باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان فلاسفه، بیشتر به عنوان معتزلیان مطرح بودهاند که یکنوع شیفتگی نسبت به یونان در آنها غالب بود. ولی امثال فارابی و ابنسینا و شیخ اشراق و ملاصدرا، خودشان از علمای اسلام بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آخرین آیهی سوره احزاب اشاره دارد که میفرماید «انه کان ظلوما جهولا» یعنی انسان هم ظالم است به نفس خود از آن جهت که باید آن را تذکیه کند و هم جاهل است به غیر حق و جاهل اینجا به معنای جاهل به غیر حق است و عالم به حق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم به جای جدال و تقابل، اگر معارف الهی را درست مطرح کنیم ضعیفبودن آن سخنان بهخوبی معلوم میشود. چند وقت پیش که ایشان به دانشگاه صنعتی اصفهان آمدند و بنده صوت سخنان ایشان را گوش دادم، مطالبی را نوشتم تا از طریق جامعهی اسلامی مطرح شود و آن فرصت خوبی بود، ولی متأسفانه رفقای جامعه آنطور که باید همراهی نکردند. در حالیکه بهترین کار آن است که وقتی چنین صحنههایی پیش میآید بدون آنکه ما مستقیماً وارد شویم، خود دانشجویان به صحنه بیایند و اشکالها را مطرح کنند و امثال ما کمک کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن آن عالم میتواند قابل تأمل و قابل قبول باشد که در عرصهی عملیاتیکردن هر فکر از آن جایی که به عمل مردم مربوط میشود، به فقه نیاز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن در مورد پیامبران میفرماید: « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض» و بعضی را نسبت به بعضی برتر میداند و به گفتهی علامه طباطبایی، تفاوت در توحیدی است که آن عزیزان در جان خود میشناسند؛ مسلّم در مورد عالمان دین نیز چنین خواهد بود و حقیقتاً توحید حضرت امام چه از نظر آثار قلمی و چه از جهت موضعگیریهای تاریخی در این زمان، بینظیر بوده است و از آنجایی که ملاک قرب به حضرت حق، توحید است، جایگاه بزرگان دین نیز متفاوت خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه سید محمد شجاعی در بحث «مقالات» روش سیر و سلوکی خوبی را در معرض دید ما قرار میدهند ولی استاد محمد شجاعی چنین ادعایی ندارند که بخواهند روش سلوکی پیشنهاد کنند، بلکه روش ایشان بیشتر طرح معارف اسلامی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق حرام و حلال الهی عمل کنید و از طریق خدمت به انقلاب اسلامی و نایب امام، زمینهی ظهور آن حضرت را فراهم نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را مطرح فرموده بودید و حقیقتاً همینطور که میفرمایید تازه اولِ تفکر است و امکان تعقل در ظرفیتهای انقلاب فراهم نشده است. و چه خوب میگویید که ما بعد از 9 دی، جنازهی رو به احتضار جریان اصلاحطلب را مرده فرض کردیم و با دقت تمام متوجهاید عدهای به جدّ اجازهی نهادسازی و جامعهسازی در راستای عدالت را به ولیّ فقیه نمیدهند، ولی در زیر پوشش رفع تشنج با استکبار جهانی و غفلت از هویت اصلی انقلاب که آن تقابل با استکبار است! آری همانطور که میگویید نباید با نظر به تجربهی مشروطه، نفوذ مفاهیم غربی را در جامعه دستِ کم گرفت و از آن مهمتر، مدعی تمدن اسلامی هستیم ولی پروژهی بیداری اسلامی در فضای مطالعاتی ما نیست. و چشم از امت اسلامی فرو بستهایم و تقدیر مشترک خود را با سایر مسلمانان جدّی نمیگیریم و عدالت را در گسترهی جهان دنبال نمیکنیم. و اگر هم از عدالت سخن میگوییم به معنای رفع تبعیض و نابودی فقر نیست، در تعریفی آکادمیک و رشدِ درآمد ملی سخن میگوییم که این، غیر از عدالت اسلامی است. خدا را شکر میکنم که میتوانید ارادهی انسانی را در کنار قضا و قدر الهی بفهمید و هم تاریخ را بفهمیم و هم تاریخسازی را و هم جبر را و هم اختیار را و هم فعل انسان را و هم نقش فعّال مایشاءبودن خداوند را. این نوع جمعکردنها لازمهی شخصیت فکری آیندهی ما است. همیشه برای شروعشدن یک تاریخ، فرایندی در میان است که آرامآرام ملاکها و ارزشهای تمدن حاکم به حاشیه میرود و برگشت به تمدن برتر به ظهور میرسد و انسانهایی در زمانهی خود زندگی میکنند که در بین آن رفتن و این آمدن، تنفس کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از آنکه فهمیدیم باید خیال و عقل و قلب را تربیت کرد باید متوجه باشیم این قرآن و روایت است که در این امور به ما کمک میکند و لذا با رجوع به قرآن جهت یافتن حقایق عالم و سنن جاری در عالم و با رجوع به روایات جهت رعایت اصول اخلاقی و رعایت حقوق خلق و نفس و حق میتوانیم راه خود را به نتیجه برسانیم. موفق باشید
