باسمه تعالی: سلام علیکم: ما به قرآن و روایات و روح تاریخی که قرآن متذکر آن حوادث است بیشتر اعتماد میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش ما به تأسی به روش حضرت امام و علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیهما» معرفت نفس است و در روایت داریم: «معرفة النفس انفع المعارف» معرفت نفس نافعترین معارف است. موفق باشید
سلامٌ علیکم. در مورد بازگشت اهل بیت علیهم السلام از شام به کربلا در اولین اربعین اقوال بسیاری است . از 1 طرف سید بن طاووس در اقبال خود ، مدت اقامت ایشان در شام را 1 ماه ذکر میکند و البته جنابعالی نیز این موضوع را در خلال سخنرانی های قدیمی خود ذکر فرمودید، و همچنین شهید مطهری هم به شدت این عقیده یعنی برگشتن اهل بیت ع در اربعین اول را مردود میشمارد؛ و از 1 طرف سید علی قاضی در اربعین و مجلسی ره در بحار ج45ص196 مدت اقامت را 10 روز و برگشت را غیر محال و اتفاق افتاده میدانند.لطفا رفع ابهام بفرمائید و ضمنا اگر برگشتن محال باشد باتوجه به ترویج روضه این حادثه در مداحی ها و سخنرانی ها آیا نیازی به جلوگیری میباشد؟ .وفقناالله انشاءالله
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این مورد صاحبنظر نیستم و برای هر دو نظر وجوه قابل پذیرشی هست پس نباید سختگیری کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فقه، از ارادتمندانِ ایشان هستم ولی در فلسفه و عرفان، حرف حضرت امام را بیشتر میفهمم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت امثال آقای برقعی آن است که بین علم حصولی و علم لدّنی که حضوری است، فرق نمیگذارد. زیرا علم لدّنی که از جنس علم حضوری است با تفکر بهدست نمیآید که هر وقت انسان تفکر کرد آن علم برای او محقق شود، بلکه طوری است که هر وقت خدا بخواهد انسان به آن آگاه میگردد و در همین رابطه است که در روایت از قول امامان داریم هر وقت خدا بخواهد ما عالِم میشویم. لذا بعضاً یا منتظر میمانند تا خداوند در آن مورد خاص به آنها آن علم را بدهد و یا به حکم وظیفهی بشری خود، خودشان تلاش میکنند آن را به دست بیاورند. در همین رابطه از جناب سعدی داریم: «یکی پرسید از آن گم کرده فرزند/که ای روشن گهر پیر خردمند. ز مصرش بوی پیراهن شنیدی / چرا در چاه کنعانش ندیدی؟ بگفت احوال ما برق جهان است / دمی پیدا و دیگر دم نهان است. گهی بر طارم اعلی نشینیم / گهی بر پشت پای خود نبینیم». موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق هدیهای بزرگ به نام اسلام از طریق رسول خود«صلواتاللّهعلیه» به بشریت داده تا رجوع به حضرت حق را از آن طریق در مقابل انسانها بگشاید. حال اگر عدهای این راه را در حجاب ببرند، وظیفهی همهی مسلمانها است که نگران باشند. و آن کسانی که بهتر و بیشتر متوجهی ارزش اسلام عزیز هستند، بیشتر نگران خواهند بود. زیرا از طرف حضرت حق کوتاهی نشده است، چرا ما کوتاهی کنیم؟ امثال حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در چنین مواقعی، حتماً نگران خواهند بود که نکند کوتاهی نمایند و همین نگرانی بود آن اجر عظیم یعنی انقلاب اسلامی را به ایشان مرحمت فرمود. و در همین رابطه که رسول خدا«صلواتاللّهعلیهواله» همهی تلاششان آن بود که اسلام بماند، خداوند به آن حضرت خطاب میکند: « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ (3)/شعراء) گویا از فرط نگرانی از اینکه مردم ایمان نمیآورند و تحت تأثیر نظام ابوسفیانی هستند، میخواهی غالب تهی کنی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا موسیقی را به طور کلّی نفی کنیم؟ آری! در سیر و سلوک انسانی رویهمرفته موسیقی جایی ندارد و به این جهت، سیرهی ائمه«علیهمالسلام» نظر به موسیقی نبوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به عنوان طاهرزاده هیچجایی عرض نکردهام با رسیدن به موقع افطار باید غذا نخوریم!! – و اشکال شما به چنین سخنی اشکال بهجایی است – عرض بنده آن است که مواظب باشیم هنگام افطار پرخوری نکنیم زیرا در آن صورت نتیجهی لازم را نمیگیریم ولی نه به آن معنا که روزهمان قبول نمیباشد. در آخر آیهی روزه میفرماید: «لعلکم تتقون» و این نشان میدهد باید برای تحقق تقوا زمینههای دقیقی را در روزه فراهم کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم محی الدین نیز در رابطه با درک مطالب عرفانی نیز چنین عقایدی دارد زیرا دین بیش از آنکه حصولی و استدلالی باشد حضوری و قلبی است و زنان از این جهت استعداد بیشتری دارند اگر بتوانند آن را به صحنه آورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مقامات این نوع علوم رسمی نهتنها کارآرایی ندارند، بلکه به قول خواجه عبداللّه انصاری در منازل انتهایی، مانعِ سیر نیز میباشند و یکی از کارهای سالک در آن منازل، آزادشدن از آن محفوظات و مفهومات است. با توجه به این امر جایی برای قسمت بعدی سؤالتان نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که اطلاع دارم برخورد اولیهی جناب گورباچف با جوابی که توسط وزیر امور خارجهاش فرستاد، یک جواب دیپلماتیک بود. ولی بعداً که بحران شوروی شروع شد و معلوم گشت واقعاً باید مارکسیسملنینیسم را در موزهها سراغ گرفت، گورباچف در مصاحبهای به نحوی احساس پشیمانی کرده بود که درست با آن نامه برخورد نکرده. ولی نامه در کشور روسیه تأثیر خود را در آن حدّی که ظرفیت آن کشور اجازه میداد، گذاشت. به طوری که امروز گرایش جریانهای سیاسی آن کشور به شیعه، یک گرایش مثبت است به نحوی که ملاحظه کردید جناب پوتین در این سفر اخیر قرآن خطی بسیار نفیسی را به عنوان بهترین هدیه تقدیم رهبری نمود و این معنای بسیار زیادی در دنیای جدید به همراه دارد و در نشستی هم که با مقام معظم رهبری داشتند سخنها بسیار ماوراء عرف دیپلماتیک رد و بدل شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آثار ایشان را مطالعه نکردهام، ولی ذکر خیر ایشان را شنیدهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان عرفان، زبان خاصی است. امثال امام خمینی و علامه طباطبایی«رضواناللّهتعالیعلیهما» چون زبان عرفان و عرفا را متوجهاند و میدانند به کجا اشاره دارند، اینطور که شما میفرمایید از سخنان محیالدین برداشت نمیکنند! و برعکس، معتقدند معارفی که محیالدین مطرح میکند بسیار به آموزه های شیعه نزدیک است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در این مورد سخن هایدگر کمک میکند که میگوید: «علم نمیاندیشد» یعنی در دل علم تکنیکی غرب میتوان اندیشهای را إعمال کرد که رویکردش به غیر از رویکردی باشد که غرب از علم خود گرفته است و از آن طریق از دام تکنولوژی و حکومت آن رهایی یافت. فراموش نکنید که امروز متفکران دنیا معتقدند این تکنیک است که بر اندیشهی عالمان حکومت میکند و آنها را به تکنیکی مافوقِ تکنیک گذشته میکشاند. اصلاً علم و تکنیک نمیاندیشید که بخواهد به تفکر گوش کند. متفکر معاصر باید بداند که مهار زندگی و فرهنگ انسان معاصر در دست اموری است که نمیاندیشند؛ بنابراین برای فهم وضع کنونی بیخانمانی و رفع بحران، باید در جستجوی راههای دیگری باشد. اگر قرار است انسانها آیندهای روشن داشته باشند، این آینده نمیتواند تداوم گذشته یا حال باشد. «هورکهایمر» و «آدورنو» سرنوشت انسان اسیر تکنیک و مناسبات ساختهی خودش را شرح دادند. اگر انسان به قصد سلطه بر طبیعت صاحب دانش و تکنولوژی شده، اکنون همین دستاوردها اسارت وی را باعث شده است. امروز تهدید سرشت انسان موضوعی کاملاً ملموس است. در گذشته، طبیعت مرجع نهایی نظم و سامان حیات ما تلقی میشد و همهی تغییرات و تخریبها، در نهایت، در دریای طبیعت منحل میگشت؛ اما امروز، بنیاد طبیعت دستخوش تهدید است و به دشواری میتوان علائمی حاکی از غلبهی عقل و ارادهی آدمی بر سرنوشت خود نشان داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که شخص امیرالمؤمنین«علیهالسلام» در مقام واسطهی فیض باشند، حرف درستی نیست. ولی مقام حقیقت نوریِ ائمهی معصومین«علیهمالسلام» هرکدام در زمان خود بهعنوان واسطهی فیض حرفِ درستی است( در صورتیکه معنای واسطهی فیض درست، تصور شود). پیشنهاد میکنم کتاب «واسطهی فیض در هستی» را که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
