بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1- لطفا نظرتون را درمورد علامه محمد کاظم عصار و مقالات ایشان بفرمایید. (مخصوصا رساله بداء) 2- درمورد مسأله بداء آیا علمایی به صورت تفصیلی کتابی منتشر کرده اند که بتوانیم از آن استفاده بکنیم. 3- یک مقدار درمورد مساله بداء بنده رو راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای محمدکاظم عصار از اساتید ارزشمند و دانشمند معاصر هستند و تا آن‌جا که یادم هست رساله‌ی بداء را در نقد آخوند خراسانی نوشتند و نکات دقیقی را مبتنی بر اصالت وجود مطرح کردند 2- محاضرات استاد سید محسن خزاری در این مورد نکات خوبی دارد . ملا صدرا در اسفار مفصلا بحث کرده.3- اگر پس از مطالعه‌ی مباحث بداء سؤالی دارید بفرمایید، ولی اصل بحث نیاز به مقدماتی دارد که در سؤال و جواب نمی‌گنجد. موفق باشید
6407
متن پرسش
با سلام اینکه گفته شده جن خیال محض است در مقابل ملائکه که عقل محض اندصحیح است؟اگر درست باشد چطور شیطان توانست از برخی ملائکه هم جلو بزند و معلم ملایکه شود؟آیا اصلا این معلم ملائکه شدن شیطان حقیقت دارد؟با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال از آن‌جایی که می‌فرماید: به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید و همه سجده کردند مگر شیطان، معلوم می‌شود شیطان در آن مرحله در مرتبه‌ای بوده که ملائکه نیز بوده‌اند و به گفته‌ی علامه طباطبایی خطاب به مقامی بوده که شیطان نیز در آن مقام بوده و ملائکه نیز در مقامات مختلف جای دارند از زمین تا بالاترین مقامات که مقام ملائکه‌ی مقرب است، شیطان در آن مرحله در جایگاهی از ملائکه بوده که مقام ملائکه بوده و تقسیم خیال محض برای جنّ و عقل محض برای ملائکه شاید لازم نباشد. اگر هم شیطان در آن مقام معلم ملائکه بوده در محدوه‌ی خاصی این کار عملی می شده که میتوانسته کفر خود را پنهان کند چون قرآن می‌فرماید: «وَ کانَ مِنَ الْکافِرین‏» او از اول کافر بود ولی کفر خود را می‌توانست در آن مقام پنهان کند و تنها خلیفة‌اللّه بود که کفر او را بر ملأ کرد. در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این موارد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
5635
متن پرسش
با سلام. در سوال 5606 یک آقایی پاسخ هایی به یک خانمی داده بودند. باید عرض شود که اولا ایشان هیچ دلیلی اقامه نکردند که مخالفت زنان با زن دوم ریشه ی حسادت دارد و فقط نظر خودشان را گفتند، لذا ما هم می توانیم مثلا بگوییم چون مردان تنگ نظر هستند نمی توانند ببینند زنشان از مرد دیگری تعریف می کند. که البته این طور نیست نه در رابطه با زن و نه در رابطه با مرد. ثانیا ایشان فرموده اند که منابع فقه کتاب و سنت و ... است و اگر بنا باشد .... ، درحالی که "نگاه" مهم است، با نگاه زمان شناسانه به زعم آن خانوم، به این منابع ممکن است نتایج دیگری گرفته شود. ایشان هم نگفتند که باید منابع فقه را تغییر داد، می گویند باید با نگاه زمان شناسانه به این منابع نظر کرد. متأسفانه بعضی افراد به جای این که به حرف و معنای آن توجه کنند و پاسخی برای آن بیابند با نگاه انحراف یابی و برچسب زنی به صحبت افراد می نگرند . در سوال 5579 درمورد زمانه ی امروز بحث شده نه کل تاریخ که آقای سوال 5606 فرمودن ایشان به نواب خاص و فقهای کل تاریخ لعن کرده اند! . اما استاد عزیز، ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. خوب است بدانید من با همسرم ساعت ها درمورد این مسئله صحبت کردیم که واقعا ببینیم حقیقت چیست. در پاسخ به سوال 5579 چند نکته مطرح فرمودید . نکته ی اول فرمودید این که اگر مردی برای ازدواج مجدد احساس واجب شرعی کند ، ترک واجب جایز نیست. استاد سر این اصلی که فرمودید بحث نیست. بله ترک واجب جایز نیست اما صحبت آن است که امروزه ، شرایط زمانه به گونه ای است که هرگز شرط این اصل محقق نمی شود که نتیجه اش یعنی واجب بودن ازدواج مجدد محقق شود. این حرفی که می زنم نتیجه ی ساعت ها تأمل و بحث با افراد صاحب نظر هست. شما یک شرایط خاصی را مثال بیاورید که ازدواج مجدد واجب باشد. بنده و دوستان هرچقدر می اندیشیم به حالتی دست پیدا نکردیم. از آن جا که بنده هنوز به این نتیجه نرسیدم که حرف زدن با کسانی که زن دوم را حلال می دانند، بی نتیجه است، سعی می کنم منظورم را تبیین کنم. یک جمله ای مطرح کردید که از شما بعید می نماید. فرمودید : "با این‌همه وقتی کارشناسان خطر آینده‌ی کشور ما را پیرشدن جامعه می‌دانند و این‌را خطری حتی بزرگ‌تر از مشکلی که جنگ برای ما به‌بار آورد پیش‌بینی می‌کنند و تأکید مقام معظم رهبری در تلاش برای تولد فرزندان بیشتر است و خداوند نیز دختران و زنانی را پروریده است که در صورت ازدواج با آن‌ها این مشکل برطرف می‌شود، آیا نباید در این مورد هم تأمل نمود؟ ".و از مقام معظم رهبری هم در این کلامتان خرج فرمودید. این حرف شما از زوایای مختلف قابل اشکال است. مقایسه اجمالی بین شرایط جنگ و شرایط امروز از زاویه ی مطرح در این سوال : آسیب جنگ این می شود که تعداد مردان از زنان کمتر می شود. لذا اگر مردان چند زن نگیرند جمعیت کثیری از زنان مجرد باقی می مانند پس آسیب جنگ در تحقق نیافتن اصل ازدواج است. اما پیرشدن جامعه به دو دلیل است اولا به دلیل این که به خاطر شرایطی که غرب به ما تحمیل کرده خیلی اوقات ازدواجی محقق نمی شود که بچه ای در کار باشد. حداقل خود من ده تا پسرخاله دارم که چون پول ندارن سنشون بالا رفته ولی ازدواج نکردن. خب کسی که برای ازدیاد نسل ازدواج مجدد می کند و همسر اولش را دق می دهد پولی که بناست خرج ازدواج مجدد برای ازدیاد نسل کند به این افراد کمک کند تا با ازدواج اولشان هم زن بگیرند هم بچه داشته باشند. اما دلیل دوم پیرشدن جامعه ، نه به ازدواج بلکه به غربی شدن هرچه بیشتر جوامع برمیگردد. یعنی ازدواج صورت گرفته اما تعداد بچه ی حاصل از ازدواج کم است. پس با ازدواج مجدد مسئله حل نمی شود چرا که ازدواج مسئله ی کمبود نسل را حل نکرده است بلکه مسئله ی اصلی تبعاتی است که غربی شدن جامعه بر ما تحمیل کرده است. باز خیلی ها هستند که به خاطر موانعی که مهم ترینش موانع مادی است بچه دار نمی شوند خب به جای ازدواج مجدد برای افزایش نسل ، به افرادی کمک کنن که به خاطر پول نداشتن بچه دار نمی شن. یک نمونه اش خود ما هستیم که اگه یکی دو میلیون پول داشتیم انقدر برای بچه دار شدن دو دل نبودیم و تا الآن بچه دار شده بودیم . خیلی از دوستان من هم همین طورند. طلاب امروزه شرایط سختی دارند ، آدم های خدانشناسی که با ازدواج مجدد می خواهند نسل زیاد کنند یک اطلاعیه بزنند که مثلا حاضرند برای افزایش نسل هزینه ی زایمان و ... را به مدت یک سال برای یک زوج طلبه که واقعا نیازمندند را تأمین کنند. البته این فقط یک پیشنهاد است و من خیلی روش فکر نکردم . پیشنهادهای خیلی زیاد دیگری هم می شود مطرح کرد برای کسانی که به خاطر ازدیاد نسل ازدواج مجدد می کنند. ساده ترین پیشنهاد همین است که کمک کنند تا زوج هایی که فرزند ندارند بچه دار بشن یا کسانی که نتوانستند ازدواج کنند ، را به هم برسانند تا زوج جدید بچه دار شوند. خودتان قطعا راه های بهتری هم به نظرتان می رسد ولی همه ی منظور بنده این هست که شما را متوجه کنم دچار چه اشتباه بزرگی هستید و متأسفانه خیلی ها رو در اجتماع آدم می بینه که هوس بازی می کنند به اسم این که پیامبر چند زن داشتند. اما اگر فقها با نگاه زمان شناسانه "مثلا" این حکم ابتدایی را می دادند که " ازدواج مجدد حرام است مگر در شرایطی که شهوت به مردان غلبه کند و در این صورت با اجازه ی حاکم شرع ازدواج مجدد بلامانع است" و در صورت نیاز چند تبصره هم به آن اضافه می کردند . در این صورت دیگر شهوت رانی به اسم اسلام نمی شد. مردی که ازدواج مجدد می کرد برای خود و همسرش واضح بود که به خاطر شهوت رانی دست به این کار می زند. درحالی که شخصا موارد زیادی در دوستان دیدم که به اسم اسلام و تکلیف شرعی، شهوت رانی می کنند و مشکلات زیادی را برای خود و خانواده و فرزندانشان ایجاد می نمایند. شاید در مثال های بنده انقلت بیاورید لطفا اگر اصل حرفم درست است بپذیرید. مثال ها را فقط برای این آوردم که منظورم واضح تر بشه. در انتها عرض کنم که بنده قصد پایین آوردن جایگاه مراجع را ندارم و اگر در جایی حرفی زدم که موجب این شده عذر می خوام و به صحبت بنده با نگاه علمی بنگرید نه نگاهی که از موضع دفاع از مراجع برآید. بیایید با هم بیاندیشیم تا در شناخت حقیقت این موضوع به هم کمک کنیم. عنایت داشته باشید که در سوال 5579 هم اصل مسئله ی ازدواج مجدد را انکار نکرده اما بحث روی شرایط امروز به لحاظ تاریخی و منطقه ای است چرا که قضاوت نسبت به تاریخ گذشته و مناطق دیگر، بیشتر از این ها اطلاعات می خواهد. با تشکر که وقت خود را در اختیار بنده و دوستان می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 5627 عرض کردم نباید موضوع را کش داد، تنها جواب جنابعالی را منعکس می‌کنم تا شرایط تفکر بیشتر در این موضوع به صورت همه‌جانبه فراهم شود هرچند در بعضی موارد با نظر جنابعالی موافق نیستم. البته موضوع به این‌سادگی‌ها هم نیست که هرکدام بر وجهی که در ذهن داریم تأکید کنیم و نسبت به نکته‌ای که طرف مقابل فکر کرده سریعاً بگذریم. موفق باشید
5421

سود بانکیبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی ما با جمعی از دوستان فارغ التحصیل دانشگاهی که مباحث شما را دنبال میکنیم قصد ایجاد یک صندوق قرض الحسنه بین خودمان را داریم برای این منظور مردد هستیم که برای نگه داری پول صندوق یک حساب کوتاه مدت که به آن سود بانکی تعلق میگیرد باز کنیم یا صرفا یک حساب قرض الحسنه شما در پاسخ سوالات مشابه فرمودید که به نظر مرجع مراجعه کنید که با توجه به نظر مراجع در این زمینه اشکالی وارد نشده است اما با توجه به اینکه اکثر بانک ها قسمتی از درآمد خود را با دادن وام به دست میآورند و احیانا پول انها در زمینه صحیح خود مصرف نمیشود یا مسایل دیگر مشابه، از نظر اخلاقی بهتر است چگونه عمل کنیم آبا بهتر نیست که نیت خیر دوستان را شبهه ناک نکرده و از خیر سود بانکی بگذریم؟ همواره از راهنمایی های شما استفاده میکنیم و بسیار متشکریم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شما مشکلی از نظر پاک‌بودن درآمدتان پیش نمی‌آید، این مشکل بانک است که باید درآمد خود را پاک نگه دارد. موفق باشید
4178
متن پرسش
به نام خدا. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز. خدا خیرتان دهد.استاد من گاهی با افرادی روبرو میشوم که تکبر دارند یا خود خواه هستند یا مثلا در برخورد با خانواده خود خیلی بداخلاق هستند وقتی کارهای انهارا میبینم بسیار در ذهن خود رفتار انها را نقد میکنم و در دل سرزنش میکنم و ناراحت میشوم و این باعث میشود رفتار ظاهری من نیز با انها خیلی سرد باشد و اصلا دوست ندارم با انها رابطه داشته باشو و وقتی هم که به اجبار انها را میبینم خیلی سنگین با انها برخورد میکنم.خواستم بپرسم اینکه در دل از انها و رفتار انها نارحت میشوم و انهارا سرزنش میکنم بد است یا خوب؟و اینکه رفتارم با انها سرد میشود ایا بد است یا خوب؟و بهترین رفتار با این افراد چیست؟چون بعضی از انها فامیل های نزدیک من هستند با تشکر خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما باید با کارهای بد همیشه بد باشیم ولی در افرادی که مرتکب کارهای بد می‌شوند، زمینه‌ی تجدید نظر و توبه در آن ها هست و به همین جهت نباید با این افراد نیز به‌کلی بد بود، باید در حدّ ممکن به آن‌ها تذکر داد. موفق باشید
3821
متن پرسش
با عرض سلام میخواستم بدونم فضل خدا از قاعده لطف خداوند جداست ؟تعریف کاملی از فضل ولطف میخواستم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوانیم این دو را از همدیگر جدا دانست. با به‌کار برده‌شدن آن‌ها در متون متوجه می‌شویم که نظر به کدام معنا دارند. آیا نظر به فضل دارند به معنای بیشتر از استحقاق و یا نظر به لطف دارند به معنای توجه به استعدادهای پنهانی که ما متوجه آن‌ها نیستیم. موفق باشید
3399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام استادعزیزبنده یک جوان23ساله هستم دانشجوی نر افزارومداح اهلبیت وبسیجی وبزرگ شده دریک خانواده کاملا مذهبی چندساله دنبال یه دخترطلبه با ایمان برا ازداوح هستم امانتونستم کسی رو پیدا کنم شایددرست نباشه از این طریق اقدام کنم امابنده همه چی رو در دست خداوند میدونم واینکه اتفاقی وارد سایت شما روهم همچنین خیرمیدونم میخواستم اگه شما دخترخوب ومذهبی وبا ایمانی میشناسیدبه من معرفی کنید ممنون اگه خواستیدبه من کمک کنیدبه ایمیلم یک پیام بزنیدتاشماره تماسم روبراتون بفرستم .التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این امور امکاناتی ندارم . موفق باشید
2625
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی من به شدت در مورد امر به معروف ونهی از منکر دچارمشکل هستم مخصوصا از وقتی هم که اهمیت این فریضه را فهمیدم و متوجه شدم با غفلت ازاین اصل مهم چه برکاتی را از دست میدهیم با توجه به شرایط امروزی وظیفه چیست؟وظیفه ی ما برخورد فردی است یا کار ریشه ای و فرهنگی؟ مثلا وارد مترو میشوم نود درصد خانومها بی حجاب هستند یا در دانشگاه اکثر دختر وپسر ها رابطه ی حرام دارند مگر میشود به تک تک انها تذکر داد؟ خیلی وقتها با تذکری که میدهیم ابروریزی و داد و هوار هم میکنند واقعا وظیفه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حتماً می‌دانید که یکی از شروط وجوب امر به معروف آن است که امکان تأثیر بدهید اگر شرایط طوری است که امکان تأثیر نمی‌دهید باید از طریق فعالیت‌های فرهنگی شرایط لازم را فراهم کرد که وقتی شما تذکر می‌دهید طرف با تذکر شما بیدار شود نه آن‌که خصومت پیدا کند. موفق باشید
1993
متن پرسش
با سلام استاد عزیز آیا مگر برهان صدقین از خدا پی به خدا نمی برد ولی وقتی اول در خصوص وجودات دیگر بحث می کند و اثبات می کند که آنها عین وجود نیستند و بعد با آن به اثبات عین وجود می پردازد یعنی از وجود دیگر موجودات پی بوجود خدا می بریم آن را از حالت صدیقین خارج نمی کند . تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: صدیقین در فرهنگ دین کسانی هستند که از خدا متوجه خدا می‌شوند و اظهار می‌دارند «بِکَ عرفتُک» و در فلسفه هر برهانی که برای اثبات خداوند کم‌ترین واسطه را داشته باشد برهان صدیقین می‌گویند و چون برهان ملاصدرا از وجود متوجه وجود مطلق می‌شود و از این جهت به واسطه‌هایی مثل ابطال دور و تسلسل که در برهان امکان و وجوب بوعلی نیاز هست، نیاز نداریم. موفق باشید
1560

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. استاد عزیز با تشکر از سعه صدر شما در پاسخ به سوالات دینی. خدا میداند چقدر همیشه دنبال کسی می گشتم که اینگونه دلسوزانه و مدبرانه با سوالات دینی ما پاسخ دهد از خدا میخواهم راههای سعادت را بیش از پیش در برابر شما بگشاید همانگونه که شما گره از ذهنهای میگشائید. استاد مشکلی دارم نمی دانم چرا دلم هرجایی است. میدانید استاد من دوست دارم کسی را دوست داشته باشم و کسی مرا دوست داشته باشد به خاطر این هرچند صباحی دل و فکرم درگیر کسی می شود. استاد میدانم عشق واقعی یعنی اهل البیت و امام زمان. اتفاقا همیشه به خودم میگویم که دلت را از خدا پر کن تا جای غیر در آن نماند اما استاد چگونه دلم را از خدا پر کنم؟ دوست ندارم عاشق کسی جز خدا باشم اما نمی شود. بعضی ها می گویند دل باید ولو عاشق یک انسان، اما عاشق باشد ودلی که عشق یک انسان دیگر درش نباشد و در واقع معنی سوختن را نیاموزد نمیتواند بعدها عاشق خدا شود. این درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: گفت: « همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی »فطرت ما با عشق الهی سرشته شده. به گفته‌ی علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه»: «خاک دل آن روز که می‌بیختند.... شبنمی از عشق بر آن ریختند» پس چه نیازی داریم عشق خود به خدا را به کس دیگری بدهیم. آری خدا را باید در آینه‌ی اسماء الهی یعنی در سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» پیدا کرد. هر اندازه به حلال و حرام الهی بیشتر مقید باشید سنخیت بیشتری با انسان‌های معصوم پیدا می‌کنید و آن‌ها را بهتر قطب جان خود می‌یابید. به نور امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» سجده‌ها را طولانی کنید. موفق باشید
1228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد گرامی سوالی از محضرتان داشتم: ذکر به معنای تکرا واژگان آیا در متون دینی و از دیدگاه ائمه اطهار جایگاهی در خودسازی دارد؟ در جههای مختلف از انواع ذکر: لسانی و بدنی و قلبی یاد شده اما اخیرا در جایی نوشته شده بود که ذکر چیزی است که در بین مسلمانان رواج دارد و گویا منظور نویسنده این بود که در خود اسلام تاکیدی بر این موضوع نشده است. آیا ذکر مورد تائید ائمه هست؟ آیا در سلوک معنوی موثر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مواردی داریم که خود ائمه«علیهم‌السلام» تکرار یک ذکر را توصیه فرموده‌اند که مرحوم شیخ عباس قمی هرچه در مفاتیح در رابطه با تکرار ذکر آورده همه مبتنی بر آن روایات است. یک نمونه ساده‌ی آن همین‌که شما در شب‌های احیاء در هنگام به‌سرگرفتن قرآن باید ده مرتبه بگویید: «بِکَ یا الله» و رعایت تعداد این نوع ذکرها به همان شکلی که فرموده‌اند إن‌شاءالله در سلوک معنوی تأثیر خود را دارد. موفق باشید
1075

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا اسلام در رابطه با ازدواج فامیلی نهی دارد یا در صورت اینکه از لحاظ آزمایشات پزشکی و ژنتیکی مشکلی نباشد امکان ازدواج فراهم است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر نمی‌کنم اصل موضوع نهی شده باشد. موفق باشید
1057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم تنها یک مورد برایم در مورد رزق حل نشده است و آن هم رزق کسانی همانند مردم آفریقا و بعضی از نقاط جهان است. عده ای از این افراد از گرسنگی می میرند و این در حالی است که طبق روایات رزق هر کس مقدر شده است. قاعدتا جواب نمی تواند ظلم دیگران باشد چون طبق روایات عمل دیگران نمی تواند روی رزق ما تاثیر بگذارد و قرار بود که ما ذهنمان را درگیر عمل دیگران نکنیم. لطفا این مطلب را برایم تجزیه و تحلیل کنید.در پناه قرآن موفق باشید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در سؤالات قبلی عرض کرده‌ام که باید در آن محیط زندگی کرد تا معلوم شود راز گرسنگی مردم آفریقا چیست. آقای «خوزه‌اُ دوکاسترو» در کتاب «ژئوپلوتیک گرسنگی» موضوع قحطی‌زدگی روحی را مطرح می‌کند. آنچه برای ما مسلّم است روایاتی است که می‌فرماید رزق هرکس از قبل تعیین شده است. با توجه به این روایات باید موضوع را دنبال کرد. موفق باشید
18770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: نظر جنابعالی در مورد سخنان سید حسن آقا میری چیست!؟ التماس دعا کانال رسمی رسانه اینترنتی بیدار باش [مرجع دانلود پادکست های سید حسن آقامیری] آرشیو کامل پادکست ها در کانال بیدار باش۲ @BidarBash2 Website: BidarBash2.Net صفحه رسمی سید حسن آقامیری در اینستاگرام: instagram.com/hasanaghamirii ‌instagram.com/BidarBash1
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چند جلسه صحبت‌های ایشان را دنبال کردم. به نظر بنده موضوعات دینی را بعضاً سطحی می‌کنند لذا از جهت اصلی و قدسی و ملکوتی آن کمی کاسته می‌شود. به جای این‌که دنیا را دینی کنیم، باید مواظب باشیم دین را دنیایی نکنیم. موفق باشید

17665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم و رحمه الله: بنده فردی را می شناختم که روش کشف حقایق او شهود و وحی بود. با همین روش به علمی گران رسیده بود و طرحی متقن اما کلی در باب تمدن سازی نوشته بود. طرح را به عالمی نشان داد و ایشان فرمودند برای کلیت خوب است لکن اگر به جزئیات ورود کنید توان اثبات ندارید چون فقه نمی دانید. بنظر حضرتعالی راه اثبات حقایق از کدام طریق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن آن عالم می‌تواند قابل تأمل و قابل قبول باشد که در عرصه‌ی عملیاتی‌کردن هر فکر از آن جایی که به عمل مردم مربوط می‌شود، به فقه نیاز است. موفق باشید

17576
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد چه عاملی باعث می شود آدمی به سوی خواسته های نفسانی اش برود یا اینکه آنها را کنار بگذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی با انتحاب خود در بین دو گذرگاهِ فجور و تقوا قرار دارد و با تعریفی که از خود کرده است به سوی آن دو سیر می‌کند. انبیاء آمده‌اند که تذکر دهند رجوع به فجور، انسان را با ناکامی‌های دنیایی و آخرتی روبه‌رو می‌کند. موفق باشید

16234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ناظر به سوال 16216 ، بنا نبوده که مرحوم صفایی چنین ورودی داشته باشند، یعنی چه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در آن شرایط تاریخی مسئله‌ی اصلی ما، تذکرات تربیتی بود که ایشان به‌خوبی انجام می‌دادند و هنوز هم آثار آن مرحوم برای جوانان ما بسیار مفید است. موفق باشید

15997
متن پرسش
سلام استاد عزیز: برای رسیدن به مقامات و کمالات از جمله اخلاص، و غیره چه اقدامی صورت دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در توحید رشد کنیم و همه‌ی امور را در زیر سایه‌ی انجام وظایف شرعی به خدا واگذار نماییم، حجاب‌های بین ما و حضرت حق، رفع می‌گردد. پیشنهاد می‌کنم اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را مطالعه کرده‌اید، سه جلد کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را همراه با شرح صوتی که بنده عرض کرده‌ام؛ دنبال فرمایید. موفق باشید

14932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دبیر معارف اسلامی دبیرستان در شهر اصفهان هستم. با دانش آموزانی سر و کاردارم که هم خواهان اسلامند و هم شبهات زیاد پیرامون دین خود دارند و عده ای طالب مطالعه می باشند. آنها در بعد شناخت دین،ب سیار ضعیفند زیرا تازه امسال اهمیت دین را درک کرده اند از من خواستند تا راهنمایشان کنم تا در مسیر درست قرار گیرند. استاد از محتوای کتب دینی مطلع هستید اما این مطالب برای اقناع ذهنی و ایجاد باور نوجوانان و جوانان این نسل کافی نیست. به آنها پیشنهاد مطالعه کتب شهید مطهری دادم ولی می گویند سخت است و نمی فهمیم. لطفا منابع روان و کامل و جذاب معرفی کنید. اگر توصیه ای هم دارید بفرمایید هم برای خودم و هم دیگران.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر از طریق معرفت نفس جلو بروید هم دانش‌آموزان جذب می‌شوند و هم خودشان به‌راحتی جوابِ شبهات خود را خواهند داشت. کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. از جمله کتاب «آشتی با خدا» و «چه نیاز به نبیّ» و «جوان و انتخاب بزرگ» می‌تواند کمک‌کار باشد. موفق باشید

14800
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. متاسفانه فضای مجازی حتی با این حال که گروه ها و کانالهای زیادی برای مذهب و دین دارد‌. با این حال انسان با کتاب که برخورد می کند تازه می فهمد چه چیز را از دست داده بوده است. یکی از علتهای اینکه فضای مجازی موجب اغنا نمی شود این است که انفجار اطلاعات است. یعنی پشت سر هم و تند و تند مطلب می آید و مطالب غیر اصولی و اصولی با هم مخلوط می شوند و قدرت تحلیل و قدرت تعقل را از انسان می گیرد. و فقط دیده می شود. همین و بس. یکی دیگر هم اینکه این مطالب بدون سنجش و جمع آوری از جاهای معتبر است. حتی مطالب مذهبی. متاسفانه. لذا بنده قصد گرفتن اوقات شما را نداشتم. می خواستم این تجربیات خود را به دوستان اطلاع داده باشم البته اگر درست باشد از نظر حضرت استاد لذا از دوستان خواهشمندم دو نکته را در مورد فضای مجازی در نظر داشته باشند: ۱. کتاب خیلی خیلی بهتر است از مطالب فضای مجازی. ۲. اگر که می خواهید در فضای مجازی هم احیانا باشید در کانالها و گروه های متعدد نباشید که هم وقتتان برود هم به علمتان اضافه نشود. ۳. در کانالها و گروه های مفید عضو شوید که بیارزد. برای مثال عرض کنم کانال تلگرامی پاسخ به شایعات فضای مجازی : @shayeaat یا کانال تلگرامی ثقلین که هم مطالب دینی دارد هم سیاسی و این مساله را رعایت می کند که (باید آرام آرام مطلب ارائه دهد) تا استفاده شود : @saghalein12 چرا که همانطور که مطلعید باید آرام آرام مطالب ارائه شود. متاسفانه در کانالها بسیار حجم خبر و... بالاست و قدرت تعقل پایین. باز هم تاکید بنده برای خودم و دوستان کتاب است. (گول نخوریم که فضای مجازی جای کتاب را می گیرد. هرگز) از استاد شدیدا عذر خواهی می کنم که بی ادبی کردم. از سر دغدغه و درد بود. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. کتاب، چیز دیگری است و اساساً آن‌چه که بیشتر در حافظه می‌ماند، مطالبی است که از طریق صفحات کتاب به ذهن منتقل شده است. موفق باشید

14399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یکی از دوستان ما مستند ساز است. یک ایده دارد می گوید که ما مستندی از استاد بسازیم تا جامعه بیشتر با استاد و تفکرات ایشان آشنا شود. بنده گفتم از استاد می پرسم به شما خبر می دهم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر این کار را نکنید زیرا شهرت بنده موجب می‌شود افراد سطحی مزاحم شوند، همین حالا هم در زحمت هستم. موفق باشید

13574
متن پرسش
با سلام و احترام: ایرادی که به ولی فقیه می گیرند این است که تعداد زیادی از نمایندگان خبرگان نماینده رهبری در استان ها به عنوان امام جمعه هم هستند و این در بی طرف بودن ایشان نسبت به رهبر بی تاثیر نیست. دیگر این که اعضای شورای نگهبان که می توانند عضو مجلس خبرگان شوند وظیفه شان تعیین خبرگانی است که بعضا از رقبای سیاسی ایشان هستند. این ایرادها را چگونه جواب دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور اشکال کرده‌اند که: در خصوص نظارت مجلس خبرگان‏ دور مطرح است. اشكال اين است كه رهبرى، فقهاى شوراى نگهبان را نصب مى‏كنند، و فقهاى شوراى نگهبان صلاحيت اعضاى مجلس خبرگان‏ را بررسى و تأييد مى‏كنند و مجلس خبرگان‏ شخص رهبر را گزينش مى‏كنند. پس به اين ترتيب رهبر درصدر و ذيل اين سلسله، قرار مى‏گيرد و اينجا دور فلسفى يعنى توقف شئ بر نفس خود پيش مى‏آيد. به اين دليل كه صلاحيت فقهاى خبرگان‏ توسط فقهاى شوراى نگهبان تأييد مى‏شود و فقهاى شوراى نگهبان كسانى هستند كه توسط رهبر منصوب شده‏اند. در جواب باید گفت: اين حالت دور محسوب نمى‏شود و تالى فاسد دور را به همراه ندارد، چون وظيفه‏ى شوراى نگهبان در حدّ تأييد اجتهاد و عدم سوء پيشينه‏ى كانديداهاى نمايندگى مجلس خبرگان است و همه‏ى افرادى كه در حدّ اجتهاد هستند مى‏توانند خود را كانديدا كنند و مردم به هركدام كه صلاح ديدند رأى دهند. در حالى‏كه وقتى دور پيش مى‏آيد كه شوراى نگهبان عده‏اى را به عنوان مجلس خبرگان انتخاب كند - بدون امكان كانديداشدن مجتهدين - و بعد هم همان افراد، مجلس خبرگان را تشكيل دهند - بدون انتخاب مردم -. در رابطه با اشکالی که جنابعالی می‌فرمایید وقتی به جا است که متوجه نباشیم وظیفه‌ی خبرگان آن است که اگر عدم صلاحیت رهبری محرز شد، بتوانند آن را تشخیص دهند و او را عزل کنند. و مسلّم دین و تقوای عموم بالاتفاق چنین روحانیونی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که نسبت به امری این‌چنین مهم، مسامحه نمایند. موفق باشید

13128
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. می خواستم از شما بپرسم: در فلسفه و مخصوصا عرفان کدام قسمت را کامل نمی دانید. چون من طلبه هستم علاقه مندم که جاهای خالی فلسفه و عرفان را پر کنم به اندازه خودم. کدام قسمت خالی مانده و به آن پرداخته نشده یا کم پرداخته شده؟ البته نظر خودم اینست که بعد از تسلط کامل إن شاءالله شرح مثنوی درس دهم. و به شیوه ی تفسیر قرآن شما باشد. یعنی واژه و ادبیات محور نباشد. بلکه محور عمق مطلب باشد و منظور عرفانی شعر. نظر شما چیست. توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حالا وقت این حرف‌ها نیست! باید عمیقاً در مورد فوق، اسفار و فصوص را همراه با استادی کاردان مطالعه کنید، در آن حال خودْ راه بگویدت که چون باید کرد. در ضمن فکر خوبی است که بتوانیم روح مثنوی را به همان شکلی که مولوی اظهار داشته است به جامعه و تاریخ خود برگردانیم در آن صورت مردم با تفسیر قرآنی به زبان فارسی آشنا می‌شوند. موفق باشید

12807
متن پرسش
با سلام: در قرآن کریم آمده که: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» و در حکمت های نهج البلاغه آمده است که امام علی (ع) می فرمایند : خدای سبحان روزی فقراء را در مالهای توانگران قرار داده پس فقیری گرسنه نمی ماند جز آنکه توانگری از حق او خود را به نوایی رسانده پس پروردگار متعال ثروتمندان را در آخرت برای این عمل باز خواست کند. نهج البلاغه صفحه 420 حالا اگر اشخاصی که تقیدی به دین ندارند رو کنار بذاریم (که جسارتاً به نظر من بسیاری از اون ها در اثر جهل هست نه عناد و حتی عناد بسیاری از اون ها هم به خاطر کج فهمی هست نه این که عامدانه راه درست رو میدونند و عناد دارند) تکلیف نگاه و قضاوت ما با مومنینی که از لحاظ گشایش روزی در حد خوب یا بالایی هستند ولی به این موضوع مهم توجه ندارند و به نوعی مالشون رو ثمره زحمت خودشون می دونند چی هست؟ واقعیت این هست که گاهاً این موضع فارق از آسیب های اجتماعی و شکاف طبقاتی که به وجود میاره و در پی اون دین گریزی هایی از مردم سطح فقیر و زیر متوسط به خاطر این که مومنینی با شرایط مالی خوب به دنیا گرایشِ همراه با وابستگی نسبتاً شدید دارند، آدم رو نسبت به این طیف دلزده و آزرده میکنه که این موضوع هم خودش از لحاظ فردی و سلوکی قاعدتاً درست نیست و به نظرم باید شخص بتونه نسبت به افراد مختلف جامعه روحیه خیرخواهانه اش رو حفظ کنه چون خودش هم در هر سطحی هست از اشتباه مصون نیست، بیشتر دنبال رویکرد فردی درستی هستم که یه شخص که خودش درگیر مشکلات عدیده اقتصادی هست و از طرفی با این نوع آیات و روایات هم آشنایی داره براش این موضوع کدورت قلبی ایجاد نکنه و وظیفه و تکلیف خودش رو با این نوع اشخاص به شکل درست و خداپسند تنظیم کنه. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که هرکسی باید متوجه باشد امکاناتی که در اختیار اوست برای امتحان او می‌باشد، حرفی نیست و هرکس خود داند و خدای خود. چون در ظاهر ما نمی‌توانیم نحوه‌ی نیاز افراد متدین را به امکاناتی که در اختیارشان هست بشناسیم. لذا چون می‌دانیم عموم افراد متدین به شکل‌های مختلف و بیشتر به صورت پنهانی دغدغه‌ی فقرا را دارند، باید حرکات و سکنات آن‌ها را حمل بر صحت کرد. بنده کسانی را می‌شناسم که به ظاهر بسیار ثروتمندند ولی می‌دانم که استفاده‌ی خود آن‌ها از ثروت‌شان کمتر از استفاده‌ی فقرایی است که از ثروت و مدیریت آن‌ها استفاده می‌کنند. موفق باشید

12597
متن پرسش
سلام خدمت شما استاد گرامی: ۲-۳ ساله که هر وقت مشکل روحی برام پیش میاد راه گشاترین شخصی که به ذهنم میاد شما هستید اما هیچ وقت پرسشی براتون ارسال نکردم. ۵-۶ سال پیش که پوچی داشت نابودم می کرد تنها کسی که دردم رو فهمید و دستم رو گرفت شما بودین... به همین خاطر شما رو بهترین راهنما برای حل مشکلاتم میدونم. من خیلی خوب با صحبت های شما ارتباط برقرار کردم و سریع پیش رفتم اما یه خطای بزرگ مانعم شد که فکر می کنم سال گذشته خیلی خوب به خاطرش مجازات شدم. بارداری و مشکلات باعث شد مطالعه ام کم بشه. و از اون جایی که با مطالعه کتابها و گوش دادن سخنرانی های شما توان و عزم عالم دار شدن در من ایجاد می شد؛ با مطالعه نکردن انگار روح دینی خودم رو از دست دادم. امسال مشغلات فرزند هم اضافه شده. احساس سردرگمی می کنم. آشفته ام. نمی دونم دوباره چطور شروع کنم. دلم خدا می خواد، بندگی می خواد. مدام مشغولم اما مشغول هیچی و پوچی. از مادر شدنم بهره معنوی نمی برم. کلی برنامه داشتم نمیتونم عمل کنم. یعنی میشه به قبل برگردم و از اون هم بالاتر برم؟؟؟ یکی از چیزایی که باعث شد خوب با تفکر شما ارتباط بگیرم این بود که راهنمایی و دستگیری تون قدم به قدم بود؛ فقط از مقصد سخن نمی گفتید بلکه راه رو هم نشون می دادید. راهنماییم کنید لطفا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خانم محترم، مگر با فرزند نوزاد به‌سربردن و از انواری که حضرت حق در دل زلال او متجلی می‌کند، غافلید؟! آن‌وقتی که آن را در بغل دارید، انوار الهی نه‌تنها بر او که بر شما نیز سرازیر می‌شود و در همین رابطه فرموده‌اند تا هنگامی که مادر به فرزندش شیر می‌دهد، گناهی بر او نوشته نمی‌شود چون دل او آن‌چنان نورانی است که اصلاً گناه در آن جای نمی‌گیرد. تصور بنده آن است که چون شما این کار را کم می‌دانیدکشیک نفس برای بهره‌مندشدن از الطاف این کار نمی‌کشید. آری! با اصل‌گرفتنِ تربیت فرزند و خانه‌داری و همسرداری، اگر فرصتی شد صوت مباحث قرآنی را دنبال کنید و هرگز نخواهید مثل قبل باشید بلکه سکوی تعالی را در همین‌جایی که هستید بیابید و بالا روید. موفق باشید

نمایش چاپی