باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد تقدیر نسبت به خدا از آن جهت که خدا مثلاً تقدیر فرموده است که ظالم را به سزایش برساند، قابل تغییر نیست. ولی این بدین معنا نیست که انسان ظالم نتواند خود را تغییر دهد. آری! وقتی انسانی انتخابی بنیادین برای شخصیت خود کرده باشد، تقدیر مناسب آن انتخاب برایش جاری میشود مگر آنکه انتخاب خود را تغییر دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نگاه اجمالی به مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» دارید، اُنس با صوتِ شرح و تفسیر قرآن کمک زیادی به انسان میکند. خوب است که در کنار آن در ماه رمضان، یک جزء از قرآن حتی با توجه اجمالی به معنی آن، خوانده شود. آری! چقدر خوب است اگر طلبه استعداد لازم را دارد در جایی که در آیات تدبّر میکند، آن آیات را حفظ نماید. ولی بالاخره وظیفهی اصلی ما تدبّر در قرآن است و اگر حفظکردنِ قرآن وقت زیادی از ما بگیرد که ما را از بقیهی کارها بازدارد، وظیفهای نداریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فرق اعتقاد خرافی با اعتقاد غیر خرافی در این است که در اعتقاد خرافی، جان و روان انسان به خیالات و ساختههای ذهن خود نظر دارد ولی اعتقاد غیر خرافی، به حقایق نظر دارد. حال وقتیکه به نمادِ آن حقایق نظر میکند به حقیقتی که باطن آن نماد است، رجوع دارد. ملاحظه کردید که وقتی ضریح منسوب به حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» را در شهرهای ایران حرکت میدادند تا به کربلا ببرند، مردمِ عاقلِ عقیدهمند چه معاشقهای از طریق آن ضریح با امام حسین«علیهالسلام» کردند زیرا از این طریق متوجه افقی میشدند که در آن امام را مییافتند. در مورد کعبه قضیه اینطور نیست که نماد حضرت حق باشد، همهی عالم آیت الهی هستند و از این جهت نباید یک کعبهی دیگر در جای دیگر ساخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خرافات؟! این کارها در جای خود یک نوع عقلانیت است که متوجه کیفیاتی میباشد که در عالم هستی وجود دارد. مگر شما ضریح مقدّس اولیاء الهی را به صرف انتساب به آن بزرگان نمیبوسید و راه نظر به انوار امام برایتان گشوده میشود؟ اینها اعتقادات درستی است با عقلی ماوراء عقل کمّیت گرا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میبینید که در موقعی که شرایط، شرایطِ رجوع به حق است - مثل نماز - کم دارید پس معلوم میشود راه بسیاری در پیش است. ملاک انسان در قرب و بُعد الهیبودن، حضور قلب است نه انبوه اطلاعات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظواهر آیات نشان میدهد که قوم حضرت نوح کمالات مخلوقات را به خود مخلوقات منتهی میکردند و لذا حضرت نوح بیشتر باید جنبهی تنزیهی را تأکید مینمودند 2- اهل کرامت بیشتر نظر به قوای نفس دارند نه آنکه بخواهند مثل اهل توحید با فنای خود و تجلی اسماء الهی کار را جلو ببرند. موفق باشید
