باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «یار نزدیکتر از من به من است / این عجب بین که من از وی دورم». آری! خداوند که مغلوب هیچ حجابی نیست به ما نزدیک است ولی ما از نظر شخصیت خود به جهت حجابهایی که داریم به او نزدیک نیستیم و در سیر نزدیکی به او، انسانهای معصوم را مدّ نظر قرار میدهیم. ولی در سخنگفت با خداوند که در ادعیه مطرح است با نزدیکی او به خودمان روبهرو هستیم و این دو با یکدیگر فرق میکند. نکتهای را که یافتهاید دنبال کنید تا نتایج خوبی بگیرید. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنید با معارف معرفت نفسی و یا برهان صدیقین، مأنوس شوید تا خودتان بتوانید جواب اینگونه سؤالات را داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال فراموش نکنید همان خدایی که دائماً شما را زیر نظر دارد، دلسوزترین کس است نسبت به شما، ولی خداوند خطابههای طولانی با ما ندارد بیآنکه ظاهراً عملی انجام دهد ما را در اعمالی وارد میکند که مطلوب ما است. کوزه از گِل ساخته شده است، اما فایدهی کوزه در میانگاهِ خالی آن است همچنانکه خانه، از آجر و سیمان ساخته میشود ولی فایدهی خانه در فضای تهی آن نهفته است که دیدنی نیست، ولی مفید است. گلهی ما از خدا و ائمه آن است که متوجهی خالیهایی که از پرها مفیدتر است نمیشویم و خویشتنداری آن است که روزهای سکوت خود را با کلمات بیهوده از بین نبریم و بدانیم بعضاً خلوتها به زندگی ما ارزش زیستن میبخشد. و معنی خویشتنداری را در این نوع زیستن باید پیدا کرد. بهترین برنامه را در دامان عرفا که اشارات اولیاء و انبیاء را به تفصیل میآورند باید جستجو کنیم. بحث شرح تفسیر سورهی حمد امام خمینی و پیرو آن شرح کتاب «مصباح الهدایه» در چنین افقی موضوع را دنبال میکند و از افتان و خیزان رفتن ها مایوس نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً گناه او آنچنان بزرگ بوده و فضای جامعه را آلوده مینموده که رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» تنها میتوانستند منتظر بمانند تا حکم الهی تکلیف را روشن کند 2- منظور آن بوده است که وجود او در آن صحنه فضا را آلوده میکرده و رحمت حضرت حق در آن فضا رخت برمیبسته است 3- چون آن جوان با همهی آن گناهانی که مرتکب میشده، درون خود را ضایع نکرده بوده و به همین جهت هم سراغ رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» آمده خداوند زشتی آن گناه را بر او نشان داده و او توفیق به توبهی آنچنانی شدهاست 4- بالاخره توفیق الهی که آمد، نفس امّاره و شیطان از کارآیی لازم میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چند برخی مولفین کتب روایی مثل مرحوم کلینی (مولف کافی) و مرحوم شیخ صدوق (مولف من لا یحضره الفقیه) در صدد تألیف کتبی بوده اند که روایات آن راحجت می دانسته اند و یا مرحوم شیخ طوسی (مولف تهذیب و استبصار) در صدد جمع آوری مستندات فتاوی شیعی بوده است ولی این مطلب به این معنی نیست که آن چه این بزرگواران معتبر می دانسته اند، نزد تمامی علمای شیعه معتبر باشد به همین خاطرنمیتوان صد در صد به هر حدیثی اعتماد کرد. باید با نگاه اجتهادی و با تطبیق با قرآن به احادیث نگاه کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی مکرر در این مورد سخن گفتهاند. شاید بتوانید در سلسله مباحث ایشان که مجلس خبرگان منتشر کرده، مطلب را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما کاری به واژهی طرف مقابل نداشته باشید و حساس هم نباشید، ولی در مقابل، شما واژهی سلام علیکم را بهکار ببرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- غذای خود را در حدّ ممکن کنترل کنید 2- کمحرفی را پیشهی خود سازید 3- قلب خود را مشغول کینههای مردم نکنید 4- تمرکز بر روی متونی که متذکر معارف الهی است داشته باشید 4- سر شب بخوابید 5- هرشب از خدا بخواهید که بیدارتان کند و از ادامهی این تقاضا خسته نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینکه از موجود، نظر به وجودِ مطلق شود دیگر هیچ مقدمهی عقلانی در میان نیست و به تعبیر علامهی طباطبایی در تقریر «برهان صدیقین» در کتاب «اصول فلسفه»، «کافی است سوفسطائی نباشیم» یعنی همینکه به واقعیت اطراف آگاه هستیم، میتوانیم عین وجود را بیابیم 2- عنایت داشته باشید در آنجا که گفته میشود ماهیت، حدّ وجود است؛ نمیخواهد ماهیت را به عنوان مظهر وجود نفی کند 3- عالم ماده از نظر وجود، پایینترین مرتبهی وجود است ولی از نظر مظهریت کمال، یکسان نیست. مثل شدیت مظهریتِ چشم نسبت به کف پا در نشاندادن حالات نفس. ملاصدرا تحت عنوان «تفاوت مشهدبودنِ مخلوقات» این بحث را دنبال کرده است 4- اگر صدرا در وجودشناسی درست درک شود، اتفاقاً بهترین مبنا برای فهم وجود در آینهی تاریخ سخن او خواهد بود در آن حدّ که هایدگر نیز از بحث هستی و زمان در شخصیت متأخر خود به هستی و تاریخ نظر میکند، یعنی وجود حقیقی در آینهی تاریخ خود را به شکل حضوری و آزاد از انتزاعیات نشان میدهد و این از برکات تفکر صدرایی است به شرطی که با نگاهِ مشائیگری، صدرا را مطالعه نکنیم 5- اساساً وقتی حرکتِ مکانی یک حرکت عرضی باشد، مسلم ذاتی که محلِ پذیرش چنین حرکتی است که باید عین حرکت باشد در میان است 6- ذات حق، تشکیکی نیست ولی وجود، تشکیکی است و بحث در مورد وجود است، نه ذاتِ حق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنها با قدرت نفس، چنین میکنند و این غیر از قدرتی است که با رجوع إلی اللّه شکل میگیرد. در مورد جايگاه كرامتى كه از اهل كرامت صادر مى شود با آنچه اهل توحيد دارند و سعى به نفى خود دارند به فصل آخر كتاب «جايگاه و معنى واسطه فيض» رجوع فرماييد در آنجا در يك پاورقى طولانى از صفحه ى 299 به بعد، فرق كرامت و توحيد بحث شده و اين كه اهل كرامت عموماً نفس خود را تقويت مى كنند، ولى امامان معصوم عليهم السلام خودشان را هيچ مى كنند تا خدا در قلبشان جلوه كند. اهل كرامت با رياضت هاى مخصوص نفس ناطقه را تقويت مى كنند، و چون نفس انسان مجرد است اگر از بدن آزاد شد نگاه مى كند مى بيند در چهارصد كيلومترى چه خبر است، اين به جهت قدرت نفس است. اما امام معصوم (ع) از حق خبر مى گيرد و لذا بايد بين اهل كرامت و اهل توحيد تفكيك قائل شد. اهل توحيد صحنه هاى بزرگ تاريخ توحيدى را شكل مى دهند هم اكنون يك بسيجى ناب در برزخ از اهل كرامت خيلى جلوتر است. حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه» و علامه طباطبائى «رحمة الله عليه» و آيت الله بهجت «رحمة الله عليه» اهل توحيداند، هر چند اگر خداوند مصلحت بداند كرامتهايى نيز از طريق آنها اظهار مى شود 2- در مورد جبر و اختیار خوب است جزوهی «جبر و اختیار» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید.
http://lobolmizan.ir/leaflet/1307/%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1 موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میداند اهلالبیت «علیهمالسلام» آمادگی پذیرش آن عصمتِ موهبی را جهت هدایت مردم دارند. لذا از قبل آنها را جهت این امر تربیت میکند. در رابطه با مددهایی که به پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میشود داریم:
1- «مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب ميشود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامهي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهدهي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا ميداند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي ميكند - شايستهي ابلاغ دين ميگردد، مواظبتهايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال ميکند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا ميشود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا ميكند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»[1] از همان لحظهاي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
پس نتيجه ميگيريم خداوند با علم به شايستگيهاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.
2. مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمكهاي خاصي که به پيامبر ميشود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع ميگشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ ميكند و يا توطئهها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر ميدهد ولي در همهي اين احوالات وظيفهاي را که به عهدهي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آنها واگذار ميکند.
بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسانها پيامبر ميفرستد، جهت تبيين و ادامهي دين، امامان را مأمور ميکند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مينمايد. همین قیاس را برای امام نیز میتوان در نظر گرفت. موفق باشید
[1]- نهج البلاغه، خطبهي 193. (خطبه قاصعه - 234).
باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت به جهت ریشهی تاریخیاش بارِ فرهنگیِ خاصی را به همراه دارد و موجب ایجاد رفتارهای معنوی در جامعه میشود، هرچند افرادِ غیر ملبسی مثل جناب آقای ازغدی هم در جای خود، در ارائهی معارف اسلامی میتوانند موفق باشند. ولی نقش ایجاد رفتارهای اجتماعی در حدّ گستردهی آن از طریق روحانیون ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی با طرح موضوع نامحرمبودنِ جنس مخالف، متوجه بوده که عموماً انسانها در ارتباط با جنس مخالف گرفتار تحریک قوهی واهمه میشوند و بدین لحاظ است که خداوند تأکید دارد کمترین ارتباط را انسان با جنس مخالف داشته باشد مگر در حدّ ضرورت عقلی و شرعی. حال شما در نظر بگیرید وقتی کسی عکس غیر محجوب جنس مخالف را بنگرد قوهی واهمهی او چه بلایی بر سرش میآورد و چگونه او را از عالیترین رابطه با عالم قدس و معنا محروم مینماید. موفق باشید
