بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام نظر شما در مورد امام موسی صدر چیست؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بحمدالله شخصیت جناب آقای موسی صدر به اندازه‌ی کافی معلوم است که احتیاج به نظر بنده نیست. انسانی که اگر کسی بیوگرافی او را مطالعه کند می‌فهمد در حدّی بسیار عالی از نبوغ فکری و مدیریت برخوردار بوده‌اند و حقیقتاً باید پذیرفت معمر القذافی بر اساس نقشه‌ی صهیونیست‌ها دست به چنین جنایتی زد و جهان اسلام را از آن مرد بزرگ جهت نقش‌آفرینی در جهان اسلام محروم کرد. موفق باشید
15869
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید 1. در آیه شریفه «انّاللّه و انّا الیه راجعون» قوس صعود و نزول مد نظر است؟ می توان گفت تمام اسفار اربعه یعنی این آیه شریفه؟ (چرا که تمام اسفار در مورد قوس نزول و صعود است. البته مسلما نظر جناب ملاصدرا به قوس صعود است بیشتر...) 2. برای کسی که زود عصبی می شود و تصمیم ها و کلام های بسیار عجولانه از سر عصبانیت می گوید و به شدّت استرس دارد چه کاری بهتر است تا درمان شود؟ (بنده هر چه فکر کردم به راه دقیقی نرسیدم تا به آن شخص بگویم تا بهتر شود. بخاطر همین از شما کمک می خواهم. چرا که این بنده خدا تقریبا زندگیش به خاطر عصبی بودنش مختل شده) 3.نجوای درونی که انسان با خود در دل می کند، برای حضور قلب در نماز ضرر دارد؟ 4. در مورد کتب کلام اسلامی مثل الغدیر. بهترین رویکرد یا رویکردها چیست که با آن به نتایج مطلوبتری رسید؟ 5. در مورد تاریخ چطور؟ رویکرد تمدنی کافی است؟ التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک برداشت خوبی است از آیه‌ی (انّا للّه و انّا الیه راجعون) 2- در راستای عبور از عصبانیت، انسان اولاً: باید متوجه باشد عالَم در قبضه‌ی حضرت حق است و نه در دست دیگران و ثانیاً: نباید انتظارات فوق طاعت از افراد داشت. ثالثاً: سعی باید کرد محملی برای کوتاهی‌های مردم پیدا کرد. زیرا خداوند مداراکردن با مردم را دوست دارد 3- نجوای درونی اگر با نظر به حضرت حق باشد، ضرری برای حضور قلب ندارد 4- کتاب شریف «الغدیر» یک تحقیق عالمانه است، با نظر به متون اصلی اهل سنت نسبت به حقانیت تشیع. و بسیار لازم است که در وقت خودش خوانده شود 5- تاریخ بستر ظهور اراده‌ی خداوند است در مراحل مختلف زندگی. موفق باشید

14723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حضرت استاد با توجه به این مبنا که فرمودین که عین ثابت حضرت رسول به اعتبار اتحاد با اسم جامع الله حقیقت محمدیه نامیده میشه که این در حضرت واحدیت هست البته. حالا تصور من اینه که در مقام تجلیات خلقی و برون صقعی هم موضوع اینطور باید باشه که اولین تجلی خلقی خداوند باید روح باشه با این تعریف که روحی هست که تجلی عین ثابت رسول الله هست که در این مقام همه اهل بیت و همه عالم مادون به وجود جمعی موجود هست و از این حقیقت عقول و بعد مثال و بعد ماده ایجاد میشه. اینو من به صورت بحث مستقلی نخوندم ولی از برخی کدهایی که در کتبی که خوندم دادید اینو فهمیدم آیا درست گفتم؟ و اینکه این روح همان بحثی هست که در کتاب مبانی مهدویت در جلسه اول طرح کردین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف بسیار خوبی است بعداً هم إن‌شاءاللّه روی آن بحث می‌شود. موفق باشید

14272
متن پرسش
سلام: آیا در تاریخ داریم که نماز پیامبر قضا شده باشه؟ اگه نه پس اینکه در کتاب آقای دکتر علی اکبر فیاض آمده که در سال 7 هجرت و مقارن با فتح خیبر به دلیل خواب ماندن موذن نماز قضا شده را صبح خواندند چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی حضرت آیت اللّه جوادی، این روایات را ساختند تا جایی برای جانشینان غیر معصوم رسول خدا باز کنند و بگویند رسول خدا نیز یک انسان معمولی بود و می‌شود جانشینان او نیز، غیر معصوم و انسان‌های معمولی باشند. موفق باشید

14072
متن پرسش
با سلام: بنده امسال وارد حوزه علمیه شدم با اینکه با مخالفت شدید پدر مادر و اطرافیان مواجه شدم ولی تصمیم به رفتن گرفتم. بعد از چند ماه با دانشگاه امام صادق (علیه السلام ) آشنا شدم که دروس وسیع تری از جمله کتب شهید مطهری و ... نیز تدریس می شوند و استاید در سطح بهتر هستند. از آنجا که معدلم بالا بود تصمیم گرفتم که بروم و اکنون از حوزه به نیت این دانشگاه بیرون آمدم با اینکه برای رفتن مشورت کردم و پاسخ مثبت شنیدم ولی باز روحم در عذاب است که نکند با خروج از اینجا امام زمانم را نارحت کرده یا اینکه در انتخاب مسیر دچار اشتباه شده ام. حال نمی دانم چه کنم؟ مدام شکنجه ی روحی می شوم و اصلا آرامش ندارم اگر می شود راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در حوزه‌های علمیه برای کسی که بخواهد بر روی متون اسلامی، کار اساسی‌تری انجام دهد بهتر است. ولی دانشگاه امام صادق«علیه‌السلام» نیز جای خوبی است. موفق باشید

12818
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد بزرگوار: احتراماً، استاد شما در مورد شرح فصوص الحکم مطالبی را نگاشته اید یا خیر؟ البته بنده شنیده ام که اساتید برای شرح این کتاب افراد مخصوصی را انتخاب می کنند که نمی دانم درست است یا خیر؟ ولی بنده بسیار تمایل دارم که اگر در این باب مطالبی وجود دارد را تحقیق نمایم لطفاً راهنمایی بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مختصر کارهایی شده، ولی به نظر بنده اگر می‌خواهید در این مسیر تلاش کنید بعد از مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و کتاب معاد و کتاب معرفتِ نفس و حشر با تعمق زیاد بر روی شرح سوره‌ی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان، إنشاءاللّه راه گشوده می‌شود. موفق باشید

12259
متن پرسش
به نام خدای مهربان خدمت استاد عزیز سلام عرض می نمایم و توفیق روز افزون برای شما خواستارم ما خانواده ای هستیم مذهبی. فرزندی داریم که در عین علاقه زیاد به رفتن در حوزه علمیه و مسایل مذهبی حدود 2 سال است که به واسطه فضای مجازی آلودگی به تصاویر و داستانها و فیلمهای مستهجن پیدا کرده است. ضمن اینکه با هماهنگی و تمایل خودش به مشاوره های مذهبی مراجعه کرده ایم و ضمن اینکه معتقد است که مشکل دارد و می خواهد که مشکلش حل شود ولی هنوز اصل موضوع پابرجاست (لازم به ذکره که چندین نوبت که متذکر موضوع می شدیم ایشان بشدت انکار می کرد و با توجیه کردن و دروغ بافی زیاد از قبول موضوع سرباز می زد و ما هم اصرار نمی کردیم تا روز قبل که در مورد مشابهی مجبور شدم ضمن تذکر و نوع برخوردم نشان دهم که من به اطمینان رسیده ام در این موضوع) استاد چه کنیم؟ از یک طرف ظاهر مذهبی و حوزوی و قرآنی و از طرف دیگر دروغ گویی و توان توجیه کردن مسایل و عادات ابتذال و... اصلا نمی تواینم و بنا هم داریم که نگذاریم به حوزه برود چرا که فکر می کنیم می توان یک فرد عادی منحرف را تحمل کرد ولی یک روحانی نما و یا یک فرد به ظاهر مذهبی دچار انحراف اخلاقی را اصلا نه. استاد عزیز اگر شما با چنین شرایطی روبرو م یشدید چه می کردید؟ موبایل و کامپیوتر را خیلی کنترل شده در اختیارش گذاشته ایم ولی با اندک غفلت فیلش یاد هندوستان می کند. استاد می ترسیم از شرایط موجود و رسم زمانه ای که دهان باز کرده و دارد مدام می بلعد و فضایی ایجاد کرده که افراد بین قرآن و امام حسین و ریش و تسبیح و تمناهای اینچنینی با ابتذال و دزدی و دروغ و... جمع کرده اند. تکلیف ماها چیست در این وانفسا؟ با فرزندانمان چه کنیم؟ با خودمان چه کنیم؟ می بخشید مزاحم وقتتان شدم. درد و دلی بود و چاره جویی از پدر و مادری درمانده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت باید شرایط برای این نوع جوانان طوری فراهم کرد که متوجه‌ی احساس گناه خود شوند ولی آنچنان زیر نظر قرار نگیرند که وقتی می‌خواهند توبه کنند و خود را مبری از این عیوب بدانند امکان چنین کاری برای آن‌ها نباشد! فکر نمی‌کنم اگر این جوانان بعضاً گناه‌آلوده – ولی نه گناه‌کار – در شرایط خوب دینی قرار بگیرند به‌کلّی از این نوع گناهان فاصله نگیرند! شما مسئله را خیلی بزرگ نکنید که موجب یأس جوانانی شود که گرفتار مکرِ لیل و نهار این روزگارند. موفق باشید

11974
متن پرسش
سلام: چرا نمی توان برای قضایای بدیهی استدلال آورد؟ می گویند اگر برای بدیهیات دلیل بیاوریم دور پیش می آید، لطفا این را توضیح دهید چگونه دور پیش می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد استدلال در جایی معنا می‌دهد که موضوع روشن نباشد، در حالی‌که بدیهیات برای ما روشن است. مثل آن‌که برای اثبات وجودِ دیواری که در مقابل شما است دلیل نمی‌خواهد تنها باید آن را احساس کرد. موفق باشید

11847
متن پرسش
سلام: در جلسه شنبه از محبت و اطاعت از رسول خدا (ص) به طور خاص و آثار آن زیاد صحبت کردید ولی به معنای اطاعت و محبت خاص در این زمان بر پیامبر (ص) اشاره ای نکردید. لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مصداق دیگر اطاعت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» ائمه«علیهم‌السلام» هستند و به تبع آن امروز از یک جهت علماء و مراجعی هستند که متذکر سیره‌ی رسول خدا و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام»اند، و از طرف دیگر ولیّ فقیه است که متذکر حاکمیت سیره‌ی رسول خدا و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» در روابط اجتماعی می‌باشند. موفق باشید

11650
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز بنده به شدت گرفتار خواب هستم و نمی توانم آن را کنترل کنم. اینکه هر ساعتی خواستم به راحتی از خواب بیدار شوم؟ خصوصا برای نمازها. در صورت امکان راهی به من نشان دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- غذای خود را در حدّ ممکن کنترل کنید 2- کم‌حرفی را پیشه‌ی خود سازید 3- قلب خود را مشغول کینه‌های مردم نکنید 4- تمرکز بر روی متونی که متذکر معارف الهی است داشته باشید 4- سر شب بخوابید 5- هرشب از خدا بخواهید که بیدارتان کند و از ادامه‌ی این تقاضا خسته نشوید. موفق باشید

11281
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: بنده بسیار از کسانی ناراحت شده ام و کینه تمام قلبم را گرفته است. تا جایی که می خواهم اتفاقات بسیار بدی برای آن ها بیفتد... راه های درمان بیماری کینه چیست؟ زیرا بسیار عذاب می کشم و هرچه سعی می کنم آن ها را ببخشم نمی شود. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه عیوب خودمان شویم می‌بینیم آنچه عیب در بقیه هست و به آن‌ها سخت می‌گیریم در ما نیز به نحوی دیگر وجود دارد و لذا به‌جای این‌که مشغول عیوب دیگران شویم سعی در اصلاح عیوب خود می‌کنیم. سعی کنید محذوراتی که بقیه داشته‌اند را که منجر به آن اعمال شده و فعلاً از آن‌ها ناراحت هستید، در نظر بگیرید. موفق باشید
7613
متن پرسش
با سلام آیت الله صافی گلپایگانی در رابطه با کنگره بزرگداشت مولوی فرموده اند: افرادی که کنگره بزرگداشت مولوی را در ایران برگزار کرده­اند ، باید از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خجالت بکشند...آیت الله نوری همدانی نیز فرموده اند که کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب" انحرافات" بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد. ....با توجه به سخنان این بزرگان ما شاهد استفاده زیادشما از اشعار این شاعر هستیم .!این تناقض را در رابطه با شما چگونه حل کنیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در این موارد خوب است که نظر افرادی که عموماً مقصدهای اصلی عرفان مولوی را می‌شناسند و برای فهم مقاصد او وقت گذاشته‌اند رجوع فرمایید. به عنوان مثال مقام معظم رهبری در جلسه‌ای که با شعرا داشتند این‌طور می‌فرمایند: « مثنوى همان طور که مولوى مى‏گوید: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّین» و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقیده بود».( در دیدار با شعراء در سال 1387- ) البته این بدین معنا نیست که مولوی از نظر فقهی شیعه باشد به نظرم بهترین تعبیر از آیت اللّه جوادی است که می‌فرمایند: محی‌الدین و مولوی در عقیده بسیار به شیعه نزدیک‌اند ولی از نظر فقهی سنی مذهب می‌باشند. در این مورد و برای بررسی بهتر می‌توانید به کتاب «روح مجرد» آیت‌اللّه حسینی طهرانی رجوع فرمایید. البته بنده نمی‌دانم انگیزه‌ی برگزارکنندگان آن جلسه چه بوده است زیرا به‌راحتی می‌توان از اشعار مولوی سوء استفاده کرد و یک نوع اباحه‌گری را به میدان آورد. موفق باشید
7046
متن پرسش
امر بین الامرین یعنی چه؟اگر منابع در این زمینه معرفی شود ممنونم از خدا که شما را واسطه خیر میکند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «انسان از تنگنای زبدن تا فراخنای قرب الهی» در قسمت جبر و اختیار کمک می کند. اخر کتاب منابعی را در اختیارتان می گذارد. موفق باشید
5843
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید قرآن در ابتدا کتاب بود و یا بعدا کتاب شد
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در ابتدا اصحاب، قرآن را بر روی الواح مختلف یادداشت می‌کردند. امیرالمومنین علیه السلام همه‌ی قرآن را بر روی استخوان‌هایی از کتف شتر نوشته بودند و بعد از رحلت رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به صورت کتاب در آمد و در میان دو جلد قرار گرفت.
5552
متن پرسش
سلام پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا چطور سایتی است؟تحقیقات آنان چطوری است؟با مبانی فکری امام و علامه طباطبایی در تضاد نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سایت ارزشمندی است 2- مبانی فکری حضرت امام و علامه از جهت فلسفی یکی است. موفق باشید
4401
متن پرسش
با سلام استاد درد و دلی باشما داشتم لطفا یک راهی به من نشان دهید تا از این سرگردانی بیرون آییم و به خود آییم: استاد عزیز تا کی کتاب بخوانیم ولی عمل نداشته باشیم دیگر خسته شده ام با اینکه ساعتهاوقتم را صرف مباحث شما می کنم و در کتب دیگران تعمق می کنم و شب و روزم این شده ولی دیگر ماندم چه کنم هنوز صفات رذیله دارم چکار کنم تزکیه شوم چگونه از منیت بیرون آیم ما فقط اینها را در کتابها خوانده ایم و می بینیم نمی شود مثل امام شد خیلی اوضایع خراب است واقعا دوست دارم به خدا برسم ولی...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا نیست به آن‌چه شریعت الهی فرموده عمل کنیم و در انجام عبادات صبر پیشه کنیم تا إن‌شاءالله در ابدیت بهترین سیر را داشته باشیم، دیگر چه می‌خواهید؟ موفق باشید
3420
متن پرسش
سلام در رابطه با سوال شماره 3324 : حضرت آقا در بجنورد فرمودند : تجمل گرایی چقدر خوب است چقدر بد است؟ این نه یعنی اینکه ایشان با همه زیر بنای مدرنیته مخالف نیستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بحث مدرنیته بحث دیگری است که ایشان در همان سخنرانی تأکید کردند مواظب باشید از غرب تقلید نکنید. بحث ایشان در این جمله این است که نباید به اسم تجمل هرگونه زیباسازی را نفی کرد همان‌طور که نباید همه‌ی زندگی ما پرداختن به دنیا باشد و زیباکردن دنیا. موفق باشید
1985
متن پرسش

سلام استاد سوالی داشتم اونم اینکه از وقتی با سیر مطالعاتی شما آشنا شدم دیدم تغییر کرده من هرسال به اعتکاف می رفتم ولی وقتی کتاب ادب خیال و عقل وقلب شما رو خوندم به این نتیجه رسیدم که منی که هنوز دچار کثرت ها هستم اعتکاف رفتنم یک جورایی وقت تلف کردنه وامسال در این مراسم شرکت نکردم آیا نتیجه گیریم درسته ؟ آیا شما اعتکاف را برای امثالی چون من توصیه می کنید؟باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی در اعتکاف شرکت می‌کردید تا به نور الهی از کثرت‌ها عبور کنید و نور وحدت بر قلب شما تجلی کند. موفق باشید

1744
متن پرسش
سلام علیکم وخسته نباشید خدمت استاد عزیز : آیا انسان در این دنیا می تواند به مقام انسان کامل برسد یا اینکه در ادامه زندگیش در برزخ می تواند به این مقام برسد ؟ واینکه می گویند انسان قبل از آفرینشش امتحان می شود یعنی قبل از پا به دنیا گذاشتنش امتحان می شود و با اختیار خودش مسیر زندگیش را انتخاب می کند واین می شود که حضرت فاطمه (س)انسان کامل می شود ومن انسان عادی ،من این اختیار رانمی توانم درک کنم لطفا توضیح دهید . اجر کم عند الله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام انسان در ذات خود موجود مختاری است و بر همان اساس قبل از خلقت در علم خدا موجود است و با اختیار خود آن نوع شخصیتی را که خواست برای خود انتخاب می‌کند و همواره به جهت اختیاری که دارد می‌تواند بر انتخاب خود باقی باشد و می‌تواند آن را تغییر دهد. ممکن است کسی در آن عالم انتخاب کند که انسان کاملی باشد و بعد که در عالم کثرات قرار گرفت بر انتخاب اولیه‌ی خود پایدار نماند و یا ممکن است در همان عالم شرارت را انتخاب کند و در دنیا هم بر همان انتخاب پایدار بماند. هنر زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» آن بود که در آن دنیا بهترین انتخاب را کردند که در حوادث بعد از رحلت پیامبر شکیبا و پایدار بمانند و بر آن انتخاب پایدار ماندند و خداوند نیز همین را در حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» دید و برای این کار بزرگ او را خلق کرد. در ضمن جواب شماره 1364 در رابطه اعیان ثابته ممکن است موضوع را روشن کندموفق باشید
1058

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید. عملکرد دولت را در روزهای اخیر چگونه ارزیابی میکنید.شبهات ایجاد شده در رسانه های خبری از دیدگاه شما چگونه بررسی میشود؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده عرایضی در این مورد کرده ام که صوت آن در صفحه‌ی اول سایت لب المیزان موجود است . آنچه باید عزیزان با دقّت و حساسیت مواظب باشند ،گرفتارنشدن نسبت به شایعاتی است که موجب جدایی ملت و دولت می‌شود و سرمایه‌ی بزرگ مردمی‌بودن دولت در نظام اسلامی را از بین می برد. بر ما واجب است که مواظب باشیم همچنان که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» تأکید فرمودند موضوع آقای مشایی را عمده نکنیم و نسبت خودمان را با آقای دکتر احمدی‌نژاد در نسبت او با آقای مشایی تعریف ننماییم وگرنه به‌راحتی بازی خواهیم خورد زیرا بدخواهان سعی می‌کنند با عمده‌کردن موضوعاتی که آقای مشایی در نهایت بدسلیقگی مطرح می‌کند ،نسبت ما را با آقای دکتر احمدی‌نژاد با نسبت ما با آقای مشایی یکی کنند تا عملاً نگاه ما از اندیشه و عمل جناب آقای احمدی‌نژاد منحرف ‌شود و دیگر نتوانیم به تفکر آقای احمدی‌نژاد و خدمات ایشان که تاریخ ما را از انحراف دولت سازندگی و دولت اصلاحات عبور داد ،‌نظر کنیم و بعید نیست در این جریانات رقبای سیاسی آقای احمدی‌نژاد اعم از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان حزبی نقش اصلی را داشته باشند و جهت انقلاب را که به خوبی داشت به سوی رسیدن به اهداف عالیه جلو می‌رفت دوباره در بده بستان‌هایِ خطی و گروهی متوقف کنند. متوجه باشید که آقای احمدی‌نژاد سخت خود را مقید به سکوت می‌داند تا لطمه‌ای به انقلاب نخورد ولی رقبای ایشان بی‌باکانه از ساختن هر گونه شایعه‌ای کوتاه نمی‌آیند. موفق باشید
19324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی: مدتی پیش با حضور در جلسات تفسیر و شرح کتاب مصباح الهدایه حضرت امام خمینی (ره) جنابتان، با مباحثی مانند عوامل قبل از دنیا و اتفاقاتی که در طی آن بر نفس افراد اتفاق می افتد آشنا شدم. فهمیدم که اختیار و انتخاب اصلی آن هنگام صورت گرفته و در دنیا بوسیله آن انتخاب است که ما در قالب مادی حال به هر طریقی که حضرت حق مناسبمان دیدند، خلق شده و در کالبد مادی جای می گیریم. اخیرا با دوستان سر مباحثی این چنین، چندین مباحثه انجام دادیم ولی بدلیل کمبود اطلاعاتمان نتوانستیم به نتیجه ی کامل و صحیحی دست پیدا کنیم. خواهشمندیم اگر امکان دارد منابعی معتبر در این زمینه برایمان معرفی کنید که بتواند جوابگوی نیازهایمان باشد. با تشکر از زحماتتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به کتاب «انسان از آغاز تا انجام» از علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌اللّه» رجوع شود. موفق باشید

17297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حضرت آیت الله پهلوانی قدس سره در کتاب رسائل عرفانی صفحه ی 155 در مورد آیت الله بهجت رحمه الله می فرمایند: کسی نمی تواند به آسانی از ایشان دستورالعمل سلوکی یا حرف های عرفانی را اخذ کند، بلکه ایشان می‌فرمود: درب تعلیم و تعلم این مطالب بسته شده است. گاهی نیز می‌فرمود: این مطالب طالب زیاد دارد ولی دکان می کنند! به نظر جنابعالی منظور این سخن ایشان چیست؟ آیا سلوک دستورالعملی دیگر جواب نمی دهد؟ یا اینکه منظور این است که نوع دیگری از سلوک را باید در نظر گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این سخن ایشان را باید ارجاع دهیم به آن سخن‌شان که می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است»، به این معنا که شرایط در حال حاضر طوری است که اگر کسی بخواهد سلوک کند با همین علمی که از تقوا می‌شناسد می‌تواند سلوک لازم را به‌دست آورد و نیاز به دستورالعمل خاصی ندارد. موفق باشید

16408
متن پرسش
سلام جناب طاهرزاده: جواب شما را به دوستی که از آزادی سوال کرده بودند خواندم. بسیار تامل برانگیز بود. به قول دوستمان ادبیاتی که شما به توضیح در باب آزادی به کار بردید از دید حزب اللهی ها حتی شاید ناخوشاند باشد. یک سالی است که در حوزه درس می خوانم و متاسفانه با فضایی مواجه شدم که مرا نسبت به ادامه مسیر مردد کرده است و درد امثال بنده تعصبی است که در فضا موج می زند. تعصبی بدون فکر و استدلال در باب هر آنچه مربوط به دین است. این فضای مسموم در حوزه ی خواهران فکر می کنم نمود بیشتری دارد. خود من می بینم که خانم ها به مراتب از استدلال پیرامون مسائل اصلی مانند توحید و.‌‌.. طفره می روند. شاهد این موضوع هستم که کلاس های اخلاقی که برگذار می شود به پرسش و پاسخ هایی که مربوط به کلاس اول دین داری است می گذرد و در اصل تاثیری در رفتارها و ادای حقوق ندارد و اگر هم دارد خیلی ناچیز است. متاسفانه در حوزه، اسلام و مومن به خدا را به بعضی اشخاص حکومتی گره زده اند، پیروی کورکورانه دریچه ی سوال های راهگشا را بسته است. متاسفانه ترس از ابراز عقیده شخصی و انتظار پاسخ داشتن در حوزه برای من وجود دارد، وقتی هم عقیده ات را بیان می کنی به چشم بیگانه به تو می نگرند و برایت سندسازی می کنند و اینطور می شود که ترجیح می دهی درون خودت باشی و فقط برای حضور و غیاب و وظایف شاگردی در حوزه حاضر باشی. نمی دانم شاید چون من از دانشگاه به حوزه رفته ام اینطور هستم و اگر از همان دیپلم وارد حوزه شده بودم من هم می شدم مثل بقیه. بعضی از روحانیون یادشان می رود که وظیفه شان فقط تبلیغ است و نمی توانند با زور و قانون مردم را به بهشت ببرند. یادشان کی رود شیعه یعنی نعل به نعل از ولی امرت پیروی کنی نه اینکه از امامت هم جلو بزنی. آزادی وجودی است که تشنه ی آنم. ان شاءالله روزی برسد که در حوزه ی خواهران هم مسائل معرفت نفس و معاد به صورت استدلالی پیگیری شود و از کلاس اول بگذریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً ما در جامعه‌ی خود در همه‌ی ابعاد در تنگنای تاریخی قرار داریم و تا تفکر به تاریخ ما برنگردد، این مشکلات هم‌چنان باقی است و با رجوعِ واقعی به قرآن و روایت و تدبّر در متون دینی برای فهم دقیق مقاصد آن‌ها، افق را روشن می‌کند. حضور امثال جنابعالی جهت مجهزشدن به فهم قرآن و روایت، موجب می‌شود «فریضه‌ی تبیین» را که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» بر آن تأکید دارند، به صحنه آید و اساساً «فریضه‌ی تبیین» در فضایِ آزاداندیشی محقق می‌شود، نه در فضایی که یکی غالب و دیگری مغلوب باشد. موفق باشید

16110
متن پرسش
سلام: متن زیر درباره شهدای مدافع حرم ناظر به مباحث شما تنظیم گشته است. لطفا ضمن رد یا تایید، از جایگاه تاریخی مدافعان حرم برایمان بگویید. مدت ها بود بر سر این مساله با خود درگیر بودم که امروز کدام وظیفه برای من در اولویت است؟ دفاع از حرم اهل البیت علیهم السلام در شام و عراق یا دفاع از مرزهای فکری _ فرهنگی انقلاب اسلامی در کشور خودم؟ و عموما پس از اندک تاملی، براحتی خودم را قانع می نمودم که الیوم، دفاع از انقلاب اسلامی در عرصه جنگ نرم به مراتب از جنگ سخت در میدان نبرد با جریانات تکفیری ضروری تر است. این کشمکش و جنگ درونی تقریبا اغلب اوقات با من بود تا اینکه... این اواخر، هجمه ی تبلیغاتی سنگین جریانات رسانه ای رذل مآب جبهه استکبار به مدافعین حرم اهل البیت علیهم السلام، توجه و حساسیت مرا نسبت به علت و چرایی این جنگ رسانه ای کثیف بر انگیخت. البته این حساسیت با علم به این واقعیت شکل می گرفت که استکبار، تا وقتی دفع ضرر و یا کسب منفعت برایش مطرح نباشد، حاضر نیست حتی یک سِنت از جیب نامبارکش هدر برود. پس دقیقا این سوال برای من بوجود آمد: مخارج و هزینه های هجمه ی رسانه ای غرب بر ضد مدافعین حرم، در راستای جلب کدام منفعت و یا دفع کدام مضرت برای استکبار قابل تفسیر است؟ لذا در پی پاسخ به این سوال به جستجوی اثرات و ثمرات جانفشانی مدافعین حرم در پاسداری از حریم اهل البیت علیهم السلام پرداختم تا شاید علت بغض مستکبرین از ایشان را در یابم. و الحمدلله، در نتیجه ی کاوش این ثمرات، یافتم آنچه را که باید... همه ما خوب می دانیم که بعد از فتنه سال 88، نگاه برخی اقشار و بخصوص برخی جوانان و نخبگان پایتخت نسبت به نظام مقدس اسلامی، بدبینانه و فضای فتنه آلود آن مقطع، بین این عزیزان با حقیقت انقلاب زاویه ایجاد نمود. و این دل چرکی که مطلوب دشمنان انقلاب در پیاده سازی استراتژی نفوذ بود ادامه داشت و تبلیغات مسموم رسانه های استکبار نیز روز بروز این شکاف را عمیق تر می نمود. این ماجرا ادامه داشت تا آنجا که خون سرخ مدافعین حرم، تاثیر خود را در صفحات شخصی جوانان و نخبگان این مرز و بوم در فضای مجازی گذاشته و تقریبا تمامی تیپ های فکری و فرهنگی به نوعی ارادت خود را نسبت به این شهدا ابراز داشتند. ابراز ارادت نسبت به شهدایی که ذیل ولایت، جان در کف، کیلومتر ها آن طرف تر از مرزهای جغرافیایی ایران، از مرزهای عقیدتی اسلام و انقلاب دفاع می کنند، واقعیتی به شدت تلخ و مرگبار برای جریان نفوذ نرم و موذیانه ی مستکبرین در حریم انقلاب اسلامی و صاحبان حقیقی آن یعنی مردم ایران است. مدافعین حرم، پیش از آنکه مدافع حرم اهل البیت باشند، مدافع حریم فکری فرهنگی اهل البیت اند که تجلی حقیقی آن در این زمانه، انقلاب اسلامی ست. این عزیزان مدافعان حقیقت انقلاب در برابر جریان نفوذند. و مگر این شهدا چه کرده اند جز دفاع از حرم اهل البیت و دفاع از مظلومان دیار شام و عراق؟! بزرگی می فرمود: این بچه ها (مدافعین حرم) رفتند تا از حرم حضرت زینب دفاع کنند اما سرنوشت تاریخ را تغییر دادند. حقیقت آن است که مدافعین حرم، اثری غیرقابل وصف در جهت توجه دادن قلوب به افق تمدنیِ انقلاب اسلامی داشته و دارند. امروز به برکت خون شهدای معرکه ی برون مرزیِ شام، اقشار مختلف مردم و نخبگان، از دانشجو و هنرمند و ورزشکار گرفته تا عموم ملت، با وجهه ای از انقلاب تحت عنوان «دفاع از مظلوم در اقصی نقاط عالم» بطور ملموس آشنا شده و عظمت انقلاب به عنوان یک حقیقت تمدنساز را به برکت خون این مردانِ مرد، با تمام وجود احساس نموده اند. و کیست آنکه نداند نظر به بعد تمدنی انقلاب اسلامی، بلای جان نفوذی های استکبار که همه ی وجود منحوس خود را ذیل تمدنی دیگر و در افق غرب جستجو می کنند است. خون شهدای حرم، قبله ی جان ملت و نخبگان را ماورای دعواها و فتنه های سیاسی، مشکلات اقتصادی، فساد و دیاثت های خیانت بار، متوجه حقیقت تمدنی انقلاب نموده و تمام آرزوهای این قوم منافق در دلسردی ملت و انحراف کشتی آرمان های انقلاب را نقش بر آب می نماید. درود خدا بر آن عزیزانی که با نثار خون خویش، هم افق جدیدی در پیش دیدگان مردمان زمانه ی ما گشوده و انقلاب را بیمه نمودند و هم به دفاع از حرم اهل البیت پرداختند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به خوبی متوجه‌ی جایگاه تمدنیِ شهدای مدافع حرم شده‌اید. آری! سیاستمداران ما بعضاً نتوانسته‌اند روح انقلاب را آن‌طور که شایسته‌ی انقلاب است در صحنه‌های سیاسی جهان به میدان آورند تا معلوم شود انقلاب اسلامی راهی است غیر از راه تمدن غربی. شهدای مدافع حرم از یک طرف، و حزب اللّه لبنان از طرف دیگر در سوریه نشان دادند که فرهنگ دیگری غیر از تمدن غربی به صحنه آمده است و این رساترین و روشن‌ترین حضور تمدن اسلامی در این تاریخ است و بدیهی است که تمدن غربی با تمام عواملش در مقابل شما بایستد.  موفق باشید

15598
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد: عاجزانه التماس می نمایم گره کار بنده حقیر را باز کنید که با حالی نزار خدمتتان رسیده ام. بعد از استمداد از حضرت حق تعالی و توسل به ساحت مقدس پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام)، اینک دست یاری بسوی شما دراز کرده ام، باشد که خداوند این بنده ی حقیر را توسط شما از ضلالت و گمراهی نجات دهد. سالها پیش، در سن ۱۴ سالگی، با لطف و توفیق الهی شروع کردم به نماز خواندن. همین طور که روزها می گذشت به وضوح ید الهی را می دیدم که مرا بسمت قرب خودش پیش می کشید. کم کم نمازهایم در اول وقت و در مسجد اقامه می شد. تمام واجبات را انجام می دادم و کوچکترین گناهی مرتکب نمی شدم. بعد از مدتی شک و شبهاتی برای اینجانب در مورد خداوند و نبوت حضرت ختمی مرتبت پیش آمد که برای اقناع ذهنی مجبور گشتم به کتب کلامی پیرامون توحید و نبوت و معاد رجوع کنم و مدتی مشغول آن بودم که البته مطمئنا این شکیات از جانب باری تعالی بوجود آمده بودند زیرا هم کنترل شده بودند و هم اینکه اینجانب بدنبال مطالعه ی کتب ضاله نبودم که برایم شکی بوجود بیاید و بطور یقین خواست خدا بود برای تقویت ایمانم که الحمداله به اقناع ذهنی و فکری رسیدم. با هر گره ی ذهنی که برطرف می گشت گویی بیشتر به معنای آیه ی «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» پی می بردم و کاری جز سجده بر آستانش نمی توانستم انجام دهم. اما مسائل فلسفی و کلامی ارضا و سیرابم نمی کرد و فقط برای اقناع ذهنم مفید بود، از این رو قدم در راه عاشقی با او نهادیم که صراط مستقیم و مسیر قرب الهی را در اینجا یافتم. به مرور زمان مستحبات را نیز انجام داده و از مکروهات اجتناب نمودم. در تمام روز چشمانم به احدی از نامحرم نمی افتاد. نماز شب و تهجدم ترک نمی شد. چنان از حلاوت و شیرینی مناجات سیراب می شدم که ترک غیرالله نمودم. بیشتر اوقاتم در مسجد سپری می گشت. به هنگام نماز حضور قلبی کامل داشتم و از خطورات قلبی و نفخات الهی، حظ لازم را می بردم. از استهزاء دیگران باکی نداشتم و هدفم در زندگی که قرب الهی بود برایم کاملا بصورت ملکه در آمده بود، و با جان و در سیر درونی که باخود داشتم به این هدف متعالی رسیده بودم  پس به کارهای بیهوده و معاشرت با افراد لاابالی مشغول نمی شدم. هر از چند گاهی بابی از ابواب معرفت بر من گشوده می شد و چیزهایی از حقایق قرآن و یا عبادت و یا معرفت خدا بصورت آنی بر قلبم وارد می گشت که هیچ پیش زمینه و مطالعه ای، مسبب آن نبود. هر روز بصورت ناخودآگاه مراقبه انجام می شد، بدون اینکه اصلا بدانم مراقبه چیست، گویی نیرویی خارجی به هنگام نزدیک شدن به مناهی و معاصی و مکروهات در گوشم زمزمه می کرد که نزدیکش نشوم. در واقع سیر و اطوار مختلف نفسم را بطور کامل درک می کردم. روحم به قدری لطیف شده بود که کوچکترین کدورتی حضور قلبم در نماز را بهم می زد. گاهی گمان می کردم مخاطب خاص قرآن مجید منم زیرا آیات کریمه ای کاملا منطبق بر نفس و حالات نفسانیم بود. تعجب تمام سراپای وجودم را می گرفت وقتی می دیدم مردم لذت نماز و مناجات را رها کرده و به امور دنیوی مشغولند. ۴، ۵ سال به این منوال گذشت و من هر روز با عهدی که با رب العالمین بسته بودم، پای بند تر می شدم, می توانم بگویم در طول این مدت کوچکترین مکروهی از من سر نزد. اما... در سن ۱۹ سالگی (بعد از گذشت 5 سال)، هنوز نمی دانم در کدام امتحان الهی شکست خوردم و شیطان رجیم به کدامین فریب مرا گمراه نمود (شاید به خاطر همین منیت و عجب و غروری که در سطور بالا به چشم می خورد که سراپای مرا فرا گرفته بود) ناگهان تمامی حالات روحانیم به یکباره از بین رفت، احساس می کردم خداوند دیگر به من نظر نمی کند، من که لذت معاشقه با یار را چشیده بودم، اینک نمی توانستم این بی مهری را تحمل کنم، گمان می کردم  به استدراج مبتلا شده و در عرض مدت بسیار کمی به همان ترتیب که پله های قرب را طی نموده بودم، به همان ترتیب نزول نمودم، اصلا نفهمیدم چه شد ولی تا به خود آمدم از آن همه مراعات شرعیه چیزی نمانده بود، هیچ و هیچ و هیچ. (ناگفته نماند این مرحله با ورود این بنده ی حقیر به دانشگاه شروع شد و البته محیط فاقد طهارت دانشگاه و همچنین برخورد با نامحرم و جایگزین کردن عشق زمینی با عشق الهی تاثیر بسیار مخربی بر روح بنده داشت). نه تنها مستحبات بلکه واجباتم نیز ترک شد. این حالت عصیانگری در من از ۲۰ تا ۲۶ سالگی ادامه داشت. الامان من مکر الله. وای بر من! که آن توفیقات را از خود دانستم و ندانستم که اوست که اراده فرموده کم بخورم و کم بخوابم و کم بگویم. وای بر من از این تکبر و غرور. این حقیر عاصی در اثر جهل به عظمت و غنای خداوند و عجب به عمل و تکیه به خود، خود را به عجز و نیازمندی و حقارت نشناختم، به عمل خود دلخوش گردیده، ترس از دل بیرون کردم، غافل از اینکه چه عمل های بزرگی که فقط در نزد صاحبش بزرگ است و نه نزد خداوند. من روسیاه کی گمان می کردم از این توفیقات محروم گردم؟ وای بر من! گیرم که بابی هم از ابواب معرفت گشوده شده بود، اما حقیر از غرور و تکیه به فهم و کسب خود نترسیدم و در اداء شکر جل جلاله کوتاهی و سستی نمودم، آنگاه از فضل خدا محروم و به خذلان مبتلا گشتم و به بلای حجاب و فراق که نزد اهل معرفت، اشد عذاب است دچار شدم که آنقدر سنگین است که جوان را پیر می کند و پیر را فرتوت. می خواهم بگویم از آن نوجوان با تقوا اینک به پست تر از حیوان رسیده بودم. تا اینکه در سن 26 سالگی ازدواج نمودم. اینک که این نامه را می نویسم ۲۷ سال  دارم و دوباره آن ذوق و شوق الهی مانند دوران نوجوانی ام در من شعله کشیده است. آرام و قرار ندارم. می خواهم دوباره قدم در راه قرب الهی بگذارم. قسم می خورم هیچ فردی به اندازه ی این بنده ی حقیر بخاطر 6 سال از عمرش، اینچنین حسرت نخورده و نمی خورد. اینک می اندیشم که اگر این مسیر متعالی قرب الهی را گم نکرده بودم اینک بسیار به خدا نزدیک تر بودم و این فکر و حسرت و حسرت و حسرت هر لحظه می آزاردم. به زیارت شمس الشموس، امام رضا (ع) رفتم و در بارگاهش به درگاه خداوند توبه نمودم شاید که مقبول گردد. اینک خدا را مهربان یافتم و امیدوارم از گناهانم بگذرد، اما با این 6 سال خسران و گمراهی چه کنم؟ وای بر من.... ولله قسم که حجت بر من تمام شده بود (با وجود آن حلاوت ها، خطورات قلبی و نفحات الهی) چگونه می شود که کسی اینها را با قلبش درک کند و سپس گمراه شود؟ بخدا اگر از داغ این مصیبت بمیرم رواست. اینک نمازهایم را اول وقت و در مسجد می خوانم و از محرمات و مکروهات کناره گرفتم، وارد حوزه علمیه شده ام  و مانند گذشته می خواهم پا در مسیر قرب الهی بگذارم اما..... حسرت این 6 سال هر لحظه می آزاردم. هر لحظه بغضی در گلو دارم که به یک آه می شکند. آن الطاف و نفخات الهی کجاست؟ گویی دیگر از آن عشق بازی ها خبری نیست. بنده به حضرتش امیدوارم و صد امید دارم که این سراپا تقصیر را ببخشاید، اما به آن ذات لایزال الهی قسم، حاضرم مرا به سخت ترین عذاب ها گرفتار سازد ولی لحظه ای و آنی نگاهش را از من نگیرد که مرا تاب و توان تحمل فراقش نیست. (فهبنی یا الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت الی عذابک فکیف اصبر علی فراقک). اینک به عنوان فردی سراپا تقصیر از حضرتعالی درخواست کمک دارم. اینک پر از خوف (و رجاء) هستم که آیا آن ارحم الراحمین توبه ام را می پذیرد؟ اما بزرگتر از این حزن و خوف و حسرت، اینست که نمی دانم با این 6 سال خسران چه کنم؟ مرا درک می کنید؟ 6 سال از جوانی و بهترین سالهای عمرم که می توانستم بسیار به خدا نزدیک شوم را در وادی گمراهی و ضلالت به سر بردم. اینک بفرمائید چه کنم تا در مقام جبران این سالهای از دست رفته ی بی بازگشت بر آیم؟ در صورت بخشش آن ذات بی همتا، آیا هنوز می توان از بندگان مقرب خداوند شد؟ این 6 سال را چگونه جبران کنم؟ بفرمائید آیا اصلا امکان جبران وجود دارد؟ چگونه می توان دوباره در مسیر سلوک الی الحق قرار گرفت؟ آیا باید از ابتدا شروع کرد؟ آیا اعمال آن 5 سال که در مسیر قرب بودم احباط شده و هیچ تاثیری در حالات کنونی من ندارد؟ خدمتتان تکرار کنم که اینک حالت نفسانی خاصی جز حسرت بر گذشته ندارم. استاد گرامی، در یک کلام، حال من خوب نیست. باور کنید خوب نیستم. هر لحظه انتظار مفارقت روح از بدنم را دارم. حسرت این 6 سال که می توانستم به خدا بیشتر نزدیک شوم، دارد ذره ذره مرا آب می کند. نمی دانم از کجا باید شروع کنم؟ الان که طلبه شده ام. حسرتم افزون نیز گشته. کاش بجای دانشگاه از ابتدا به حوزه علمیه می رفتم. آه از حماقت.... التماس می کنم این بنده ی حقیر را راهنمایی و دعا بفرمائید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته بنده گنهکار عاصی ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حداقل آن‌چه خداوند در این رابطه به ما فرموده است این است که می‌فرماید: «انّ الحسنات یُذهبنّ السیئات» به همان معنایی که اگر شریعت الهی را ادامه دهیم، سیئات برده می‌شود و از آن مهم‌تر آن‌جا است که می‌فرماید: « مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً ( فرقان70) در این آیه آن‌چنان ما را دلگرم و امیدوار می‌کند که در قیامت، گناهان ما تبدیل به حسنات شده است. زیرا دل‌کندن از گناهانی که نفس امّاره سخت، طالب آن است کارِ کمی نیست. از آن طرف درست است که آدم از بهشت رانده شد و از آن فضای روحانی محروم گشت و با ندای «إهبطوا» گرفتار سختی زمین شد، ولی به او فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (38)/بقره) چنان‌چه در تنگنای زمین از هدایتی که برایتان فرستاده می‌شود، تبعیت کنید، شما را خوف از آینده و غمِ از گذشته جایی ندارد. موفق باشید

نمایش چاپی