بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15607
متن پرسش
با سلام: سوالاتی از خدمتتان داشتم. یکی اینکه آیا با وقوع قیامت عالم ماده کلا برچیده می شود؟ یکی در مورد این بحث از قرآن که خداوند می فرمایند با نفوذ شیاطین به آسمان برای دزدیدن اخبار آسمان شهاب هایی آنها را دور می کند که شما فرمودید انوار عقلی است که توهمات شیطانی را دور می کند حال آیا این بحث شکل خارجی هم دارد؟ آیا این شهاب های آسمان ظاهری هم همان سنگ پرتاب شده بسوی شیاطین است؟ سوم اینکه در سوره بروج منظور از بروج که برج های آسمان است، در آسمان اصلی و وجودی ما آیا عالم عقل است اگر آری علت اینکه آن را به شکل بروج ترسیم فرمودند چیست؟ تفسیر المیزان را مطالعه کردم. و در آخر اینکه هر فرشته مظهر اطاعت از خداوند است طبق فرمایشتان حال در کتابی از کتابهایتان خواندم که بال فرشتگان اسما آنهاست چرا بال آنها اسما آنهاست؟ خواهشا به تمام سوالاتم پاسخ دهید. بخشی از تفسیر المیزان و بر خی کتابهایتان را هم مطالعه کرده ام. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری روشن می‌شود که این عالم ماده ذاتاً از عالمِ ماده‌بودن خارج می‌گردد ولی باز فیض خدا عالَمی را با همین هویت، متجلی می‌سازد 2- موضوع شهاب‌های مدّ نظر قرآن هیچ ربطی به سنگ‌های آسمانی که نام آن را شهاب گذاشته‌اند، ندارد. این سنگ‌ها با برخورد با طبقات آسمانی آتش می‌گیرند 3- بروج، از نظر لغت یعنی آن‌چیزی که نمایان است و در مسیر عالم غیب، حقایقی که نمایان می‌شوند بروج نامیده می‌شوند مثل آن‌که در سفرهای قدیم، آن‌چه از دور نمایان می‌شد برجِ مربوط به آن شهر بود 4- اسماء الهی مظاهرِ مقام احدی هستند و فرشتگان از آن جهت که مأمور تجلیّات انوار الهی می‌باشند، اسماء الهی را متجلی می‌کنند که در صورتِ مثالی آن‌ها، آن تجلیّات به صورت بال‌های آن‌ها ظاهر می‌شود. موفق باشید

15231
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد خوشحال شدیم شرح غزلیات حافظ را شروع کردید و فکر کردیم مثل کتابهایتان مطالب سنگین را با زبان شیرین خویش و توضیحات مکفی بیان می فرمایید اصطلاحات را و مقصود شاعر را شرح می فرمایید اما اکنون می بینیم بیشتر نظم حافظ را به نثر تبدیل نموده اید ممکن است مثل دیگر آثارتان غزلیات را شرح دهید. با تشکر. خداحافظ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئولیتی که در این نوعْ شرح، از غزلیاتِ حافظ بر خود لازم دیدم، در حدّی است که بشود اشاراتِ حافظ را متذکر مخاطبان کرد و نگذاریم حجاب ظلمانیِ زمانه، آن اشارات بس بلند را به حجاب ببرد و معلوم گردد عالَم حافظ، چه عالَمی است! تا انسانِ گرفتار در فضای سوبژکتیویته راه عبور از آن را بشناسد. از طرفی آن نوشته می‌تواند زمینه‌ی بحث مفصل گردد و به یک اعتبار، حالت سرفصلِ یک مبحث را به خود می‌گیرد، وگرنه اگر بخواهیم هر غزل حافظ را به طور کامل در این دوران شرح دهیم؛ صفحات زیادی باید نوشته شود. شما سعی بفرمایید اشارات حافظ را از غزل‌های او مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

15006
متن پرسش
سلام و خدا قوت: راستش مدتیه که سوالی ذهنم رو در گیر کرده و نمی تونم جوابش رو پیدا کنم، ممنون می شم اگه کمکم کنید: 1. آیا می شه گفت لازمه ظهر اجتماعی حضرت اتفاق افتادن ظهور شخصی برای عده ای (313 نفر) هست؟ یعنی قلب این عزیزان ابتدا پذیرای ظهور می شه و بعد از آمادگی اون ها ظهور اجتماعی اتفاق می افته؟ 2. اگه اینطوریه تفاوتی بین ظهور شخصی و اجتماعی هست؟ 3. 313 نفر یاران خاص امام (عج) آیا فقط مربوط به یک زمان هستند یا انسان هایی از کل دوران تاریخ هستند که رجعت برای اون ها اتفاق می افته؟ ممنونم از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احتمالاً همین‌طور است که وقتی امثال حضرت امام و آیت اللّه خامنه‌ای‌ها و زکزاکی‌ها به صحنه آمدند، مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» امیدوار می‌شوند که امکان ظهورشان در حالِ فراهم‌شدن است 2- ظهور اجتماعی حضرت مورد بحث است، ظهور فردی آن عزیز که همیشه برای عده‌ای بوده است 3- احتمالاً باید همه با هم در آن تاریخ جمع باشند. موفق باشید

13890
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: حقیر بعد از اخذ مدرک دیپلم در دبیرستان دروس حوزه را آزاد و غیر رسمی خواندم و هنوز هم ادامه می دهم و خدا را شکر راضی ام. اما خانواده اصرار دارند که مدرک بگیرم و به اصطلاح وارد کار رسمی تدریس و دریافت حقوق و مزایا شوم. بارها برایشان شرح دادم که طلبگی این نیست که شما خیال می کنید اما اصلا متوجه نمی شوند. حقیر مشغول به تحصیل از اساتید مشهد به صورت آزاد هستم و وقتم را به درس و بحث می گذارنم. اوقات دیگرم را با دوستان مسجد می گردم اما منبع در آمد ندارم. دغدغه اصلی خانواده ام ازدواج من است که به خاطر نداشتن منبع درآمد برایم اقدامی نکرده اند و نمی کنند. به نظر شما باید چکار کنم؟ بنده به دلایل متعددی وارد سیستم حوزه های علمیه نشدم. هم به خاطر روحیات شخصی ام که کار آزادانه را بیشتر ترجیح می دهم و هم تجربیات دوستانم در حوزه ها که با وجود انقلابی بودن دایما با سیستم درگیر می شوند و بعضی از حوزه اخراج و بعضی انصراف دادند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید شغلی و درآمدی داشته باشید و اگر با روحیه‌ای آرام و حکیمانه خود را با روش رسمی حوزه تطبیق دهید دلیلی ندارد که با شما برخورد شود مثل این‌همه طلبه‌ی دلسوز و وارسته که در حوزه مشغول هستند. موفق باشید

13812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد تعریف دانشمندان فیزیک از نفس یا من چیست؟ کدام فیزیک دان به نظر معرفت النفسی توانسته نزدیک بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امثال آیان‌باربر در کتاب «علم و دین» و یا وایتهد در مجردبودن نفس مشکلی ندارند. بحث در دقایق موضوع است که آن‌ها ورود پیدا نکرده‌اند. موفق باشید

12984
متن پرسش
سلام استاد: کسی تو وبلاگش پرسید: فرض کنید شما در یک کشور اروپایی و یا آمریکای شمالی دانشجو هستید، یکی از همکلاسی هاتون ابراز تمایل می کنه به اسلام، شما برای شروع از او چه درخواستی می نمایید؟ حجاب؟ نماز؟ روزه؟ خمس؟ زکات؟ جهاد؟ و یا تفکر درباره ی توحید و معاد؟ نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بعد از ایمان به توحید و معاد متوجه‌ی نبوت شود؛ یعنی راهی که او را به درستی به مبدأ و معاد می‌رساند و سپس باید متوجه نبوت رسول خدا به معنای خاص گردد و در راستای پذیرش نبوت آن حضرت، جایگاه احکام الهی در متن چنین راهی برای او روشن می‌شود و در این مسیر البته شخصیت‌های برجسته‌ی اسلام کارساز‌اند. موفق باشید

12866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر به بحث مصباح الهدایه که فرمودید هرکه حاضر تر غایب تر يا هر چه حضور شديدتر غيبت شديد تر، آیا این جمله با این که خداوند از همان جهت که حاضر است از همان جهت غايب است و حضور عين غيبت است تناقض ندارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین هفته‌ی اخیر عرایضی در این رابطه شد که از چه جهت حقیقتِ حق در حجابِ اسماء هست، و از چه جهت همان اسماء که حجابِ حق است مظهر حق می‌باشد. موفق باشید

12756
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: 1. استاد خیلی دوست دارم فقط از خدا خودش را بخواهم اما دوباره دعا هام را تکرار می کنم چکار کنم؟ 2. استاد در شرح حدیث اباذر در جلساتی مانند 22 و 23 در مورد خنده صحبت کردید. استاد دلم برای خنده لک زده از غم و اشک خسته شدم از این سبک زندگی خسته شدم چکار کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچکس اشک و غم و غصه را دوست ندارد مگر اشکی که موجب انکشاف حقیقت می‌شود که آن اشک برای سیدالشهداء«علیه‌السلام» و اشک اولیاء الهی در نیمه‌های شب است. موفق باشید

11881
متن پرسش
سلام: حیف شما که با ورود در مباحث سیاسی هم نگاه ها را به خودتان تغییر می دهید و هم فضای سایت را سیاسی می کنید. شاید بفرمایید که سیاست عین دیانت است ولی وقتی فضای امروز این را نمی فهمد، چرا نگوییم حکمت اقتضا می کند که سکوت کنیم؟ استاد محترم من در صدد نصیحت نیستم که شکسته باد دهانم که چون شمایی را نصیحت کنم ولی خدا شاهد است این روشی که حضرت عالی دارید و در انتخابات و توافق نامه ها و بیانیه ها و هر ریزه خرده ی سیاست وارد می شوید نه مد نظر آقا ست و نه مطلوب مخاطبینتان کافی است نیم نگاهی به نحوه ی سوال و جواب ها بیاندازید تا ببینید نتوانسته اید حتی شاگردان خود را متوجه کنید که به این قضایا سیاسی صرف نگاه نکنند؟ حضرت استاد شما را به خدا این چنین وارد مباحث سیاسی نشوید تا فعالیت های فکری ـ فرهنگی فعلی و بعدی تان در محاق نرود. حضرت استاد شما مال خودتان نیستید تا بتوانید از خودتان خرج کنید. شما مال جبهه ی فرهنگی انقلاب هستید. خواهشا فرض کنید در این قضایای لوزان وارد این صحبت ها نمی شدید. الآن چه اتفاقی افتاده بود؟ آیا مخاطبتان گمراه شده بود؟ آیا الآن که وارد شده اید توانستید حرف تان را تفهیم کنید؟ به نظرم بهتر است در این فضاها با بیان کلیات فکری و توجه دادن به مبانی بدون ورود مستقیم به متن بیانیه و این خرده ریزه های زهر ماری هم جامعه را هدایت کنید هم گرد زمانه را بر وجهه ی خود نریزید. خدا حفظتان کند حفظکم الله عن الزلل
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر مشفقانه‌ای است، با توجه به این‌که بنده هرگز نمی‌خواهم خودم و کاربران عزیز را گرفتار امور سیاسی جزیی و موسمی کنم خوب است که سایر کاربران عزیز مثل این عزیز نظر خود را در این مورد بفرمایند تا به بنده کمک کرده باشند. ما باید در هر زمانی به بهانه‌های مختلف جامعه را به سوی تفکری دعوت کنیم که اقتضای تاریخی است که در آن زندگی می‌کنند و از این طریق می‌توان به شکل حضوری در ذیل اراده‌ی الهی قرار گرفت. آیا در این کار موفق هستم یا نه؟! آیا با ورود به چنین بحث‌هایی کمکی به شخصیت قدسی و معنوی کاربران در این زمانه می‌شود؟ یا آن‌ها را مانند بعضی از روزنامه‌ها مشغول امور سیاسی زودگذر می‌کنیم؟ موفق باشید

10347
متن پرسش
با سلام: استاد ازیک طرف ترس از اسیر شدن، از ملحق شدن به سیل عظیم کاروان اربعین حسینی بازمان می دارد، از طرفی نظر به حضرت زینب (سلام الله علیها) و اسرای کربلا ما را مصمم به پیوستن به این کاروان می کند. لطفادر گرفتن تصمیم احسن یاریمان کنید. خداوند بر برکات عمر شما بیفزاید. دعاگوی همه دست اندرکاران گروه فرهنگی المیزان هستیم. خداقوت.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند توفیق حضور در آن حرکت تاریخ‌ساز را به شما و به بنده و سایر مشتاقان بدهد و خودش همه را حفظ کند. موفق باشید
10016
متن پرسش
سلام استاد: چه طوری میشه از عقل استدلالی عبور کرد بعدش ملاک تشخیص حق و باطل چیه ممنون از حوصله تون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید عبورکردن از عقل استدلالی به معنای زیرِ پاگذاشتن آن نیست، به این معنا که با قلب نیز به حقایق نظر کنیم و متوجه باشیم همه‌ی ابعاد حقیقت در معرض عقل قرار نمی‌گیرد، ولی در هر حال موضوعی که باید مورد نظر قلب قرار ‌دهیم از نظر عقل، وجودش ثابت شده باشد وگرنه گرفتار انواع خرافات می‌شویم. موفق باشید
9429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام. خدا قوت. چه کنیم تا نور شویم تا بتوانیم نور را ببینیم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حلال و حرام الهی با رویکرد متخلق‌شدن به اخلاق الهی، مقید باشید. کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی‌» إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. موفق باشید
8414
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام.اینکه امام سجاد(ع)فرمودند خیر و شر فرزند به گردن پدر و مادر اوست،آیا منظور این است که همه ی خیر و شرهای فرزند به نحوی به والدین مربوط است؟ممنون.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خیر. یعنی پدر و مادر نقش بسترسازی دارند، یعنی اگر فرزند بخواهد بد شود و یا خوب شود پدر و مادر بستر انتخاب‌ها و اراده‌های او هستند. در این مورد به کتاب ارزشمند آیت‌اللّه حائری شیرازی به نام «تربیت اسلامی» رجوع فرمایید. موفق باشید
4304
متن پرسش
آیا ملاک حضوری بودنِ یک علم، این است که خود معلوم نزدش باشد نه صورتش؟ یا ملاکش این است که بدون مقدمات عقلی و استدلالی حاصل شده‌باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو یکی است. وقتی معلوم بدون مقدمات عقلی و استدلالی نزد عالم باشد یعنی مفهوم معلوم نزد عالم نیست بلکه وجود معلوم نزد عالم است. موفق باشید
4294
متن پرسش
با سلام در مورد بحث عزاداری ائمه (ع) اعم از سبک های عزاداری از لحاظ فقهی بیان شده در هر یک از موارد عزاداری اکثر فقها گفته اند اگر موجب وهن در دین نشود جایز است اما وهن در دین تا چه حد شدت می گیرد یعنی اگر ما به مقامهای عزاداری دست پیدا کنیم آنگاه هروله یا شور و ذکر حسین موجب وهن در دین نخواهد بود علمای اندک ما نتوانستند به مقام عزاداری دست پیدا کنند لذا عزاداری به شیوه سبک مثل سینه زنی تند و ذکر حسین و امثال تحریفات امروزی نداشتند لذا چرا جامعه امروزی از بحث مبانی تصدیق عزاداری خارج شده و حالتی مثل ادا در آوردن و به ظاهر عزادری می نمایند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرصورت باید در عین شور و دلدادگی ، تعادل و متانت رعایت شود. موفق باشید
4115
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد این حقیر به فلسفه و عرفان علاقه ی بسیار زیادی دارم ولی استاد ندارم و این باعث ناراحتی بنده شده است و از جایی که می خواهم در عرفان به فصوص و فلسفه به اسفار برسم و به عرفان عملی وارد شوم از شما در این راه دشوار کمک می خواهم لطفآ اینجانب را راهنمایی کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دانستن ادبیات عرب، باید بدایه و نهایه و اسفار را شروع کنید که اساتید خوبی در این دروس و نوارهای خوبی هست، بقیه را خداوند پیش می‌آورد. موفق باشید
3525
متن پرسش
سلام علیکم 1- در زیارت عاشوراابتدا میفرماید : "طلب ثارک . . " و بعدا میفرماید: "طلب ثاری . . " این تغییر ضمیر چه معنایی میدهد؟ 2- این که میفرماید :"علیک منی سلام الله . . " به چه معناست؟ صلوات خداوند بر امام مشخص است اما اینکه از جانب ما افراد دون چنین گفته شود به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب «زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین«علیه‌السلام» عرایضی در این رابطه داشته‌ام به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
2716
متن پرسش
خلوص نیت محدث قمی یکی از علما نقل می کرد : در یکی از ماههای رمضان به اتفاق چند تن از دوستان از حضور جناب محدث قمی تقاضا کردیم که در مسجد گوهرشاد مشهد اقامه نماز جماعت را تقبل کنند. با اصرار و پافشاری پذیرفتند. چند روز نماز ظهر و عصر در یکی از شبستانهای آن مسجد به امامت معظم له برگزار شد و هر روز تعداد جمعیت نمازگزاران افزوده می شد تا اینکه بر اثر اطلاع دادن جماعت نمازگزار به دیگرانی که از این امر هنوز باخبر نشده بودند تعداد مأمومین مرحوم قمی فوق العاده کثیر شد. یک روز پس از آنکه نماز ظهر برگزار شد مرحوم قمی به من که در صف اول و نزدیک ایشان بودم گفتند: من امروز نمی توانم نماز عصر بخوانم و رفتند و دیگر تا آخر ماه مبارک رمضان آن سال برای امر نماز نیامدند. در موقع ملاقات و سؤال از علت ترک نماز جماعت فرمودند: حقیقت این است که در رکوع چهارم متوجه شدم صدای اقتدا کنندگان از پشت سرم را که می گفتند: یا الله! یا الله! یا الله! ان الله مع الصابرین. و این صداها از محلی بسیار دور به گوش می رسید. این توجه مرا به زیادی جمعیت اقتدا کننده متوجه کرد و در من شادی و فرحی تولید کرد و خلاصه خوشم آمد که این جمعیت این اندازه زیادند. بنابراین من برای امامت اهلیت ندارم! عالم باش یا متعلم باش یا شنونده یا دوستدار( علم و عالم) و پنجمی مباش که هلاک خواهی شد. حضرت محمد صلی الله علیه آله و سلم ـ نهج الفصاحه استاد گرامی لطفا بفرمایید الان وضعیت چطور است که مسوولین ما زیادی استقبال را به رخ همدیگه می کشند؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: استقبال از نظام اسلامی در پوشش استقبال از مسئولان، غیر از آن است که فکر کنیم مسئولان آن را به پای خودشان میگذارند. موفق باشید
1500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ؛ شوهرم بد اخلاق ،حواس پرت ، لج باز شده کارهایش بیشتر شبیه به بهانه است ، همه اش گیر میدهد ، مدام به من میگوید بچه ای ، اگر احوالش را بپرسم میگوید لوسم نکن اگر نپرسم میگوید چرا زن نیستی ، این رفتار را خانواده اش میگویند که یک سالی است پیدا کرده خودش هم نمیداند چه مشکلی دارد وقتی سرحال است محبت میکند و از کارهایی که کرده اظهار پشیمانی میکند اما طولی نمیکشد که دوباره به هم میریزد ، شما به او گفتید که حضرت عزراءیل علیه السلام کمکت کرده از دنیا کنده شدی به خواهرش گفتید که مشکل از کتاب خواندنش نیست شیطان دیده نمیتواند اعتقادش را ضعیف کند دست گذاشته روی اخلاقش ، مردم گفتند این باید زن بگیرد ، دیگری گفته باید برود پیش روان پزشک ، سیستم بدنش دچار اختلال شده ، خلاصه خانواده به دلیل اصرار طولانی مدت خودش برایش زن میگیرند خواهرش قبل از ازدواج به من گفته بود که یک سالیست در اخلاق و احکام بد شده حوصله اش کم شده اما گذشته اش را که گفت و اینکه در اعتقاد خیلی قوی هست و اینکه از وهمیات گریزان ، من هم که گذشته اش را شنیده بودم که عالی بوده و کسی است که نمیتواند به دنیا دل ببندد باهاش ازدواج کردم اما الان میبینم غیر قابل تحمل است ، اگر به خاطر کنده شدن از دنیا باشد برایم قابل تحمل میشود اما میترسم که نکند اشتباه انتخاب کردم و این آدم در کارش زیاده روی کرده باشد و با گیر دادنهایش مرا از دین و کتاب و معرفت و ... دلسرد کند چون اغلب اوقات وحشتناک میشود نمیدانم چه رفتاری بکنم چون اصلا معلوم نیست چه میخواهد بگوید من هر کار بکنم گیر میدهد ، دیگر واقعا دارم به خودم شک میکنم که آیا واقعا اینقدر وضعم خراب است مرا راهنمایی کنید که با او چه جوری رفتار کنم چون سر کار نمیرود شدیدا ولخرج است پولی نگه نمیدارد اصلا خراب کردن برایش کاری ندارد اگر هم من به او تذکر بدهم میگوید تو داری مرا به سمت دنیا میاوری ، بفرمایید چگونه در مقابلش رفتار کنم که شایسته رفتار یک زن است ؟ این را هم بگویم اگر خوب رفتار کنم به من میگوید اینها واقعیت تو نیست وقتی مردی آن وقت میفهمی که چقدر پوچی به من میگوید مشکلاتت را پنهان نکن بگذار مشکلات درونیت را ببینی و... حرف زیاد است خودش هم از ما میخواهد که برایش دعا کنیم چون خیلی داغون است اما من بیشتر نگرانم که نکند من باعث دنیایی شدن او بشوم به همین دلیل دیگر به او نمیگویم که چرا اسراف میکنی چرا مدیریت نمیکنی زندگیمان را و ....بفرمایید من چگونه رفتار کنم که به او کمک کنم از این داغونی درآید و کمکش کنم که راحت تر به اهداف بلندش برسد ، او سیگاری شده ، گاها نماز صبحش را قضا میکند نمازهایش را آخر وقت هم ممکن است بخواند ، حسابی گیج است گیج گیج گیج پدر و مادر من از این گیجیش و بیکاریش ناراحتند من باید مدام به آنها هم جواب بدهم تا نگران نباشند راهنماییم کنید و یک مرکز مشاوره قابل اعتماد که مدام با آنها در ارتباط باشم معرفی نمایید برایم مهم است که شما آن مشاور یا مرکز را تأیید کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ملاک صحیح و غلط‌بودن کارها سیره‌ی رسول خدا«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» است، دائم به او متذکر شوید که باید راه ائمه را دنبال کند و شما هم بنا به توصیه‌ی ائمه با او خوش‌رفتاری کنید. به شوهرتان بگویید با مطالعه‌ی سیره‌ی علماء می‌تواند إن‌شاءالله بهره بگیرد. بنده هم پیشنهاد می‌کنم به مشاور رجوع کنید ولی خودم شخص خاصی را نمی‌شناسم، از بقیه سؤال کنید نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
1326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
وهم با خیال چه فرقی دارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از جهت اخلاقی فرق خاصی ندارند و هر دو اشاره به چیزی در ذهن دارد که در خارج واقعیّتی برای آن نیست ولی از نظر فلسفی خیال محلّ صورت‌هایی است که انسان یا از عالم عقل در خود دارد و یا از عالم محسوس و وهم بُعدی از ادراک انسان است که معانی همراه با صورت را در خود ایجاد می‌کند. موفق باشید
853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- فعل امام عین وحی است آیا یعنی همان وحی است به نازله ، مثل عقل و خیال و لفظ که لفظ همان عقل است اما به نازله ؟ 2- تفاوت مقام نبوت با امامت با ولایت با عصمت چیست ؟ 3- مظهر مقام عقل کل در مقابل نفس کل یعنی چه ؟ ( کتاب زن ص 47 ) 4- چرا اصطلاح تشکیک را در مورد موجودات مادی مثل نور هم به کار می بریم ؟ میدانم که وجود نور و حتی ماهیتش حقیقی است چون بشر در آن نقشی نداشته اما علت سؤال من دو گانگی است که در موجودات مادی مطرح است به دلیل اشغال مکان ، اما در وجود وحدت است ؟ 5- جامع ابعاد با جامع اسماء چه فرقی دارد ؟ حال انسان به خاطر کدام جامعیت مقام ارزشمندی پیدا کرده است ؟ 6- زمینی که حضرت آدم درآن خلق شدند با زمینی که به آن هبوط کردند جه فرقی دارد ؟ 7- مگر اصل وحقیقت انسان روح یا نفس نیست پس چرا ملایکه باید بر خاک سجده می کردند آن هم خاکی که هنوز روح بر آن دمیده نشده بوده ؟ در ضمن چرا ملایکه باید بر خاک آدم سجده می کردند نه بر حوا ؟ و دیگر اینکه چرا خاک آدم زودتر از حوا خلق می شود ؟ 8- یعنی چه انسان باید آزاد باشد مشغول هیچ چیز نباشد ، آیا مثلاً در حال نماز یعنی فعالانه ذکر بگوییم حتی اگر چه نفهمیم چه می گوییم چون نباید به نماز هم مشغول شد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- وقتی طبق آیه‌ی 73 سوره‌ی انبیاء گفته می‌شود فعل امام عین وَحی است یعنی جان امام در قبضه‌ی وَحی الهی است و حرکات امام مطابق آن نوری است که جان امام را قبضه کرده و نباید تصور کرد که آن فعل نازله‌ی وَحی است 2- نبوت مأموریتی است جهت ارائه‌ی وَحی الهی و امامت مأموریتی است جهت تبیین وَحی و هر دو در کار خود معصوم هستند و در کنف الهی قرار دارند تا در مأموریت خود موفق شوند و بشریت از دینداری صحیح محروم نگردد، ولی ولایت از یک جهت مقامی است که نبی و امام در راستای قرب الهی به‌دست آورده‌اند و به خدا نزدیک شده‌اند و از جهت دیگر به معنی ظهور ولایت الهی است بر مخلوقات تا حکم خدا را بر خلق إعمال کنند 3- ظاهراً همین نور که ما می‌بینیم یک حقیقتی است که نفس ناطقه آن را درک می‌کند و نه چشم مادی و لذا می‌توان همان خاصیتی که در موجودات مجرد هست یعنی تشکیک را نیز برای آن لحاظ کرد. (در کتاب حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام») به این موضوع پرداخته شده 5- در واژه‌ی جامع اسماء، نظر به جنبه‌ی فعلی موجود می‌‌باشد ولی در واژه جامع ابعاد نظر به ظرفیت پذیرش موجود می باشد 7- قسمت هفتم سؤال‌تان را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» دنبال کنید تا روشن شود در بهشتِ برزخی نزولی موضوع خاک و این حرف‌ها نیست. ملائکه با حقیقت آدم یعنی آدمیت روبه‌رو شدند که فوق حضرت آدم و حوا است و این دو بزرگوار مصداق‌های بعدی آن حقیقت هستند 8- موضوع را در کتاب «عالم انسان دینی» و کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» دنبال بفرمایید. موفق باشید
415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی . سوال مهمی دارم . من 22 سال دارم و امکان سفر بدون اجازه ی والدین برای شرفیاب شدن خدمت بزرگان عرفان برایم هست . اما برای تاسوعا عاشورا از مامانم اجازه گرفتم و ایشان اجازه ندادند که من بروم . در صورتی که من رفتن خدمت اساتید را به شدت در رشد خود موثر میدانم و هر چه از دین فهمیده باشم از ادراکاتی است که با ملاقات بزرگان گیرم آمده. میخواهم بدانم: 1) آیا در صورت عدم رضایت والدین من میتوانم بروم خدمت بزرگان ؟؟ 2)اگر اجازه ندادند میشود دروغ بگویم که نمیروم ولی بروم ؟؟ 3) میشود اصلا اطلاع ندهم و بروم ؟؟ با وجود این که میدانم اگر بدانند رفتم ناراحت میشوند. 4) از رفتم و بعد تماس تلفنی با من داشتند و پرسیدند که العان کجایم ، آیا میشود دروغ بگویم که مثلا العان خوابگاه هستم ؟؟ 5) در آخر این که از دست دوستان ، هم اتاقی ها ، خانواده و یا در کل هر کس دیگری که سنگ در جلو پای ما می اندازد و مانع رشد میشود چه کار باید کرد ؟؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هرچه دارید از دعای مادرتان است که در آن‌جایی که مانع کار هستند با ایشان مخالفت نکرده‌اید، اگر گفته نروید، نروید، ولی لازم نیست هرکاری را از ایشان اجازه بگیرید و دروغ هم به ایشان نگویید. در مورد دوستان و خانواده که سنگ جلو پایتان می‌اندازند، مدارا کنید، خداوند راه بهتری را می‌گشاید. إن‌شاءالله موفق باشید
19474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر فرض کنیم که دو انسان یکی مرد و یکی زن هر دو یک دین، یک فکر و نیت و اعمال دقیقا یکسان داشته باشند در قیامت بدن اخروی این دو دقیقا یک شکل و دارای ویژگیهای یکسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! در تبیین سوره‌ی واقعه که بحث وجود «حوری» برای روح انسان شد، به طور غیر مستقیم در این مورد عرایضی گفته شده، به صوت آن بحث می‌توانید رجوع کنید. موفق باشید

18512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز:ان شاءلله که حالتان خوب باشد. مدتی ست در جامعه واژه ی «ازدواج سفید» به کار برده می شود که ترجمه ی تحت الفظی اصطلاحی انگلیسی است و در ایران به رابطه ی بین زن و مرد نامحرمی گفته می شود که بدون ایجاد پیوند زناشویی با یکدیگر زندگی می کنند و ارتباط زناشویی دارند. جدا از همه ی مسائل مربوط به این پدیده ی شوم، بحث بنده در مورد به کار بردن و رواج این واژه حتی در سخنرانی ها و محافل مذهبی ست. ما مسلمان هستیم و تا جایی که بنده اطلاع دارم روابط زناشویی در اسلام شیعی به سه صورت است: ۱. ازدواج دائم ۲. ازدواج موقت ۳. زنا ما شکل چهارمی به اسم ازدواج سفید نداریم. این عمل، زنا محسوب می شود. ازدواج نیست که بخواهد سیاه باشد یا سفید!!!! به نظر بنده به کار بردن این واژه برای عمل شرم آور زنا و فحشا، در عادی کردن این گناه نقش دارد. بنده اخیرا شنیده ام که افراد مذهبی هم شاید با تصور مودبانه تر بودن این واژه، از این کلمه استفاده می کنند. ولی واژه ی «ازدواج سفید» نه تنها زشتی و قبح این عمل را در کلام منتقل نمی کند، بلکه به کار بردن کلمه ی «ازدواج» برای این موارد، شکل عرفی و مقبول به این کار می دهد. قشری از جامعه در بیان و عمل، پدیده ی شرعی ازدواج موقت را اینقدر زننده و قبیح معرفی می کنند که گویا بدتر از زنا ست، بعد اسم زنای علنی رو می گذارند «ازدواج سفید»!!!!!!! مزاحم جنابعالی شدم تا نظرتان رو در مورد این واژه بدانم. شاید بنده گرفتار وسواس شده ام و زیادی سخت می گیرم. نمی دانم. خدا خیرتان دهد ان شاءلله. التماس دعا. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر شما موافقم مگر آن‌که این افراد که می‌خواهند بدون پذیرش بارِ حقوقی ازدواج، یا آزادشدن از مشکلات رسمی ازدواج با هم باشند؛ به حکم شرع صیغه‌ای بخوانند حال یا موقت و یا دائم که گرفتار گناه نشوند. شاید حال که شرایط طوری است که بعضی نمی‌توانند به طور رسمی ازدواج کنند اعم از دختر و پسر، افراد مذهبی توصیه کنند ازدواج سفید را به این شکل انجام دهند تا قبح زنا از بین نرود. موفق باشید

17591
متن پرسش
استاد عزیز سلام: هر چه گشتم آخرش نتونستم بفهمم چرا خلیفه اول و دوم حکومت رسول الله را غصب کردن نه بنی هاشمی بود و نه یارانی... خوب مگه خلیفه اول و دوم کی بودن؟ چی بودن؟ کجا بودن؟ چه کاره بودن که نفر دوم و سوم الان جهان اسلام هستن؟ خواهشا منو از برزخ خلیفه اول و دوم در بیاربن که چه کاره بودن؟ دست حمایتی و پنهانی که طرفداران اینا بودن رو بگید... از خلیفه سوم به بعد همه چیز معلومه اما اولی دومی رو نفهمیدم. تو رو خدا منو کمک کنین تا ولایت رو بهتر بفهمم. شرح ۳۳ احزاب و حزوه غدیر و ... از جنابعالی رو گشتم چیزی نفهمیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به جريان صحيفه که در بحارالانوار، ج 8 ص 33 و شرح نهج البلاغه ابن ‏ابى‏ الحديد ج 4 ص 454 آمده، توجه شود كه چگونه عده‌ای پس از ماجراى غدير خم به اين نتيجه رسيدند پس از رحلت رسول‏ خدا «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» با تمام قدرت بر ضد حكومت على (ع) مبارزه كنند و پيمان نامه‏اى با امضاء 34 نفر تهيه و آن ‏را به ابوعبيده ‏جرّاح دادند مبنى بر اين كه محمد رسالت خود را انجام داد و كسى را جانشين قرار نداد و اختيار حكومت را به عهده ملت گذارد تا رهبرى ملت موروثى نشود. عرایضی در این رابطه در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» شده است مبنی بر آن‌که جریانی بسیار منسجم و دقیق، سقیفه را بر اساس آن صحیفه مدیریت کردند. موفق باشید

نمایش چاپی