بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12193
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: فرمودید در خواب ما در برزخ قوس نزول قرار داریم آیا بدن خوابی ما را نفس خودش می سازد مثل بدن قیامتی یا اینکه بدن شدیدۀ بدن جسمانی ما همان بدن خوابی ماست؟ و در ضمن برزخ و قیامتی که روایت می فرماید الان هست منظور برزخ و قیامت قوس صعود است یا نزول و عارف و پیامبر (ص) و ائمه (ع) با کشف و شهود خود با کدام برزخ در ارتباطند. و آیا وقتی شخص در خواب رحمانی می بنیند که سگی به او حمله کرده اگر تعبیر کنند که نفس امارۀ خودت هست در اصل خودتی آیا این خبر از برزخ قوس صعود ما دارد یا نزول؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در مقام تکوینی خود در برزخ نزولی است و هراندازه در انتخاب‌های خود در مسیر اصلاح خود و یا فساد خود قدم بردارد در برزخ صعودی خود قدم برمی‌دارد لذا برزخ قیامتی برزخ صعودی است و هرکس از جهت انتخاب‌هایش در آن قرار دارد. چون موضوع نفس امّاره و انتخاب‌های مناسب آن در میان است قصه‌ی حضور در برزخ صعودی است. موفق باشید

11884
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیزتر از جانم: استاد بنده با توجه به تحقیقات و مطالعاتی مختصری که در حوزه حکمت متعالیه و معرفت النفس کرده ام و همچنین شرکت در کلاسهای شما طرز تفکرم نسبت به قبل خیلی عوض شده مخصوصا نسبت به نفسم و مسئله وجود و جهان خارج و.... 1- از طرفی می بینم خیلی چیزها را می فهمم که قبلا نمی فهمیدم یا اصلا توجه نمی کردم که این فهم برایم خوشایند است از طرفی می ترسم پای وهم وسط بیاید و فهمم در بعضی مراحل وهمی شود، چگونه فهم حقیقی را از وهمی تشخیص دهم که خدای ناکرده دچار انحراف نشوم؟ 2- بنده به علت نامنظم بودن مطالعاتم بعضی مواقع احساس سردرگمی در مسیر دارم و احساس می کنم به یک راهنما و استاد در مسیر مطالعاتی و فکریم نیاز دارم، البته هدف نهایی را مشخص کرده ام ولی نمی دانم مسیر را چگونه طی کنم که وهم وارد مسیر نشود و به حقیقت و حق به صورت کامل و مستقیم بدون دخالت وهم و خیال برسم؟ 3- در حال حاضر می دانم نباید در اینجا توقف کنم و باید جلوتر بروم و نباید خودم را مشغول این سطح کنم و باید از این سطح بگذرم و به بالاتر بروم، چون مطمئنم اگر در اینجا متوقف شوم خیالات و موهومات مرا مشغول می کند، این را می فهمم که باید بالاتر بروم اما نمی دانم چگونه، لطفا به من سیر و راهی را ارائه دهید که دائما مشغول حق و حقیقت باشم و من بتوانم خیال و وهمم را مشغول کنم نه وهم و خیالم مرا مشغول کند و خدای ناکرده از مسیر رسیدن به کمال و حق بازدارد. با تشکر صلوات بر محمد و آل محمد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برای عبور از وَهم، شریعت و سنت اولیاء کارساز است 2 و 3- طوری سیر مطالعاتی سایت را دنبال کنید که إن‌شاءاللّه پس از مدتی سر و کار شما با قرآن و روایات باشد. موفق باشید

9762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام استاد: اگه اشکالی نداره می خواستم بدانم عضو هیات علمی جایی هستید؟ و در کدام دانشگاهها یا حوزه های علمیه تدریس دارید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بازنشسته‌ی تربیت معلم هستم، 18 سال هم در دانشگاه اصفهان، معارف اسلامی تدریس می‌کردم و به جهت کارهایی که دارم هیچ‌کاری را نمی‌توانم بپذیرم. موفق باشید
8643
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد: خواستم نظر حضرتعالی در مورد تقسیم بندی استاد میرباقری از تقابل سه گفتمان در اداره کشور که در آن مسئولین را به سه دسته سکولار - خواهان مدرنیته اسلامی (ژاپن اسلامی ) و تمدن اسلامی بدانم. آیا غلبه هر دو دسته اول را می توان بنوعی تورم باطل در مقابل حق دانست؟ فایل متنی گفتار ایشان: http://q-b.ir/content/793
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تقسیم‌بندی بسیار عالمانه‌ای است و حقیقتاً در متن قضیه همین‌طور است که هر اندازه ما برای تمدن غربی جایگاه قائل باشیم به همان اندازه برای باطل جا باز کرده‌ایم. موفق باشید
8374

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز می خواستم فایل تصویری مصاحبه تون رو در طلاییه یا برام ارسال کنید یا جهت دانلود در سایت قرار دهید با تشکر.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خودم چیزی از آن فایل در اختیار ندارم باید با جناب سردار لادانی صحبت بفرمایید. شماره تلفن ایشان عبارت است از: 09131812131 موفق باشید
5635
متن پرسش
با سلام. در سوال 5606 یک آقایی پاسخ هایی به یک خانمی داده بودند. باید عرض شود که اولا ایشان هیچ دلیلی اقامه نکردند که مخالفت زنان با زن دوم ریشه ی حسادت دارد و فقط نظر خودشان را گفتند، لذا ما هم می توانیم مثلا بگوییم چون مردان تنگ نظر هستند نمی توانند ببینند زنشان از مرد دیگری تعریف می کند. که البته این طور نیست نه در رابطه با زن و نه در رابطه با مرد. ثانیا ایشان فرموده اند که منابع فقه کتاب و سنت و ... است و اگر بنا باشد .... ، درحالی که "نگاه" مهم است، با نگاه زمان شناسانه به زعم آن خانوم، به این منابع ممکن است نتایج دیگری گرفته شود. ایشان هم نگفتند که باید منابع فقه را تغییر داد، می گویند باید با نگاه زمان شناسانه به این منابع نظر کرد. متأسفانه بعضی افراد به جای این که به حرف و معنای آن توجه کنند و پاسخی برای آن بیابند با نگاه انحراف یابی و برچسب زنی به صحبت افراد می نگرند . در سوال 5579 درمورد زمانه ی امروز بحث شده نه کل تاریخ که آقای سوال 5606 فرمودن ایشان به نواب خاص و فقهای کل تاریخ لعن کرده اند! . اما استاد عزیز، ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. خوب است بدانید من با همسرم ساعت ها درمورد این مسئله صحبت کردیم که واقعا ببینیم حقیقت چیست. در پاسخ به سوال 5579 چند نکته مطرح فرمودید . نکته ی اول فرمودید این که اگر مردی برای ازدواج مجدد احساس واجب شرعی کند ، ترک واجب جایز نیست. استاد سر این اصلی که فرمودید بحث نیست. بله ترک واجب جایز نیست اما صحبت آن است که امروزه ، شرایط زمانه به گونه ای است که هرگز شرط این اصل محقق نمی شود که نتیجه اش یعنی واجب بودن ازدواج مجدد محقق شود. این حرفی که می زنم نتیجه ی ساعت ها تأمل و بحث با افراد صاحب نظر هست. شما یک شرایط خاصی را مثال بیاورید که ازدواج مجدد واجب باشد. بنده و دوستان هرچقدر می اندیشیم به حالتی دست پیدا نکردیم. از آن جا که بنده هنوز به این نتیجه نرسیدم که حرف زدن با کسانی که زن دوم را حلال می دانند، بی نتیجه است، سعی می کنم منظورم را تبیین کنم. یک جمله ای مطرح کردید که از شما بعید می نماید. فرمودید : "با این‌همه وقتی کارشناسان خطر آینده‌ی کشور ما را پیرشدن جامعه می‌دانند و این‌را خطری حتی بزرگ‌تر از مشکلی که جنگ برای ما به‌بار آورد پیش‌بینی می‌کنند و تأکید مقام معظم رهبری در تلاش برای تولد فرزندان بیشتر است و خداوند نیز دختران و زنانی را پروریده است که در صورت ازدواج با آن‌ها این مشکل برطرف می‌شود، آیا نباید در این مورد هم تأمل نمود؟ ".و از مقام معظم رهبری هم در این کلامتان خرج فرمودید. این حرف شما از زوایای مختلف قابل اشکال است. مقایسه اجمالی بین شرایط جنگ و شرایط امروز از زاویه ی مطرح در این سوال : آسیب جنگ این می شود که تعداد مردان از زنان کمتر می شود. لذا اگر مردان چند زن نگیرند جمعیت کثیری از زنان مجرد باقی می مانند پس آسیب جنگ در تحقق نیافتن اصل ازدواج است. اما پیرشدن جامعه به دو دلیل است اولا به دلیل این که به خاطر شرایطی که غرب به ما تحمیل کرده خیلی اوقات ازدواجی محقق نمی شود که بچه ای در کار باشد. حداقل خود من ده تا پسرخاله دارم که چون پول ندارن سنشون بالا رفته ولی ازدواج نکردن. خب کسی که برای ازدیاد نسل ازدواج مجدد می کند و همسر اولش را دق می دهد پولی که بناست خرج ازدواج مجدد برای ازدیاد نسل کند به این افراد کمک کند تا با ازدواج اولشان هم زن بگیرند هم بچه داشته باشند. اما دلیل دوم پیرشدن جامعه ، نه به ازدواج بلکه به غربی شدن هرچه بیشتر جوامع برمیگردد. یعنی ازدواج صورت گرفته اما تعداد بچه ی حاصل از ازدواج کم است. پس با ازدواج مجدد مسئله حل نمی شود چرا که ازدواج مسئله ی کمبود نسل را حل نکرده است بلکه مسئله ی اصلی تبعاتی است که غربی شدن جامعه بر ما تحمیل کرده است. باز خیلی ها هستند که به خاطر موانعی که مهم ترینش موانع مادی است بچه دار نمی شوند خب به جای ازدواج مجدد برای افزایش نسل ، به افرادی کمک کنن که به خاطر پول نداشتن بچه دار نمی شن. یک نمونه اش خود ما هستیم که اگه یکی دو میلیون پول داشتیم انقدر برای بچه دار شدن دو دل نبودیم و تا الآن بچه دار شده بودیم . خیلی از دوستان من هم همین طورند. طلاب امروزه شرایط سختی دارند ، آدم های خدانشناسی که با ازدواج مجدد می خواهند نسل زیاد کنند یک اطلاعیه بزنند که مثلا حاضرند برای افزایش نسل هزینه ی زایمان و ... را به مدت یک سال برای یک زوج طلبه که واقعا نیازمندند را تأمین کنند. البته این فقط یک پیشنهاد است و من خیلی روش فکر نکردم . پیشنهادهای خیلی زیاد دیگری هم می شود مطرح کرد برای کسانی که به خاطر ازدیاد نسل ازدواج مجدد می کنند. ساده ترین پیشنهاد همین است که کمک کنند تا زوج هایی که فرزند ندارند بچه دار بشن یا کسانی که نتوانستند ازدواج کنند ، را به هم برسانند تا زوج جدید بچه دار شوند. خودتان قطعا راه های بهتری هم به نظرتان می رسد ولی همه ی منظور بنده این هست که شما را متوجه کنم دچار چه اشتباه بزرگی هستید و متأسفانه خیلی ها رو در اجتماع آدم می بینه که هوس بازی می کنند به اسم این که پیامبر چند زن داشتند. اما اگر فقها با نگاه زمان شناسانه "مثلا" این حکم ابتدایی را می دادند که " ازدواج مجدد حرام است مگر در شرایطی که شهوت به مردان غلبه کند و در این صورت با اجازه ی حاکم شرع ازدواج مجدد بلامانع است" و در صورت نیاز چند تبصره هم به آن اضافه می کردند . در این صورت دیگر شهوت رانی به اسم اسلام نمی شد. مردی که ازدواج مجدد می کرد برای خود و همسرش واضح بود که به خاطر شهوت رانی دست به این کار می زند. درحالی که شخصا موارد زیادی در دوستان دیدم که به اسم اسلام و تکلیف شرعی، شهوت رانی می کنند و مشکلات زیادی را برای خود و خانواده و فرزندانشان ایجاد می نمایند. شاید در مثال های بنده انقلت بیاورید لطفا اگر اصل حرفم درست است بپذیرید. مثال ها را فقط برای این آوردم که منظورم واضح تر بشه. در انتها عرض کنم که بنده قصد پایین آوردن جایگاه مراجع را ندارم و اگر در جایی حرفی زدم که موجب این شده عذر می خوام و به صحبت بنده با نگاه علمی بنگرید نه نگاهی که از موضع دفاع از مراجع برآید. بیایید با هم بیاندیشیم تا در شناخت حقیقت این موضوع به هم کمک کنیم. عنایت داشته باشید که در سوال 5579 هم اصل مسئله ی ازدواج مجدد را انکار نکرده اما بحث روی شرایط امروز به لحاظ تاریخی و منطقه ای است چرا که قضاوت نسبت به تاریخ گذشته و مناطق دیگر، بیشتر از این ها اطلاعات می خواهد. با تشکر که وقت خود را در اختیار بنده و دوستان می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 5627 عرض کردم نباید موضوع را کش داد، تنها جواب جنابعالی را منعکس می‌کنم تا شرایط تفکر بیشتر در این موضوع به صورت همه‌جانبه فراهم شود هرچند در بعضی موارد با نظر جنابعالی موافق نیستم. البته موضوع به این‌سادگی‌ها هم نیست که هرکدام بر وجهی که در ذهن داریم تأکید کنیم و نسبت به نکته‌ای که طرف مقابل فکر کرده سریعاً بگذریم. موفق باشید
3293
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز چند وقتی است دو نفر از دوستان من شبهاتی که چند مورد آن را بیان خواهم کرد بیان میکنند و پس از شنیدن جواب چون بنده تسلط بر مباحث ندارم کاملا قانع نمیشوند و تقاضای کتاب یا سخنرانی در مورد عالم ذر نموده اند. لطفا مرا راهنمایی کنید مثلا میپرسند چرا خدا همه را با ظرفیت مثل هم نیافریده ودر این جهان بیاورد تاامتحان خود را در شرایط برابر بدهند واین با عدالت خدا سازگار نیست ویا اینکه اگر خدا میدانسته ما چگونه امتحان پس خواهیم داد پس چرا ما را خلق کرد ویا اینکه اصلا عالم ذر کجاست چرا در قران بیان نشده است و یا اگر شده اشارات کمی به ان شده است و شرح ان چیست ویا اینکه مثلا اگر یک زن ومرد زنا میکنند و انان گناه را انجام داده اند اما چرا فرزند دچار محدودیتهایی مانند دوری از حب اهل بیت میشود مگر فرزند چه گناهی داشته؟ و یا میپرسند چرا بعضی از افراد ناقص از نظر جسمی و عقلی به دنیا می ایندو امثال این مباحث به نظر حضرتعالی مشکل فکری این گونه افراد ازکجاست و ایا راه درمانی دارد و راه درمان ان چیست باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم کتای «عدل الهی» از شهید مطهری کمک می‌کند تا این شبهات جواب داده شود. موفق باشید
3252

انتظاربازدید:

متن پرسش
باعرض سلام باتوجه به آماده نبودن شرایط دنیا برای داشتن امام معصوم معنای انتظار کشیدن روزانه و یا هر جمعه چه می تواند باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفس انتظار به خودی خود شرایط رحمت الهی را جهت ظهور آن حضرت فراهم می‌کند، سخت امیدوار باشید. موفق باشید
3240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز....چرا علامه در کتب بدایه و نهایه اینقدر از ذهن و عین به طور جداگانه صحبت می کنند؟ آیا فضای این کتب واقعا براساس فلسفه متعالیه هست؟ در برخی فصول علامه می فرمایند که براساس مشاء تقریر کرده اند و برای فرد تازه واردی مانند بنده یک آشفتگی ذهنی پیش آمده نسبت به دو مکتب مشاء و حکمت متعالیه و مسائل در ذهنم درست تبیین نمی شوند. کتاب بهتری برای مطالعه دقیق تر و تفکیکی هست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده هم معتقدم شبهه وجود ذهنی را می‌توانیم با تبیین ملاصدرا و طرح حمل اوّلی ذاتی به‌خوبی حل کرد و به بقیه‌ی شبهه‌ها نپرداخت و لذا نگران نباشید و از موضوع عبور کنید. علامه نکات ارزشمندی در ادامه‌ی نهایه مطرح می‌فرمایند. موفق باشید
1955

زندگی دینیبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز! بنده چندوقتی است دچارمشکلی شدم ودروجودم دائما چیزی به من میگوید تو الان25 سال سن داری ودیگرازتو گذشت،طوری که احساس میکنم همه چیز ازکف دستم بیرون رفته،البته مشاهدات دیگرهم به این قضایا به این ماجرا دامن میزند مثلا دوستانم که دارندکم کم ازدواج می کنند میبینم گرفتاریهایشان را . هم جلسات شما ودیگراساتیدرا از دست دادند و فقط زندگیشان شده کاروکاروکار! آخر هم دریک خانه کوچک آپارتمانی وآن فضای دلتنگی که بارها شما درکتاب تمدن زایی شیعه بحث کردید زندگی پرازاسترس ونگرانی را شاملشان میشود. من نمیدانم این چه نصف ایمان کامل شدنیست که بعد ازازدواج جز(به معنای درست کلمه!) گرفتاری نصیب قسمت وروزی ما میشود؟ جناب استاد بنده مانده ام من با این 25 سالگی که چند وقتی ازروزتولدم نمیگذردوازآن طرف با آن آمال وحاجت های شخصی در عرصه فرهنگ وهنر ،درزمینه ترویج زندگی دینی (که هنوز بنده به آن ایده آل خودم نرسیده)و با این دیوی بنام ازدواج که اطرافیانم برایم ساخته اند،چه کنم؟؟؟؟؟؟ تازه استاد جدیدا دیو دیگری هم به زندگیم اضافه شده وازآن هم میترسم: پیری وبه دنبالش ناتوانی و افسوس وحسرت!!! استاد ممنون میشوم من را نجات دهید با راهنمایی هایتان!
متن پاسخ
.باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر به لطف الهی زندگی را درست تعریف کنید و وارد عالَم دینی شدید نه پیری و ناتوانی چیز بدی است و نه ازدواج. اگر در شرایطی هستید که نیاز به ازدواج دارید و امکان آن نیز تا حدّی فراهم است با کسی که به دنبال زندگی دینی است ازدواج کنید و دلواپس آن نباشید .خدا کمک می‌کند. مشکل ما در افراط و تفریط‌ها است. موفق باشید
1543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد 1-آرزوهای دور و دراز چیست؟لطفا با مثال 2-چگونه با عمل صحیح و درستکاری آرزوهای دراز کوتاه میشود؟3-چگونه مرگ باعث انس و آرامش میشود؟و چگونه ما مشتاق آن میشویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- وقتی متوجه باشیم دنیا منزلی است جهت اصلاح روح و روان از طریق شریعت الهی، داشتن هر اندازه از دنیا که جهت چنین هدفی به‌کار آید معقول است و بیشتر داشتن از آن ، همان دنیا است و تلاش برای به‌دست آوردن آن، آرزوهای بلند دنیایی است. 2- وقتی اعمال ما در دنیا برای آبادانی آخرتمان باشد دیگر قوه‌ی واهمه میدان پیدا نمی‌کند تا ما را گرفتار آرزوهای دنیایی کند. 3- نگاه درست به مرگ موجب می‌شود که انسان خود را ماوراء تنگناهای دنیایی، در عالمی دیگر احساس کند که محدودیت‌های دنیا را ندارد، و این عالی‌ترین وسیله جهت خارج‌شدن از نگرانی‌های دنیایی است. هر اندازه معاد را بهتر بشناسیم بیشتر دل به ابدیت خود می‌بندیم. موفق باشید
1100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضور استاد گرامی : بنده چند سوال داشتم که در زیر خدمتتان عرض می منم : 1)لطفا" کتاب های مربوط به سلوک دینی را به ترتیب نام ذکر بفرمائید. 2)بعضی وقت ها خود را تحت فشار قرار می دهم که مثل حضرات امام (ره)وعارفان باشم اما هرچه تلاش می کنم کمتر نتیجه می گیرم و وقتی به خود مراجعه می کنم می بینم ضعف در اخلاق عرفانی دارم اما مدتی که با این کتاب ها مثل چهل حدیث مانوس می شوم احساس می کنم با2مشکل مواجهم اول آنکه با در نظر گرفتن ایده های اینان انطور برایم متصور می شود کهافراد دور واطرافم چقدر عقب اند وغرق در هیچ وپوچ اند واین احساس عجب به من می دهد به این معنا که حضرا ت معصومین ما را آدم حساب کرده اند که روزیمان این طریق شده به تفحص درون بپردازم ولی نمی دانم چه برخوردی با این موضوع داشته باشم یعنی خودم را قبول داشته باشم یا اینکه نه عاقبت هیچ کس معلوم نیست که شر شود یاخیر با این دید کمی ناامید می شوم ضمن آنکه در مورد دیگران چه برداشت وبرخوردی باید داشته باشم که این حس برتری تعدیل شود ثانیا" فقط کافی است یک شکاف کوچک میان من وآن کتاب به واسطه ی درس ها یا تنبلی یا عدم خواندن آن برای چند روز شکاف بیفتد دیکر نمی توانم جمعش کنم وارتباط گیری با این تیپ کتاب ها برایم مشکل می شود ضمن آنکه یک عقیده ی پشت ذهنی می گوید به من که تلاش های تو بی فایده است مثالش را این می آورد که امام خمینی با آن همه بزرگی 20سال به این مضموم طول کشید تا دروغ(صفتی که تو نقل ونبات گرفتی اش ) را ترک کند با آن همه اساتید عرفانی نظیر مرحوم شاه آبادی و... تو که نه استادی داری نه اراده ای مثل امام نظیرش مثل یک شکاف کوچک بین من واین چنین کتاب ها که عرض شد ؛ حالا بنده مانده ام برای درمان نفس خودم وبرخوری صحیح چه کنم وچه شیوه ای به کار بندم تا چشمم به ملکوت باز شود (واقغا" آرزوی قلبی من است )خواهش می کنم تو را به جان حضرت زهرا (س)کمکم کنید .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عزیز من! «اُحبُّ العارفین و لستُ منهم» من هم دوست دارم آنچه را شما دوست دارید و به این امید زندگی را ادامه می‌دهم و فکر می‌کنم حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» راه را گشوده‌اند و معارف گرانقدری را با ما در میان گذارده‌اند. پیشنهاد می‌کنم به عنوان مقدمه مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد را کار کنید تا از جهت معرفتی خلأیی نداشته باشید و با تنظیم یک برنامه‌ی جدّی سعی کنید بین دروس دانشگاهی و معرفتی و اخلاقی جمع کنید. از حضرت آیت‌الله‌بهجت«رضوان‌الله‌علیه» پرسیده بودند: آیا معارفی که امثال سلمان و اباذر را پروراند هنوز هم موجود است؟ فرموده بودند آن‌ها چیزی اضافه‌تر از همین معارف نمی‌دانستند، آن‌ها صادقانه با این معارف برخورد کردند. گفت: «استادتو عشق است چو آن‌جا رسی ..... او خود به زبان حال گوید چون کن» در جزوه‌ی روش سلوکی حضرت آیت‌الله‌ بهجت«رضوان‌الله‌علیه» عرایضی عرض کرده‌ام که إن‌شاءالله جواب بعضی از سؤال‌هایتان می‌تواند باشد. (جزوه روی سایت لب‌المیزان هست). موفق باشید
1022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.اصول اساسی و فواعد بر گرداندن متشابهات به محکمات در ایات تدوینی وتفسیر انسان به انسان چگونه است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با تدبّر در تفسیر المیزان نمونه‌های چنین کاری را ملاحظه می‌کنید و در نتیجه در سایر امور می‌توانید با نظر به قواعد تکوینی حقیقت تشریعی آن را بیابید و با نظر به آیاتی که قواعد عالم را متذکر می‌شود جایگاه فروعات را بشناسید و هراندازه بتوانیم از نظر وجودی به نفس ناطقه‌ی خود نظر کنیم بهتر با حقیقت انسان مرتبط می‌شویم. موفق باشید
1005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام چرا رب العالمین در سوره نور تمثیل درخت زیتون را آورده؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به جهت آن‌که روغن زیتون منشأ نور است. موفق باشید
22489
متن پرسش
سلام: حدیثی از امام صادق (ع) دیدم که گفته بود هلاکت برکسانی که فلسفه می خوانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان فلاسفه، بیشتر به عنوان معتزلیان مطرح بوده‌اند که یک‌نوع شیفتگی نسبت به یونان در آن‌ها غالب بود. ولی امثال فارابی و ابن‌سینا و شیخ اشراق و ملاصدرا، خودشان از علمای اسلام بودند. موفق باشید

20851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: متن زیر را یکی از دوستان بعد از شنیدن فایل صوتی شما در مورد احمدی نژاد برایم فرستاد. لطفا نظرتون را بدهید ممنون: در ابتدا قبول دارم که شاید احمدی نژاد بعد از فوت هاشمی می توانست‌ حکیمانه تر و صبورانه تر (همانند صبر عجیبی که همیشه از او دیده بودیم و توقع امروز ما را بالاتر برده) رفتار کند و شاید با رفتارهای انتخاباتی اش که البته خطا نبود ولی مورد سوءاستفاده قرار گرفت تفکری که بخاطر آن ما حامی اش بودیم را به عقب راند. اما تا بحال فکر کرده ایم کدام یک از ما می توانستیم یک روز جای احمدی نزاد باشیم و با وجود حمایت های بی سابقه ی رهبری و جواب های شخص رهبری به تهمت ها و انتقادها باز از جناح برخی حزب الهی ها و صهیونیست ها و منافقین دقیقا یک نوع و یک جنس هجمه ی ناجوانمردانه را تحمل کنیم. کدام یک از ما می توانیم این همه ظلم را تاب بیاوریم؟ اصلا در تاریخ ما چه موقع سابقه داشته که منافق و ضد انقلاب و صیونیست و بچه حزب الهی ها و اصلاح طلب و اصول گرا و مرجع تقلید و ... همه و همه در یک موضع و آن هم هجمه به یک شخص متحد باشند؟ و اما در تاریخ انقلاب همواره منتقدین به نظام همیشه خود را در جناح ضد نظام و ضد رهبری و دشمن تعریف کردند و با رسانه هاشان مصاحبه کردند و گاهی به سرزمین هایشان هجرت کرده اند ولی احمدی نژاد هیچوقت مواضع ضد استکبارش را از دست نداده و همیشه خود را ذیل امام و رهبری و انقلاب تعریف کرده. اصلا و اساسا مگر همه باید همانند عقل رهبری بیاندیشند؟ رهبری وظیفه اش و رسالتش ایجاب می کند یک نوع عقلی به صحنه بیاورد که لزوما با سربازانش و بقیه مردم یکسان نباشد. انتقادم به تحلیل استاد و استدلالشان این است که مگر خود رهبری در زمان امام در مواردی با ایشان اختلاف نظر نداشته و حتی قهر نکرده اند؟ خود رهبری بارها متذکر شده اند که نقد به ایشان بدون اشکال است و حتی در موردی ایشان فرمودند که اشتباه کرده ام و از خداوند طلب عفو می کنم. پس آزاد اندیشی کجا رفته. اگر ابنطور است ما را به آقا اندیشی دعوت کنند نه آزاد اندیشی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده عرایضی که در جواب سؤال‌های قبلی داده شد، جواب آن قسمت از فرمایشات آن دوست عزیز را می‌توانید در آن بیابید. می‌فرمایند به آقای احمدی‌نژاد حق داد؛ ولی بحث بر سر غفلت آقای احمدی‌نژاد است از جایگاه تاریخی‌شان که می‌توانستند نمادِ عدالت‌خواهیِ نظام اسلامی باشند و مسئولیتی که در این مورد به عهده داشتند و حکیمانه عمل نکردند 2- تعجب بنده از آن قسمت از آن سخن رفیق است که می‌فرماید مگر رهبری قهر نکردند؟!  کلا و حاشا، عظمت رهبری اتفاقاً در آن بود که متوجه‌ی جایگاه انقلاب اسلامی در آن تاریخ بودند و در عین تفاوت نظر نسبت به ادامه‌ی نخست وزیری آقای موسوی، حضرت امام مخالف نظر مقام معظم رهبری نبودند؛ فرموده بودند در آن شرایط مصلحت نیست. و رهبر حکیم و فرزانه آن زمان به عنوان رئیس جمهور زیباترین برخورد را با موضوع داشتند. حال مقایسه کنید آن برخورد را با اعتراض آقای احمدی‌نژاد به رهبری و خانه‌نشینیِ آن چنینی. موفق باشید  

19335
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزمون آقای طاهرزاده: استاد قطعا شما هم تو این مدت مناظره های کاندیدای ریاست جمهوری را مثل بقیعه ایرانیان مشاهده کردید. می خواهم دردلی کنم استاد و از شما می خواهم کمکم کنید. امروز وقتی مناظره آخر این کاندیداها رو دیدم دلم شکست. حرف ها و صحبت هاییی شد که شاید فقط در این جدل ها و بحث ها مردم ما اذیت شدند و ناراحت. مردمی که 38 است پای نظام و انقلاب ایستادند و همین طور محکم در مناسبات انقلابی این را نشان دادند، در حال سپری کردن این دوران و پایان عهد غربی هستند. امروز صحبت های شنیدند که نوعی بی اعتمادی برای آن ها به وجود آورد. بی اعتمادی به افرادی که خود را به هزار ترفند می خواهند خدمت گذرا نشان دهند اما هر کدام رسوایی برای همدیگر به وجود آوردند. استاد امروز مردم هیچ بویی از اسلام و حقیقت انقلاب در این مناظره ها ندیدند، آیا برازنده نظام اسلامی است؟ استاد وقتی سیاستمدران این نظام اینطور از ناگفته های هم می گویند چطور باید در دل این مردم ایجاد اعتماد کرد؟ وقتی می بنیم که اینطور همدیگر را متهم به فساد های مختلف می کنند چطور امیدوار باشیم انقلاب به سمت همان آرمان و هدفی می رود که امام آن را ترسیم کرده بودند؟ آیا اینها باعث دوری نمی شود؟ استاد واقعا امروز انقلاب در چه شرایطی از تاریخ قرار گرفته که سیاسیون این نظام به این شکل حد بی ادبی را به کمال خودش می رسانند؟ مردم چه باید کنند؟ مردم چه طور تصمیمی بگیرند؟ چه طور اعتماد کنند؟ موضوع دوم اینکه وقتی یک سیاستمداری تقوا را رعایت می کند و اخلاق را رعایت می کند چرا در افکار عمومی او را بازنده خطاب می کنند؟ مگر این همان گفتمان انقلاب نیست؟ استاد من واقعا مانده ام که به چه صورت باید از نظام دفاع کنم وقتی سیاسیون را اینطور می بینم؟ استاد کمکم کنید واقعا ذهنم مشغول شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که پیشنهاد می‌شود جواب داده شده به سؤال شماره‌ی 19333 را دنبال بفرمایید؛ عنایت داشته باشید که در مناظره‌ی نامزدهای ریاست جمهوری باید کلیّات شخصیت افراد را در نظر گرفت که جهت‌گیری آن‌ها چگونه است، وگرنه همچنان که ملاحظه کردید با مبهم‌گویی‌های دولتمردان، اشکالاتی که طرف مقابل‌شان مطرح می‌کردند، پنهان می‌گشت. این‌که یک نامزد قاضی بوده است، خیلی فرق می‌کند با این‌که یک دولتمرد به شکل مشخص مانع محاکمه‌ی برادرش شود و یا 300 میلیاردتومان را با وام صفر درصد به افراد باند خودشان بدهند!!

ما در مناظره‌ی فوق متوجه شدیم که کارهای زمین‌مانده‌ی زیادی در پیش رو داریم. زیرا تا وقتی جریان‌های سیاسی امیدشان به جهل و هوس‌های مردم باشد، همین است که ملاحظه می‌کنید که با انواع فریب‌ها امیدِ جذبِ جریان خاکستری را دارند. وقتی مردم به تربیت و تعالیِ لازم دست یافتند و حقیقت در منظرشان روشن شد، هر سخنی را در نسبت با آن حقیقت می‌سنجند، این‌جا هست که راهِ فریب سیاستمدارانِ منحرف بسته می‌شود. موفق باشید

18405
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت‌‌‌‌‌ (ع) ‌‌‌صفحه ۳۲۶ فرمودین «مخلص بودن مقام است و مقوله ای است وجودی و تشکیکی، و قاعده ی شدید و اشد در آن جاری است و لذا اگر صفات مطرح در امثال زیارت جامعه برای اهل بیت به نحو اشد مطرح است برای سایر انبیاء به نحو شدید مطرح است و در آنجا نیز موضوع تشکیکی بودن جاری است» حال آیا می توان گفت مخلص بودن برای چهارده معصوم هم تشکیکی است؟ مثلا می توان گفت حضرت محمد (ص) از امام علی (ع) مخلص ترند؟ یا اینکه چهاده معصوم همگی در یک مقام هستند ولی یکی نسبت به دیگری این مقام را بیشتر به نمایش گذاشته اند؟ و من الله التوفیق التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت از زيد بن الشّحَّام است كه از حضرت صادق«علیه‌السلام» سؤال مى‏ كند: «أَيُّمَا أَفْضَلُ الْحَسَنُ أَمِ الْحُسَيْنُ؟ فَقَالَ: «إِنَّ فَضْلَ أَوَّلِنَا يَلْحَقُ بِفَضْلِ آخِرِنَا وَ فَضْلَ آخِرِنَا يَلْحَقُ بِفَضْلِ أَوَّلِنَا وَ كُلٌّ لَهُ فَضْلٌ» قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَسِّعْ عَلَيَّ فِي الْجَوَابِ فَإِنِّي وَ اللَّهِ مَا سَأَلْتُكَ إِلَّا مُرْتَاداً فَقَالَ: «نَحْنُ مِنْ شَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ بَرَأَنَا اللَّهُ مِنْ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ فَضْلُنَا مِنَ اللَّهِ وَ عِلْمُنَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ نَحْنُ أُمَنَاؤُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ وَ الْحُجَّابُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ، أَزِيدُكَ يَا زَيْدُ؟» قُلْتُ نَعَمْ. فَقَالَ: «خَلْقُنَا وَاحِدٌ وَ عِلْمُنَا وَاحِدٌ وَ فَضْلُنَا وَاحِدٌ وَ كُلُّنَا وَاحِدٌ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى» فَقَالَ أَخْبِرْنِي‏ بِعِدَّتِكُمْ فَقَالَ: «نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ هَكَذَا حَوْلَ عَرْشِ رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُبْتَدَإِ خَلْقِنَا أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ».[1] زيد بن الشّحَّام از حضرت صادق«علیه‌السلام» سؤال مى ‏كند: از حسن و حسين كدام‏يك افضل‏اند؟ حضرت صادق«علیه‌السلام» فرمودند: فضيلت و برترى اولين ما ملحق به برترى و فضيلت آخرين ما مى شود و فضيلت آخرين ما به اولين ما برمى ‏گردد، هر كدام را فضلى است. عرض كردم: فدايت شوم توضيح بيشتر بفرماييد؛ به خدا قسم من چون جوياى فضل و منقبت شما هستم اين سؤال را مى‏ پرسم. حضرت فرمودند: ما از شجره‏ ى طيبه ‏اى هستيم كه خدا ما را از يك طينت به‏ وجود آورد، فضل ما از جانب خدا و علم ما از اوست، ما امين خدا ميان مردم هستيم و دعوت‏ كنندگان به سوى دين خدائيم و نگهبانان و واسطه ‏ها بين خدا و مردم مى ‏باشيم. اى زيد! هنوز هم برايت توضيح بدهم؟ عرض كردم آرى. فرمود: سرشت ما يكى و علم ما يكى و فضل ما يكى است و همه در نزد خدا يكسانيم، عرض كردم بفرمائيد چند نفر هستيد؟ فرمود: ما دوازده نفريم در اطراف عرشِ پروردگار در شروع آفرينش خود، اول ما محمّد، وسط ما محمّد و آخر ما نيز محمّد است. موفق باشید

 


[1] - «الغيبةللنعمانى»، محمد بن ابراهيم نعمانى، ص 86. بحارالأنوار، ج 25، ص 363 ..

18028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: 1. ما الحمدلله تفسیر سوره ی انعام را داریم گوش می دهیم و سخنرانی را یادداشت می کنیم شما فکر می کنین نیاز هست که این مطالب سخنرانی را تایپ کنیم و براتون بفرستیم به عنوان کتاب در بیارین؟ مثل خویشتن پنهان که شرح ده نکته ی معرفت را به صورت کتاب در آوردین؟ 2. استاد گرامی کتاب مبین با لوح محفوظ فرق داره؟ 3. برداشتم نسبت به کتاب مبین درسته؟ کتاب مبین سرنوشتمون در آن یادداشت میشه در طول زندگی با دعا و صدقه کم و زیاد میشه و شب قدر هم در کتاب مبین مطالبی در مورد ما نوشته میشه. 4. استاد عزیز در مورد اینکه دانش آموزان را مشهد بردیم و ازتون راهنمایی خواستم شما فرمودین کتاب شهید برونسی و چه نیازی به نبی؟ فلسفه تقلید را براشون در واگن ها صحبت کنم. متاسفانه همه بچه ها با تبلت و آهنگ غیر مجاز سرگرم بودند و احساس کردم حوصله ی حرف هایم را ندارند. گذاشتم بعد از زیارت و برگشتنی ولی حجاب و نماز آنها خیلی پرت بود اصلا به نماز اهمیت نمی دادند چند بار به مدیرم گفتم وضع حجابشون خیلی بده. بچه ها فقط دوست داشتن بازار برن و روز اول نماز صبح نیم ساعت مونده به قضا به همکارم که مسئول پرورشی اونا بود به این تذکر من واکنش منفی نشون داد و ناراحت شد چقدر سخت میگیرین... و خودشون از قطار پیاده نمی شدن و ترس از اینکه گم بشن تو قطار میخوندن و به بچه ها می گفتند بعدا قضا بخونین ... یک وضعی بود ... خلاصه وضع معلم ها و دانش آموزان خیلی ناراحت کننده بود ... موقع برگشت خیلی ناراحت بودم که فایده ای برای دانش آموزانم نداشتم چون ندونستم باهاشون صحبت کنم اصلا آمادگی نداشتند و یا شاید من بلد نیستم باهاشون ارتباط برقرار کنم از این بابت از دست خودم ناراحتم که چرا نتونستم تو واگن ها براشون در مورد پیشنهاد شما کار کنم. 5. ضعف های دولت و کارهای اشتباه را دبیران مدرسه مون تو سر ما خالی میکنن و ما را مخاطب قرار میدین که دبیران دینی چکار میکنین... من معمولا حرفی نمی زنم چون اکثرا ماهواره نگاه میکنن و به نماز و حجاب اهمیت نمیدن فقط گفتم، جامعه بدتر هم میشه باید امام زمان بیاد همه چیز خوب بشه باز به این حرفم، گیر میدن بس دست به دست هم بنشینیم گفتم نه تلاش کنیم... 6. چکار کنیم به دخترامون که دوست دارند آهنگ غیر مجاز گوش کنن، نهی یا متوجه کنیم؟ ممنون به سوالاتمون جواب میدین 7. استاد عزیز، در گذشت آیت الله محمد فاضل استر آبادی ما را به شما و امام زمان تسلیت می گویم نمیدونم این عالم ربانی ما را می شناسین؟ خدا به وقتتون برکت بده. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فعلاً نیاز نیست همین‌که با یادداشت‌کردن در موضوعات متمرکز می‌شوید برای خودتان مفید است 2- می‌توان گفت «لوح محفوظ» از آن جهت که حقایق را به صورت روشن مطرح می‌کند - چون مجرد است - همان «کتاب مبین» است 3- خوب است 4- نباید نگران باشید بالاخره شرایط نبوده، إن‌شاءاللّه از طریق دیگر خداوند راهی جهت این امر می‌گشاید 5- در این موارد باید با محبت و رفاقت با آن‌ها برخورد کرد و نباید کار به «مراء» بکشد 6- به آن‌ها سخت‌گیری نکنید، با محبتی که به آن‌ها می‌کنید؛ خود به خود علاقه‌شان به آن آهنگ‌ها کم می‌شود 7- خدا ایشان را رحمت کند. آشنایی چندانی نسبت به ایشان نداشتم. موفق باشید

14305
متن پرسش
سلام خدمت شما: چجوری میتونیم صفات حال رو به صفات ملکه تبدیل کنیم (در مورد درونی کردن فضایل و از بین بردن رذایل)؟ میشه اگه ممکنه شرح بدین یا اگه توضیح از حوصله ی این صفحه بیرونه کتابی رو معرفی کنین؟ تا بحال کتابی در زمینه ی توحید نخونده ام. میشه لطفا کتابی معرفی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پایداری بر اخلاق فاضله به خودی خود موجب می‌شود تا حالِ حضور انسان به ملکه تبدیل شود 2- دنبال‌کردن مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و سپس «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب إن‌شاءاللّه در نگاه توحیدی کمک‌کار خواهد بود. موفق باشید

13828
متن پرسش
سلام ستاد: مرا ببخشید که زیاد مزاحمتان می شوم ولی چه کنم که جز شما کسی نیست که حرف دلم را بفهمد. طلبه ی پایه ی سوم هستم. تابستان امسال، حضوری خدمتتان رسیدم و از شما مشورت خواستم. شما وظیفه ی اصلی طلبه را ممحض شدن در دروس حوزه می دانید و کاملا حرفتان صحیح است. ولی من هر کاری می کنم و هرچه در این سه سال با خودم کلنجار می روم، نتوانسته ام با این درسها کنار بیایم. در این سه سال فقط درسهایم را شب امتحان می خواندم و نمره ی بالا هم کسب کردم. مشکلم در فهم دروس نیست بلکه به آنها علاقه ندارم و خوب می دانم که در آینده خیلی به این دروس احتیاج دارم. علاقه ی شدیدی به کتب حدیثی و اعتقادی و تحقیق و پژوهش دارم و این سه سال هم کارم فقط مطالعه ی از این قبیل کتب بوده است. اصلا نطق بیانم خوب نیست ولی در تحقیق و نوشتن و پژوهش خیلی استعداد بالای دارم. تحقیقی هم راجع به موسیقی نوشتم و سه تا از اساتیدم هم خیلی تأکید کردند که تو دست به قلمت خوب است و این راه را ادامه بده. اصلا وقتی دست به قلم می برم خیلی چیزها و معارفی که به ذهنم هم قبلا خطور می کرد بر روی کاغذ می نویسم. استاد از طلبه ها زده شده ام. خیلی وضعیت خراب است مدام در حجرات، غیبت و قهقهه زدن و مسخره بازی شده و دیگر بویی از اخلاق و تقوا نیست. اینهمه را گفتم که سؤال از محضرتان بپرسم استاد! حیران و سرگردان شده ام و نمی دانم در پیمودن رسالت تاریخی خودم در چه راهی قدم بگذارم و چطور انجام وظیفه کنم؟ این را خوب می دانم که وظیفه ام کار فرهنگی است ولی این را هم خوب فهمیده ام که کار فرهنگی از هزاران هزار جنگ، سخت تر است.احساس می کنم من آدم کار فرهنگی نیستم و بدرد طلبگی نمی خورم یعنی توان مقاومت در این جبهه را ندارم، می ترسم در این راه، شرمنده ی شهدا بشم چون کار تبلیغ دین و کار فرهنگی، مسئولیتی است دقیق و عظیم که اگر یک اشتباه کوچک انجام بدهی شاید عواقب خیلی سنگینی داشته باشد. تصمیم گرفتم هر طور شده راهی دفاع از حرم ام المصائب بشوم. فکر می کنم من مرد جبهه ی فرهنگی نیستم. نمی دانم کارم درست است یا نه از خودم و این دنیا خسته شدم. فقط می خوام جان بی ارزشم را فدای حضرت زینب سلام الله علیها کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم بدی نگرفته‌اید. ولی اگر مطابق آن‌چه می‌فرمایید با نوشتن می‌توانید موضوعات فرهنگی را دنبال کنید، تلاش بفرمایید در همان حوزه بمانید و با زیربنای تفکر حوزوی کار را ادامه دهید تا سخنانتان با پایه‌های محکمی ارائه شود. موفق باشید

13574
متن پرسش
با سلام و احترام: ایرادی که به ولی فقیه می گیرند این است که تعداد زیادی از نمایندگان خبرگان نماینده رهبری در استان ها به عنوان امام جمعه هم هستند و این در بی طرف بودن ایشان نسبت به رهبر بی تاثیر نیست. دیگر این که اعضای شورای نگهبان که می توانند عضو مجلس خبرگان شوند وظیفه شان تعیین خبرگانی است که بعضا از رقبای سیاسی ایشان هستند. این ایرادها را چگونه جواب دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور اشکال کرده‌اند که: در خصوص نظارت مجلس خبرگان‏ دور مطرح است. اشكال اين است كه رهبرى، فقهاى شوراى نگهبان را نصب مى‏كنند، و فقهاى شوراى نگهبان صلاحيت اعضاى مجلس خبرگان‏ را بررسى و تأييد مى‏كنند و مجلس خبرگان‏ شخص رهبر را گزينش مى‏كنند. پس به اين ترتيب رهبر درصدر و ذيل اين سلسله، قرار مى‏گيرد و اينجا دور فلسفى يعنى توقف شئ بر نفس خود پيش مى‏آيد. به اين دليل كه صلاحيت فقهاى خبرگان‏ توسط فقهاى شوراى نگهبان تأييد مى‏شود و فقهاى شوراى نگهبان كسانى هستند كه توسط رهبر منصوب شده‏اند. در جواب باید گفت: اين حالت دور محسوب نمى‏شود و تالى فاسد دور را به همراه ندارد، چون وظيفه‏ى شوراى نگهبان در حدّ تأييد اجتهاد و عدم سوء پيشينه‏ى كانديداهاى نمايندگى مجلس خبرگان است و همه‏ى افرادى كه در حدّ اجتهاد هستند مى‏توانند خود را كانديدا كنند و مردم به هركدام كه صلاح ديدند رأى دهند. در حالى‏كه وقتى دور پيش مى‏آيد كه شوراى نگهبان عده‏اى را به عنوان مجلس خبرگان انتخاب كند - بدون امكان كانديداشدن مجتهدين - و بعد هم همان افراد، مجلس خبرگان را تشكيل دهند - بدون انتخاب مردم -. در رابطه با اشکالی که جنابعالی می‌فرمایید وقتی به جا است که متوجه نباشیم وظیفه‌ی خبرگان آن است که اگر عدم صلاحیت رهبری محرز شد، بتوانند آن را تشخیص دهند و او را عزل کنند. و مسلّم دین و تقوای عموم بالاتفاق چنین روحانیونی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که نسبت به امری این‌چنین مهم، مسامحه نمایند. موفق باشید

13518
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: چندی پیش حضرت آقا در دیداری تاکید بر سه مورد خاص داشتند که یکی از آنها تقویت روحیه انقلابی بود خصوصا در جوانان. سوال بنده از محضر حضرتعالی در این مورد خاص است که در بستر حساس تاریخی حاضر قدم گذاشتن در مسیر تقویت انقلاب چگونه باید باشد هم از نظر فردی و اجتماعی و آیا اینکه تقویت روحیه انقلابی فقط اختصاص به قشر خاصی دارد و یا شامل همه آحاد ملت است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر به سوی حق نفی شیطان مستکبر و تقابله با او لازم است و امروز این مسیر با تقابل با مظهر استکبار یعنی شیطان بزرگ عملی است و هرکس بخواهد در مسیر إلی اللّه قرار گیرد، راهی جز این راه ندارد. وگرنه همچون صوفی گوشه‌نشین با خیالات خود خوش است. موفق باشید

13354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. در جواب 13331 این مورد قبول است که تعامل بر طبیعت باید باشد. حال سئوال اینست که آقا در همان متن دفاع از هواپیما و ... می فرمایند اینها خوب است پس معلوم است ایشان ساختن اینها را تعامل با طبیعت و استخراج صحیح از طبیعت می دانند طبق حرف صریح حضرت آقا؟ 2. آیا بین جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی فرق است؟ 3. امام می فرمایند حفظ جمهوری اسلام از حفظ جان امام عصر (عج) واجب تر است، سئوال اینجاست مگر امام عصر (عج) خود قوام حکومت نیست؟ پس اگر ما مخیر بین حفظ نظام و حفظ امام عصر (عج) شدیم اگر حفظ جمهوری اسلامی را کنیم و به جان امام آسیب وارد شود خب قوام حکومت از بین می رود؟ منظور امام از این جمله چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید به تکنولوژی با نگاه غربی نگاه نکرد و نگاه مقام معظم رهبری را در رابطه با این موضوع، در جمع سخنانشان دنبال کرد. لذا توصیه به مطالعه‌ی کتاب «مدرنیته و توهّم» را هنوز تأکید می‌کنم 2- جمهوری اسلامی مظهری است از انقلاب اسلامی 3- امام عصر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» در اراده‌ی مبارک خود، همین را می‌خواهند که به دست حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» محقق شد و مقصود حضرت امام، تذکر به این نکته است. موفق باشید

12807
متن پرسش
با سلام: در قرآن کریم آمده که: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» و در حکمت های نهج البلاغه آمده است که امام علی (ع) می فرمایند : خدای سبحان روزی فقراء را در مالهای توانگران قرار داده پس فقیری گرسنه نمی ماند جز آنکه توانگری از حق او خود را به نوایی رسانده پس پروردگار متعال ثروتمندان را در آخرت برای این عمل باز خواست کند. نهج البلاغه صفحه 420 حالا اگر اشخاصی که تقیدی به دین ندارند رو کنار بذاریم (که جسارتاً به نظر من بسیاری از اون ها در اثر جهل هست نه عناد و حتی عناد بسیاری از اون ها هم به خاطر کج فهمی هست نه این که عامدانه راه درست رو میدونند و عناد دارند) تکلیف نگاه و قضاوت ما با مومنینی که از لحاظ گشایش روزی در حد خوب یا بالایی هستند ولی به این موضوع مهم توجه ندارند و به نوعی مالشون رو ثمره زحمت خودشون می دونند چی هست؟ واقعیت این هست که گاهاً این موضع فارق از آسیب های اجتماعی و شکاف طبقاتی که به وجود میاره و در پی اون دین گریزی هایی از مردم سطح فقیر و زیر متوسط به خاطر این که مومنینی با شرایط مالی خوب به دنیا گرایشِ همراه با وابستگی نسبتاً شدید دارند، آدم رو نسبت به این طیف دلزده و آزرده میکنه که این موضوع هم خودش از لحاظ فردی و سلوکی قاعدتاً درست نیست و به نظرم باید شخص بتونه نسبت به افراد مختلف جامعه روحیه خیرخواهانه اش رو حفظ کنه چون خودش هم در هر سطحی هست از اشتباه مصون نیست، بیشتر دنبال رویکرد فردی درستی هستم که یه شخص که خودش درگیر مشکلات عدیده اقتصادی هست و از طرفی با این نوع آیات و روایات هم آشنایی داره براش این موضوع کدورت قلبی ایجاد نکنه و وظیفه و تکلیف خودش رو با این نوع اشخاص به شکل درست و خداپسند تنظیم کنه. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که هرکسی باید متوجه باشد امکاناتی که در اختیار اوست برای امتحان او می‌باشد، حرفی نیست و هرکس خود داند و خدای خود. چون در ظاهر ما نمی‌توانیم نحوه‌ی نیاز افراد متدین را به امکاناتی که در اختیارشان هست بشناسیم. لذا چون می‌دانیم عموم افراد متدین به شکل‌های مختلف و بیشتر به صورت پنهانی دغدغه‌ی فقرا را دارند، باید حرکات و سکنات آن‌ها را حمل بر صحت کرد. بنده کسانی را می‌شناسم که به ظاهر بسیار ثروتمندند ولی می‌دانم که استفاده‌ی خود آن‌ها از ثروت‌شان کمتر از استفاده‌ی فقرایی است که از ثروت و مدیریت آن‌ها استفاده می‌کنند. موفق باشید

نمایش چاپی