بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3274
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز وارجمند.چندی پیش سوالی با این عنوان که چرا شیطان مستقیما با خدا گفتگو میکند ولی انسانهای کامل با حجاب مطرح نمودم که جواب فرمودید چیزی که حکایت کند گفتگوی شیطان با خدا بدون حجاب بوده نداریم.حال سوال اینجانب این است که چرا علامه حسن زاده آملی در کتاب الهی نامه خود می فرماید:الهی ابلیس رجیم را بلاواسطه خطاب کنی، وانسان کامل را من وراء حجاب،که نه آن آیت قرب است ونه این رایت بعد.وهمچنین شاگرد ایشان آیت الله صمدی آملی در کتاب حضور ومراقبت خود می فرماید: شیطان به خدا گفت حال که مرا از درت راتدی بندگان تو را گول می زنم،در این آیه کاف خطاب دارد ونشان می دهد که شیطان مستقیما با خدا صحبت کرده است. باتشکر وسپاس فراوان.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خطاب خدا برای همه هست، حتی شیطان، خطاب ما هم به خدا به صورت عادی برای همه ممکن است، گفت: «یار نزدیک‌تر از من به من است.... این عجب بین که من از وی دورم» حال اگر بنده‌ی بزرگی مثل حضرت موسی«علیه‌السلام» بخواهد قربی داشته باشد ماوراء آن نوع نزدیکی عمومی، باید از طریق واسطه باشد زیرا هیچ موجودی نمی‌تواند در عرض خدا قرار گیرد. موفق باشید
1287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت .مسجدی را میشناسم که از طرفداران آقای منتظری هستند آیا در این مسجد میشود به امام جماعتشان که متعاقبا از همفکران ایشان اند میشود اقتدا کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر امام جماعت به واقع مانند آقای منتظری با نظام اسلامی و رهبری نظام سر ستیز دارند و دشمنان نظام را تأیید می‌کنند، از عدالت خارج است. ولی اگر ایشان را با عنوان یک فقیه قبول دارند موضوع فرق می کند .موفق باشید
804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد در حدیثی از امیرالمومنین(ع) داریم که می فرمایند خدا چیزهایی را واجب کرده انها را ترک نکنید و چیزهایی را هم ممنوع کرده به انها تجاوز نکنید و در مورد بعضی از مسائل سکوت کرده البته فراموش نکرده بلکه خواسته است که سکوت کند و بندگانش در ان مسائل ازاد و مختار باشند در انچه خدا مردم را ازاد گذاشته است شما دیگر تکلیف معین نکنید یا در حدیثی دیگر به این مضمون داریم که خدا دوست دارد در مسائلی که مردم را ازاد گذاشته مردم هم ازاد باشند از طرفی میدانیم بسیاری از مسائل در مورد انها دلیل نقلی از ناحیه شارع نرسیده و فقط از باب اینکه عقل اینجور حکم میکند فتوا داده میشود لذا میخواستم بدانم در اینجا منظور از مسائل ازاد و مختار اداب و رسوم مردم می باشد اگر نه چه مسائلی می باشد و چگونه تشخیص داده میشود با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: اموری که خداوند حرام یا واجب و یا مکروه و مستحب ننموده امور مباح می‌گویند و حضرت در مورد امور مباح می‌فرمایند: مردم آزادند و اموری که عقل تشخیص می‌دهد همان حکمی را دارد که شرع می‌فرماید مثل این‌که عقل تشخیص می‌دهد آلوده‌کردن محیط زیست موجب ضرر و زیان به انسان‌ها است در این‌جا حکم شرع نیز همین خواهد بود که علم تشخیص داده و ترک آلوده‌کردن محیط زیست واجب است مثل ترک سایر محرمات.
19376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. می خواستم بدونم آیا استاد از نظریه خود مبنی بر عبور از احمدی نژاد برگشته اند یا خیر؟ آیا باز هم نیاز به یه انتخابات دیگری هست تا استاد متوجه بشوند خود احمدی نژاد عامل پیروزی خودش بود و نه حمایت صرف حزب الهی ها. آیا این ناشکری نعمت نیست که دکتر احمدی نژاد را حذف کردیم. چرا به آفای احمدی نژاد گفتیم بزرگترین خطر جهان اسلام؟ لطفا استاد نگذارید یک انتخابات دیگر هم برای کسب تجربه صرف شود. 2- بنده تو فضای مجازی و شهر مشغول رصد کردن نظر مردم و بخصوص جوانان بودم متوجه دو نکته شدم: اول اینکه خیلی از مردم نظرشان و حرفشان این بود که بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد و من متعجب می شدم که گزینه بدتر را آقای رئیسی می دانستند. دوم انکه خیلی از جوانان فقط به این خاطر رای به آقای روحانی می دادند که مخالفت خود را با گزینه نزدیک به نظام نشان دهند. یه نوع دهن کجی آشکار بدون هیچ گونه استدلال. استاد لطفا با کلامتان دل ما را آرام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع در این دوره، بسیار پیچیده بود و فراموش نکنید که آقای احمدی نژاد نتوانست نظر روحانیون و بعضی از اصول گرایان و جریان انقلابی شهر نشینی را در حدی که بتوان مقابل شعارهای اصول گرایی قرار گرفت جلب کند و از این مهم تر این که چگونه شورای نگهبان به شخصیت پیش بینی نشده‌ی ایشان اعتماد کند و کشور را در مدیریت کلان در اختیار ایشان بگذارند؟ هر چند که از نقاط مثبت ایشان نباید غفلت نمود. موفق باشید

18035
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: ان شاءالله خداوند خیرتان دهد که سوالات را مستقیم پاسخ می دهید و وقت شریفتان را صرف می نمایید. بنده خانمی 33 ساله دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث و صاحب سه فرزند هستم . همسرم روحانی هستند و منبری و مشاور خانواده و استاد دانشگاه می باشند. بنده در حال حاضر کلاسهایم تمام شده و باید رساله ام را در منزل بنویسم. ولی متاسفانه به علت کارهای زیاد منزل و بچه ها فرصت بسیار کمی برای این کار دارم. سوالی که دایم ذهن من را به خود مشغول کرده این است که من که صبح تا شب در حال پخت و پز و شست و شو و کلا کارهای منزل هستم و وقتی برای درس و بحث یا عبادت و کسب معرفت الهی پیدا نمی کنم اگر در این حال بمیرم آیا عمرم را هدر نداده ام؟ البته می دانم که این کارها را می توان در راه الهی انجام داد. مثلا اینکه نیت کنم سرباز امام زمان (عج) تربیت می کنم. یا اینکه دارم کارهای منزل یک سرباز امام زمان عج (همسرم) را انجام می دهم. اما با این حال می گویم هیچ گاه ساعتی که انسان برای کسب علم می گذارد با ساعتی که مثلا برای شستن ظروف می گذارد یکی نیست و شخص اول بعد از مدتی عالم می شود و شخص دوم عامی می ماند. البته منظورم کسب معارف الهی است نه این درس و بحث های دانشگاهی و ...لطفا راهنماییم فرمایید. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای توحیدی خانه وقتی مادر خانه با نور ایثار بدرخشد، عین ارتباط با عالم وجود است و اگر در آن حال بمیرد، هیچ زنجیری به پای خود ندارد که مانع اُنس با حضرت محبوبِ بی‌کرانه‌ی خود شود. عمده آن است که مادران، این آزادی را در خود احساس کنند که چگونه در محفل توحیدی خانه حاضرند از همه‌ی عنوان‌های همراه با فخر دنیا بگذرند. موفق باشید

17825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بین اصحاب امامان مقام امام خمینی (ره) بالاتر است یا حضرت عباس علیه السلام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چکار داریم که بدانیم این «نور» با آن «نور» چه تفاوتی دارد؟!! مهم آن است که از انوار متعالی این اولیاء الهی استفاده‌ی کامل را ببریم. موفق باشید

17687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز اینکه در جواب سوالی در سایت فرموده بودید که در روایت داریم که انسانی به سوی عجب می رود او را بسوی گناه می کشانند تا دچار عجب نشود، حال سوال اینکه در اینجا آیا اختیار انسان چگونه می شود؟ آیا خود آن گناه باعث حجاب نمی شود؟ لطفا کمی توضیح فرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال، انسان را از اختیار خارج نمی‌کنند، بلکه موضوع گناه را در مقابل او می‌گذارند تا خودش انتخاب کند. موفق باشید

16936
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام و احترام خدمت شما استاد بزرگوار: جایگاه جراحی زیبایی در آداب اسلامی و الهی چیست؟ از جانب اطرافیان نزدیک که خیرخواه هستند ترغیب می شوم به جراحی زیبایی بینی، و گاها حتی تاخیر ازدواج بنده را به این سبب تلقی می کنند اما بنده می گویم جسم ملک خداست و «هو الذی یصورکم فی الارحام کیف یشاء...» و این که امر ازدواج تا به امروز به دلیل این نقص کوچک ظاهری برایم به تعویق افتاده باشد در دستگاه سنن و قواعد الهی برایم قابل قبول نیست. لطفا راهنمایی بفرمایید جایگاه نفس الامری آن به چه صورت است و روشنم بفرمایید. تکرار زیاد از سوی اطرافیان گاها موجب سرخوردگی و دلسردی ست. موید باشید التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رشد انسان در دوره‌ی جنینی در بستر طبیعی طی شود، مسلّم جسم انسان مطابق نفس ناطقه، به زیباترین شکل ظهور می‌کند؛ ولی عموماً این‌طور نیست. و لذا اگر عضوی از اعضای انسان مطابق نظم سایر قسمت‌های بدن رشد نکرده است، مانعی ندارد که انسان از طریق عمل جراحی آن عضو را به نظم مناسب خود درآورد. موفق باشید

16221
متن پرسش
سلام علیکم: سوالم درباره آیه معروف و مبارک تطهیر است، خب یکی از برهان های محکم شیعه این آیه شریفه است و من تو اعتقاداتم خیلی بهش تکیه می کنم، اما من تا چند وقت پیش آیات قبلش رو نخونده بودم، دیدم کل سوره درباره همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و سفارشات به این بانوان که چنین کنید و چنان کنید و در نهایت می فرماید ما می خواهیم شما اهل بیت را از هر بدی پاک کنیم؛ درسته گفته شده پیامبر (صلی الله علیه و آله) بارها اشاره کردند که منظور از اهل بیت چه کسانی هستند، ولی قرآن رو هر کی که میخونه میگه واضحه که مخاطب همسران پیامبر هستند، مرتب اونا رو مخاطب قرار میده و ضمیر متصل در آیه مذکور به اونا بر میگرده؛ بی زحمت این شبهه منو برطرف می کنید! ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در این مورد شده است که عیناً خدمتتان عرضه می‌شود: خداوند در قرآن مى‏ فرمايد: «... انَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ‏ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[1] اى‏ اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدى بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد». با دقت در آيه‏ ى تطهير نكات زير مورد توجه قرار مى‏ گيرد.

1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعنى هرگونه پليدى جسمى و روحى. يعنى اهل البيت (ع) را خداوند از هر گونه پليدى پاك كرده است.

2- بيش از 70 حديث كه بيشتر آن‏ها از اهل سنت است اقرار دارند كه «اهل بيت» شامل، رسول خدا (ص) و حضرت على (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام حسن و امام حسين «عليهماالسلام» مى ‏باشد.

3- امّه‏ سلمه مى ‏گويد: بعد از آمدن آيه‏ ى تطهير، رسول خدا (ص) عباى خود را برسر حضرت على و همسر او و حسنين «عليهماالسلام» انداختند و گفتند: بارالها! اينها آل محمداند. من گوشه‏ ى عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستى (يعنى تو زن خوبى هستى) ولى جايت اينجا نيست.

سؤال: با توجه به اين‏كه قبل و بعد آيه زنان پيامبر (ص) را مورد خطاب قرار داده، چرا آيه شامل زنان پيامبر نمى‏ باشد؟

جواب: اولًا: هيچ‏كس تا حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده، در حالى‏ كه آيه خبر از عصمت «اهل بيت» مى‏ دهد و در آيه‏ ى مباهله هم ثابت شد زنان پيامبر (ص) به آن معنا معصوم نيستند كه بتوانند لعنت الهى را بر كاذبين جعل كنند و لذا در كنار اهل بيت پيامبر (ص) يك نفر از زنان پيامبر هم وارد مباهله نشد.[2]

ثانياً: همه‏ ى روايات ازسنى و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل بيت معرفى كرده‏ اند.[3]

ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود ضمير «عَنْكُن» كه قبل از آيه به صورت جمعِ مؤنث بود بايد ادامه مى‏ يافت و نه اين‏كه وقتى موضوع اهل بيت را به ميان مى‏ آورد بفرمايد «عنكم» يعنى ضمير را عوض كند.

چنانچه ملاحظه بفرماييد در اين قسمت از آيه سخن از اراده و مشيت خاص خداوند به ميان آمده و اين نشانه‏ ى آن است كه مسئوليت مهمى را مى ‏خواهد بر دوش اهل‏ بيت پيامبر بگذارد كه چنين مسئوليتى با وظيفه‏ ى همسران پيامبر كه در آيات قبل آن‏ها را توصيه كرده كه در خانه‏ هايشان ملازم باشند متناسب نيست. از طرفى روايات متعددى از محدثين اهل سنت هست كه رسول خدا همسران خود را شامل اهل بيت ندانسته‏ اند.[4]  اين آيه در مورد پنج كس نازل شده كه عبارتند از من و على و حسن و حسين و فاطمه (س). از طرفى در سوره تحريم خداوند دو نفر از زنان پيامبر (ص) را به باد انتقاد مى‏ گيرد و مفسرين عامه آن‏ها را عايشه و حفصه معرفى مى‏ كنند. حال چطور مى ‏توان چنين تطهيرى را به زنان پيامبر (ص) نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل‏ بيت معرفى كرده است. (ابن طاوس، الطرائف/ ترجمه‏ ى داود إلهامى، ص: 474)

وقتى حضرت حق مى فرمايد: نمونه‏ هايى در عالم هستند كه عين طهارت‏ اند، معلوم است مى‏ خواهد راه را نشان بدهد. مثل اين است كه بگويد: اى تشنه‏ ها چيزى خلق كرده‏ ام كه عين ترى است و فقط از طريق آن سيراب مى‏ شويد.

وقتى مى‏ فرمايد: خداوند اراده كرد كه فقط شما اهل بيت را از هر گونه آلودگى‏ پاك كند، پاك‏ كردن از هر آلودگى را منحصر به آن‏ها مى‏ كند. از آن طرف دين را آورده است تا همه‏ ى انسان‏ها از آلودگى‏ ها پاك شوند، پس معلوم است طهارت اهل بيت (ع) يك نوع طهارت ديگرى است كه راه به طهارت رسيدن بقيه را نشان مى‏ دهند و همين‏طور كه عرض شد اين طهارت؛ طهارت تكوينى است و همان‏طور كه ترى آب تكوينى است و همه‏ ى رطوبت‏ ها از آب گرفته مى‏ شود. اين طهارت را منحصر به اين خانواده كرد تا هر كس مى‏ خواهد به طهارت حقيقى دست يابد به اين خانواده رجوع كند.

وقتى مى‏ گوييم: آب تكويناً تر است يعنى فقط ترى است و وجودش عين ترى است. اگر رسيديم به اين كه اهل بيت تكويناً در مقام طهارت‏ اند، يعنى عين الطهاره هستند، همين طور كه براى به‏ دست‏ آوردن ترى بايد به عين ترى كه آب است رجوع كنيد، امامان معصوم (ع) هم كه عين درستى و  طهارت‏ اند، بايد براى ارزيابى عمل انسان‏ها در ميان باشند تا هركس اندازه‏ ى درستى عملش را با عمل امام معصوم (ع) بسنجد، همان‏طور كه ما در امور نظرى در فطرت خود بديهيات داريم و درستى يك فكر را بر اساس مبناهاى بديهى ارزيابى مى‏ كنيم و آن بديهيات براى درست فكركردن مبناى هر انسانى است، اهل بيت (ع) هم مبناى درست عمل‏ كردن انسان‏ها هستند. مثلًا اگر به شما بگوئيم يك شهر هست كه يكى از خيابان‏هاى آن از كل آن شهر بزرگ‏تر است، نمى‏ پذيريد، چون بر مبناى قاعده‏ ى بديهى خود كه مى‏ گويد؛ «جزء يك چيز نمى ‏تواند از كل آن چيز بزرگ‏تر باشد» و چون آن خيابانِ بزرگ هم جزء آن شهر است پس نمى‏ شود كه آن خيابان از آن شهر بزرگ‏تر باشد و لذا بدون آن كه نياز باشد برويد، تجربه كنيد و بعد آن سخن را ردّ كنيد، طبق يك قاعده‏ ى بديهى كه مى‏ شناسيد آن حرف را  نمی پذیرید. زيرا خداوند آن قاعده‏ ى بديهى را به صورت تكوينى براى راهنمايى شما در جانتان قرار داده است، و به كمك آن به راحتى مى ‏توانيد فكر خود را در شناخت حق و باطل سر و سامان بدهيد. قواعد بديهى، امامِ عقل نظرى ما هستند و جان ما با آن قواعد يگانه است و غير حكم آن‏ها را غلط مى‏ داند و نمى‏ پذيرد، پس در واقع عقل نظرى انسان‏ها امام معصوم دارد كه همان بديهيات است. مى ‏گوئيم اجتماع نقيضين محال است، يعنى نمى‏ شود اين شى‏ء همين حالا در اين مكان باشد و همين حالا در اين مكان نباشد، چون هست و نيست نقيض‏ هم‏ اند و عقل و جان انسان جمع نقيضين را نمى‏ پذيرد. قاعده‏ ى «امتناع اجتماع نقيضين» را جان ما پذيرفته و كاملًا هم حق  مى‏ داند و لذا بقيه‏ ى انديشه‏ هايش را بر اساس آن قاعده تنظيم مى‏ كند، آن قاعده براى انسان عين درستى است و چيزى نيست كه با تجربه به ‏دست آمده باشد، درستى آن فوق تجربه است.

همين‏طور كه انسان در عقل نظرى امام دارد تا انديشه‏ اش به خطا نيفتد و دائماً انديشه ى خود را با آن هماهنگ مى‏ كند و از طريق امامِ عقل نظرى مغالطه‏ ها را مى‏ شناسيد و فريب آن‏ها را نمى‏ خوريد، عيناً خداوند براى ما در امور عقل عملى، امامِ بيرونى مى‏ گذارد تا در عمل به خطا نيفتيم و مطابق سيره‏ ى آن‏ها عمل كنيم كه طبق ادله‏ ى قرآنى، آن امام در رفتار و اعمال عين طهارت است و شما مى‏ توانيد اعمال خود را بر اساس اعمال و گفتار او تنظيم كنيد و راه طهارت را از طريق عين طهارت بيابيد و در فهم قرآن هم از فهم آن‏ها كمك بگيريد. در آيات 77 تا 79 سوره‏ ى واقعه فرمود: اين قرآن يك مقام عاليه‏ ى وجودى دارد كه فقط اهل طهارت مى‏ توانند با آن تماس بگيرند و حقيقت آن را دريابند يعنى هر كس‏ خواست از نور قرآن بهره بگيرد و قلب او به نور منور شود بايد در مسيرى قرار گيرد كه اهل البيت (ع) متذكر آن هستند.

چنان‏چه ملاحظه مى‏ فرماييد خداوند ما را در حدّ فهم قرآن به عنوان يك تئورى متوقف ننمود، بلكه مصداق‏ هاى كاملِ دركِ قرآن را به صحنه آورد و به ما معرفى كرد، اگر كسانى هستند كه طبق آيه‏ ى تطهير عين طهارت‏ اند و اگر حقيقت قرآن كه يك حقيقت غيبى وجودى است را فقط مطهرون درك مى‏ كنند حال سؤال برايتان پيش مى ‏آيد؛ آن راهى كه ما را تنها در حدّ درك مفاهيم قرآن نگه ندارد كدام راه است؟ خود قرآن انگشت‏ اشاره را متوجه «مطهرون» كرده است، شخصيت‏هايى كه خودشان از طريق طهارتِ قلب با وجود حقايق مرتبط اند، آن‏ها راهى هستند تا بقيه را نيز وارد راه انس با قرآن نمايند. عنايت داشته باشيد كه بسيار فرق مى‏ كند كه از كلمات امامان در حدّ مفاهيم استفاده كنيم تا اين كه آن‏ها را امام خود قرار دهيم و با طهارت قلبى به قلب امام نزديك شويم و قلباً با امام زندگى كنيم، و اين از طريق رعايت حلال و حرام شريعت الهى و الگو و نمونه و راهنماگرفتن شخص امام، عملى است. البته معلوم است كه بايد به عنوان مقدمه، تعاليمى را پشت سرگذاشت تا آداب و ادبِ تماس با حقيقت را به‏ دست آوريم. عمده آن است كه بدانيم ماوراء زندگى با مفاهيم، زندگى ديگرى هست و آن راه انس با حقيقت قرآن است. سيرى كه از برهان آغاز و به عرفان رهسپار و به روايت و قرآن منتهى شود، سير شيرينى است، سيرى است كه موجب جامعيت در علم و معرفت و ايمان و عمل صالح خواهد شد.[5]

وضع خاص آيات مربوط به اهل‏ البيت (ع) در قرآن‏

به دستور خدا، آياتِ مربوط به اهل‏ البيت (ع) در لابه‏ لاى بقيه‏ ى آيات قرارگرفته تا به دليل تعصبات قومى كه هنوز در عمق روح مردم عربِ آن زمان باقى بوده، مردم حساسيت تعصب‏ آميز نسبت به اهل‏ البيت (ع) نشان ندهند و بر سرموضوع اهل البيت (ع) معركه نگيرند و يا آن قسمت از قرآن را كه مربوط به اهل‏ البيت است مطلقاً رها كنند و يا به حاشيه برانند. به عنوان مثال قرآن مى‏فرمايد:

«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ- الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ‏ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا- فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»[6]

ملاحظه كنيد ابتدا بحث تحريمِ خوردن ميته در آيه مطرح است، بعد در مورد ولايت على (ع) و يأس كفار از آن معرفى سخن مى‏ گويد، و سپس همان بحث قبلى در مورد چگونگى حلال‏ شدنِ خوردن ميته را ادامه مى ‏دهد. به خوبى معلوم است كه از قسمت‏ «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا» وسط آيه قرار گرفته است.

يا ملاحظه مى‏ كنيد آيه‏ ى‏ «يا ايّهاالرّسول» در بين آيات 66 تا 68 سوره‏ ى مائده چنين است: مى‏فرمايد:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ- يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ- قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْ‏ءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»

ابتداى آيه بحث بر سر اهل كتاب است كه چنين و چنان كنند، بعد آيه‏ ى مربوط به ابلاغِ ولايت على (ع) را مى‏ آورد و سپس همان بحث اهل كتاب را ادامه مى ‏دهد.

موقعيت آيه‏ ى تطهير چنين است: مى‏ فرمايد:

«يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا، وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ- إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا- وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا».[7]

در ابتدا و انتهاى آيه توصيه‏ هايى است به زنان پيامبر خدا (ص) كه رعايت سخن‏ گفتن را با نامحرم بكنند و در خانه‏ هاى خود به انجام وظيفه بپردازند. ولى در وسط آيه بحث عصمت اهل البيت (ع) را به ميان مى‏ آورد كه حكايت از مسئوليتى است كه براساس آن طهارت به عهده‏ ى آن‏ها گذارده شده است.

راز اين شيوه ‏ى بيان در اين است كه در ميان تمام دستورات اسلامى هيچ دستورى نبوده است كه مثل تبعيت از خاندان پيامبر و امامتِ اميرالمؤمنين (ع) مورد انكار واقع شود و لذا عملًا با اين روش هم قرآن حفظ گرديد و هم موضوع اهل‏ البيت (ع) مطرح شد تا آيندگان با دقت بيشترى متوجه شوند چگونه به هدايت كامل كه همانا توجه به اهل‏ البيت است، مى‏ توان دست يافت.[8] سيوطى گويد كه طبرانى تخريج كرده از ابوالحمراء كه مى‏ گفت: ديدم رسول‏ الله (ص) را كه به مدت شش ماه مى‏ آمد درب خانه‏ ى على و فاطمه و آيه‏ ى تطهير را مى‏ خواند. راستى در پشت اين حركات چه پيامى نهفته است؟ رسول خدا (ص) انديشه‏ ها را به كدام سو مى‏ خواهند بكشانند؟  موفق باشید

 


[1] ( 4)- سوره‏ ى احزاب، آيه‏ ى 33.

[2] ( 1)- ابن جرير و طبرانى آورده ‏اند كه رسول خدا( ص) فرمود:

\iُ« انْزَلَتْ هذِهِ الْايةُ في خَمْسَةٍ: فِيَّ وَ في عَلِيٍّ وَالحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه»\E

اين آيه در مورد پنج كس نازل شده كه عبارتند از من و على و حسن و حسين و فاطمه( س). از طرفى در سوره تحريم خداوند دو نفر از زنان پيامبر( ص) را به باد انتقاد مى‏ گيرد و مفسرين عامه آن‏ها را عايشه و حفصه معرفى مى‏كنند. حال چطور مى‏توان چنين تطهيرى را به زنان پيامبر( ص) نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل‏بيت معرفى كرده است.( ابن طاوس، الطرائف/ ترجمه‏ى داود إلهامى، ص: 474)

[3] ( 2)- در اين مورد مى‏توان به خصائص نسائى، ص 4 و مستدرك حاكم، ج 2، ص 416 و ده‏ها كتاب ديگر از اهل سنت رجوع كرد.

[4] ( 3)- جامع‏ الاصول، ج 1، ص 103، صواعق ابن حجر، ص 148.

[5] ( 1)- براى پيگرى اين بحث به كتاب« آن‏گاه كه فعاليت هاى فرهنگى پوچ مى‏ شود» رجوع فرماييد.

[6] ( 1)- سوره‏ ى مائده، آيه‏ ى 3.

[7] ( 1)- سوره‏ ى احزاب، آيات 32 تا 34.

[8] ( 2)- شايد علت اين روش را بتوان در سخن مولوى جستجو كرد كه مى‏گويد:

وگر از عام بترسى كه سخن فاش كنى‏

 

سخن خاص نهان در سخن عام بگو

ور از آن نيز بترسى هِله چون مرغ چمن‏

 

دمادم زمزمه‏ ى بى الِف و لام بگو

همچو انديشه كه دانى تو و داناى ضمير

 

سخن بى مد و بى‏ نقطه و ادغام بگو

     

سيوطى گويد كه طبرانى تخريج كرده از ابوالحمراء كه مى ‏گفت: ديدم رسول ‏الله( ص) را كه به مدت شش ماه مى ‏آمد درب خانه‏ ى على و فاطمه و آيه‏ ى تطهير را مى‏ خواند. راستى در پشت اين حركات چه پيامى نهفته است؟ رسول خدا( ص) انديشه ‏ها را به كدام سو مى‏ خواهند بكشانند؟

15703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر بخواهید یک کتاب در زمینه معرفت شناسی، خداشناسی و هستی شناسی معرفی کنید چه کتابی رو معرفی می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌قدر مطالب در این مورد گسترده است که شاید نتوان کتاب خاصی را معرفی نمود. کتب آیت اللّه حسینی تهرانی و آیت اللّه محمد شجاعی چشم‌اندازهای خوبی در اختیار شما می‌گذارد موفق باشید

15240
متن پرسش
با سلام: حقير طلبه هستم و تصميم به مطالعه و آگاهي و پ‍‍‍ژوهش در حيطه غرب شناسي دارم. مطلبي از استاد ميرباقري پيدا كردم كه نيازمند توضيح شما استاد عزيز است تا منظور ايشان را براي حقير شرح دهید. متن صحبت استاد ميرباقري: اگر تئوري مدون و روشني در تحليل جامعه شناسانه، انسان شناسانه و فلسفه تاريخي نسبت به غرب نداشته باشيد و غرب را در آن چهار چوب نشناسيد، غرب‌شناسي مفيد نخواهد بود. وقتي مي‌خواهيد دشمن را در نظرية فلسفة تاريخي بشناسيد، اولاً، بايد مدل‌هاي علمي بدهيد و به شيوه‌هاي علمي به تحقيقات نظري، تحقيقات كتابخانه‌اي و تحقيقات مي داني بپردازيد. ثانياً، نظام طبقه‌بندي موضوعات در شناخت غرب داشته باشيد؛ يعني بر پاية معارف بنيادين هم متدولوژي و روشن و هم نظام طبقه‌بندي موضوعات داشته باشيد و سپس به شناخت علمي غرب در ابعاد مختلف آن بپردازيد كه آنها چكار مي‌كنند؛ چه غايتي را تعقيب مي‌كنند، چه مكانيزم‌هايي دارند، راه مقابله با آنها چيست، ظرفيت و توانايي‌هاي آنها در كجا به پايان مي‌رسد و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که استاد میرباقری فرموده‌اند. در این رابطه باید بعد از فهم حکمتِ بومی خود، یک دوره‌ی کامل فلسفه‌ی غرب را دنبال کرد. و همان‌طور که دکتر داوری توصیه می‌فرمایند، آزاد از نقدِ غرب، با فیلسوفان آن دیار همدلی نمود و با توجه به تاریخی که آن عقل‌ها در آن تاریخ ظهور کرده است، فلسفه‌ی غرب را دنبال نمود. موفق باشید

15182
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خدا قوت: جناب غزالی در «کیمیای سعادت» فرموده اند که گاهی حالات خوبی داریم در خواب که نشان می دهد بهشت را دیده ایم. (البته برای کسی که مجرد شده) و همینطور حالات خستگی در ادراک جهنم اما در خزانه خیال نمانده و تصویری بعد از بیداری در ذهن نداریم. علت ثبت نشدن چیست؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا به صورت حضوری و وجودی ما در خواب با موضوعات روبه‌رو می‌شویم و نه به صورت حصولی و مفهومی که در حافظه بماند. موفق باشید

14907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمک اللهم با سلام: در شرح نامه 31 نهج البلاغه تان گشتم، پیدا نکردم! طلبه ای هستم؛ چند وقتی است که دنبال فهم دقیق معنای «رزق به غیر حساب»، رزق طالب و مطلوب یا تعابیر دیگر هستم و این خیلی به زندگی ام گره خورده و اذیتم می کند؛ نکته در این است که به هر جایی که رجوع کردم توضیحات و توجیهات بعضا سطحی و عموما اجمالی غیر قانع کننده بوده. خواهش می کنم یک توضیح همه جانبه بدهید و بگویید که با مبنای شما جایگاه رزق طالب و مطلوب در زندگی کجاست؟ سخت منتظر جوابتان هستم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هم در کتاب «جایگاه رزق در هستی» و هم در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» عرایضی شده است. در ضمن سؤال شماره‌ی 14912 نکات ارزشمندی را، سؤال‌کننده تنظیم کرده‌اند، خوب است که به آن سؤال نیز رجوع فرمایید. موفق باشید

14532

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه در حوزه به برخی لقب علامه می دهند شایسته است؟ از چه جهت؟ الان لقب علامه به آقای جوادی و مصباح می دهند. آیا این دو بزرگوار در این حد هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو بزرگوار و امثال آن‌ها به جهت جامعیتی که دارند حقیقتاً در معارف اسلامی علامه می‌باشند. موفق باشید

14334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد با توجه با شناخت نسبی که نسبت به بنده طلبه دارید اگر بخواهم برنامه ریزی و اولویت بندی برای کارهایم داشته باشم (برای زندگی علمی) این برنامه ای که خودم تنظیم کرده ام مناسب است؟ 1. درس و مباحثه / 2. خودسازی (کتب مبنا و کتب زندگینامه شهدا و عرفا) / 3. کتب استاد طاهرزاده / 4. کتب شهید مطهری / 5. سیاسی (صحبتهای امام و آقا) / 6. قرآن (تلاوت و تدبر+معنا و تفسیر) / 7. نهج البلاغه و شرح استاد طاهرزاده / 8. مفاتیح و مفتاح الفلاح و صحیفه سجادیه با شرح / 9. تاریخ ائمه بخصوص امام صادق (ع) / 10. مباحث متفرقه از (آوینی. آیت ا.. جوادی. مددپور. رائفی. عباسی. رحیمپور و..) / 11. فقه (لمعه) و اصول فقه به صورت عمیق. / 12. کتب اعتقادی و کلامی برای اسکات خصم / 13. خط تحریری (به جهت رقت قلب و خوشنویسی) / 14. آموزش کامپیوتر (به جهت عقب نماندن از جامعه) این برنامه به این صورت است که تمامش در یک روز انجام نمی شود بلکه این چهارده برنامه در دو روز انجام می شود. ولی چند تا از آن ثابت در هر روز است مثل درس و مباحث شما. اگر نظری دارید بفرمایید اعمال کنم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نکات خوبی را مدّ نظر قرار داده‌اید به شرطی که دروس اصلی حوزه را با جدّیت دنبال کنید و در بقیه‌ی امور نیز عجله به خود راه ندهید. موفق باشید

14084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. برای سیر آفاقی کتابی هست؟ 2. می خواهم کتاب دروس معرفت النفس آقای حسن زاده آملی حفظه الله را بخوانم. شرحی بجز شرح آقای صمدی آملی برای آن هست؟ شرح آقای صمدی از آن خوب است یا خود کتاب را خالی بخوانم بهتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیات قرآن اکثراً ما را متوجه‌ی سیر آفاقی می‌کند که سنن الهی را در عالم بنگریم 2- بنده شرح جناب آقای صمدی را ندیده‌ام، ولی چه کسی شایسته‌تر از شرح مباحث استاد می‌باشد جز شاگردان ایشان؟ موفق باشید

14010
متن پرسش
با سلام و احترام و وقت بخیر: استاد من قلبا امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و انقلاب را دوست دارم و به آنها معتقد و علاقه مندم و از کسانی که به نحوی به آنها توهین می کنند یا زیر سوال می برند به شدت متنفرم اما گاهی اوقات کسانی را می بینم که چون علم به حقیقت آنها ندارند اینگونه صحبت ها را می کنند و من هم علم جواب دادن به آنها را ندارم برای این منظور کتاب انقلاب اسلامی برون رفت از عالم غربی را خواندم اما درست این مطالب را درک نکردم و انگار شبهی از این مطالب در ذهنم تداعی شده. چرا؟ خودم فکر می کنم چون من انقلاب را درست شناخته ام(آخه من تو متن انقلاب نبودم و خیلی از مسائل را نمی دانم) و هم غرب را درست نفهمیدم. به نظر شما چه باید کرد؟ این کتاب را که خواندم تازه فهمیدم خودم هم از خیلی مسائل عقبم و الآن بیشتر به خاطر خودم دوست دارم اینها را خوب بفهمم. سوال دیگه ای هم دارم تو فامیل ما مردی بود بی سواد که کارگر هم بود، به شدت با امام خمینی مخالفت می کرد و توهین های بدی به ایشان می کرد و شاه را بسیار دوست داشت همیشه فکر می کردم از بی سوادیش است که اینجوریه اما کتاب شما را که خوندم فهمیدم اینها بسته به معرفت ماست و سواد در آن دخیل نیست اما هنوز برام جای سواله چرا اینجوری بود انگار از ازل و عالم فطرت با امام دشمن بود؟ اون الآن مرده فاتحه و خواندن قرآن براش اشکالی داره؟ گاهی اوقات خانوادش پولی به من میدند که براش قرآن بخونم. با تشکر از اینکه وقت ارزشمندتونو برای ما میزارید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی ها طوری زندگی را برای خود تعریف کرده‌اند که نفس اماره‌ی آن‌ها به آن‌ها راهنمایی می‌دهد نه فطرت آن‌ها و به همین جهت خداوند به پیامبر خود می‌فرماید «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في‏ خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون‏» بگو تنها خدا مقصد و مقصود است و سپس چنین افرادی را که در جستجوی عیب‌های بی‌جای خود برای دین خدا هستند به خود واگذار تا در بازی زمانه مشغول باشند. موفق باشید

13621
متن پرسش
با سلام و عرض تسلیت ایام محرم: استاد نظر شما راجع به اینکه در بعضی شهر ها چند دهه در طول سال با عناوین مختلف عزاداری به پا می شود چیست؟ آیا این روش از نظر دین و مذهب مورد تایید است؟ آیا در زمان حضرات معصومین هم عزاداری به همین سبک روال بوده است یا سبکی دیگر؟ و اصلا این که عزاداری در فرهنگ ما به صورت یک آیین در آمده است از کجا شروع شده؟ و در پایان شما شیوه صحیح عزاداری برای حضرات معصومین علیهم السلام را چه شیوه ای می دانید؟ با تشکر و آرزوی سلامتی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از همان ابتدای امر، عزاداری برای آن حضرت و یاد مصائب کربلا در کوفه توسط شیعیان و خانواده‌های شهداء شروع شد و ائمه«علیهم‌السلام» نیز به این موضوع توصیه کردند و حتی خودشان چنین جلساتی را تشکیل می‌دادند و روز به روز کامل‌تر شد در حدّی که جلسات عزاداری امام حسین«علیه‌السلام» به جلسات طرح معارف دینی منجر گشت و سال‌های سال شیعیان را به عنوان آگاه‌ترین مسلمانان نسبت به دین خود تربیت کرد. تا این‌که متأسفانه در سال‌های اخیر با غلبه‌ی دسته‌ راه‌انداختن به شکل افراطی و مداحی‌های بعضاً کم‌محتوا، موضوع از آن حالت قبلی خارج شده است. موفق باشید

12776
متن پرسش
با سلام: در رابطه با جوابی که به سوال ۱۲۷۳۵ فرموده بودید پرسش دیگری برایم مطرح شد: فرمودید کلیسا باید با نور حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مردم را تغذیه و با غفلت از اسلام از زمانه عقب افتاد و نتوانست. وقتی می گوییم کلیسا منظور دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت است یا می توان به طور خاص به عالمان برجسته ای چون توماس آکوئیناس اشاره کرد؟ سوال دوم: به نقل تاریخ داریم که کلیسایی که از التقاط مسیحیت با فرقه های نو به وحشت می افتاد و دادگاه های تفتیش برپا می کرد نه تنها از التقاط مسیحیت با فلسفه یونانی به وحشت نیفتاد بلکه فلسفه اسکولاستیک را فلسفه رسمی کلیسا کرد - که حالا دلیلش رو نمیدونم - و توانست بسیاری از مشکلات را حل کند. اگر ممکن است قدری راجع به نقش آکوئناس در بازسازی مسیحیت توضیح دهید. آیا قایل به بازسازی مسیحیت توسط آکوئیناس می باشید یا برعکس؟ آیا صحیح است که فلسفه وی را از نظر موقعیت شبیه به فلسفه ملاصدرا بدانیم؟ یا اینکه به نظر حقیر مشکل غفلت از اسلام و... اتفاقا مربوط به عالمانی چون آکوئیناس و ندیدن و نفهمیدن یکسری از مسایل می باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نتوانیم بین دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت پاپی فرق گذاشت ولی می‌توان گفت در عین آن‌که باید احترام لازم را برای جناب آکوئیناس قائل بود و فلسفه‌ی تومیسم را در مقایسه با بقیه‌ی جریان‌های موجود در مسیحیت نزدیک‌ترین جریان به آموزه‌های حضرت عیسی«علیه‌السلام» دانست، ولی فراموش نکنیم که جناب قدیس آکوئیناس با هرچه بیشتر ارسطویی و سینوی‌کردنِ مسیحیت، مسحیت را از حالت قدسی درآورد و همین زمینه‌ی رنسانس گشت. بنده تا حدّی در جزوه‌ی «تاریخ فلسفه‌ی غرب» عرایضی نسبت به شخصیت آکوئیناس داشته‌ام و به راحتی شاید نتوان او را با جناب ملاصدرا مقایسه کرد به‌خصوص که جناب ملاصدرا با رجوع به انسان‌های قدسیِ اهل عصمت و طهارت یعنی اهل‌البیت فلسفه‌ی خود را شکل دهند ولی آکوئیناس نتوانست این خلأ را پر کند زیرا مسیحیت به طور کلّی از این خلأ رنج می‌بُرد و می‌بَرد. موفق باشید

10866

خود شناسیبازدید:

متن پرسش
بسم الله خودشناسی و انسان شناسی چند روز پیش این سوال رو از شما پرسیدم انسان برای خودشناسی نیاز داره که ابتدا اولیات انسان شناسی رو بدونه؟‬‏‎‬‎ این سوال وقتی به ذهنم آمد که از فردی که خودش را صاحب نظر معرفی می کرد یک سوال انسان شناسی پرسیدم، به جای پاسخ بحث را برد به سمت خودشناسی و پس از پرداختن به حواشی مختلف به من گفت شما انسان را شناخته ای و نه خودتان را من به حرف ایشان توجهی نکردم چرا که باور داشتم خودم را خوب شناخته ام. برای اطمینان سوال از شما پرسیدم جواب شما: معرفت نفس خودش اوّلیات انسان‌شناسی را با ما در میان می‌گذارد. برداشت من از این پاسخ استاد طاهرزاده این احتمال را به ذهن می آورد که لابد من هنوز خودم را نشناخته ام و قول آن فرد صادق است... با این فرض این سوال پیش می آید که اصلا خودشناسی چیست؟؟ اگر خودشناسی شناخت مراتب وجودی انسان و رابطه آن ها با همدیگر است ادعا می کنم این را می فهمم. اگر شناخت اخلاق های خوب و بد انسان است ادعا می کنم که این ها را هم می فهمم حتی می توانم ادعا کنم که ریشه خیلی از اخلاقیات بد خودم را هم می دانم. اگر خودشناسی شناخت تأثیر شیوه زندگی بر نفس و رابطه اش با عوالم غیر مادی این را هم می فهمم. اگر خودشناسی توجه به قلب و احوالات قلبی خود است که این را هم می فهمم. قطعا می توان گفت نفس انسان دریچه ای است رو به خداوند، این ها که می گویم حفظیاتم از کتابها نیست بلکه نتیجه زجرهایی که کشیدم که ناشی از عدم توجه به درون خود بود، شاید برخی از آنها را در کتابها دیده باشم اما حقیقتاً ادعا می کنم عقلم اینها را تصدیق می کند و احساسشان می کنم، اگر هم که غیر از اینهاست که می گویم ممنون می شوم نظرتان را بدانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید انسان پس از آن‌که سعه‌ی وجودی خود را شناخت همین انسان‌شناسی موجب می‌شود تا نسبت خود را با مراتب عالیه‌ی وجود انسان شکل دهد و با انجام دستورات الهی هرچه بیشتر خود را در مراتب عالیه‌ی انسانی احساس کند. موفق باشید
10159
متن پرسش
سلام جنابعالی قرمودید کسانی که در خانه زور گویی می کنند با چنگیز محشور می شوند. در معارفی که از حضرتعالی آموختیم شیعه گناه بهش نمی ماند و اگر جهت گیری اش درست باشد حتی در برزخ پاک می شوند و در کتاب معاد فرمودید کسانی که در دنیا موفق به توبه نشدند پاک می شوند پس چگونه شخص مورد با چنگیز محشور می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این صفت، صفت چنگیز است. حال اگر کسی به نور اهل البیت علیهم‌السلام مواظب بود این رذائل در جانش نهادینه نشود و در اسرع وقت توبه کرد و ملاک عمل را حرکات و سکنات و گفتار اهل بیت علیهم‌السلام قرار داد و از این که با شخصیت اهل البیت هماهنگی ندارد دوری کرد، آری او شیعه است و همانطور که می‌فرمایند، گناه در او نهادینه نمی‌شود. موفق باشید
9919
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. چرا خدا در مسیر علم این همه امتحان مثل فقر، بیماری، شماتت مردم (ملاصدرا) و... می گذارد در صورتیکه می توانست همه این موانع را بردارد تا ما زودتر برسیم یا لااقل در مورد ملاصدرا علت این نیست که ظاهر همه این محرومیت ها اتلاف وقت است ولی باطنشان این است که اگر فوق اینها خدا دیده شود و از مسیر ایمان خارج نشد به ازای هر لحظه صبر و استقامت خدا 10 گام نزدیک تر می شود و با تابش نور ایمان و تجلی خدا با همه اسمائش از جمله اسم علیم، انسان شدت وجودی پیدا می کند و فاصله رسیدن به آن سطح علمی بسیار کوتاه می شود ولو اینکه ظاهرا به خاطر مثلا بیماری مدتی محرومیت ظاهری از تحصیل باشد یا مثل ملاصدرا مقداری از عمر در راهها برای هجرت گذاشته شود پس در واقع خداوند می داند با این عمر کوتاه و پای لنگ فهم و اندیشه ما زمان زیادی برای فهم حقایق نیاز هست و این طوری در واقع ملاصدرا و علما و ما را هل می دهد تا زودتر برسیم و با محرومیت ها، با یک تیر 2 نشان می زند، هم رشد معنوی و هم علمی ما. آیت الله بهجت: عبادات ساعت مطالعه را به یک پنجم تقلیل می دهد پس حوادث و محرومیت ها هم به یک پنجم به شرط پایداری تقلیل می دهد. درست است حضرت استاد؟ احساس می کنم یک جایش می لنگد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است که می‌فرمایید. عنایت داشته باشید که علم حقیقی با رفع حجاب ظهور می‌کند و بسیاری از این سختی‌ها و پای پیاده به حج و زیارت‌رفتن موجب رفع حجاب می‌گردد. موفق باشید
7803
متن پرسش
سلام استادم داریم میرویم بلطف خدا راهیان نور،انچه شما و اولیاءخدا بدنبالش هستند در این مناطق چیست؟ چکنیم در این مناطق چگونه باشیم که استفاده ای بهتر از همه ببریم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شهدای بزرگوار ما برای تحقق نظام اسلامی و تمدن اسلامی در زیر سایه‌ی ولیّ خدای زمان تا حدّ جان جلو رفتند و با عالی‌ترین انوار الهی روبه‌رو شدند و با ثمرترین زندگی را به انجام رساندند، از خداوند بخواهید به حقیقت نوری که به شهداء داد تا آن‌که آن نور آن‌ها را تا این‌جاها جلو برد، ما را از آن نور و آن نتایج محروم نفرماید. موفق باشید
5695
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز،پیشنهادی داشتم که در این سایت تالارهای گفتگو راه اندازی کنید تا اگر دوستان نظری راجع به بعضی سوالات یکدیگر داشتند در آنجا مطرح نمایند و مباحثه کنند نه اینکه نظرات و جوابیات خود را در غالب سوال برای استاد بفرستند .
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: فکر می‌کنم سایت‌هایی برای این‌کار در فضای مجازی باشد. در حال حاضر برای ما مقدور نیست ، به‌خصوص موضوعاتی ممکن است مطرح شود که مسئولیت پذیرفتن نتایج آن موضوعات در یک اطاق گفتگو برای ما مشکل است. موفق باشید
5581

استخارهبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، وقتی علامه حسن زاده با اون لهجه شیرین و ملکوتیشون این روایت در مورد آیات قرآن رو تکرار میکنن که "اقرأ ورقع"این کلمات به عمق جان من نفوذ میکنه ، میخوام بگم من تاحدودی به اندازه وسعم قدر قرآن رو میدونم، میدونم و آرزو میکنم بتونم تک تک آیات این کتاب رو در خودم و زنگیم و جامعه ام پیاده کنم، میخوام بگم من از اون دسته آدما نیستم که فکر کنم قرآن فقط سر سفره عقد و موقع سفر و موقع مرگ به کارمون میاد اونم به قول شریعتی به عنوان یه شئ مقدس و نه یه کتاب، میدونم قرآن برای این نیست که ما چپ و راست برای هر موضوع سخیفی بهش تفأل بزنیم و استخاره بگیریم، اما من برای یه موضوع خاص، استخاره گرفتم، صادقانه بگم در مورد ازدواج و خواستگاری بود، 1-چقدر میشه به استخاره تکیه کرد؟آیاتی که اومد به شدت به واقعیت و شرایط من منطبق بود به طوری که الان دارم با اشک اینا رو مینوسم، بعد از این آیات منطبق با واقعیت آیاتی اومد که بشارت از یه وعده الهی میداد، من به این وعده اعتماد کردم ولی بعضی وقتها احساس میکنم توهم زدم، میدونم وعده الهی تخلف ناپذیره اما مشکلم اینه که میترسم وعده ای در کار نباشه و من تکیه بر باد داده باشم، الان دارم اشک میرزم و اینا رو مینویسم، کاش میشد بهم وقت بدید بیام خدمتتون حضوری اینا رو بگم، دیگه نمیتونم سؤالمو ادامه بدم...........
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در روایات هست استخاره در شرایط خاص خودش یک نحوه الهام الهی است پس بدین معنا نیست که اگر عقل و تحقیق ما چیز دیگری را متذکر شد بر استخاره پافشاری کنیم به اسم این‌که آن را پیام قرآن بدانیم، به همین جهت علامه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: پشت به استخاره پشت به قرآن نیست. موفق باشید
نمایش چاپی