بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4481
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: مدتی توفیق نماز شب به بنده دست داد اما نمی دانم چه می شود مثل نمودار های سینوسی می شود.یه ماه می شود و یک ماه نمی شود.به نظر شما مشکل کجاست؟ بنده با توجه به اینکه می دانم رخوت و سستی بد است اما نمی توانم چه طور خودم را به جایی برسونم که رخوت و سستی بر بنده غلبه نکند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: طوری در روز عمل کنید که روح شما آمادگی توفیقات را داشته باشد. از نظر خوردن غذا نیز باید مدیریت لازم را در خوردن غذا داشته باشید. موفق باشید
3185
متن پرسش
با سلام یک سیر مطالعاتی برای نوجوانان مقطع راهنمایی می خواستم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده چیزی نمی‌دانم شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» و «فرزندم این‌چنین باید بود» مفید باشد. موفق باشید
2594
متن پرسش
آفات همسر دوم چرا آفت؟؟ آیا ارتباط او با آن دختر فقط در همین حد بوده و به همین اندازه خلاصه شده است یا .. و .. و .. 2ـ به قول خود ایشان که آقایی متأهل است مگر با سابقه زندگی مشترک و آشنایی با خلقیات و حساسیت های عاطفی یه دختر یا خانم آشنا نبود پس چرا به حریم یه دختر خانم وارد شده و با احساسات و عواطف او تا این حد پیش رفته و در مورد زندگی مشترک تا حدی با هم صحبت نموده اند که دختر خانوم پذیرفته همه سختیها را تحمل کند و حال که این آقا تا این حد پیشرفته پس جای سئوال است و بایس از این آقا توضیح خواست حالا یادش اومده خانواده داره و .. و .. پس این آقا اصلاً مرد؟ بوده و بویی از انسانیت؟ برده که تا این حد به دختری نزدیک شده اگر رابطه ای فراتر از این نباشد و او را وابسته و دلبسته خود کرده حالا که قرار به پذیرفتن تعهد شده یادش اومده خونواده داره واقعاً اگر استاد طاهرزاده نسبت به این مسأله توضیحی نفرمایند و به بیان مسایل دیگر شرعی به نقل از رسول خدا نپردازند به ایمان و مسلمانی ایشان هم باید شک کرد مطمئناً این مسأله ریشه دارتر و فراتر از این است این آقای متأهل اگر مشکل با همسر اولش نداشت پس چرا دختر دیگری رو درگیر کرده هم اکنون هم مطمئناً ترس از پذیرفتن تعهد و... جناب استاد طاهرزاده در قرآن به دختر و احساسات و عواطف او و باکره ای او از لحاظ جنسی نه بلکه خداوند روحی و عاطفی به آن تذکر و هشدار داده شما خودتان را به جای آن دختر گذاشته و سپس با دیدگاه خداترسی خود چنین نظری را بیان فرمایید اصل مطلب و این رابطه چیست و تا چه اندازه پیش رفته و.. و آیا شایسته است در مملکتی که داد از اسلام و جایگاه زن است و حفظ حریم او هر آقای متأهل با شعور؟ به یه دختر خانوم نزدیک شود و بعد از مأنوس کردن آن دختر بکر و پذیرفتن تعهد، یادش آید که خانواده داره نفرین خدا و انبیاء الله بر او و خانواده و نسلش باد. جناب ستاد طاهرزاده منتظرم تا پاسخ دقیق و تحلیلی و با تمام جزییات و احتمالات بیان فرمایید یا اقرار به نقص در ارائه مطالب شفاف سازی کامل در مسأله و جزییات پرسش این آقای متأهل به طور دقیق این طور که نمیشه هر آقای متأهلی از راه رسیده و دختری را بازیچه خود قرار دهد و سپس یادش آید خانواده دارد بایس با توجه به فصاحت و بلاغتی که دارم مطالب را پشت سرهم، مرتب و دقیق بیان می کردم اما فکر می کنم مسأله به قدری مهم بود.. اصلاً تمرکز ندارم و کاملا بهم ریخته ام با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که ملاحظه می‌فرمایید متأسفانه هم‌اکنون که شرایط طوری شده که زنان و مردانِ نامحرم در محیط اداره در کنار هم قرار دارند و یا به انحاء مختلف با هم مرتبط هستند، ادب شرعیِ لازم رعایت نمی‌شود و به اصطلاحِ امروز‌ی‌ها با همدیگر برخوردهای باز و بی‌پروایی دارند و همین امر منجر به آن چیزی می‌شود که برای آن آقا و آن خانم پیش آمد در حالی‌که اگر رعایت احکام شرعی می‌شد مسلماً کار به این‌جا نمی‌کشید که ذهن‌ها یشان مشغول همدیگر شود و بنده نیز با شما هم‌عقیده هستم که آن آقایی که همسر دارد بیشتر باید مواظب می‌بود که با حرکات و سخنان خود ذهن آن خانم را به خود مشغول نکند. و اما این‌که عنوان جواب را «آفت همسر دوم» گذاشتم مبتنی بر همان سخنی بود که در ابتدای جواب عرض شد که شرایط تاریخی و اجتماعی ما طوری است که همسر دوم برای خانواده‌های امروزی ما بحران ایجاد می‌کند و این غیر از آن است که در شریعت اسلامی رخصت داده‌اند که اگر شرایط مناسب بود مرد اجازه داشته باشد همسر دوم اختیار کند و به همین جهت که احساس شد عنوان «آفت» به اصل رخصت شریعت تعمیم داده شود واژه‌ی «آفت» از قسمت اول عنوان حذف شد. شاید جوابی که به سوال 2566 داده شد در این مورد نیز مفید باشد موفق باشید .
3870
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد عزیزم ، مدت هاست که سوالی فکرم را مشغول کرده ، با وجود مطالعات فراوان و پرسش از اساتید باز هم به یقین نرسیده ام. می ترسم دلم مریض شده باشد ... خواهشمندم جواب مرا مفصل پاسخ دهید : استاد بزرگوارم ، من وقتی خطاهای پیامبران را مطالعه می کنم با وجودی که می دانم خطا نیست و ترک اولی است ، باز هم نسبت به معصوم بودن آنها تردید پیدا می کنم گویا انتظارم نسبت به رفتار یک فرد معصوم براورده نمی شود.... علاوه بر این وقتی زندگینامه ی حضرات معصوم را مطالعه می کنم نسبت به داشتن علم غیب آنها تردید پیدا می کنم، و همیشه برایم این سوال مطرح بوده که اگر ایشان اول صادر از مصدر وجود هستند(مانند اول شعاع خورشید) و همانطور که در ادعیه می خوانیم که فرقی بین آنها و خداوند نیست جز آنکه آنها ممکن هستند و خداوند واجب ، پس چطور می شود که گاها نیاز به دانستن دارند؟؟ و اگر در جواب من خواهید گفت که از علم (ستون نوری) بهره مند هستند که گاهی از آن استفاده می کنند ، باید بپرسم که اگر علم به عنوان یک حقیقت بسیط در وجود آدمی است ، مگر می شود گاهی علم داشت و گاهی به صورت ارادی علم نداشت؟؟ مثلا در روایتی از امام معصوم داریم که به دنبال کنیز خود می گشتند و چون نیافتند فرمودند: " تعجب می کنم از مردمی که ما را صاحب علم غیب می دانند در حالی که من از یافتن کنیز خود درمانده ام" که اگر منظور ایشان وجه الخلقی خود بوده ، چرا اصلا اینطور بیان کرده اند؟؟ یا مثلا وقتی حضرت زهرا پرده زینتی آویخته بودند و پیامبر از این امر ناراحت شدند، آیا حضرت زهرا که ام وجود هستند نباید خودشان از ابتدا اینطور عمل نمی کردند؟؟ استاد بزرگوار ، از این مثال ها در ذهن زیاد پیدا می شود ، آیا دل من مرض دارد؟ گاهی تصور می کنم که ائمه بشر فوق العاده بوده اند و نه فوق بشر ،چه کنم به یقین برسم ؟ من کتاب های فلسفی شما را در مورد معرفت نفس و حقیقت نوری ائمه خوانده ام ، آیا حضرات هم مباحث حرکت حبی ، حرکت جوهری و وحدت وجود را تایید کرده اند ؟ یا اینکه این مباحث را صرفا دانشمندان اسلامی طرح کرده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد سؤالاتی که نسبت به علم ائمه«علیهم‌السلام» دارید سعی بفرمایید بین علم حضوری و علم حصولی و اقتضائات هرکدام مطالعاتی انجام دهید و از طرفی پیشنهاد می‌کنم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که همین روزها از چاپ خارج می‌شود بررسی بفرمایید تا بین حالت حضوری ائمه و نسبت آن‌ها با غیب در حقیقت نوری خودشان و با نفس ناطقه و جنبه‌هایی که باید در امور شخصی به آن بپردازند تفکیک بفرمایید. و این‌که از این جهت یک بشر فوق‌العاده‌ای بوده‌اند را غیر از آن جنبه‌ای بدانید که فوق بشرند و هنوز آدم خلق نشده که حقیقت نوری آن‌ها در عالم بوده. در همین مورد آن پرده‌ی زینتی را ارزیابی کنید که زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» در شرایط بشری خود به چنین کاری اقدام فرموده‌اند و رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» تشخیص می‌دهند ممکن است این اقدام مانع تجلی حقیقت نوری آن ذوات مقدسه بر جانشان شود 2- با تدبّر در عالم متوجه حرکت حبّی و حرکت جوهری و وحدت وجود می‌شویم، در یک بحث علمی باید به دلایل آن موضوع رجوع کرد. موفق باشید
14029
متن پرسش
با سلام: مدتی ست که پس از خواندن بحث حرکت در حکمت متعالیه در تلاشم تا مقاله ای در مورد قوه و انرژی در فیزیک و فلسفه بنویسم به همین خاطر نیاز به راهنمایی دارم. سوال من این است، همان طور که می دانید ملاصدرا در بحث حرکت در نهایت اثبات می کند که حرکت از مجرای صورت نوعیه و از سوی مفارق افاضه می گردد و حال آن که در فیزیک منشا حرکت به خود ماده نسبت داده می شود. اگر دقت شود مسئله ی مهمی است چرا که اگر اثبات شود که حرکت از سوی مفارق و ماورای ماده افاضه می گردد تمام تغییرات در این دنیا را باید به مفارق نسبت داد و این چیزی است که فیزیک خلاف آن را سالها و سالها در ذهن مردم جهان نشانده و به همین دلیل مردم چیزی جز ماده را منشا اثر نمی دانند. سوال این است که در فلسفه منشا حرکت مشخص است در فیزیک منشا حرکت چیست؟ نیرو است یا انرژی یا؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: آن معنا از حرکت که در فلسفه‌ی صدرایی مطرح است؛ تبدیل ذاتیِ قوه به فعل است که با إفاضه‌ی فیض از طرف عالَم معنا محقق می‌شود و این غیر از آن است که تصور شود حرکت از عالم معنا پدید می‌آید، بلکه تنها إفاضه‌ی فیض یا تجلیِ وجود در میان است و در علومی مثل فیزیک، اساساً بحث در ذات عالم ماده در میان نیست بلکه بحث در حرکت‌های نسبی است مثل حرکت الکترون به گِردِ هسته. موفق باشید

7866
متن پرسش
با سلام. نظر جنابعالی درباره پیگیری نوارهای سخنرانی دو تن از از استراتژیستهای ایران یعنی استاد علی اکبر رائفی پور و دکتر حسن عباسی چیست؟ چون بنده خیلی به سخنرانی استاد رائفی پور علاقه مندم. یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده اشکالی ندیدم. در هر حال این عزیزان سربازان فرهنگی نظام اسلامی هستند. موفق باشید
11531
متن پرسش
با عرض سلام و احترام. استاد بنده دانشجو هستم. دکتری دامپزشکی دارم و از آنجایی که محیط بیرون برای کار در این زمینه برای خانم ها از نظر من خیلی مناسب نیست 1 سال است که وارد شاخه تحقیقاتی (برای توضیح بیشتر تحقیقاتی که روی سلول های بنیادی یا ژنوم و ژنتیک انجام می شود) در رشته خودم شده ام. اما اخیرا مرتب مباحثی را می شنوم از اطرافیان که برای زن در خانه بودن بهتر است یا اینکه برای زن بهتر اینست که نامحرمی او را نبیند و یا او نا محرمی را نبیند. البته قبلا هم شنیده بودم اما اخیرا خیلی به این موضوع فکر می کنم. الان در مورد ضرورت حضورم در بیرون از خانه دچار شک شده ام (البته ازدواج نکرده ام) و حجاب دارم و در برخورد با نامحرم هم رعایت می کنم. چیزی که وجود دارد اینست که من احساس می کنم قشر ولایتی و مذهبی در تحصیلات عالیه کم تعداد شده اند خصوصا در رشته ما. آیا علاقه بنده و این هدف حضور بنده در محیط دانشگاهی را از نظر دینی توجیه می کند؟ در قسمت سوالات خانمی همین سوال را مطرح کرده بودند که پزشک بودند و این مسئله برای پزشکان خانم که حضورشان ضروری است متفاوت است اما من در مورد حضور خودم دچار شک شده ام. استاد لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام ما را – اعم از زن و مرد – دعوت به بیکارگی نکرده است و امروز شرایط زندگی طوری است که اگر خانم‌ها به حضور در خانه بسنده کنند گرفتار بیکارگی و بطالت می‌شوند. در گذشته معنا نمی‌داد یک زن در بیرون خانه باشد زیرا نوع زندگی طوری بود که به‌راحتی در درون خانه می‌توانست فعالیت مناسب روح خود را داشته باشد، ولی امروز نمی‌توانیم در گذشته زندگی کنیم. انسان با کار و فعالیت معنا پیدا می‌کند و نمی‌توانید به اسم ماندن در خانه خود را گرفتار بیکارگی و بطالت کنید. نمی‌شود که فقط مطالعه و عبادت کرد، باید اگر زمینه‌ی کار در بیرون خانه فراهم است از آن استقبال نمود بدون آن‌که از قالب عفاف خارج شوید. موفق باشید

11453
متن پرسش
با سلام: 1- با توجه به اینکه شما فرمودید که اشیاء تجلی اسماء و صفات خداوند هستند و اینکه معتقدیم که اسماء و صفات خداوند عین ذات اویند پس می توان گفت اشیاء تجلی ذات خداوند هستند. نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ 2- آیا انسان ازلی و ابدی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری اسماء صفات، تجلی نور ذات الهی‌اند در محدوده‌ی ظرفیت اشیاء، ولی هرگز از این نکته برنمی‌آید که ما در تجلیات اسماء و صفات با ذات روبه‌روئیم زیرا حضرت حق با صفات خود آن‌هم در محدوده‌ی مخلوقات برای ما ظهور می‌کند که بهترین تعبیر در این مورد همان است که بگوییم ما همواره با آیات الهی که حاکی از کمالات حق‌اند روبه‌روئیم. 2- انسان به عنوان شخص خاص از رحم مادرش شروع می‌شود و تا ابد باقی می‌ماند. آن وجهی که در علم خدا از اول بوده غیر از شخصیت خاص انسان است. آن وجه وجود علمی اوست قبل از خلقت. موفق باشید

10440
متن پرسش
سلام علیکم: نظر جناب عالی در مورد مقاله اخیر سعید حجاریان با عنوان «فرهنگ عاشورا فرهنگ اربعین» چیست؟ http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_63228.aspx
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع نگاه به نهضت امام حسین«علیه‌السلام» در کربلا حاکی از عدم اعتقاد به قدسی‌بودن آن است و لذا می‌گوید: «هرکس عاشورای خود را می‌سازد» نه این‌که هرکس سعی می‌کند به حقیقت قدسی کربلا که همه‌ی انبیاء به آن نظر داشتند، نزدیک شود. و خبر از آن دارد که نه‌تنها آقای حجاریان هیچ‌گونه اعتقادی به الهی‌بودن و قدسی‌بودن کربلا ندارد، حتی اطلاعات مختصری هم از واقعه و قبل و بعد از آن ندارد و این مصیبت تاریخ ما است که روشنفکران ما تا این اندازه از حقایق عالم و تاریخی که در آن زندگی می‌کنند، بیگانه‌اند. آقای حجاریان معتقد است حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» یک کاری کرد و تمام شد، و به زعم آقای حجاریان ما شیعیان بعداً آن را رها نکردیم و تبدیل به اربعین نمودیم و ما می‌خواهیم با آن نظام‌سازی کنیم. پاسخی هم که در سایت رجانیوز تحت عنوان «عقل دینی در برابر عقل مدرن» در جواب آن داده‌اند، نکات خوبی را در این رابطه متذکر شده‌اند. موفق باشید
6052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محبوب بنده با یک نوجوان 16 ساله که بسیار ساده است و پایه فکری قوی ندارد ارتباط دارم و مشکلم این است که این جوان بسیار راحت تحت تاثیر افکار و عقائد دیگران که بعضا ناسالم هستند قرار میگیرد و موجب جدایی موقت او از من میشود.و در واقع تمام زحمات بنده به این شکل هدر میرود.بنده نزدیک 10 الی 11 ماه است که به صورت خاص با این فرد در ارتباط هستم و از تمام مسائل و مشکلات او(مشکل شدید خانوادگی که بی مهری فراوان از طرف تمام افراد خانواده میبیند و خانواده پایه مذهبی محکمی ندارد و پدر و مادر هم جدا شدند و به نوعی با کمبود محبت مواجه است،مشکل مالی،مشکلاتی که اقتضای سن اوست و....)حقیر سعی کردم که نماز ایشان و پایه مذهبی او را محکم کنم که به لطف خدا موفق هم شدم و تاثیرات مثبت دیگری هم مثل بهتر شدن وضعیت درسی و غیره هم روی او داشتم.محبت فراوان نثارش میکنم از طریق مختلف تا انشالله کمبود محبت نداشته باشد اما همانطور که گفتم علی رقم علاقه ای که به من دارد منتها هر چند گاهی ارتباطش را قطع یا کم میکند و شاخه به شاخه میپرد به اصطلاح.خیلی نگران هستم شما لطفا و خواهشا بفرمایید چه کنم که شدیدا گیر افتادم.در ضمن میخواستم با راهکاری این علاقه ای به من دارد رو محکمتر و عمیقتر کنم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم شاید مباحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را با او در میان بگذارید تا بتواند با عمق بیشتری زندگی خود را معنا کند و در شما دیگر نگران تزلزل او نباشید. موفق باشید
385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیزم و ممنون بخاطر سطر سطر آنچه می نویسید که عمیقا راه گشاست...جناب استاد! سوالم درباره "لعنت و نفرین" است. غرض از مزاحمت: رفیقی تیغ خیانت برمن کشید ه.خیانتی تقدیری و ناموسی... و من تنها کاری که ازدستم برآمد و بر می آید "لعنت " است.مدام او را لعنت میکنم. شبانه روز .نفس به نفس و گاهی بی اختیار! اگرچه مسلمان است و گفته اند مسلمان را لعن نکنید؟ اما عمل شنیعش جانم را زخمی کرده و دو سال است که آسایش ندارم.لطفا به من پاسخ دهید: اولا این نفرین کردن من آثاری بر او دارد یا تنها یک نوع تسلی بخشی خیالی به خود من است .چیزی اعتباری در حدتخلیه خشم (مانند راهی که روانشناسان پیشنهاد می کنند که مثلا خشمتان را با مشت زدن به کیسه شن خالی کنید)؟ثانیا: بفرمایید آیا لعنت کردن به او را ادامه دهم؟آیا این کار تاثیراتی بر روی من می گذارد که مطلوب نیست و یا برعکس از سویی دامن مرا از مانند خیانتی که او کرده باز می دارد(مانند آن چه درباره لعن زیارت عاشورا فرموده ایید) و از سویی باعث هلاکت او می شود. مساله اخیر برایم حیاتی است.او و زنده بودن و سرحال بودنش باعث ظلم بیشتر و تعدی است.آیا لعنت و نفرین من در مرگ و هلاکت او موثر است تا ادامه دهم و یا بلکل بی خیالش شوم و سعی کنم ماجرا را فراموش کنم؟ کدام صواب است: لعنت ظالمی که زنده است و هیچ سلاحی جز دعا علیه او نداری و یا فراموش کردن او و سپردنش بدست خدا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام مسلّم نفرین مظلوم مؤثر خواهد افتاد به‌خصوص اگر هیچ دفاعی جهت احقاق خود نداشته باشد. در حدیث قدسی هست که خداوند در این موارد می‌فرماید: «بنده‌ی من! او را به من واگذار که من بهتر از تو انتقام می‌گیرم» و لذا پیشنهاد می‌کنم او را به خدا واگذارید و فکر در مورد او را در ذهنتان بیرون کنید و به زندگی خود ادامه دهید. موفق باشید
11173
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت. سوال اولم این‌که از لحاظ شرعی آیا گریه‌کردن در نماز، نماز رو باطل میکنه؟ من عارف نیستم که بتونم خشیت الهی رو درک کنم اما نماز بدون احساس نسبت به خدا و لطفی که منو به درگاهش دعوت کرده خیلی خشک و کسل کننده است. همیشه نه، ولی حسی تو نماز دارم که از مهربونی‌هاش خجالت می‌کشم و فقط میتونم بگم خدایا بدون چگونگی ام تنها با هستی آمده ام که مال توست. به جزخدا هیچ کسی تو زندگیم ندارم و اصلا نمیخوام. من حال خوبی پیدا می کنم اما بعد از نماز فکر می کنم شاید نمازم از لحاظ شرعی مشکل پیدا کنه شاید به خاطر عذاب وجدان باشه؟ 2) به طور کلی پدر من برای دیگران خوبه اما تو خونه شدیدا سختگیر و خشن بود به طوری‌که ما از خدا فقط عذاب و شکنجه و عذاب وجدان فهمیدیم، تنبیه و تحقیر حتی برای مستحبات. الانم توی خونه اما در طلاق عاطفی کامل. بالاخره ما بزرگ شدیم خواهر و برادرم مثل من بعد از دوره های سخت افراط و تفریط همه چیزو یکباره زمین گذاشتند اما من خیلی سعی کردم با مشاوره و کتاب و دعا ارتباطم رو نگه دارم الان دختر 30 ای هستم با یک عالمه مشکلات روحی و روانی از همه اینها بدتر احساس همیشگی گناه. استاد نمیتونم خدای پدرم رو کلا از ذهنم پاک کنم و بدون قالب معرفت پیدا کنم با کتابا خیلی کم جلو میرم اما یکهو سقوط می کنم برا همه کارهام توجیهی دارم که گناهند حتی کارهای خوب. من همه کار کردم اما دیگه حس می کنم هیچ وقت با حقیقت درست و مهربانی خدا آشنا بشم بدون تصویر خشن و عذابگر. خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن گریه‌ای که نماز را باطل می‌کند گریه برای دنیا است و نه گریه‌ برای ملاقات حضرت رب العالمین 2- این کلید قرآنی را همیشه مدّ نظر داشته باشید که «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات»‏ انجام کارهای خوبی که دین مشخص کرده همه‌ی گناهان و مشکلات را برطرف می‌کند. پس به قول مولوی: «گر تو خواهی حرّی و آزادگی/ بندگی کن، بندگی کن، بندگی». موفق باشید
5692
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی در مورد یکی از سوالات که در مورد عرفا و فلاسفه بود ان نقلی که از اقای قاضی در مورد فصوص است اشتباه نقل شده مرحوم قاضی مدتی در خدمت مرحوم سید مرتضی کشمیری بوده است و مرحوم سید مرتضی به ایشان میفرماید در جایی که فتوحات هست نماز نخوانید و برای عظمت مرحوم قاضی همین کافی است که 10 سال در خدمت عارف بزرگی مانند کشمیری با ان همه عظمت و کرامات باشد ولی بتواند از ان سبک عبور کند و به سیر توحیدی روی اورد شخص باید خیلی صاحب همت و استعداد باشد که خود را از سیطره سید مرتضی ازاد کند سید مرتضایی که اقای بهجت فرموده بود اگر ادعای پیامبری کرده بود مردم قبول میکردند از بس عظمت داشت و شاید بتوان گفت اینکه بعضی از عرفا را از روی اوردن به مثنوی منع کرده اند مانند شیخ رجبعلی خیاط دلیلش این است که اگر صاحب مکاشفه ای با مثنوی مانوس باشد حتما مکاشفات توحیدی به او روی می اورد و اگر ان مکاشفات را نتواند هضم کند حتما گمراه میشود مانند ان داستانی که علامه طهرانی در مورد ارتباط امیرزا مهدی اصفهانی و مرحوم سید جمال گلپایگانی نقل میکند که ایشان نتوانست ان مکاشفات را هضم کند و دچار مشکل شد.در مورد ایت الله بروجردی هم داستان ایت الله خویی و ذکر اقای قاضی مناسب است چون ممکن بود ایت الله بروجردی با خواندن مثنوی وارد عالمی بشود که دیگر نتواند خود را برای مرجع شدن در اینده اماده کند چون جمع بین سیر و سلوک و مرجعیت برای همه ممکن نیست و ظاهرا خدا مرجعیت را برای ایشان برگزیده بوده است .والله اعلم بالصواب با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. سعی بنده آن است که حتی‌الامکان وارد دعوای بین تفکیکی‌ها با فلاسفه و عرفان نشوم ولی امیدوارم عزیزانی مثل حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای عبدالحمید واسطی که بحمداللّه در مؤسسه‌ی مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی در مشهد سعی دارند با روشنگری‌های خود جایگاه فلسفه و عرفان را در اسلام روشن کنند، بابی را صرفاً مخصوص به شبهاتی که صاحبان نظر به تفکیک مطرح می‌کنند در فضای مجازی باز کنند، تا ما هم این نوع سؤالات را به آن سایت ارجاع دهیم. کسانی که به ایشان دسترسی دارند سلام مرا به ایشان برسانند و بگویند آقا این کار لازم است کوتاهی نکنید. هرچند اساتید مبرزی مثل جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای یزدان‌پناه و یا جناب استاد رمضانی در قم هستند که به‌خوبی جوابگوی شبهات آقایان تفکیکی می‌باشند ولی به جهت تشکیلاتی که عزیزان در مشهد شکل داده‌اند این انتظار از آن‌ها بیشر می‌رود و یا هر تشکیلاتی که بتواند ممحض در این موضوع شود. موفق باشید
66
متن پرسش
سلام علیکم بنده به خوبی واقفم که سوالی که در پی می اید بسیار کلی است ولی استدعا دارم تا انجا که ممکن است جنبه های مختلف ان را برایم توضیح دهید سوال این است :من در مقطع کارشناسی رشته فلسفه غرب تحصیل می کنم حال چگونه باید همسو با تحصیل خود در جهت تحقق فرج تلاش کنم
متن پاسخ

جواب: زمینه‌ی تحقق تمدن اسلامی و ظهور فرج نهایی در راستای تحصیل جنابعالی به نظر بنده علاوه بر نقد غرب، مجهزشدن به فلسفه‌ی حکمت متعالیه است. خوب است که نظر رهبری«حفظه‌الله‌تعالی» را در مورد فلسفه‌ی ملاصدرا«رحمة‌الله‌علیه» در سمینارهایی که به این منظور تشکیل شد دنبال بفرمایید. بنده نکاتی از آن را در بحث «آیات قرآن و پلورالیسم» که در سؤال و جواب‌های سایت هست آورده ام، به آنجا رجوع کنید. موفق باشید

10417
متن پرسش
با سلام: نظر شما در رابطه با تفسیر بیان السعاده که گویند تنها تفسیر عرفانی شیعه است، چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر خوبی است بنده هم استفاده کرده‌ام ولی نمی‌توان به آن بسنده کرد. موفق باشید
244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز استاد طاهرزاده. سوالی از خدمت شما دارم. به طور کلی ذکر و نام ائمه اطهار از امام علی بن حسین تا امام عسکری علیهم السلام کمتر در اعیاد و عزاداری ها و دعاها آورده می شود. این امر سبب شده که ارتباط بنده با حقیقت نوری این حضرات سخت تر از پیامبر اکرم (ص) و حضرت فاطمه زهرا (س) و امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام انجام گیرد. شما برای برطرف کردن این حجاب چه توصیه ای به بنده دارید. بسیار ممنون و متشکر. در پناه حضرت حق...
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: اولاً: خود ائمه«علیهم‌السلام» ما را بیشتر به آن معصومینی بیشتر ارجاع می‌دهند که روح شیعیان بیشتر آن‌ها را می‌شناسد. ثانیاً: وقتی فهمیدیم همه‌ی آن‌ها نور واحدند و دارای حقیقت نوری هستند، آرام‌آرام می‌توانیم از سایر ائمه«علیهم‌السلام» نیز برکات لازم را بگیریم. موفق باشید
4342
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی! سوال جدی من از شما این است که به چه حقی و با چه موازین شرعی سخنانی را که در سایت مقام معظم رهبری و یا صدا و سیما منتشر نشده است( هرچند قائل به سانسور شدید سخنان رهبری در این دو ارگان دارم) را به پرسش گران ارائه می دهید ؟ شرعا چطور می توانید این گفته ها را اثبات کنید؟ اگر شما این سخنان بی اساس و بدون سند را از رهبری نقل نمی کردید آیا کسی از درون دوستان شما و دوستان دولت، جرات می کرد به جریان احمدی ن‍ژاد و مشایی حمله داشته باشد؟ این چه وضعش است که شما بنا بر مسموعات خودتان و از روایت های افرادی که در بیت رهبری و غیر آن هستند و دروغ گویی شان اگر مبرهن نباشد محل سوال است، روز به روز حامیان دولت انقلابی که تاییدات بی شمار مستند ( نه بی اساس و مسموعات)از رهبری دارند را نا امید کنید؟ چرا کسانی که شما را به عنوان استاد قبول دارند را از مشایی متنفر می کنید؟ سند شما برای این نقل قول هایتان از رهبری چیست؟ 1- «شناختی از آقای مشائی ندارم ولی با گفته‌های او مخالفم» 2- «بنده با این تاکید این گروه بر ایرانی گری مخالفم ولی احساس نمی کنم می خواهند ایران را مقابل اسلام قرار دهند» و نقل قول های دیگری که باز هم بعضا بی اساس و بر اساس جلسات خصوصی و وهمی بزرگان با رهبری بوده است. رهبری نظام که در حوزه ایران و زبان فارسی از بنده حقیری که اینطور به شما ایراد می گیرم نیز تند رو تر هستند را با چه استنادی مخالف گفته های مشایی می دانید ؟ و اصلا بدتر از آن این که چرا این تحلیل خود را با نقل قول از رهبری به خورد مخاطب می دهید؟ من قائل به این نیستم که شما سند سازی می کنید و یا تهمت می زنید چون به تقوایتان ایمان دارم. ولی تقوا وجه دیگری هم دارد. وآن اینکه بر مبنای مسموعاتمان قضاوت نکنیم. اگر قرار باشد شما هم به روایت اشخاصی ( ولو اینکه از چشمتان هم بیشتر به آن ها اعتماد داشته باشید) اعتماد کنید فرق شما با آیت الله مصباح چیست که 3 سال است بد ترین حملات را علیه دولت ترتیب داده و ابلیس را رئیس جریان انجرافی دانسته و از تهمت سحر و جادو مضایقه نکرده، چیست؟ ایشان هم بر مبنای مسموعات خودشان اینچنین مفتون فتنه جریان آقای هاشمی شده اند ولی از شما به هیچ وجه انتظار نداریم... و من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدا عنایت داشته باشید که یکی از کاربران محترم در مورد سخنان آقای مشایی در مورد دوره‌ی اسلام‌گرایی در سؤال شماره‌ی 4279 پرسیدند و بنده نظر خود را دادم مبنی بر این‌که آن سخنان دقیق و همه‌جانبه نیست. و از شما انتظار دارم که با وفاداری به آزاداندیشی از تضارب آراء استقبال کنید و گمان نفرمایید که نباید به آقای مشایی و یا غیر آقای مشایی انتقاد کرد و پس از آن بود که به سخن رهبر معظم انقلاب در مورد آقای مشایی اشاره کردم که به نظر شما غیر مستند است در حالی‌که این سخنان را جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای علیرضا اسلامیان از اعضای جامعه‌ی مدرسین گزارش دادند و در روزنامه‌های رسمی کشور چاپ شد و در نظر داشته باشید که آقای اسلامیان از طرفداران دولت بودند و در همان گزارش تأییداتی که رهبر معظم انقلاب در دفاع از دولت کردند را گزارش دادند، مضافاً این‌که عنایت داشته باشید اگر مبادی رسمی سخنی را از طرف رهبری اعلام کنند که مبتنی بر اظهارات رهبری نباشد سریعاً دفتر رهبری موضع‌گیری می‌کند همان‌طور که چندسال پیش چنین کاری را در رابطه با خبری که در مجلس از قول رهبری در مورد دولت گفته شد، انجام دادند. نمی دانم چگونه می فرمائید « چرا کسانی که شما را به عنوان استاد قبول دارند را از مشایی متنفر می کنید؟ » مگر بناست ما مرید پروری کنیم ؟ مگر غیر از این است که بنده و امثال بنده باید با عقل مردم با مردم سخن بگوئیم تا خود آن ها فکر کنند و مثل شما بتوانید انتقاد کنید؟ و بنده نیز بیش از آن‌که از تأیید سخنانم به وجد آیم، از انتقادات اندیشه‌افزای رفقا مسرور گردم. ؟ مضافاً این‌که بنده این سخن شما را در مورد آیت‌الهی مصباح نمی‌توانم تأیید کنم. موفق باشید
4696
متن پرسش
باسمه تعالی باسلام وخداقوت خدمت استادگرامی بنده بحمدلله ازتوضیح وتبیین های جنابعالی درموردسخنان امام خامنه ای بسیاربهره می برم .اماسئوالی که برایم مطرح است ونتوانسته ام ازلابلای کلام شما پاسخش رابیابم نظرتان درموردجبهه پایداری ومواضع سیاسی علامه مصباح است این جبهه ومواضعشان تاچه حدموردتاییدجنابعالی می باشدچون جبهه پایداری که همه جانبه تحت حمایت علامه هست واستادمصباح هم بابرداشتی که من ازسخنان رهبری درموردایشان داشته ام موردتوجه وعنایت خاص رهبری هستندبه طوری که درموردشخص دیگری کمتراین عنایت خاص رهبری مشاهده می شودمستندبنده سخنان رهبری درزمانها ومناسبتهای مختلف هست که چون جنابعالی بطوردقیق از فرمایشات ایشان اطلاع داریدلازم به ذکرآنها نمی باشد.لذاباتوجه به اینکه متاسفانه ماازاصفهان فاصله زیادی داریم وتوفیق درک حضوری محضرتان رانداریم فقط ازطریق سایت وآثارجنابعالی ازنظراتتان بهره می بریم وازطرفی من طبق تفسیرشمادرباره سخنان رهبری دیدگاه ایشان رادرحوزه شهرمان برای دوستان توضیح می دهم بنابراین خواهش می کنم بطورواضح ومشخص نظرخودرادراین موردبفرماییدتابنده سخنان رهبری درموردشخص علامه مصباح وبه تبع آن جبهه پایداری راآنطوری که مطابق واقع باشدبفهمم وبیان کنم درضمن اگرامکان طرح درسایت رانداردلطفا پاسخ رافقط به ایمیل بنده ارسال فرمایید ازاینکه وقت شمارامی گیرم عذرمی خواهم ودراین ماه عزیزالتماس دعادارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در یکی از جواب‌ها عرض کردم؛ جبهه‌ی پایداری نه‌تنها مثل بعضی از جریان‌ها که حجاب انقلاب‌اند، حجاب انقلاب نیست بلکه همه‌ی تلاشش آن است که جهت‌گیری انقلاب در نظام ارزشی‌اش به حاشیه نرود و تلاش و دلسوزی طاقت‌فرسای حضرت علامه آیت الله مصباح در این راستا است. هنر جبهه‌ی پایداری باید آن باشد که در ذیل شخصیت آیت‌الله مصباح، یک جبهه‌ی فکری فرهنگی شود و نه یک حزب سیاسی. زیرا ما شدیداً نیاز داریم که جامعه به رشد فکری فرهنگی برسد تا مشکلاتمان حل شود و این رسالت بزرگی است که باید فراموش نگردد. موفق باشید
4635
متن پرسش

بسمه تعالی. . . سلام علیکم استاد عزیزم. . .حقیقتا اون جوابی که فرمودید برای امید به ماه رجب بسیار کمک کرد و حتی در 3 روز اول کم کم داشت نماز ها پیدا میشد،اما بی عرضگی کردیم انداختنمون دور،سعی میکنیم برگردیم و مطمئنیم همونی که این را به دلمون انداخت،همون هم منتظره تا آمادگی پیدا کنیم تا متجلی شه بر دل سیاهمون. . .حقیقتا استاد یک دفعه به دلمون افتاد که بریم اعتکاف(البته بسیار علاقمند بودیم بریم و چند ساله طلبش هست اما فرصت نه،امسال دیگه دل تو دل نبود)،هرچند شرایطش اصلا ممکن نبود،چون متاهلیم و از همسر دور و خب محدودیتی بود،اما خب جواب دل کثیف رو دادن و امسال اعتکاف جور شد. . .حالا سوالی از محضرتون داشتیم. . .میریم اعتکاف که خدا گیر بیاریم،منتها،به نظرتون چون خیالمون زیاد سر جاش نیست و شاید بره به فکرای دنیایی برسه(استاد منظورم فکر حرام نیست اصلا،منظور همین مثلا فکر فلان کار دنیایی هست)،بخوایم خیال را کنترل کنیم،خوبه با خوندن نافله قضا و حالا وقتی حال نافله نبود با گوش دادن به سخنرانی شما در ایام اعتکاف،کمی خیال رو در امور نورانی نگه داریم یا نه؟. . .ناگفته نمونه به همه عرض کردیم که انگار کنن 3 روز ما در دنیا نیستیم که مزاحممون نشن. . .اگر توصیه دیگه ای داریم با گوش جان میشنویم(جزوه اعتکافتون با دقت کامل مطالعه شده). . .لطفا قبل اعتکاف جواب بدید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در شروع هر اعتکافی که در خدمت معتکفین بوده‌ام عرایضی در این رابطه داشته‌ام که به صورت صوت در سایت هست. خوب است که اگر فرصت کردید استفاده کنید، شاید که مفید افتد. موفق باشید

3908

دکترشریعتیبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت جنابعالی همانطور که جنابعالی مطلعید در مورد شریعتی چه شخصیت و نیات ایشان چه کتب ایشان بحثهای زیادی وجود داشته شاید امروز چندان مهم نباشد ولی به هر حال ایشان در بین بعضی از اقشار جایگاهی دارند تا جایی که بنده فهمیده ام جنابعالی برایند شخصیت ایشان را مثبت میدانید و معتقدید جنبه های مثبت ایشان بیش از جنبه های منفی ایشان بوده و در جاهایی هم که اشتباه کرده سوء نیت نداشته البته امثال اقای خامنه ای و شهید بهشتی هم چنین نظری دارند در کتاب نور مجرد که جلد 2 کتاب زندگینامه مرحوم علامه طهرانی است مطلب جالبی امده از قول مرحوم علامه طهرانی که زمانی که در سوریه با مرحوم حداد بودیم روزی ایشان اظهار تمایل کرد به سر قبر شریعتی برویم بعد ایشان نگاهی به داخل مقبره شریعتی کرد و مطلبی فرمود که حاکی از کدورت و دوری از رحمت خدا برای شریعتی میکرد و میفرماید فردا باز اقای حداد خواست به انجا برویم ایندفعه کمی بیشتر درنگ نمود و فرمود امان از انگلیسها و ادامه داد انها افراد نابغه ای مانند شریعتی را به نحوی اموزش میدهند که به کشور خود بیایند و در جهت منافع انها کار کنند و اینکار را خیلی وقتها به نحوی انجام میدهند که شاید خود شخص هم متوجه این قضیه نباشد ولی در جهت منافع انها گام بردارد) نظر جنابعالی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی دانم ولی از آن جایی که مأمور به ظاهر هستیم، از نظر ظاهر مطمئن ترین نظر را نظر مقام معظم رهبری می دانم که مدتی با ایشان مرتبط بوده اند. موفق باشید
475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی . سوال بنده این است که آیا انقلاب اسلامی ایران با انقلاب کبیر فرانسه قابل مقایسه است یا نه ؟ چون استاد انقلاب ما قائل به برابری این دو انقلاب هستند اما به نظر میرسد که انقلاب اسلامی یک انقلابی نادر است چون طبق روندی که شما فرمودید انقلاب از غدیر شروع شده و به ظهور کامل حکم خداوند ختم میشود نمیتوان انقلاب هایی همچون انقلاب ایران به جز همین انقلاب را متصور شد. با تشکر فراوان از شما و التماس دعا.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی بنده هم با نظر شما موافقم، زیرا انقلاب فرانسه نظر به عقل محدود بشری دارد و سعی دارد در عین اصالت‌دادن به دنیا، امور دنیایی بشر را سر و سامان بدهد و محور آن نفس امّاره است. ولی انقلاب اسلامی نظر به عالم قدس و معنویت دارد و می‌خواهد از فرهنگ غربی عبور کند و به حق رجوع نماید. پیشنهاد می‌شود کتاب «انقلاب اسلامی؛ برون‌رفت از عالم غربی» را مطالعه فرمایید. موفق باشید
4995
متن پرسش
سلام علیکم... ببخشید..در آیه ی 143 بقره مگر خدا علم ندارد که چه کسانی از رسول پیروی می کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اصطلاح علم کلام این موارد را علم فعلی خداوند می‌دانند و نه علم ذاتی او، بدین‌معنی که می‌گویند منظور آیه آن است تا در فعل مخلوقات روشن شود که خدا می‌داند، خداوند زمینه‌ای را فراهم کند تا روشن شود چه کسی چه کاره است و اگر فردا خواست کسی را محاکمه کند معلوم باشد بی‌حساب نبوده. موفق باشید
3613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم - اینجانب موضوع تحقیقی دارم در ابطه با ایات انفسی در نهج البلاغه ( روح وفطرت وخلقت انسان ) از جناب عالی درخواست دارم که بنده را دراین زمینه راهنمایی کنید - معرفی کتاب و سایت ومطلب در این موضوع و.... با تشکر از جناب عالی
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به این شکل روی نهج البلاغه کار نکرده‌ام. موفق باشید
2612
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی با عرض پوزش بابت اینکه وقت شما را میگیرم چند سوال داشتم که اگر لطف کنید جوابی دهید ممنون می شوم 1- امام خامنه ای در یکی از سخنرانی ها در بین طلاب فرمودند که امام خمینی هم از لحاظ فلسفی و از لحاظ عرفانی در مکتب ملاصدرا هستند ولی طبق آنچه ما از شما و دیگران شنیده ایم امام در عرفان محی الدینی بودند آیا این تناقض است؟ 2- بعضی از کارشناسان مانند آقای دکتر فیاض معتقدند عرفان محی الدین و مولوی بازتولید عرفان مسیحیت و یهودیت در اسلام است و عرفان این دو با عرفان حافظ در تناقض است مولوی از کثرت به وحدت میرسد ولی حافظ برعکس از وحدت به کثرت می رسد اگر میشود پیرامون این صحبت ها منابع مطالعاتی ارائه فرمایید 3- یک بحث خیلی مطرح است بر ضد ملاصدرا اینکه شارحان ملاصدرا مانند علامه طباطبایی و مرحوم آشتیانی و علامه حسن زاده و... فعالیتی برای انقلاب و مبارزات انجام نداده اند پس فلسفه صدرایی در اندیشه امام خمینی تاثیری نداشته است مثلا به این جملات امام خامنه ای توجه کنید : «پدرم با مرحوم علامه طباطبایی خیلی دوست بودند، ساعتها در منزل پدرم می‌نشستند و با یکدیگر صحبت می‌کردند ... من به عنوان یک طلبه جوان، درباره مسایل مبارزه با ایشان بحث می‌کردم و می‌گفتم: شما چرا در این فضای مبارزه وارد نمی‌شوید؟ ... ایشان می‌گفتند: ... ما در برهه‌ای از زمان می‌توانستیم تأثیر بگذاریم - مرادشان زمان مشروطه و بدو ورود تمدن جدید بود- ولی گناه بزرگی واقع شد که آن وقت، این کار تعفیب نشد؛ اما دیگر حالا وقت گذشته است و فایده‌ای ندارد ... این مبارزات به نتیجه‌ای نخواهد رسید و این نظامی که ما می‌بینیم بر سر کار است، با این حرفها و با این یک‌ذره و دو ‌ذره، از بین نخواهد رفت". شما ببینید، عالم روشن‌بیی مثل علامه طباطبایی - که دیگر در مورد روشن‌بینی و اگاهی ایشان، هیچ‌کس شک ندارد... - تعبیرش از واقعیت جامعه این طوری بود که می‌گفت فایده‌ای ندارد" حوزه و روحانیت، ج1، ص56. 4- شما خیلی روی ملاصدرا مانور میدهید ولی امام خامنه ای اصلا روی ایشان و اندیشه هایش مانور نمی دهد وحتی در استفتایی میفرمایند : س 1325: آیا تدریس و تحصیل فلسفه در حوزه‏هاى علمیه دینیّه جایز است؟ ج: یادگیرى و تحصیل فلسفه براى کسى که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینى‏اش نمى‏شود اشکال ندارد و بلکه در بعضى از موارد واجب است. یا امام در سخنرانی هاشان از ملاصدرا حرفی نمی زدند و فقط در مقابل کمونیست از فلسفه ی اسلامی صحبت می کنند که بعضی می گویند این برای آن بود که آنها در کفر محض بودند ولی ما در توحید هستیم و این امر(توصیه ی فلسفه اسلامی به کمونیست) دلیل نمی شود که ما بخواهیم بر مبنای فلسفه ی اسلامی برنامه ریزی کنیم و استراتزی بنویسیم 5- چرا امام علی سلام الله علیه در دعای کمیل عباراتی مانند " پوست بدنم نازک است و بدن من ضعیف است" را در مورد عذاب الهی بکار میبرند در حالی که غذاب آخرت به بدن دنیایی ربطی ندارد؟ (در آشتی با خدا گفتید که بدن آخرتی از جنس بدن این دنیا نیست) ببخشید که سرتان را درد آوردم اگر هم وقت پاسخگویی نداشتید این امر را به یکی از شاگردان محول کنید که وقت کمتری از شما گرفته شود با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- هرکس صدرایی شد عملاً با عرفان محی‌الدین نیز مأنوس می‌شود چون خودِ ملاصدرا همه‌ی تلاشش به گفته‌ی خودش آن بوده که سخنان عرفانی محی‌الدین را در دستگاه فلسفی تبیین کند 2- حضرت آیت‌الله جوادی در شرح فصوص‌الحکم محی‌الدین به‌خوبی ثابت می‌کردند تمام سخنان محی‌الدین مبتنی بر قرآن و روایات نبوی است و به هیچ‌وجه قبول نمی‌کردند که گفته شود این عرفان از بیرون از اسلام آمده باشد. کتاب «احیاگر عرفان» از آقای محمد بدیعی در این رابطه نکات خوبی دارد. در مورد مولوی مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌» جلسه‌ای که در سال 1387 با شعرا داشتند فرمودند: «مثنوی همان طورکه مولوی می‌گوید: «هو اصول اصول اصول الدین» است و فرمودند موحوم مطهری هم با من هم‌عقیده بودند 3- حضرت امام در مصاحبه‌شان با حسنین هیکل می‌فرمایند مبانی من در انقلاب، در فلسفه، ملاصدرا و در فقه، مرحوم جواهر و در حدیث، اصول کافی بوده 4- برعکس این فرمایش شما تأکید رهبری بر روی آموزش فلسفه توسط طلاب در حد تکرار و تأکید است و تعبیرات حضرت امام در مورد ملاصدرا خیلی بیش از این‌ها است. بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» سخنان رهبری و حضرت امام را در مورد فلسفه‌ی صدرایی آورده‌ام. مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌فرمایند: «... به گمان ما فلسفه‌ی اسلامی در اسلوب و محتوای حکمت صدرایی، جای خالی خویش را در اندیشه‌ی انسان این روزگار می‌جوید و سرانجام آن را خواهد یافت... می‌فرمایند: مکتب فلسفی صدرالمتألهین همچون شخصیت و زندگی خودِ او مجموعه‌ی در هم تنیده و به وحدت رسیده‌ی چند عنصر گرانبهاست. در فلسفه‌ی او از فاخرترین عناصرِ معرفت یعنی عقل منطقی و شهود عرفانی و وحی قرآنی، در کنار هم بهره گرفته شده و در ترکیب شخصیت او تحقیق و تأمل برهانی و ذوق و مکاشفه‌ی عرفانی و تعبد و تدین و زهد و اُنسِ با کتاب و سنت، همه با هم دخیل گشته». 5- شاید نظرشان به بدن برزخی و مثالی باشد. موفق باشید
35265
متن پرسش

استاد جانم سلام: متن زیر را خواندم در دلم با شما سهمیمش شدم .. ▪️ دل‌نوشته‌ای به‌بهانۀ سی‌وچهارمین سالگرد آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای از آقای سید محمدحسین دعائی که می‌فرمایند:
 دیروز، پیر پیل‌افکن ما، در هشتاد و چهار سالگی، هفتاد دقیقه در مراسم بزرگداشت رحلت امام بزرگوار سخنرانی کرد و البته صدایش گرفت. می‌خواهم از همین صدای گرفته بنویسم؛ همین صدای گرفته‌ای که شنیدنش دلمان را باز می‌کند؛ همین صدای گرفتۀ راهگشا. صدایی که از سال‌ها تکرار حق گرفته، نه از خستگی. صدایی که گرفتگی‌اش عجین با پختگی است. صدایی که در عین گرفتگی، دروازه‌های حکمت را به روی بشر امروز گشوده است. صدایی که در پیچ و خم کوچه‌های شلوغ دهکدۀ جهانی، حامل پیغام‌های مهمی از هفت شهر عشق است. صدایی که به رغم بدخواهان عنود و حسود، اگرچه گرفته، اما همچنان در جهان طنین‌انداز است. آری؛ این صدای حقیقت، صدای اصالت و صدای معنویت است؛ این صدای انقلاب اسلامی است. صدایی که قرآن‌گونه، غبارروب قلب مؤمنان است و آیینۀ دق منافقان. صدایی که به‌سان نسیم، دل تفتیدۀ مستضعفان را خنک می‌کند. صدایی که همچون گردباد، بساط مستکبران را در هم می‌پیچد. صدایی که درس‌ها داده است، سخن‌ها رانده است، خطبه‌ها خوانده است و یادگارهایی ماندگار آفریده است. صدایی که شجاعت و مظلومیت علوی را، هیبت و حکمت حسنی را و عزت و غربت حسینی را با هم دارد. صدایی که شب‌ها نالیده است و روزها غریده. صدایی که به رنگ خداست. صدایی که هیچ‌وقت کم‌فروشی نکرده؛ چه قبل‌ها ـ در اوج جوانی ـ که لاجرعه گوش را سیراب می‌کرد؛ و چه حالا ـ در پختگی پیری ـ که پیاله‌پیاله می‌نوشاند. آری؛ ما با این صدا بزرگ شده‌ایم. ما ـ جوان‌های انقلاب ـ چهل سال است که داریم با این صدا زندگی می‌کنیم. این صدا، موسیقی متن زندگی ماست. تُن این صدا، طنین این صدا، جوهر این صدا، رنگ این صدا، مردانگی این صدا، پختگی این صدا، ملاحت فارسی این صدا، لحن عربی این صدا، گویش معیار این صدا، لهجۀ خراسانی و آذری این صدا و خلاصه جذابیت و نورانیت این صدا، همۀ عشق ماست. ما در تمام این سال‌ها، با طنازی این صدا خندیده‌ایم و با بغض آن گریسته‌ایم. با وقار آن آرام شده‌ایم و با شور آن به هیجان آمده‌ایم. با طمأنینۀ آن بر بالش امنیت آرمیده‌ایم و با نهیب آن از خواب غفلت پریده‌ایم. با لرزش آن لرزیده‌ایم و در آغوش غرش آن غنوده‌ایم. ما درس دین و دنیا را با این صدا آموخته‌ایم. صدایی که صلابت خمینی و لطافت طباطبائی، در آن به هم رسیده‌اند. صدایی که هم ترنّم عرفان را دارد و هم طنین حماسه را. این صدا شاید گاهی بگیرد، اما هیچ‌وقت گم نمی‌شود؛ چون در حافظۀ تاریخی جهان ثبت است؛ چون صدای سخن عشق است. پس برای همیشه ماندن، باید در این صدا گم شد؛ و شده‌ایم. این صدا ـ این صدای سحرآمیز و خاطره‌انگیز ـ همۀ هویت ماست. این صدا، تصویر حقیقی پروفایل ما در دنیای لبریز از مجاز امروزی است. این صدا، نه فقط صدای ملت ایران، که صدای امت اسلامی است؛ صدای همۀ مظلومان و مستضعفان جهان. آری؛ دیروز این صدا گرفته بود؛ و چرا نگرفته باشد؟ اصلا اگر نگرفته بود تعجب داشت. کسی‌که سال‌هاست حنجره‌اش را خنجر کرده است و تیزی کلامش را بر قلب تاریک اهریمن فرومی‌برد، باید هم صدایش بگیرد. تازه این گرفتگی صدا چه اهمیتی دارد، وقتی پیرنامرد مفلوک و خرفت حاکم بر مثلا ابرقدرت دنیا، تا یک مزخرف نامربوط نگوید یا زمین نخورد، روزش شب نمی‌شود؟ الغرض، گرفتگی صدای رهبر عزیزتر از جان ـ که عمرش دراز و پرچمش همیشه بر فراز باد ـ عجیب نیست؛ بلکه این صافی صداهای ماست که عجیب است. آری؛ باید مجروح جهاد تبیین شد که اجرش از شهادت اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌توانم در استقبال از این نوشته فاخر عرض کنم چه زیباسخنی که حکایت تماشاگریِ راز است و گرفتگی صدای رهبر معظم انقلاب را به زیبایی تماشا کرده و آن را گزارش داده. این کلمات، انعکاس دیدن حقیقت است در بوستان خداوند به عنوانِ راست‌ترین کلمات. هرچه در رابطه با این کلمات بگویم حجابی می‌شود نسبت به اشاراتی که این کلمات بدان حقایق اشاره دارد. آری! به گفته جناب آقای دعایی، «باید مجروح جهاد تبیین شد» که در این‌جا آنچه زخم برمی‌دارد حنجره است برای حضور در جان همه جوانان. باید بنگریم در جان جوانان‌مان چه می‌گذرد و سپس با آنها گفتگو کرد حتی با حنجره‌ای خسته. و این است آنچه در کلمات رهبر معظم انقلاب استشمام می‌شود و معلوم است که صدای هرکس که باشد می‌گیرد زیرا از دریا سخن‌گفتن آنهم برای جوانانی که جان‌های دریایی دارند، کار آسانی نیست. موفق باشید.

نمایش چاپی