بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9592
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و احترام: درباره آیه «ادعونی استجب لکم» سوال داشتم. عده ای مثل اهل البیت (ع) مستجاب الدعوه هستند، ولی مسلمانان دیگر که کم و بیش گناه دارند دعایشان مستجاب می شود؟ 2. کسانی که مسلمان نیستند ولی از خدا درخواستی دارند ممکن است خدا اجابت کند؟ (البته منظورم از روی استداراج نیست بلکه واقعا خدا به آنها لطف کند و اجابت کند)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دیگران هم به اندازه‌ای که صادقانه به خدا رجوع کنند از خداوند جواب می‌شنوند 2- آری، به همان اندازه که صادقانه به خداوند رجوع کنند و درخواست آن‌ها منطقی باشد، جواب می‌گیرند هرچند عذاب قیامتی آن‌ها پا برجا است. موفق باشید
8945
متن پرسش
سلام استاد: میخواستم بدونم شما بازی های جام جهانی رو دنبال میکنید؟ نظرتون چیه راجع به تماشا و ضمنا اینکه شما تو انتخابات از جلیلی حمایت کردید تو جام جهانی از کدوم تیم حمایت میکنید؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! معلوم است بیکاری. آخر من و جام جهانی و این‌همه توهّم؟!!!؟ بنده آن‌قدر گرفتار توهّمات خود هستم ، همین مانده است بیشترش هم بکنم. موفق باشید
5105
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار و آزاد اندیش و صبور من. استاد، واقعیت این است که شوهر من علارغم این که همیشه مدافع حرف های رهبری و احمدی نژاد در مسائل حجاب است اما متأسفانه به روش خیلی طالبانی با من برخورد می کند و الان چند وقته که با هم هیچ حرفی نمی زنیم . اذان که می شود به جای خواندن نماز مغرب و حاضر شدن سر سفره افطار، نماز مغرب و عشا را با طول و تفسیر به جا می آورد و گاهی هم میره مسجد ، و با من خیلی تند برخورد می کنه که چرا نمی تونم نماز رو قبل از افطار بخونم، من واقعا به خاطر ضعف جسمانی و این که خیلی ضعیف هستم نمی تونم قبل از افطار نماز بخونم و همین طور بعد از سحری هم تا یک ربع نمی توانم نماز صبح بخونم چون سحرها آب زیاد می خورم . همسرم سر من داد می کشد که چرا گاهی نمی رسد نماز اول وقت برود مسجد ، درحالی که به نظر من مقصر خودشه. بارها به خاطر این که من مقنعه ی مشکی سرم نمی کنم سر من داد کشیده درحالی که قبل از خواستگاری هروقت از من می پرسید حجابتان چگونه است ، من بهشون می گفتم همین طوره که الآن می بینید و حجابم از قبل بهتر هم شده و بیشتر از حد فقه و حد شرعی را همیشه رعایت می کنم. همین امروز صبح به خاطر این که یک لحظه باد اومد و چادر من اندکی رفت کنار و شلوارم پیدا شد به من توهین و بی احترامی کرد و تو خیابون من رو زیر سوال برد. استاد از نظر اسلامی ، نماز و روزه ی کسی که به خاطر 5 دیقه دیر و زود شدن نماز همسر مؤمنش را بسیار سرزنش می کندو با داد و فریاد هر توهینی که دلش می خواهد به همسرش می کند درست است ؟؟؟ استاد طول دادن نمازها هنگام افطار درست است ؟ استاد من واقعا انگیزه ی خوب شوهرداری کردن رو ندارم ، با این که همسرم می دونه که مقصر خودشه ولی چند روزه با من حرف نزده. استاد اگر من همسرم رو تحمل کنم و به طرفش نرم نماز و روزه هام درسته ؟؟؟ بالاخره همیشه گفتن مرد نیاز است و زن ناز . برا همین وقتی مقصر همسرم است من سختمه برم نازش رو بکشم. فقط میخوام مطمئن بشم که نمازم قبوله یا خیر ؟؟؟ بی زحمت یک نصیحتی هم به شوهر متشرع و مذهبی و مؤمن من که سال هاست بحث های شما رو کار کرده ولی نمی دونم چرا قهرهای طولانی مدت با من می کنه ، بکنید بلکه وقتی سایت شما رو می خونه این سوال رو ببینه و متنبه بشه. استاد خوب شوهرداری کردن به چه معنیه ؟ به این معنیه که باید برای مرد بداخلاق و خشن و خشک و سردی مثل همسر من غذا درست کرد و دستش را بوسید ؟؟؟ اگه به این معنیه ، کسانی که این حرفارو قبول ندارن خیلی هم اشتباه فکر نمی کنند.استاد واقعا چرا من باید برای شوهری که هیچ وقت سر سفره ی افطار حاضر نمی شه ، غذا درست کنم ؟ درحالی که من توی یک روایت خواندم نماز کسی که دیگران منتظر او هستند باطل است. استاد یک مزاحی هم با شما بکنم ، به نظر من بهتر است به جای تدریس و تفسیر قرآن و شرح دعاها برای مردم و ... ، بروید به کارهای خودتان برسید چون علارغم برخورد مهربانانه ی شما با همسرتان که من شاهدش بودم، و دیگر برخوردهای آزادمنشانه ی شما، کسانی که پای درستان حاضر می شوند ، نه تنها بهتر نمی شوند بلکه چون ظاهر حرف های شما رو می گیرن بدتر هم می شوند ، یک نمونه اش همسر من است. نمونه ی دیگرش همسر دوستم است. آدم های متشرعی که فقط در حرف و در برخورد با دیگران حقیقت اسلام رو قبول دارن اما در برخورد با خانواده شان ، اسلام طالبانی را می پرستند و به راحتی به همسر و فرزندانشان خصوصا همسرشان خشونت و توهین نشان می دهند. واقعا شما چه امیدی دارید که تدریس می کنید ؟ درصورتی که من دیدم حجاب خانوم شما خیلی خوب و با وقار و البته خالی از تعصب های جاهلیت است و شما هم به ایشون توهین نمی کنید و از ایشون متشکر هم هستید. کاش همسران ما حداقل خانوم شما رو می دیدن که بیش از این به ما سخت نگیرن.. ببخشید که حرفم طولانی شد فقط یک سوال دیگه هم دارم، این که من تو این چند روز فهمیدم چقدر به همسرم وابسته هستم، برای آزادی از این وابستگی چه باید کرد ؟ کتابی معرفی بفرمایید برای رهایی. و بفرمایید آیا بندگی خداوند بدون ناز شوهر عصبانی و سرد را کشیدن درست است یا خیر. خدا به شما کمک کند در راستای عروج خودتان و هدایت ما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: من که نمی‌دانم شما چه کسی را می‌گویید ولی اَمان از دست این مریدها که شما وصف کردید و خدا به داد من برسد اگر این‌ها با گفته‌ها و نوشته‌های بنده به این روحیات گرفتار شده‌اند. در بحث سوره‌ی روم داستان آن اصحابی را که همسران خود را رها کردند و به عبادت پرداختند و رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به شدت ناراحت شدند را عرض کردم. به همسرانتان بگویید تا خلق محمدی پیدا نکنید عباداتی که بر اساس دین محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» انجام می‌دهید نتیجه نمی‌دهد. سعی کنید همدیگر را درک کنید و علاقه‌ای که خداوند نسبت به همدیگر در قلبتان انداخته است را زیر پای شیطان و نفس امّاره از بین نبرید. اگر در آشتی‌کردن پیش‌قدم شوید، در ورود به بهشت پیش‌قدم می‌شوید. توصیه‌ی بنده به آقایان این است که اساس را در زندگی خود بر آن بگذارید که هرگز به همسران خود کوچک‌ترین تندی نکنید، اگر هم می‌خواهید اشتباهاتشان را تذکر دهید با محبت این کار را بکنید. این است خلق محمدی. چرا می‌خواهی آن وابستگی که خداوند به همسرت ایجاد کرده است را از بین ببری، از آن استفاده کن و در حفظ خانواده و محبت به شوهرت پیش‌قدم شو تا هزار برابرِ نمازهای شوهرت به قرب الهی نایل شوی. موفق باشید
2876
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی.با عرض معذرت از مزاحمت.می خواستم بدانم در امر ازدواج استخاره بزنیم یا خیر؟ در صورت مثبت بودن جواب چه موقع بزنیم،قبل از خواستگاری یا قبل از عقد؟چه معیارهایی را مد نظر بگیریم؟چه سوالاتی از طرف مقابل بپرسیم؟دوران نامزدی اصلا از نظر اسلام صحیح است؟تا چه اندازه فاصله و زمان اختصاص دادن برای امر ازدواج خوب است؟در کل برایم مبهم است که باید چه کنیم و چه مسائلی را رعایت کنیم که مورد رضایت پروردگار باشیم؟با تشکر.من الله توفیق.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باید بروید همدیگر را ببینید و اگر پسندیدید با همدیگر در رابطه با دین و انقلاب و رهبری و ولایت فقیه از یک طرف و نسبت به زندگی و اهدافی که دارید از طرف دیگر صحبت کنید اگر افکارتان به همدیگر نزدیک بود و خانواده‌ها هم همدیگر را تا حدّی درک کردند، توکل کنید به خدا و نه جایی برای دوره‌ی نامزدی می‌ماند و نه جایی برای استخاره. موفق باشید
1521

کنترل خیالبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی هستم بیست ساله که بخاطر کنترل نکردن چشمها و بی تقوایی در سنین نوجوانی الان از افکارجنسی بشدت اذیت میشوم وهرکاری میکنم که خلاص شوم نمیتوانم میترسم به گناه بیفتم وقتی تنها نیستم هم بسراغم می اید.درس و زندگیم فلج شده.شرایط ازدواج هم فراهم نیست چکارکنم؟ازدواج موقت راه مناسبی است؟ کمکم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همین‌طور که می‌دانید اگر به افکار آنچنانی که سراغ شما می‌آید توجه نکنید قدرت آن افکار کم می‌شود و در خود قدرت مقابله با چنین افکاری را می‌یابید. با این‌همه ازدواج موقت سنت خوبی است. موفق باشید
8740
متن پرسش

سلام علیکم. برخی موارد را که ما سنت کرده ایم از جمله اعتکاف در ماه رجب، آیا غیر از پیامبر (ص) که در ماه رمضان میگرفتند در سیره ائمه (ع) هم دیده شده که اعتکاف بگیرند یا مخصوص پیامبر بوده؟ نکته مهم آنست که آیا خود پیامبر (ص) نمیتوانست به این شکلی که ما آنرا باب کرده ایم برای مردم و صحابه که ظرفیت بالایی هم داشتند سنت کنند؟ آیا سوال برانگیز نیست که چرا نکردند؟ 2. در همین رابطه آیا صحیح است که ما با مقدمات غیر صحیح به هدفی صحیح بیندیشیم؟ یعنی آیا صحیح است که زمان اعتکاف برای توجیح کار، بسیاری مساجد را حتی مساجد محل و دانشگاه ها که قطعا حکم مسجد جامع را ندارند و فقط افراد بومی آن محل و دانشجویانِ همان دانشگاه در آن نماز میخوانند بگوییم جامع؟ آیا اعتکاف نباید همه شرایط را داشته باشد تا بشود اعتکاف؟

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- گاهی شرایط تاریخی طوری به صورتی مطلوب فراهم می‌شود که باید از آن استفاده کرد که از جمله ابتکاری است که در سال‌های اخیر پیش آمده که درست اعمال امّ داود را با اعتکاف در مساجد ترکیب کردند. یادم هست قبل از انقلاب هم در ماه رجب به صورتی محدود در مسجد سیّد اصفهان اعتکاف برقرار می‌شد. 2- بالاخره این مراجع هستند که با جمع‌بندی روایات و توجه به جهت آن‌ها تشخیص می‌دهند معنای مسجد جامع چیست. این هنر زنده‌بودن اجتهاد در شیعه است. موفق باشید

14044
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده هر طور فکر می کنم احساس می کنم عرفا موضع گیری سیاسی شان کم است. مثلا تا حالا شنیده نشده بود در صوتی، سخنرانی از آیت الله العظمی بهجت (ره) که نام مقام معظم رهبری را ببرند. یا مثلا در جریانات سال 78 چیزی بگویند. علنی گفتن بعضی از موضع گیریهای سیاسی باعث می شود تا بسیاری از مردم روشن شوند. مثلا اگر ایشون در سخنرانی از حضرت آقا یک تعریف ولو کوچک هم می کردند باعث می شد که بسیاری از عاشقان ایشون عاشقان آقا هم بشوند در حالی که الان ما می بینیم طرفداران ایشون دو دسته اند. یکی ولایی، یکی هم غیر ولایی. غیر ولایی ها استدلالشان این است که ما از آقا بدمان می آید. آقای بهجت هم چون عارف بودند و می دیدند موضع گیری نکردند نسبت به آقا. پس سری هست که آقای بهجت از آقا صحبت نکرده است. بنده قصد توهین ندارم اصلا ولی موضع گیریهای امام کجا و موضع گیری های عرفای الان کجا؟ البته بعضا. بنده یکی از الگوهای سیر و سلوک خود را جناب آیت الله بهجت می دانم ولی در این مساله نمی توانم کوتاه بیایم. سوال بزرگی که در ذهنم است: آیا اگر امام هم در موقعیت آیت الله بهجت می بودند، این گونه بودند؟ جوابش هم فکر کنم مشخص است. امام در زمان رضا شاه لعنت الله علیه بالای منبر برضد او موضع گیری می کردند. چه برسد از این دست موضع گیری ها درکل اینکه: در عرفا یک نوع روحیه احتیاط حاکم است که باعث شده از سیاست واهمه داشته باشند و موضعی نگیرند یا کم موضع بگیرند. اگر این احتیاط خوب است چرا امام و آقا ندارند؟ اگر بد است که بنده می گویم بد است پس چرا عرفا دارند؟ این اشکال نیست؟ البته برعکس هم داریم. مثل علامه حسن زاده که آن گونه قربان صدقه آقا می روند. هر دو هم عارفند. بنده در این زمینه به مشورت عمیق استاد نیازمندم. لطفا مرا راهنمایی کنید استاد گرامی. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که عالم و عارف واقعی همیشه از باطل متنفر و به حق گرایش دارد، حرفی نیست، منتها شرایط تاریخی و خصوصیات روحی و محیط پرورشی آن‌ها منجر می‌شود که موضع‌گیری آن‌ها متفاوت باشد. سه جلد زندگی‌نامه و سخنان آیت اللّه بهجت را تنظیم شده. شما در آن‌جا ملاحظه خواهید کرد که آیت اللّه بهجت نسبت به زمانه‌ی خود و مشروطیت موضع‌گیری‌های خوبی داشته‌اند و تا آن‌جا که من می‌دانم نسبت به حضرت امام و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» ارادت کامل داشته‌اند در مورد انتصاب مقام معظم رهبری در سال 68 به رهبری نظام، عده ای به آیت الله بهجت گفتند: آقای خامنه ای جوان است برای رهبر شدن! آیت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند: «همان یک بار که گفتند حضرت علی علیه السلام جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند برای ما کافیست.»
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی آقا تهرانی در پاسخ به سوالی در خصوص ارتباط مقام معظم رهبری و آیت الله بهجت می گوید: «ما مشهد بودیم که حاج آقا مصباح برای بیعت با آقا به تهران آمده بودند و از آن جا هم به مشهد آمدند. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند که برای بیعت خدمت آقا رفته بودم ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم، چون آیت الله بهجت یک نامه چهار صفحه ‌ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند. شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرت عالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می‌ کنم. بعد آقا به آیت الله مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی ‌ها از مردم و مسئولان با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه؛ الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می ‌دانم که ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی ‌نویسند و صحبت نمی ‌کنند.
آقاتهرانی ادامه می دهد: چند سال پیش که رهبری یک هفته‌ ای تشریف آوردند قم، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ‌ها. آیت الله بهجت  هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان. حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال‌! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان. شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان؟ آیت الله العظمی بهجت فرمودند‌: اگر مردم می‌ دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی ‌نشست‌. موفق باشید

4007
متن پرسش
با سلام ببخشید که مزاحم وقتتان میشوم چند وقتی است گهگاهی روحم از چند مسیله که پاسخ کامل یا درستی برایشان نمی یابم آزرده میشود یکی اینکه نمیدانم من برای تحقق انقلاب مهدوی چه باید بکنم آیا اصلا من برای امامم فایده ای دارم به دردش میخورم؟ دیگر اینکه دوست دارم به باوری"صحیح"از آقای خامنه ای برسم دوست دارم به حدی برسم که حتی اگر گفتند بمیر باور داشته باشم که حتما مصلحت همین است و واقعا بروم بمیرم حالا از این ارادتهای احساسی حقیقتا خسته شده ام از این بی دلیل پذیرفتن ها و بی دلیل نپذیرفتن ها استاد شما بهتر از من میدانید که بعد از مرگ ماییم و ابدیتمان و هیچ شوخی هم در کار نیست اگر مرگ مرا دربربگیرد نمیدانم با اینهمه حق الناس چه کنم با این همه شرمندگی با این اخلاقی که هرگز نمی خواهم لحظه ای همنشینم باشد من خودم را لابلای این حقارتها وبد خلقی ها و خشکی ها زنده به گور کرده ام هم دارم میسوزم هم بیرحمانه می سوزانم آقا مهارم را داده ام دست خشم ونمیدانم چطور خودم را نجات دهم آقامن حقیقتا وحقیقتا اسیر و برده ی جهلم من از جاهلیتی که خدا میگوید هم جاهلترم چونکه میدانم کارهایی جاهلانه است وباز انجام میدهم اگر امام مهدی را ببینم نمیدانم چه کنم با این همه خفت واینهمه شرم حالا هم هرچه به خودم نگاه می کنم میبینم متاسفانه همانم که بوده ام برای من دعا کنید که خدا هرچه زودتر مرا از دست خودم نجاتم بدهد گویی میبینم که هرچه هم که مثلا کار خوب کنم تا این اخلاقهایم حقیقتا زشت است هیچ وهیچ فایده ندارد گویی گاهی میبینم که حقیقتا لجنزاری شده ام که عالمم را به پلیدی کشانده ام دنیا مرا حسابی بازی میدهد اسیرم کرده و منزل به منزل میکشاندم سخت مرا بسته ی خود کرده همان کاری که این نفس بدبختم واین وسوسه های شیطان میکند خدایا اگرتونجاتم ندهی و پناهم ندهی من چه کنم استاد حقیقتا محتاج دعای خیرتان هستیم "اگرچه تا کنون کاری نکردم دعاکن تا ز میدان بر نگردم"
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با رعایت حرام و حلال الهی و دغدغه‌ی حفظ نظام اسلامی، به قلب مبارک امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌توانید نزدیک شوید و آماده‌ی هدایت‌های باطنی آن حضرت بگردید 2- با دقت به سخنان و رهنمودهای رهبری توجه کنید متوجه عمق بصیرت و حکمت ایشان می‌گردید تا آن حدّی که تبعیت از ایشان را عین به ثمررساندن زندگی‌تان می‌یابید، در ضمن از مطالعه‌ی کتاب «شرح اسم» که با دقت به شرح زندگی آیت‌الله خامنه‌ای«حفظه‌الله» پرداخته، غفلت نکنید 3- حق‌النّاس را تا آن‌جا که ممکن است باید اداء کنید و آن‌جا هم که ممکن نیست اگر مالی است ردّ مظالم دهید و اگر مالی نیست برایشان استغفار نمایید تا ان‌شاءالله گشایش روحی حاصل شود 4- در اصلاح نفس کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» کمک می‌کند. موفق باشید
355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. می خواستم نظر شما در مورد کمک به کسانیکه که در خیابان تکدی گری می کنند بپرسم و یا حتی بچه هایی که گل یا دعا می فروشند و یا شیشه پاک می کنند، بعضی ها هم آدم را به جدشان و یا حضرت ابوالفضل(ع) قسم می دهند. در روایات هست که معصومین به نحو احسن به فقرا و مستمندان کمک می کردند ولی خب الان دولت اعلام می کند به منظور عدم اشاعه تکدی گری فقط به کمیته امداد کمک کنید اما از یک طرف دیگر وقتی دست رد به سینه اینگونه افراد می زنم به شدت احساس عذاب وجدان می کنم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام بنده خودم هم مانده‌ام جه باید بکنم ، به‌خصوص که بعضی از آن‌ها واقعاً تکدی‌گری را به یک کسب پردرآمد تبدیل کرده‌اند و این غیر از آن سائلی بود که از سر نیاز خدمت ائمه«علیهم‌السلام» می‌آمد. همین قدر اگر تشخیص دادید به‌واقع نیازمند است در حدّی که می‌توانید کمکشان کنید. موفق باشید
17064
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید و خدا قوت: 1. فایلی که عرض کردم طرح جامع طلبگی است، به ایمیلتان ارسال شد، اگر صلاح دانستید نگاهی انداختید، به بنده بفرمایید که حالا که حضرت آقا هم این طرح را تایید کرده اند، آیا می شود ما به طور شخصی از آن طرح جامع استفاده کنیم؟ 2. بنده وقتی محضر اساتید و اولیا الهی می رسم، بعضا اصلا دلم نمیاید سوال بکنم یا جلو بروم، مثلا همین دیدار اخیر با که با استاد جوادی آملی داشتیم، همه جلو می رفتند و مسايل کوچک و بزرگ می پرسیدند، و بیشترشان در شان ایشان نبود ولی ایشان هم جواب می دادند، ولی بنده اصلا دلم نمی آمد سوال بپرسم، در دلم می گفتم وقتشان را نگیرم، گرچه جلسه عمومی بود. 3. چطور می شود که امثال حضرات آیات جوادی آملی و حسن زاده آملی ها هم ریاضی می دانند، هم حکمت، هم عرفان، هم قرآن، هم بقیه علوم؟ اصلا چگونه وقت کرده اند اینگونه ممحض بشوند در علوم زیاد؟ آن نکته ای که باعث شده ایشان بدنبال علوم مختلف باشند چیست؟ مگر نه این است که توحید خالص علم «نقطه» را به انسان خواهد داد؟ پس چرا در زندگینامه علامه حسن زاده می خوانیم که ایشان ریاضیات هم خواندند، نجوم هم خواندند، مطمئنا این خواندن با خواندن های دیگران فرق دارد، ولی نمی دانم چه فرقی، اگر می شود راهنمایی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم عقلی اعم از ریاضیات و هیئت، ذهن را برای فهم دقایق عالم منظم و آماده می‌کند و علم طبّ به آن صورتی که حضرت آیت اللّه حسن‌زاده دنبال فرموده‌اند، موجب می‌شود که بتوانند به بهترین شکل از بدن خود استفاده کنند. موفق باشید

311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما. شما در بحث برهان صدیقین در کتاب از برهان تا عرفان تفاوت سقوط و نزول یا همان تجافی و تجلی را بیان کرده اید. و فرق آن را نیز درین ذکر کرده اید که در نزول مرتبه بالایی در جای خود محفوظ است و تنها در مراتب پایین تجلی می کند. در حالی که در تجافی آن مرتبه بالا دیگر نیست و به پایین می آید. حال در مورد انزال کتاب روشن است که حقیقت کتاب آسمانی در نزد حق محفوظ است. ولی چرا هنگامی که در قرآن حرف از بارش باران از ابر است لفظ انزال به کار می رود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام یک وقت نزول را در مقابل سقوط به‌کار می‌بریم، در این حالت است که نزول به معنی تجلی است. ولی یک وقت نزول را جدای از سقوط به‌کار می‌بریم، در این حالت معنی آن محدود به معنی تجلی نمی‌شود. موفق باشید
160

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
باعرض سلام علارغم داشتتن سئوال های زیاد ترجیح دادم ابتدا از نظرات شما به عنوان مشاوره استفاده کنم وبعد انشاء ا... در فرصت های بعد سئوالاتم رابپرسم من دانشجوی ارشدهستم و اخیرا هم با کتاب های شما اشنا شدم در یک دوراهی قرار گرفته ام بین ادامه تحصیل در نهایت استاد دانشگاه شدن یا مسیری که مرا بسوی عارفه شدن سوق می دهد نمی دانم چه باید کنم ؟
متن پاسخ

علیک السلام؛
جواب: باسمه تعالی
جمع این دو کار ممکن است؛ در عین وارستگی و شوق معنوی، در دانشگاه باشید و دانشجویان را مدد برسانید. این کار مقدماتی می‌خواهد که می‌توانید با آموزش زبان عربی شروع کنید تا در برخورد با آیات و روایات مستقیماً از خود آن‌ها استفاده کنید.

52

بدون عنوان *بازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر: می خواستم بپرسم که اگر ما بخواهیم وارد حوزه شویم وبه عنوان یک طلبه به تحصیل علوم دینی بپردازیم ودر عین حال تحصیل در دانشگاه را هم دنبال کنیم این امکان وجود دارد یا نه؟ اگر بله وجود دارد چگونه واز چه زمانی باید اقدام کنیم من الان در سال دوم دبیرستان تحصیل می کنم. باز هم با تشکر.
متن پاسخ

متأسفانه در حال حاضر برنامه‌های حوزه‌های علمیه طوری است که طلبه باید تمام وقت در اختیار حوزه باشد و لذا نمی‌تواند در سر کلاس‌های دانشگاه حاضر شود، ولی اگر دروس ادبیات عرب را در دبیرستان خوب مطالعه بفرمایید و خودتان در فهم کتاب‌های دین و دانش تلاش کنید می‌توانید آرام‌آرام از برکات حوزه‌های علمیه که اندیشه‌هایی چون حضرت امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» و علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» و آیت‌الله‌جوادی‌آملی و امثال آن‌ها مطرح فرموده‌اند استفاده نمایید.

16018
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به مباحث مصباح الهدایه و مقام حضرت علی اکبر (ع) که رسول الله (صلي الله عليه و آله) در شان آن حضرت فرمودند: «لا تسبوا عليا فانه ممسوس في ذات الله» بحار الانوار / ج 39 1. منظور از ممسوس فی ذات الله چیست و اشاره به کدام فیض و کدام مقام دارد؟ 2. آیا حضرت علی اکبر (ع) به مقام فنای فنا و مقام قاب و قوسین او ادنی رسیده اند؟ به چه معنا؟ لطفا کمی از اسرار مقام علی اکبر (ع) را بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدیث مربوط به حضرت علی«علیه‌السلام» است و نه علی اکبر«علیه‌السلام». عده‌ای خدمت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رسیدند و از علی مرتضی«علیه‌السلام» شکایت کردند، و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند از علی بد نگویید، او در مقام اُنس کامل با حضرت حق است. به این معنا که هرآن‌چه از آن حضرت صادر می‌شود، در راستای ظهور انوار الهی است. و این حکایت از مقام فنای فی اللّهِ حضرت مولا دارد. جناب آقای آیت‌اللّه حسینی تهرانی در سلسله‌ی کتب «امام شناسی» نکات خوبی در رابطه با مقام حضرت مولی الموحدین«علیه‌السلام» دارند. موفق باشید

11581
متن پرسش
در مورد «اگر به اسم مذهبی‌بودن در عهد قاجار زندگی می‌کند برود...» و یکی دو سوال مشابه در مورد کار خانم‌ها بیرون از منزل تحلیل دقیق، جدید، موجز و مورد پسندی را ارائه داده‌اید. اما این روایت «...عرض کرد که نزدیک‌ترین حالات زن به خدا، آن است که ملازم خانه‌ی خود باشد و بیرون از خانه نشود...» را چه کنیم استاد؟ من به شخصه ده‌ها مورد دختر را به خاطر کار در بیرون اصلا از بررسی بیشتر جهت ازدواج بی‌خیال شدم، آخه خودم عمری در دانشگاه یا سر کار، دیدم آنچه را باید ببینم، هر چند موارد بی‌نظیری از عفاف و حیا و حجاب هم هست و آن‌ها را هم دیدیم. احساسم این است حضرت حجت«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» فضای کاری فعلی را اصلاح بفرمایند. یعنی هم خانم‌ها در حد نیاز خود و مهم‌تر نیاز جامعه کار کنند و هم محیط مختلط نباشد. محیط فعلی مختلط، رهاورد زهرماری مدرنیته و خروجی فرهنگ غربی‌هاست و در کنار هم قراردادن بشکه‌ی باروت و آتش و انتظار برای شعله‌ورنشدن آن است، که مضحک است و اوحدی از اوتاد حریف این شرایط می‌شود و لاغیر. محیط مختلط ادارات و شرکت‌ها از وایبر و فیس بوک و... کلاً شبکه‌های اجتماعی در تضعیف محبت بین همسران و داغون‌کردن بنیان خانواده به نظر من موثرتر است. دوستی مذهبی داشتم که می‌گفت پس از دو سه سال کار در کنار یک خانمی در بانک، حالا شدت محبت و روابطمان به حدّی شده که جز با ... دیگه ارضا نمیشه این آتش محبت و دلبستگی! گریه می‌کرد و می‌گفت هر دو متأهل هستیم!! متوجه قبح گناه و خیانت به همسرانمان هستیم اما... در پایان عشق منی استاد. تمام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی شرایط طوری باشد که نیاز نباشد خانم‌ها در بین مردم نامحرم حاضر باشند چرا باید حاضر شوند؟ و آن روایت مربوط به آن شرایط است. ولی وقتی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «ما مفتخريم‏ كه بانوان ما و زنان پير و جوان و خرد و كلان، در صحنه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند» پس معلوم است که ما در شرایط دیگری قرار داریم و بحث بر سر حضور زن متدیّن در این تاریخ است. آیا زنان متدیّن ما در این تاریخ می‌توانند مثل تاریخ مادر بزرگ‌هایشان زندگی کنند؟! موفق باشید

2186
متن پرسش
برای آن‌که با روح غربی به تفسیر المیزان رجوع نشود چه مقدماتی نیاز است؟ آیا تفسیر المیزان به خودی خود توان تشخیص ظلمات غرب را و عزم عبور از آن را به خوانندگان خود می‌دهد؟
متن پاسخ
با توجه به نکاتی که عرض کردم روح المیزان به خودی خود از یک طرف آمادگی اُنس با حقیقت را در مخاطبان خود ایجاد می‌کند – هرچند در ابتدای امر جنبه‌ی حصولی آن بر جنبه‌ی حضوری آن غلبه دارد- و از طرف دیگر انسان با گوشت و استخوان خود ظلمانی‌بودن فرهنگ غربی را احساس می‌کند.
550
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی.1.آیا امام علی (ع) نام فرزندان خود را عثمان و ابوبکر و عمر نام نهاده است . چرا؟2- آیا عمر داماد امام علی بوده است (به یک عبارتی) اگر آری چرا ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: جواب جنابعالی را سایت محترم http://www.valiasr-aj.com/fa/index.php به طور کامل داده‌اند. لطفاً به آن سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
13349
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: می خواستم نظرتون را درباره آثار استاد محمدرضا حکیمی و خود ایشان بدونم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غیر از نگاه تفکیکی ایشان که موجب حیرانی خوانندگان کتابهایشان می‌شود، سایر کتب ایشان بسیار مفید و با برکت خواهد بود. موفق باشید

11011
متن پرسش
بسمه تعالی، جناب آقای طاهرزاده: اخیراً در سایت «متین نیوز» مصاحبه‌ای با شما مطرح کرده است تحت عنوان «استاد طاهرزاده: برای مشایی جایگاهی در جریان عدالتخواهی قائل نیستیم». برای بنده این سؤال پیش آمد که در حال حاضر این مصاحبه چه جایگاهی دارد؟ و مسئله‌ای که مدت‌ها است از آن گذشته‌ایم، چرا باید حالا باز مطرح شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آن‌که جنابعالی چنین موضوعی را فرمودید و بنده به سایتِ مذکور رجوع کردم، تعجب نمودم که این مصاحبه را چه موقعی بنده انجام داده‌ام که از آن هیچ خبری ندارم! بعداً متوجه شدم اولاً: هیچ مصاحبه‌ای در کار نبوده، ثانیا: مدت‌ها پیش که بحث نامزدی آقای مشایی برای ریاست جمهوری مطرح بود در جواب یکی از کاربران بنده آن مطالب را اظهار کردم و بسیار متأسفم که چرا دست‌اندرکاران سایتِ «متین‌نیوز» به چنین کاری دست زده‌اند!! اگر آن‌ها را می‌شناسید به آن‌ها تذکر دهید سریعاً در موضوعی که مطرح کرده‌اند، تجدید نظر کنند. زیرا نمی‌دانم چه قصدی از این کار داشته‌اند تا مناسب قصد و نیت آن‌ها برخورد کنم!؟ موفق باشید
10017
متن پرسش
سلام: ببخشید که مزاحم میشم می خواستم در مورد دعا و طلسم بپرسم که اگر کسی رو طلسم کرده باشند چکار کنه تا مشکلاتش حل بشه؟ و همچنین در مورد بستن بخت. ممنون از راهنمایی شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» عرض کرده‌ام که حضرت حق هرگز سرنوشت ما را در دست کسی قرار نمی‌دهد مگر آن‌که خود ما چنین امکانی را به شیطان و یا جادوگر می‌دهیم، در آن کتاب عرایضی مطرح شده، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
6017
متن پرسش
سلام استاد عزیز و با عذرخواهی از تصدیع مجدد اوقات بنده میدانم عمده عذاب های اخروی که ما مسلمانان و به خصوص شیعیان با آن رو به رو می شویم مربوط به جهنم اخلاق و اعمال است نه جهنم عقاید چون بحمدالله با وجود گنجینه هایی مثل حکمت متعالیه میتوانیم صحیح ترین عقاید را کسب کنیم و از بهشت عقاید بهره مند شویم اما نگرانی من با توجه به گذشته پرگناهم بابت نجات یافتن از جهنم اخلاق و اعمال است. به نظر می رسد بنا به همراهی وجود برزخی و وهمی انسان در طول زندگی دنیایی او، عذاب هایی که انسان قرار است در برزخ و جهنم با آن ها رو به رو شود را میتواند از طریق توبه و ریاضات در همین دنیا ببیند تا پاک شود و فلسفه توبه و ریاضات نیز همین است. در اسلام پشیمانی از گناهان و در خواست بخشایش از خدا و ریاضات معتدل به عنوان راه های توبه و پاک شدن از گناهان پیشنهاد شده است اما تردید بنده این است که آیا تمام راه ها و موثرترین راه های توبه همین ها است؟ چون که به نظر میرسد از این طریق انسان آن تحول بنیادینی که برای پاک شدن از گناهان تجربه کند را نمی تواند به دست آورد. امام خمینی هم در چهل حدیث میفرمایند که قیام به شرایط توبه اگر محال نباشد بسیار مشکل است. اما در بحث هایی که با پیروان عرفان های شرقی مثل بودا داشتم آن ها حالات بسیار دردآور و سختی را در اولین مراحل تهذیب نفس تجربه میکنند. درد شدید قلب، به هم ریختگی کارکردهای طبیعی بدن، رویاهای بسیار وحشتناک و ... چیزهایی است که چندی از پیروان ادیان شرقی از احوالات خود برایم بازگو کرده اند. این عذاب ها بعد از مدتی مداومت بر گفتن مانتراها (اذکار خاص) و مدیتیشن و یوگا به طور غیرارادی برایشان پیش می آید نه این که خودشان عامدانه خودشان را ریاضت دهند. آن ها میگویند در این مرحله آن ها عذابهای سخت جهنم را تحمل میکنند تا پاک شوند و از این مرحله به بعد که ممکن است تا سه-چهار سال طول بکشد روزگار خوششان آغاز میشود که همان بهجت معیت با ملائکه و آن موجودی است که آن ها "کوندالینی" مینامند که خصوصیاتش بسیار شبیه جبرئیل و روح القدس در دین ما است. حالا این سوال برایم مطرح شده است که آیا روش این ها برای توبه و رها شدن از رذائل اخلاقی موثرتر از روش های دین اسلام نیست؟ در دین اسلام قیام به شرایط توبه هیچ گاه منجر به چنین دردها و رنج هایی که برای رهایی از جهنم اخلاق و متعاقبا چنان احوالات خوشی که ناشی از ادراک مستقیم حقایق غیبی است نمی شود و بنده مردد هستم که به توبه شرعی اکتفاء کنم و یا از روش های یوگا که به نظرم خیلی موثرتر اند استفاده کنم؟ خیلی متشکرم از توجهتان، و مجددا عذرخواهم از سوالات مکرر و التماس دعای خیر دارم
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده از «توبه» می‌دانم عبارت است از رجوع عبد به رب، که اگر این امر همراه با لوازم آن و به طریقی که شریعت الهی روشن کرده است، انجام شودآثار فوق‌العاد‌ه‌ای دارد و انسان را از مسیر علم الیقین تا عین الیقین و در نهایت به حق الیقین می‌رساند. در این‌جا مقداری از یادداشت‌های خود را از شرح فرقانی بر منازل السایرین خواجه عبداللّه انصاری در رابطه با باب توبه خدمتتان ارسال می‌کنم. به امید آن‌که افقی در مقابل شما گشوده باشم. می گوید: (نفس انسان به حکم اطوارِ زندگی و روی‌آورد به لذّات عالمِ حسّ مثل انسانی خفته‌ای است که از محسوساتِ ثابت روی گردانده و به خیالات فانی‌شونده روی آورده، از اصل فطرت خود محجوب و غافل شده و این غفلت شامل حقیقت سرّ الهیِ وجودی انسان و حقیقت اثر روحانی او و حقیقت نفس انسانی حیوانی او می‌باشد. به حکم غلبه‌ی احکام کثرت، اخلاق و اوصاف او به سوی افراط یا تفریط کشیده شده و اثر قلبِ وحدانیِ اعتدالی او پنهان گشته. در این رابطه آن‌هایی که نور وجودی قلب‌شان از بین نرفته سه امر مهمِ ذیل را بر خویش لازم می‌شمرند؛ اول: سیر و سلوک نفس از مقرّ عادات و لذّات فانیِ طبیعی به ملازمیتِ دستورات الهی که این متعلق به مقام اسلام است. چنین فردی در بین مردم هست و در بین مردم نیست. این مرتبه‌ی نخستینِ احسان از قسم بدایات است. دوم: واردشدن نفس به باطن خویش است که موجب غربت او می‌شود. با انفصال از مقرّ قبلی و اتصال به احکام وحدت باطنی از اخلاق مَلکیِ روحانی که این مقام، مقام ایمان است و مرتبه‌ی دومِ احسان که همان مقام «کَاَنّک تراه» است می‌باشد. سالک در این مرتبه در باطن به‌سر می‌برد و از این جهت غریب است و مصداق «طوبی للغربا» است. چون وارد مرحله‌ی روحی شده در عالم غریب است. مرتبه‌ی دومِ احسان همان مرحله‌ی اخلاق و اصول در منازل السائرین است. سوم: حصول نفس است از حیث سرّ نفس بر مشاهده‌ی آنچه عامل جذب به عین توحید است به طریق فنا - فنا از احکام حجاب‌ها و قیودی که حین نزول پیش می‌آید- و این متعلق به مقام احسان است که دیگر کَاَنّ نیست بلکه مقام «اَنَّ» است که حضرت مولی‌الموحدین(ع) در گزارش خود نسبت به این مقام فرمودند: «لم اَعْبُد رباً لَمْ اَره» پروردگاری را که نمی‌بینم عبادت نمی‌کنم و به اعتباری می‌توان گفت: هرکس به سهم هستی خود - که همان مقام سرّش می‌باشد - پی برد به حق پی برده و از این جهت فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» و شناخت عینِ توحید در «لا إله إلاّ هو، وَحْده وَحْده وَحْده» در توحید ذات و در توحید صفات و در توحید افعال برایش محقق می‌شود. سیر به سه قسمت تقسیم می‌شود که هر قسمتی دارای امور کلیه‌ای است به نام مقامات و احوال گویند. علت تقسیم‌شدن نفس به سه بخش آن است که نفس سه چهره دارد. یکی جهت توجه‌ نفس به قوایی که بدن را تدبیر می‌کند و آماده می‌کند آن را جهت آنچه در دنیا و آخرت برایش مفید است بر اساس شریعت که این وجه را بدایات گویند به جهت شروع در استعداد سیر با رعایت آداب شرعی. وجه دیگر؛ چهره‌ی نفس توجه نفس است به خودش با تعدیل صفاتش و تسکین تیزی و زبری‌اش و ثباتش که این دروازه‌ی واردشدن به باطن است که به آن قسم ابواب گویند چون باب ورود به ایمان است. و وجه دیگرِ چهره‌ی نفس توجه نفس است به باطن‌اش یعنی روح و سرّ ربانی و استمداد از روح در ازاله‌ی حُجب و این‌که نفس مدد روح و سرّ ربانی را می‌پذیرد و بدین لحاظ به آن قسم، قسم معاملات گویند که مقام معامله‌ی بین نفس و باطن‌اش می‌باشد و ملاک هر قسمی سه مرحله است و باقی از ده قسم که خواجه عبدالله انصاری گفته متممات است جهت تکمیل آن سه قسم. مهم‌ترین بخش بدایات، توبه است و آن رجوع از مخالفت به موافقت و از ظاهر به باطن است و در آن داخل است یقظه و انابه و محاسبه – قرآن در توصیف این مرحله می‌فرماید: «خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنیب‏» - پس یقظه داخل در توبه است مثل آن‌که انابه و محاسبه داخل در توبه می‌باشد. دومین قسمِ بدایات؛ اعتصام بحبل‌الله می‌باشد که آن تمسّک به امر و نهی الهی و قراردادن اساس گفتار و افعال و احوال است بر یقین نسبت به شریعت و در این بخش وارد می‌شود تفکر و تذکر و سماع - شنیدن از خدا - و اعتصام بحبل الله با چنگ‌زدن به خودِ خدا و اُنس با اسماء و صفات – که این اعتصام بالله است- که تعلقی است در اسلام و تخلقی است در ایمان و تحققی است در احسان – سالک در این حالت در حق الیقین قرار می‌گیرد. ارکان این بخش ملازمت بر ذکر «لا إله إلاّ الله» است برای رفع همه‌ی حجاب‌ها و بدون تعداد خاص و یا ملازمت با ذکری خاص جهت إزاله‌ی حجابی معین با تلقین مرشد - که آن مرشد اقتضای عین ثابته‌ی او را می‌شناسد- برای آن‌که اثر تلقین مرشد در إزاله‌ی حجب اَقوی است و إزاله‌ی حجاب از هر حضوری و دفع هر خاطری حتی خاطر حق - چون حق بالاتر از خواطر و پندارهای اوست، خاطر حق رهزن او می‌شود- و دفع هرگونه تفرقه‌ای و توجه خالص بر اعتقاد بر اساس آنچه حق هست و آن‌گونه که خدا و رسولش هست و اعتقاد بر آنچه رسول خدا(ص) ما را تفهیم کرده و در این مقام وارد می‌شود. باب فرار- که خداوند در این رابطه می‌فرماید: فَفِّروا الی الله- پیش می‌آید که همراه است با مجاهده و مکابده- مکابده آن رنج و سختی است که به جگر و کبد برسد، مکابده از مجاهده سخت‌تر است-). ملاحظه می‌فر مایید که ما در نظر با سایر مکاتب و ادیان به بزرگان آن‌ها نظر می‌کنیم ولی وقتی به دین خود نظر داریم آن را در حدّ عرف مؤمنین معمولی در نظر می‌گیریم وگرنه بزرگان شریعت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» یقیناً راه‌هایی را رفته‌اند و به نتایجی از نظر توحیدی‌شدن رسیدند که بنده در مقایسه با سایر صاحبان اهل سلوک قابل مقایسه نمی‌دانم و ملاک هم در همه‌ی مقایسه‌ها باید درجه‌ی فنای فی‌اللّه و فنای از فنا باشد. موفق باشید
5203
متن پرسش
سلام اساد--اول باید بابت این همه لطفتان و بزرگواریتان که با چنین شخصیت علمی و کارها و وظایف بزرگتان پدرانه پاسخ سوالهای هرچند بی مقدار ما را می دهید از شما تشکر کنم و عرض کنم دعاگویتان هستم همیشه--استاد من از پاسخ هایی که شما به دیگران داده بودید اینگونه برداشت کردم که برای ازدواج نباید دنبال شخص آرمانی باشیم و همین که طرف بنای دینداری دارد و ولایت فقیه را قبول دارد کافی است--ولی فکری بین بچه مذهبی ها هست که فقط میخواهند با کسی زندگی کنند که از لحاظ دغدغه های انقلابی داشتن و تلاش در راه ظهور امام زمان و خودسازی حداقل هم سطح خودشان باشد--نه یک انسان معمولی با دغدغه های روزمره--این ایرادی دارد از نظر جنابعالی؟ و دیگر اینکه اگر پدری موافق ازدواج فرزند مثلا تا 26-27 سالگی نباشد آیا باید اطاعت کرد یا حتی با وجود نارضایتی ایشان ازدواج کرد؟( اگربتوانیم جلوی گناه را بگیریم هرچند سخت چطور؟)-- و سوال آخر اینکه خیلی شنیده ایم ازدواج فقط تقدیر است این تا چه حد درست است؟ جای دعا و توسل در ازدواج کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرضم آن بود که خیلی به دنبال همسر آرمانی نباشید اگر تا حدّی قابل قبول بود و با اصل انقلاب و ولایت فقیه موافق بود زمینه‌ی رشد را دارد، هرچند هرچه خوب‌تر باشد بهتر است 2- در این موارد باید به موقعیت خودتان نگاه کنید و نه نظر والدین 3- به قول قدیمی‌ها ازدواج تقدیر است ولی تقدیرجُنبان هم می‌خواهد تا آن تقدیر ظهور کند. موفق باشید
1858
متن پرسش
بسمه تعالی -سلام علیک .جناب استاد اگر به شما بگویندیک ساعت و فقط یک ساعت وقت داشته باشید در یک کلاس برای جوان آموزشی بدهید درچه موردی حرف خواهید زد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر آماده باشند بحث «مَن کو؟» که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است را بحث می‌کنم و اگر آماده نباشند از روح متجاوز آمریکا سخن می‌گویم تا متوجه جایگاه انقلاب اسلامی باشند و اگر باز آماده نبودند و بحثی ملموس می‌خواستند خاطره‌ی یک سردار شهید را و یا یک اسیر را می‌گفتم. موفق باشید
690
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی بنده دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هستم دررشته نانوفناوری. مدتی است که در انجام تکلیفم سرگردانم و اصولا برایم سوال شده که وظیفه من چیست. از طرفی در نویسندگی و مقاله نویسی دارای استعداد بسیار و سواابق خوب هستم همچنین علاقمند و با استعداد در زمینه علوم حوزوی. و از طرف دیگر در دروس دانشگاه هم خداروشکر تا حدودی موفق بوده ام. علاقه و استعداد به طرفین را دارم هم حوزه و هم دانشگاه. مایل به ادامه تحصیل دوره دکتری در داخل یا خارج کشور هستم. همچنین بسیار مشتاق به تحصیل علوم انسانی و مشارکت در زمینه ضروری تولید علم دینی هستم بلکه در جنبش نرم افزاری نقشی ایفا کنم. ولی حالا مانده ام چه کنم. از طرفی مقام معظم رهبری می فرمایند که اساتید دانشگاه فرمانده جنگ نرم هستند و دانشجویان افسر این جنگ. همچنین امام راحل فرمودند که دانشگاه مبدا تحولات است و از طرف دیگر تاثیر و ضرورت عالمان دینی بر ما پوشیده نیست. حال مانده ام چه کنم! دانشگاه بروم یا حوزه ؟ آیا جمع هردو ممکن است؟ چگونه؟ اگر بنابر ادامه تحصیل دکتری شد آیا خارج رفتن هم توصیه می شود یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: سوال حساسی است و جوابی که به حضرتعالی می‌دهم منطبق بر امور هرکسی نیست ولی بنده دوستانی را می‌شناسم که با استعداد خوب در رشته‌ی فنی در عین آن‌که در دکترای فیزیک مشغول تحصیل هستند دروس حوزوی را نیز به‌خوبی ادامه می‌دهند و فکر می‌کنم شما بتوانید آن‌دو را جمع کنید. تماس بگیرید تا شماره تلفن یکی از عزیزان را که آن دو را جمع کرده‌اند را در اختیارتان بگذارم. موفق باشید
562
متن پرسش
سلام علیکم. چرا با تجلی اسم الله همه‌ی منیت‌ها نفی می‌شود؟ آیا بین تجلی "همه اسماء الهی" با "نفی همه منیت ها" نسبتی وجود دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به همان اندازه که انسان نظر به خود دارد و برای خود استقلال و منیّت قائل است، به همان اندازه از توجه به خداوند که اصل و اساس همه‌چیز است محروم است و از آن جهت قلب او مأنوسِ با خداوند نیست. حال وقتی روشن شد «الله» جامع همه‌ی کمالات است ، وقتی قلب انسان آماده‌ی تجلی اسم «الله» می‌شود که هیچ‌گونه استقلال و منیّتی در خود باقی نگذارده باشد و عبد محض باشد و خود را در همه‌ی ابعاد نیازمند خدا ببیند و فقر ذاتی خود را یافته باشد. به گفته‌ی حافظ: طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک..... چو درد در تو نبیند، که را دوا بکند؟ موفق باشید
نمایش چاپی