باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احسنت از برداشتی که در رابطه با نحوهی ادراکات شده است 2- در ادراکات حسّی، نفس ناطقه آماده میشود تا با ارتباط با مبادیالصور آن صورتها را در خود ابداع کند. پس عملاً نفس از طریق خودش به فعلیت نرسیده است 3- همانطور که متوجه شدهاید در ادراکات حسّی، نفس آماده میشود تا با وجود علمیِ مطابق شیئ خارجی متحد گردد و به آن علم حضوری پیدا کند، نه با موجودات مادی که عین غیبتاند. از آن طرف نفس به جهت تجردی که دارد به معلوماتِ بالعرض خود یعنی پدیدههای مادی احاطه دارد و وجهِ وجودی آنها از او غایب نیست تا اینکه نتواند معلومات بالذات خود را که ابداع کرده، درست و همهجانبه بشناسد و مشکلِ دوگانگی بین «عین» و «ذهن» پیش آید. عرایضی در چند جزوهای که در رابطه با «معرفتِ نفس و حشر» شده است میتواند کمککار باشد. و از آن مهمتر بحث «برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُالوجود» که فایلهای صوتی آن همراه با متن مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نگاه آقای مستحسن به آیات و روایات، نگاه خوبی است و در عین استفاده از نوشتههای ایشان، باید به نگاههای دیگر قرآنی بهخصوص نگاه علامهی طباطبایی و آیت اللّه جوادی نیز نظر داشت. بعضاً دیده میشود ایشان نگاه خود را طوری مطرح میکنند که راههای نگاه به سایر اندیشمندان دینی بسته میشود. در حالیکه بهتر است آن نگاه، به عنوان یک چشمانداز در منظر خوانندگان قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقایسهی روح انسان با مقام فرشتگان، بحث جامعیت روح انسان مطرح است و از این جهت انسان به عنوان مقام خلیفة الله از فرشتگان برتر است. ولی از آن جهت که روح انسان نازلشدهی آن مقام است در مقایسه با مقام فرشتگان و اسمایی که آنها حامل آن اسماء هستند، انسان میتواند از انوار فرشتگان استفاده کند و به خود آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماهیات در ذهن به عنوان صور متعدد به صورت علم مطرح است و علمِ به کثرت که کثرت نیست تا با وحدت شخصی وجود جمع نشود! از طرفی حضرت استاد جوادی که نفیِ ماهیت در خارج را مطرح میکنند، به معنای نفی استقلالی ماهیات است، نه آنکه «وجود» به صورتهای مختلف، مطابق عین ثابتهی اشیاء ظهور نداشته باشد. و این همان حدّ وجودی است که مرحوم علامه برای ماهیات به زبان فلسفه اظهار میدارند. موضوع روشن است باید زبان علمی آن را بدانیم بهخصوص که نباید بین زبان عرفان و فلسفه خلط نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. زن و شوهر باید در افق معنوی شریعت الهی بهسر ببرند. بحث در نگاههای جزئی است که در آن نگاهها نباید متوقف شد. آخر در ابتدای ازدواج مگر یک جوان چه درآمدی دارد که حالا بحث خمس آن درآمد را در جلسهی خواستگاری با او در میان بگذاریم؟ این یک نوع بدسلیقگی و نشناختن شرایط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فرق اعتقاد خرافی با اعتقاد غیر خرافی در این است که در اعتقاد خرافی، جان و روان انسان به خیالات و ساختههای ذهن خود نظر دارد ولی اعتقاد غیر خرافی، به حقایق نظر دارد. حال وقتیکه به نمادِ آن حقایق نظر میکند به حقیقتی که باطن آن نماد است، رجوع دارد. ملاحظه کردید که وقتی ضریح منسوب به حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» را در شهرهای ایران حرکت میدادند تا به کربلا ببرند، مردمِ عاقلِ عقیدهمند چه معاشقهای از طریق آن ضریح با امام حسین«علیهالسلام» کردند زیرا از این طریق متوجه افقی میشدند که در آن امام را مییافتند. در مورد کعبه قضیه اینطور نیست که نماد حضرت حق باشد، همهی عالم آیت الهی هستند و از این جهت نباید یک کعبهی دیگر در جای دیگر ساخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تبیین سورهی سبأ آیهی 33 عرایضی شده است. منظور، حیلههای روزگار است که انسانها را ناخواسته فریب میدهد. خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیاء الهی که متوجه ظرائف حالات نفسی خود هستند و خاستگاههای توهّم را میشناسند، متوجهاند در چه صحنههایی وَهم به میدان میآید و حجابِ نظر به حقایق میگردد و توصیههای آنها ریشه در شناخت حضوری آنها نسبت به ظرائف نفسِ انسانی دارد و هراندازه بیشتر رعایت کنیم بیشتر متوجه نقش تخریبی وهم میشویم. مثل انسانی که وقتی تازه از حمام آمده کمترین لکه را بر روی بدن خود احساس میکند. در مورد زندگی در خیابانهای امروز شاید موضوع با آن شکلی که ما در کوچهای خلوت پشت سر یک زن نامحرم حرکت کنیم، فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر کسی در حسّ متوقف شود حتماً کارش به شک میکشد 2- عموماً اینطور است. بالاخره باید برای ادراک حقایق، خود را گرفتار لذّتهای مادی نکند. موفق باشید
