باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث مفصل میخواهد که جایش کلاس و درس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه از ظاهر آیه به راحتی بر میاید که میفرماید: باید آن کسی که نکاحی برای خود نیافت، عفت به خرج دهد و خود را گرفتار شهوترانیِ حرام نکند تا خداوند او را از فضل خود به نحوی برخوردار کند. حال یا نکاحی برای او پیش میآورد و یا ذهن او را نسبت به این موضوع، منصرف مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وحدت وجود به معنای آنکه هرچیزی خدا باشد هیچکس قبول ندارد و وحدت وجود به آن معنا که تماما حق در صحنه است و مخلوقات همه مظاهر حق اند چیزی است که عرفا و از جمله امام به آن معتقدند 2- بنده به هیچ وجه مخالفت کلی با موسیقی ندارم. عرض بنده آن است که حوزه ی موسیقی در حد تحریک خیال است و اگر کسی بخواهد به معانی و حقایق بالاتری دست یابد از ظریق موسیقی نمی تواند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از یک قطره اشک در این موارد، یک اشک از جنس عاطفهی صرف نیست، بلکه بحث جهتگیری و هویتآفرینی است. آری! اگر جهتگیری انسان در راستایِ حرکت امام حسین«علیهالسلام» و مقابله با جبههی یزید شد؛ دیگر این انسان، انسانِ دیگری است که با گناهان خود به طور اساسی یگانه نیست. و از این زاویه در نسبتی که حضرت سیدالشهداء«صلواتاللّهعلیه» با او برقرار میکند، اشک او جاری میشود تا در راهِ گشودهی مولایمان که از یک طرف، عهدِ با خدا است و از طرف دیگر، تقابل با ظلم و جور است، قدم گذارد. آیا در سالهای اخیر رزمندگانی را نیافتید که به قول خودشان، سراسر گناه بودند و آنها را امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» یعنی راهِ گشودهی حسین«علیهالسلام» در این تاریخ نجات داد؟ آری! برادر: حکایت اشک برای حسین«علیهالسلام» حکایتِ یک تاریخ معنا و بصیرت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر ساده است که انسان از لذّت گناه دل بکند؟! عظمت کار به قدری بزرگ است که خداوند به انسانِ توّاب محبت خود را ارزانی میدارد. مسلّم، گناهنکردن آسانتر از توبهکردن است ولی وقتی توبه واقع شد، توفیق بزرگی نصیب انسان شده است و عملاً تولد دیگری پیش آمده است و عالَم، عالَم دیگری است برای انسانِ توّاب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهادهای خوبی است ولی شرایط و امکانات ما چندان نیست. إنشاءاللّه آرامآرام تاریخِ تحقق این نوع پیشنهادها توسط دوستان فراهم میشود. حقیقتاً اگر رفقا سؤالهای دمِ دستی خود را مطرح نکنند، ما در جوابدادن به سؤالهای جدّی رفقا فرصت بیشتری به خرج میدهیم. در مورد طلاب، مشکل موقعیت تاریخی خاصی است که آن عزیزان در آن قرار دارند و لازم است با تأمّل بیشتر این نوع موقعیت تبیین شود وگرنه اگر دانشجویان عزیز هم مباحثی آنچنان را به طور مشخص مطرح بفرمایند، بنده در حدّ توان خود در خدمت آن عزیزان هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید ابتدا باید افقی مناسب حیات معنوی و الهی که مربوط به این زمان است را، مدّ نظر قرار داد و در متن چنین افقی بقیهی امور و معارف لازمه جای خود را پیدا میکند به همان معنایی که در کتاب «سلوک...» نسبت به جایگاه تاریخی حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» موضوع مطرح شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام و ملاصدرا میفرمایند «با توجه به اینکه خداوند عین کمال است پس وقتی رحمت خود را از انسان بگیرد عملا به او غضب کردهاست و یا وقتی نور هدایت را از انسان بگیرد عملا او در گمراهی خواهد بود ولی این نوع گمراه کردن خدا، ابتدایی نیست بلکه به تبع عصیان انسان است که خداوند هدایت را از او سلب میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک کار لازمی است که جناب ابن قولویه انجام داد که پا به پای امام، نحوهی زیارت ائمه را همراه با برکات زیارت آن ذوات مقدس برای ما گزارش کرد. میماند که ما از آن درست استفاده کنیم و هرگز نباید تصور کنیم این کار موجب میشود تا ما از بقیهی روایات ائمه محروم شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دیویدیِ عقاید بحثی در رابطه با «عدل الهی» و «قضا و قدر» شده است. بحث «جبر و اختیار» هم کمک میکند. از کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری غافل نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسهی 16 کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» جایگاه مباحثی مثل معرفت النفس و غربشناسی و مباحث مهدویت روشن شده. در هرحال ابتدا اگر با معرفت نفس در کتاب «ده نکته» همراه با شرح صوت آن و سپس «برهان صدیقین» و بعداً با «معاد» کار را جلو ببرید، إنشاءاللّه به نتیجهی لازم خواهید رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای حضرت خضر (ع) همان دعای کمیل عزیز جان ما و شما است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما به قرآن و روایات و روح تاریخی که قرآن متذکر آن حوادث است بیشتر اعتماد میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی در تفسیر موضوعی خود در جلد پنجم بحمداللّه به صورتی جامع موضوع فطرت را و به تبع آن بحث عالم «ذر» را دنبال کردهاند، همچنین در تفسیر آیهی 173 سورهی اعراف مطالب ارزشمندی فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته بیشتر مربوط به زمان مرحوم قاضی است و با ظهور انقلاب اسلامی و تحققِ تاریخی دیگر، شرایط طوری شده که حضرت آیت اللّه بهجت، موضوعِ «علمِ تو استاد توست» را به میان آوردند که بحث آن در جزوهی «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )» در قسمت نوشتاری سایت هست. موفق باشید
لینک جزوهی «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )»
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت است؛ شده، عیناً خدمتتان ارسال میدارم:
قرآن جهت امر ولايت جامعه در آيه ى 55 سوره ى مائده مى فرمايد: «انَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ امَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوة وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ و هُمْ راكِعُون» تنها و تنها ولى شما خدا و رسول او و آنهايى هستند كه ايمان آورده و نماز برپا مى دارند و در حالى كه در ركوع هستند، زكات مى دهند. اولًا: شيعه و سنى معترفند كه مصداق آيه حضرت على (ع) است. (حضرت آيت الله حسينى طهرانى در درسهاى 72 تا 75 كتاب «امام شناسى» جلد 5 به طور مفصل راجع به اين آيه بحث كرده اند). ثانياً: چنين كارى در اسلام، سنتى خاص نبوده كه فرد ديگر هم انجام داده باشد، و مستحب هم نيست. ثالثاً: كلمه ى «انَّما» حصر است، يعنى «فقط». پس معنى آيه چنين مى شود كه در همان راستاى ولايت خاص خداوند و رسول الله (ص)، آن فردى هم كه در ركوع زكات داد، «ولى» مسلمين است و فقط همين ها ولى مسلمين اند.
سؤال: آيا نبايد اميرالمؤمنين (ع) محو حق بودند و توجهى به سائل نمى كردند؟ و يا لااقل اگر خدا مى خواست ولايت ايشان را به مردم اطلاع دهد، در رابطه با آن وقتى كه تير را از پايشان درآوردند و ايشان متوجه نشدند، اين كار را مى كرد؟
جواب: اين مقام كه در عين حضور قلب با حق، هيچ چيز از ايشان پنهان نيست، فوق مقامى است كه فقط ناظر به حق است. اين مقام «صَحْو» يا بقاء بالله و هوشيارى بعد از «مَحْو» است. يعنى آنچنان غرق حق اند كه با چشم حق ناظر بر خلق اند، و لذا اين مقام بالاتر از مقام «محو» يا فناء فى الله است. اين مقام بقاء بعد از فنا است كه در روايات ما تحت عنوان قرب نوافل مشهور است كه خداوند مى فرمايد وقتى بنده ى من از طريق نوافل به من نزديك شد من چشم او مى شوم و از طريق من مى بيند و من گوش او مى شوم و از طريق من مى شنود.[1] و حضرت در اين مقام قرار داشتند.
سؤال: چرا خداوند در آيه ى مورد بحث فرمود: «الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوة» يعنى به صيغه ى جمع آورد. اگر منظور فقط اميرالمؤمنين (ع) بود بايد به صيغه ى «مفرد» مى آورد؟
جواب: اين روش را خداوند در جاهاى ديگر كه مشخصاً مصداق آن يك فرد بوده نيز به كار برده است. مثل آيه ى مباهله كه صيغه را جمع آورد ولى پيامبر (ص) يك مصداق بيشتر براى آن نياوردند، يعنى به جاى انْفُسَكُمْ كه در آيه آمده و مى فرمايد: جانهايتان را جهت مباهله با مسيحيان نجران بياوريد، رسول خدا (ص)، فقط على (ع) را آوردند. و يا در آيه ى 8 سوره ى منافقون كه مى فرمايد: «يَقُولون لَئِنْ رَجَعْنا الَي الْمَدينةِ لَيُخْرِجَنَّ الْاعَزُّ مِنها الْاذَل» مى گويند چون به مدينه برگشتيم آن كس كه عزيز بود را خوار مى كنيم. در حالى كه گوينده ى اين سخن فقط عبدالله بنابَى بوده ولى قرآن فعل را به صورت جمع به كار مى برد.
زمخشرى از علماء اهل سنت در تفسير كشاف اين نوع سخن گفتن را صحيح دانسته و آيه ى مورد بحث را در شأن على (ع) مى داند. و فقهاى اهل سنت نيز حركت جزئى در نماز را جايز مى دانند و استناد مى كنند به حركت على (ع) در نماز در دادن انگشتر به سائل. موفق باشید
[1] ( 1)- به مصباح الشريعه، ص 11. فتوحات( 14 جلدى) جلد 3، ص 262 رجوع شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد کمی حوصله کنید. آن بزرگانی که در تاریخ ماندند آنقدر پاکی و صفا و صداقت از خود نشان دادند که مردم دلدادهی آنها شدند و به مدعیان غیر صادق پشت کردند. مطمئن باشید اگر کسی در این تاریخ وظیفهی خود را انجام ندهد چیزی نمیگذرد که مردم به آنها پشت میکنند و پس از چندی هیچ نامی از آنها در میان نیست. موفق باشید
