بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
540
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به سوال کد 528 که فرمودید احضار جن و روح جایز نیست،بنده از دفاتر مراجع عظام تقلید استفتا کرده و این بزرگان بطور کلی حرمت برای اینکار قائل نشده اند،بنده سوالم از این منظر بود که با توجه به این واقعیت که احضار روح و جن و ... امری حقیقی است چطور میتوان تصرف موجوداتی مجرد را در عالم ماده توجیه کرد و یا مثلا چکونه میتوان این امر را که خودم شاهد آن بودم که جن از نقطه ای دور دست شئ ای مادی را در کمتر از یک دقیقه حاضر کرد(چون شما در صحبتهایتان فرموده اید که بی مکانی و حرکتی مثل طی الارض مخصوص روح است ولی می بینیم که جن جسمی مادی را از صدها کیلومتر در کمتر از آنی آورد)؟(البته میرداماد و شیخ الرئیس کتابهایی در زمینه علوم غریبه و تسخیرات دارند مانند کنز المعزمین ابن سینا) با تشکر فراوان از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تفاوت حرکت جنّیان با آنچه از طرف روح‌های مجرد انجام می‌گیرد را خداوند در سوره‌ی سبأ آیه‌ی 39می فرماید: «قالَ عِفْریتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِک‏ » قالَ عِفْریتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِک‏ و در آیه 40 چنین می‌فرماید: «قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ» (امّا) کسى که دانشى از کتاب(آسمانى) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد!» ملاحظه می‌فرمایید که عفریت جن در زمان کمی می‌تواند تخت بلقیس را بیاورد، ولی عاصف‌بن‌برخیا در بی‌زمانی این کار را می‌کند، چون می‌فرماید: قبل از آن‌که چشم بیندازی می‌آورم. و لذا سرعت سریع که جنّیان به آن توانا هستند شبیه سرعتی است که دنیای مدرن به آن دست می‌زند ولی اولیاء الهی فوق زمان و مکان و با احاطه‌ بر مبادی اشیاء وارد خلق جدید می‌شوند که در مباحث حرکت جوهری مورد بحث قرار گرفت. موفق باشید
11355
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تشکر فراوان به دلیل معارف نابی که در اختیار تشنگان حقیقت در ظلمت عصر کنونی قرار می دهید. بنده از مطالعه مطالب حضرتعالی که فرآیند تربیت افسر تراز انقلاب اسلامی است. فرآیندی که انسان مسلمان را عالَم دار می کند و او را برای حضور در فرآیند تاریخی تمدن سازی اسلامی آماده و تربیت می کند. خصوصا که برای تربیت نیروهای حزب اللهی در تشکیلات فرهنگی تدوین شده است. خیلی ممنون می‌شوم. نظر خودتان را در مورد این فرآیند به نحو مبسوط بیان فرموده و آن را تکمیل و تصحیح فرمایید تا نقشه راهی باشد برای فرآیند تربیت افسر تراز انقلاب اسلامی: الف) برنامه مستمر: 1. تربیت ابعاد وجودی از طریق تأدب به آداب شریعت 2. تربیت جسم از طریق ورزش و ریاضت های مشروع 3. انس با معارف قرآن (تفسیر شریف المیزان) و معارف أهل البیت (مطالعه و انس با روایات و ادعیه) 4. مطالعه بیانات ولی امر. 5. انس با فضاهایی که زمینه ساز انس با حقایق عالم هستند: مسجد، حرم ائمه معصومین(ع) و اولیاء الله، فضای دفاع مقدس و ... . ب) برنامه فرآیندی و دارای تقدم و تأخر:1. عالم انسان دینی چه چیزی نیست؟ (شرح عالم وهمی انسان مدرن): مباحث استاد طاهرزاده در خصوص تمدن غرب. 2. تمهید مقدمات ورود به بُعد حصولی عالم انسان دینی: کتب دفاع مقدس، کتب استاد طاهرزاده در خصوص تمدن اسلامی 3. ورود به بُعد حصولی عالم انسان دینی: تربیت عقل از طریق مطالعه حکمت اسلامی(بدایه الحکمه)، کتب استاد طاهرزاده در مورد مبانی اعتقادی. 4. تمهید مقدمات ورود به بُعد حضوری عالم انسان دینی: عرفان نظری و معرفت النفس، تأکید بر برنامه مستمر (بخش الف). 5. ورود به بُعد حضوری عالم انسان دینی و تعریف سیر خود در راستای فرآیند تمدن سازی اسلامی: تأکید بر برنامه مستمر خصوصا انس با معارف قرآن و أهل البیت(ع) و بیانات امام خامنه ای، انس با آثار اخلاقی و عرفانی حضرت امام(ره).
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:  به نظرم همه‌ی مطلب همین است که می‌فرمایید که در جلسه‌ی هفدهم کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» تحت عنوان «هندسه‌ی معرفتی» تشریح شده و در کتاب «امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» با عمق بیشتری موضوع مطرح است. به امید آن‌که همان‌طور که می‌فرمایید افسران تراز انقلاب اسلامی تربیت شوند و همان‌طور که مرحوم شهید بهشتی به خودی خود یک ملت بود، فرزندان انقلاب اسلامی هرکدام یک ملت باشند. موفق باشید    

41980
متن پرسش

از این خجالت شرمنده ماندیم / تو رفتی اما ما زنده ماندیم. تو می‌روی دامن کشان جان از جهانم می‌رود / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود. پشت سرِ تشییع تو، روح و روانم می‌رود / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود. 
گفتم که از غم تو بمیرم توان نبود / ما را به سخت جانی خود این گمان نبود آه ... بی تو چگونه سامان بگیرم / روز وداعت باید بمیرم آتش بگیرم. نام تو تا بر زبانم می‌رود / ای ساربان آهسته ران آرام جانم می‌رود. افتان و خیزان آمدم سرو روانم می‌رود / ای ساربان آهسته ران آرام جانم می رود. مشتاق را ز دامن وصلت جدا مکن / ما را به کربلای فراق ات رها مکن. 
گفتم که از غم تو بمیرم توان نبود / ما را به سخت جانی خود این گمان نبود آه ... https://kashoob.com/audio/E0VWV/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نمی‌دانم «او» رفت و «ما» را با خود برد و «ما» رفتیم و «او» ماند، و حال ماییم که پشت سر خود را می‌نگریم که نکند آری! که مبادا روزمرّگی‌ها، ما را ببرد و معلوم است که در آن صورت، «او» در کنار ما نخواهد بود. حکایت، حکایتِ حاضرشدن در وسعتی است که همۀ تشییع‌کنندگانِ عزیزالقدر، «یک» نفر شده‌اند تا در این یکی‌شدن، «او» را که در یگانی‌اش همۀ ما خواهد بود؛ پیش آید. آیا پس از این تشییع و پس از این حضور می‌توانیم نسبت به همدیگر دوگانه باشیم؟ و به جای آن‌که برادرانه حرکات و سکنات همدیگر را حمل بر صحت کنیم، از «اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ» غفلت شود؟ موفق باشید.  https://eitaa.com/rahe_khamenei/51653

18500
متن پرسش
سلام استاد عزیز: قربان شما شوم ممنون از این همه صبوری و دلسوزی هایتان. عزیزجان خاک بر سر من که این سوال را می پرسم ببخشید. عزیز جان این چه نگاهی هس چه دیدی هس چه سلوکی هست که یه مشت ببخشید پابرهنه از همون اول اسلام عمارها و یاسرها و سمیه ها دور اسلام جمع شدند تا الان که انقلابی شده و باز هم پابرهنه ها برای اسلام از زندگی و روزگار و زن و بچه و عشق و پدر و مادرشون میگذرن برای یه مشت آدم که نه سری دارن نه پایی فقط و فقط شکم و پول و... براشون مهمه.. از شهدای آتش نشان گرفته تا پاسدارن مدافعان حرم و مدافعان وطن بزرگان نظامی و انتظامی ... که ببخشید همه بدون تعارف اکثریت از طبقه پایین از نظر مالی هستن و به نظر بنده که خودمم هم جزیی از اینان هستم یه نیروی معمولی با چندر غاز حقوق ماهیانه با هزار منت به اصطلاح دولتی هسیم می گیریم در مقایسه با اون بالا بالایی ها جان فشانی اینان و خاطره گویی و اختلاس آنان با موضع گیری انقلاب و اسلام و غرب و مدرنیته که شما پرچم دار آن هستید. جز همونی نیست که گویند جوانان ما را کشتند به عنوان جهاد، مال و دارایهایمان را بردند به عنوان زکات، دلیل اونم همین جو اختلاس ها و اجتماع و فرهنگ حاکم بین اکثر مسئولین این ملت که انگار مردم پت و مت هستن! هرکی تیغش ببره برداره ببره حالا اون جوان از نظر مالی پایین از نظر رتبه دولتی پایین همون یاسرهای اسلام قدیم و برده های نوین اند که اتفاقی بیفته یا علی شما ایثارگرید برید جلو، اسلام به شما نیازه داره برید تا اسلام بمونه، آخرش هم پولداره و سرمایه داره یه چیز طلبکاره، به خدا من چیزی ندیدم جز دروغ و لاپوشالی از مافوق و بالا بالایی ها بعنوان اسلام و حاکمیت جهانی و .. واقعا چیزی هست که منم بشم ایثارگر واقعی بشم مدافع وطن یا حرم.. یا نه واقعا سرکاریم و یاران ابوسفیان زمانه هستیم که آقا توپ رو بین خودتون چرخش بدید که نه اسلامی هست و شهادتی... که بابا سرکاری... تو رو قرآن راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای عزیز! مگر ما برای سرمایه‌داران در مقابل نظام استکباری می‌ایستیم؟ قصه‌ی ما قصه‌ی اسلام و انقلاب است و معامله‌ای که در راستای سربازی برای اسلام و انقلاب با خدا به میان آورده‌ایم. بگذار خدا و پیامبر برای ما باشند و پول‌ها و شترها برای ابوسفیان‌ها. حتماً در جریان این قضیه هستی که در یکى از جنگهاى بزرگ عصر پیامبر اسلام (ص) که در سال هشتم هجرت، به دنبال فتح مکه، واقع شد، جنگ حنین بود، که در سرزمین حنین (بین مکه و طائف) رخ داد، مسلمانان به رهبرى پیامبر (ص) پیروز شدند و غنائم بسیار، به دست مسلمانان افتاد، پیامبر (ص) در سرزمین جعرانه (محلى بین مکه و مدینه) به تقسیم آن غنائم پرداختند آن حضرت براى جذب قلوب تازه مسلمانان (مانند ابوسفیان و امثال او) غنائم بسیار به آنها داد، تا آنجا که بعضى اعتراض کردند.

 یکى از اصحاب، عرض کرد: اى رسول خدا! به عیینه و اقرع، غنائم جنگى زیادى عطا کردى، ولى به جعیل بن سراقه چندان ندادید؟

رسول خدا در پاسخ فرمود: سوگند به خدائى که جانم در دست قدرت او است، اگر زمین پر از افرادى مانند عیینه و اقرع، باشد من جعیل را از همه آنها بهتر و محبوبتر مى دانم، ولى دادن غنائم جنگى به افرادى مانند عیینه و اقرع، براى جذب دلهاى آنها به سوى اسلام است، ولى جعیل را به اسلام خودش نگریستم و بر این اساس با او رفتار کردم.

                                 ***

رسول خدا (ص) در ماجراى جنگ حنین، با دادن غنائم جنگى، قلوب رؤساى عرب از قریش و سایر قبایل مضر، مانند ابوسفیان و عیینه بن حصین فزارى و امثال آنها را جذب کرد.

انصار مسلمانان مدینه (از این جریان)، خشمگین شدند، و نزد (رئیس خود) سعد بن عباده رفتند، سعد آنها را (در سرزمین جعرانه) به حضور پیامبر (ص) آورد، آنگاه، سعد عرض کرد: اى رسول خدا! آیا به من اجازه سخن مى دهى؟!

پیامبر: آری.

سعد: اگر این کار (تقسیم غنائم به تازه مسلمانان قوم خود) را که انجام دادى، به دستور خدا بود، به آن راضى هستیم، وگرنه ما رضایت ندهیم.

پیامبر: اى گروه انصار! آیا همه شما با گفتار آقا و بزرگتان سعد موافق هستید؟

انصار: آقا و بزرگ ما، خدا و رسولش مى باشد دوبار این سؤال و پاسخ تکرار شد، ولى در بار سوم، انصار گفتند: ما با رأى سعد بن عباده موافق هستیم./ به نقل از اصول کافی

                                                    ***

 در جنگ با قبیله ثقیف و هوازان، غنایم زیادی نصیب پیامبر و مسلمانان شد. آن حضرت از خمس این غنایم به اشراف و بزرگان مكه بخشش كرد. طبری می ­نویسد: «پیامبر به كسانی از اشراف مكه كه می­ خواست دل­های آنها را جلب كند، عطا داد و آنها به «مؤلفة قلوبهم» مشهور شدند که عبارت­ اند از: ابوسفیان بن حرب و پسرش معاویه، حكیم بن حزام، نضر بن حارث، علاء بن حارثه، حارث بن هشام، صفوان بن امیه، سهیل بن عمرو، خویطب بن عبدالعزی، عیینة بن حصن، اقرع بن حابس و مالك بن عوف كه هر كدام صد شتر گرفتند.»(1)

 آمار غنایم درجنگ حنین

«در جنگ حنین و برخورد با قبیله ثقیف، غنایم زیادی نصیب مسلمانان شد. 6 هزار اسیر، 24 هزار شتر، 40 هزار گوسفند و بز و چهل هزار اوقیه نقره ... . آن حضرت این اموال را بین مسلمانان تقسیم كرد. ابتدا اموالی را به كسانی پرداخت كه می­ خواست دل­های آنان را با پرداخت مال به دست آورد. ابوسفیان بن حرب 40 اوقیه نقره و صد شتر، یزید بن ابوسفیان و معاویه بن ابوسفیان نیز همین مقدار، حكیم بن حزام 200 شتر و نضر بن حارث و اسید بن جاریه 100 شتر، حارث بن هشام، صفوان بن امیه، قیس بن عدی، سهیل بن عمرو... 50 شتر و عباس بن  مرداس 100 شتر.»(2)

اعتراض انصار

 بخشش­ های حضرت رسول­ (ص) به اشراف قریش برای جلب دل­های آنها به اسلام، باعث حرف و حدیث­ هایی، میان انصار شد. آنها وقتی دیدند، پیامبر (ص) از غنایم به مردم قریش پرداخت كرد، اعتراض کردند. (3)

 حضرت پس از آگاهی از ناراحتی انصار، آنان را دعوت و برایشان سخنرانی کرد و فرمود: «ای گروه انصار! به سبب اندك چیزی از دنیا آزرده ­دل شده ­اید كه قلوب افرادی را با آن الفت دادم تا مسلمان شوند و شما را به اسلامتان سپرده ­ام؟ مگر راضی نیستید كه مردم، گوسفند و شتر ببرند و شما پیغمبر را پیش خود ببرید؟ به خدایی كه جان محمد به فرمان اوست، اگر هجرت نبود، من یكی از انصار بودم... .»(4) انصار كه از سخنان خویش پشیمان شده بودند، گفتند: «ای رسول ­خدا (ص) ما بسیار خشنودیم كه شما همراه ما و بهره ما باشید.» پیامبر(ص) فرمود: «خدایا! انصار و فرزندان انصار و فرزندان فرزندان ایشان را رحمت فرمای.» (5) یعقوبی می­ نویسد: «پیامبر در جواب اعتراض انصار فرمود: «من به گروهی بخشش كردم تا دلشان را به دست آورم و شما را به اسلامتان وا می ­گذارم.»(6)

 ابن ­هشام می ­نویسد: «مردی به خاتم انبیا (ص) اعتراض كرد كه به عیینة بن حصن و اقرع بن حابس، هر یك صد شتر دادی؛ ولی به جعیل بن سراقه كه یكی از بزرگان قبیله غفار است هیچ ندادی؟ حضرت فرمود: «سوگند به آنکه جان محمد به دست اوست ... من این كار را كردم برای آنكه دلشان را به دست آورم تا اسلام آورند؛ اما جعیل بن سراقه را به همان اسلامی كه دارد واگذار كردم.» (7)

  پاورقی

1. تاریخ طبري، ج3، ص 1214 و 1215.

2.   طبقات الكبري، ترجمه محمود مهدوي دامغانيج2، ص 147 – 150.

3.طبقات الكبري، ج 2، ص 151.

4.سيرة النبويه،  ابن­ هشام،ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي، ج 2، ص 318 و طبري، ج3، ص 1217.

5. طبقات الكبري، ص151.

6.تاریخ  يعقوبي، ج 1، ص 425.

7. سیرة النبویه، ج 2، ص 315 و 316.

امیدوارم که از این قصه ما بتوانیم راهِ درستی را انتخاب کنیم که شترها برای آن‌ها باشد و پیامبر برای ما! موفق باشید

11525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت حضرت استاد: بنده قبول دارم که نورانیت، هر لحظه، برای انسان در انجام وظیفه مشخصش در آن زمان است، اما برایم سخت است که قبول کنم در ایامی که کسی محروم از نماز خواندن است، نورانیت او در عبودیتش و اطاعتش در عدم اقامه نماز و حتی قضا نکردن آن باشد. 1. اگر چنین چیزی هست پس چرا حضرت صدیقه طاهره، بتول نامیده شد؟ 2. اگر کسی در چنین ایامی دل تنگ نماز خواندن و حضور در مسجد شود و با مشغولیت به ذکر و... در اوقات نماز دل تنگی اش برطرف نگردد، چه باید بکند؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی زندگی بزرگان و سیره‌ی عملی آن‌ها، درآن موقعیت خوب است. نمی‌دانیم آیا بتول‌بودنِ حضرت زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» به آن معنا است یا نه! موفق باشید

3228
متن پرسش
مهدی نصیری نویسنده محترم کتب «سلوک در ذیل شخصیت امام خمینی (ره)» (جناب آقای اصغر طاهر زاده) سخن از ضرورت تاسیس تمدنی فلسفی و عرفانی گفته اند و آنچه از مطاوی کتاب بر می آید ایشان سخت شیفته حکمت متعالیه ملاصدرا و عرفان ابن عربی و مولوی هستند و در واقع مبادی و مبانی تمدن مورد نظرشان را در اندیشه های نامبردگان می جویند. اما سئوال اساسی این است که آیا اندیشه ها و مبانی ملاصدرا و ابن عربی و مولوی قابلیت تاسیس تمدنی اسلامی متناسب با اهداف انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را دارند یا خیر؟ مطلب حاضر در پی پاسخ به این سئوال است . ایاجواب آقای نصیری را میدهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر ملاک ما امروز حضرت امام و مقام معظم رهبری است، این دو بزرگوار به چیزی غیر از آن‌چه آقای نصیری می‌گویند معتقدند و بنده نظرات حضرت امام و مقام معظم رهبری را به طور نسبتاً مبسوط نسبت به حکمت صدرایی و عرفان محی‌الدین در آن کتاب آورده‌ام و دلایل این‌که ما به بهترین شکل می‌توانیم به کمک صدرایی و عرفان محی‌الدین از سوبژکتیویته عبور کنیم را عرض کرده‌ام. موفق باشید
7824
متن پرسش
نظر امام خمینی (ره) در رابطه با علامه طباطبایی چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت امام با احترام کامل به علامه نظر داشتند و ملاحظه می‌کنید که شاگردان علامه چطور به حضرت امام ارادت می‌ورزیدند. بنده قبلاً در جواب سؤالات بعضی از عزیزان عرایضی داشته‌ام، به قسمت آرشیو با عنوان علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
3776
متن پرسش
باسلام 1.در مناظره ایت الله جوادی و ایت الله سیدان در مبحث معاد شما کدام سخن را می پذیرید؟ 2.آیا شعار ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند با اینکه معصومین فرمودند کسی را با ما مقایسه نکنید این شعار درست است که خطاب به مقام معظم رهبری می گویند؟ 3. آیا قبل از شروع بدایه الحکمه باید جوهر النضید را بخوانیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روش و برخورد آیت‌الله جوادی بسیار حکیمانه بود و در آخر با طرح روایتی که از رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» آوردند معلوم کردند لازم نیست بدن قیامتی ما مادی باشد 2- ما نباید کسی را در مقام با اهل‌البیت«علیهم‌السلام» مقایسه کنیم 3- امروزه به‌حمدالله فلسفه‌ی اسلامی خیلی به کلام اسلامی نزدیک شده لذا فکر می‌کنم با تفکر فلسفی که در اسلام به‌خصوص در شیعه مطرح است بسیاری از موضوعات کلامی به نحو بهتری حل می‌شود. موفق باشید
368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم چند وقتی است دچار خواب هایی مبهم و دور از شان یک جوان مذهبی شده ام و فکر می کنم این در اثر رفت و امد در محیط آلوده دانشگاه است لطفا راهکاری معرفی کنید که باتوکل به خدا وانجام اوامر شما از این وضع بیرون بیایم.ممنون از این که وقتتون را به جوانان اختصاص می دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام إن‌شاءالله با توجه به عقاید حقّه و اخلاق فاضله و حُسن ظن به مؤمنین و رعایت نماز اول وقت و با طمأنینه ، و امساک از حرف زیاد و کنترل خوراک در حدّی که قبل از سیرشدن، از خوردن دست بکشید و بعد از نماز مغرب و عشاء ندیدن صحنه‌هایی از تلویزیون که ذهن را به خود مشغول می‌کند مثل سریال‌ها و فیلم‌ها و با وضوخوابیدن، خواب خود را نورانی کنید. موفق باشید
196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. حرفه بنده برنامه نویسی سیستم های کامپیوتری هستم و اقتضای شغلی بنده اینست که برای نوشتن و طراحی سیستم های مناسب مرتب کتب لاتین بخوانم و مدام در کدهای خود تفکر کنم. شایدم اقتضای شغلی نباشد و بنده بیش از حد تمایل دارم در یک زمینه مادی پیشرفت کنم. 1- در حدیثی که از امام صادق(ع) برای تقسیم زمان شبانه روز ذکر کرده اید فعالیت های شغلی در کدام قسمت از زندگی و به چه اندازه است؟ 2- کار زیاد فکری بنده در زمینه تخصصیم به حدی است که وقتی برای انجام فرایض یا تفکر در امور الهی مشغول می شوم مدام ایده ها و برنامه ها به سراغ بنده می آیند. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه تمرکز خود را در این امور بدست آورم؟ 3- مزدی که بنده بابت برنامه های کامپیوتری نوشته شده می گیرم به چه صورت باید باشد؟ مثلا بنده قطعه کدی را می نویسم و سپس این برنامه را به کسی می فروشم به فلان مبلغ حال اگر کسی مجددا برنامه ای مشابه سفارش دهد بنده همان قطعه کد را یا با کمی تغییر به شخص دوم می فروشم به همان مبلغ آیا اینکه ما یکبار چیزی را بسازیم و به دفعات آنرا تکثیر کرده و یا تغییرات جزئی داده و به فروش برسانیم مشکلی دارد؟ من چگونه متوجه شوم که اجرت یک ساعت کار بنده چقدر است؟ آیا مثالی که شما درباره ساخت ساعت ژاپنی و فروش آن به ایران در مقابل فلان مقدار نفت زده اید اینجا صدق می کند؟ 4- در مورد حدیث "عبادت 10 جز است و 9 جز آن کسب روزی حلال است" اگر ممکن است کمی توضیح بفرمایید 5- آیا اینکه برای کسب رزق مثلا کاری را بکنیم(خواندن یک صفحه قرآن) و به حضرت میکائیل(ع) هدیه کنیم از نظر مبانی مربوط به ملائکه مشکلی دارد؟ برایتان دعا می کنم اگر ممکن است برای بنده هم دعا کنید.
متن پاسخ
اسمه تعالی علیک السلام: همان‌طور که مستحضرید بنا به روایات وارده بیش از یک‌سوم از 24 ساعت را نباید مشغول امور معاش نمود، لذا باید تلاش کرد فکر و قلب خود را وارد امور معنوی کرد وگرنه امور دنیایی روح انسان را می‌رباید. و با حضور در جلسات معرفت دینی و اخلاقی و مطالعه‌ی کتب مربوطه و عبادات. باید قلب را از دنیا بیرون کشید.
6476
متن پرسش
1. وظیفه ی یک طلبه درجامعه ی امروز چیست ؟ ( باتوجه به اینکه طلاب سربازامام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف تلقی می شوند، ومسؤلیت خطیری برعهده ی شان است ) 2. آیاکسی که داعیه دار سربازی امام زمان علیه السلام است حتما باید در پایگاه بسیج حضور داشته وکارکند ؟ بنده دچار یک شبهه شده ام خواهشمندم شرح حال بسیج قبل وحال را بیان فرمایید . 3. حقیقت کسا ء چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- طلبه باید خوب درس بخواند تا بتواند اسلام را خوب بفهمد و در وقت مناسب مثل شهید مطهری خوب تبلیغ کند و به صورت کلی از جریان‌های کشور و دنیا نیز آن‌طور که رهبری اشاره می‌کنند بی‌خبر نباشد 2- مقام معظم رهبری فرمودند هستند کسانی که عضو رسمی بسیج نیستند ولی به جهت علاقه‌ای که به انقلاب و اهداف بسیج دارند، بسیجی‌اند. باید به شرایط خود بنگرید که آیا در موقعیتی هستید که در فعالیت‌های بسیج شرکت کنید و یا باید فعلاً درس بخوانید و وقت محدودی را اگر پیش آمد برای کارهای بسیج بگذارید. عمده توجه به جایگاه بسیج است که عبارت است از محل نیروهای آماده برای هرگونه فداکاری در راستای اهداف انقلاب 3- به متونی که در مورد تاریخ حدیث کساء سخن گفته‌اند رجوع فرمایید. در باره حدیث کسا سخن مختلف است: آیة الله مکارم شیرازی در توضیحى درباره حدیث کِسا در مفاتیح نوین می نویسد : اصل حدیث کِسا میان شیعه و اهل سنّت بسیار مشهور و معروف است و جاى هیچ گونه تردیدى نیست که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در منزل حضرت زهرا (علیها السلام)، و یا در خانه خودش زیر پارچه اى شبیه عبا قرار گرفت و حضرت على و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را زیر آن جاى داد و از آنان به عظمت و بزرگى یاد نمود و آن جمع را مصداق آیه: «اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ همانا خداوند مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد»، معرّفى کرد. موفق باشید
8229
متن پرسش
سلام علیکم استاد . استاد نظر شما درباره ی شخصیت اقای کریم زمانی و شرح مثنوی ایشان چیست ؟ بند ه ایشان را نمیشناسم و از این که نشناخته آثارشان را مطالعه کنم کمی دل نگران هستم . آخر یک زمانی ما آمدیم آثار آقای عبدالکریم سروش را بدون هیچ شناخت از شخصیت ایشان مطالعه کردیم . بعد دیدیم که ایشان تا حدودی در صراط مستقیم نیستند و ایرادات فاحشی بزرگان از آثارشان درآورده بودند. .و همین قضیه مجدد برای آقای علی شریعتی م پیش آمد که وقتی مقداری از آثار ایشان را خواندم بعد فهمیدم ایشان چه ایرادات فاحشی دارند ( که میتوان به کتاب نور مجرد از پسر علامه سیدمحمدحسین طهرانی و روح مجرد از خود علامه سیدمحمدحسین طهرانی در خصوص اشتباهات و ایردات علی شریعتی مراجعه کرد) . حال میترسم اینبار هم همین بلا بر سرم بیاید . شما شخصیت ایشان را چطور می بینید میتوان آثارش را خواند ؟ اگر ذهن خوانندگان این سوال نسبت به این دو شخصیت مکدر میشود و ممکن است دچار سوءظن میشوند سوال را شخصی کنید .ولی باز هم بستگی به نظر شما دارد شاید هم لازم باشد که شخصی نشود و همگان بخوانند.باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده جناب آقای کریم زمانی را در حدّ یک استاد ادبیات می‌شناسم که مثنوی مولوی را در حدّ تفسیر ادبی شرح کرده‌اند. ایشان چیزی در رابطه با شرح ابعاد عرفانی مثنوی از خود نشان ندادند تا بتوانیم نظرات ایشان را در آن رابطه ارزیابی کنیم. ولی به عنوان شرح ادبی مثنوی روش آقای کریم زمانی خوب است. موفق باشید
3185
متن پرسش
با سلام یک سیر مطالعاتی برای نوجوانان مقطع راهنمایی می خواستم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده چیزی نمی‌دانم شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» و «فرزندم این‌چنین باید بود» مفید باشد. موفق باشید
462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام.اصول اساسی جهت ارتباط امورتشریعی باامور تکوینی راشرح دهید. باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی امور تشریعی به معنی احکامی که پروردگار عالم توسط پیامبر خود«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرموده که ریشه در نظامی در عالم هستی دارد که جنبه‌ی تکوینی عالم است و لذا اگر تشریعاً فرمود عبادت خدا را انجام دهید و معبود خود را او قرار دهید و تمام توجه خود را به او بنمایید؛ چون شما در تکوین ،عین ربط به او هستید، پس عملاً با دستورات تشریعی یک هماهنگی با حقایق تکوینی به وقوع می‌پیوندد و در آن حال انسان با انتخاب خود از حقیقت خود و حقایق عالم جدا نمی‌شود. موفق باشید
443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و عرض تشکر، بنده قبلا سوالی را در مورد چگونگی نزول وحی به قلب مبارک رسول الله صل الله و علیه و آله توسط جبرائیل با توجه به مقام واسطه فیض بودن ایشان، اول ما خلق الله بودن و .... که موجب میشود وجود جبرائیل علیه سلام به اذن الهی از رسول خدا باشد و......از خدمتتان پرسیدم. مسئله بسیار غامضی است و سؤالات عدیده ای را به ذهن متبادر میکند شما فرمودید که در این مسئله باید به دو مقام توجه کرد: مقام نفس رسول خدا و مقام نور عظمت یا حقیقت نوریه. باز هم برای بنده سؤال باقی است و حتی افزون شده است که آیا بین این دو مقام تفاوتی هست به این معنا که رسول الله وقتی در مقام نفس اند از مقام نوریه غافلند؟ اینکه شما فرمودید چون در این دنیا آمده اند مثل ما جسم و نفسی دارند،آیا تا زمانی که در این دنیا هستند در مقام نفس اند؟ که در این صورت برای این همه فیوضات دائم الهی باید واسطه ی دیگری را طلب کرد و سؤالات عقیدتی و معرفتی فراوان دیگری که مجال گفتن نیست و شما خود از این مجمل بخوان حدیث مفصل را. بعد از صحبت با شما و بحث و تفکر در این باب نکاتی به ذهنم رسید که آنها را خدمتتان عرض میکنم و تقاضا دارم لطف فرموده صحت دریافت بنده را متذکر شوید: به نام خدا، رسول الله صل الله علیه و آله از مرتبه بالای خود غافل نبودند چراکه در غیر این صورت چگونه میتوانستند جبرائیل علیه السلام را که «از مراتب وجود خودشان است»(این جمله از حضرت علامه طباطبائی است) بر خودشان نازل کنند. ایشان برای نزول حقایقی به این عالم مادی توجه به مقامشان میکنند و حقیقت قرآن را بر این عالم نازل می فرمایند، وساطت مراتب بالای حضرت(در اینجا ظهور خاص در جبرائیل علیه السلام) لازم است تا پای حقایق غیبی به این عالم مادی برسد و حضرت سلام الله علیه و آله با لسان مردم، مردم را هدایت کنند. پس حضرت به نحوی نزول کردند البته نه نزول تکوینی و حقیقی بلکه خود را به اختیار و از روی بزرگواری(البته مسلم به اذن الهی) پایین آورده اند تا راه حقایق به این عالم باز شود و این حقایق بستری برای نزول داشته باشند و الا ایشان با حق اند ولو اینکه در میان خلق باشند.پس تمام حقیقت محمدی صلوات الله علیه و آله در شخصیت دنیایی ایشان خلاصه نمیشود، ایشان مقام والایی هستند که در شخص محمد صلوات الله علیه و آله که پسر آمنه علیه الرحمه است و در فلان تاریخ به دنیا آمده اند ظهور کرده اند برای هدایت ما. مسئله باز هم نیاز به توضیح دارد (مثلا اصلا چه نیازی به وجود جبرائیل؟و...) لطفا دریغ نفرمایید. با تشکر فراوان و عرض شرمندگی. 2 ـ در جریان معراج پیامبر صل الله علیه و آله آیا ایشان با همین جسم مادی به آن نشئه رفتند؟ در غیر این صورت ـ‌ که با توجه به مباحث معاد قطعا غیر این صورت است ـ چرا با همین بدن از خانه خارج شدند آیا آن را در جایی خارج از خانه رها کردند؟لطفا توضیح بفرمایید. 3 ـ آیا سخنانی که از حضرت امام حسین علیه اسلام در جریان شهادت پسر بزرگوارشان حضرت علی اکبر علیه اسلام و مثلا شهادت حضرت عباس علیه السلام در مقاتل نقل شده صحیح است؟و به چه صورت با مقام والای حضرت قابل تطبیق است؟آیا اصلا ائمه علیهم السلام به خاطر از دست دادن فرزندانشان و دوری از آنها یا رنج کشیدن آنها غصه و زجر و رنج میکشیدند(مثل ما)؟ 4 ـ شما در مباحث بسیار خوب کربلا فرمودید که امام حسین علیه السلام نمایش اعتقاد و یقین به سنن الهی است سوالم این است که آیا در کارها و مواردی که جریانی دست ما نیست ـ مثل همان مثال خودتان در مورد بدگویی افراد راجع با ما ـ باید اعتماد کامل به سنت دفاع الهی از مومنان کرد و کار را به خدا سپرد یا در کارهایی که کاری از ما برمی آید مثل یافتن شغلی مناسب هم همینطور است آیا ما مأمور به انجام وظیفه در عین توکل هستیم یا باید در مواردی خاص فقط به الطاف الهی که از طریق سنن او جاری میشود دل سپرد و شاد و امیدوار بود نمیدانم سؤالم واضح بود یا نه لطفا توضیحاتی که تشخیص میدهید بفرمایید. بسیار ممنونم و التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی 1- مسلّم نبی الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در حینی که در مقام نفس ناطقه‌ی خود هستند در مقام اتحاد با حقیقت نوری خود می‌باشند، ولی نقش حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» در تفصیل حقایق الهی در نفس پیامبر است تا حضرت کلمات الهی را به همان صورت به مردم برسانند. 2- معراج را جسمانی می‌دانند ولی با جسمی متناسب آن عالم و لذا جسم مادی حضرت در هر جایی باشد، فرق نمی‌کند، بلکه جان حضرت با جسم مخصوص به خود در آن عالم سیر می‌کند. مثل این‌که بدن شما در رختخواب است و شما با جسم مثالی خود خواب می‌بینید در باغی میوه می‌خورید. 3- موضوع اُنس حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» با مجسمه‌های تقوایی مثل علی اکبر«علیه‌السلام» و حضرت ابالفضل یک نحوه اُنس خدایی است، چیزی که ملت ایران به صورت نازله‌ای آن را با رحلت حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در خود احساس کردند. 4- در عین اعتماد به سنن الهی باید وظیفه‌ی خود را نسبت به مواردی که پیش می‌آید انجام دهیم، چون خودِ عمل، در تحقق بهترین مقضی نقش دارد ولی آنچنان نیست که تمام قضای عالم را در اختیار ما گذارده‌اند. موفق باشید
7393
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد ارجمندم, استاد ممنون میشم منو در مورد ذیل راهنمایی کنید چندی پیش یک مصیبتی بزرگی به بنده رسید که با صبر و دعا و کمک خواستن از خدای حکیم این مصیبت رفع شد. دوران سختی بود اما با یاری خدا گذشت و در عوض خدا یک سری حقایق عالی را یرای من روشن ساخت و باعث پیشرفت در سلوکم شد. اگرچه نتایج فردی عالی نصیبم شد اما هر موقع یاد آن دوران می افتم قلبم می گیره و دوباره نمی خوام اون دوران تکرار بشه. می دانم که از امتحان خدا نمیشه در رفت اما همیشه در نمازهایم از خدا عاجزانه تقاضا می کنم اگه خواست منو دوباره امتحان کنه با این نوع مصیبت خاص امتحان نکنه . استاد آیا این نوع دعا کردن و تقاضا از خدا درسته؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای خوب و به‌جایی است با این تأکید که هرگز از خدا نخواهید شما را امتحان نکند بلکه بخواهید: «رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِه‏» . موفق باشید
1859
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز استاد جای کتابی از شما در مورد فکه و طلائیه و شلمچه و کلا کربلای ایران خالیه! این زیارتگاه های مقدسی که منور به نور شهیدان است و هر ساله هزاران نفر را از خواب غفلت بیدار می کند. به نظرم جامعه دینی ما نسبت به این مکانها کم لطفی می کند. تا بحال ندیده ام کتابی از عالمی عالم دار که در مورد فضای معنوی و ملکوتی این مکانها صحبتی کرده باشد؟ می گویند که در مکانهای مقدس به هر کسی اندازه ظرف و ظرفیتش لطف می کنند، ولی حقیقتا در کربلای ایران، بیش از ظرف هر کسی به او لطف و توجه می کنند و این مورد برای حقیر تجربه شد، به شکلی که تا آخر عمر فراموشش نخواهم کرد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حقیقتاً آن پیر فرزانه درست دید و پیش‌بینی کرد که فرمود: « همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود » مناطق دفاع مقدس که پیکر پاک شهدای ما بر اساس عهدی که با خدا بسته بودند در آن‌جا به زمین افتاد راه آسمان را به سوی زائرانش می‌گشاید. در جایی عرض کردم « کاروان راهیان نورخیمه‌ای است که یک درب آن به سوی زمین است و درب دیگر آن به سوی عالم ملکوت و برزخ و قیامت ، انسان‌ها را دعوت می‌کند تا با واردشدن در این خیمه بر سیره‌ی شهدا بنگرند و ملکوتی شوند. » امید است بتوانیم نقطه‌ای از کتاب قطور فرهنگ دفاع مقدس را بنگاریم تا تذکری باشد برای دل‌های بیدار که مکتب خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» چه سالکان بزرگی می پروراند. موفق باشید
52

بدون عنوان *بازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر: می خواستم بپرسم که اگر ما بخواهیم وارد حوزه شویم وبه عنوان یک طلبه به تحصیل علوم دینی بپردازیم ودر عین حال تحصیل در دانشگاه را هم دنبال کنیم این امکان وجود دارد یا نه؟ اگر بله وجود دارد چگونه واز چه زمانی باید اقدام کنیم من الان در سال دوم دبیرستان تحصیل می کنم. باز هم با تشکر.
متن پاسخ

متأسفانه در حال حاضر برنامه‌های حوزه‌های علمیه طوری است که طلبه باید تمام وقت در اختیار حوزه باشد و لذا نمی‌تواند در سر کلاس‌های دانشگاه حاضر شود، ولی اگر دروس ادبیات عرب را در دبیرستان خوب مطالعه بفرمایید و خودتان در فهم کتاب‌های دین و دانش تلاش کنید می‌توانید آرام‌آرام از برکات حوزه‌های علمیه که اندیشه‌هایی چون حضرت امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» و علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» و آیت‌الله‌جوادی‌آملی و امثال آن‌ها مطرح فرموده‌اند استفاده نمایید.

160

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
باعرض سلام علارغم داشتتن سئوال های زیاد ترجیح دادم ابتدا از نظرات شما به عنوان مشاوره استفاده کنم وبعد انشاء ا... در فرصت های بعد سئوالاتم رابپرسم من دانشجوی ارشدهستم و اخیرا هم با کتاب های شما اشنا شدم در یک دوراهی قرار گرفته ام بین ادامه تحصیل در نهایت استاد دانشگاه شدن یا مسیری که مرا بسوی عارفه شدن سوق می دهد نمی دانم چه باید کنم ؟
متن پاسخ

علیک السلام؛
جواب: باسمه تعالی
جمع این دو کار ممکن است؛ در عین وارستگی و شوق معنوی، در دانشگاه باشید و دانشجویان را مدد برسانید. این کار مقدماتی می‌خواهد که می‌توانید با آموزش زبان عربی شروع کنید تا در برخورد با آیات و روایات مستقیماً از خود آن‌ها استفاده کنید.

9105
متن پرسش
سلام: نمیدانم چرا وقتی در کنار خانواده هستم اخلاقم غیر عادی تند میشود و با وجود تاکید قرآن و عترت بر حرمت والدین و خوش خلقی با ایشان نمیتوانم خود را کنترل کنم و سر کوچکترین مسائل جوش می آورم و تند میشوم، اما در اجتماع اینگونه نیستم بعضی اوقات فکر میکنم شاید ما را جادو کرده اند که خانواده یمان خوش و خرم نباشد. خواهش میکنم کمکم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یکی از نکات اساسی است که بنده روی آن بحث کرده‌ام و در جلسه‌ی شماره‌ی 24 شرح دعای مکارم‌الأخلاق تحت عنوان خانواده مرکز صمیمیت باز روی آن تأکید شد که شیطان وقتی از هیچ راهی نتوانست بر ما مسلط شود از طریق بدخلقی نسبت به خانواده و همسر وارد می‌شود، و تا نتوانید از این سوء اخلاق خود را رها کنید هنوز پای شیطان به‌خوبی در زندگی شما باز است. موفق باشید
4909
متن پرسش
با عرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار خودم...جناب عالی در جواب سوال 4885 فرمودید که مردم انتخاب اقای روحانی را گذر از رهبری نمیدانند و فرمودید از انتخاب اقای روحانی نگران نیستید.ولی به نظر من از چند جهت نگرانی های شدیدی وجود دارد .اینکه: امریکایی که قبل از انتخابات میگوید انتخابات ایران را قبول ندارد چون می پندارد که ملت همانند گذشته به مقاومت خود ادامه می دهداما بعد از پیروزی اقای روحانی می گویند که به انتخاب مردم ایران احترام می گذاریم!!!یعنی ازاین انتخاب خوششان امده.یابه نظر من مردمی که به احمدی ن‍‍ژ‍اد با ان شعارهای انقلابی رای دادند این دوره به این نتیجه رسیدند که مقاومت وجریان گفتمان انقلاب اسلامی قادر به تامین معیشت انان نمی باشد واشکال نه در کاراقتصادی دولت بلکه در نحوه گفتمان است وگرنه کسانی مثل اقای قالیباف و رضایی برنامه های به مراتب قوی تر وهدفمند تر از اقای روحانی در زمینه اقتصاد ارائه دادند ولی چون اقای خاتمی وهاشمی از ایشان حمایت کردند مردم نحوه مدیریت دولت اصلاحات واقای هاشمی را مناسب تر دیدند و گرنه کدامیک از ملاک هایی که رهبری بخصوص در مرقد امام(ره)به مردم توصیه کردند در اقای روحانی وجود داشت.استاد من از این مردم عزیز دلگیرم چون به نظرم مردم با اینکه به نظام ورهبری علاقه داشتند ولی متاسفانه نظر اقای هاشمی رانسبت به نظر مقام معظم رهبری درست تریافتند (که البته این صحنه را اقای هاشمی به این نحو طراحی کردند).مگر اقا در حرم رضوی نفرمودند ویژگی های مثبت این دولت منهای ضعف های ان یا در مرقد امام فرمودند عده ای گمان نکنند که با امتیاز دادن به دشمن مشکلات حل خواهد شد ویا اینقدر توصیه کردند که کسی سرکاربیاید که دربرابر دشمنان مقاوم باشد وعزت کشوررا حفظ کند در صورتی که همه می دانند که اقای روحانی سابقه خوبی در این زمینه ندارد...حال با این وضع نباید انتظار داشت که کشور (حداقل) در جا بزند...ببخشید از پرگویی من.من الله توفیق
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله متوجه اصل مسئله هستید و برایتان روشن است که حقیقت انقلاب اسلامی گفتمان آن است و استکبار جهانی با گفتمان این انقلاب که رجوع به توحید است مشکل دارد ولی عنایت داشته باشید که استکبار جهانی محذورات و تنگناهایی دارد که در رویارویی با انقلاب اسلامی مجبور به موضع گیری هایی است تا معنای خود را در جهان سیاست از دست ندهد مثل همین که مجبور می شود بگوید به انتخاب مردم احترام می گذارد.قبول دارم ما هنوز ملتی نداریم که تمام ابعاد مقاومت را بشناسد و ما در شناساندن برکات ابعاد مقاومت به مردم‌مان کوتاهی کردیم وعمارهای حضرت امام خامنه ای عزیز در این مورد تبیین لازم را نکردند،ولی از این مردم خوب بیش از این انتظار نداشته باشید.مردم معتقدند می توانند در عین حفظ انقلاب و وفاداری به رهبری فعلاً از طریق آقای روحانی از تنگناهای موجود که عمدتاً استکبار جهانی ایجاد کرده بگذرند بدون آن که امتیازی به استکبار جهانی بدهند و فکر می کنم محاسبه مردم غلط نباشد،هرچند اگر بر مقاومت بیشتر تأکید میکردند بهره ای دیگر نصیب آن ها می‌شد و برکات زمین و آسمان به صورت غیر قابل تصور به سوی ملت ما سرازیر می گشت.شرایطی فراهم شده است تا عمارهای حضرت آقا کاری که باید انجام دهند در این چهار سال انجام دهند تا اصول‌گرایی از این همه سطحی‌نگری نجات یابد.بنده کتاب «جایگاه تاریخی حادثه ها» را به این امید نوشته ام چون معتقدم تا ما جایگاه تاریخی حادثه ها را نشناسیم بصیرت لازم جهت اقدامِ به هنگام پیدا نمی کنیم تا زود عمل کنیم و یا دیر.در آخر فرموده اید پرگویی کرده ای،پرگویی نکرده ای دُرّ و گوهر افشانده ای.موفق باشید.
10764
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: ما شاگردان شما همواره دعاگوی شما هستیم و از شما نیز می خواهیم ما را دعا فرمایید تا در راهی که نشانمان دادید ثابت قدم بمانیم. ان شا الله. در رابطه با حضرت رقیه علیها السلام علاوه بر تشکر از زحمت شما باید بگوییم من به پاسخ نرسیدم می خواستم بدانم حضرتعالی با توجه به مطالبی که خودتان فرمودید آیا در حضور حضرت رقیه در شام و جریان شهادت ایشان به یقین رسیده اید؟ که ما نیز با دلگرمی بر تحقیقات شما به راحتی بتوانیم به روضه حضرت رقیه گوش دهیم آن سخنانی که در نقد شهید مطهری گفته شد به شدت قابل نقد می باشد این که سخنرانی های ایشان را نقد یک طرفه و با مخاطب ناآشنا لحاظ کنیم به نظر بی انصافی است چطور است که وقتی مطالبی را با مردم بگوییم و از آنها اشک بگیرم یک طرفه نیست ولی وقتی اندیشمندی بر اساس تحقیقات خود به انحرافی پی می برد ولو به اشتباه و آن را با مخاطبان واقعی عاشورا در میان می گذارد مخاطب ناآشنا می شود. وقتی ما می بینییم ایشان با فداکاری و پذیرفتن همه تبعات آن سخنرانی ها را بر تحریفات عاشورا ایراد می کند ولی با این حال روز به روز بسیاری از مداحان ما و بعضی از روحانیون بر انحرافات عزاداری و روضه خوانی می افزایند چگونه این زحمت ایشان را با مخاطب ناآشنا و نقد یک طرفه نام می نهند مگر مطلب علمی و آکادمیک بوده که ایشان با توده ها در میان گذاشتند از طرفی اگر بپذیریم شهید مطهری بدون در نظر گرفتن احادیث و .. و فقط با نگاه به تاریخ به نقد پرداخته از ارزش علمی ایشان بسیار می کاهد هر چند ما بخواهیم با تذکر احترام برای ایشان وصله پینه بکنیم و .... با تشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در عین این‌که به تمامه خود را وام‌دار شهید مطهری«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌دانم، وقتی کتاب علامه سید جعفر عاملی را خواندم احساس کردم در این مورد سخن علامه سید جعفر عاملی قابل توجه است. مضافاً این‌که معتقدم روح مردم اجازه نمی‌دهد جریانی مثل حضرت رقیه«سلام‌اللّه‌علیها» در قرن هفتم به آن‌ها تحمیل شود و آن‌ها آن را ادامه دهند. موفق باشید
4464
متن پرسش
سلام استاد 1. منظور عالم همان راهی است که از وحدت به کثرت می رسیم وبعد این که عالم مفهوم نیست که تعریف شود رسیدنی ورفتنی است تا گفتنی درست است؟(کتابتون رو هم خواندم) 2.عالم خود راگم کرده ایم وبا توجه به گفتنتون که مگر می شود کسی نصیحت کند و عالم نداشته باشد حالا ما در بحث زکات علم چیکارباید کنیم؟یا قو انفسکم دیگران به من ربطی ندارند؟ 3.در مورد جریان شناسی فکری وفرهنگی وسیاسی انقلاب چه پیشنهاد می کنید؟ در قسمتی از سوالات گفتیند جزوه انقلاب اسلامی اما من ندیدم؟ 4.یک دانشجو چقدر نیاز است خودش را در گیر فیلم وسینما و تلویزیون کند؟ مثل این که گفتین درباره فیلم رسوایی بیاد بیرون اما من بازیگر زن این فیلم پوستری که دیدم و... وبحث سر جزئیات ومثال نیست چون ویژگی که فیلم دارد جنس مخالف و...؟ 5..در دانشگاه مشکلات سر جزئیات است موسیقی معذل دانشجو و... است واز اصل دور مانده چه باید کرد مثال آیا مشکل ما دو تا تار بیرون آمده است؟ 6..اباهه گری را چه طور حل کنیم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید از یک جایی شروع کنید و آرام‌آرام خودتان در موضوعات معرفتی صاحب‌نظر شوید. پیشنهاد بنده همان سیر مطالعاتی روی سایت است. و در مورد جریان‌شناسی جزوه‌ای روی سایت هست تحت عنوان «جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و جریانات سیاسی در آینده» إن‌شاءالله مفید است. در مورد فیلم من صاحب‌نظر نیستم همچنان که در مورد موسیقی نمی‌توانم نظر بدهم هرچند می‌دانم موسیقی مفید هم هست ولی در دنیای بنده جایی ندارد. موفق باشید
6479
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی میخواستم بدانم اگر کسی قرار باشد برای اولین بار به کربلا سفر کند باتوجه به عظمت این سرزمین چطور می تواند قبل از حضور آمادگی روحی لازم را کسب کند تا بتواند از این موهبت به طور کامل استفاده کند؟ (بنده دنبال اطلاعات نیستم بلکه می خواهم از نظر روحی کملا آماده شوم)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قسمت آداب زیارت در مفاتیح از یک جهت، و به قسمت آداب زیارت امام حسین«علیه‌السلام» از جهت دیگر رجوع فرمایید. در آن‌جا می‌خوانید که در ضمن باید سه روز قبل از سفر روزه بگیرید. موفق باشید
5062
متن پرسش
با عرض سلام بنده به طور اتفاقی با سایت شما آشنا شدم میخواستم بدونم علاقه مند شدن به کسی چقدر مانع دینداری میشود؟ با توجه به اینکه امری غیر ارادی است ذهنم را بسیار مشغول کرده و با توجه به جنسیتم نمیتوانم درخواست ازدواج کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که متن آن در سایت هست در مورد نوع دوستی‌ها که بعضاً دوستی‌های وَهمی است عرایضی داشته‌ام به آن کتاب رجوع فرمایید. إن‌شاءالله جواب خود را می‌گیرید. موفق باشید
نمایش چاپی