باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت حریم قبیله به صورت صحیح آن همان رعایت صلهی رحم است و آشنایان خود را یگانهدیدن. لذا اگر همین اُنس با ارحام درست رعایت شود نتایج خوبی حاصل میگردد. همهی تلاش فرهنگ مدرن آن است که انسان را در فردیتِ خود قرار دهد تا بتواند بر او تأثیر بگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در محرم مطالب کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» و یا نظر به نور وفایِ حضرت عباس«علیهالسلام» به امامِ حیّ زمانه، و یا عرایض کتاب «راز شادی امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه» و یا مباحثی که به صورت صوت در هر سال شده، همه افق حضور در کربلا را در مقابل مخاطب میگشاید. حال اگر مطالب در دستتان باشد، به خدا توکل کنید تا او بهترین شروع را به شما مرحمت نماید 2- به زائرانِ پیادهی حضرت ثامنالحجج«علیهالسلام» قصهی عشق و محبت امامان معصوم را که در دل دارند، به تذکر آورید. در این مورد امید است کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهلالبیت«علیهمالسلام» کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «ای برادر عقل یک دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». گاهی توجه قلب به آیندهای است که شروع کردهاید و افق نورانیِ آن آینده، قلب را منوّر میکند و گاهی توجه قلب به گذشتهای است که پشت سر گذاشتهاید و کدورت آن، انسان را مکدّر مینماید و مائیم و دست و پازدن بین آن «بسط» و این «قبض»، تا إنشاءاللّه با صبر و پایداری، قلبِ ما از عهدِ دیروزش آزاد شود و به عهد نورانیِ فردایش بیشتر متوجه گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن فوق کمی دارای ابهام است ولی در هر حال همه جانبه بودن يك فكر به اين معنا است كه آن فكر با خودِ حقيقت مرتبط است و نه با مفهوم آن. گاهى با رفيق خود در مورد موضوعى بحث مى كنيد، از يك طرف قبول داريد مطلبى كه او مى گويد درست است ولى از طرف ديگر احساس مى كنيد نمى توانيد به طور كامل آن مطلب را قبول كنيد. اگر موضوع را درست تحليل كنيد متوجه مى شويد رفيق شما مطلب را از يك زاويه مى نگرد و مطرح مى كند و شما نياز داريد مطلب را به صورت جامع و از جنبه ى وجودى و اشراقى اش بنگريد و لذا با همه ى ابعادتان جواب خود را در رابطه با آن موضوع نمى گيريد. شما وقتى با سخنان اهل البيت (عليهم السلام) روبه رو مى شويد ملاحظه مى كنيد مطلب به شكل جامع بروز مى كند. اهل البيت (عليهم السلام) در عين آنكه عقل رياضى و عقل فلسفى دارند ولى با ما از طريق عقل رياضى و يا عقل فلسفى سخن نمى گويند تا با موضوعِ مطرح شده از يك زاويه و يا دو زاويه آشنا شويم، عقل اشراقى آنها ما را با حقيقتِ مطلب آشنا مى كند. عقل اشراقى عقلى است كه از قلب جدا نيست، قرآن در توصيف چنين عقلى پاى قلب را به ميان مى كشد و مى فرمايد: انسان مى تواند به جايى برسد كه قلب او تعقل كند و تعقل او از نور قلبى او جدا نباشد، در آيه ى 46 سوره ى حج مى فرمايد: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا» آيا منكران حقيقتِ نبوى در زمين سير نكرده اند و سرنوشت منكران نبوت را ملاحظه نكرده اند تا در اثر آن سير، قلبهايى پيدا كنند كه به كمك آن قلب، تعقل كنند و گوشهايى به دست آورند كه به كمك آنها حق را بشنوند؟ اگر منكران نبوت به تاريخ رجوع مى كردند و سرنوشت اقوام هلاك شده را ملاحظه مى نمودند به شعورى مى رسيدند كه قلب و عقل آنها هر دو فعليت مى يافت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» إنشاءاللّه کارساز خواهند بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید ابتدا باید افقی مناسب حیات معنوی و الهی که مربوط به این زمان است را، مدّ نظر قرار داد و در متن چنین افقی بقیهی امور و معارف لازمه جای خود را پیدا میکند به همان معنایی که در کتاب «سلوک...» نسبت به جایگاه تاریخی حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» موضوع مطرح شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام و ملاصدرا میفرمایند «با توجه به اینکه خداوند عین کمال است پس وقتی رحمت خود را از انسان بگیرد عملا به او غضب کردهاست و یا وقتی نور هدایت را از انسان بگیرد عملا او در گمراهی خواهد بود ولی این نوع گمراه کردن خدا، ابتدایی نیست بلکه به تبع عصیان انسان است که خداوند هدایت را از او سلب میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته انسان بر اساس آگاهیهای فطری، عباداتش به سوی حضرت حق است و هرچه عقاید خود را صحیحتر کند، عمق رجوع به حضرت حق بیشتر میشود. عرایضی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» شده است. اگر با شرح صوتی آن مطالب را دنبال کنید إنشاءاللّه به نتایجی خواهد رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً اینطور است. عرایضی در ابتدای کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در این مورد هست. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این حضرت حق است که ابتدا به بندهی خود نظر میکند و افق جان او را نسبت به حقیقت میگشاید و در این راستا جان انسان طالب نزدیکی به حقیقت میشود و اشک همان قدمهایی است که انسان را به سوی حقیقت میکشاند و لذا وقتی به یاد انسانهایی میافتد که گزارشگر حقیقتاند و از دست و زبان آنها اشاراتی به حقیقت در میان است، اشکش جاری میشود. از این به بعد است که بنده باید در مقابل لطفی که پروردگارش به او کرده است خود را در زیر دستورات شریعت حضرت حق قرار دهد و آنچه از طرف پروردگار به او رسیده است را برای خود نهادینه و پایدار نماید، وگرنه آن حالت خوش معنوی، دولتِ مستعجل خواهد شد و پس از مدتی آن حالت را از دست خواهد داد. موفق باشید