سلام استاد عزیز. آیا برای بنده ای که ته دلش دوست دارد هدایت بشود و حقیقتا خدا را دوست دارد، خداوند راههای هدایت را به او الهام می کند و او را در مسیر هدایت قرار می دهد؟استاد من حقیر، بنده کمترین و قاصر و گنهکار معمولا دعا می کنم خدایا مرا به صراط اقوم به راه راست راهی که می پسندی هدایت کن، کم کم در زندگیم حس می کنم گاهی یه مسئله ای به ذهنم خطور می کند و بعد دنبالش می کنم می بینم چقدر برکات دارد؛ آخرین این الهامها این بودکه بهذهنم رسید خوب است بروم با اندیشه های شهید آوینی آشنا شوم؛ استاد میدانم که می دانید چه دنیایی داره حرفهای شهید آوینی. اصلا این حرفها که هنوز برای من عطر تازگی می داد حرفهاییکه مرا به دنیای حقیقی برد؛ نوشته هایی که از بس با امروز دنیا سنخیت داشت مدام چک می کردم ببینم تاریخ مقاله ها مال کیه و بعد که می دیدم دهه شصته و اشتباه نمی کنم تعجب میکردم.استاد زمانی که خدا فرصت آشنایی با اندیشه های شما را به من داد؛ نمی دانستم امروز دیدگاههای شما به فهم بهتر حرفهای سیدشهیدان اهل قلم کمکم می کند.استاد واقعا این خداوند است که مسیرها را اینگونه می گشاید؟چهکنم که اگر اینگونه هست بیشتر در معرض هدایت الهی قرار بگیرم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر جنابعالی را به جواب سؤال شمارهی 3785 جلب میکنم. موفق باشید
بباسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه جوادی در تفسیر مفصل آیهی مذکور، آن روایات که میفرماید باید معطر و پاکیزه وارد مسجد شد؛ ربطی به این آیه ندارد و این آیه وجه معنوی را زینت انسان میداند. پس نباید گفت چون خداوند خواسته زینتها را ظاهر کنیم و حجاب، مانع اظهار زیباییها است قرآن نظر به حجاب زن ندارد؛ همانطور که آقای سوزنچی بر آن تأکید دارند باید به موضوع تاریخیِ حجاب نیز نظر داشت زیرا واژهها در معنایِ تاریخیِ خود اشارات اصلی خود را دارا هستند. و البته اینکه معنای حجاب در این دوران چگونه باید باشد، حرف دیگری است. مثل اینکه ما نمیتوانیم امروز مانتو و شلوار را بیحجابی بدانیم. ولی در هرحال اصلِ موضوع که هویت زن نباید در حضور اجتماعیاش عامل تحریک شهوت شود؛ علاوه بر آنکه یک موضوع شرعی است، یک موضوع اخلاقی است و ظرائف بسیاری در آن نهفته است که در هر صورت بهراحتی نمیتوان سخن آقای ترکاشوند را پذیرفت که میفرمایند مویِ سر حکم حجاب را ندارد؛ زیرا به فرمایش آقای سوزنچی این در موردی میتواند باشد که همراه با لذت نگردد «مع عدم تلذذ» و اگر هم کنیزان و یا اهل کتاب لازم نبوده است موی سر خود را بپوشانند، به جهت نحوهی زندگی آنها در آن شرایط بوده که با کارهای سطح پایین عموماً جذابیتی در آنها پیش نمیآمده. و خود ما تا چندسال پیش در اصفهان میدیدیم که زنان یهودی در محلهی «جویباره» با آنکه از نظر ثروت وضع خوبی داشتند، به جهت خساستشان از نظر ظاهر چه اندازه غیر جذاب ظاهر میشدند که البته امروز موضوع، متفاوت شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهادم آن است که ابتدا کتاب «فرزندم ...» و سپس کتاب «معاد» را با شرح صوتی آن دنبال فرمایید که البته نکات اصلیِ کتاب آیت اللّه شجاعی نیز در آن هست و پس از مطالعهی کتاب «معاد» به شکلی که عرض شد، صوت شرح سورههای اعراف و انعام و آلعمران را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از پریروز که با این سؤال کشندهی شما روبهرو شدهام، نه میتوانم آن را نادیده بگیرم و فراموشش کنم، و نه میتوان بهراحتی با آن روبهرو شوم و با چنگالهای خود آن را تکه پاره کنم.
چگونه در چنین ظلماتی که روشمندیهای عقلِ ریاضی همهچیز را در سیطرهی خود گرفته، میتوان ندا سر داد که پدیدارها در چنبرهی این روشها، هیچ رویی از خود نمینمایانند؟!
منِ استعلایی، انسان را در جزیرهی تنگ و محدود خود خلاصه میکند تا هرچه هست تصور انسان باشد نه چیز دیگر.
کجاست آن حضوری که انسان در بیکرانگیِ خود در همهی عالم و با همهی مخلوقات، یگانه باشد و با آنها بهسر برد؟!
خلیفهی الهی حامل همهی اسماء الهی است و هر مخلوقی از مخلوقات، حامل اسمی از اسماء الهی میباشد که همهی آن نزد خلیفة اللّه است و از این جهت، خلیفة اللّه به گستردگی همهی عالَم در عالَم حاضر است. و این شاید همان معنایی است که یوگیِ آلمانی تحت عنوان «در جهانبودگی» بنای گفتنش را دارد. در حالیکه قابیل، که همان منِ استعلایی است، هابیل را، یعنی این منِ گسترده در همهی عالم را به قتل رساند و دربهدر به دنبالِ دفنکردن آن است!
آیا آن منِ استعلایی، برادر آن منِ گسترده که با همه و همهجا هست، نیست؟! برادر هستند و برادر نیستند. برادراند چون هر دو یک چیز را مدّ نظرها میآورند، ولی چگونه قاتل و مقتول برادر باشند که یکی میخواهد دیگری را دفن کند؟
آدم وقتی در مقابل این سؤال شما قرار میگیرد با ظلماتی سهمگین روبهرو میشود، ظلماتِ زندان تنگ و تاریکِ «روش»؛ اگر بخواهد بگوید ما را با «روش» کاری نیست، انبوه اشکالات بر سرت ریخته میشود که میخواهی بدون برنامه زندگی کنی. و اگر بخواهی متذکر شوی که در چارچوببردنِ پدیده و گشتلکردنِ آن، عملاً رابطهی خود را با عالَم و آدم قطع کردهای؛ خیرهخیره به تو مینگرند در حدّی که گویا حرف قابل فهمی با آنها در میان نگذاشتهای. حال وقتی در ذهن انسان چنین مسائلی میگذرد نمیداند باید تکلم کند یا اینکه چون از عهدهی ظهورِ ابعاد مختلف سؤال و جواب برنمیآید، سکوت نماید. و چند کلمهای تند و تیز جواب دهد بهخصوص اگر مثل من پیرمردی کمحوصله باشد، راهی نمیبیند مگر آنکه به رسم فردیدی، جوابهای تندی مطرح نماید تا او را متهم به کمحوصلگی و عصبانیت کنند. تازه، دیوانهشدن نیچهای و گیج و منگشدنِ هولدرلینی پیشکش! گویا زمانه زمانهای است که سخنگفتن هردمبیلی شده است و لذا چارهای جز سکوت نمیماند مگر آنکه گشایشی در بستر زبان آیات و روایات فراهم شود، اما نه زبانی که باز، حجابِ ظهور آیات و روایات گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس موجب میشود که انسان با وجود خود و نه با ماهیت خود مرتبط گردد و از این جهت دریچهی عرفان است از آن جهت که در عرفان ما با وجود حضرت حق مأنوس میگردیم. به عنوان نمونه میتوانید بحث «ده نکته در معرفت نفس» که کتاب و شرح صوتی آن بر روی سایت هست را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نوع مردن از جمله رحلت را موت گویند ولی فوت به معنای از بینرفتن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد از نماز و صبر کمک بگیرید. (استعینوا بالصبر و الصلواة). در هر فرصت که پیش آمد به نماز بپردازید و در مقابل خیالاتی که سراغتان میآید، مقاومت کنید. پس از مدتی طوری مشکل حل میشود که خودتان هم باورتان نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه انسان وقتی متوجه حضور خدا در عالم شد به تقدیر الهی راضی است، با دعا کاری میکند که خداوند بهترین تقدیرات را برای او مقرر نماید و موانع اُنس با انوار الهی را برطرف نماید و به عبارت دیگر، دعا ظرفیت انسان را برای تقدیرِ برتر فراهم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات به طور مفصل بحث شده است و نقد مدرنیته بیشتر به فرهنگی است که در درون این تکنیکها نهفته است و مسلّم با وجود چنین تکنیکهایی به جای اینکه انسانها در گسترهی زمین، پراکنده باشند و در دل طبیعت با طبیعت زندگی کنند، شهرها را شلوغ و پر ازدحام میکنند و این بدین معنا نیست که ما امروز بتوانیم به این تکنولوژی که بیشتر در شرایط تقابل با طبیعت است، به راحتی عبور کنیم و به تکنیکی برسیم که در مقام تعامل با طبیعت میباشد. در کتاب «شیعه و تمدنزایی» عرایضی شده است. شاید مفید افتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بزرگ و سنگینی است فعلاً در مورد سورهی کهف کار شد و بر روی سایت قرار گرفت. موفق باشید