باسمه تعالی: سلام علیکم: راه خوبی است. همانطور که در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» عرض شده؛ انسان در مقام تجرد خود نامحدود است و میتواند با بقیهی روحها در آن عالم مأنوس شود و این در صورتی است که روح خود را از تعلقات و محدودیتها آزاد نماید تا با روحهای متعالی مأنوس گردد. امسال نیز با کمی شرح بیشتر این موضوع، در ابتدای اعتکاف مطرح شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً میخواهند جوانان را به عنوان اردوی تفریحیدینی، با انواع پذیراییهای اشرافی جذب دین کنند. این یک نوع، باجدادن است و در این حدّ لازم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که انسان متوجه شود که اموراتش را باید با خدا در میان بگذارد و از طریق حضرت حق رفع کند. لذا باید شما غفلت نکنید که در این نوع امتحانات به غیر از خدا و وسائل شرعی رجوع ننمایید. همین امر، توبهی کار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احسنت از برداشتی که در رابطه با نحوهی ادراکات شده است 2- در ادراکات حسّی، نفس ناطقه آماده میشود تا با ارتباط با مبادیالصور آن صورتها را در خود ابداع کند. پس عملاً نفس از طریق خودش به فعلیت نرسیده است 3- همانطور که متوجه شدهاید در ادراکات حسّی، نفس آماده میشود تا با وجود علمیِ مطابق شیئ خارجی متحد گردد و به آن علم حضوری پیدا کند، نه با موجودات مادی که عین غیبتاند. از آن طرف نفس به جهت تجردی که دارد به معلوماتِ بالعرض خود یعنی پدیدههای مادی احاطه دارد و وجهِ وجودی آنها از او غایب نیست تا اینکه نتواند معلومات بالذات خود را که ابداع کرده، درست و همهجانبه بشناسد و مشکلِ دوگانگی بین «عین» و «ذهن» پیش آید. عرایضی در چند جزوهای که در رابطه با «معرفتِ نفس و حشر» شده است میتواند کمککار باشد. و از آن مهمتر بحث «برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُالوجود» که فایلهای صوتی آن همراه با متن مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه اسفارخواندههایی مثل امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و آیت اللّه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» طور دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بابارکنا؛ عارف جلیلالقدری از شاگردان عارف کامل عبدالرّزاق کاشانی است و شرح بسیار خوبی از «فصوصالحکم» به زبان فارسی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آنچه شما میفرمایید در نهایت برای سالک پیش میآید 2- در این موارد با همدیگر بحث نکنید بگذارید هر دو جلو بروید تا آنچه باید برایتان پیش آید، پیش آید 3- بهتر آن است که احدیت را مظهر هویت غیبیه بگیریم ولی این یک تقسیمبندی استانداردی نیست 4- مطلب را روشنتر بفرمایید. یادم نیست که در آن جلسه چه گفته شده؟ 5- مبنای ما «وحدت وجود» است پس تنها مظاهر، ظهور یک حقیقتاند بدون آنکه به خودی خود اصالت داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت جناب آیتالله مصباح هم در امور دینی تعمّق دارند و هم در موضوعات اجتماعی در راستای اهداف انقلاب اسلامی مثل مرحوم شهید مطهری حساسیتهای لازم را دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امکان ذاتیِ اشیاء، بحث مفصلی است که در جلسات اولیهی شرح تفسیر سورهی حمد امام خمینی بحث شده است مبنی بر اینکه امکان ذاتی شیئ از خودِ شیئ است و حضرت حق آن شیئ را، آن شیئ نکرده است بلکه به او «وجود» داده است و به قول ابنسینا: «ما جعل اللّه المشمشة، مشمشمة بل اوجدها» خداوند زردآلو را زردآلو نکرده است بلکه به آن «وجود» داده است و از این لحاظ، حجت خدا برای هر مخلوقی تمام است از آن جهت که آن مخلوق، خودش، خودش است و بدین لحاظ قرآن میفرماید: وقتی خداوند خواست چیزی را خلق کند به آن چیز میگوید «بشو» و «میشود» پس آن چیز در علم خدا هست و خدا در خطاب به آن میگوید «بشو و میشود» و خلقت یعنی همین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را باید در فصّ هودی پس از طی فصوص قبلی دنبال کنید. عینیت حق با خلق در عین اطلاق حق مطرح است با این نگاه که جز حق در صحنه نیست و لذا حضرت حق در مظهریت عین ثابتهی مخلوقات ظهور دارد در عین اطلاق، که این تنها از طریق شهود بهدست میآید و نه با تعقل. به عنوان مثال ظهور دریا در موج که نه موجب دوگانگی میشود و نه موج، دریا را محدود میکند. ولی به قول مولوی: «ای برون از گفت و قال و قیل من/ خاک بر فرق من و تمثیل من». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نظری به جواب سؤالهای 13313 و 13316 و 13317 میاندازید، عرض بنده آن است که ما در این تاریخ در فضای جنگ با استکبار هستیم که یکی از ابزارهای آن همین بیوتکنولوژی است و اگر در راستای تقابل با فتنههای دشمن وارد این علم شویم نهتنها اتلاف وقت نیست، بلکه موجب عزت اسلام خواهیم شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت ما را متوجه میکند که کتاب خداوند دارای باطن و باطنها است. آنچه در ابتدای امر و بر اساس فکر و اندیشه با ما روبهرو میشود، همان عبارات کتاب الهی است و مفسرین در این حوزه با کتاب الهی برخورد میکنند ولی چنانچه روحِ انسانها به ابعاد باطنیِ عالَم وجود سیر داشته باشد، کتاب الهی را متذکر اشاراتی مییابند که مافوق محدودهی الفاظ است و لطایف و حقایق آن نیز به همین شکل است. مثلاً در آیهی 82 سورهی یس که میفرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون» در نگاه اندیشمندانه به ما میفهماند که «امر»ِ او در رابطه با مخلوقات، در عالَم بیزمان واقع میشود. ولی اشارهی آن متذکر احساسی است که اهل عرفان دارند و میتوانند عالم بیزمان را احساس کنند و لطایف آن دیگر گفتنی نیست چه رسد به حقایق آن که بین این آیات و رسول خدا برقرار است. موفق باشید
