باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه بنده در این موارد تخصص لازم را ندارم، همین اندازه ایشان را یکی از ستونهای فقه آل محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و در خدمت اسلام و مسلمین میدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مقام واحدیت که مقام اسم اللّه و مقام جامعیت اسماء الهی است، چنانچه سالک جان خود را در معرض تجلیّات آن اسماء قرار دهد از خود، در همهی ابعادِ بشری، فانی و به حق، باقی است. منتهی شاهدِ فنای خود میباشد. و با تجلیّات نور احدی، این نحوه وجود هم از او گرفته میشود و تنها به نور حق میبیند و میشنود، بدون آنکه مقام کثرتِ اسمائی در میان باشد. که البته این مباحث را باید در «منازلالسائرین» جناب خواجه عبداللّه انصاری دنبال بفرمایید 2- حضرت عیسی«علیهالسلام» در آن مقام، با نظر به لوح «محو و اثبات» هر آنچه در عالَم واقع میشود را میبینند و مییابند. منتهی وقتی آن جوان با نیّتی جدا از شخصیت قبلی خود عمل میکند، در واقع بَداء حاصل میشود و از عالَمِ «لوح محفوظ» قاعدهی دیگری جاری میگردد که آن مربوط به علم خدا است و نه علم انبیاء 3- انبیاء الهی حامل اسمی و یا اسمائی از انوار الهی هستند و بر آن اساس، هدایت تاریخی خود را انجام میدهند. ولی رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» حامل اسمِ اللّه است و از طرف خدا مأمورند که اعلام کنند: «هذهِ سَبيلي أَدعو إِلَى اللَّهِ». و عرفای امت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» که به نور اسم اللّه در صحنهاند، در مقامی بس بالاتراند از انبیائی که منوّر به اسمائی از انوار الهی هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست که مباحث تخصصی استاد را در ابتدای امر مطالعه کنید. وقتی نیاز بود به آن مباحث رجوع فرمایید 2- «بحارالأنوار» این کار را کرده ولی اینطور که شما دنبال میکنید یعنی متن عربی همراه با ترجمهی فارسی باشد، نمیشناسم 3- کتاب «لهوف» در این مورد خوب است 4- در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بحث «روش مطالعه» را مطرح میکند، میتوانید إنشاءاللّه پس از مطالعه مشکل را حل کنید. توفیق حضور در حوزه را با دلبستنِ بیشتر به دروس حوزه کامل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته ایشان را برای جامعه مفید میدانم. انتظاری که از ایشان هست همین اندازه میباشد که در این عالمِ منجمد و آلوده به کمّیات، انسانها نظری هم به کیفیات بیندازند و از این به بعد است که جایگاه شریعت الهی برایشان روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جنبهی روحانی و عصمت حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» نظر کنید و با رعایت دستورات شرع، این کار روز به روز بهتر عملی میشود. در نتیجه به جایی میرسید که به جای مفاهیم و تصورات، قلب با حقایق مأنوس میشود إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدسِ معنوی انسان متوجه حقایقی میشود که با فکر بهدست نیامده است، در حالیکه آن حقایق برای انسان قابل اعتماد و دارای استحکام است و از این جهت فرمودهاند تجلی اسم حکیم در کشف حدسی در صحنه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید یک برنامهای نهچندان سنگین برای خود بریزید و بر آن پایدار بمانید. یادداشتبرداری از نکات مهم کتابها و جزوات و سخنرانیها کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی مراجعی که جامعهی مدرسین تعیین کردهاند در جای خود اعلماند. بنده با توجه به اینکه یکی از ابعاد اعلمیت را در کنار فقاهت، آگاهی به زمانه میدانم، آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» را به عنوان مرجع فقهی خود انتخاب کردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ماه رمضان بنابراین است که ما به این تجربه برسیم که اگر قوهی واهمهی خود را دنبال نکنیم با غذای کم در افطار و سحر بهخوبی زمینهی صیقلِ قلب خود را فراهم کردهایم و از این جهت فکر میکنم بهراحتی بتوانید چند ساعت بعد از افطار به رختخواب بروید و بهراحتی در سحر بیدار شوید و جبران خوابتان را در روز بنمایید، روزه به شما چنین توانایی را میدهد که نخوابیدنهای کامل شب مشکلی برای شما در هنگام سحر و عبادات سحرگاهی ایجاد نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنگاه که انسان خود را در اوجِ معلّقبودن هیچ هویتی را نتوانست برای خود بیابد إلاّ تعلقِ محض به بیکرانهای که هم هست و هم نیست، هم همهی تکیهگاه انسان است و هم هیچگاه به تملک انسان در نمیآید؛ از سرگرمیهای وَهمی خواهی نخواهی آزاد خواهد بود و با خدایِ پیامبرانِ ابراهیمی آشنا خواهد گشت به همان معنایی که امام الموحدین«علیهالسلام» در مناجات شعبانیه از حضرت حق میخواهد که همهچیز را برای او ویران کند تا معلّق به عزّ قدس او باشد. که این معنایِ «فنایِ در فنا»ست. بنگر چگونه با خدای خود این بنیادینترین نحوهی حضور و وجود، رابطه برقرار میکند! آنگاه که میگوید: « «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ»؛ خدايا! نهايت بريدن از غير خودت را به من مرحمت كن، و چشمهاى قلبهاى ما را به سوى نظر به خودت بگشا، تا آن حدى كه چشمهاى دل، حجابهاى ظلمانى دل و حجابهاى نورى را نيز پاره كند و هيچ واسطه اى بين ما و تو نماند، پس وصل شود آن قلب به معدن عظمت و شكوه تو، تا انوار الهى بى واسطه بر قلب ما تجلى كند و روحهاى ما معلق و متصل به مقام عزّ قدست گردد. چنانچه ملاحظه مى فرماييد اگر راه عقل براى لقاء او بسته است، راه عشق و قلبِ مطهر جهت آن رويت بسته نيست، مشكل انسانها عدم طهارت و عدم فنا است. به گفته امام خمينى «رحمةالله عليه»:
|
اين ما و منى جمله ز عقل است و عقال است |
در خلوت مستان نه منى هست و نه مايى |
|
توجه قلبى به حق، موجب ظهور نور ذُلّ عبوديت در قلب انسان مى شود و انسان براى پايدارى در اين توجه، سعى فراوان در طهارت قلب از تكبّر و حسد و انواع رذايل دارد، و همين امر باعث مى شود كه قرآن به عنوان ذكر الهى غذاى جان او گردد، ولى بر عكسِ توجه قلبى، اگر انسان نسبت به حق و حقايقْ در محدوده مفاهيم عقلى متوقف شد، از ظهور ذُلّ عبوديت در قلب خود محروم مى شود و ما و منى او ظاهر مى گردد و لذاست كه مى فرمايد: «اين ما و منى جمله ز عقل است و عقال است» عقل در اين مسير همچون عقال و پايبند است، چون انسان را متوقف مى كند، ولى وقتى قلب به ميان آمد و انسان مست جمال جانان شد، نه منى مى ماند و نه مايى و در اين حالت انسان قرآن را ذكرٌ للعالمين مى يابد و از ظاهر عبارات متذكر باطن آنها مى گردد.
2- در مورد آیات در ابتدای امر نظر جنابعالی را به این مطلب معطوف میدارم که حضرت حق جایگاه تمام عالم را با تمام مراتباش در آینهی این آیه اینطور توصیف میکند: « «وَ إِن مِّنْ شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ»[1] هيچ چيز نيست مگر آنكه خزينه هاى آن چيز نزد ماست، و نازل نكرديم مگر به اندازه اى محدود و معلومى از آن را. پس خزينه ى همه چيز حتّى خزينه وجود شما پيش خداست چون مى فرمايد: «عِنْدَنَا»! يعنى مقام انسان در ابتدا مقام وصل به حق بوده است. بعد به اين دنيا آمده است و گم شده است! و حالا راه نجاتش «الَيْهِ رَاجِعُون» است. يعنى انسان بايد به خدا برگردد و در غير اين صورت در اين دنيا در به در و سردرگم است و احساس پوچى و بيهودگى مى كند، چون اتّصالش را از مقام خزينه اى اش كه نزد خدا بوده بريده است.
بنگر که چگونه به هرچه بنگری تو را به باطنی که از آن نازل شده است راهنمایی میکند و باز آن باطن، باطنی را در مقابل ما میگشاید تا آنجایی که هرچیز را در نزد خدا و در آینهی وجود خدا بیابیم. حال نمیدانم در این حالت، خدا را به مخلوق مییابیم، یا مخلوق را به خدا؟! یعنی هر مخلوقی خودش را در حضوری برتر به ما مینمایاند، مگر آنکه ما از حضورِ برتر او غافل باشیم. شگفتآیهای است برای تحلیلِ همهی عالم و آدم. اینجا است که انسان راه خود را در نسبت با هر مخلوقی مییابد. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره حجر، آيه 21.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این حرفها درست نیست و هیچ نقشی هم آن نام مبارک در سرنوشت آن دختر ندارد، مگر برکاتی که برای او پیش میآید. منتها از آن طرف هم نمیشود خیلی به مخالفت مستقیم با این سخنان پرداخت إلاّ اینکه با احترام بشود از کنار این حرفها گذشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتکاف ماه رمضان، اعتکاف ساده و بی سر و صدایی است که از 26 تا 28 ماه مبارک رمضان در مسجد خدیجهی کبری«سلاماللّهعلیها» - اول جادهی ذوب آهن، محلهی گلزار - برگزار میشود. برای همهی افراد اعم از خواهران و برادران آزاد است زیرا در این سه روز هرکس باید غذای مختصری برای افطار با خود بیاورد که در این مدت از آن استفاده نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حصولی اساساً مقدمه ی علم حضوری است. بنا به فرمایش جناب صدرالمتألهین «المعرفه بذر المشاهده» یعنی معارف حصولی بذری است تا قلب به مشاهده ی آن حقایق برسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه خداوند سؤالاتی را در جان شما شکل داده است که منجر به جهتگیریِ خوبی در زندگیتان میشود. اگر با نظر به سیر مطالعاتی روی سایت، بعد از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین»، کتاب معاد را همراه با شرح صوتی آن شروع کنید؛ به سؤالات خود جفا نکردهاید. مواظب باشید سؤالات را با جوابهای سطحی ضایع نکنید. موفق باشید
سلام استاد: درباره مسئله اربعین شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می فرمایند بحث اربعین فقط بحث زیارت است نه بازگشت اسرا به کربلا و یا دیدار با جابر انصاری. در حالی که حتی در مراسم های سوگواری در محضر رهبر هم، روضه بازگشت اسرا به کربلا خوانده شده. آیا نظر شهید مطهری درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نظر همین نظرِ شهید مطهری است با توجه به اینکه معتقد باشیم اُسرا حدود یکماه یا بیشتر در شام ماندهاند. ولی اگر معتقد باشیم حدود ده روز بیشتر در شام نماندهاند، امکان آن هست که در همان اربعینِ اول به کربلا مشرف شده باشند. موفق باشید
