بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11050
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب آشتی با خدا فرمودید چون خدا کمال مطلق است خلق می کند از اینجا دو سئوال پیش می آید: 1. پس اگر خلق نکند کمال مطلق نیست فلذا مجبور است که خلق کند، آیا مجبور است؟ 2. خداوند فرمود من گنجی بودم که می خواستم ظاهر شوم و خلق کردم، آیا خدا به ما نیاز دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ خداوند از آن‌جایی که کمال مطلق است و هیچ بخلی در ذاتش نیست هر موجودی که امکان خلقت دارد را خلق می‌کند نه ازآن جهت که مجبور است بلکه از آن جهت که ذاتش اقتضای آن را دارد که هیچ امکانی را بی جواب نگذارد. 2ـ خدا به ما نیاز ندارد بلکه شناخت او لطفی است به ما و لطف او منجر به خلقت ما شد. موفق باشید
9429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام. خدا قوت. چه کنیم تا نور شویم تا بتوانیم نور را ببینیم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حلال و حرام الهی با رویکرد متخلق‌شدن به اخلاق الهی، مقید باشید. کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی‌» إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. موفق باشید
7900
متن پرسش
به نام خدا با سلام و ارادت خدمت استاد با توجه به اینکه در اومانیسم و سوبژکتیویته محوریت انسان مطرح است تفاوت های این دو دیدگاه در چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که ما در اومانیسم محور حقیقت را ذهن انسان بدانیم و معتقد باشیم محور حق و باطل و هست و نیست ذهن انسان است بدون نظر به خارج،عملاً گرفتار سوبژکتیویته می‌شویم. سلسله مباحث دکتر محمد رجبی تحت عنوان «غربشناسی -فرهنگستان سال 90-91» نکات خوبی در این مورد دارد. موفق باشید
7779
متن پرسش
سلام علیکم استاد . این جمله در جواب سوال 7746 بود .قسمتی از جواب را جدا کردم این یعنی چه ؟ باید غرب شناخته شود تا معلوم شود در نظر به تمدن اسلامی چرا باید از غرب عبور کرد و پشتوانه‌ی نظری این عبور را دوره‌های غرب‌شناسی به عهده دارد در این دوره هاست که معلوم می‌شود میان بسط تکنولوژی غربی و بینش و تفکر فرهنگ ما چه نسبتی هست تا کسی به‌راحتی نگوید: این‌ها وسیله است و ما هرطور بخواهیم می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم و در دل آن نوع خودآگاهی که در دوره‌های غرب‌شناسی به دست می‌آید می‌توان نظر به برکات تمدن اسلامی انداخت و این غیر از آن است که کسی گمان کند دوره‌های آموزشی غرب یک نوع انتقاد به غرب است که این عین بسط مدرنیته می باشد. مخصوصا این قسمت جواب "‌ و این غیر از آن است که کسی گمان کند دوره‌های آموزشی غرب یک نوع انتقاد به غرب است که این عین بسط مدرنیته می باشد."
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موضوع عرض عریضی در غرب‌شناسی دارد که عبور از غرب، عبور از یک تفکر است نسبت به عالم و آدم و این غیر از انتقادهایی است که در ذیل تمدن غربی به غرب می‌شود که اصطلاحاً تحت عنوان پُست‌مدرن یک نوع بازخوانی غرب است برای ادامه‌ی غرب. ما باید متوجه ذات تمدن غرب بشویم و جایگاه تاریخی آن را با نظر به رهنمودهای آیات الهی درک کنیم تا افق ظهور مهدویت را احساس نماییم. موفق باشید
5391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.میخواستم بادوتاازدوستان طلبه پیرامون نبوت وامامت شناسی عمیقا کار کنم .درباره ی کم وکیف کار ومنابع کمکم کنید.ممنون.این سوال روی بارپرسیدم ولی .....
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم کار بسیار خوبی است و شاید کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که در دست چاپ است کمک کند. موفق باشید
5096

توحیدی صمدیبازدید:

متن پرسش
ره رسیدن به توحیدی صمدی که علامه حسن زاده آملی فرمودند چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است این موضوعات را در کلام همان عزیزان دنبال کنید . کتاب «از برهان تا عرفان» می‌تواند کمک کند. موفق باشید
4970
متن پرسش
باعرض سلام بنده در مورد مباحث ده نکته از معرفت النفس از نوار های صوتی آن این طور متوجه شده ام که این که شما میفرمایید بحث یک بحث تجربی است و اگر مطلبی را عقلی و نقلی بپذیریم ضرر کرده ایم، به این خاطر است که با حقیقت خودمان که همان نفس است روبه رو شویم و راه درک خود بدون تن و راه سلوک را پیدا کنیم. اگر این درست باشد بنده فکر میکنم لازم است قبل از کار کردن بحث های تجربی ده نکته مباحث عقلی و نقلی آن را کار کنیم. چون بحث اگر صرفا تجربی مطرح شود، خدشه پذیر است. با این کار، هم به آن مقصود عالی میرسیم و هم در طول کار کردن مباحث چون عقلا بحث را پذیرفتیم با خیال راحت جلو میرویم. با این توضیحات آیا مناسب میدانید قبل از کار کردن مباحث ده نکته، بحث روح و حقیقت انسان و توفی و... را به صورت عقلی ونقلی کار کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی تلاش ما در بحث ده نکته آن است که از مفهوم نفس عبور کنیم و خودِ نفس را درک کنیم. آن نوع تجربه‌ای خدشه پذیر است که موضوع آن مادّی باشد ولی وقتی موضوع آن حقایق باشد، بهترین مسیر است همان‌طور که انبیاء حقایق را حس می‌کردند. در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در این مورد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
4304
متن پرسش
آیا ملاک حضوری بودنِ یک علم، این است که خود معلوم نزدش باشد نه صورتش؟ یا ملاکش این است که بدون مقدمات عقلی و استدلالی حاصل شده‌باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو یکی است. وقتی معلوم بدون مقدمات عقلی و استدلالی نزد عالم باشد یعنی مفهوم معلوم نزد عالم نیست بلکه وجود معلوم نزد عالم است. موفق باشید
3450
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز با بررسی آیات مربوط به خلقت آدم و زندگی او در بهشت و هبوط آدم روی زمین و اینکه خداوند جانشین در روی زمین قرار می دهد ، در یک جمع بندی و کنار هم قرار دادن این آیات چنین به نظر می رسد که خداوند علاوه بر جضرت آدم علیه السلام که او را از خاک آفرید انسانهای دیگری را هم همزمان یا بعد از خلقت آدم علیه السلام از خاک آفرید و در همان بهشت موقت جای داد. منتها حضرت آدم بعنوان نماینده آن انسانها و برگزیده خداوند بود که علم اسماء را تنها به او یاد داد و مورد سجود فرشتگان بطور رسمی قرار گرفت که با ترک اولی آدم علیه السلام همگی از بهشت خارج شدند و خداوند فرمود : قلنااهبطوا منها جمیعا.... که بدنبال آن هر کدام در گوشه ای از زمین فرود آمدند و این پراکندگی انسانها روی زمین نیز از همانجا ناشی می شود. خداوند برای هر گروهی نیز رسولی جهت هدایت آنها از بین خودشان برانگیخت که به تعداد معدودی از آنها در قرآن کریم اشاره شده است. نظر استاد در این باره چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت. در مورد «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعا» نیز گفته‌اند منظور آدم و حواء و شیطان بوده‌اند. و یا چون آدم برزخ نزولی حقیقت مثالی همه‌ی آدم‌ها است خطاب جمع به آن شده. زیرا اگر همه‌ی ما در آن‌جا نبوده‌ایم مگر می‌شود یک نفر به شجره‌ی ممنوعه نزدیک شود و فرزندان او تقاس او را بکشند؟ در موضوع پراکندگی انسان‌ها بر روی زمین بعضی تحقیقات نشان می‌دهد که در زمان‌های گذشته این‌ها با همدیگر ارتباط داشته‌اند. شاید کتاب «هدف حیات زمینی آدم» کمک کند. موفق باشید
2990

توهم وتجملبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز و حکیم ما سوالی در مورد سبک زندگی در یک مورد خاص دارم. مسلما ساده زیستی و دوری از تجمل یکی از عوامل گشودن دریچه ملکوت به زندگی افراد است. سوال من در مورد خریدن ماشین است. اگر بخواهیم ماشین با امکانات ایمنی مورد قبول داشته باشیم باید ماشینی گرفت که ناخواسته بسیاری از تجملات را نیز دارا میباشد. آیا از لحاظ عقلی میتوان با این توجیه که مرگ و زندگی دست خداست به یک ماشین ساده بسنده کرد و آیا مثلا با خریدن ماشینی مانند پراید که ساده است ولی ایمنی ماشینهای 50 میلیونی را ندارد مرتکب اشتباه در سلامتی و ایمنی جسممان نمیشویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باید بین خطرات احتمالی با احتمال پایین با خطرات احتمالی با احتمال زیاد تفکیک کرد. مثلاً نمی‌توان گفت چون این احتمال هست که سقف اطاق هرچند فعلاً سالم است، بر سر ما فرود آید در زیر سقف اطاق ننشست، ولی باید در زیر سقف اطاقی که ترک برداشته و احتمال فروریختن آن در یک حرکت هست، ننشست. در مورد ایمنی ماشین‌سواری هم قضیه از همین قرار است که آیا می‌خواهیم از هر احتمالی فرار کنیم و از این طریق به دنبال ماشین گران‌قیمت هستیم، این یک نوع وَهم‌گرایی است. ولی یک وقت می‌خواهیم از خطری فاصله بگیریم که نزدیک است و در اولین مرحله با ما برخورد می‌کند، در آن صورت فاصله‌گرفتن از آن خطر منطقی است. موفق باشید
1988
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار در بحث برهان صدیقین این سوال برایم پیش آمده : 1- قاعده بدیهی کل ما بالعرض لا بد این ..... می فرماید اگر چیزی صفتی داشته باشه که ذاتی اش نباشه اون صفت باید به چیزی برگرده که ذاتیشه مثلا اب اگر شوره چون این شوری اش ذاتیش نیشت پس باید به نمک برگرده که ذاتیش سوال اینجاست که ما چون می دانستیم آب در اصل خالص و شیرین است فهمیدیم که شوری ذاتی اش نیست ولی در خصوص وجودات این تشخیص چگونه است یعنی از کجا باید فهمید که این وجود ذاتی اش است یا نیست که بعد بخواهیم وصلش کنیم به عین وجود . ضمنا می فرمایید منظرتان را عوض کنید صحیح متوجه نمی شویم اگر منظورتان حضوری کردن مباحث است چگونه باید انجام داد.با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب بحث شد که تنها وجود ،ذاتی است که عین وجود است و عین وجود صفات خاص خود را دارد، پس هرچیزی که آن صفات را ندارد، عین وجود نیست و به عین وجود ختم می‌شود. عبور از کثرت و ماهیت به وحدت کار می‌برد سعی کنید کثرت‌ها را به وحدت ارجاع دهید. موفق باشید
1569

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد انشاالله میخواهم شروع به مطالعه و کار بر روی نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بنمایم میخواستم بدانم این سیر را چگونه شروع نموده؟ایا پیش نیاز هایی دارد؟ و چگونه ادامه دهم با چه روشی و از روی چه منابعی ؟ایا نیاز است که این کار را به صورت گروهی آغاز نماییم یا به تنهایی هم این سیر ممکن است ؟ایا از ابتدای این دو کتاب شروع کنم یا به نحوی دیگر این کار را انجام دهم و...ممنون میشوم اگر در رابطه با چگونگی مطالعه این دو کتاب راهنماییم بفرماییدممکن است نیاز باشد بیان کنم که دانشجوی دانشگاه هستم و در رشته های مرتبط با علوم دینی تحصیل نمیکنم باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده برای مقدمه پیشنهاد می‌کنم اولاً: مباحث معرفت نفس را دنبال کنید. ثانیاً: ابتدائاً از شرح‌های نهج‌البلاغه استفاده بفرمایید. در مورد صحیفه‌ی سجادیه نیز همین پیشنهاد را دارم. موفق باشید
415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی . سوال مهمی دارم . من 22 سال دارم و امکان سفر بدون اجازه ی والدین برای شرفیاب شدن خدمت بزرگان عرفان برایم هست . اما برای تاسوعا عاشورا از مامانم اجازه گرفتم و ایشان اجازه ندادند که من بروم . در صورتی که من رفتن خدمت اساتید را به شدت در رشد خود موثر میدانم و هر چه از دین فهمیده باشم از ادراکاتی است که با ملاقات بزرگان گیرم آمده. میخواهم بدانم: 1) آیا در صورت عدم رضایت والدین من میتوانم بروم خدمت بزرگان ؟؟ 2)اگر اجازه ندادند میشود دروغ بگویم که نمیروم ولی بروم ؟؟ 3) میشود اصلا اطلاع ندهم و بروم ؟؟ با وجود این که میدانم اگر بدانند رفتم ناراحت میشوند. 4) از رفتم و بعد تماس تلفنی با من داشتند و پرسیدند که العان کجایم ، آیا میشود دروغ بگویم که مثلا العان خوابگاه هستم ؟؟ 5) در آخر این که از دست دوستان ، هم اتاقی ها ، خانواده و یا در کل هر کس دیگری که سنگ در جلو پای ما می اندازد و مانع رشد میشود چه کار باید کرد ؟؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هرچه دارید از دعای مادرتان است که در آن‌جایی که مانع کار هستند با ایشان مخالفت نکرده‌اید، اگر گفته نروید، نروید، ولی لازم نیست هرکاری را از ایشان اجازه بگیرید و دروغ هم به ایشان نگویید. در مورد دوستان و خانواده که سنگ جلو پایتان می‌اندازند، مدارا کنید، خداوند راه بهتری را می‌گشاید. إن‌شاءالله موفق باشید
19474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر فرض کنیم که دو انسان یکی مرد و یکی زن هر دو یک دین، یک فکر و نیت و اعمال دقیقا یکسان داشته باشند در قیامت بدن اخروی این دو دقیقا یک شکل و دارای ویژگیهای یکسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! در تبیین سوره‌ی واقعه که بحث وجود «حوری» برای روح انسان شد، به طور غیر مستقیم در این مورد عرایضی گفته شده، به صوت آن بحث می‌توانید رجوع کنید. موفق باشید

18556
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد یک سوال از حضورتون داشتم. خواستم اگه امکان داره این لینک رو که عنوان آن (دیدگاه علامه طباطبایی درباره بزرگان است) ، در اولین مورد نظر علامه طباطبایی را راجع به رهبر کبیر و بنیان گذار انقلاب حضرت روح الله بیان می کند و در بخشی از آن اینطور می گوید که: متخصصان فلسفه می گفتند که فلسفه آیت الله خمینی بر فلسفه علامه مقدم است. خواستم بپرسم آقای طاهرزاده واقعا اینطور بوده است؟ از لحاظ عرفان چی؟ http://rasekhoon.net/article/show/115793/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساسا نباید این بزرگان را با همدیگر مقایسه کنیم. بلکه هر کدام در دستگاه فکری خودشان اساتید بزرگی هستند و ما به هرکدام از آن‌ها نیاز داریم. در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» سؤال و جوابی شده است که فکر می‌کنم در این موضوع بتواند کمک کند آن را در ذیل خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

سؤال: عده‌اي مي‌گويند همان‌طور که حضرت امام عارف کاملي بودند، هر عارفي هم در جاي خود يک عارف کامل است. چرا بايد شخصيت اشراقي حضرت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» را براي سلوک خود بپذيريم؟ به عنوان مثال چرا روش سلوکي علامه طباطبائي را نپذيريم و اساساً اگر حضرت امام را پذيرفتيم نسبت ما با ساير عرفا چه مي‌شود؟ در حالي که به نظر مي رسد روش و مشي آيت الله طباطبائي با حضرت امام متفاوت است، چرا نگوئيم هر کدام از اين دو عزيز حامل جلوه‌هاي عظيمي از حقيقت امر در اين دوران هستند که بايد از هر دوي آن‌ها استفاده کرد بدون سلوک در ذيل شخصيت يکي از آن‌ها؟

جواب: البته معلوم است که عارف‌شناسي فرهنگ خاص خود را دارد و کسي که هنوز گرفتار اعتباريات است هيچ وقت نمي‌تواند عارف‌شناس شود پس وقتي نحوه شناخت عارف از عالِم مشخص شد، مي‌آييم سراغ اين که واقعاً علامه طباطبائي در آن نوع رجوعي که به صورت قلبي به حضرت حق داشتند چه چيزي را اراده کرده‌اند و آيا در انتقال آنچه از حضرت حق براي ما گرفته‌اند چيزي کم گذاشته‌اند؟ به گفته نيچه: «ابر مرد و انسان کامل همچون نقاشي است که خودش خود را دارد نقاشي مي‌کند. ولي او برعکس مردم معمولي، طوري خود را نقاشي مي‌کند که در آخر هرگز نمي‌خواهد در آن تجديد نظر بکند.» چون مي‌بيند هماني را که مي‌خواسته بکشد کشيده است. علامه طباطبائي در رجوع‌شان به حضرت حق و نسبت به آن چيزي که حساس بودند و دغدغه‌شان بوده است چيزي کم ندارند. مشکل آنجا است که متأسفانه بعضي‌ها انتظار دارند همه‌ي عرفا يک طور باشند. در حالي‌که علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليه» در رجوع به خداوند چيزي را دنبال کردند که حاصل آن را شما به خوبي در آثارشان به‌خصوص در سرمايه‌ي بسيار ارزشمند تفسیر الميزان مي‌يابيد و حضرت امام را بايد نسبت به آن رجوعي که به حضرت حق داشتند و آن اهدافي که مطابق آن مي‌خواستند شخصيت خود را نقاشي کنند، بنگريم. به اين معنا که حضرت حق براي هدايت بشرِ اين دوران در قلب هر کدام کششي و گرايش خاصي قرار داد. بنده هر چه نگاه مي‌کنم مي‌بينم علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليه» هر چه را بايد جهت هدايت ما در موضوعات خاصي که دنبال می‌کردند در اختيار ما قرار مي‌دادند، به ما داده است. علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليه» با توجه به موضوعاتي که بايد مطرح مي‌کردند سعي داشتند به عنوان يک چهره سياسي مطرح نباشند. همه‌ي تلاش ايشان اين بود که درگير مسائل سياسي جزئي نشوند تا بتوانند کاري را که به‌عهده دارند به‌خوبي به سر منزل برسانند ولی آن نقاشي که ايشان مي‌خواهند از شخصيت خود بر روي تابلوی زندگي بکشند، نقاشي شخصيت حضرت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» براي خود نيست.

تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليهما»

ممکن است تصور شود چون اين دو بزرگوار در يک زمان و در يک عصر زندگي مي‌کردند بايد يک دغدغه داشته باشند و يک نوع حضور در جامعه پيدا مي‌کردند. بايد عرض کنم به يک معنا اين دو بزرگوار دو دغدغه‌ي متفاوت داشتند و از اين جهت دو نوع رجوع به حضرت حق دارند. حضرت امام خود را به مشروطه وصل کردند و با مرحوم مدرس ملاقات دارند و به صورت جدّي در تاريخي حاضر مي‌شوند که تاريخ تقابل بين مرحوم آيت الله کاشاني و دکتر مصدق است. يعني حضرت امام در عصري حضور يافته که بنا است نظام سياسي عالم عوض شود و حضرت علامه در عالمي حاضر شده‌اند که بنا است نظام الحادي عالم عوض شود و از اين جهت مي‌توان گفت در دو عالَم زندگي مي‌کنند که به يک جا ختم مي‌شود. آيا ائمه معصومين (ع) با اين‌که همه معصوم‌اند، در شرايط مختلف ظهورات مختلف ندارند؟ به اين معنا که حضرت حق از طريق آن‌ها براي انجام رسالتي که داشته‌اند متفاوت ظهور کرده است. اين تفاوت‌ها به اين معنا نيست که بگوئيم يکي ناقص است و ديگري کامل. بنده اگر يک ذره نقص در حقيقتِ نگاه علامه مي‌ديدم اظهار مي‌کردم، آنچه معتقدم اين است که براي اين تاريخ علامه بايد بيايد و ما را تغذيه کند و هرگز نمي‌توان تفسير الميزان را يک کار ساده‌اي دانست که بدون آن امکان ادامه‌ي انقلاب ممکن باشد. تفسير گرانسنگ الميزان به معناي خاص خودش در تاريخ ما حاضر شده ولي با اين‌همه، مباني فکري اين تاريخ را انقلاب اسلامي و امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» شکل داده‌است. خدمت علامه طباطبائي در دل انقلاب اسلامي بي‌نظير است. آقاي مطهري‌ها آن معارف عاليه را از علامه گرفتند و انقلاب اسلامي را تغذيه کردند ولي بستري را که بتوان افکار علامه طباطبائي و امثال ايشان را به ظهور آورد، انقلاب اسلامي فراهم کرد. مکرر عرض کرده‌ام آيت الله جوادي که يکي از پشتوانه‌هاي تمدني اين انقلاب‌اند، هر چه از نظر فکري دارند از علامه دارند و اگر هم به حضرت امام رجوع دارند اين رجوع هم انعکاس فکر علامه است، با اين همه اين انقلاب اسلامي و شخصيت حضرت امام است که آن معارف را در جاي خود قرار مي‌دهد و به معناي حقيقي خود تبديل مي‌کند.

اين‌که عرض مي‌کنم حضرت الله بر قلب مبارک اين بزرگان تجلي مي‌کند به اين معنا نيست که حضرت الله در قلب هر عالمي يک شکل ظهور دارد. اسم جامع الله در عين جامعيت براساس نسبتي که آن عالم با آن پيدا مي‌کند به صحنه مي‌آيد و از اين جهت مي‌توان گفت، حضرت الله بر قلب علامه طباطبائي تجلي مي‌کند و حاصلش تفسير الميزان مي‌شود و بر قلب حضرت امام تجلي مي‌کند و حاصلش انقلاب اسلامي مي‌گردد و با توجه به حضوري که در عوالم بالا دارند، سال‌هاي سال در تاريخ جلو مي‌روند و تفصيل مي‌يابند. ابي سعيد خراز مي‌گويد درست است اسم جامع الله در هر جا و در هر مظهري هست، اما وقتي مي‌خواهد ظهور پيدا کند، براساس آن شرايط ظهور پيدا مي‌کند، هر چند در همان‌جا هم که به اسمي خاص مثل قدير ظهور مي‌کند، الله است که ظهور کرده و اوست که قدير است، الله است که سميع است. در واقع ما پشت اين دو اسم یعنی اسم قدیر و سمیع، اسم الله را مي‌بينيم به جامعيت. مثل آن که در آينه انقلاب اسلامي و تفسير الميزان حضرت الله را مي‌يابيم که با ما سخن مي‌گويد ولي در دو آينه و براي يک هدف.

با توجه به آنچه عرض شد سلوک ذيل شخصيت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» يک معناي عميق‌تري پيدا مي‌کند و قضيه‌ي اصلاح نظام سياسي عالم با حضور انقلاب اسلامي، به عوالم ديگر مرتبط مي‌شود، با اين‌همه براي تصحيح نظام فرهنگي عالم بايد از علامه غفلت نکرد وگرنه در اين امر عظيم متوقف مي‌شويم.

15231
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد خوشحال شدیم شرح غزلیات حافظ را شروع کردید و فکر کردیم مثل کتابهایتان مطالب سنگین را با زبان شیرین خویش و توضیحات مکفی بیان می فرمایید اصطلاحات را و مقصود شاعر را شرح می فرمایید اما اکنون می بینیم بیشتر نظم حافظ را به نثر تبدیل نموده اید ممکن است مثل دیگر آثارتان غزلیات را شرح دهید. با تشکر. خداحافظ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئولیتی که در این نوعْ شرح، از غزلیاتِ حافظ بر خود لازم دیدم، در حدّی است که بشود اشاراتِ حافظ را متذکر مخاطبان کرد و نگذاریم حجاب ظلمانیِ زمانه، آن اشارات بس بلند را به حجاب ببرد و معلوم گردد عالَم حافظ، چه عالَمی است! تا انسانِ گرفتار در فضای سوبژکتیویته راه عبور از آن را بشناسد. از طرفی آن نوشته می‌تواند زمینه‌ی بحث مفصل گردد و به یک اعتبار، حالت سرفصلِ یک مبحث را به خود می‌گیرد، وگرنه اگر بخواهیم هر غزل حافظ را به طور کامل در این دوران شرح دهیم؛ صفحات زیادی باید نوشته شود. شما سعی بفرمایید اشارات حافظ را از غزل‌های او مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

13685
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده در محل کارم که یک شرکت خصوصی هست دو همکار خانم دارم که دائما در حال توهین به نظام و رهبری و مردم مومن و روحانیت و سپاه هستند و اگه ساعت کاری 8 ساعته اونها 5 ساعت رو دارن بین خودشون و با صدای بلند بحث های سیاسی و عقیدتی که همش توهین به نظام و رهبری و گاها اسلام هست میکنن و تبلیغ شبکه های ماهواره ای bbc و ... میکنن، و کاملا واضحه که با نظام سر دشمنی دارن مخصوصا یکیشون که خیلی ام روی حرفاش اسرار داره و تبلیغ هم میکنه، البته مدیر شرکت هم اصلاح طلبه با اون تفکرات مخصوص به خودشون، بنده چند بار با این خانم بحث کردم و از نظام دفاع کردم که به دلیل اینکه منطقا کم آورد شروع به جدل و مسخره کردن کرد، البته بنده زیاد برام مهم نبود اما چون مدیریت این شرکت هم تقریبا با این شخص هم تفکره اگه بخوام بحث کنم و از نظام دفاع کنم باید پیه اخراج رو به تنم بمالم، بنده متاهل هستم، از طرفی از این محیط کار به دلیل این توهین ها راضی نیستم. لطفا به بنده بفرمایید با توجه به این مطالب و خطر اخراج و ناراضی بودن از محیط کار تکلیفم چیست، چه کنم، آیا جلوی این خانم بایستم و باهاش بحث کنم که نتیجش اخراجه، و یا با حالت ناراضی از محیط کار هیچ چیزی نگم و خودم رو سرکوب کنم و به کارم ادامه بدم؟ لطفا بنده را راهنمایی کنید و راهی جلوی پای بنده قرار دهید. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»(72/فرقان) وقتی با سخنان لغو روبه‌رو شدید خود را هم‌سنگ آن‌ها نکنید و بزرگواری خود را حفظ نمایید بگذارید در ذهنیات خود بمانند! شرایط طوری است که حجت برای جنین افرادی تمام شده است، بنابراین مسئولیتی نسبت به آن‌ها ندارید. موفق باشید

12328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سمه تعالي با عرض سلام خدمت استاد عزيز: استاد طاهر زاده، حقير در حال حاضر مقلد آيت الله مكارم شيرازي هستم، اما مدتي است كه با توجه به سوالاتي كه در خصوص نحوه سپرده گذاري و اخذ تسهيلات بانكي از بعضي موسسات از دفتر ايشان داشته ام، جوابهايي كه گرفته ام ته دلم را نسبت به تقليد از ايشان لرزانده است و شايد اين ناشي از آن باشد كه نحوه انتخاب مرجع خود را تا حدي تقليدي محض مي دانم، از آنجا كه شما را فردي مؤمن و محقق در امور دين مي دانم، از محضر شما طلب راهنمايي در خصوص انتخاب مرجع را دارم. هميشه دعاگوي شما بوده ام. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین احترام به همه‌ی مراجعی که جامعه‌ی مدرسین آن‌ها را تأیید کرده‌اند، مرجع تقلید بنده حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» است. موفق باشید

10618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و با دعا برای موفقیت بیشتر شما: سوال اول اینکه آدرس روایتی که در سخنرانی سوره واقعه گفتید امام صادق (ع) گفتند رابطه عادی با اهل سنت داشته باشید حتی دختر هم بدهید کجاست؟ سوال دوم روایاتی که می گویند در آخرالزمان مسلمان اهل اهواز و ری با امام می جنگند را چقدر احتمال درست بودن می دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم در اصول کافی دیدم 2- عموماً روایات مربوط به آخرالزمان تأویلی است و به ظاهر آن نمی‌توان اکتفا کرد. کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌ی ظهور» از جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین مصطفی صادقی کمک می‌کند. موفق باشید
10016
متن پرسش
سلام استاد: چه طوری میشه از عقل استدلالی عبور کرد بعدش ملاک تشخیص حق و باطل چیه ممنون از حوصله تون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید عبورکردن از عقل استدلالی به معنای زیرِ پاگذاشتن آن نیست، به این معنا که با قلب نیز به حقایق نظر کنیم و متوجه باشیم همه‌ی ابعاد حقیقت در معرض عقل قرار نمی‌گیرد، ولی در هر حال موضوعی که باید مورد نظر قلب قرار ‌دهیم از نظر عقل، وجودش ثابت شده باشد وگرنه گرفتار انواع خرافات می‌شویم. موفق باشید
9633
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد: در ادامه سیر و سلوک خودشناسی همراه خودسازی است و چه بسا که خودسازی مقدم بر خودشناسی است و چه انسانهایی که بدون معرفت النفس آنچنانی خود را ساخته اند و به مراتبی واصل شده اند مثل میرزا کربلایی بی سواد که با طهارت نفس حافظ کل قرآن گردید، همان علم و عمل است که علم بدون عمل مثل زنبور بی عسل است، لذا اگر تقدم خودسازی را برخودشناسی قبول دارید توصیه تان برای خودسازی چه می باشد و چه برنامه هایی را پیشنهادمی فرمایید؟ (با توجه به تاکیدحضرتعالی بر معرفت النفس و کتب مربوطه به جای تزکیه نفس)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هیچ راهی را بهتر از رعایت حرام و حلال الهی در عمل و رعایت اخلاق در روح نمی‌شناسیم، عمده در رویکردی است که در نسبت خود با خدا باید داشته باشیم و معارف الهی در این قسمت به ما کمک می‌کند تا با معرفت دقیق‌تری دستورات الهی را انجام دهیم و رجوع بهتری داشته باشیم. موفق باشید
8922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده گمان می کنم یکی از مصادیق این حدیث، که به مضمون این است «احادیث را بفهمید و عمل کنید نه بشنوید و نقل کنید» تکنولوژی تلویزیون است. چرا که تلویزیون به عمق سخنان حکیمانه و عالمانه توجهی ندارد و دین را سطحی می کند و به ظاهر بسنده می کند. نظر شما چیست؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین‌طور است که شما می‌گویید. اکثراً در فضای تماشای تلویزیون در فضای عزمِ در عمل قرار نمی‌گیرند. موفق باشید
8304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام ببخشید می خواستم ببینم نطر شما در مورد کار های فرهنگی برای یک طلبه چه قدر است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در حدّی که به دروس حوزوی‌اش لطمه نخورد. موفق باشید
7153
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز در بحث توکل سئو الی داشتم البته من سعی کرده ام در مطالعاتم و در عباداتم موضوع تو کل را جستجو و طلب کنم و در خیلی مواقع ارامش خوبی دارم اما با توجه به این که کارمند هستم و با حقوق در یافتی میشد خرج ماهانه را رساند هیچ پس اندازی ندارم و اصلا به فکر شغل دوم هم نبوده و سعی می کردم اوقات فراغتم را به مطالعه و عبادت و کارهای فرهنگی بگذرانم الان دختر دم بختی دارم وخرج مراسم عقد و عروسی و جهیزیه به طور معمول حداقل بالای بیست ملیون در می اید اگر حد پائین محیط را بگیری و این به من اضطراب وارد می کند آیا من در تلاشم در زندگی کوتاهی کرده ام و یا این اضطراب وسوسه شیطان است لطفا با توجه به این شرایط راهنمایی فرمایید خدا به شما اجر عظیم عطا فرماید
متن پاسخ
تعالی: سلام علیکم: به طور معقول و بدون اضطراب وظایف خود را انجام دهید و مطمئن باشید به وقت‌اش کارها به‌خوبی جلو می‌رود زیرا سبب‌ساز کس دیگری است منتها از آنچه از دست شما برمی‌آید جهت نیازهای دخترتان بدون آن‌که در کار حرص بزنید، کوتاهی نکنید. موفق باشید
6650
متن پرسش
سلام.حضرت استاد اینکه گفته می شود خداوند اشیا را وجود داده وچیستی آنها بستگی به ظرفیتشان هست به چه معناست ؟مگرقبل از آن که شی ای ایجاد شود وجامه وجود بپوشد اصلا بوده که استعداد وظرف داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید در مباحث عین ثابته در کتاب‌های عرفا دنبال بفرمایید. عرایضی هم که در جواب‌ها در رابطه با عین ثابته داده‌ام نیز شاید کمک کند. موفق باشید
نمایش چاپی