن از جانب امام عصر(ع) نیست (یک جور موازی کاری) و اصولا توسل به بقیه ائمه و حتی برخی از اولیا وقتی که همه عوالم در تصرف یک امام زنده است به چه معناست؟ 2- بعد از خواندن کتاب جن، شیطان، جادوگری می خواستم بدانم قدرت و دانایی شیاطین و خصوصا ابلیس تا چه حد است؟ بنده فقط اینرا می دانم که از زمان رسول اکرم(ص) به بعد دیگر نمی توانند از آینده خبر بگیرند ولی در برخی از حکایات است که مثلا ابلیس اسم اعظم را می داند و می تواند فلان کار خارق العاده را انجام دهد. در صورت صحت مطالب مذکور سوال جدیدی در ذهن تداعی می شود و آن اینست که اولا محدودیت این دانایی و توانایی تا چه حد است و ثانیا این قدرت ها قابل انتقال به سپاهیان انسانی شیطان هم است؟ و وقتی مثلا در مصر قیامی به پا می شود شیطان با دانش و قدرتهای خود نقشه های استراتژیک خیلی قوی را می تواند جوری تنظیم کند که مثلا اگر حالت الف اتفاق افتاد با توجه به شناختی که از مردم مصر دارد بر روی حالت ب برنامه ریزی کند و ... (اینجور که اکثر انسانهای دنیا خیلی ضعیف و تنها می مانند و فقط ممکن است برخی از شعیان مخلص از شر این موجود قوی در امان باشند) نقش ولی عصر(ع) در دفع هجوم های شیطانی در زمان غیبت به چه صورت است؟ آیا فقط مختص مخلصین است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- اولیاء الهی در ذیل نور حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌توانند تصرفاتی داشته باشند و از آن جهت که روح‌های ضعیف ظرفیت ارتباط بی‌واسطه با حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» را ندارند اولیاء الهی واسطه‌اند. توسل به سایر ائمه«علیهم‌السلام» اولا: در صورت توجه و اعتقاد به وجود حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» ممکن است. ثانیاً: چون هر امامی در عین جامعیت در حقیقت نوری‌شان، مظهر لطف خاصی از طرف خدا هستند و یا طوری هستند که امکان اُنس روح با آن امام بیشتر است می‌توان با توسل به آن امام به خزینه‌ی رحمت الهی متصل شد. 2- در بحث سوره‌ی حجرات و سوره‌ی «ق» عرض شد که جنیان اخبار غیبی را از آسمان معنویت استراق می‌کنند و این امر از زمان بعثت نبی‌اکرم«صلواة‌الهس‌علیه» برای جنیان مشکل‌تر شد و هرگز شیطان اسم اعظم را نمی‌داند، آری می‌تواند در قلب‌هایی که خود را درست تربیت نگرده‌اند وسوسه کند ولی فراموش نکنید که « إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعیفاً » حیله‌ی شیطان ضعیف است و ملائکه از یک جهت آن وسوسه‌ها را در قلب مؤمنین خنثی می‌کنند و از طرفی وجود مقدس حضرت صاحب‌الأمر مدیریت کلی جهت را از دست شیطان گرفته‌اند. موفق باشید
608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز باتوجه به نص سریح قرآن مبنی بر از بین رفتن همه روبط نسبیتی میان افراد در عالم آخرت(فلا انساب لهم)روایاتی از قبیل شفاعت شهید برای پدر ومادر خودیابطور مشخص تر روایاتی دراین زمینه که دوستان ایمانی وارد بهشت نمی شوند مگر اینکه دوست آنها نیز با آنها وارد بهشت شود چگونه توجیه می شوند؟ اگر رابطه ا نیست دیگر والدین برای شهید یا دوست برای دوست معنی نمی دهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر از طرفی فرمود «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذ » و نسبت‌هایی که مربوط به بدن افراد بود را نفی فرمود، از طرف دیگر فرمود « لَهُمْ ما یَشْتَهُون‏ » یعنی برای افراد بهشتی هر آن چه را که طلب می‌کنند فراهم است، پس اگر بخواهد پدر و مادر خود را شفاعت کند یا برادران ایمانی را به بهشت ببرد، برای او مقدور است، البته با حفظ تناسبی که در قیامت هست ونقشی که والدین یا دوستان در روح ایمانی شهید داشته‌اند. چون نسبت‌های ایمانی نه تنها در قیامت از بین نمی‌رود بلکه با رفع حجاب، شدت می‌یابد.
22113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه که خداوند برای ازدواج کسی رو در تقدیر ما قرار داده باشه ولی ما با اشتباهات ناخواسته و یا گناه اون تقدیر رو تغییر بدیم و آیا میشه با توبه کردن اون رو برگردونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی با خدایی روبه‌رو هستیم که کریمانه با کوتاهی‌ها و غفلت‌های ما برخورد می‌کند، نمی‌توان گفت با گناهان بندگانش در این دنیا سرنوشت آن‌ها را به هم بزند. او مصالح ما را بهتر از ما می داند. موفق باشید

20077
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند بنده خانمی ۲۴ هستم که بتازگی متاهل شده ام. همیشه از نوجوانی در مورد تعلیم و تربیت و معلم شدن فکر کرده و هدف گزینی کرده ام که نتیجتا تصمیم گرفتم معلم فیزیک بشوم و در این لباس، سعی در تربیت صحیح و اصلاح الگوی زندگی دانش آموزان داشته باشم. اکنون ليسانس فیزیک دارم از دانشگاه سراسری در تهران. ولی با توجه به تجربیات مفصلی که در دانشگاه بدست آوردم و با دیدن جوّ موجود اساتید و دانشجویان و نیز با توجه به نزول فرهنگي نسل به نسل جامعه، بنظرم می رسد که تصمیمی که گرفته بودم الان موثر نیست و باید فکر اساسی تری بشود. در این راستا یه این فکر کردم که حضرت آقا چقدر در بحث تعلیم و تربیت دغدغه دارند و مطالب شان واقعا عمیق است. نمی شود از نظام معیوب و صهیونیستی آموزش و پرورش ما، نسلی نخبه و انقلابی و سالم از نظر روانی تحویل گرفت که مایه عزت روز افزون کشور باشند تربیت باید به فرهیختگان جامعه سپرده شود و نیز روش های جدید و منطبق بر آموزه های اسلام ناب تنها راه نجات است. نه اینکه صرفا معلمان دینی، آن هم با این کتابهای نوشته شده در عهد دقيانوس! بتوانند نوجوانی را که بشدت با نسل های قبل از خود متفاوت است - و مثلا امروز مساله ذهنی اش این است که آیا پسری که ازش باردار شده است بالاخره با او ازدواج مي کند یا نه!!! - هدایت کنند. در زمینه تحول در نظام آموزشی، صحبت های آقای پناهیان را خیلی می پسندم و ایرادات ایشان را به عینه و با تک تک سلول های بدنم در دوران تحصیل درک کرده ام با اینکه همواره خودم شاگرد منضبط و مودب و سخت کوشی بوده ام، امروز می بینم که هیچ تفاوتی بین این که کسی شاگرد خوبی در مدرسه بوده باشد یا نباشد عملا در جامعه وجود ندارد بلکه بسیاری از اوقات، کسانی که بی انضباط تر و درس نخوان هستند، در زندگی و کار و خلاقیت و نیز در جربزه داشتن برای چرخاندن زندگی موفق تر هستند و ما فقط ذهن خود را با محفوظات بدرد نخور پر کرده ایم! بگذریم. خلاصه استاد من بقدری از این نظام آموزشی گله مندم که حتی مدتی پس از اتمام تحصیلات خودم فوبياي مدرسه داشتم و حتی در نظر داشتم فرزندان خودم را از این فضای مهلک و انگیزه کش، دور نگهدارم و خودم در خانه مطالب بهتری به آنها یاد بدهم! که البته از این نظر هم به دلايلي منصرف شدم و بفکر افتادم که خودم باید کاری کنم برای تحول در نظام آموزشی کشورم. حتی اگر بی نتیجه بماند زحماتم. لااقل تلاشم را کرده باشم. اکنون نمی دانم چه راهی پیش بگیرم و چه رشته ای را ادامه بدهم برای ارشد و دکتری تا در این راستا بتوانم کمکی بکنم که سر کلاس های مدارس، محسوس باشد نه اینکه فقط نظریه بدهم و قانون و بخش نامه روی کاغذ ابلاغ کنم! می خواهم واقعا حتی اگر نمی توانم تاثیر کلان بر تمام مدارس ایران بگذارم، لااقل بچه های یک شهر یا نهایتا یک مدرسه را نجات دهم نگذارم از اول عمر، جامعه منحط و افکار ناقص و غربی و شرقي، طعم شیرین زندگی خدادادی را از آنها بگیرد. هر چه فکر می کنم می بینم با معلم شدن نمی توان به این مقصود رسید. چون اولا وقتی نظام و اصل ساختار دچار خلل های عمیق باشد، معلم هم مجبور است همان چیزی که به او دیکته شده است را پیاده کند. مادر خودم معلم بوده اند، می گویند در این سال های آخر تدریس، بقدری جوّ بچه ها عوض شده که دیگر حتی گوش شنوایی وجود ندارد تا کمی معلمی بتواند با بچه ها از مسائل مهم و کاربردی زندگی صحبت کند. من خودم هم در دانشگاه شاهد بودم که اگر استادی (ندرتا) پیدا مي شد که بخواهد کمی حرف حقیقت و معرفتی سر کلاس بزند به او اعتراض می شد که استاد لطفا وقت ما را نگیرید و فیزیک خودتان را درس بدهید و مثلا در مورد چیزی که تحصیلات و مدرک ندارید سخن نرانید! و نیز بطور کلی خیلی مورد توجه قرار نمی گرفت و ای بسا مورد تحقیر و خنده دانشجو ها هم واقع می شد. چون دانشجویان آمده بودند فقط مدرک بگیرند و واحد ها را پاس کنند بروند! و کسی به فکر این مملکت و بچه های معصوم نبود و نيست ثانیا بچه ای که در خانواده اش دچار درگیری های فاجعه آمیز مثل طلاق و دعوا و اعتیاد و فقر و... است هیچ چیز نمي خواهد جز آرامش و دیگر حتی حال شنیدن صدای معلم را ندارد. چه برسد به تحصیل و تهذیب و چه برسد به آرمان های امام بنده خدا! من اکنون که خودم لیسانس دارم هیچ ارزشی برای آن قائل نیستم و از بدو ورود به دانشگاه هم برایم دانشگاه مهم نبود و فقط بعنوان ابزار برای رسیدن به هدفم به آن نگاه می کردم و واقعا از دانشگاه لذتی نبردم کما اینکه از مدرسه نبردم چون اینها هیچ وقت هدف من نبودند حتی اگر خيييييييلي درسخوان مي بودم ولی الان می بینم برای رسیدن به هدفم و احقاق منویات آقا در مورد نظام آموزشی کشور باید اساسا کار دیگری انجام دهم ولی هنوز نقش خود را در نیافته ام. نمی دانم چه رشته ای بخوانم، چه کار می توانم بکنم؟ آیا روانشناسی تربیتی خوب است؟ یا مدیریت آموزشی؟ نمی خواهم باز گرفتار سردرگمی های موجود در دانشگاه بشوم و از اصل هدفم باز بمانم احساس می کنم تحصیلات دانشگاهی هم فقط وسیله ایست چون بدون مدرک در این مملکت نمی شود کاری کرد، متاسفانه. پس مدرک لازم است ولی آیا من خودم صلاحیت دارم که بخواهم کسی را تربیت کنم؟ من که خودم ضعف هایی قطعا دارم. نمي خواهم ناقص به سر کاری بروم من نباید در لباس تربیت کردن نسل آینده، به آنها خیانت کنم هر چند از نادانی و ضعفم باشد کاری که براحتی بعضی معلمان و اساس سیستم آموزشی کشور در مورد ما انجام دادند من حتی از اینکه بروم در مسجد و در بسیج محل و برای نوجوانان کلاس تربیتی دینی بگذارم با اینکه خیلی ازم درخواست می شد، خیلی ترس داشتم و آخر هم نرفتم. یکی از دلايلم این بود که هیچ وقت کسی با من رفتار با نوجوان و تربیت او را یاد نداده بود نمی خواستم ضررم بیش از منفعتم باشد و بقول آیت الله بهجت، وقتی کاری را نمي دانی احتیاط کن. همچنین شهید بزرگوار، چمران عزیزم که واقعا دوستش دارم، را هرگز فراموش نمی کنم وقتی نظرش اينست: «می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، این را می پذیرم امام می گویم کسی که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست!» لذا لازم می بینم که خودم غیر از تحصیلات تکمیلی ام در هر رشته ای، مطالعات فرهنگی و تربیتی هم داشته باشم. البته با اینکه همسرم هم طلبه اند و مشوق من برای معلم شدن، هرگز نمی خواهم در این خیانت عظیم شرکت کنم و نادانسته ژست تربیت کردن نسل را بگيرم! بلکه می خواهم نظامش را تصحیح کنم و آنگاه معلم شوم خیلی عذر می خواهم بابت اطاله کلام. لطفا مرا راهنمایی نمایید که اولا از چه راه و رشته ای می توانم به مقصودم برسم؟ ثانیا در مورد مطالعات شخصی ام چه مطالبي را توصیه می فرمائید؟ خیلی ممنونم از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دقت و حساسیت خوبی است ولی همان‌طور که متوجه‌اید ما گرفتار نظام آموزشیِ استعماری هستیم. بنده هم مدت‌ها فکر کردم، به همین جهت از کار اجرائی فاصله گرفتم تا با کار فرهنگی قدمی برای اصلاح امور برداشته شود. ظاهراً فرمانده‌ی جبهه‌ی فرهنگی ما در همین راستا فرمان «آتش به اختیار» داده است یعنی زمانه، زمانه‌ای است که چندان نمی‌توان به نهادهای فرهنگی امید داشت، ولی راه، بسته نیست، هرکس باید در هر حوزه‌ای که خدا در مقابل او قرار داده است هر اقدامی که می‌تواند انجام دهد. خداوند، راه‌گشاست، بیشتر باید توجه کرد. موفق باشید

17320
متن پرسش
سلام: نظرتان راجع به این جمله که یکی از مسولین گفته است، چیست؟ «بازی‌های رایانه‌ای مانند تیغ دولبه‌ای است که اگر در جهت خوب و مثبت استفاده شوند به طور حتم بر شکل گیری صحیح رفتاری نوجوانان تاثیرگذار می شوند.»
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر مقام معظم رهبری نیز همان است. زیرا بحمداللّه امروزه با همت افسران جبهه‌ی نرم‌افزاری، فضای سایبری از انحصار جریان‌های لاابالی درآمده و از این جهت می‌توان در مسیر رساندن صدای دین و انقلاب و اخلاق از آن فضا استفاده کرد و در این رابطه بازی‌های یارانه‌ای نیز همین حکم را دارد که می‌توانند جدّیت را به کاربر ارزانی دارند به شرط آن‌که کاربر بیش از حدّ وقت خود را در آن‌جا صرف نکند. موفق باشید

15784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد با توجه به این که در ادبار باید فقط به واجبات بسنده کرد و برای مستحبات نباید بر قلب فشار آورد حال اگر این ادبار در ماه رجب واقع شد چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رضایت کامل نسبت به قبض و ادباری که برای قلب پیش آمده، هرچه از دستتان آمد و قلبْ همراهی کرد انجام می‌دهیم. موفق باشید

15697
متن پرسش
با سلام: ببخشید سوالی با کد 15583 را پاسخ نداده اید. مشگل از کجاست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید . با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً جواب داده شده است. باید به ایمیل خود رجوع فرمایید.

15583- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ضمن آن‌که در این موارد باید با مادر و خواهر خود مشورت داشته باشید البته اگر رعایت حجاب به طور کامل بشود، می‌توان در مورد چادر، سخت‌گیری نکرد 2- آزاداندیشی با احترام به اصول‌گرایان و درکِ متفکرانِ اصلاح‌طلب در عین ارادت به رهبری ممکن است وگرنه با تقابل با اصول‌گرایی ایشان، برایتان دردِ سرساز می‌شود. موفق باشید

15133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خسته نباشید. برای من پذیرفتنی نیست که رهبر انقلاب آن چنان حمایتی از احمد نژاد کردند و شد آن چه که نباید می شد و شما ایشان را ناب امام زمان بدانید. لطفا توضیح دهید چقدر ایشان حمایت کردند. و کشور را به روز سیاه نشاندند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تفاوت نظرمان در این باشد که آیا با روش‌های آقای احمدی‌نژاد از معضلات تاریخیِ کشورمان عبور می‌کنیم؟ یا با روش‌های کارشناسان تحصیل‌کرده‌ی فرهنگِ غربی؟ اگر به این نتیجه برسیم که باید برای عبور از مشکلات اجتماعی‌سیاسی و اقتصادی راه دیگری را انتخاب کرد، جایِ آقای احمدی‌نژاد را برای عبور از چنین بحران‌هایی خالی خواهیم دید؛ البته به شرطی که ایشان، ضعف‌های شخصی خود را نداشته باشد. موفق باشید

14816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد دستور العمل حضرتعالی برای ممانعت از تفکرات و پندارهای پوچ و عبث چیه؟ خسته شدیم دیگه! شما فرمودید که این تفکرات رو دنبال نکنیم که عمدتا مراد از چنین دستوری ناظر بر گناهان خیلی محسوسی هست. ولی استاد با تفکراتی که شاید گناه هم نداشته باشن و ذهن انسان رو مشغول خود می کنند چکار کنیم؟ مثلا فکر می کنیم که فلانی شخصیتی این گونه دارد با این ها چکار کنیم. واقعا خسته شدیم !
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در همین رابطه نوشته شده است. این یک کار اساسی است که باید بر روی آن وقت گذاشت. موفق باشید

14274
متن پرسش
با سلام: آیا واقعا مهمه که چه دینی داشته باشیم؟ ملاک برتری دین چیه؟ کدوم دین برتره؟ چرا؟ و دیگه اینکه چجوری میشه زمام نفس رو بدست گرفت بدون اینکه بخوای امیالتو سرکوب کنی؟ تو روانشناسی داریم که سرکوب کردن امیال و غرایز باعث نفوذ اونا به ناخودآگاه و بروزشون به صورتای مختلف میشه. مثلا راه پیدا کردن افکاری که پس میزنیمشون به خواب، به راستی چطوری میشه زمام امیال و نفس رو به دست گرفت بدون اینکه بخوایم سرکوبشون کنیم؟ میشه لطفا شرح بدین!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه‌ی توحید، یعنی حقیقت واحد عالَم وجود باشیم هر دینی که ما را بهتر به توحید برساند، بهترین دین است 2- ادیان الهی هیچ‌کدام امیال انسان‌ها را سرکوب نمی‌کنند، بلکه جهت می‌دهند تا در یکی افراط و در دیگری تفریط واقع نشود 3- نظر به آن حقیقت یگانه موجب می‌شود انسان از غلبه‌ی امیال راحت شود و هر میلی را در جای خود قرار دهد و شریعت الهی در این راستا به بشر کمک می‌کند. موفق باشید

13616
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: خواهشمندم نظرتان را درباره دعای عدیله بفرمایید (با توجه به اینکه ظاهراً مأثور نیست). با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معارف خوبی در این دعا مطرح است. مسلّم مبانی آن دعا ریشه در معارف اسلامی ما دارد. موفق باشید

13364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در روایتی که احتمالا از امام حسین (ع) است فرموده اند که معرفت الله معرفت به امام زمانی است که حق او بر گردنت واجب است. راه به ظاهر خیلی واضح است اما بنده چند سوال از محضر شما دارم: 1) معرفت چیست و چگونه اصحاب کربلا حتی حر و حتی آن سنی عثمانی در دقایق آخر و با اندکی کار توسط امام به این مقام رسیدند؟ 2) معرفت حجت چگونه بدست می آید و کی می توان این ادعا را کرد که به مقام معرفت حجت رسیدیم؟ 3) در دعای «اللهم عرفنی نفسک فانک...» این گونه می توان برداشت کرد که معرفت به الله مقدم بر معرفت نبی و نبی مقدم بر حجت است. پس چگونه می توان این دو حدیث را در کنار هم قرار داد؟ 4) برای قدم برداشتن در مسیر معرفت حجت چه اقداماتی لازم است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن اشاراتی در رابطه با فهم مقام اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و مقام امام دارد که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» می‌توانید دنبال کنید. و در مورد دعای «اللّهم عرّفنی نفسک ....» عرایضی در قسمت سوم سؤال شماره‌ی 13361 شده است. موفق باشید

13229
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه عارف منور به نور غنی بشود یعنی از خلق بی نیاز می شود؟ چون بسیاری از روابط انسانها با یکدیگر بر اساس نباز به یکدیگر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز انسان‌ها به یکدیگر از تقدیرات الهی در این عالم است، ولی سالک عارف متوجه است که همه‌ی مجاری رفع نیاز مظاهر الهی هستند زیرا قرآن می‌فرماید «انتم الفقراء الی اللّه» شما تنها به خداوند نیازمندید، پس اگر ما از جهتی به همدیگر نیازمند می‌باشیم از آن جهت است که برای همدیگر مظاهری از اسماء الهی هستیم و نباید از این موضوع غفلت کرد. موفق باشید

12896
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز کسی که می گوید این تکنولوژی لطف به بشر بوده است باید از تکنولوژی استفاده کنیم تا این جمعیت روز به روز رشد کند و اینکه الان ما در طی 30 سال جمعیتمان دو برابر 1000 سال قبلش شده است و باعث افزایش مسلمانان و قدرت اسلام شده است از لطف همین مدرنیته و تکنولوژی بوده، چه جوابی به این نگاه نسبت به غرب می توان داد؟ با تشکر در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای نگاه درست به تکنولوژی باید عمیقاً به خواستگاه فرهنگی و تاریخی آن نظر کرد تا روح آن شناخته شود. عرایضی در کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» در این رابطه که هر تکنولوژی روح و فرهنگ خاص خود دارد؛ شده است و لذا نباید به صورت مقطعی به موضوع نگاه کرد. مگر با همین تکنوژی نبود که در جنگ جهانی اول و دوم فقط در اروپا بیش از 50 میلیون انسان کشته شد. آن‌چه مدّ نظر اسلام است تکنیکی است که به جای تقابل با طبیعت و غلبه‌ی خشونت، تعامل با طبیعت و غلبه‌ی رفاقت در صحنه باشد. موفق باشید

10787

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظزتان راجع به فیلم شیار 143 چیست؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه هنوز ندیده‌ام در حالی‌که به دنبال هستم سی‌دی آن به طور رسمی به کلوپ‌ها بیاید و تهیه کنم. موفق باشید
9867
متن پرسش
سلام استاد: شهید مطهری در کتاب ختم نبوت در بحث مشخصات وابستگی و تطبیق اسلام با فطرت ذیل شماره سوم می فرمایند: «اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است . تعلیمات‏ اسلامی همه متوجه روح و معنی و راهی است که بشر را به آن هدفها و معانی‏ می‏رساند . اسلام هدفها و معانی و ارائه طریقه رسیدن به آن هدفها و معانی‏ را در قلمرو خود گرفته و بشر را در غیر این امر آزاد گذاشته است و به‏ این وسیله از هر گونه تصادمی با توسعه تمدن و فرهنگ پرهیز کرده است. در اسلام یک وسیله مادی و یک شکل ظاهری نمی‏توان یافت که جنبه «تقدس» داشته باشد و مسلمان وظیفه خود بداند که آن شکل و ظاهر را حفظ نماید، از این رو ، پرهیز از تصادم با مظاهر توسعه علم و تمدن یکی از جهاتی است که کار انطباق این دین را با مقتضیات زمان آسان کرده و مانع‏ بزرگ جاوید ماندن را از میان بر می‏دارد.» لطفا ضمن تبیین قسمت ابتدایی این سخن بفرمایید آیا این موضع ایشان با مباحث سبک زندگی ارائه شده توسط شما مغایر نیست؟ آیا این مصداق نشناختن صحیح تمدن غربی است که شما درباره استاد مطهری ذیل مباحث مدرنیته مطرح نموده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مباحث سبک زندگی و تقابل تمدن غرب با تمدن اسلامی از موضوعات جدیدی است که بشر امروز با آن روبه‌رو شده. بحث شهید مطهری آن است که اسلام در ادوار مختلف می‌تواند به صورت‌های مختلف ظاهر شود و مثلاً اگر زمان رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» برای روشن‌کردن خانه از شمع استفاده می‌کردیم نباید بگوییم ما باید به همان سبک زندگی خود را ادامه دهیم. موفق باشید
9165
متن پرسش
در پاسخ به سؤال قبلی شما فرمودید: «ارسطو وقتی مثال پیری را می‌زند، نظر به تبدیل قوه به فعل دارد. و در آن دستگاه، پیری به همین معنا است.» آیا این جملة شما به این معناست که: «غایت پیری همین الآن موجود است اما بالقوه.»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر، غایت پیری که همان صورت‌های بالفعلِ بالقوه‌های انسانی است که هنوز پیر نشده، در خارج هست. موفق باشید
8593
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی عبادات بحث توکل هنوز برای بنده حل نشده است با اینکه حضورا هم از محضرتان چند سوال پرسیدم آیا حد آخر و نهایت توکل بدون در نظر داشتن اسباب است یا با آن؟ مثلا اگر بنده بگویم غذا نمیخورم و توکل بر خدا میکنم و روزه میگیرم یا اینکه با ترمز خراب ماشین باز هم توکل کنم و رانندگی کنم یا با سرعت بسیار زیاد رانندگی کنم و بگویم اگر خدا نخواست چیزی نمیشود و این توکل را با اعتماد قلبی به خدا بگویم آیا درست است؟ با توجه به اینکه ما نباید اسباب را مستقل در تاثیر بدانیم آیا مرتبه ای از توکل وجود دارد که بدون اسباب کار انجام شود؟ لطفا من را راهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با این‌که نباید اسباب و وسایل را مستقل بدانیم ولی در روایت داریم: «اَبَی اللّه ان یَجری الامور الاّ باسبابها» خدا ابا دارد که امور اجرا شود مگر با اسباب مخصوص به خودش و لذا رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» در جنگ زره می‌پوشیدند و نمی‌فرمودند اگر خدا بخواهد شمشیر کارگر نشود نمی‌شود. موفق باشید
7448
متن پرسش
سلام علیکم . استاد بنده با یکی از دانشجویان فلسفه و کلام دانشگاه رضوی صحبت میکردم . ایشان دلایلی می آوردند مبنی بر اینکه انسان(منظور همان نفس ) ازلی بوده و ابدی خواهد بود . خیلی به حرف اش فکر کردم . ما از بچگی فکر میکردیم فقط خداوند ازلی هست . حال لازم دانستم که از حضورتان بپرسم . اگر این ادعا صادق است میتوانید برایم دلیلی را هم منطقی ذکر کنید تا قضیه کمی شفاف شود با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌جا باید چند موضوع تفکیک شود. یکی این‌که نفس ناطقه‌ی هرکس از آن جهت که دارای وجود علمی است و در علم خدا است ازلی است، ولی از جهت آن‌که یک شخص است مثل من و شما، «جسمانیة الحدوث» است و با زمینه‌ای که در رحم مادرش فراهم می‌شود شروع می‌شود. و دیگر موضوع ازلی‌بودن نفس است در عین حدوث ذاتی، برعکس خداوند که ازلی‌بودن است به قدیم ذاتی. موفق باشید
7394
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .1- حدود 4 سال است روی مباحث شما وقت میگذارم،و الان حدود 1 سال است که روی مباحث معاد هستم،هنوز این سوال برایم حل نشده که چگونه از بهشتی که تجلی اسماء الهی است میشود گذشت؟قبل که معارف نادرستی به خوردمان داده بودند،راحت تحلیل میکردیم،حال که حور و قصور را تجلی اسماء الهی آن هم با اسم لطیف میدانیم،آن هم متحد با خودمان به نحوی که لا خطر فی قلب بشر،هر چقدر فکر میکنیم اصلا برایمان قابل هضم نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر خداوند به اهل ایمان بهشت را وعده می‌دهد به چیز کمی وعده نداده است، می‌ماند که هستند اولیائی که از مقام تجلی اسماء الهی که اصطلاحاً مقام واحدیت است می‌گذرند تا به مقام تعیّن اولی که مقام فناء فی اللّه است برسند. اینان آن کسانی هستند که از بهشت می‌گذرند و لذا همه‌چیز را در فنای به حق می‌بینند و اظهار می‌دارند: «ما رَأیْتُ‏ شَیْئاً إلّا وَ رَأیْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه» یعنی هرچیزی را به جنبه‌ی حقانی‌اش می‌بینند. همین‌ها هم نظر به بهشت را به‌کلی منتفی نمی‌دانند چون بهشت محل تفصیل نور تعیّن اوّل است. آری این‌ها به بالاتر از بهشت هم نظر دارند. موفق باشید
6390
متن پرسش
باعرض سلام وارادت خدمت استاد درادامه سیرمطالعاتی ودربخش پایانی کتاب خویشتن پنهان جایی که فرموده بودیدنزدیک ترین راه برای تجردبیشترعبودیت است وعبودیت هم اعم ازریاضات شرعیست وهدف مهارقوای نفس درتحت بندگی اوست بنده به این نتیجه رسیدم که بااین همه تاکیدجنابعلی برمعرفت نفس ودرک حضوری موضوع برای سیری بهتروبنوعی روش جدیدونوی درسلوک الی الله به همان روش قدمارسیدیم که علما اخلاق فرمودند(درمهارنفس وقوای ان) وبه تعبیربنده علم حضوری معرفت النفس مانندعلم پزشک به فیزیولوژی بدن یا بیماری است که پزشک داردومکانسیم تاثیردارو را می داندکه تاثیری دردرمان مرض ندارد یعنی یک دکترمریض هم بایستی همان دارو را بخورد که یک بیمارمی خوردمنتهادکترمکانیسم درمان راهم می داندپس به زعم بنده معرفت نفس دردی را دوانمی کندفقط اگاهی می دهد لطفاراهنمایی بفرماییدوتاثیرعملی معرفت نفس رادرسیر(کاربردآن)راروشن فرماییدباتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. در معرفت نفس تا حدّی جایگاه دستورات دینی روشن می‌شود تا در عبودیت خود رویکرد مناسبی داشته باشیم. همین‌طور که علم توحید به ما کمک می‌کند که در عبودیت خود رویکرد درستی داشته باشیم. موفق باشید
نمایش چاپی