باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چندان متوجهی حرکات ایشان نمیشوم. ظاهراً مشاور، یا مشاورانِ حکیمی ندارند وگرنه، نه آن یکشنبهی سیاه را بهوجود میآوردند تا آن حدّ که رهبر معظم انقلاب آن کار را خلاف شرع بدانند؛ و نه این حرکات را که بیشتر ملعبهای است برای رسانههای بیگانه! اَدمهایی که سه نفری در محل ثبتنام نامزدها دست در دست هم قرار دهند به آن شکل، را چطور برای یک انسان فهیم و حکیم میتوان توجیه کرد؟! آیا این یک نحوه توهین به مخاطبان نیست که آنها را در حدّ کودک حساب کردهاند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از پریروز که با این سؤال کشندهی شما روبهرو شدهام، نه میتوانم آن را نادیده بگیرم و فراموشش کنم، و نه میتوان بهراحتی با آن روبهرو شوم و با چنگالهای خود آن را تکه پاره کنم.
چگونه در چنین ظلماتی که روشمندیهای عقلِ ریاضی همهچیز را در سیطرهی خود گرفته، میتوان ندا سر داد که پدیدارها در چنبرهی این روشها، هیچ رویی از خود نمینمایانند؟!
منِ استعلایی، انسان را در جزیرهی تنگ و محدود خود خلاصه میکند تا هرچه هست تصور انسان باشد نه چیز دیگر.
کجاست آن حضوری که انسان در بیکرانگیِ خود در همهی عالم و با همهی مخلوقات، یگانه باشد و با آنها بهسر برد؟!
خلیفهی الهی حامل همهی اسماء الهی است و هر مخلوقی از مخلوقات، حامل اسمی از اسماء الهی میباشد که همهی آن نزد خلیفة اللّه است و از این جهت، خلیفة اللّه به گستردگی همهی عالَم در عالَم حاضر است. و این شاید همان معنایی است که یوگیِ آلمانی تحت عنوان «در جهانبودگی» بنای گفتنش را دارد. در حالیکه قابیل، که همان منِ استعلایی است، هابیل را، یعنی این منِ گسترده در همهی عالم را به قتل رساند و دربهدر به دنبالِ دفنکردن آن است!
آیا آن منِ استعلایی، برادر آن منِ گسترده که با همه و همهجا هست، نیست؟! برادر هستند و برادر نیستند. برادراند چون هر دو یک چیز را مدّ نظرها میآورند، ولی چگونه قاتل و مقتول برادر باشند که یکی میخواهد دیگری را دفن کند؟
آدم وقتی در مقابل این سؤال شما قرار میگیرد با ظلماتی سهمگین روبهرو میشود، ظلماتِ زندان تنگ و تاریکِ «روش»؛ اگر بخواهد بگوید ما را با «روش» کاری نیست، انبوه اشکالات بر سرت ریخته میشود که میخواهی بدون برنامه زندگی کنی. و اگر بخواهی متذکر شوی که در چارچوببردنِ پدیده و گشتلکردنِ آن، عملاً رابطهی خود را با عالَم و آدم قطع کردهای؛ خیرهخیره به تو مینگرند در حدّی که گویا حرف قابل فهمی با آنها در میان نگذاشتهای. حال وقتی در ذهن انسان چنین مسائلی میگذرد نمیداند باید تکلم کند یا اینکه چون از عهدهی ظهورِ ابعاد مختلف سؤال و جواب برنمیآید، سکوت نماید. و چند کلمهای تند و تیز جواب دهد بهخصوص اگر مثل من پیرمردی کمحوصله باشد، راهی نمیبیند مگر آنکه به رسم فردیدی، جوابهای تندی مطرح نماید تا او را متهم به کمحوصلگی و عصبانیت کنند. تازه، دیوانهشدن نیچهای و گیج و منگشدنِ هولدرلینی پیشکش! گویا زمانه زمانهای است که سخنگفتن هردمبیلی شده است و لذا چارهای جز سکوت نمیماند مگر آنکه گشایشی در بستر زبان آیات و روایات فراهم شود، اما نه زبانی که باز، حجابِ ظهور آیات و روایات گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید که اطلاعاتِ طوطیوار هم از این علوم، زمینهای میشود تا به وقتش به مناسبت نیازی که پیش میآید به آن اطلاعات رجوع کنید و لذا باید از همین دروس کلیاتی در ذهن خود داشته باشید تا وقتی بنا به تقدیری که دارید، با موضوعی روبهرو شدید که نیاز کشور است، بتوانید به آن متون رجوع فرمایید و آن متون برای شما قابل درک باشد. بقیه را به خدا بسپارید که چه پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان متدین برای هرسخنی باید حجتی داشته باشد. اگر به نظر خود ایشان در موردی اشتباه نکردهاند و بقیه بگویند ایشان اشتباه کردهاند، مگر برای ایشان حجت است که کار خود را اشتباه اعلام کنند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال رابطهای بین علت و معلول برقرار است. آری! اگر علت، تغییر کند و یا شرایطی در کنار علت بهوجود آید، معلولِ دیگری حاصل میشود. به این معنا که همیشه در شرایط حضرت ابراهیم«علیهالسلام» اگر آتشی فراهم شود، آن آتش نمیسوزاند و همچنین در سایر موارد. و در مورد خبرِ ناگوار و رفع گرسنگی، موضوع به غفلت از گرسنگی برمیگردد، نه آنکه آن خبر، علتِ سیری شده باشد! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده در جریان این سخنها نیستم ولی میدانم آن دو بزرگوار که ذیل سایهی فرهنگِ روحانیت عمل میکنند هر دو احترام همدیگر را دارند و متوجهی دلسوزهای همدیگر نسبت به اسلام هستند 2- در مورد آیت اللّه مصباح، سخنان مقام معظم رهبری باید برای ما حجت باشد، در عین آنکه نمیخواهیم آیت اللّه مصباح را در قابی از عصمت بپیچانیم. بیشتر متوجهی جریانهای مغرضی هستیم که میخواهند ایشان را تخریب کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است اگر بتوانید با آموزشهای فنی که به جوانان میدهید، آنها را به زندگی امیدوار کنید و از هزاران دام که جلوی آنها پهن شده نجاتشان دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت تفکر فلسفی بعد از اسفار، شواهد الربوبیه و مفاتیح الغیب و عرشیه خوب است مطالعه شود. مطالعهی ایقاظ النّائمین بعد از فصوص محیالدین بهتر است انجام شود. کسر الاصنام کتابِ انتقادی مرحوم آیت اللّه صدرالمتألهین است نه آنکه یک کتاب فلسفی باشد. کتابهای شمارهی 4 و 6 را به عنوان شاهدِ تفکر جناب ملاصدرا دنبال کنید. البته بنده کتاب «المظاهر الإلهیه» را مطالعه نکردهام. شرح اصول کافی بعد از مطالعهی اسفار، دقتِ ما را نسبت به روایات اهلالبیت«علیهمالسلام» بیشتر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام میفرمایند چنانچه کسی معنای ولایت فقیه را درست تصور کند و بفهمد یعنی به جای حاکمیت امیال انسانی احکام الهی بر امورات بشری حاکم باشد، حتماً تصدیق میکند که چنین چیزی حق است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بعد از ایمان به توحید و معاد متوجهی نبوت شود؛ یعنی راهی که او را به درستی به مبدأ و معاد میرساند و سپس باید متوجه نبوت رسول خدا به معنای خاص گردد و در راستای پذیرش نبوت آن حضرت، جایگاه احکام الهی در متن چنین راهی برای او روشن میشود و در این مسیر البته شخصیتهای برجستهی اسلام کارسازاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کیس در اینجا به معنی سیاستمدار است ولی کیس در متون دینی ما به معنای هوشیاری است که همهی جوانب را در نظر بگیرد که مصداق کامل آن اهلالبیت«علیهمالسلام»اند و در تاریخ امروز، امثال حضرت امام کیس واقعی هستند و با تأمل در سیرهی آنها و نظر به معارف اسلامی انسان منوّر به کیسبودن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچکس اشک و غم و غصه را دوست ندارد مگر اشکی که موجب انکشاف حقیقت میشود که آن اشک برای سیدالشهداء«علیهالسلام» و اشک اولیاء الهی در نیمههای شب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید «بهتر است برویم خودمان را اصلاح کنیم تا بتوانیم از همین سرمایه هایی که در اختیارمان قرار گرفته بهترین استفاده را بکنیم؛ آن موقع بهترین ها هم برایمان پرورانده میشود.» و به همین دلیل بنده احساس میکنم کارهای فرهنگی بسیار حساسی زمین مانده است و باید کاری کرد که ماوراء جبههبندیهای سیاسی، تفکر به جامعه برگردد. موفق باشید
