بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5119
متن پرسش
سلام علیکم.آقای استاد چرا گفته می شود فرهنگ مدرنیته قتلگاه حقیقت صمدی انسان هست؟مگر انسان چیست که این همه بالا می برید او را و می گوید حقیقت صمدی؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور این باشد که انسان با روح خلیفه‌اللهی خود و با سعه‌ی وجودی که دارد باید تمام مناسبات را در همان اساس معنی کند در حالی که مدرنیته صرفا با بعد نفس اماره‌ی انسان، انسان را در مناسبات عالم وارد می‌کند. موفق باشید
3454
متن پرسش
ایرادی به سایت من چطوری جواب سوالم را بگیرم. ترتیبی در شماره جوابها نیست . من نمی فهمم آیا استاد جواب داده اند یا نه.راهی ندارم جز اینکه دانه دانه جوابها را چک کنم. چون عنوان جواب فرق می کند و نمی شود بدون باز کردن عنوان فهیمد این جواب سوال من است یا نه. لطفا گزینه ای قرار دهید که با انتخاب آن سوالها بر اساس شماره مرتب شوند یعنی همیشه تازه ترین جوابها در اختیار باشد تا سوال کننده جواب خود را پیدا کند . متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:بهترین کار آن است که زمان ارسال سوال حتما ایمیل خودرادرمکان مشخص شده قرار دهید تا جواب برای ایمیلتان نیز ارسال گردد."مدیریت سایت"
3165
متن پرسش
سلام استاد. وقتتان بخیر. من خیلی سعی می کنم برایم مدارج و مفاخر دنیوی مهم نباشدو...منتهی پدر من راننده است. انسان زحمت کشی که در جاده ها کار می کند روز عاشورا هم کلی برای امام حسین گریه می کند یا بقول خودش در جاده چقدر به یاد امام علی اشک می ریزدو... اما با توجه به اینکه در جامعه از رانندگان بد گفته می شود ومردم فرهنگ این قشر را پائین می دانند من سعی می کنم جایی عنوان نکنم که شغل پدرم چیست. در واقع از بس به خاطر شغل پدرم تحقیر شدم سعی میکنم کسی نفهمد من فرزند یک راننده هستم. با اینکه به لطف خدا تربیت خوبی داشته ایم اما تا بقیه شغل پدرم را می فهمند نگاهشان به من تغییر می کند. استاد آیا این بد است که من از شغل پدرم خجالت می کشم؟ یا آن را پنهان می کنم؟استاد یعنی اگر شما راننده بودید خجالت نمی کشیدید؟lممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده اگر در ذیل شریعت محمدی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» راننده و یا رفتگر بودم همان اندازه راضی بودم که سایر موحدین در سمت‌های دیگر اجتماعی از شغل خود راضی‌اند. شما هم با راحتی تمام بگویید شغل پدرتان رانندگی است و در مقابل طعنه‌ی بقیه نیز صبور باشید. موفق باشید
3082

عفاف و حجاببازدید:

متن پرسش
باسلام و خسته نباشید. به نظر شما اگر قرار باشد بحث عفاف و حجاب را با جمعی که خیلی در فضای مباحث دینی نیستند مطرح کنیم ، چگونه باید به بحث ورود پیدا کرد که هم پذیرش بیشتری داشته باشد و هم دچار آسیب های رایج در این بحث و دلزدگی هایی که به خاطر بیان اشتباه بوده ؛ نشویم؟آیا امکان یک جلسه حضوری برای بحث در این زمینه درحد یک جمع پنج ، شش نفره ی هسته مرکزی این کار را دارید؟با تشکر از راهنمایی شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده نمی‌توانم به شکل حضوری در خدمتتان باشم. شاید بحث «عالَم عفاف» در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مفید واقع شود. می‌توانید آن قسمت را از کتاب از طریق سایت کپی کنید. موفق باشید
21717
متن پرسش
استاد سلام: حال خوبی ندارم واقعا من از روندی که در عرصه سیاسی فرهنگی کشور می گذره خیلی خوشنود نیستم نمی دونم چرا با حرف حق و درست، خوب برخورد نمی کنیم در این که احمدی نژاد نقص هایی داشت شک ندارم ولی از این نحوه برخورد و منطق دوگانه رفتاری در حیرتم شخصا توقع من از نظام جمهوری اسلامی چیز دیگری بود اما اخیرا احساس می کنم گویا ما در این نظام جایی نداریم واقعا جوونیمون را پای چه ساختاری گذاشتیم؟ اگر فکر می کنید با سکوت ما مشکل حل می شود باز هم مشکلی نیست. اگر فکر می کنید با بیرون رفتن ما از صحنه مشکل حل می شود قطعا چنین کاری را می کنم. اما در این لحظات سخت و غم انگیز این را می نویسم. استاد فکر می کردیم ما هم جزو بچه های انقلابیم با حفظ تفاوت های سلیقه ای که داریم اما امروز چیز دیگری می بینیم. در این وقت شب که در حال نوشتن این پیامها هستم یک نکته من را می آزارد و اون اینکه ما اهل هزینه دادن برای آرمانهامون نیستیم. ترس، سازش، انفعال و دنیا گرایی را با ادبیاتی دل فریب می آراییم در حالی که در حقیقت و ماهیت کار تفاوت ایجاد نمی کند. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول مولوی:

«گر به هر زخمی تو پر کینه شوی         پس کجا بی‌صیقل آیینه شوی؟»

1- همین‌طور که خودتان مستحضرید، در مورد پرونده و حکم نظام قضائی برای آقای بقایی نمی‌‌توان گفت آیا به خاطر کینه‌های سیاسی است و یا این‌که واقعا جرم‌هایی در میان بوده‌است و حکم بر اساس آن جرم‌ها داده شده و عادلانه بوده، و بنای ما در این مورد تبرئه‌ی کلی نظام قضایی نیست. ولی بر فرض وجود ظلم واجحاف، بحث بر سر آن است که آیا این نوع حرکات و برخوردها که بیشتر به جای پوزوسیون جنبه‌ی اپوزوسیون دارد، برای نظام اسلامی مفید خواهد بود؟ و اساساً یک نوع اصلاح را در پیش خواهد داشت، و یا با غفلت از اصالت‌های تاریخیِ انقلاب اسلامی، این حرکات، بیشتر منجر به دلسردی و عبرت نیروهای انقلاب می‌شود؟

2- سیره‌ی اولیای معصوم«علیهم‌السلام» چیز دیگری را به ما یادآور می‌شود در آن حد که با آن‌ همه ظلمی که از جوانب مختلف به مولای ما علی«علیه‌‌السلام» شد حضرت سخت مواظب هستند جبهه‌ای در مقابل خلافت به صورت اپوزوسیون تشکیل ندهند، درحالی‌که اگر بپذیریم به آقایان  احمدی نژاد و بقایی ظلم شده، نه آن نوع ظلم‌ها که به مولایمان علی«علیه‌‌السلام» شد به ایشان شده ‌است، و نه نظام اسلامی ما قابل مقایسه با نظام حاکم در آن دوران است. آیا شایسته‌ی آن نبود که این نوع تقابل‌ها طوری نمی‌بود که عملاً اصالت‌های انقلاب اسلامی را زیر سؤال خواهد برد،‌ در حدّی که گویا حقیقت دوران ما در جلوه‌ی انقلاب اسلامی، اساساً چیزی نیست که باید آن را پاس بداریم. زیرا همیشه به ما توصیه شده برای به‌دست‌آوردن آزادی باید آزادیِ خود را نادیده گرفت و برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد.

3- خطر آن است که در این مشاجره‌ها به شکلی وارد شویم که اصالت‌های عمیق و اساسی انقلاب نادیده گرفته شود و گمان کنیم قصه‌ی ما تماماً همین مسأله‌ی قضایی است که برای آقای بقایی به میان آمده ‌است و از بی‌نهایت نکات مثبت و اساسی که توسط انقلاب اسلامی و انسان‌های بس متعالی در میان است، غفلت شود؛ غفلت از هزاران هزار انسان‌هایی که بی‌سر و صدا و بس حکیمانه و دلسوزانه در خدمت انقلاب‌‌اند و مواظب‌اند تا آن‌جا که ممکن است خراشی بر چهره‌ی این عطای الهی وارد نشود. زیرا امروز انقلاب اسلامی آینه‌ی ظهور حقیقت این دوران است؛ دورانی که پوچی و سرگردانی تا مغز استخوان بشر امروز نفوذ کرده ‌است.

4- اگر از همه‌ی آن‌چه توسّط بی‌طاقتی‌های‌ آقای احمدی نژاد و آقای مشائی بتوان اغماض کرد، از پناه بردن به سفارت انگلستان و ملکه‌ی انگلیس چگونه می‌توان گذشت، وقتی خواسته و یا ناخواسته که در سخنان آقای مشائی این پیام باشد که عملاً نظام قضایی ما در اختیار ملکه‌ی انگلستان است؟ به یک معنا که نظام اسلامی در اختیار خود نیست و به معنای دیگر با نادیده‌گرفتن انقلابی که خود را از مسیر نظام شاهشنشاهی جدا کرده و توانسته خودش سرنوشت خود را در اختیار بگیرد، هنوز تحت سیطره‌ی انگلستان است؛ غافل از آن‌که چهل سال است حضور حماسی ما در جهان امروز تماماً کام ابرقدرت‌ها را تلخ نموده و در دفاع مقدس و تقابل امروزین ما با استکبار چیز دیگری را نمایان می‌کند. آیا این بهانه‌ای بس تلخ در دست هرکس نیست تا با تصور این‌که اگر در نظام ادرای ظلمی به وی شده‌ است آن را به ملکه‌ی انگلستان و نفوذ او نسبت دهد و آرزوی دیرینه‌ی نفوذ روباهِ پیر در نظام اسلامی را عملاً تأیید کرده باشد!؟

5- چگونه این‌همه حضور صادقانه‌ی جوانان جهادی در عرصه‌های علمی و صنعتی و خدمت‌رسانی و عمرانی را با نفوذ انگلستان خبیث ربط دهیم و یا طوری سخن بگوییم که گویی همه‌ی کشور در سیطره‌ی بی‌عدالتی قرار دارد؟! گویا مورچه‌ای شده‌ایم که لانه‌ی مان را آب گرفته و فریاد می‌زنیم جهان را آب گرفت.

6- ما با شعارهای خوب آقای احمدی نژاد در ابتدای ریاست جمهوریِ ایشان دلگرم به آینده‌ای شدیم که ملّت می‌تواند از طریق آن دولت به اهداف انقلاب اسلامی دست یابد، ولی با تک روی‌های آقای احمدی نژاد معلوم شد این راه با امثال ایشان نه‌تنها به نتیجه نمی‌رسد بلکه سال‌‌های سال آن شعارها از حالتِ حیات‌بخش و آرمان‌گرایی‌اش به حاشیه رفت و نتیجه‌ی آن، به میدان‌آمدن و آبرویافتنِ اصلاح‌طلبانی شد که به قول خودشان آخرین میخ را به تابوت اصلاح‌طلبی زده بودند؛ و خلاصه سال‌ها امیدِ به میان‌آمدن رئیس جمهور مردمی در ذیل نظام اسلامی به عقب افتاد. و امروزه باز خطر به حاشیه رفت «عدالت»، این شعار اصیل انقلاب اسلامی که متأسفانه سال‌های اخیر از آن به شدّت عدول شده ‌است، از طریق شعار عدالت‌طلبی فرقه‌ای آقای احمدی‌نژاد باز به همان سرنوشتی دچار شود که آرزوی حضور دولت مردمی بدان دچار شد و باز ما نسبت به شعار «عدالت طلبیِ» مناسب روح انقلاب عقب بیفتیم، در حدی که اگر از این به بعد هرکس بر عدالتِ نهفته در متن انقلاب اسلامی تأکید کند، منسوب به آن جریان ‌گردد.

7- وقتی آقای احمدی نژاد با دفاع از رفیق خود بخواهد ضعف‌های عدم عدالتِ نظام قضایی را به میان آورد، بر فرض وجود چنین ضعف‌هایی، حال رهبر معظّم انقلاب«حفظه‌اللّه» چگونه می‌توانند در چنین فضایی اقدام کنند و این شبهه پیش نیاید که رهبری انقلاب تحت تأثیر یک جریان خاص هستند؟ درحالی‌که اگر به روشی حکیمانه و بدون غوغا سالاری مسائل را با رهبر انقلاب در میان گذاشته بودند، درمان مشکل بسیار متفاوت می‌شد. تصور کنید اگر مقام معظّم رهبری بخواهند با ضعف موجود در برخی از قضات که خود ایشان نیز بدان اذعان دارند، برخورد کنند، آیا در فضایِ به‌میان‌آمده توسط آقای احمدی نژاد، موجب یأس نیروهای صادق و درست‌کار و عدالت‌گرای نظام قضایی ما و اصالت‌دادن به حرکات غیر حکیمانه‌ی امثال آقای احمدی‌نژاد نمی‌گردد؟ آیا این نوع حرکات فرصت را برای ورود رهبری در این موضوعات از بین نمی‌برد؟

8- همه‌ی ما می‌دانیم که جنبش عدالت طلبی دانشجویی سال‌ها است صادقانه و حکیمانه و با تمام سوز و گداز، پرچم «عدالت‌طلبی» را بر دوش گرفته و هزینه‌های آن را نیز مظلومانه پذیرفته‌است ولی در جریانی که آقای احمدی‌نژاد به پا کرده‌اند کوچک‌ترین همراهی نمی‌کند و نخواهد کرد زیرا بیش از آن‌که در این صحنه، عدالت طلبیِ مورد نظر انقلاب اسلامی در میان باشد، منافع سیاسی و گروهی در میان است و عدالت‌طلبی، بهانه شده ‌است آن هم بهانه‌ای که کلیّت نظام مقدس انقلاب اسلامی را با پناه بردن به سفارت انگلستان خبیث زیر سوال برده ‌است.

9- البته این موضوع که می‌فرمایید، وجوه متکثری دارد. همین اندازه خواستم عرایض بنده تذکری باشد که از این زاویه هم به موضوع فکر شود و إن‌شاءاللّه به جای گرفتارشدن در دسته‌بندی‌های سیاسی با چنین پدیده‌هایی، متفکرانه برخورد شود و از تفکر نسبت به منافع ملی غفلت نگردد و نظام اسلامی طوری دیده نشود که دیگر امید بشریت و چشم مستضعفان جهان از آن منصرف شود و از این کانون معنویت و حکمت روی بگردانند. آری! بنا به گفته‌ی رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در ابتدای سال 97 در حرم رضوی «عدّه‌ای بی‌انصافی می‌کنند؛ از آزادی موجود استفاده می‌کنند و به دروغ می‌گویند آزادی وجود ندارد؛ رادیوهای بیگانه و تبلیغات بیگانه هم سخن آنها را بازتاب می دهند.» در حالی‌که بنا به فرمایش ایشان:‌ آزادی یعنی «برخلاف قانون عمل‌کردن» وجود ندارد؛ آزادی یعنی «برخلاف دین و شریعت عمل‌کردن» وجود ندارد که بخواهند به اسم آزادی، متقاضیِ نفیِ شورای نگهبان باشند؛ شورای نگهبانی که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن را ستون خیمه‌ی اسلامیتِ نظام می‌دانستند و رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود در مورد آن می‌فرمایند: «و مسئله‌ی دین و تحقّق شریعت به برکت وجود شورای نگهبان است؛ که همه‌ی قدرت‌های مستکبر هم با شورای نگهبان مخالف‌اند، به‌خاطر این‌که تأمین‌کننده‌ی انطباق قوانین و عملکردها با شرع مقدّس است؛»

حال بنده از جناب‌عالی سؤال می‌کنم مقام معظّم رهبری «حفظه‌اللّه» از چه افقی امروز و فردای انقلاب را می‌نگرند و از چه ساحتی نظر به اصالت‌های انقلاب دارند که می‌فرمایند: «بنده در مقابل عرض می‌کنم همه‌ی این مشکلات، به توفیق الهی و به هدایت الهی، به دست جوان‌های ما قابل حل است. دشمن از بالندگی نسل جوان ما به شدّت نگران و عصبانی است.» و بر چه مبنایی و چرا با تمام جدّیت می‌فرمایند: «من به شما عرض بکنم جوان‌های عزیز ما این کشور را خواهند ساخت، بهتر از آن چیزی که در ذهن نسل قبلی - که نسل ما است - وجود داشته است؛ ان‌شاء‌اللّه بهتر خواهند ساخت و خواهند توانست پرچم استقلال و عظمت و شرافت این کشور را از آنچه تا امروز بوده است، بلندتر کنند.»  موفق باشید

16381
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: حقیقتا بنده در اینترنت به صورت اتفاقی به مطلبی برخورد کردم بدین صورت که اگه اشتباه نکنم چند آیه از قرآن بود و گفته بود که قبل از اینکه نگاه به متن (آیه ها) بکنید، آرزو کنید و سپس آیات را بخوانید و باید برای 10 نفر هم این مطلب را بفرستید تا در اینصورت بعد 28 دقیقه کسی به شما زنگ بزند و خبر خوبی به شما دهد و اگر این مطلب را برای ده نفر نفرستادید، در عرض چهار روز اتفاقات بدی برایتان می افتد. بنده این متن را برای کسی نفرستادم و برای همین حقیقتا مقداری می ترسم که نکند اتفاق بدی برایم پیش اید. البته توکلم به خداست ولی نمیدونم چرا تو این جور وقت ها خیلی می ترسم. لطفا راهنمایی ام کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها روشی است برای آن‌که ببینند چه اندازه آدم‌های ساده در دنیا وجود دارد. زیرا ما در روایات خود داریم برای کم‌عقلی‌ انسان همین بس که بی‌دلیل به دنبال هر حرفی می‌رود و آن را می‌پذیرد. موفق باشید

16087
متن پرسش
با عرض سلام مجدد خدمت استاد: پیش از این در قالب سئوالی وضعیت موجود در تلگرام و برخی شبکه های اجتماعی خارجی برای جنابعالی شرح دادم و نسبت به حضور سایت شما و برخی از سایتهای مذهبی دیگر اعتراض کردم که در پاسخ فرموده بودید: «باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقای دست‌اندر کار موضوع سایت، مفصل در این مورد بحث و بررسی داشته‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که در هر حال فعلاً نباید میدان این‌گونه وسایل را برای دشمن خالی گذاشت و پیام انقلاب اسلامی را از این طریق به گوش افراد نرساند. همان‌کاری که جمهوری اسلامی به تعبیر رهبری عزیز با تریبون سازمان ملل انجام می دهد. موفق باشید» البته بنده به عنوان شاگرد شما و کسی که مبانی فکری جهان مدرن را از شما آموخته ام همواره از سخنانتان استفاده کرده و مدیون هستم. پایان نامه ارشد خود را با عنوان بررسی و نقد مبانی علم مدرن برایتان فرستادم مقاله ای تحت عنوان نقش اعتقاد به رزق مقدر از منظر اهل بیت (ع) با کمک کتابتان استخراج کردم که چاپ شد و اکنون مشغول رساله دکترا در همین فضا هستم. به نظرم در پاسخ شما سه نکته قابل تامل وجود دارد! اول اینکه فرمودید رفقای دست اندرکار سایت شما به این نتیجه رسیده اند. من نمی دانم این عزیزان تا چه حد نسبت به این شبکه ها مطلعند اما یقین دارم از ماهیت حقیقی شبکه های اجتماعی خارجی آگاه نیستند چنان که بسیاری از جوانان حزب اللهی این گونه اند. اساسا مدیریت این شبکه ها با طراحی آنها قصد جمع آوری اطلاعات، داده کاوی و مدیریت افکار عمومی را دارند و هرچه در این شبکه ها می گذرد تحت تسلط کامل آنهاست. با این اوصاف مشارکت در این شبکه قطعا بازی در زمین دشمن است. البته در زمین دشمن هم می توان رفت اما نه برای بازی بلکه برای عملیات و کسانی هم که برای عملیات می روند اولا نباید با پرچم و نشان خاصی بروند و ثانیا باید کاملا آموزش دیده و در هماهنگی با مدیران عملیات برون مرزی باشد تا با شکست مواجهه نشود. برادارن عزیز ما که برای چنین کاری وارد این فضا شده اند با فاصله اندک مورد شناسایی قرار گرفته و اکانت آنها حذف شده است چنانکه تلگرام سال قبل 26 هزار نفر از برادرانی که با این قصد وارد آن شدند شناسایی و حذف نمود که نمونه اش کانالهای مربوط به رهبران مقاومت در لبنان و یمن و بحرین است. با این اساس یقین دارم هر کانالی که وارد این شبکه ها شده و حذف نشود یا برای آنها بیضرر است یا نفعش به ضرر آن می چربد. نکته دوم اینکه فرمودید نباید زمین را برای دشمن خالی گذاشت. البته حرف درستی است ولی اولا چنانکه گفتم نباید هم در زمین دشمن بازی کرد. ثانیا این سخن باز نشان از عدم آگاهی نسبت به ماهیت این شبکه هاست. اساسا مدیریت این برنامه ها با استفاده از فناوری هوش مصنوعی قادر است ضریب اثرگذاری برای گروههای خاص را به حداقل برساند و آنها را در یک لوپ قرار دهد که صرفا اعضای همفکر گروه در یک چرخه ی بسته تبادل اطلاعات می کنند اما توهم اثرگذاری دارند. برادرم جناب آقای مومنی نسب می گفتند در گفتگو با آقای شریعتمداری نسبت به حضورشان در تلگرام و اینستاگرام اعتراض کردم که پاسخ دادند ما برای اثرگذاری رفته ایم که به ایشان متذکر شدم این توهم اثرگذاری است در حالی که دارید مدیریت می شوید و خودتان نمی دانید. هنر شما فقط این است که جوانان حزب اللهی را به شبکه هایی می برید که در مجاورت شما بی بی سی و شبکه های دیگر اعم از فساد و فحشا هم هستند و آنها را آسیب پذیر و دست کم سکولار می کنید، علاوه بر اینکه با افزیش کاربرانش قدرت آنها را افزایش و از قدرت شبکه های داخلی می کاهید. نکته سوم فرمودید رهبری عزیز پیام اسلام را از تریبون سازمان ملل به گوش افراد رساند. این یک مثال مغالطه آمیز است. زیرا اولا در شبکه های اجتماعی در یک چرخه بسته شما فقط پیامتان را به همفکران خود می رسانید که هنر زیادی نیست. ثانیا چنانچه گفتم این توهم اثرگذاری است که ما را به چنین می دانهایی می برد. بجای این مثال حضرت آقای مکارم مثال صفوان جمال را زدند که می خواست شترانش را به عامل ظلم اجاره دهد ولی مورد نهی امام کاظم علیه السلام قرار گرفت زیرا ضمن کمک به ظالم؛ امید داشت که تا برگشت شترانش، عامل ظلم زنده بماند. به هرحال بنده وظیفه داشتم نسبت به این خطر هشدار بدهم. خطری که گاها خواب را از چشمانم می رباید. نتیجه خبرگان تهران و مدیریت افکار عمومی توسط این شبکه های انگلیسی آمریکایی صهیونیستی شاهدی روشن بر دغدغه حقیر است. رفقای دست اندرکار شما اگر می خواهند در شبکه های اجتماعی کار کنند شبکه های داخلی مثل بیسفون و سروش و سلام و ... هم هستند که با این کار شما هم کمک و هم تقویت می شوند و هم کار عقلایی تری است. اگر هم نسبت به این کار تردید دارند دوستان طلبه و متخصص در دفتر مطالعات فضای مجازی انقلاب اسلامی dmfm.ir می توانند جنبه های پنهانی از ماهیت خطرناک موضوع را که رهبری معظم هم چندین بار هشدار داده اند روشن کنند. هشداری که تا کنون هیج توجهی به آن نشده است. با عذر فراوان از اینکه مصدع اوقات ارزشمنتان شدم. یکی از شاگردانتان در شهر مقدس قم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نظرات جنابعالی را به دوستان می‌رسانم. در هر حال باید موضوع از جوانب مختلف بررسی شود. واژه‌ی بازی‌کردن در زمین دشمن وقتی به‌کار می‌رود که بخواهیم اهداف دشمن را رعایت کنیم. عنایت داشته باشید دشمنان اسلام بیش از آن‌که هوشیار باشند، احمق‌اند. لذا در عین دقت به نقشه‌های آن‌ها نباید مرعوب آن‌ها شد. موفق باشید

15699
متن پرسش
با سلام: می خواستم بدانم رابطه تفکر و حرکت جوهری نفس چیست؟ آیا تفکر نفس را شدت می بخشد؟ در بحث زیبایتان در مورد شیاطین آسمان و شهاب پرتاب شده بسوی آنها که توهمات و.. است منظور از اینکه شیاطین استراق سمع می کنند چیست؟ توهم ابلیسی چگونه استراق می کند؟ و آن اخباری را که فرمایند، مگر اینکه مخفیانه خبر را بدزدند منظور چیست؟ آیا علم و وجود مساوق هستند؟ در پایان هم یک سوال تاریخی از هبوط حضرت آدم (ع) تا الان چند سال می گذرد. من کتابهای معرفت و... و بخشی از المیزان را خوانده ام. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرکت جوهری مربوط به ماده است و حرکت نفس از طریق تفکر و شدیّت‌بخشیدن به نفس، موضوع دیگری است که نفس به عنوان یک موجود مجرد با رفع حجاب بین خود و حقایق شدت می‌یابد 2- در مورد پرتاب شهاب به سوی شیاطین و رابطه‌ی شیاطین با جادوگران در رابطه با استراق سمع، به شرح بنده از سوره‌ها‌ی «ق» و «حجرات» رجوع فرمایید 3- آری! علم و وجود مساوق است 4- نمی‌دانم. موفق باشید

14781
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم: احتراماً، پیرو سؤالات 1364 ، 1899 ، 2170 پیرامون اعیان ثابته، و این نکته جنابعالی که فرموده اید عین ثابت دارای اختیار است حتی نسبت به جنسیت خود. این اختیار چه نحوی از اختیار است؟ چون اختیار در عالم ماده بر حسب آگاهی بر موضوعی صورت می پذیرد. اگر بر حسب آگاهی است، این آگاهی در عین ثابت به چه نحوی حاصل می گردد؟ ضمناً حد ظرفیت در عین ثابت چگونه حاصل شده است؟ که عین ثابتی مثلاً صدام حسین و عین ثابت دیگری حضرت روح اله می شود؟ با تشکر و آرزوی سلامتی حضرت استاد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن‌الوجودبودن، ذاتیِ هر ممکن‌الوجودی است و آن ممکن‌الوجودی که در ذات خود دارای وجوه و ابعاد متنوعی است – مثل انسان – حتماً در همان مقام ذاتی خود، با اختیار روبه‌رو می‌شود تا آن‌که کدام بُعد از ابعاد خود را انتخاب کند. و از آن‌جایی که امکانِ ممکن‌الوجود، ذاتیِ آن است ظرفیت‌های متفاوت مربوط به خود آن ذات است. موفق باشید

13727
متن پرسش
سلام استاد: به نظر شما چه لزومی داره که بعضی قرآن حفظ می کنند. اینکه وقت زیادی باید بذارن و تازه ممکنه یادشون هم بره اگه همین فرصت را برای تفسیر بذارن بهتر نیست. اینکه میگن مقدمه تدبر در قرآن هست درست آیا فایده دیگه ای هم داره؟ اگه توضیح بدید ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم و حفظ قرآن به معنای مواظبت از اشارات قرآن است که دچار  تحریف نشود، با این‌همه چقدر خوب است که انسان بتواند بین تدبّر در قرآن و حفظ الفاظ آیات آن را جمع کند زیرا در آن صورت توانسته است بهترین کلمات را در ارائه‌ی حق و حقیقت به کار برد. موفق باشید

12761

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم در مورد تفسیر آیه شریفه «وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» توضیح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به تفاسیر رجوع فرمایید به‌خصوص تفسیر قیّم المیزان، اگر سؤالی پیش آمد در خدمتتان هستم. موفق باشید

12339
متن پرسش
سلام وقت بخیر استاد: در جلد اول، فصل ۱۹ از کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» در کلامی از مولا علی (ع) اشاره شده که دنیا مسافرخانه و مومن مسافر هست! استاد همونطور که خودتون هم میدونین خوب این نگاه خیلی عظیمی هست! نگاهی که شهدا داشتند! با چنین بصیرتی شهدا اون همه سختی رو تحمل می کردن حالا سوال من اینه چطور میشه به این نگاه ایمان قلبی پیدا کرد! ماها که برای گذشتن از منافع خیلی کوچیک خودمون هزار جور توجیه و کلاه شرعی درست می کنیم! تنبلیمون میاد خیلی عبادات و کارها رو بکنیم، روح عبادت و نشاط رو توی بسیاری از عباداتمون حتی نمازمون نداریم، از دینداری به جای اصلش فقط به ظاهر پرداختیم چه شکلی میتونیم به روح ایمان برسیم؟! به این اصل بزرگ که دنیا مسافرخانه هست و ماها مسافر! ممنون میشم استاد پاسخ روان و جامع و در حد بنده بدین! یعنی کاملا صریح با راهکار عملی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را نباید سؤال کنید، باید عمل نمایید. به خود نهیب بزنید که غفلت نکنید. سؤال در این موارد حجابی است که شما را از عمل باز می‌دارد. مگر وقتی خداوند به شما می‌فرماید راست بگویید، سؤال می‌کنید؟! یا سعی می‌کنید راست بگویید؟ موفق باشید

10511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه در آیه ۴۳ سوره ال عمران «یَامَرْیَمُ اقْنُتِى لِرَبِّکِ وَاسْجُدِى وَارْکَعِى مَعَ الْرَّ اکعین» با توجه به معنای ظاهری آیه این چه جور نمازیست که اول قنوت بعد سجده بعد رکوع آمده است. در حالی که در نماز رکوع قبل سجده است. چون ما معتقدیم حتی ترتیب کلمات قرآن کریم بی حکمت نیست. آیا نماز خاصی منظور است؟ آیا قنوت و سجده و رکوع معنا دیگری می دهند؟ لطفا توضیح دهید. از هر کسی که پرسیدم جواب قانع کننده ای به من نداده است؟ با تشکر از شما استاد گران قدر. خدا شما را حفظ کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست این دستورات به صورت نماز باشد، بلکه یک دستورالعمل سلوکی است که حضرت در زندگی خود در آن ورود کنند و در مقابل حضرت حق نهایت خضوع و قنوت را داشته باشند و نیز اهل سجده باشند و با نمازگزاران نماز بگذارند. موفق باشید
10207
متن پرسش
سلام استاد: تعریف غیبت را می دانم در معراج السعاده هم خواندم. اما آنچه دلم را به درد آورده به شما می گویم: من در مورد شخصی که از هر نظر بد به سرم آورده تهمت، توهین، بی احترامی، موجب قطع رحم من با شخصی از ارحامم شده و...و...غیبت کردم. کوتاه می کنم. او را پیش خدایم بخشیده ام. در دلم هم خیلی سعی می کنم ببخشمش تا منجر به کینه نشه اگر چه گاهی می خواهم زار بزنم از دستش و برایم خیلی عزیز بوده... از ارحامم هم هست. سوالم اینه که: با کسانی که در موردش درد دل کردم و در واقع چیزایی که خودشون میدونستن گفتم. و حتی اگه من خوب هم در مورد این شخص بگم کسی باور نمیکنه...چون هر کسی دردی به دلش اومده ازین آدم...گفته های من در حد همون رفتاراییه که همه ازش سراغ دارن منهم به نیت خراب کردن نگفتم... هرچی بود تکرار مکررات بود. با این حال بسیار داغون میشم بعد از حرف زدن... ضمن اینکه اونی که بهش گفتم تحت تاثیر قرار نمیگیره و حتی راهنماییم میکنه وخودش همه چیزو میدونه.... من چه کنم با این گناهی که ریشه اش در ضربه شدیدی هست که از او خوردم و ضربه هایش هنوز هم ادامه دار ست و جاری است. راستی من شنیده ام یکی از راههای جبران غیبت اصلاح سخن راجع به غیبت شونده ست. اما من وقتی می خوام این کار رو کنم خیلیها دعوام میکنن و کاملا مشخصه دارم فیلم مییام. خیلی دعا می کنم که بر نفسم غلبه کنم و آنچه را گذشت می کنم دیگه فکرش رو نکنم اما زخم عمیقیه ... درد داره استاد بزرگوار... به خدا از پاره جگر ضربه خوردن درد داره... چه کنم که حرف راجع به این شخص نزنم ...؟ البته گفته باشم همه جا سکوت می کنم یا ازش تعریف می کنم ...این قضیه غیبت فقط مربوط به همان 2نفر محرم من هستند که تاثیری روشون نمیزاره حرفای من.. طولانی شد ببخشید...خیلی مساله مهمیه ...برای مسیرم مانعه...کمک بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال همان‌طور که خودتان می‌دانید باید ذهن خود را از او منصرف کنید تا راه‌های معنوی در مقابل شما گشوده شود زیرا فرموده اند: «در سینه‌ی پر کینه، اسرار نمی‌گنجد». موفق باشید.
9951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سوال شماره ۹۹۳۲ باید عرض کنم قسم اول سوال بنده مربوط به قرآن بود که متاسفانه کلمه قرآن رو فراموش کردم ذکر کنم. سوال این بود که کدامیک از ترجمه های قرآن کریم مورد تایید جنابعالی هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز باید گفت: هرکدام از تفاسیر حُسن خود را دارد. واقعاً نمی‌توان راحت نظر داد. البته بنده هنوز ترجمه‌ی جناب آقای دکتر حداد را ندیده‌ام. موفق باشید
9836

مرگ مغزی؟؟؟بازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در پاسخ به سوال قبلی بنده درباره «مرگ مغزی» (سوال 9808) فرمودید: «باید آن افراد را به حال خود واگذاشت، اگر تنفس ندارند که مرده اند، اعضای مرده را کسی نمی خواهد و اگر هم تنفس دارد هرچند ضعیف، که زنده است و نباید اعضای او را قبل از مردن از او جدا کرد و او را به قتل رساند.» در اینکه اگر با جدا نمودن دستگاه از فرد مرگ مغزی اگر او هنوز تنفس دارد (هر چند ضعیف) و ما بخواهیم اعضای او را جدا نموده و به دیگری اهداء کنیم در واقع او را به قتل رسانده ایم حرفی نیست و قابل قبول است. اما اینکه فرمودید اگر تنفس نداشت او مرده و اعضای فرد مرده را کسی نمی خواهد، برای حقیر جای بحث است. چون تا جایی که بنده اطلاع دارم، فردی که دچار عارضه مرگ مغزی می شود از نظر پزشکی مرده است (چرا که با جدا نمودن دستکاه از او دیگر تنفس ندارد) و حتی با دستگاه هم برای مدت طولانی نمی توان تنفس به او داد و بعد از مدتی با رضایت ولی دستگاه را از او جدا نموده و او می میرد. و علت اینکه او را با دستگاه تنفس می دهند و قلبش را به جریان می اندازند این است که اگر خانواده او راضی به اهداء اعضای او هستند او را حفظ کنند تا اعضاء بدن از بین نرود و قابل پیوند باشد، یعنی فرد مرگ مغزی اگر چه از نظر معرفت النفسی مرده است (چون بدون دستگاه هیچگونه تنفسی ندارد) اما هنوز (تا مدتی که دستگاه به او وصل است) اعضای او (قلب و ریه و کلیه و چشم و ...) زنده اند و قابلیت پیوند و ادامه حیات در بدن فرد دیگر را دارند (یعنی با اینکه فرد مرگ مغزی مرده است اما اعضایش زنده است، پس بکار می آید) حال این مطلب رو با صحبت شما که فرمودید: «اگر تنفس ندارند که مرده اند، اعضای مرده را کسی نمی خواهد» نمی تونم کنار هم بذارم. چون فرد مرگ مغزی مرده است ولی اعضای این مرده را (که به زور دستگاه تنفس می دهند) همه می خواهند و بکار می آید. ببخشید که طولانی شد. آخه یه بنده خدایی کارت اهداء عضو گرفته حالا مونده بالاخره چکار کنه؟ از طرفی این کار رو انسان دوستانه می داند و از طرفی نمی خواهد خودش در هنگام اهداء عضو دچار رنج و درد و عذاب برای انجام این عمل بشود. ممنون میشم از راهنمایی تان. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه بفرمایید که ابهاماتی در این موضوع هست. اگر واقعاً طرفی که مرگ مغزی شده نفس‌اش از بدنش جدا شده که باید مثل یک انسان مرده بدنش عفونی شود، و اگر نفس‌اش از بدنش جدا نشده، پس به این اعضاء تعلق دارد و ما با قطع‌کردن این اعضاء او را به قتل می‌رسانیم. موفق باشید
8983
متن پرسش
با سلام: وقتی خیلی عصبانی هستیم چطور کنترلش کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» به ما دستور داده‌اند در حالت غضب، اگر ایستاده‌اید، بنشنید و اگر نشسته‌اید دراز بکشید. زیرا غضب، ریشه در کبر دارد و هرچه به زمین نزدیک‌تر شوید از کبر، بیشتر فاصله می‌گیرید و در حالت غضب همین نکته را فراموش نکنید که گرفتار کبر شده‌اید تا از آن راحت شوید. موفق باشید
8440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. وقتی حرف از شهدا میاد انگار از بزرگترین حسرتهای جهان خلقت صحبت میشه. جبهه، شهادت، جهاد، دفاع، اسلام، امام حسین علیه السلام و... این جوان گنه کار که فقط با گناه های جورواجور خون به دل شهدا کرده ام، وقتی خبر آمدن شهدای حرم زینبیه سلام الله را میشنوم واژه حسرت برایم خیلی وسیع میشود. خیلی دوست دارم برم برای دفاع، برای رفتن پیش شهدا، برای رفتن در آغوش امام حسین، برای سربازی حضرت زینب، ولی نمیدانم واقعا تکلیف هست یا نه؟ هر چند که از ایران فقط افراد نظامی را میفرستند ولی افراد دیگر با رفتن به عراق یا لبنان، از آن مناطق با آموزشهای مختلف راهی سوریه میشوند. به نظر شما رفتن به سوریه بدون گفتن به اولیا صحیح است یا نه؟ چون اذن اولیا، میشود گفت محال است. نمیدانم، نمیدانم... یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ظاهراً سوریه از این جهت مشکل ندارد که ضرورت باشد به آن جا بروید. موفق باشید
8345
متن پرسش
با سلام حضور استاد عزیز و گرانقدرم بنده زنی28 ساله ام حدود1سال پیش ازدواج کردم.قبل از ازدواج در مورد همسرم کاملا تحقیق کردیم و همه وی را تایید کردن در مورد خانواده اش زیاد تحقیق نکردیم.باشوهرم از لحاظ عقیدتی مشکل ندارم ولی با خانواده اش در تضاد کامل هستم.3خواهر و پدر و مادرش بی قید و بندن فجیع آرایش میکنن واجبات رو انجام نمیدن ب راحتی دروغ میگن غیبت میکنن تهمت میزنن یکی از خواهراشم شوهر داره ولی با مردانامحرم ارتباط جنسی داره ب تازگی متوجه شدم 3 خواهر و مادرش دستشون کج و دزدی میکنن.من خیلی پرهیز میکنم از لقمه ی حرام .چون نمیدونم غذاشون از کجا تهیه شده رفت و امدمو ب خونشون کم کردم.مدام ب من میگن برا شام و ناهار بیا خونمون و من هر دفه طفره میرم.با توجه ب اینکه والدین در قران شامل پدر و مادر همسر هم میشه من از شما تقاضا دارم به بنده راهنمایی کنین من در چه حد باید با این خانواده رفت و امد کنم؟ ارادتمند استاد عزیز و گرانقدرم هستم با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موارد را سعی بفرمایید از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. ظاهراً در این موارد سخت‌گیری نمی‌کنند و اجازه می‌دهند ارتباط‌ها برقرار باشد. موفق باشید
6776
متن پرسش
سلام علیکم.جناب استاد لطفا توضیحی اجمالی در مورد وحدت وجود،وحدت شخصیه و وحدت تشکیکی بدهید و توضیح دهید که کدام صحیح است.از کتابهایتان متوجه نشدم.لطفا سایت هایی که مستند در مورد مکتب تفکیک توضیح داده است معرفی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وحدت وجود و یا وحدت شخصیه‌ی وجود می‌گوید از آن‌جایی که خداوند از همه‌ی جهات و کمالات بی‌نهایت است پس نمی‌توان در کنار خالق ،مخلوقات را به‌عنوان موجوداتی مستقل فرض کرد بلکه همه‌ تجلیات اسماء الهی هستند و اطلاق حضرت حق اقتضاء می‌کند که از یک طرف با هر مخلوقی به آن مخلوق در صحنه باشد و از طرف دیگر چون او مطلق است و مخلوقات محدوداند، هیچ مخلوقی خدا نباشد مثل نسبتی که بین دریا و موج هست که از طرفی جز دریا در میان نیست و از طرف دیگر هر موجی جدا از دریا نیست و شما در محدوده‌ی هر موجی باز با دریا روبه‌روئید بدون آن‌که گمان کنید موج، دریا است زیرا موج، محدود است و دریا، محدودیت موج را ندارد. و تشکیک وجود در دستگاه عرفانی می‌گوید از آن‌جایی که مخلوقات هرکدام مطابق ظرفیت خود نمایاننده‌ی اسماء الهی هستند و از این لحاظ دارای درجه‌ی وجودی متفاوت هستند پس وجود در مظاهر می‌تواند دارای تشکیک باشد و این هر دو صحیح است. ولی تشکیک در وجود به معنای آن‌که وجودِ مطلق بالای سلسله باشد و مراتب دیگرِ وجود در ذیل آن، بیشتر برای تعلیم خوب است و در جای خود قابل قبول نیست زیرا لازم می‌آید حضرت حق در مراتب پایین‌تر وجود حاضر نباشد. سری هم به قسمت مکتب تفکیک در همین سایت بزنید بد نیست بخصوس به سوال های 5371و2178و3228و3042و3014و2299و2178 در ضمن کتاب «رؤیای خلوص»، از سید حسن اسلامی انتشارات صحیفه‌ی خرد حرف هایی دارد. موفق باشید
6749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
دینداران عافیت طلب چه کسانی هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کسانی که دین را برای دنیای خود می‌خواهند و مقصد و هدف آن‌ها دنیا است و نه خدا. موفق باشید
5498
متن پرسش
استاد بزرگوارم سلام در جلسه تفسیر فرمودید خداوند اراده ی هدایت بعضی را ندارد به دلیل مشکلی که در خود این ها است آیا خطاب های یاایها الناس و یا ایها الذین امنو این افراد را هم مخاطب خود قرار می دهد ایا اصلا قران با این افراد سخنی دارد منظورم این است که ایا این ها اصلا هدایت نمی شوند یا فقط به دلایلی در زمانی شرایط هدایتی خاص را ندارند و ممکن است مشکل بعدا بر طرف شود
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون علت عدم هدایت را روشن فرموده و گفته چون قلبی دارند که تفقه نمی‌کنند و با چشم خود متوجه آیات الهی نمی‌شوند پس اگر خود را تغییر دهد حکم خدا نسبت به او تغییر می‌کند. موفق باشید
4295
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار،لطفا جمع بین احادیث مختلف در باره آرزو یا امل مانند دو حدیث زیر را بفرمایید:قال رسول الله(ص):الامل رحمه لامتی و لولا الامل ما ارضعت والده ولدها و لا غرس غارس شجرا-میزان الحکمه -ح 673)و این روایت نورانی قال علی (ع):لا تقل غدا و بعد غد فانما هلک من کان قبلک باقامتهم علی الامانی و التسویف -میزان الحکمه/ح 9032)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت اول حضرت می‌خواهند بفرمایند انگیزه و هدف‌داشتن در کارها، رحمت الهی است تا جامعه گرفتار افسردگی نگردد ولی در روایت دوم بحث در مورد آرزوهای دنیایی است که تحت عنوان «طولُ‌الأمل» در روایت مطرح است و مؤمنین را از آن بر حذر داشته‌اند چون موجب غفلت از قیامت و زندگی ابدی انسان می‌شود. موفق باشید
4109
متن پرسش
سلام استاد. دلم خوش بود می توانم هر سوالی که در ذهن دارم از شما بپرسم و شما سوالات را سانسور نمی کنید....اما خیلی ناراحت شدن وقتی دیدم در جواب سوالی گفته بودید برخی سوالات را صلاح نیست در سایت بگذارید و .... کاش تغییر مشی نمی دادید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چطور سوالی که آبروی افراد در آن به خطر می‌افتد یا موجب گسترش دروغ یا تهمت است در سایت بگذاریم؟ موفق باشید.
3210
متن پرسش
سلام جهت مطللعه وپیدا کردن معرفت نفس چه منابع معتبر وروشهای پیشنهاد می فرمایید باسپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب‌های آیت‌الله حسن‌زاده خیلی خوب است. موفق باشید
نمایش چاپی