باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» نمونهی خوبی برای گرایش امثال ما به فلسفه و عرفان بود از آن جهت که تلاش داشتیم از یک طرف نسبت به دین تعقل و تفکر کنیم و با عمق بیشتری دین را بیابیم، و از طرف دیگر در ارائهی آن زبان مناسبی را بهکار گیریم 2- به نظر بنده شخصیتهایی همچون حضرت امام و علامه و شهید مطهری «رحمة اللّهعلیهم» بهتر توانستند آن نقشی که پیامبر و اهلالبیت «علیهمالسلام» میخواستند در جامعه محقق شود را، شکل دهند و میدان ظهور حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» را فراهم نمایند. آنچه بنده با حوصلهی زیاد در نوشتههای آقایان تفکیکی دیدم صرفاً نقد فلسفه بود آنهم در حدّی که دقیقاً متوجهی روح آن نشده بودند و به همین جهت به آقای میلانی گفتم یک ماه بیایند تا من کمی به ایشان فلسفه درس بدهم ببینند فلسفه همانی است که ایشان فهمیدند که البته ایشان عصبانی شدند. بنده معتقدم آقایان، جایگاه تفکر فلسفی را متوجه نیستند و با نگاه به مفرداتِ یک تفکر، تفکر روشن نمیشود. پیشنهادم برای جنابعالی جهت فهمِ جایگاه تفکر فلسفهی اسلامی بهخصوص «حکمت متعالیه»، سلسله مباحثی است که جناب آقای دکتر مهدی امامیجمعه داشتهاند. آن مطالب را میتوانید در کانال «ندای اندیشه» به آدرس زیر دنبال کنید: موفق باشید
https://t.me/nedayeandishe/517
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم این موارد مشکلی در تقویت بُعد حیوانی انسان ایجاد کند. آنچه باید مورد دقت قرار گیرد غلبهدادنِ جنبهی حیوانی است که خوردن همواره مدّ نظر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نقد از سر دلسوزی انجام میگیرد تا امور مسلمین به صلاح گراید. ولی ضایعکردن و ایجاد دشمنی بیشتر را شیطان برای به فسادکشاندن جامعه القاء میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت بفرمایید که اراده به معنای انجام فعل و ترک فعل است و آنچه که خداوند برای انسان اراده کرده است، ارادهی انسان است و نه فعل انسان. و از این جهت ارادهی انسان مربوط به خدا میباشد و فعل انسان مربوط به خود انسان. که بحث آن در جزوهی «جبر و اختیار» شده است 2- در روایت از معصوم داریم که انبیاء جزء مخلَصیناند و حضرت علامه در تفسیر سورهی کهف، موضوع حضرت یوشعبننون را اینطور مطرح میکنند که شیطان نمیتواند انبیاء را به گناه بکشاند، ولی تأثیر شیطان در حدّ به فراموشیکشاندنِ آنها در امور عادی و یا بیمارکردنِ آنها در امور بدنی از طریق شیطان، از آنها برداشته نشده است 3- در مورد امامت حضرت ابراهیم«علیهالسلام» همانطور که قرآن میفرماید آن امامت، جعلِ الهی است هرچند که نیاز به مقدماتی دارد. ولی اینطور نیست که هرکس آن مقدمات را طی کند، امامت برای او محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عدم عبودیت و امثال آن، عدمِ ملکه است. یعنی میتوان به آن رسید ولی نرسیدهایم 2- همانطور که مقام ائمه، مقام جامع اسماء میباشد و خودشان میفرمایند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» روح نیز مقام مخلوقیت دارد و در عین حال مقام تجلی اسماء است و حضرت حق خود را در مخلوقاتش به تماشا مینشیند. در این موارد بهتر است به کتاب «عرفان نظری» حجتالاسلام و المسلمین استاد یزدانپناه رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان ایمان خود را با حضور در صحنههای عبادی بهدست میآورد و معلوم میشود که توهّمات نمیتواند نقش چندانی داشته باشد. داستان دوستتان جای خود دارد که میدان را تا آنجا به توهماتش داده است که اینچنین به زحمت افتاده. عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» در این موارد شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان با خواندن کتاب متوجه میشوید که گرفتار نویسندهای در کتاب هستید که همچنان شما را معلّق نگه میدارد تا به خود آیید و به جایِ یک نتیجهگیری، به «تفکر» وارد شوید. و این نیاز حقیقی تاریخ ما است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام قلب مقام فوق نفس است و مقام اُنس با حق میباشد و چنانچه کسی به نور قلب در عالَم تفقه کند، با انوار الهی مأنوس میگردد و نه با مفاهیم قدسی. و به همین جهت میتوان گفت که انسان در مقام قلب به ایمان میرسد، یعنی مقامی که قلب، حقایق جاری در عالم را حس میکند و معلوم است که این حالت با شدت و ضعف همراه است و میتوان به همان معنای مراتب قلبی اشاره کرد. شاید بتوان گفت عقل قدسی همان قلبِ دارای تفقه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن فراز از سخنان حضرت امام، عرض شد که در هرحال در نسبت بین قوا و نفس یک نحوه دوگانگی در میان است. در حالیکه مطابق وحدت شخصیهی وجود، بین خالق و مخلوق دوگانگی نیست. به همین جهت فرمودند: مثل موج و دریا بهتر است چون در عین آنکه موج؛ غیر دریا است ولی بیرون دریا هم نیست بلکه مظهری از دریا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» یعنی چنانچه ما در اعمال دینی و اخلاقی قدم برداریم خداوند میل به گناهان را در ما از بین میبرد و در نهایت آن گناهان نیز با توبه از صفحهی ذهن ما پاک میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موقعی که انسان از همهچیز بخواهد منقطع شود و از طریق وجه روحانی خود به حضرت حق وصل شود، تازه خطورات و افکار باطله ظهور خواهد کرد. به همان معنا که «آب گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را میکشد». این گِلی که پای سالک را میکشد، همان خطورات و تعلقاتی است که در پنهان وجود او رسوب کرده بود و استادِ رهرفته میداند که چگونه سالک مبتدی را از این رسوبات عبور دهد. در هر صورت مقدماتی مثل معرفت نفس بسیار ضرروی است و لاأقل در این چهل روز اُنس با مطالبی مثل آنچه حضرت مولا با فرزندشان در نامهی 31 نهجالبلاغه در میان میگذارند، لازم است. «منازلالسائرین» را باید بعد از داشتن معارفی مثل معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد، شروع کرد آنهم با شرح استاد. موفق باشید
