باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر مدتی با کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بهسر ببرید، مفید افتد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ابتدایِ راه است. بسیار خرسند هستم که متوجهی حساسیت موضوع شدهاید. حال به این موضوع فکر کنید که انسان میخواهد آزادانه آنچه را مایل است و باور دارد، عمل کند. در این صورت اگر خواستهها و باورهایش متعالی شد وقتی خود را آزاد میداند که شرایط مقابلِ او، مانعِ تحقق آن خواستهها نباشد و این عالیترین نحوهی تربیت فرهنگی است که انسان، خود را آزاد بداند و آزادیِ او برای او فضیلت و کمال باشد. اینجا است که از یک طرف از آزادی به معنایی که غرب از آن تلقی إباحهگری دارد فاصله میگیریم و وارد تاریخی میشویم که تحجر و ارتجاع نیز برداشتهای تنگنظرانهی خود را بر ما تحمیل نمیکند و از این جهت تأکید دارم که این اولِ راه است. و چه اندازه زیباست که هنر و هنرمند بتواند معنایِ آزادی را با فضیلت انسانی یگانه کند تا بشریتِ دوران متوجه شود نهتنها تکالیف الهی مانع زندگانی آزادانهی او نیست، بلکه بستر بهترینِ انتخاب او به حساب میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه میدانم إشراقی بر قلب مولایمان حضرت روح اللّه درخشیدن گرفت و عدهای را جان بخشید و در سرکشتگیِ با او تا مرز شهادت رفتند و تفکرِ این دوران را، آری برادر! تفکر این دوران را، نه آنکه فهمیدند، بلکه احساس کردند زیرا وقتی دوران متافیزیک یعنی بیفکری، گذشته است هرکس احساس إشراقِ دوران خود را نداشته باشد در بیفکری است هرچند که «یحمل اسفارا». رجوع به محمد که صلوات خدا بر او و خاندانش باد، در چنین بستری ممکن است اگر بخواهیم او با ما سخن بگوید، وگرنه «یحمل اسفارا» وگرنه هزاران رکوع و سجده، هزاران قدم برگشت به عقب خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید، آنچه به عنوان مخلوق در صحنه است، تجلیات وجودی حضرت حق است و حضرت حق علت وجود آن مخلوق میباشد و متکلّمین از این جهت متشکل دارند که نسبت وجودی بین خالق و مخلوق که همان تجلی وجودی است را درست تصور نمینمایند و معنای خلق از عدم به این معنایی که پدیده از نظر وجود به خدا متصل است چیزی نیست که فلسفه و عرفان متوجه نباشند. خلق از عدم به معنایی که رابطهی وجودی بین خالق و مخلوق نیست چیز غیر قابل قبولی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتهی مهمی است در موضوع علمِ امام. که بنا به فرمایش خودشان هر وقت خدا بخواهد، آنطور که خدا بخواهد به موضوعات علم دارند و لذا مطابق سخنان خودشان میتوان گفت خودشان نیز منتظر چیزی هستند که از طرف حضرت حق به آن برسند و از این جهت شواهد اینچنینی را حجّتی برای حقانیت راه خود مییابند. خوب است در این مورد بحث «علم امام» را که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحث شده، دنبال فرمایید. از آن جهت که روشن شود علم امام، علمِ «ماهوی» نیست بلکه علمِ «وجودی» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حال با توجه به همهی این حرفها؛ بیایید موضوع را از زاویهی دیگری بنگریم، یعنی از زاویهی وجودی و تکوینی و با نظر به اینکه «امکان» ذاتیِ انسان است و این امکانِ ذاتی است که طلبِ وجود میکند و در ذات خود، وجوهِ مختلفی دارد که با اختیار و انتخاب ذاتیِ خود، میتواند هر وجهی را برای خود انتخاب کند و پیامبران یعنی رسولانِ حضرت خالق در این حدّ متذکر او هستند که متوجه باشد در إزای انتخابهایی که کرده است، خودِ او را به او میدهند. و به تعبیر قرآن: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ» قیامت چیزی نیست جز صحنهای که هرکس آنچه را خود، انتخاب کرده است به او میدهند. حال! خدایی که هزار برابر از مادر به ما نزدیکتر است، با آوردنِ پیامبرانش چنین قاعدهی تکوینی را به ما تذکر نداده است؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن میفرماید: «وَ إِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (23)/بقره). در آیهی فوق موضوعِ «مِنْ دُونِ اللَّهِ» را به میان آورده است یعنی بدون کمکگرفتن از خدا و فرهنگی که حضرت حق ایجاد کرده است. در حالیکه اولاً: ادبیاتی که حضرت علی«علیهالسلام» در نهجالبلاغه بهکار میبرند به کمک همان فرهنگ قرآنی است و خودشان چنین ادعایی ندارند که کلماتشان رقیب قرآن است. ثانیاً: از نظر اهل ادب اگر تمام نهجالبلاغه را جمع کنیم از جهت جامعبودن در حدّ سورهی «قل یا ایهاالکافرون» حرف ندارد. به همین جهت اهل فن در وصف نهجالبلاغه میگویند: «کلامی است مافوق کلام بشر و مادون کلام خدا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی همهی لایههایی که ذیل وجود مطلقاند، هیچ استقلالی ندارند و هویت آنها نسبت به وجودِ مطلق، تعلقی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید اگر از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» شروع بفرمایید و سپس به مرحوم شهید مطهری رجوع کنید، بهتر باشد 2- تنها وسیلهی ارتباط بنده با عزیزان، همین سایت است. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ واسطههای فیض در هر صورتی که باشند مسیر ظهور توحید حضرت حقاند نه آنکه در عرض حضرت حقّ باشند و لذا به همان معنی است که فرمود «به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست». 2ـ هیچ وقت بدیهایی که موجب حجاب ظهور نور حقاند مورد تأیید نیست هر چند در چنین صحنههایی باز هم ما میتوانیم متذکر حکمتی از طریق پروردگار باشیم. 3ـ خداوند میفرماید «آنچه بدی است از طرف نفس شماست و آنچه خیر است از طرف خداوند است» هر چند در هر صورت نظامی که چنین اقتضایی را دارد را خداوند شکل داده و مدیریت میکند. فرمود: ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً (نساء/ 79) آنچه از نيكيها به تو مىرسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدى به تو مىرسد، از سوى خود توست. و ما تو را رسول براى مردم فرستاديم؛ و گواهى خدا در اين باره، كافى است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر در مسیر دینداری غوغا میکند. معلوم است که در این مسیر گاهی ما با بهارِ شور و شوق معنوی روبهروئیم، و گاهی با خزانِ آن. به قول مولوی: «ای برادر عقل یکدم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جامعهی اسلامی آنقدر کارهای مانده دارد که هر طلبه و روحانی با هر روحیهای در آن جای میگیرد. بالاخره امام جماعتشدن، و مسائل شرعی مردم را متذکرشدن؛ که نطق و بیان و خطبه و خطابه نمیخواهد!!! و یا تدریسکردن برای طلاب، در گوشهی یک مدرسه که مشکلی ندارد! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از توصیههای شما. سعی بر آن است که بر آنها تأمل شود ولی عنایت داشته باشید که بنای بنده آن است که ادبیات مقالهای و به اصطلاح نظم ریاضی که با علم حصولی همراه است را پشت سر بگذارم به همان معنایی که ارسطو در رابطه با قضایای حضوری میگوید: «قضایا قیاساتها معها» که البته در مقدمهی کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» دلیل آن را عرض کرده ام و در همین رابطه واژهی نسبت را با ادبیاتی که تذکر وجودی باشد به کار میبرم. به اصطلاح گفته میشود با مفاهیم علم حصولی نمیتوان عقل تاریخی را به جامعه برگرداند. موفق باشید
