بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5574
متن پرسش
سلام علم ذاتا سکولار است و یا دینی؟سینما چه؟فرهنگ؟تمدن؟تکنولوژی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی همه‌ی عالم مخلوق خدا است به آن معنا که عالم مظهر اسماء و صفات الهی است، علمی علم است که نگاه ما را به عالم و آدم از همین زاویه مدیریت کند و هنر و تمدن و تکنولوژی همه در بستر چنین نگاهی به عالم و آدم باید شکل بگیرند ولی فعلاً این طور نیست و به این معنا همه علوم سکولاراند. موفق باشید
5440

فضای مساجدبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با عرض ادب و احترام استاد گرامی نظرتان درباره موارد زیر چیست؟ 1- برای فعال کردن مساجد باید از تکنولوژی ها ی روز بهره گرفت 2- برای حضور مؤثر مساجد در فرآیند تعلیم و تربیت باید ارتباطی قانونی و رسمی تدوین شود با توجه به این که با توجه به مباحث شما تکنولوژی دارای روح است و بعد مساجد باید مستقل باشند با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم تا آن‌جا که ممکن است باید فضای مساجد را ماوراء ابزارهای تکنیکی حفظ کرد هرچند نمی‌توانیم به‌کلی ابزارها را کنار گذاشت. متأسفانه مساجد جدید را با فرض همین ابزارها ساخته‌اند 2- دقیقاً منظورتان را از ارتباطی قانونی و رسمی نفهمیدم ولی در هرحال باید با نظم کار کنیم ولی ‌نظمی که در بستر دین تعریف شده است. موفق باشید
5250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز در تفسیر سوره انعام حضرت علامه میفرمایند طبق ایه قران حضرت الله اول زمین را خلق کرد بعد اسمان را ما اینطور فهمیدیم زمین نازله اسمان هست لطفا توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم لطفاً عین متن را ارسال فرمایید تا اگر چیزی به ذهنم آمد خدمتتان عرض کنم. موفق باشید
2413
متن پرسش
به نام خدا باسلام خدمت استاد گرامی منظوراز بالابردن جسم حضرت عیسی(ع)درسوال2272یعنی چه؟یعنی جسم آن حضرت نیز روحانی شدومفقودالجسد شدند؟اگرچنین است چه فرقی میکندبین ایشان وکسانی که زمان ایشان ازدنیا رفته اندوجسمشان نیز کاملاازبین رفته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام آن چه در جواب سؤال 2272 عرض شد برای کسی است که برهان صدیقین را خوانده و متوجه تشکیکی‌بودن وجود است. برای فهم آن جواب لازم است بحث برهان صدیقین را مطالعه فرمایید تا روشن شود تعالی جسم در عین اتحاد با روح غیر از انصراف روح از بدن است. روح حضرت عیسی«علیه‌السلام» و حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» از بدنشان منصرف نشده تا شبیه کسانی باشند که از دنیا رفته‌اند. موفق باشید
1359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم آیا فلسفه هم مثل علم اصاول است که می گویند بعضی مباحث آن زاید است یا در فلسفه همه مباحث آن برای مباحث الهیات بالمعنی الاخص مفید است؟ البته منظورم مباحثی که به نحوی مقدمه می تواند باشد نیست چون با چند واسطه بالاخره مفید واقع می شود منظورم ارتباط مستقیم با مباحث الهیات است ویا با مباحث معرفتی دیگر آیا در همه مباحث معرفت دینی همه مباحث فلسفه مفید است؟ بسیار تشکر می کنم که اینجور از وقت خود برای سوالات ما می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم اگر موضوعات موجود در فلسفه‌ی اسلامی بازخوانی شود، موضوعاتی هست که لااقل در ابتدا به آن‌ها نیاز نیست و برای تفکر فلسفی لازم نیست آن موضوعات دانسته شود، ولی از آن‌جایی که متون فلسفی ما با اصطلاحاتی ارائه شده که فهم آن‌ها منوط به دانستن آن اصطلاحات است به راحتی نمی‌توان موضوعات اضافی را حذف کرد. موفق باشید
1211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
السلام علیکم و رحمة الله . خواهشمندم به تک تک سوالات بسیار مهم زیر جواب مفصل عنایت فرمایید چرا که خودم ساعت ها در موردشان اندیشیده ام ، هم اکنون می خواهم بدانم نظر شما چیست. ملاک چیست ؟ به طور کلی در احادیث داریم اگر جوان مؤمن و خوش اخلاقی به خاستگاری شما آمد او را رد نکنید. از طرفی زمانی که فلسفه و کنه سفارشان دینی را بررسی می کنیم ، پی خواهیم برد هر آن چه دین به ما سفارش کرده عین صلاح ماست و برای ایجاد بستری برای بندگی است و کوچکترین بی توجهی به امور دینی بزرگترین پشیمانی ها را در پی دارد . از طرف دیگر یافته ایم در این زمانه برای رسیدن به قرب إلی الله ، مجاهده ی علمی و عملی در این مسیر از اوجب واجبات است . اگر چنان چه در انتخاب جوان مؤمن خوش اخلاقی ،احتمال دهیم شرایط زندگی به گونه ای می شود که انسان مجال بندگی خداوند را نیابد ، چه باید کرد مثلا این که دختر مجبور شود به خاطر مشکلات اقتصادی سر کار برود یا مثلا به دلیل تفاوت فرهنگی و عدم درک متقابل به خاطر بزرگ شدن در محیط های مختلف، یکی از طرفین مثلا دختر مورد بی مهری قرار گیرد و شور بندگی اش از بین برود چه باید کرد ؟ سوال :1) آیا باید گفت خداوند می گوید هر لحظه درست انتخاب کن ، فکر نامساعد بودن شرایط زندگی را نکن ، اگر فردا هم امتحانی پیش آمد باز ببین تکلیفت چیست و باز خدا را انتخاب کن، به مابقی ماجرا کاری نداشته باش ولو این که از کسب یا تدریس معرفت به دلایلی باز مانی ؟ آیا می توان گفت خداوند تو را در معرض امتحان قرار داده تا ببیند می توانی از خودت به خاطر خداوند بگذری و با وجود مشکلاتی که بر فرض در زندگی با شخص مؤمن است باز او را انتخاب کنی؟ 2) یا خیر، باید انسان در نظر بگیرد ازدواج با چه کسی شرایط را علی الظاهر برای بندگی او فراهم می کند ولو این که مرد منتخبش از درجه ی ایمانی کمتری برخوردار باشد ؟ یا هیچ کدام از این ها 3) آیا می توان گفت ازدواج با مؤمن حقیقی به بهای دادن هزینه ی سنگین، به این دلیل که فقط می توانیم با مؤمنین زندگی کنیم از روی نفس است نه برای خدا؟ 4) آیا این که انسان نمی تواند با انسان دیگری جز همان شخص مؤمن خوش اخلاق زندگی کند دلیل منطقی برای پاسخ مثبت به شخص مؤمن فرضی هست ؟ 5) یا نه اگر حقیقتا انسان نگاه درستی داشته باشد و بخواهد بندگی کند باید بتواند با هر آدمی زندگی کند همان طور که بسیاری از بزرگان عرفان تا کنون ، همسران معمولی داشتند و آن ها را تحمل می کردند ؟ 6) یا هیچکدام ، احیانا باید دید اگر نفس، ازدواج با انسان مؤمنی را به خاطر دلایل دنیوی نمی پسندد باید برای مخالفت با نفس ، زندگی با این مؤمن را برگزید ؟ ، 7) نظر به این که زندگی با مؤمن حقیقی مسئولیتی سنگین برای همراهی او بر دوش انسان می گذارد ، آیا باید در مسائل زندگی از کلیات تا جزئیات ، توان و وسع همراهی کردن شخص مؤمن را هم اکنون در خود ببینیم و ذره ای شک در توانایی خود برای همراهی نداشته باشیم که به او جواب مثبت بدهیم ؟ به عبارت دیگر آیا باید برای جواب مثبت دادن باید یقین داشته باشیم که در شرایطی که احتمالا او خواهد داشت می توانیم او را همراهی کنیم ؟ یا خیر ، همین که بنای دینداری کردن را داریم توکل به خداوند به او جواب مثبت بدهیم و از خداوند بخواهیم وسع همراهی او را به ما بدهد همان طور که تا کنون خداوند بوده که به ما ظرفیت و شوق تغییر و تحول نسبت به گذشته مان را داده است ؟ )8 آیا اگرکسی عقلا مسئله ای را برای خود حل کرده باشد، اما باز به استخاره روی آورد تا قلبش مطمئن شود، مشکل دارد ؟ اگر بله ، ریشه ی مشکلش چیست و برای رفع مشکلش فی الجمله باید چه کار کند ؟ 9) در نگاه عرفانی یک زن از ازدواج چه می خواهد ؟ یک مرد چطور ؟ امام خمینی (ره) چرا ازدواج کردند ؟ اجرکم عند الله و اهل بیته.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به نظر بنده می‌شود در عین آن که جوان مؤمن و خوش اخلاق را رد نمی‌کنید شرایط خود را نیز قبل از عقد مشخص نمایید و از طرفی فکر نمی‌کنم اگر یک کار سالمی باشد که با روحیه‌ی خانم‌ها تناسب داشته باشد مشکلی در کسب معرفت و بندگی خدا به وجود آورد و همین‌طور که متذکر شده‌اید باید با مردی ازدواج کرد که بستر ایمانی ما را مختل نکند. به صرف این‌که مرد مؤمن باشد ولی نسبت به دینداری همسرش بی تفاوت باشد همسر خوبی نیست مگر این‌که چاره‌ای نداشته باشید. نمی‌توان به کلی در امر ازدواج به بهانه‌ی مخالفت با نفس با هر مرد مؤمنی ازدواج و به زیبایی‌های آن در حدی که تمایل نسبی داشته ‌باشیم نظر نکرد. در قسمت هفتم عرض بنده آن است که : ما همین که بنای دینداری داریم باید به خدا توکل کنیم. 8ـ اگر عقل انسان به عنوان حجت باطنی خداوند مورد را تأیید کرد معنی ندارد به استخاره که یک احتمال است متوسل شویم. آیا اگر استخاره بد آمد می‌توان عقل را زیر پا گذاشت و به استخاره عمل کرد؟ 9ـ بنده در حد خودم در کتاب «زن آن‌گونه که باید باشد» به خصوص در مقاله آخر عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
1045

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آیا انسان قبل از تولد پدر و مادر خود را انتخاب میکند؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ظاهراً باید این‌طور باشد چون یکی از ابعاد شخصیت هرکس در نسبتی است که به پدر و مادر خود دارد. موفق باشید
20069
متن پرسش
بسم رب المهدی با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر: در تاریخی که غرب سایه ظلمات خود را بر نور حقیقت انداخته تا انسان امروزی رسیدن به حقیقت را برای خود بسیار دشوار دریابد، ما به عنوان فعالان فرهنگی به نظر نقشی بسی دشوارتر و پیچیده تر داریم. برای فهم پیچیدگی و سختی این کار باید به دنبال راهی به سمت حقیقت بود و ایستادن عین تباهی است. برای فهم این تاریخ و رسالت و جایگاه خود می خواهیم نگاهی به جایگاه هنر به عنوان یکی از مهمترین عناصر تاریخ بیندازیم و تلاش کنیم آن را در زندگی خود فهم کنیم. ما هنر را بستری می بینیم که با آن می توان احساسات، عواطف، حساسیت و اندیشه انسان ها پیوند خورد و با آن زیبایی شناسی مردم و نظام ارزش ها را الهی نمود و تلقی ها را از مفاهیم مختلف تغییر داد و ارتقایی در نیازهای انسانی قرار داد. می شود گفت هنر، زبان تکلم با جنس انسان، فارغ از انواع آن هست. در اینجا هنرمند باید از زمانه خود جلوتر باشد، غایت خود و مسیر طی شده را بفهمد و مسیر پیش رو را جلوتر از تاریخ خود درک کند. در اینجا می خواهیم به هنری متذکر شویم که ورای از هنر رسانه ایست و حتی می تواند به هنر رسانه ای ما نیز روحی متناسب با انقلاب اسلامی ببخشد. اما آنچه که در فهم هنر با مفهوم فوق اهمیت می یابد مسئله ایست که در ادامه به آن اشاره خواهم نمود. همانطور که در متنی که پیرامون آزادی، جمهوریت و انقلاب اسلامی نگاشته بودید و در ضمن آن بیان فرمودید، «آزادي را احساسی می دانید که بشر این دوران خود را با آن معنا کرده و احساس آزادي را براي خود از هوایی که باید با آن تنفس کند، مهمتر می داند و لذا می خواهد آن را به دست آورد. زیرا آزادي یک نوع موجودیت به انسان می دهد و امروز بشر نسبت به این امر به خودآگاهی رسیده یعنی بیش از پیش احساس نیاز به آزادي را در خود احساس می کند» و حتی شاید بتوان گفت همانطور که انقلاب در آغاز خود با در دست گرفتن پرچم عدالتخواهی و خداباوری، طومار مارکسیسم را به هم پیچید، امروز هم باید علم آزادی خواهی را در دست بگیرد تا بتواند از چنگال لیبرال دموکراسی خارج شود. با توجه به این مسئله ای که ما را به آن متذکر شده اید، به نظر مفهوم آزادی را باید در کار فرهنگی و نسبت خود با جامعه درک کنیم. ما در کار فرهنگی خود، به نظر باید به آزادی انسان ها توجه کنیم و ضمن تلاش برای تذکر جامعه به آزادی، خود نیز در کار فرهنگی خود جایی برای آزادی انسان ها باز کنیم و آزادی آن ها را ببینیم. در کار فرهنگی برخورد ما با اندیشه ها و احساسات اجتماعیست که باید آن ها را در دل واقعیت ها به حقیقت تذکر دهیم. اما به نظر در دیدن آزادی جامعه توسط ما مسئله مهم ضمن تعریف آزادی در کار فرهنگی چگونگی تذکر دادن است که به تعریف از آزادی مربوط است و اینکه حال سوال ما این است که تعریف آزادی در فعالیت های اجتماعی چه می تواند باشد و ما چگونه باید جامعه را متذکر شویم که همچون غرب به مدیریت و کنترل انگیزه های اجتماعی دچار نشویم و آزادی انسان ها را در آن دیده باشیم؟ اینکه ما متذکر می شویم، را بیشتر می خواهیم فهم کنیم و ببینیم هادی جامعه، که همه را به حقیقت متذکر می شود، چه نسبتی را باید با جامعه خود برقرار کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این ابتدایِ راه است. بسیار خرسند هستم که متوجه‌ی حساسیت موضوع شده‌اید. حال به این موضوع فکر کنید که انسان می‌خواهد آزادانه آن‌چه را مایل است و باور دارد، عمل کند. در این صورت اگر خواسته‌ها و باورهایش متعالی شد وقتی خود را آزاد می‌داند که شرایط مقابلِ او، مانعِ تحقق آن خواسته‌ها نباشد و این عالی‌ترین نحوه‌ی تربیت فرهنگی است که انسان، خود را آزاد بداند و آزادیِ او برای او فضیلت و کمال باشد. این‌جا است که از یک طرف از آزادی به معنایی که غرب از آن تلقی إباحه‌گری دارد فاصله می‌گیریم و وارد تاریخی می‌شویم که تحجر و ارتجاع نیز برداشت‌های تنگ‌نظرانه‌ی خود را بر ما تحمیل نمی‌کند و از این جهت تأکید دارم که این اولِ راه است. و چه اندازه زیباست که هنر و هنرمند بتواند معنایِ آزادی را با فضیلت انسانی یگانه کند تا بشریتِ دوران متوجه شود نه‌تنها تکالیف الهی مانع زندگانی آزادانه‌ی او نیست، بلکه بستر بهترینِ انتخاب او به حساب می‌آید. موفق باشید  

18516
متن پرسش
حقیقت انسان از دیدگاه عرفان در اسلام، انسان را چیز جدایی از خدا نمی داند و به میزانی که در طاعت و عبودیت بالا رود می تواند به مقام ربوبیت برسد یعنی کاری را که خداوند می کند انجام دهد. مانند کرامات و معجزاتی که ائمه و پیامبران داشتند (زنده کردن مردگان، شفای بیماران و).... این نوع تلقی از انسان یعنی انسان شناسی عرفانی چه تغییراتی در تعاملات اجتماعی در حوزه رفتارها و حوزه نظام سازی رقم می زند؟ یعنی یکی در بعد خانواده و رفتار با دوستان، محل کار و ... به کجا خواهد رسید؟ و دیگری در نظام سازی چگونه عمل می کند؟ یعنی این نوع نگاه چگونه منجر به تشکیل و ساخت نظامات اداری یک جامعه خواهد شد؟ مثل نظام اقتصادی، آموزشی، علمی، فرهنگی و غیره. به عبارتی دیگر چگونه می تواند مدلهایی برای اداره کشور از بعد محتوا و روش ارائه کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از طریق عبادات منوّر به نگاهِ حقّانی شد، می‌تواند وجهِ حقّانی عالَم را از وجهِ باطل آن – که وَهم ایجاد می‌کند - تشخیص دهد و گرفتار آن نوع زندگی که امروز فرهنگ غربی برای بشر ایجاد کرده، نشود. بلکه عالَم را بستر تعالیِ خود بیابد نه آن‌که کارش بشود تخریب طبیعت برای جوابگویی به هوس‌هایش. موفق باشید

17550
متن پرسش
با سلام و عرض تسلیت ایام شهادت شهدای کربلا: استاد عزیز لطف بفرمایید در مورد عباراتی مانند زنازاده، مادرت به عزایت بنشیند، لعین، لئیم و دیگر عباراتی که در برخی متون از زبان ایمه در رابطه با مخاطبانشان وجود دارد توضیحی بفرمایید. آیا متونی که حاوی این مطالب است جعلی است؟ یا این که این موارد ناسزا محسوب نمی شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت فرمایید همه‌ی آن جملات در جای خود با مبنای خاصی گفته می‌شود از آن جمله، مشهور است که پدرِ عبیداللّه یعنی زیادبن ابی، مجهول‌الوالد بوده به همین جهت می‌گویند زیاد پسر پدرش، و به عبیداللّه که مشهور است فرزند زیاد است، می‌گویند ابن مرجانه. زیرا مشهور بوده است که مرجانه با مرد دیگری عبیداللّه را باردار شده است و این مسائل در جامعه‌ی آن روز مشهور بوده. از طرفی در روایت از رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» هست که هرکس دشمن اهل‌البیت باشد – عنایت داشته باشید نشناختن اهل‌البیت مطرح نیست - طیبِ مولود ندارد. یعنی در بستر پاکی متولد نشده است و از آن جهت که لشکر عمرسعد امام را می‌شناختند و امام نیز، خود را معرفی کرده‌اند، بر این مبنا است که عباراتی مانند زنازاده برای این نوع افراد به‌کار می‌بردند تا فرهنگِ دینی مدّ نظر اسلام را نیز متذکر شوند. موفق باشید  

17485
متن پرسش
سلام: چرا عزای امام حسین (علیه السلام) اینقدر عظیم است که آدم و تمام انبیا و آسمان و زمین بر آن گریه کرده؟! شدت اتفاق (کشتن و سر بریدن مردان و اسارن زنان و کشتن نوزاد و ...) بسیار زیاد است، اما خب تو یمن یا سوریه یا جاهایی که داعش حمله میکنه هم ممکنه مشابه این اتفاقات بیفته مثلا دختر بچه ای که جلو خانوادشو کشتن یا چمیدونم حمله چنگیز خان و اینا... چه چیز باعث میشه این واقعه اینقدر مستوجب عزاداری در تمام دوران بشه! در همین راستا کتابی هم معرفی کنید ممنون میشم، حماسه ی حسینی رو خوندم، در بعد حماسی عاشورا تقویتی کردم خودم رو، اما در بعد مقابل که عظمت غم عاشوراست مشکل دارم. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کربلا، موضوعِ تقابلِ حق مطلق با باطلِ مطلق در میان است. امام معصومی که حجت خدا در زمین بودند به قتل می‌رسند آن‌هم از طرف مدعیان دین اسلام، و از این جهت، بشریت باید متوجه عمق این فاجعه بر روی زمین باشد تا خود را مواظبت کند که تا کجاها خطر سقوط هست. کتاب «کربلا مبارزه با پوچی‌ها» روشن می‌کند که کربلا و سیره‌ی حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» راهِ گشوده‌ای است که حتی امثال مردم یمن از آن طریق می‌توانند از سیطره‌ی شجره‌ی ملعونه‌ی آل سعود آزاد شوند. موفق باشید

16881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیزم: با توجه‌ به تأکیدهای مداوم حضرت آقا درباره حفظ زبان فارسی و ویرایش لطفا به این نکات توجه بفرمایید که غلط‌هایی بسیار فاحش است و متأسفانه در گفتار و نوشتار شما هم بسیار تکرار می‌شود. بنده کمترین به دلیل اینکه تقریبا از شش سال پیش هر روز فایل‌های صوتی شما را گوش می‌دهم و برخی از کتاب‌های را شما خواندم و مباحثه کردم و درس دادم و با توجه‌به به روحیه نقدپذیری شما بی‌ادبی کرده و این نکات را خدمتتان عرض می‌کنم. حضرت استاد، «نسبت به» فقط در معنای مقایسه درست است و نباید به‌جای «در قبال» یا «درباره» استفاده کرد. تعداد آثار شما نسبت به پارسال کمتر شده است. (کابرد درست) شما نسبت به این این موضوع توجه نمی‌کنید. (کاربرد نادرست) «در ارتباط با» گرته‌برداری و غلط است. در ارتباط با این موضوع باید بیشتر فکر کنیم. ویراسته: درباره این موضوع باید بیشتر فکر کنیم. کلا در نوشته‌ها و گفته‌های شما پر از غلط‌های ویرایشی است و بنده با توجه به اینکه آثار شما را به افراد بسیاری توصیه کرده‌ام از بسیاری از آن‌ها شنیده‌ام که کتاب‌ها بسیار پرغلط است. شاگرد کمترین شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از‌ توصیه‌های شما. سعی بر آن است که بر آن‌ها تأمل شود ولی عنایت داشته باشید که بنای بنده آن است که ادبیات مقاله‌ای و به اصطلاح نظم ریاضی که با علم حصولی همراه است را پشت سر بگذارم به همان معنایی که ارسطو در رابطه با قضایای حضوری می‌گوید: «قضایا قیاساتها معها» که البته در مقدمه‌ی کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» دلیل آن را عرض کرده ام و در همین رابطه واژه‌ی نسبت را با ادبیاتی که تذکر وجودی باشد به کار می‌برم. به اصطلاح گفته می‌شود با مفاهیم علم حصولی نمی‌توان عقل تاریخی را به جامعه برگرداند. موفق باشید

16827
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوة خدمت استاد عزيز و بزرگوار طاهرزاده: چند وقت پيش سوالي از محضر جنابعالي پرسيدم كه جوابش را نداديد. احساس كردم كه شايد متن سوال ايراد داشته يا به دست شما نرسيده به همين دليل بازهم مي پرسم به اميد گرفتن جواب. استاد عزيز خداوند در چند جاي قرآن مردم را دعوت به اين كرده كه شبيه قرآن را يا شبيه به سوره اي از آن را بياوريد. حال سوال من اين است كه آيا خطبه اول نهج البلاغه و بعضي ديگر از خطبه ها و جمله هاي امام علي (ع) نه تنها در حد قرآن بلكه بهتر از آن (چه از لحاظ ادبي و چه تفسير ) نيست؟ به طور مثال مقايسه كنيد خطبه اول نهج البلاغه و سوره قل يا ايها الكافرون را اگه ميشه حتما جواب بديد. اگه به صورت عمومي نمي شود به ايميلم بفرستيد. با تشكر از زحماتتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن می‌فرماید: «وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (23)/بقره). در آیه‌ی فوق موضوعِ  «مِنْ دُونِ اللَّهِ» را به میان آورده است یعنی بدون کمک‌گرفتن از خدا و فرهنگی که حضرت حق ایجاد کرده است. در حالی‌که اولاً: ادبیاتی که حضرت علی«علیه‌السلام» در نهج‌البلاغه به‌کار می‌برند به کمک همان فرهنگ قرآنی است و خودشان چنین ادعایی ندارند که کلماتشان رقیب قرآن است. ثانیاً: از نظر اهل ادب اگر تمام نهج‌البلاغه را جمع کنیم از جهت جامع‌بودن در حدّ سوره‌ی «قل یا ایهاالکافرون» حرف ندارد. به همین جهت اهل فن در وصف نهج‌البلاغه می‌گویند: «کلامی است مافوق کلام بشر و مادون کلام خدا». موفق باشید

16148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: ان شاء الله که خسته نباشید. دو منبع می خواستم برای تاریخ فلسفه اسلامی (کتابی جامع و دقیق معرفی بفرمایید که در خلال مباحث، صرفا فقط رویکردش بیان تاریخ نباشد و بصورت طوطی وار فقط تاریخ نگوید) مثلا مثل جزوه شما باشد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر باید همان مطالعه‌ی «بدایه و نهایه و اسفار» باشد. موفق باشید

14095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در برنامه سخنرانی مذهبی سیما اواخر ماه صفر روایتی بیان شد که ذهن من را به خود مشغول کرده است. زمانی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در حضور پیامبر (ص) و فاطمه زهرا (س) کشتی می گرفتند پیامبر شروع به تشویق امام حسن (ع ) می کنند در قبال سئوال دخترشان می فرمایند دیدم ملائک امام حسین (ع) را تشویق می کنند به همین علت من امام حسن (ع) را تشویق کردم. منبع را ذکر نکردند ولی من نمی توانم بپذیرم مگر نه اینکه کل هم نور واحد اند؟ استاد به شدت ذهنم درگیر شده اینطوری امام حسن (ع) حتی میان آسمانیان هم غریبه اما در باور من همان بود که عرض کردم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع بسیار ارزشمند عرفانی است که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از آن خبر دادند بدین معنا که حضرت امام حسن«علیه‌السلام» در آن صحنه به مدد نبیّ اللّه که انسان کامل‌اند فعالیت دارند و حضرت امام حسین«علیه‌السلام» به مدد فرشتگان عالم غیب. یعنی عالم شهود نیز به یک معنا محل تجلیات مختلف اراده‌های انسان کامل و فرشتگان عالم ملکوت است. موفق باشید

14013
متن پرسش
سلام علیکم: پس از مطالعه کتاب معاد و گوش دادن DVD آن این دو سوال را دارم: 1) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد معاد در کدام سوره توضیح داده است؟ 2) آیا علامه طباطبایی معاد جسمانی را بصورتی که در کتاب معاد توضیح داده اید قبول دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ علامه طباطبایی در کلّ المیزان با احتیاط کامل بحث معاد را مطرح می‌کنند زیرا در آن فضا قشریون دنبال بهانه بودند که عوام را ضد ایشان برانگیزند. به حضرت آیت‌ الله جوادی فرموده بودند: «هنوز وقت مطرح کردن معاد در حوزه نرسیده‌است». 2ـ همه‌ی حکمای ما اعم از علامه و حضرت امام،‌ معتقد به معاد جسمانی به صورتی هستند که ملاصدرا طرح می‌کند به طوری که علامه می‌فرمایند «همه‌ی ما بر سر سفره‌ای نشیسته‌ایم که مرحوم آخوند (یعنی ملاصدرا) پهن کرده‌است.» موفق باشید

13844

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود: برای خودسازی راه توحیدی قوی تر است یا معرفت نفسی و یا هر دو با هم؟ علم کلام در خودسازی تاثیر دارد یا ندارد و چرا؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: علم کلام بیشتر برای جواب‌دادن به شبهات است در موضوعات عقیدتی. ولی معرفت نفس از یک طرف ما را منوّر به نگاه توحیدی می‌کند و از طرف دیگر مقدمه می‌شود برای توحیدی بالاتر. موفق باشید

12566
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: شما در کتاب «زن آن گونه که باید باشد» فرموده اید اگر راه نبوت و امامت بسته است و مخصوص ذوات خاص است، راه ولایت بسته نیست همه می توانند ولی الله شوند. در اینجا ولایت به چه معنا است و آیا شامل ولایت تکوینی هم می شود و اگر اینگونه باشد در حال حاضر پس جایگاه امام زمان (عج) کجاست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بزرگان دین فرمودند از آن‌جایی که خداوند می‌فرماید: «اللّه ولیّ الذین آمنوا»، حضرت حق ولیِّ هر مؤمنی خواهد بود و لذا اُنس با حضرت حق برای هر مؤمنی گشوده است، حال چه اُنسی که موجب ارتباط قلبی با حضرت حق باشد و چه اُنسی که موجب گردد انواری از حضرت حق به عبد منتقل شود و عبد دارای ولایت تکوینی گردد. آنچه نباید از آن غفلت کرد مسیری است که انسان را به ولایت و اُنس حضرت حق می‌رساند که در هر تاریخی این مسیر صاحب داشته است و تنها از طریق پیامبر و امام این مسیر محقق می‌شده است و جایگاه امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در آن است که هرکس بخواهد امروز قدمی در مسیر اُنس با حضرت حق بردارد، تنها در پرتو نور ولایت آن حضرت ممکن است وگرنه در خیالات و اوهام خود و قدرت‌های نفس ناطقه زندگی می‌کند نه در توحید الهی. موفق باشید

10925
متن پرسش
سلام علیکم: شاید سوال مسخره ای باشد. آیا می شود کامپیوتری پا به عرصه وجود بگذارد که جوهره تصرف در طبیعت در آن نباشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی ارتباط انسان با کامپیوتر کمیّات و ریاضی‌کردن همه‌چیز است، در این نگاه طبیعت به عنوان یک کیفیت دیده نمی‌شود. موفق باشید
10601
متن پرسش
سلام: چرا در هیچ یک از مباحث دینی مطلبی از خودشناسی گفته نمی شود؟ چرا در حوزه های علمیه درسی به نام روانشناسی نیست؟ در صورتی که علمای ما اولین سخنانشان باید از خودشناسی باشد اما کمتر کسی من دیدم که خودشناسی مطالعه کرده باشند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روانشناسی یک علم تجربی است که عکس‌العمل‌های روان را در رابطه با بدن بررسی می‌کند، ولی خودشناسی مربوط به ابعاد مجرد نفس است که در فلسفه و عرفان اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد. موفق باشید
9729
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. 1- چرا وقتی کاری را هر روز در ساعت خاصی انجام می دهیم نسبت به زمانی که همان کار را در ساعتهای متفاوت هر روز انجام می دهیم احساس آرامش و وحدت خاطر داریم؟ مثلا وقتی هر روز فلسفه را ساعت 8 می خوانیم احساس وحدت می کنیم تا وقتی امروز ساعت 8 بخوانیم و فردا ساعت 9 و پس فردا در ساعتی دیگر؟ 2- من وقتی ارتباطم را با دوستان یا ارحامم زیاد می کنم مثلا ماهی یکبار، متاسفانه قلبم مشغولشان می شود برای همین ارتباطم با همه کم است و کوتاه می نشینم، ارحام 3 ماهی یکبار مگر اینکه کار داشته باشند و دوست هم که حدود 6ماهی یکبار. یک مدت است گرفتار این وضعیت شده ام قبلا در جمع از خلوتم بیرون نمی آمدم البته زیاد هم نمی نشستم همان موقع هم. این بد است استاد؟ 3- من در بعضی کارها زیاد گرفتار یاس می شوم یاسی که هیچ مبنای عقلی هم ندارد؟ از تلقین و توسل استفاده می کنم ولی اذیت می شوم. ذکری هست که من با مداومت بر آن خلاص شوم از وسوسه شیطان حضرت استاد؟ با سپاس بسیار. ان شاالله با امام حسین(ع) محشور شوید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی برای خود برنامه‌ی منظمی بریزیم روح ما با آمادگی بهتری وارد برنامه می‌شود 2- در هر صورت باید با نور توحید قدرت جمعِ کثرات را در خود زیاد کنید، به صورت عرفی با آشنایان و دوستان رابطه داشته باشید 2- این یأس، القای شیطان است، با اذکاری مثل «لا إله إلا اللّه» و «لا حول و لا قوة إلا باللّه» رفع می شود. موفق باشید
9379
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به فضایلی که برای ادعیه مختلف از معصومین (ع) بیان شده است به نظر میرسد که در کل فضیلت و ثواب دعاهایی که جنبه تسبیح و تحمید بیشتری دارند مانند یستشیر، عشرات، مشلول و ... بیشتر از دعاهایی است که بیشتر جنبه مناجات و استغفار و عرض حال و حاجت دارند مانند دعای ابوحمزه، کمیل و ... گاهی فضایلی که برای ادعیه توحیدی تر بیان شده حیرت انگیز است و از آن طرف درباره فضیلت مناجات ها یا سکوت شده و یا در آن حد بیان نشده است البته درست است که در همه ادعیه تا حدی به حمد و ثنای الهی پرداخته میشود اما آیا میتوان در حالت کلی این افضلیت و طبقه بندی در ادعیه را در نظر داشت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مشکلی است بنده تا حال در این مورد فکر نکرده‌ام. باید سعی کرد بهترین نحوه‌ی ارتباط با خدا را از طریق ادعیه پیدا کرد حال هر دعایی که با روح شما متناسب‌تر است آن را باید انتخاب کنید. خیلی به فضائل و ثواب‌اش کاری نداشته باشید. موفق باشید
8394
متن پرسش
سلام در جامعه امروز ما چرا اکثریت مردم احساس نیاز به مطالعه نمیکنن چراکه فکر میکنم اینکه سرانه مطالعه پایین هست دلیل اصلیش مشکلات گرانی ویانشر ویا مسائل دیگه نیست بلکه این احساس نیاز وجود ندارد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده نظر خودم را در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تحت عنوان. ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن عرض کرده‌ام؛ مشکل آن است که اولا: مردم عمدتا با کتاب‌هایی روبرو هستند که در نهایت افقی از حقیقت جلو آن‌ها نمی‌گشاید و ثانیا: با آثار عالمان عالَم دار مرتبط نیستند و گرنه نمی‌توانند بی کتاب زندگی کنند. موفق باشید
7001
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد . من میدونم تمام اسرار عالم و رموز در قرآن هست و کتابی بسیار پیچیده ای است و به جای دانستن به انسان چشم دیدن میدهد . و حتی قیاس کردن قرآن عظیم با فصوص و اسفار هم نشان جهالت شخصی را میرساند .ولی یک سوالی داشتم چگونه میتوان از نوراتیت قرآن استفاده کرد ؟ بطور مثال وقتی مبحثی مثل حرکت جوهری را میخوانی از بسیاری از حقایق آگاه میشوی و این خود کمی پای رفتن میدهد حال این حالت را چگونه میتوان با قرآن حاصل کرد ؟ و یا کلی تر اینکه مفاهیم قرآنی با مفاهیم فلسفی و عرفانی چه تفاوتی دارد ؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن انسان را در وادی وجود سیر می‌دهد و وجودش حقیقت را از جنبه‌ی وجودی احساس می‌کند و همین حالت است که عارف و فیلسوف مسلمان را می‌کشاند که به زبان فلسفه و یا عرفان از آن حقیقت سخن بگویند و لذا از این جهت می‌توان گفت فلسفه‌ی اسلامی و عرفان اسلامی اشاره‌ی قرآن شناسان است به حقیقتی که یافته‌اند به زبان استدلال و یا به زبان قلب. و این ها می تواند مقدمه فهم قرآن شود. موفق باشید
6684
متن پرسش
با سلام گویا نظر علامه طباطبایی این است که همین بدن دنیوی با حرکت جوهری تبدیل به بدن مثالی می شود ولی حضرت امام خمینی این نظر را صحیح نمی دانند. قضیه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تفاوتی در نظر این بزرگان ندیدم شاید تعبیرات چنین باشد. همه متوجه‌اند که باید بدن برزخی و قیامتی از طریق اراده‌های ما ایجاد شود. موفق باشید
نمایش چاپی