بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3150
متن پرسش
آیا این که برخی آقایان حزب الهی به خانم های بدحجاب تذکر می دن صحیح است ؟ با دینداری منافات نداره ؟ اگر همسر یک آقای حزب الهی ازین کار شوهرش ناراحت بشه چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در شرایط جدید طوری موضوعات عوض شده که باید برای امر به معروف و نهی از منکر تعریف جدیدی کرد. در زمانی که در یک شهر و روستا، همه همدیگر را می‌شناختند، امر به معروف یک معنی داشت و با همان روش تذکر ،خیلی مسائل حل می‌شد چون رابطه و انسی بین مردم بود ولی در حال حاضر که بیشتر افراد جامعه همدیگر را نمی‌شناسند آیا نباید به راه‌های دیگر فکر کرد و در عین آن‌که اگر شرایط مناسب بود تذکر مستقیم را فراموش نکرد ولی باید راه‌هایی را به وجود آورد که طرفِ بی‌حجاب ا حساس کند روح جامعه با او هماهنگی ندارد. موفق باشید.
2824
متن پرسش
سلام.استاد می خواهم بدانم شما خواندن کتاب تذکره الاولیا را توصیه می کنید؟برای من کلی سوال و شبهه پیش آمده.این افرادی که ذکرشان در کتاب رفته مسلمانند؟شیعه اند؟ اصلا عارف هستند؟هیچ چیز این ها شبیه پیامبر و ائمه نیست.اصلا گویی کاری هم به پیامبر و ائمه نداشته اند.حرف این ها فقط خدا بوده و من هیچ نشانی از ولایت در این ها نمی بینم.گویی مقامشان هم شان پیامبران و امامان است و نیازی به آن ها ندارند.می شود اینشکلی به آن ها نگاه کرد؟این ها فقط از یک نفر حرف می زنند آن هم خداست.این چه تناقضی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان‌طور که ملاحظه کرده‌اید مرحوم عطار «تذکرة‌الاولیاء» را با کلامی از امام صادق«علیه‌السلام» شروع می‌کند و به امام باقر«علیه‌السلام» ختم می‌نماید تا معلوم شودچشم او در سلوک به چه کسانی است. از طرفی مرحوم عطار صرفاً بعضی از احوالات و کلمات اهل دل را در آن‌جا فرموده است. این غیر از سلوکی است که هرکس باید از طریق نظر به انسان‌های کامل داشته باشد. آری فقط باید نظر به خدا داشت ولی در آینه‌ی انسان‌های کامل چنین کاری عملی می‌شود. به گفته‌ی آیت‌الله الهی قمشه‌ای اشکال شیطان آن بود که در آینه‌ی حضرت آدم انوار الهی را ندید وگرنه برای سجده‌نکردن بر آدم که نباید چنین عقوبتی به او می‌دادند که از بهشت با آن‌همه عبادات بیرونش کنند. «جرمش آن بود که در آینه‌ی روی تو ندید.... ورنه بر بوالبشری ترک سجود این‌همه نیست». موفق باشید
1878
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار. استاد علامه حسن زاده آملی در خصوص رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای سخنانی ایراد کرده اند که با وجود ارادتی که ما محضر رهبری داریم اما تعاریف بنظر کمی بزرگ می آید، مثلا گفته اند:« رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمنی، ‌موحدی،‌ سیّاسی، دلداری، رهبری، انسان ربانی، پاک،‌ منزه، که دنیا شکارش نکرده من جایی [سراغ] ندارم که عرض کنم. همان که عرض کردم: نه شکوفه‌ای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم / همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را قدر این نعمت عظمی را که خدا به شما عطا فرمود، قدر این رهبرِ ولیّ وهمان عبارات که سرور عزیزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبری، ولیی، الهی» استاد سوال بنده این است با توجه به شناختتان نسبت به آیت الله حسن زاده آملی ایشان آنچه را در باطن عالم مشاهده کرده اند بیان نمودند و یا این صحبتها را به خاطر ایجاد وحدت و وفاق ملی عنوان کرده اند. سپاس بیکران
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عارفی که یک عمر با قلب و دل خود کار کرده و خود را از مشهورات و تعارفات آزاد کرده نمی‌تواند غیر از آن‌چه را که قلبش تصدیق کرده است بر زبان آورد. موفق باشید
587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. مدت زیادی است که امام زاده های زیادی در گوشه گوشه ی شهر ما میسازند و به نظر میرسد که 90 درصد آن ها الکی است و واقعا امام زاده نیستند. علاوه بر آن میگویند که دولت دهم بودجه ی عظیمی برای آباد کردن امام زاده ها اختصاص داده است و این باعث نارضایتی عده ای شده و لذا از این جهت میگویند دولت رو به سوی خرافه گرایی دارد چرا که هر جا یک نفر خواب امام زمان را دید آنجاامام زاده ساخته و آبادش میکنند . درمقابل شنیدن این حرف ها ما چه باید بگوییم و نظر شما در این باره چیست ؟ با تشکر از شما استاد گرامی.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: باید در قضاوت در این امور عجله نکرد چون تا معتمدین و روحانیون شجره‌نامه‌ی امام‌زاده‌ای را تأیید نکنند اداره‌ی اوقاف نمی‌پذیرد که کسی جایی را به نام امام‌زاده ثبت کند. موفق باشید
32348
متن پرسش

با سلام: بعضی از خواهران جبهه فرهنگی لازم دیدند با خواهر محترم خانم دکتر انسیه خزعلی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری تماس داشته باشند. هر کدام از کار بران محترم اطلاع دارند که چگونه این کار را انجام دهند خبر دهند تا به آن خواهران اطلاع دهیم.

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منتظر خبردهیِ کاربران محترم هستیم. موفق باشید

16450
متن پرسش
با سلام: خواهشمندم نسبت به اعتکاف ماه رمضان در سایت اطلاع رسانی شود. زمان و مکان و چگونگی اطلاع یافتن از ثبت نام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتکاف ماه رمضان، اعتکاف ساده و بی سر و صدایی است که از 26 تا 28 ماه مبارک رمضان در مسجد خدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها» - اول جاده‌ی ذوب آهن، محله‌ی گلزار - برگزار می‌شود. برای همه‌ی افراد اعم از خواهران و برادران آزاد است زیرا در این سه روز هرکس باید غذای مختصری برای افطار با خود بیاورد که در این مدت از آن استفاده نماید. موفق باشید

16129
متن پرسش
با سلام استاد عزیز خسته نباشید: این بحث که قرآن در شب قدر ابتدا بر پیامبر (ص) نازل شد و بعد طی بیست و سه سال هم نازل شد، مثلا در مورد حادثه هایی که چندین سال بعد از نزول اول و یک باره قرآن بر پیامبر (ص)، اتفاق افتاده، مثل حادثه های جنگ ها و... آیا نزول اینها بر پیامبر چند سال قبل از اتفاق افتادنشان بر طبق همان تقدیر و علم خدا به حوادث خارج از مکان و زمان است؟ یعنی مثلا اگر در مورد یک جنگ پیامبر (ص) با کفار مثال بزنیم خداوند از آنجایی که علم به همه چیز دارند خارج از مکان و زمان، می دانسته که در آینده جنگ می شود و آیات آن را بر پیامبر (ص) نازل کردند ولی بعدا با وقوع جنگ آیات نازل شده. چند سوال دیگر: اول اینکه دقیقا در نزول اولیه قرآن دقیقا چه چیزی بر پیامبر (ص) نازل شد؟ و دوم اینکه مثلا آیه ای که در مورد جنگ بوده و چند سال قبل، در نزول اولیه بر پیامبر نازل شده، در نزول بعدی توسط جبرییل آورده شده آیا می توانیم نتیجه بگیریم که آن نزول اولیه بر پیامبر (ص) نزرل روح جامع اسماء بوده بر پیامبر (ص). ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نزول دفعی قرآن در شب قدر به صورت اجمالی است و نه تفصیلی. و لذا در آن نزول، مواردی را که مثال زده‌اید مطرح نیست. بلکه حقایق همه‌چیز به صورت حضوری و وجودی برای حضرت روشن می‌شود. موفق باشید

15295
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد بزرگوار: امروز آقا در دیدار با مجمع طلاب فرمودند: «با وجود برخی پدیده های نامطلوب در گوشه و کنار، جهت گیری کلی حرکت کشور، خوب و رو به پیشرفت است و افق آینده به لطف پروردگار در همه زمینه ها روشن است.» با توجه به این بیانات، آیا می توان نتیجه گرفت که ایشان با بهره گیری از وجوه مثبت و فرصتهای بوجود آمده توسط دولت فعلی، در ضمن نگرانی و مراقبت از برخی پدیده های نامطلوب مانند نفوذ و مظلومیت فرهنگ و...، بسیار امیدوار هستند و معتقدند با همین قرائت دولت فعلی نسبت به جمهوری اسلامی هم می شود برخی بهره ها را به نفع آرمانهای انقلاب برد؟ عمده گفتمان این دولت «توسعه و مسائل اقتصادی با شعار چرخیدن چرخ زندگی مردم و کسب وجهه در عرف بین المللی با شعار تعامل سازنده و احیای اخلاق (مشخصا به معنی پرهیز از اختلاف ظاهری قوای حاکمیتی) و از دست ندادن امید در میان مردم برای بهبود شرایط معیشتی» هست که به نظر می رسد این گفتمان ظرفیت این را دارد که با هدایت و ارشاد و تعیین جهت رهبری، علاوه بر استفاده از مثبتات آن، تهدیداتش نیز تبدیل به فرصت شود و فکر می کنم آقا با شناخت و تعامل و نسبتی که با شخص و نوع تفکر آقای روحانی و هاشمی از قبل از انقلاب تا کنون داشته اند، دستشان برای استفاده از ظرفیت این دو شخصیتی که الان به هر دلیلی واجد سرمایه اجتماعی و محبوبیت اکثریت نسبی آراء هستند باز است. خواستم فهم ناقص خودم را در معرض تحلیل حضرتعالی از بیانات آقا محک بزنم. از تصدیعی که دادم عذر می خواهم. دعاگوی شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور که بعضی می‌پندارند، فضا آن‌چنان سیاه و تاریک نیست، ولی نه به آن معنا که بدنه‌ی دولت بتواند انقلاب را در اهداف متعالیه‌اش همراهی کند! بلکه به آن معنا که گفتمانِ نظام از آن جهت که گفتمانِ نمایش دلسوزی یک انقلاب برای بشر این دوران است و بنا دارد اختلافی با هیچ کشوری مگر اسرائیل و آمریکا نداشته باشد، دولت توانسته است در عرصه‌ی بین‌المللی این گفتمان را نشان دهد با این‌که بدنه‌ی دولت معتقد به روحیه‌ی انقلابی نیست، بلکه بحث دوره‌ی «انقلاب گذشته است» و دوره‌ی «جمهوری اسلامی، پیش آمده است» را به میان آورده‌اند و به همین جهت مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» بر انقلابی‌بودنِ حوزه و حفظ روحیه‌ی انقلابی مردم تکیه می‌کنند. و معلوم است که اگر روحیه‌ی انقلابی مردم، تقلیل یابد و نفسِ راحت‌طلبی آن‌ها مخاطب قرار گیرد، کسانی محبوب آن‌ها خواهند شد که تئوریِ تقلیلِ روحیه‌ی انقلابی را دامن می‌زنند. موفق باشید 

15261
متن پرسش
سلام: استاد. بنده هرکار می کنم نمی توانم هاشمی رفسنجانی را مقابل رهبری ندانم. حدود یک ساعت با همان استادی که عرض کردم آمده بودند حوزه ما صحبت کردیم. حدودا یک سال و چند ماه است که صحبتهای آقای هاشمی را زیر بررسی دارم ولی اصلا نمی توانم قبول کنم هاشمی مقابل رهبری نباشد. اصلا صدها مَتَلک گفتن ها هیچ... در سخنرانی اخیر حضرت آقا دیدید چگونه نشسته بود؟ اصلا (زبانِ بدنش) بی احترامی بود. در بین سیاسیون دنیا مسئله ای به نام (بادی لَنگوئِج) یا همان زبان بدن مطرح است. ایشان اصلا می خواستند همین را به اهلش بفهمانند. استاد! دلمان خون است. کاری کرده اند که خود آقا هم از رهبر آینده صحبت می کند!! نمی دانیم چه کنیم تا اینها این همه پررو نشوند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در متن جوابی که تحت عنوان «راه‌های عبور از اصلاح‌طلبیِ حزبی» عرض شد، بحث دو نگاه و دو فکر مطرح است. آقای هاشمی سخت معتقد است باید از روحیه‌ی انقلابی برای نجات جامعه عبور کرد و به جمهوری اسلامی و کشور ایران فکر نمود و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» معتقدند این تاریخ، ظرفیت تحقق انقلاب اسلامی  و اهداف متعالی آن را دارد و برای تغییر معادلات جهانی باید بر انقلاب اسلامی تأکید کرد تا از طریق انقلاب اسلامی مشکلاتِ منجمدشده‌ی تاریخیِ ایران نیز برطرف شود. پس بحثِ دو نوع فکر است که ما باید عمیقاً به هر دو فکر بیندیشیم تا معنایِ عبور تاریخی از امثال آقای هاشمی برای جامعه‌ی ما ممکن گردد. بحث لجبازی و عناد نیست، بحث فکری است که باید از آن به‌طور منطقی عبور کرد و اتفاقاً هیاهوهایِ حزبی و ژورنالیستی مشکل را در حجاب می‌برد، بدون آن‌که جامعه بتواند از آن عبور کند. وقتی وزیر مسکن و راه‌سازی به عنوان یکی از اعضای حزب اصلاح‌طلبان از لیبرالیسم تعریف می‌کند، آیا وظیفه‌ی ما آن نیست که به طور مبسوط معنای لیبرالیسم را در فرهنگ سیاسی این دوران تبیین کنیم تا ملت مسلمان ایران متوجه شوند در فرهنگ لیبرالیسم، هیچ حرام و حلالی معنا نمی‌دهد؟ لذا است که تأکید بنده آن بود و آن است تا فضای فکری و فرهنگی، جایگزینِ جبهه‌بندی‌های ژورنالیستی گردد و تفکر به جامعه برگردد تا مردم مسلمان ایران به‌راحتی در جبهه‌ای که می‌خواهند قرار گیرند، آگاهان و عالمانه قرار بگیرند، وگرنه به اسم اسلام، در بستری قرار دارند که به اهداف نظام سرمایه‌داری منجر خواهد شد. موفق باشید   

15229
متن پرسش
سلام علیکم: دوستی این متن را برای من ارسال کرده و این را دلیل بر ناسالم بودن افکار علامه حسن زاده آملی دانسته. این متن به چه معناست لطفا توضیح دهید؟ علامه حسن زاده آملی در شرح مطلبی از فصوص بن عربی که در مورد جماع با خدا آمده چنین می فرماید: هنگامی که مرد با زنش جماع می کند در واقع با خدا جماع می کند، چون حق تعالی غیورتر از آن است که اجازه دهد مرد فکر کند از غیر خدا لذت می برد!! فان الحقّ غيور على عبده أن يعتقد أنّه يلتذ بغيره، فطهره بالغسل ليرجع العبد بالنظر إليه فيمن فني فيه، إذ لا يكون إلّا ذلك. پس از اين جهت رسول اللّه (ص) محب نساء بود كه كمال شهود حق در نساء است. ممدالهمم فی شرح فصوص الحکم/ص607
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه عارفان جز خدا به نور اسمِ «هو الظاهر» در صحنه نیست. هر کمالی به خدا برمی‌گردد و در همین رابطه در سوره‌ی «فاتحة الکتاب» اظهار می‌دارید: «الحمد للّه» یعنی حمدگفتن و هر زیبایی را ستودن؛ عملاً زیبایی خدا را در آن چیز ستوده‌اید. در این دستگاه، عارف جز خدا را در صحنه نمی‌یابد و لذا بعد از جماع، غسل می‌کند تا اگر به غیر حق هم نظر کرده است، روح خود را پاک گرداند. موفق باشید

15057
متن پرسش
آیا زیاد کردن کانال‌های تلویزیون و بزرگ‌کردن دلقک‌ها و سطحی‌کردن تفکر دینی، و لوس و تفریح‌زده‌کردن مستمعینِ بحث‌های دینی، و آرایش‌دادن مساجد و باج‌دادن برای دیندارشدن، و این‌همه روایات در رابطه با حذر از شوخی و خنده‌ی افراطی که از امامان معصوم«علیهم‌السلام» به ما رسیده را نادیده‌گرفتن و در اصلاح امور فرهنگی به غیرِ دین دل‌سپردن، چارة کار است؟! سلام و درود: استاد گرانقدر و فاضل مطلب فوق برگرفته از مقاله شما در مورد تعادل شادی ها است. لطفا بفرمایید منظورتان از باج دادن برای دیندار شدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً می‌خواهند جوانان را به عنوان اردوی تفریحی‌دینی، با انواع پذیرایی‌های اشرافی جذب دین کنند. این یک نوع، باج‌دادن است و در این حدّ لازم نیست. موفق باشید

14608
متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید من زیاد وقتتون رو می گیرم. چند سوال: 1. آیا همان طور که در مقام مفهوم، حضور خدا با ظهور او متفاوت هست. در مصداق و واقعیت هم حضور حق در ممکنات با ظهور حق در ممکنات دو تاست؟ یا حضور عین ظهوره به نظر خودم میاد که عین هم باشه. 2. یکی از دوستان که صوت تدریس شما رو گوش گرفته بود برداشتش اینطور بود که شما اگه می فرمایید گل، دست، انسان و مخلوقات در واقع اسم الله هستن و خود الله هستن در واقع خود الله هستن «به نازله» اما نظر من اینه که از اونجایی که مخلوق فانی در خالق هست پس مخلوق خود الله هست به تجلی و به همان شدتی که الله در مقام واحدیت داره اما محدودیت و امکان مخلوق باعث شده به این شکل خاص جلوه کنه و این شکل خاص که جلوه الله هست ظهور تام و کامل الله به همون شدتی هست که الله در واحدیت داره.. من فکر می کنم این بنده خدا حرفش حرف تشکیک صدراست و بالاتر نیومده و بنده حرفم مربوط به عرفاست. حق با کدوممونه؟ 3. من گمان می کردم حق یک مقام هویت غیبیه داره و بعد احدیت و بعد واحدیت در حالی که شما هویت غیبیه رو همون احدیت گرفتید مگه احدیت تجلی هویت غیبیه لا اسم و لا رسم نیست؟ 4. تقریر دوم امام که در جلسه هفتم مطرح شد آیا منظورتون این بود که مقام واحدیت که مقام الله هست مقام واحدیت و احدیت رو حمد میکنه؟ 5. آیا مبنای شما در تفسیر حمد وحدت ذات مظاهر هست یا ذات مراتب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه شما می‌فرمایید در نهایت برای سالک پیش می‌آید 2- در این موارد با همدیگر بحث نکنید بگذارید هر دو جلو بروید تا آن‌چه باید برایتان پیش آید، پیش آید 3- بهتر آن است که احدیت را مظهر هویت غیبیه بگیریم ولی این یک تقسیم‌بندی استانداردی نیست 4- مطلب را روشن‌تر بفرمایید. یادم نیست که در آن جلسه چه گفته شده؟ 5- مبنای ما «وحدت وجود» است پس تنها مظاهر، ظهور یک حقیقت‌اند بدون آن‌که به خودی خود اصالت داشته باشند. موفق باشید

12603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نظر شما مجتهد اعلم کیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مراجعی که جامعه‌ی مدرسین تعیین کرده‌اند در جای خود اعلم‌اند. بنده با توجه به این‌که یکی از ابعاد اعلمیت را در کنار فقاهت، آگاهی به زمانه می‌دانم، آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» را به عنوان مرجع فقهی خود انتخاب کرده‌ام. موفق باشید

12460
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: ببخشید در این ماه مبارک که فاصله بین نماز مغرب و نماز صبح خیلی کوتاه حدود 7 ساعت است و اگر بخواهیم بخوابیم ساعات زیادی را نمی توانیم بخوابیم بهتر نیست تمام شب را بیدار مانده و بعد از نماز صبح بخوابیم. کدام یک بهتر است؟ چون از یک نظر نخوابیدن زحمت بیدار شدن را ندارد و برعکس اگر بخوابیم همین زحمت برای بیدار شدن و نماز شب و سحری خوردن نوعی سلوک محسوب می شود. سبک شما چگونه است؟ همچنین در مورد چگونگی افطاری و سحری خوردن با توجه به فاصله کوتاه بگویید اگر بخواهیم بر طبق دستور برخی بزرگان که مثلا یک وعده را خوب بخوریم و یک وعده را سبک باز این مشکل هست که در هر صورت سنگینی افطار عبادات شب را و سنگینی سحر طول روز را تحت الشعاع قرار می دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ماه رمضان بنابراین است که ما به این تجربه برسیم که اگر قوه‌ی واهمه‌ی خود را دنبال نکنیم با غذای کم در افطار و سحر به‌خوبی زمینه‌ی صیقلِ قلب خود را فراهم کرده‌ایم و از این جهت فکر می‌کنم به‌راحتی بتوانید چند ساعت بعد از افطار به رختخواب بروید و به‌راحتی در سحر بیدار شوید و جبران خوابتان را در روز بنمایید، روزه به شما چنین توانایی را می‌دهد که نخوابیدن‌های کامل شب مشکلی برای شما در هنگام سحر و عبادات سحرگاهی ایجاد نکند. موفق باشید

12006
متن پرسش
سلام: من در رشته روانشناسی درس خواندم دوست دارم در حوزه علمیه ادامه تحصیل بدهم مخصوصا شیعه شناسی. لطفا راهنماییم کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت پرسش و پاسخ در ستون دست راست در عنوان «حوزه و دانشگاه» إن‌شاءاللّه در میان جواب‌هایی که در همین رابطه به دوستانتان داده شده، جواب خود را می‌یابید. موفق باشید

11804
متن پرسش
با سلام: به نظر شما در این زمان سفر به عربستان به قصد زیارت خانه خدا (عمره مفرده)صحیح است که اینها پول ما را می گیرند و علیه خودمان خرج می کنند؟ حج واجب، واجب است و طرف باید برود اما چه لزومی دارد که افراد عمره مفرده انجام می دهند؟ 2. من نمی توانم این قضیه را هضم کنم که ما چرا باید برای انجام کارها در کشورمان از آمریکا و دیگران اجازه بگیریم، مگر خداوند در قرآن نفرموده که کفار را بر شما ولایتی نیست و آنها هیچ کار نمی توانند بکنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نظر مقام معظم رهبری آن است که ما تریبون حج را خالی نکنیم، ولی در رابطه با موضوع اخیری که پیش آمده باید ببینیم نظر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» چیست؟ حضرت آیت اللّه مکارم در درس خارج خود به نحوی تذکر داده‌اند که گویا باید خیلی هم در این شرایط مشتاق انجام عمره نباشیم 2- ما در رابطه با جریان هسته‌ای از آمریکا هرگز نباید اجازه بگیریم، در مذاکرات سعی می‌کنیم رقیب را خلع سلاح کنیم و حضور فرهنگی خود را در جهان اثبات کنیم که در جواب سؤال شماره‌ی 11791 در این مورد نکاتی عرض شد. موفق باشید

10451
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد چه کنیم که بتوانیم حسن ظن به خداوند و یا دیگران پیدا کنیم و یا امیدوارانه زندگی کنیم، زندگی به دور از یاس و نا امیدی داشته باشیم و خوشبین باشیم؟ لطفا مرا راهنمایی کنید و چند توصیه اخلاقی با تشکر.
متن پاسخ
تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه خدای حکیمی بشوید که او ربّ و پروردگار شما است به این نتیجه می‌رسید که همان خدایی که کوچک‌ترین نیازهای ما مثل ابرو را پیش‌بینی کرده و برطرف نموده اگر در مسیر بندگی او قرار گیریم و وظیفه‌ی خود را نسبت به خدا و مردم درست انجام دهیم حتماً نیازهای آینده‌ی ما را پیش‌بینی و رفع می‌کند. موفق باشید
8601
متن پرسش
سلام: احساس می‌کنم غفلت بسیار بسیار غلیظی بر من حاکم شده که خیلی بی‌خیال و تنبل شدم و نسبت به امور حیاتی و ابدیتم اصلاً انگار نه انگار. فکر نمی‌کردم آنقدر پست بشم، چطور می‌تونم از غفلت غلیظی که منو کرخت کرده رها بشم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر 20 سال بر اساس عقیده توحیدى عمل کردید و محور قلب را حکم خدا قرار دادید، و به عبارت دیگر عمل به آن عقیده را ادامه دادید، مى‏بینید نتایج عقایدِ توحیدى آرام‏آرام ظاهر خواهد شد. دین توحیدى به ما دستور داده رکوع‏تان فقط براى حق باشد، براى حق راست بگو، براى حق ببین، براى حق بشنو، براى حق بخور، بنا به فرمایش اساتید بزرگ همه جا نرو، همه چیز نخور، همه چیز نگو و همه‏ چیز نبین‏، تا حق با نور عزت و بقایش بر زندگى شما تجلى کند و همان طور که حق باقى است شما هم به بقاء حق باقى شوید وکار درست می‌شود. موفق باشید
6892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام عالم ذر در کنار عالم برزخ و قیامت چه جایگاهی دارد؟آیا قابل مقایسه هست؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عهد الست یک کشش فطری است ربطی به عالم برزخ و قیامت که ما با انتخاب های خود روبرو می شویم ندارد. موفق باشید
6307
متن پرسش
به نظر شما توزیع کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» برای عموم دانشجویان می تواند مفید باشد ؟ متاسفانه در جامعه حتی دانشجویان هم به مطالعه کتب آن چنان که باید رغبت نشان نمی دهند. راه حل ما برای این جریان، مسابقه کتا بخوانی است. آیا مسابقه کتابخوانی لطمه به سیر حضوری در این کتاب نمی زند؟ لطفا کامل توضیح دهید و راه حل خودتان را به ما بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ابتدای کار از آن‌جهت که مقدمه‌ی علم حضوری، علم حصولی است إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود چون افقی را در مقابل خواننده می‌گشاید که برای تحلیل تاریخ امروزش مفید است . موفق باشید
2148
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد در برهان صدیقین چگونه به این دو سوال پاسخ میدهیم: 1)وجود عالم های دیگر,غیر از عالم ماده مثل عالم ملائکه چگونه دربرهان صدیقین اثبات میشود؟ 2)چرا عالم ماده نمیتواند عین ربط به عین الوجود باشد؟(منظورم به طورمستقیم وبدون واسطه اشدالوجودوشدیدالوجود است)و چرا عالم ماده پایینترین مرتبه وجوددر این برهان شناخته میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در برهان صدیقین ثابت می‌شود از ان‌جایی که موجودات در عین موجودبودن عین وجود نیستند پس به عین وجود ختم می‌شوند و از آن‌جایی که وجود دارای شدت و ضعف است مراتب شدیدتر آن از محدودیت‌های عالم ماده آزاداند که به آن مجردات می‌گویند که در زبان شریعت به آن مراتب عالم ملکوت می‌گویند که محل انوار ملائکه‌اند. هر موجودی اعم از ماده و مجرد به اعتبار وجودشان عین ربط به وجود مطلق‌اند و عالم ماده از جهت محدودیتی که دارد و محدود به زمان و مکان است و در ذات خود عین حرکت است، پایین‌ترین مرتبه‌ی وجود خواهد بود زیرا در فلسفه ثابت می‌شود چیزی که در ذات خود عین حرکت است یک قدم با عدم فاصله دارد و از این جهت پایین‌ترین درجه‌ی وجود است. موفق باشید
1508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد محترم. استاد سوالی از محضرتان دارم که مدتی است فکرم را به خود مشغول کرده است: استاد ارتاط با نامحرم تا چه حد مجاز است؟ اصلا حرف زدن با نامحرم محدودیتی دارد یاخیر؟من همکاری دارم که از ایشان خوشم می آید و دوست دارم با ایشان حرف بزنم و در این صحبت کردن تمام وجودم پر از شوق می شود البته از آن دسته لذت های حرام نیست اما حرف زدن با ایشان را دوست دارم ازسویی شرایط ازدواج با ایشان را ندارم و طبیعتا میدانم این حرفها منجر به ازدواج نخواهد شد اما قلبا وی را دوست دارم و عاشقش هستم. استاد حد ارتباط با ایشان چیست؟ آیا شیطان است که باعث می شود با خودم فکر کنم چون دوستش دارم طوریست با وی حرف بزنم؟من چه باید بکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مطمئن باشید شیطان در بین شما حاکم است و ذهن خودتان و ایشان را مشغول امور وَهمی می‌کنید. حدّ صحبت با نامحرم در حدّ ضرورت است که کار اقتضا می‌کند و بیش از آن را اسلام حرام کرده است. موفق باشید
1168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد طاهرزاده‌ی عزیز چندی پیش، توفیق مطالعه‌ی کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» نصیبمان شد. در رابطه با مجموعه سخنرانی‌‌هایی که در این کتاب گردآوری شده‌اند، سؤالی برایم پیش آمد. فرمایش حضرت علی (علیه السلام) خطاب به فرزندشان، امام حسن (علیه السلام)،«واعلم یا بنی! ان الرزق رزقان: رزق تطلبه و رزق یطلبک»، را این گونه ترجمه و تفسیر فرموده‌اید: «ای فرزندم! رزق دو نوع است، یکی آن رزقی که تو به دنبالش می‌دوی تا آن را بیابی، و یکی هم رزقی که خودش به دنبال توست. رزق اولی چون برای تو تقدیر نشده، به آن نمی‌رسی، هرچند همواره به دنبال آن باشی، ولی رزقی که دنبال توست و برای تو مقدر شده، حرکت می‌کند تا به تو برسد.» (صفحه‌ی 22 کتاب) و در صفحه‌ی بعد، مجدداً تأکید نموده‌اید که: «سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) به فرزندشان این بود؛ یک رزق است که به سراغ تو می‌آید و یک رزقی هم هست که به سراغ تو نمی‌آید، هرچند هم به دنبالش بدوی، به آن نمی‌رسی.» سؤال این است که آیا این ترجمه و تفسیر با فرمایش آن حضرت مطابقت دارد؟ با توجه به این که این فرماش حضرت امیر (علیه السلام)، در ابتدای 4 فصل از مجموع 5 فصل کتاب آمده است، به نظر می‌رسد، فهم صحیح از این فرمایش، از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. درست است که سخن امام معصوم، از عقل قدسی نشأت گرفته است و اگر عقل معمولی (وهم) آن را تصدیق نکرد، باید آن وهم عقل‌نما را عوض کرد؛ لیکن همانگونه فرموده‌اید باید تک‌تک حرف‌هایی را که امام معصوم زده است بگیریم و بر آن‌ها دقت کنیم و ببینیم منظور آن حضرت چه بوده است. (صفحه‌ی 23) به نظر می‌رسد، ترجمه و تفسیر جناب استاد، از فرمایش حضرت امیر (علیه السلام) با منظور آن حضرت، تفاوت‌هایی دارد. 1-به نظر حقیر ترجمه‌ی صحیح‌تر فرمایش حضرت علی (علیه السلام)، چنین می‌تواند باشد که رزق دو قسم است، قسمی که بسته به تلاش و فعالیت فرد حاصل می‌شود و قسمت دیگر که مقدر است و هرچند شخص در طلب آن نباشد، آن رزق در طلب اوست. 2-در متن فرمایش حضرت، در مورد رزق نوع اول، عبارت «به آن نمی‌رسی» اساساً وجود ندارد. 3-برداشت جناب استاد، بیشتر شبیه برداشتی جبرگرایانه از قضا و قدر است که رزق را به صورت امری تقدیر شده و محتوم تلقی می‌نماید؛ تا تفکر اهل بیت (علیهم السلام) که بر «امر بین الامرین» تأکید می‌ورزد و ضمن رد اندیشه‌ی جبرگرایانه به تفویض کامل هم معتقد نیست. 4-مؤید این مسأله، حدیث منقول ازحضرت امام رضا (علیهم السلام) در صفحه‌ی 167 همین کتاب است که می‌فرمایند: «و بدان که رزق دو نوع است؛ رزقی که به دنبال توست و رزقی که تو به دنبال آن هستی، پس آن رزقی که تو به دنبال آن هستی، از طریق حلال آن را دنبال کن که اگر آن را از راه درست طلب کرده باشی برایت حلال است و الا اگر از راه حرام به دست آورده باشی، استفاده از آن حرام است.» و رزقی را که فرد آن را طلب می‌کند «دست یافتنی» می‌داند و توصیه می‌فرماید که آن را از طریق حلال به دست آورید. 5-مسأله‌ی کار و کوشش و کسب درآمد را ظاهراً حضرت استاد، صرفاً جهت تأمین معاش می‌دانند و در صفحه‌ی 36 توصیه می‌فرمایند که «شما عموماً مال مناسبی که بتوانید لباس و مسکن و غذا برای خود تهیه کنید، دارید، بقیه اوقاتی را که صرف بیشتر کردن این مال می‌کنید باید صرف معرفت و عبادت خدا کنید» در حالی که اگر حضرت علی (علیه السلام) به میزان مایحتاج اندکی که از دنیا از خوراک و پوشاک مصرف می‌فرمودند، می‌خواستند کار کنند، قائدتاً دلیلی بر آن همه تلاش و کار و کوشش و آباد کردن زمینهای بسیار و کندن آن همه چاه نبود. فی‌الواقع عبادت را نمی‌توان در شکلهای خاصی مثل نماز و تلاوت قرآن و ... محصور کرد. و همان گونه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود: عبادت ده جزء دارد، نُه جزء آن در طلب حلال است. به نظر حقیر به جای تشویق مردم به رها کردن تلاش و کوشش اضافه بر نیاز شخصی باید به اصلاح نیت‌ها همت گماشت و انگیزه‌هایی مثل کمک به نیازمندان، آبادانی و پیشرفت نظام اسلامی، خودکفایی از کفار و دشمنان در زمینه‌های مختلف و ... را تقویت نمود. در پایان از محضر استاد بزرگوار بابت تصدیع وقت و جسارت سؤال پوزش می‌طلبم و استدعای دعای خیر در این ایام و لیالی ماه مبارک رمضان دارم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ضمن تشکر از دقت و توجهی که نسبت به متن کتاب فرموده‌اید، عنایت داشته‌باشید که مبنای بحث را در آیات قرآن داریم که می‌فرماید: رزق بعضی را بسط داده‌ایم و رزق بعضی را محدود کرده‌ایم« اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِر» و این جبر به معنای آن که ما نتوانیم سرنوشت خود را تغییر بدهیم نیست، مثل آن که انسان ها را در دو جنس خلق کرده‌اند. در سوره‌ی فجر ملاحظه فرموده‌اید که خداوند می‌فرماید برای امتحان انسان‌ها بعضی را « إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ » رزق او را محدود قرار می‌دهند. این نوع انسان‌ها باید متوجه این موضوع باشند که در محدود بودن رزق خود بندگی خود را ادامه دهند. ولی این‌که فرموده‌اید از بعضی روایات بر می‌آید که انسان‌ها می‌توانند ماوراء رزقی که برای آن‌ها مقدر شده، رزق به دست آورند حرف درستی است. عمده آن است که این ها بدانند عمر خود را گرفتار کثرت گرایی کرده‌اند و این غیر از آن است که تصور شود چون رزق مقسوم است پس تلاش لازم نیست، آری هم تلاش برای رشد معارف باید داشته‌باشیم و هم همین‌طور که فرموده‌اید برای رونق اجتماع و ایجاد ثروت برای جامعه باید تلاش کرد. موفق باشید
1002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز. سعادت نصیب شد و چند روز اول سال را در جبهه های جنوب بودیم. حاصل این مسافرت چیزی جز حسرت به مقام شهدا و حیرانی! و گمگشتگی! نبود. حسرت و دریغ سوزناک از اینکه کافی بود فقط چند سال زودتر به دنیا می آمدم ولی این طور نشد؟ نمی دانم چکار کنم؟ شهادت را می خواهم، شهادتی که قبل از آن به مقام شهدا رسیده باشم! حقیقتا تحمل این زندگی عادی برایم سخت شده. اگر من بخواهم عاقبت بخیر باشم، در این زندگی عادی چقدر باید زجر و زحمت بکشم! مطالعه و در افتادن با نفس(!!!) و مراعات تقوا به نحو احسن و ابتدائا هم شناخت تقوا با مطالعه و نفس کشیدن و زندگی در یک محیط سراسر غفلت. چرا باید چنان محیطی نصیب شهدا می شد و در انتها هم میوه شیرین شهادت نصیب آنها می شد ولی حقیر پس از این همه زجر در انتها ممکن است به خاطر رعایت نکردن یک مساله و یک اشتباه از قبیل مساله ولایت، تمام زحماتم بر باد برود! استاد، من می خواهم آنچنان که شهدا رشد کردند، رشد کنم! لطفا به من بگویید چکار کنم؟ چه جوری این سرگشتگی و حسرت و دریغم را قانع کنم؟ این حالم را چکار کنم؟ میدانم که محیطی که شهدا در آن رشد کردند شاید دیگر تکرار نشدنی باشد و یا وجود نداشته باشد. ولی من دنبال آن محیط و آن راهی که شهدا را به آنجا رساند هستم؟ نمی دانم چکار کنم؟ ایکاش میشد احساس حسرتم را از طریق این کلمات انتقال می دادم. التماس دعا برای دستیابی به شهادت دارم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شهدا طوری زندگی را برای خود معنی کردند که در آن فضا در اولین فرصت که امکان فداکاری برای اسلام برایشان فراهم شد اقدام کردند. امروز هم اگر جنابعالی از یک طرف نسبت به دشمنی با دشمنانِ حقیقت کوتاهی نکنید و از طرف دیگر از ولایت الهی که امروز در مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» متعیَّن است چشم برندارید إن‌شاءالله در همان فضا قرار می‌گیرید. مواظب باشید و باشیم که یک لحظه از فرهنگ شهادت چشم برنداریم.برای عبور از دنیا، شهدا نمونه‌های خوبی هستند و راز امنیتی که انسان در کنار شهدا احساس می کند به جهت آن است که آن‌ها راه های عبور از دنیا را در قلب انسان القاء می‌کنند و چگونگی عبور از دنیایی که شهدا از آن عبور کردند در تبعیت کامل از ائمه‌ی معصومین«سلام‌الله‌علیهم» بود که تماماً فوق دنیا بودند. باید همّت را در تبعیت هرچه بیشتر از امامان خود قرار داد تا در دنیا از بن‌بست، و در آخرت از عذاب نجات‌مان دهند. شما از دنیایِ ایران به سوی آخرتِ جبهه رفته اید تا در برگشت، بهشتِ جبهه را با خود در دنیای ایران ببرید. در ضمن مقاله‌ای تحت عنوان« جایگاه زیارت شهدا در کاروان‌های راهیان نور » در سایت هست امید است آن مقاله نیز در عدم غفلت ما از فرهنگ شهادت مددکار ما باشد. موفق باشید
658
متن پرسش
با سلام استاد گرامی اینکه فرمودید در قبر میپرسند " نظرتان راجع به این شخصی که در بین شما آمد ومیگفت پیغمبرم" چیست؟ این در بین شما بودن یعنی فقط از اعراب میپرسند؟ یا پیامبر در بین فارسها هم آمد؟ پس چرا در قرآن آمده دررهر قومی پیغمبری از خودشون آمد؟ یعنی پیغمبر فارسها کیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: به‌جز پیامبران اوالعزم که «نذیراً للعالمین» هستند و برای هدایت همه‌ی مردم آمده‌اند، سایر پیامبران مأمور هدایت قوم خود بودند. لذا در قبر در مورد پیامبر اسلام«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از همه‌ی مردم می‌پرسند. موفق باشید
نمایش چاپی