باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحمداللّه در سالهای اخیر علمای فیزیک از الهیدانان جلو افتادهاند و موارد خوبی در این رابطه در دنیا به چشم میخورد و از جملهی آنها استاد عزیز و گرانقدر کشور خودمان جناب دکتر گلشنی است که قدر او هنوز شناخته نشده است. لااقل خوب است رفقا بعضی از نوشتهها و گفتههای ایشان را دنبال کنند تا ملاحظه نمایند چگونه وقتی علم فیزیک، خود را محدود به تجربههای مادی نکند؛ چه افقی در مقابل انسان میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالمی مافوقِ این عالم، هماکنون موجود است و هماکنون نفس ناطقهی ما به آن عالم متصل است و هر عملی که ما در این دنیا انجام میدهیم، در ان دنیا مطابق هویت آن دنیایی محقق میشود و چون از این دنیا رفتیم، با اعمالِ پیشفرستادهی خود روبهرو میشویم. در روايت داريم كه راوى از حضرت امام رضا (ع) مى پرسد: مرا از بهشت و جهنم خبر دهيد، آيا هم اكنون آنها خلق شده اند؟ حضرت فرمودند: بلى، و رسول الله (ص) وقتى به معراج رفتند داخل بهشت شدند و آتش را ديدند. راوى مى گويد: عده اى از مسلمانان مى گويند بهشت و جهنم مقدر شده اند ولى خلق نشده اند. حضرت فرمودند: آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم: «مَنْ انْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنّار كَذَّبَ النَّبِيُّ (ص) وَ كَذَّبْنا وَ لا مِنْ وِلايَتِنا علي شَيْئٍ وَ يَخْلُدُ في نارِ جَهَنَّم. قالالله: هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي يُكَذِّبُ بِهَاالْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَميمٍ انٍ». پس كسى كه منكر خلقت فعلى بهشت و جهنم شود، پيامبر و ما را تكذيب كرده است و از دوستان ما نيست و براى هميشه در آتش است. خداوند در آيه 44 سوره الرحمن فرمود: اين است جهنمى كه گناهكاران انكار مى كردند و هم اكنون گناهكاران بين آن جهنم و آبجوشان در حال طواف اند.[1]
و نيز در روايت داريم كه: «رسول خدا (ص) فرمودند: در آن هنگامى كه مرا در آسمان معراج دادند من داخل بهشت شدم، ديدم در آنجا زمينهاى بسيارى را كه سفيد و روشن افتاده و هيچ در آنها نيست، وليكن فرشتگانى را ديدم كه بناء مى سازند، يك خشت از طلا و يك خشت از نقره، و چه بسا دست از ساختن برمى دارند. من به آن فرشتگان گفتم: به چه علّت شما گاهى مشغول ساختن مى شويد و گاهى دست برمى داريد؟ فرشتگان گفتند: وقتى كه نفقه ما برسد ما مى سازيم و وقتى كه نفقه اى نمى رسد دست بر مى داريم و صبر مى كنيم تا آنكه نفقه برسد. رسول خدا (ص) به آن فرشتگان گفتند: نفقه شما چيست؟ گفتند: نفقه ما گفتار مؤمن است در دنيا، كه بگويد:
سُبْحَانَ اللَهِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ وَ لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ وَ اللَهُ أَكْبَرُ پس چنانچه ملاحظه مى فرماييد حضرت در سفر معراجى خود با بهشت و جهنم رو به رو شدند و اين مى رساند كه هم اكنون بهشت و جهنم موجود است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماهیات نسبت به خودشان تعریفپذیرند. از آن جهت که ما از طریق همین وسایل، زندگیِ خود را مدیریت میکنیم و برای آنها تعریف داریم. آنچه تعریفپذیر نیست، وجود است از آن جهت که برای وجود، ماهیتی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جای تبدیل قوه به فعل در موضوع حرکت جوهری نباید گم شود و از طرفی چون ذاتی است که عین حرکت است، اتصال همواره در صحنه است و چون در این حالت قوهها به فعلیت میرسد، عملاً اشتداد جوهر در میان است و نه اعدام و ایجاد، که در حرکتهای عرضی مطرح است 2- در بحث حرکت جوهری عرض شده است تا یک قوه هم هنوز در میان است، ماده با تمام خصوصیات ماده در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به ادلّهای که در کتاب «امام خمینی و سلوک در تاریخ توحیدی زمانه» عرض کردهام؛ اصلِ اشراق را در رابطه با انقلاب اسلامی مخصوص حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» میدانم و این ربطی به فقاهت ایشان ندارد. آری! هرکس توانست ذیل شخصیت ایشان قرار گیرد از آن إشراق، بهره میبرد که رهبری عزیز«حفظهاللّه» نمونهی خوبی از آن بهرهمندی را دارند. در ضمن در تبیین موضوع عرایضی در شرح آیهی 52 سورهی آلعمران شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مواردی که میفرمایید را باید با ملاکهای معرفتی و در نسبت به اهداف ضد استکباری انقلاب اسلامی برای خود روشن کنید 2- ازدواج چیز مبهمی نیست که به تعریف جدایی از آنچه در عرف هست، نیاز داشته باشد. انسانها از جهات مختلف مثل تولید فرزند و رفع نیاز جنسی و داشتن همسری که با او اُنس روحی داشته باشد، نیاز به ازدواج دارد 3- بحث «معاد» همراه با شرح صوتی آن خوب است کار شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه میفرمایید احساس راکدبودن میکنم، در این سیر این حالت، حالتِ به تکوینرسیدن است که جناب خواجه عبداللّه انصاری مثلاً در مورد «حال» میگوید: از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقیماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»
استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً بهدست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامهی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقشداشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همهچیز از آن خدا است و من هیچکارهام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آلعمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن میشود. لذا پیشنهاد میشود منازلالسائرین را با شرحی که جناب حجتالاسلام و المسلمین استاد یزدانپناه دادهاند، دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در تأثیر خیال روی بدن کار کنید. لازم نیست ما برای کبودشدن جسم حتماً یک پدیدهی خارجی را مؤثر بدانیم. شاید داستان آن دانشجویی که میگفت؛ «اگر شب خواب ببینم پایم زخم شده، فردا صبح به همان شکل خطی از خون در بدنم هست» نمونهی خوبی باشد. موفق باشید
