بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این آیه از قرآن که می فرماید خدا از چشم هایی که به خیانت گردش می کند مطلع است چه تفسیری دارد؟ آیا منظور یک کنایه است و به چیز دیگری اشاره دارد یا همین معنی ظاهری مدنظر است و اگر معنی ظاهری مدنظر است چه نگاه هایی خیانت محسوب می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در آیه‌ی 19 سوره‌ی غافر می‌فرماید: «او دانای به چشم‌های خیانت‌پیشه و دانای به همه‌ی آن چیزی است که در سینه‌ها هست». آیه متذکر می‌شود که تا چه اندازه خداوند در عالم حاضر است. موفق باشید
9669
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب و خدا قوت: استاد بزرگوار این حدیث منو ناراحت میکنه چون دوست دارم مومن باشم ولی دوست ندارم بلا و گرفتاری در زندگی داشته باشم با این حدیث غمی و ترسی تو دلم میاد. نمیدونم عمق حدیث را نمیفهمم یا.... امام کاظم (علیه ‏السلام): المُؤمِنُ مِثْلُ کَفَّتَی الْمِیزانِ؛ کُلَّما زِیدَ فی إیمانِهِ زِیدَ فی بَلائِهِ. مؤمن همانند دو کفۀ ترازو است؛ هر چه بر ایمانش افزوده شود، بلا و گرفتاری‌اش نیز فزونی گیرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زنده باد بلایی که در ازاء ایمان به ما برسد تا ایمان ما بیشتر بدرخشد. راستی اگر بلاهایی نبود که حضرت علی«علیه‌السلام» آزمودند، کجا آن حضرت این اندازه می‌درخشیدند. نگران نباشید، اول شما را می‌آزمایند اگر آمادگی لازم را داشتید آن‌وقت در بلاها و آزمون‌ها قرارتان می‌دهند. آن‌وقت خواهید گفت: «در بلا هم می‌چَشم الطاف او .... مات اویم، مات اویم، مات او». موفق باشید
9114
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده 25 ساله پایه اولم، می خواهم کار فرهنگی کنم ولی خودم دارای محاسن اخلاقی نیستم و خودم می فهمم و همچنین خانواده، البته مردم بیرون مشکلات من را نمی دانند البته در خانه هم مشکل زیاد خرابی ندارم و مشکلم اینکه خنده رو نیستم و اکثرا پکرم بخاطر مسائلی. حال آیا صحیح است که مثلا وقتی جزء خوانی قرآن می کنیم توضیحاتی درباره آیات قرآن بدهم یا مثلا احکام بگم قبل از اذان و غیره؟ نکته دیگر اینکه قوه وهمیه من خیلی قوی است و نمی گذارد اخلاص داشته باشم حتی مثلا یک صفحه قرآن که بعد از نماز در مسجد بلند می خوانم این قوه این قدر افکار به ذهنم میاره که دیگه قرآنی که می خوانم نمی فهمم و کم می فهمم مثلا فکر میاد که خیلی دارم قشنگ می خوانم فکر می آید که ماشاءالله تجوید را رعایت می کنم. الآن مردم پیش خودشون دارند مرا تحسین می کنند و ...و... با این شرایط چکار کنم (با توجه به کم صلاحیتیم و قوه واهمه ام؟) ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر توحید آرام‌آرام نظر به غیر خدا جای خود را به نظر به خداوند می‌دهد. سعی کنید نیت خود را در عمل خالص کنید حالا در بین راه نفس امّاره خودنمایی می‌کند. کار را ترک نکنید به نفس امّاره بی‌اعتنایی کنید. موفق باشید
8194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد . بنده که شارح صاحب نفس بر مثنوی پیدا نکردم .چون به قول یکی از بزرگان بعضی از قسمت های مثنوی بدون سیر و سلوک و عرفان تفسیر نمیشود . و از جایی هم که سلوک بدون ولایت میسور نیست پس باید دنبال یک فرد ولائی گشت . با این حال چنین شارحی بر ابیات خواجه ی شیراز حافظ چی ؟ پیدا میشود یا خیر ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: برای شرح ابیات خواجه‌ی شیراز، ره‌رفته‌ای می‌باید چون علامه طباطبایی. موفق باشید
7634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام منظور از اینکه جسم حضرت عیسی بالا برده شد،این است که شدت وجودی پیدا کرد؟اینکه الآن در آسمان چهارم هستند به مرتبه معنوی ایشان اشاره دارد؟در مورد حضرت ادریس هم در سوره مریم آمده"رفعناه مکانا علیا"این تعبیر با تعبیر"رافعک الی"در سوره آل عمرا ن راجع به حضرت عیسی آمده چه تفاوتی دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در رابطه با هر دوی این دو پیامبر خدا بحث در آن است که آن‌ها با جسمی لطیف‌تر از جسمی که در عالم ماده هست در عالمی بالاتر از عالم ماده به‌سر می‌برند و جنبه‌ی روحانی آن‌ها بر جنبه‌ی مادی آن‌ها غلبه دارد. در مورد حضرت ادریس داریم که ده سال هیچ غذایی نخوردند. تعبیری که برای حضرت عیسی به‌کار رفته است نشان از قرب خاصی دارد که مخصوص خود حضرت است ولی در مورد حضرت ادریس تعبیر «مکان برتر» شده است که حکایت از جایگاهی است که آن جایگاه برتر می‌باشد، در حالی‌که برای حضرت عیسی«الیَّ» به‌کار رفته که بدون قید مکان قرب به سوی حق را حکایت می‌کند. واللّه اعلم. موفق باشید
6650
متن پرسش
سلام.حضرت استاد اینکه گفته می شود خداوند اشیا را وجود داده وچیستی آنها بستگی به ظرفیتشان هست به چه معناست ؟مگرقبل از آن که شی ای ایجاد شود وجامه وجود بپوشد اصلا بوده که استعداد وظرف داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید در مباحث عین ثابته در کتاب‌های عرفا دنبال بفرمایید. عرایضی هم که در جواب‌ها در رابطه با عین ثابته داده‌ام نیز شاید کمک کند. موفق باشید
6454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد ارجمند - با توجه به علقه ای که بین روح و جسم حتی پس از مرگ وجود دارد و روح حالات جسم را درک می کند آیا اهدا اعضا افرادی که مرگ مغزی شد ه اند، به روح آنان فشار وار نمی کند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرایضی در این مورد داشته‌ام. بنده با نظر شما موافقم. موفق باشید
5145
متن پرسش
سلام استاد میخواستم بدانم وارد معامله بورس شدن اشکالی دارد؟لطفا نگویید از مرجع تقلیدت بپرس چرا که من از زاویه دیگری میخواهم نظر شما را بدانم و نه صرف حکم فقهی؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم روح ما را مشغول بالا و پایین‌رفتن سهاممان می‌کند به جای آن‌که ما باید مشغول بالا و پایین‌رفتن اخلاق‌مان شویم تا اگر بالا رفتیم شکر کنیم و اگر پایین آمدیم استغفار کنیم. موفق باشید
3235
متن پرسش
با سلام و احترام استاد طاهرزاده بسیار زیاد تمایل دارم در راه خدا و اسلام گام بر دارم.باالتبع گام هایی هم برداشته ام اما هنوز دلم آرام و قرار ندارد،نمی دانم رسالتم را باید چگونه شروع کنم،از کجا آغاز کنم...استاد راهنمایی بفرمائید که در این مسیر پر از محبت چه قدم های شایسته ای بر دارم که خداوند متعال از ما خوشنود و ما را با شهادت در آغوش خود جای دهد.ان شاء الله ومن الله التوفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بعد از رسیدن به اعتقاد صحیح و اخلاق فاضله و رعایت حرام و حلال الهی همه‌ی حرکات و سکناتتان به دستور رهبر معظم باشد که امروز راه مستقیم همین راه است و بس. موفق باشید
17744
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد بنده دارای کارشناسی رشته حقوق قضایی هستم و به این امید دارم این رشته را إن شاءالله ادامه میدم که به فضل الهی یک تحولی عظیم در «نظام حقوقی و قضایی» در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی ایجاد نمایم البته چنین بینشی که این حقیردارم تاسی از بیانات جنابعالی می باشد که مکررا فرمودید که مسائل و معضلات کشور ما با بخش نامه و چند قانون تصحیح نمی شود بلکه باید زیر ساخت ها را از نو تعریف نمود! و ازطرفی هم این حقیر در حال مطالعه جهت شرکت در آزمون کارشناسی ارشد می باشم و علی رغم این که با انگیزه هایی همچون کسب روزی حلال و غیره درس می خوانم و تلاش می کنم، شدیدا احتیاج دارم به انگیزه ی متعالی تر از این انگیزه ها و غرض از این مکاتبه این است که بنده را کمک کنید تا إن شاءالله تعالی با نظر به «نظام سازی» درس بخوانم لذا چندین سئوال از محضر مبارک دارم. 1. آیا «نظام حقوقی و قضا» ی کشور ما نیاز به اصلاح دارد؟ 2. در جاهایی از نظام حقوقی و قضایی ما وجود روش ها و نهادهایی به چشم می خورد که الهام از نظریات حقوق دانان فرانسوی است و از نظر عقلی و تجربی ثابت شده که این شیوه راهگشا و کارساز هست و البته به نفع جامعه آیا باز بایدحقوق دانان کشور ما با نقد این شیوه های بیگانه، نظرات اسلامی را جایگزین آن ها کرد؟ 3. استاد عزیز آیا قوانین ما اعم از قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی که عمدتا مقتبس از فقه ما هست نیاز به اصلاحات اساسی دارد؟ 4. یکی از منابع آزمونی ما متون فقه هست البته ابوابی خاص مانند دیات، قصاص، جهاد، قضاوت، متاجر،... حال بفرمایید این ابواب را با چه رویکردی مطالعه کنم تا به آن هدف عالیه نظام که تحقق تمدن اسلامی است نائل شد؟ استاد عزیز نمی دانم با این سئوالات متوجه گشتید که بنده دنبال چه پاسخ یا به عبارتی بهتر دستورالعملی از جنابتان هستم ولی به طور کلی بنده از شما میخوام که به طور مشخص بفرمایید که در نظام حقوقی و قضایی ما چه تغییراتی و اصلاحاتی باید صورت بگیرد که متناسب تمدن نوین اسلامی باشد و کار اصلی این بنده را با توجه به این که در این رشته تحصیل می کنم را تشرح نمایید؟ ببخشید مزاحم شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نظام حقوقی ما نیاز به اصلاح دارد ولی به روش حکیمانه و با فرایندی زمان‌بر. و این‌که باید در روش از همه‌ی دنیا استفاده کرد، در عینِ رجوع به مبانی فقهی. و حتماً باید مباحث قانون مجازات اسلامی پس از یک مدتی با توجه به شرایط پیش‌آمده بازخوانی شود. آن‌چه در جهت‌گیریِ کلی به جنابعالی پیشنهاد می‌شود، تلاشی است در راستایِ درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی و در این رویکرد است که هرکس آن نوع احساس مسئولانه‌ی تعالی‌بخش را به‌دست می‌آورد. در این رابطه معتقدم شرح صوتی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» می‌تواند متذکر امر باشد. موفق باشید

17024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد من مطلبی رو خوندم که به نظرم نویسنده در موضوع اسماءفعلیه و صفاتیه و ذاتیه خدا دچار اشتباه شده. خواستم اگه امکان داره متن رو بخونید و بفرمایید که من درست برداشت کردم یا خیر و دچار اشتباه شده ام و نویسنده درست فرموده. ممنون. متن مطلب: ذات اقدس حضرت حق غیب مطلق بوده و دور از دسترس مخلوق است و کسی در آن مقام راه ندارد، صفات ذات که عین ذات هستند پس آنها هم دور از دسترس می باشند. از این مرحله به بعد قابل سوال است حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام مظهر صفات فعلیه الهی هستند؟ مثلا چنانچه حضرت ابراهیم علیه السلام از قدرت خالقیت برخوردارند و خدای متعال به ابراهیم خلیل قدرت خلق مرحمت فرمودند. این قدرت در انسان کامل و بنده برگزیده حق حضرت علی علیه السلام نیز هست؟ (سوره بقره آیه 260 داستان 4 پرنده آمده است) اعطای همین قدرت به حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام نیز داده شده در قرآن کریم آمده است «انّی اخلق لکم من الطین کهینه الطیر فیکون طیر باذن الله - آل عمران 49». خداوند به حضرت عیسی علیه السلام علم غیب نیز عطا فرموده بود. «و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم - همان سوره همان آیه». و همچنین خداوند متعال به حضرت عیسی قدرت شفا بخشیدن و قدرت زنده کردن مردگان را عطا فرموده «و ابری الاکمه و الابرص و احی الموتی باذن الله - همان سوره همان آیه». این همان همه مظهریت بنده است نسبت به صفات الهی و این معنای خلیفه الله است و اینگونه مرتبتی در امیر المومنین علیه السلام بنحو کامل و تمام وجود دارد و خداوند متعال به ایشان همه آنچه به انبیا گذشته مرحمت کرده عطا کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن‌که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب ارزشمند «مصباح الهدایه» می‌فرمایند: از آن‌جایی که مقام ولایت در اسلام از نظر مقام و رتبه، همان مقام صاحب اسلام یعنی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» است به‌جز داشتنِ نبوت، و از آن‌جایی که خاتم الرسل جامع همه‌ی مقامات انبیاء گذشته هستند؛ صاحبان ولایت یعنی ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» همه‌ی آن مقامات را نیز دارا می‌باشند. البته این موارد باید به طور تفصیلی مورد بحث قرار بگیرد تا بین مقام حقیقت نوری آن‌ها با مقام نفس ناطقه خلط نگردد. عرایضی در این مورد در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. موفق باشید

13181
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از پاسخگویی حضرتعالی که کلیت پاسخ خود را درباره عقل دریافت نمودم. ولی این هنوز برایم هست که 1. ما کارهای روزمره خود را با همین عقل انجام می دهیم؟ و این که می گویند عقل معاش منظور همین عقل است؟ ۲. هوش و حافظه چیزی جدای از عقل هستند یا مرتبه ای از عقل هستند؟ با تشکر و پاسخگویی حضرتعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مستحضرید نفس ناطقه‌ی انسان ابعاد مختلفی دارد یک بُعد آن قلب است و اُنس با حقایق، و یک بعد آن عقل است با وجوه مختلف. از وَجه قدسی عقل بگیر و فهم حقایق تا وجه مادون آن که همان عقل معاش است. یکی از ابعاد نفس ناطقه هوش و حافظه است که ربطی به عقل ندارد ولی یکی از ابعاد نفس ناطقه است. به همین جهت هستند کسانی‌که از نظر هوش و حافظه قوی نیستند، ولی عقل خوبی دارند. موفق باشید

12704
متن پرسش
سلام: در معراج السعادة آمده است كه عزلت يا مخالطه با مردم به فراخور حال افراد است، براي برخي مخالطه با مردم بهتر است و براي برخي عزلت نشيني، و برداشت من از كتاب اين بود كه عزلت نشيني در مقام بالاتري است. چطور تشخيص دهم كه براي بنده عزلت بهتر است يا مخالطه با مردم و ورود به اجتماع؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری در شرایطی که محیط نامساعد باشد و یا ضرورتی برای مخالطه با مردم نباشد، انزوا ترجیح دارد ولی از وظیفه‌ی خودمان در خدمت‌گذاری به مردم نباید غفلت کنیم. موفق باشید

11123
متن پرسش
سلام: بنده به شدت آدم خودستا و خودبزرگ بینی هستم، نمی دانم برای ترک این رذیله باید اول چکار کنم؟ آیا می شود راهنمایی ام کنید و به صورت جزئی یا هر جور خودتان صلاح می دانید بفرمایید چه کارهایی را پله پله باید انجام بدهم. خدا به شما توفیق بدهد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف باید متوجه باشید که اگر کمالاتی در شما هست توفیقی است از طرف خداوند و از طرف دیگر سعی کنید کمالات بقیه‌ی انسان‌ها از چشم شما پنهان نماند که این بسیار مهم است. موفق باشید
10871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر. عذرخواهی می کنم مزاحمتان شدم. از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) مزاحم میشم. جسارتا از شما تقاضا داشتم جهت سخنرانی در برنامه ای قبول زحمت بفرمایید و تشریفات بیاورید دانشگاه. خواستم ببینم امکانش هست و اینکه از چه طریقی می توانم پیگیری کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه شرایطم طوری نیست که بتوانم خدمتتان باشم. موفق باشید
10730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اکنون که می نویسم بسیار ناراحتم. برای غضب و غیبت کردنم. چقدر خدا ببخشد و من تکرار کنم.؟ سنم به 40 رسیده اما هنوز قضاوت مردم برایم مهم است، دیگه روی توبه ندارم. چون میدونم تکرار میشه. برای برزخم نگرانم. استاد چگونه میشه همه اینها بخشیده بشه اونهم در این سن؟ میدونم ناامیدی از درگاه رب گناهست و صد بار اگه توبه شکستی بازآ... اما بحدی ناراحتم که... استاد چطور میشه که توبه بشه و همه اینا از صفحه اعمالم پاک بشه؟! حق الناسه... چه غیبت چه خشمی که دیگران را ناراحت کنه!! من از پاک نشدن اونا می هراسم. امید دارم که حالم روبفهمید. سوالم حیاتیه. از طرفی به شدت غبطه و حسرت بچه مذهبی هایی که با سن پایین این همه تذهیب نفس دارن می خورم. منم همیشه علیقم به سمت مذهب و اخلاق بوده اما الان مجالس و مساجد خیلی فعالترن. و در سن من به این شکل نبوده. الان به من بگید من که دایم مرگم رو پیش رو می بینم و نمی تونم غالب شم برنفس چکنم؟ گاهی میشه ولی اذیتهای اطرافیان که دوباره پیش میاد منم کنترلم رو از دست میدم. شاید امتحان من در این دنیا همین عصبانیت ها و مردمی که آزارم میدن باشه (من رو چه به شهادت و کارای بزرگتر) چطوری این امتحان رو خوب بدم و چطوری میشه که این گناهان تو برزخ سراغم نیاد و خدا هم چشم پوشی کنه؟ یعنی میشه؟ این همه سال کنترل غضب و غیبت رو نداشته بشم و آثارش با توبه از بین بره؟؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما همه موظف هستیم فضای زندگی خود را طوری شکل دهیم که شرایط ارتکاب گناه پیش نیاید، در این حال به مرور از شخصیت قبلی خود فاصله می‌گیرید. موفق باشید
9937
متن پرسش
سلام استاد: حضرت آقا: «وظیفه امر به معروف لسانی بر همه واجب است.» حالا سوالی داشتم: ما در جامعه دقیقا چه کار می توانیم بکنیم؟ (البته اگر نخواهیم فقط ذهنی نباشد) به هر کی می گویم می گه که کار فرهنگی و.... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جایی که امکان امر به معروف زبانی هست و طوری می‌توان ارتباط برقرار کرد که طرف مقابل آن تذکر را حمل بر صمیمیت نماید، نباید کوتاهی کرد. موفق باشید
9850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در یکی از جلسات از حضرت علی (ع) نقل کردید (یا شاید پیامبر(ص)) در مقابله با شخصی که به ایشان فحش داده بود فرمودند جواب فحش یا فحش است یا عفو که حضرت علی (ع) عفو فرموده بود. این مسئله برای من قابل فهم نیست که جواب فحش می تواند فحش باشد. یک شخص خیلی مذهبی نه مثلا به عنوان یک فرد مسلمان و با ایمان عادی چطور می تواند در قبال برخی از فحش ها که حتی انسان از فکر کردن به آن حیا می کند بر زبان جاری کند؟ حالا فحش بد هم نه، چطور خداوند اجازه داده بر زبان فرد مسلمان کلماتی که به عنوان توهین به طرف مقابل تلقی می شد جاری شود؟ لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم منظور حضرت آن نیست که با همان کلمات جواب او را بدهند، بلکه به جای عفو نهایتاً می‌توان گفت این حرف‌ها مربوط به خودت باید باشد و نه مربوط به من. موفق باشید
8460

برکات تمرکزبازدید:

متن پرسش
با سلام.استاد بابت پاسخ سئوال برکات تمرکز از شما ممنونم.از آنجا که شما همیشه قاعده را میگویید بنابراین نتیجه گیری کردم که مشگلات جسمی حتی میتواند برای مثال موضوع نازله ای مانند ریزش مو باشد...با مطالعاتی که از آثار شما و دیگران داشته ام به این نتیجه رسیده ام که کارهایی مانند تلاوت قرآن کریم ,نماز اول وقت, آرام بودن, تفکر و تدبر درمورد نفس و مرگ, ورزش, چشم پاک, روزه, دوری از پرخوری, دوری از موسیقی, علم آموزی, صدقه, استفاده از مواد غذایی طبیعی, یاد پروردگار و ذکر, دوری از پرحرفی و غیره باعث این تمرکز میشود.حال میخواستم اگر موارد دیگری یا پر اهمیت دیگری است طوری که به قد و قواره ما جوانان بخورد و ما به کار ببریم بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همه‌ی این موارد که فرمودید خوب است در صورتی که رویکرد اصلی نظر به آن حقیقت یگانه یعنی حضرت حق باشد تا تمرکزتان پایدار بماند و رشد کند. موفق باشید
7277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام چه ارتباطی بین اصحاب کهف و کربلا وجود دارد که سر مقدس امام حسین آیه 9 سوره مبارک کهف را تلاوت کردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت که اصحاب کهف در عین آن‌که همه مردم فکر کردند کارشان تمام شد پس از سیصد و اندی سال بیدار شدند و نگاه‌ها را متوجه حقیقت توحید کردند که چگونه حاکمیت کفر مضمحل شد و حق ظهور کرد. حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» خواستند نگاه‌ها را به نتایج آینده‌ی نهضت خود بیندازند و حقیقتاً هم همان‌طور شد. موفق باشید
7117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد تفسیر سوره ق و سوره واقعه را در سایت قرار دهید تا امکان استفاده برای همه فراهم باشد. موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
6121
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد، می‌خواستم بدونم که علت بالا پایین شدن روحیه توکل انسان چیه؟ چه چیز میتونه باعث بشه که شب هنگام یا یه مدت انسان روحیه خیلی‌ خوب توکل و توحیدی داشته باشه، اما صبح وقتی‌ از خواب پا می‌شه این روحیه از بین بره و انسان دچار نکند‌ها بشه. چکار باید کرد که این روحیه دائمی بشه؟ ارادتمند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در قرآن می‌فرماید: «اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ» یعنی وسعت و تنگی رزق مادی و معنوی شما در دست حضرت حق است و در دل همین قبض و بسط‌ها است که سالک به نور توحید نزدیک می‌شود. وظیفه‌ی ما است در هر حال وظیفه‌ی خود را انجام دهیم تا در هر قبض و بسطی با چهره‌ای از اسماء نورانی حضرت حق روبه‌رو گردیم و در نهایت بگوییم: «به هر شکلی که خواهی جامه می‌پوش.... که من آن قد رعنا می‌شناسم». موفق باشید
5041
متن پرسش
سلام. بحث سوره ی انعام فیلتر شده وامکان استفاده نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:ازطریق فایل های صوتی،منوی اصلی ویااز طریق باکس فایل های صوتی درصفحه اصلی قابل دسترسی است.
4787
متن پرسش
باسمه تعالی- سلام علیکم، با آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون برای حضرتعالی در ترویج معارف دینی ، چندی پیش انتقادی در مورد کاربرد عبارت "اصولگرایان حزبی" مطرح کردم و چون حضرتعالی آنرا پذیرفتید فهمیدم که به خطا نرفته ام. اما بعد از آن مشاهده کردم که به جای آن از عبارت "اصولگرایان سیاسی" استفاده می فرمایید که به نظر می رسد انتقاد شدیدتری به آن وارد باشد. به خصوص وقتی در پاسخ شماره4729 فرموده اید ". . . خطر اصولگرایی سیاسی به عنوان یکی از عواملی که انقلاب را گرفتار بن بست می کند. . ." بر آن شدم تا ابهام و ایرادم را مطرح کنم. تعجب حقیر از این است که مگر ما اصولگرایی غیر سیاسی هم داریم؟ اگر منظور از اصولگرایی گرایش یا اعتقاد به اصولی است که ریشه در منابع فقهی و دینی دارد، حتما از فروع آن اقتصاد ، فرهنگ، سیاست و حقوق و . . . است، به نحوی که جدا کردن آن ها و به طریق اولی در تقابل دانستن آن ها امکان ناپذیر است. اتفاقا علت اصلی کاربرد عبارت "اصولگرایی" این است که حتی الامکان از تفرق مسلمانان و حد اقل شیعیان جلوگیری شود و همه را حول اصول متفق فیه متحد نماید، حال اگر خود اصولگرایان را شقه شقه کنیم بر خلاف مقتضای آن نام گذاری عمل کرده ایم. و ممکن است عده ای هم ما را به این دلیل که اصولگرای فرهنگی هستیم نپذیرند و بعضی دیگر را با دیگر عناوین. آن طور که حقیر فهمیده ام اصولگرایی به مثابه درختی است که ریشه های آن منابع فقهی است و شاخه های آن فروعی چون : اقتصاد، سیاست ، حقوق ، فرهنگ، دفاع و . . . که اگر چه به ظاهر جدا ولی چون از طریق یک تنه به ریشه ها متصل و وابسته اند پس عین هم بوده و تفکیک نا پذیرند. همانگونه که شهید مدرس هم فرموده اند : سیاست ما عین دیانت ما است. اما من مدعی اصولگرایی هستم که در عمل یا سیاست زده ام، یا سیاسی کارم، یا قدرت طلبم ، یا اصلا اصولگرا نیستم اما منافعم ایجاب نموده که خود را در دایره اصولگرایان وارد کنم. بنابراین به نظر می رسد نه تنها سیاسی بودن را نباید به عنوان مذمتی برای بعضی اصولگرایان بکار بریم بلکه باید اصولگرایی منهای سیاست را مذمت نماییم ، همان طور که در مورد گروه هایی مثل انجمن حجتیه کرده ایم. اگر آنچه گفته شد درست باشد، شاید راه حل در این باشد که به جای این که با یک عبارت و یا یک اصطلاح افراد و گروه های مختلف و یا حتی متعارض را وصف کنیم، با توصیف در یک جمله و بنا به مورد با ذکر اوصاف دقیق و مشخص (مثل سیاست زده ، سیاسی کار، قدرت طلب یا . . ) آن ها را متمایز و نظر و اراده خود را تبیین نماییم و یا این که بدون ورود در علت یا منشا اشتباه و خطا ی افراد و گروه ها اظهار نظر نماییم تا باعث ایجاد شائبه ای نشود.با تشکر از بذل محبت و عذر خواهی از تصدیع اوقات شریف و التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از اصول‌گرایی سیاسی آن نوع اصول‌گرایی است که خود را در حصار سیاسی‌بازی متوقف کرده است در حالی‌که اگر بر اساس رهنمودهای دین خدا عمل می‌کرد در عین آن‌که سیاست عین دیانت است ولی دیگر به آن اصول‌گرایی سیاسی اطلاق نمی‌شد. مثل آن‌که به حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» اصول‌گرا می‌گویند و برای آن‌که اصول‌گرایی سیاسی را از اصول‌گرایی اصیل جدا کنیم. مقام معظم رهبری در تاریخ 29/3/ 85 شاخصه‌های اصول‌گرایی را به‌کار بردند تا بتوان بین اصول‌گرایی حقیقی با اصول‌گرایی ادعایی فرق گذاشت. موفق باشید
4664
متن پرسش
باسلام آیا این درست است بگوییم ائمه فقط در حیطه وحی عصمت دارند نه در حیطه زندگی ظاهری چون بارها دیده می شود امیرالمومنین(علیه السلام) کسانی را بر سرکار می گذاردند و بعد خراب در می آمدند پس معلوم است عصمت نبوده؟ 2.فرق مقام عصمت با فرقان چیست و آیا در فرقان دیگر هیچ وقت اشتباهی دیده نمی شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن وقتی که بخواهند به صورت عادی عمل کنند نظر به نور حقیقت خود ندارند مثل آن وقتی که شتر رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گم شد و حضرت به اصحاب فرمودند آن را پیدا کنند ولی در همین مورد وقتی منافقان گفتند: «یُنْبِئُنَا بِخَبَرِ السَّمَاءِ وَ هُوَ لا یَدْرِی أَیْنَ نَاقَتُه‏» او به ما از آسمان خبر می‌دهد ولی نمی‌داند شترش در کجاست و حضرت محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله»احساس کردند ممکن است مؤمنین تحت تأثیر قرار گیرند از علم نبوت خود استفاده کردند و آدرس شتر را که افسارش در فلان درّه به خاری گیر کرده بود را دادند و اصحاب رفتند و شتر را درست همان‌جا و به همان طور یافتند «فَوَجَدُوهَا کَمَا وَصَف‏». این در مورد سایر ائمه«علیهم‌السلام» نیز هست که داستان امام صادق«علیه‌السلام» را در اصول کافی داریم که حضرت از یک جهت به دنبال کنیزی می‌گردند که در اطاقی پنهان شده و از طرف دیگر می‌فرمایند: «إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّم‏» اگر امام بخواهد بداند خداوند او را آگاه می‌کند 2- فرق نمی‌کند چون نور عصمت از طریق علم برای امام حاصل می‌شود و علم موجب فرقان می‌شود. در این مورد می‌توانید به بحث «عصمت پیامبر» در جزوه‌ی مبانی نظری نبوت و امامت رجوع فرمایید. موفق باشید
نمایش چاپی