بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15985
متن پرسش
با عرض سلام: حضرتعالی در بحث آداب صلات امام خمینی (ره) می فرمایید فرق فطر با خلق در این است که در فطر خداوند از هیچ ایجاد کرد و پرده عدم را شکافت و دنیا را بیرون کشید نه مثل رابطه بنا و ساختمان که سر هم کردن است. آیا منظورتان از عدم همان علم خدای سبحان می باشد؟ یا قصد دیگر اراده فرموده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از عدم خلق‌کردن یعنی مقام، مقامِ «کن فیکون» است که می‌فرماید: بشو و می‌شود. ولی در خلق‌کردن این‌طور نیست، بلکه به تعبیر علامه‌ی طباطبایی حالت جمع‌آوری و تألیف دارد. مثل آن‌که بدن ما را از مواد عالم ماده خلق می‌کند. موفق باشید

15694
متن پرسش
سلام علیکم: چون سر و کار بنده با دانش آموزان دبیرستانی هست و این مورد که سوال دارم بسیار مبتلا به است مزاحم می شوم و سوال می کنم. حضرت عالی فرمودید: مراء یعنی رد و بدل‌کردن یک حرف که یکی بگوید به این دلیل تو اشتباه می‌کنی و دیگری مقابله کند. فرض کنیم ما دانش آموزس را ارشاد می کنیم یا موضوع دینی را برایش مطرح می کنیم که او به خاطر جوانیش به پاسخ ما مقابله می کند و ما پاسخ دیگر به او می دهیم و او دوباره جواب به نظر ما می دهد تا در نهایت متوجه نظر اشتباهش می شود. مثلا ما می گوییم ماهواره ضررش بیشتر از سودش است. ولی دانش آموز می گوید نظر شما را قبول ندارم و عصر ارتباطات است و ما می گوییم عصر ارتباطات اگر میانه ما را با حقیقت بر هم بزند که اصالت ندارد و تا اینجا پیش می رویم که می توانیم نظر صحیح را به جوان بفهمانیم و او درست است با ما مقابله کرد ولی جوابهای ما باعث تقکر و تجدید نظر در تفکر اش می شود. حال سوالم این است هر مقابله در بحثی به معنی مراء است؟ چون ممکن است هدف جوان از مقابله آگاهی باشد و یا اصلا مقابله اش به جهت ناآگاهی اش بوده که پس از صحبت با ما آگاه می شود. حضرت عالی در کتاب فرزندم چنین بود فرموده اید: بنده مکرراً تجربه کرده ام که دانشجویی بـر سر موضوعی با بنده مخالفت می کرد اما وقتى بر سر همان موضوع با دیگران بحث مى نمـود بـر همان سخنانی تأکید می کرد که ابتدا مخالف بود، چون نمی توانست با وجدان خود بازي کنـد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مراء؛ روحیه‌ی استعلاء و برتری‌جویی مطرح است، ولی به این صورت که شما می‌فرمایید چنین روحیه‌ای مطرح نیست. موفق باشید

15635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت چرا از فقها و مراجع تقلید این قدر تشرفات خدمت امام زمان (عج) نقل شده در حالی که از عرفا و فلاسفه ی بزرگ چیزی نشنیده ایم؟ آیا مردم نشنیده اند و یا چیزی نیست برای گفتن؟ آیا تاکید فقها بر انحراف یا شک و شبهه دار بودن فلسفه و نیز عرفان با مسئله فوق تایید نمی شود؟ با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تشرف بسیار عمیق‌تر و حساس‌تر از آن است که با این نوع برداشت‌ها بتوان تکلیفش را یکسره کرد. بعضی از بزرگان حکمت و عرفان متوجه‌اند که بعضاً با ذهنیات خود به دنبال حضرت هستند. با توجه به این فرمایش شما، پس عملاً باید فقها هم کار خود را ترک کنند و به پینه‌دوزی و خیاطی رجوع نمایند! موفق باشید

15373
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: 1. شما در بحث نبوت فرمودید: مقام عصمت پیامبر موهبتی است به خاطر لیاقت این موهبت به او شده است. سوال اینجاست همان امکان ذاتی و عین ثابته پیامبر در عین ثابته ی خود طلب چنین مقامی کرده و حضرت رب برای او قرار داده است یا ناشی از رعایتهای پدر و مادر پیامبر بوده و لایق دریافت چنین فرزندی از طرف خدا شده اند چگونه بحث عین ثابته با معداتی که ما فراهم می کنیم جمع می شود از یک طرف می گوییم هر نفسی در عین ثابته طلب چنین بودنی داشته است و می بینیم در یک خانواده خوب یک فرزند بد متولد می شود و برعکس مثلا امام زاده، آدم بدی می شود در حالی که پدرش امام است و معداتی که امام برای دریافت فرزند صالح فراهم کرده نقصی ندارد که بگوییم مشکل از طرف امام بود که صاحب چنین فرزندی شد یا برعکس، در یک خانواده نامناسب بچه ی متولد می شود که در آینده انسانی متعالی می شود در حالی که این خانواده لایق دریافت چنین فرزندی نیستند توضیح فرمایید؟ 2. حال که فرزند امام معصوم در عین ثابته بد بودن خود را انتخاب کرده و در عالم ماده بروز داده است اما بالاخره فرزند امام شده یعنی امام هم در عین ثابته خود صاحب چنین فرزند شدنی را انتخاب کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب «تربیت اسلامی»شان نکاتی در مورد نقش شرایط دارند مبنی بر این‌که شرایط یا معدّات، تنها در آن حدّ مؤثرند که انسان‌ها بخواهند از آن استفاده کنند. در موضوع رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» باید بین ولایت آن حضرت و مقام قربی که دارند، با مقام نبوت آن حضرت که مربوط به نیاز زمان خاصی است که حضرت در آن زمان متولد شده‌اند، تفکیک کرد 2- چه مشکلی پیش می‌آید که شخصی در عین آن‌که فرزند امام است نتواند از شرایط خود استفاده کند؟ شاید حکمتی هم در این موضوع باشد که صرف محیط و شرایط، تعالی و کمال محقق نمی‌شود. موفق باشید

14943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما در مورد لیستی رأی دادن چیست؟ آیا وقتی برخی را فاقد صلاحیت می دانیم می توانیم به صرف جلوگیری از ورود احتمالی رقیب خطرناک به لیست اصولگراها رای دهیم؟ بعضی ها می گویند جمله ی رهبری که چند روز پیش گفتند که مواردی که نمی شناسم به لیست اعتماد می کنم کنایه ای بود برای اینکه مذهبی ها به لیست اصولگراها رای دهند؟ می گویند چرا رهبری در این مقطع این کلام را گفتند. پس لابد منظوری داشتند. خلاصه شما اگر در تهران می بودید و برخی افراد را فاقد صلاحیت می دانستید باز هم به لیست رای می دادید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صحبت مقام معظم رهبری بر نمی‌آید اگر واقعاً برای شما مشخص شده که فردی در لیست اصول‌گرایان فاقد صلاحیت است، به او رأی دهید. فرمودند وقتی بعضی را نمی‌شناسم، به صاحبان لیست که مورد اعتمادند، اعتماد می‌کنم. و در مورد تهران به‌خصوص با اعتمادی که به جناب آقای دکتر حداد عادل هست، و با توجه به محذوراتی که آن عزیران دارند، نباید به راحتی از آن لیست عبور کرد. موفق باشید

14707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: بنده طلبه پایه هشت هستم و برای نماز ظهر به مدرسه ی دبیرستان دخترانه میرم. بنده سوالم این هستش که در بین نماز در چه باب هایی میتونم وارد شم و صحبت کنم که از لحاظ تربیتی و اعتقادی تاثیر گذار باشم. در واقع به نظر شما چه طور میتونم تو این زمینه به انقلاب و اسلام خدمت کنم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث‌های اخلاقی به‌خصوص با استناد به آیات قرآن خوب است و در کنار آن مباحث معرفت‌النفسی می‌تواند مطرح شود. موفق باشید

14422
متن پرسش
سلام: برخی می گویند استاد شهید مطهری (ره) در تاریخ قوی نبوده اند. بخصوص در کتاب حماسه حسینی. استاد شما که تاریخ را چندین سال کار کرده اید بفرمایید این چنین است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری به‌عنوان یک دانشمند اسلامی با آن وسعتی که در معارف اسلامی دارند، ابداً شخص ساده‌اندیشی نبوده‌اند که بتوانیم بگوییم نسبت به حضورشان در تاریخ اسلام ناقص بوده‌اند هرچند نمی‌توان گفت یک دانشمند به همه‌ی آن‌چه در موضوع مورد نظرش هست، باید اطلاعات جزئی داشته باشد. مرحوم مطهری با تدوین کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران نشان دادند در مورد تاریخ احاطه‌ی قابل قبولی دارا می‌باشند.

13305
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. 1. آیا اینکه فرمودند برای انتخاب مرجع باید دو تا عالم نظر دهند آیا منظور از عالم این است که باید حتما معمم باشد؟ 2. آیا آن دو عالم را خودمان باید تشخیص دهیم که کی عالم است یا کی عالم نیست؟ چون اگر خودمان بتوانیم آن عالم ها را تشخیص دهیم خب همان اول خودمان می رویم و مرجع خود را انتخاب می کنیم چون وقتی قدرت تشخیص عالم از غیر عالم را داریم پس حتما قدرت تشخیص مرجع اعلم را هم داریم ولی در رساله ها نوشته که اگر خود عالم نیستی از دو تا عالم بپرس وقتی خودمان عالم نیستیم چه جوری عالم را تشخیص دهیم؟ 3. معیار های اعلم بودن چیست؟ 4. من از سه نفر که از نظر علمی بهشان اطمینان داشتم نظرشان را پرسیدم (که یکی از آنها خود شما بودید) شما نظرتان این بود که حضرت آقا اعلم هستند و دلیلتان هم در سایت دیدم و یکی از آن دو فرمود که من این سه نفر را پیشنهاد می دهم: حضرت آقا - آقای ...- آقای ...و نفر بعدی فرمود این دو نفر اعلم هستند: آقای... - آقای ... و فرمود که آقای ... از نظر مسائل اجتماعی از آقای ...اعلم تر است. آن عالمی که حضرت آقا و آقای جوادی و آقای سیستانی را معرفی کرده بود. برای رد آقای ...و آقای ...چنین دلیل آورد که چون ایشان با عرفان و فلسفه میانه ی خوبی ندارند شخصیت جامعی نیستند و آقای ... مواضع شان زیاد با انقلاب هم خوانی ندارد و خودم هم شنیده بودم که آقای ... با ولایت مطلقه مشکل دارند. آیا این ها در معیار اعلمیت دخیل اند؟ حالا با توجه به این که در بین نظرات شما بزرگواران رای اکثریت با حضرت آقا و آقای ... بود حالا با توجه به اینکه حضرت آقا رهبر هستند من می خواستم ایشان را انتخاب کنم. آیا این نحوه ای که مرجع ام را انتخاب کردم (با توجه به سوال قسمت دوم) درسته یا باید به نحو بهتری تحقیق کنم؟ اگر به نحو بهتری باید تحقیق کنم لطفا توضیح دهید و آیا اگر به تحقیق ادامه دهم ممکن است که دچار وسواس شوم؟ لطفا راهنمایی کنید. البته از یک نفر که عالم نبود (فرد عادی مثل بقیه بود) شنیدم که اگر کل ایران را بری و تحقیق کنی می گویند آقای ... و ...اعلم اند پس اگر حرف ایشان درست باشد این به این معناست که اکثر علما به این دو رای می دهند پس یعنی تمام آنهایی که از مراجع دیگری غیر ایشان پیروی می کنند در تحقیقشان اشتباه کردند و باید مرجع خود را تغییر دهند؟ در این مورد هم راهنمایی می خواستم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست فردی که برای اعلمیت مرجع به او رجوع می‌کنید معمم باشد. ولی به هرصورت باید در درس آن فرد شرکت کرده باشد تا در مقایسه با بقیه بتواند نظر دهد 2- رویهم‌رفته به اجمال می‌توانیم بفهمیم این افراد در این موارد صاحب‌نظرند. مثل این‌که شما به پزشک متخصص رجوع می‌کنید ولی لازم نیست خودتان متخصص آن رشته باشید 3- در مورد مرجع تقلید، اعلم‌بودن در فقه و آگاهی لازم به مسائل اجتماعی 4- به نظر می‌رسد همین اندازه که تحقیق کرده‌اید برای جمع‌بندی کافی باشد. در ضمن عنایت داشته باشید که اعلم‌بودن یک مرجع برای یکی، نفی اعلم‌بودن دیگری را برای فرد دیگری نمی‌کند. موفق باشید

12142
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد! بنده همان فردی هستم که سوال 12115 رو پرسیده بودم. (در این لینک: http://lobolmizan.ir/quest/12115) اما بنده با جستجو متوجه شدم برخی سوالات دیگه هم مشابه سوال من وجود دارد. خاصتاً سوال 1918(در این لینک: http://lobolmizan.ir/quest/1918) اما احساس می کنم پاسخی که به سوال بنده داده اید؛ با پاسخی که به سوال 1918 داده اید اندکی با هم متعارض هستند. شما در پاسخ به سوال 1918 که فرد پرسیده است: «در رساله های مراجع آمده اگر در هنگام صحبت و مشاهده نامحرم خوف مفسده و افتادن به گناه افتادن باشد باید اجتناب شود و گرنه اشکال ندارد. حال این مفسده دقیقا یعنی چه؟! چون که اگر مفسده و گناه را صرفا استمناء و زنا بدانیم آنوقت می توان گفت خیلی از این صحبت ها مخصوصا آن صحبت هائی که در مکان عمومی است این مفسده را ندارد. چون واقعا مثلا چند کلام صحبت با نامحرم یا در خیلی از موارد نگاه به نامحرم موجب استمناء و زنا نمی شود. اما اگر بخواهیم دامنه مفسده را آنچنان وسیع در نظر بگیریم که حتی مثلا اینکه ممکن است بعد از صحبت با نامحرم انسان تا چند دقیقه بعد از آن صحبت نیز به فکر نامحرم باشد یا مثلا حتی اینکه مقداری دل انسان در هنگام صحبت بلرزد و ... آنوقت باید گفت شاید بالای 95% مکالمات اینچنین وضعی داشته باشند و طبق این مبنا تقریبا باید گفت بطور مطلق مرد و زن نامحرم نه به هم نگاه کنند نه حتی با هم صحبت کنند. حتی طبق این مبنا مثلا اگر در خیابان زنی از ما آدرس سوال کرد نیز نباید به او جواب داد....» شما پاسخ داده اید: «مسلّم منظور از مفسده در ارتباط با نامحرم، همان نوع دوم است ولی باید توجه داشت حتّی برای یک جوان در حال عادی این‌طور نیست که اگر نامحرمی از او مثلا آدرسی بپرسد دل او بلرزد مگر این‌که او از تعادل اولیّه‌ای که عموم انسان‌ها دارند به جهت غلبه‌ی خیالات (به هر دلیلی که غلبه کرده‌است) خارج شده و صورت‌های ذهنی که خودش به ایجاد آن‌ها دامن زده همواره مدّ نظرش باشد و در برخورد با نامحرم برای او تداعی شود.» اما در پاسخ به سوال بنده فرموده اید: «اولیاء الهی که متوجه ظرائف حالات نفسی خود هستند و خاستگاه‌های توهّم را می‌شناسند، متوجه‌اند در چه صحنه‌هایی وَهم به میدان می‌آید و حجابِ نظر به حقایق می‌گردد و توصیه‌های آن‌ها ریشه در شناخت حضوری آن‌ها نسبت به ظرائف نفسِ انسانی دارد و هراندازه بیشتر رعایت کنیم بیشتر متوجه نقش تخریبی وهم می‌شویم.» در پاسخ به بنده طوری صحبت کرده اید که حتی یک سلام نیز (طبق همان روایت امیرالمومنین(ع)) می تواند زمینه ساز حضور وهم شود. اما در پاسخ سوال 1918 پاسخ داده اید حتی برای یک جوان عادی نیز نباید طوری باشد که اینکه اگر خانمی از او آدرسی پرسید دچار مفسده ای بشود مگر اینکه از تعادل اولیه انسان ها خارج شده باشد. آیا من درست فهمیده ام که ظاهراً بین این 2 پاسخ تعارضی وجود دارد؟ اگر درست فهمیده ام لطفاً رفع تعارض بفرمائید. اما اگر بد فهمیده ام بفرمائید اشکال کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تعارضی در میان باشد. هر اندازه انسان بیشتر کشیک نفس بکشد بیشتر متوجه ظرائف خطوراتش می‌شود و معنای مفسده در سؤال اول صرفاً آن چیزی نیست که شما نام برده‌اید، بلکه همین‌که انسان در ارتباط با نامحرم گرفتار خطورات وَهمی شود مفسده است و او را از سیری که باید به سوی حقایق بس متعالی و زیبا و آرام‌بخش جلو ببرد محروم می‌کند. البته فرق می‌کند که یک خانم واقعاً از شما با جدیّت تمام آدرس می‌پرسد یا این‌که یک دختر بخواهد دامی برای شما پهن کند؛ این دومی است که باید از آن سریعاً حذر کرد. موفق باشید

12101
متن پرسش
سلام بر استادنا: فایل شکوفایی را گوش کردیم انصافا خوب بود و چه پایان دلنشینی داشت. اما همچنان آدم شدن ما شبه محال، ای تو روح این نفس، بماند. می خواستم بپرسم از محضزتان که چگونه میشه فیزیک خواند و در همان لحظات درگیری در مباحث سخت ریاضی به یاد خدا بود؟! قبل و بعدش را نمیگم وقت درگیری در مثلا بی بعد سازی معادلات دیفرانسیل جزئی را یعنی میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عزم کلی خود چنین نیّت کنید که می‌‌خواهند قواعد موجود در عالم را بیابید که یک نحوه ظهور توحید خداوند در عالم است. موفق باشید

11995
متن پرسش
سلام: 1. شخصی که زیاد دچار توهم مخصوصا دیداری و شنیداری می شود چگونه و با چه ملاک شخصی ای می تواند برای شخص خود توهم از واقعیت را تشخیص دهد؟ 2. آیا در معرفت النفس در این زمینه مطلبی داریم و ملاکی هست که شخص با تجربه شخصی بفهمد این دیدن یا شنیدن توهم است یا واقعیت و به عبارتی با تجربه شخصی و ملاک شخصی متوجه توهم یا واقعیت شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد نکاتی گفته شده، کتاب روی سایت هست 2- بهترین ملاک جهت تشخیص حقیقت از توهّم، تدبّر در قرآن و روایات است. موفق باشید

11920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد صبور: بنده در این زمانه ی بی کسی با نبود حکومت مستقیم امام زمانمون که در فقر و گرد و غبار هستیم بنده همیشه مسایل سیاسی که نه پدر دارد و نه مادر را فقط به حرف مقام معظم رهبری گوش میدم و شما استاد زحمت کش اونو برای ما بازتر و روشنتر میکنین و ما استفاده می کنیم و خدا شما را خیر و خفظ کند و از دست ما کاربران که هم وقتتونو می گیریم و با حرفهامون اگر ناراحتمون می کنیم مارا ببخشید. بنده با جواب که در این مسایل سیاسی میزنین الحمدلله وقت خودمون را تلف نمی کنیم و راحت تر به رسیدن به خدا تلاش می کنیم و کمکی بسیار برای شخصیت قدسی و معنوی ما کاربران انجام می دهید. یا علی. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در مسیر اُنس با مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» باشید. موفق باشید

10786
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی دو سوال از خدمتتان دارم: 1. یکی از دلایلی که برای خلقت انسان ذکر می شود فیاضیت مطلق پروردگار است به این معنا که خدایی که کمال مطلق و فیاض مطلق است و می تواند موجودی مانند انسان را بیافریند اگر نیافریند با فیاضیت او در تضاد است. ظهور و بروز این صفت قبل از خلقت انسان چگونه بوده است؟ 2. انسان و شرایط موضوعی است که ذهنم را بسیار درگیر کرده است نگاهی اجمالی به تاریخ بشریت و اوضاع امروزی جهان نشان می دهد که اکثر انسانها بیشتر ساخته شرایط و محیط هستند تا اراده. به عنوان مثال اگر صدام زناراده نبود و زیر دست ناپدری ظالم بزرگ نمی شد آیا عاقبت او چنین می شد و یا اگر فردی که در ایران در یک خانواده مذهبی رشد کرده و در نتیجه انسان خوبی شده و عاقبت به خیر می شود اگر در خانواده و شرایط دیگری بزرگ می شد باز هم می توانست انسان خوبی شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فیاضیت حضرت پروردگار در ازاء «امکان ذاتی» هر مخلوق است و لذا با نظر به امکانی که هر مخلوق در خود دارد حضرت حق آن امکان را به واجب بالغیر می‌رساند. عنایت داشته باشید که «امکان»، ذاتی هر مخلوق است و لذا امکان بالذات با واجب بالغیر قابل جمع است 2- هرکس قبل از موجودشدن آنچه را که می‌خواهد بشود انتخاب کرده و حضرت حق جواب طلب و تقاضای آن را می‌دهد. اختیار در امکان ذاتی صدام نهفته است و صدام، صدام‌بودن را انتخاب کرده و خداوند جواب آن انتخاب را داده، و این اختیار تا آخر با صدام هست و هرلحظه می‌تواند انتخاب جدیدی بکند. در مباحث «اعیان ثابته» این موضوع بهتر حل می‌شود. موفق باشید
10581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید می خواستم ببینم پیرو سخنان اخیر آقای رحیم پور ازغدی، اگر ساختن دهه های جدید باعث کم توجهی مردم به دهه عاشورا می شود، این حکم را برای عزای همه معصومین نیز می شود جاری کرد و گفت عزاداری برای سایر معصومین موجب کم توجهی مردم به عزای سید الشهدا می شود و باید از همه عزاداری ها به غیر از مصیبت اباعبدالله خودداری کرد. نظر شما چیست؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت نظر بزرگان بیشتر بر روی عزاداری اباعبداللّه«علیه‌السلام» بوده و در دل این عزاداری اهمیت کار فرهنگی سایر ائمه«علیهم‌السلام» نیز روشن می‌شود. موفق باشید
10330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: اینجانب، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی دانشگاه شیراز هستم که ان شاالله به زودی فارغ التحصیلی خواهم شد. هنوز به خدمت سربازی نرفته ام و حدود 2 سال هم سربازی پیش رو دارم. سن بنده حدودا 25 سال است. از آنجایی که تا کنون مشغول به تحصیل بوده و در کنار تحصیل نیز کار نمی کردم، خرجی خودم را از پدرم که دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش هستند می گرفته و می گیرم. بنا به نیاز به استقلال مالی که در خود می دیدم، تصمیم داشتم تا پس از فارغ التحصیل شدن، به خدمت سربازی رفته و پس از آن، به کاری مشغول شوم. با این تصمیم، سوالات متعددی در ذهن بنده پیرامون اینکه چه کاری است که منطبق بر وظیفه ی من در قبال شهدا، اسلام و انقلاب باشد. در پی پاسخ به این سوال، چند صباحی اندیشه کردم. در بین کارهای مختلف، بحث ادامه تحصیل نیز مطرح بود. اما به سبب احتیاج شدید به استقلال مالی و نیز دشواری مسیر تحصیل در مقطع دکتری، این گزینه آن چنان رنگی در بین سایر گزینه ها نداشت. تا اینکه با صحبت های اخیر رهبری در حضور نخبگان مبنی بر تعریف نخبگی (نخبگی مجموعه‌ای از سه ویژگی «هوش و استعداد»، «همتِ برجسته برای مطالعه و کار و تلاش»، و «حوصله‌ی تحسین‌برانگیز برای پیگیری و مداومت» است) به این اندیشه فرو رفتم که نکند به سبب کم حوصلگی و کم همتی، مسیر ادامه تحصیل کم رنگ شده است. همچنین مباحث شما در کتاب جایگاه رزق مبنی بر اینکه «روزی هرکس را بریده اند و ما مامور به انجام وظیفه ایم»، در گوشم صدا می کند که نکند به واسطه عدم اعتماد به رزاقیت خدا و ترس از فقر دارم به مسیر رفتن به سر کار می اندیشم. من که با تلاش مضاعف و جهادگونه، می توانم در دانشگاه بمانم و در مقطع دکتری تحصیل کنم، چرا مبنای ترک این مسیرم بشود بحث مالی و سختی این راه؟ اگر حقیقتا وظیفه من ماندن در دانشگاه است، خوب باید صبر و حوصله به خرج دهم. اما مشکل اصلی آن جاست که مانده ام وظیفه ی یک جوانی چون من چیست تا پی آن را بگیرم و غصه رزقی که خدا برایم بریده است را نخورم؟ خواستم با شما استاد گرانقدر که با فضای جامعه و نیازهای آن آشنایی دارند و دغدغه های رهبر عالیقدر انقلاب را می دانند، مشورتی کنم. کدام مسیر را انتخاب کنم: ادامه تحصیل و ماندن در دانشگاه یا رفتن دنبال کار و کسب درآمد (با این دیدگاه که خدا به واسطه روزی می دهد) و انجام وظیفه در آن قالب. از طولانی شدن سوالم عذرخواهی می کنم و از صبر و تحمل شما، صمیمانه تشکر می کنم. باشد که خداوند متعال، عمر باعزت و با برکت به شما عنایت کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما با توکل به خدا بنا را بر آن بگذارید که تحصیلات خود را ادامه دهید و در کنار آن به فکر درآمد مالی هم باشید. موفق باشید
9553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد می خواستم بدانم با توجه به مسائلی که راجع به بانک ها وجود دارد آیا با شرایط کنونی گرفتن وام از آن ها اشتباه است؟ چون برای خیلی از موارد از جمله همین خرید خانه نیاز به وام گرفتن از بانک است آیا این کار اشتباه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل بانک‌ها از این جهت نیست، مشکل در جای دیگر است. موفق باشید
8981
متن پرسش
پیروان ادیان باطله که بدرستی دینشان یقین دارند آیا معذورند با آنکه یقین آنها جهل مرکب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یقین نیست، چون این وَهم است و فردا که پرده عقب می‌رود می‌یابند که با خیالات خود زندگی کرده‌اند و هیچ‌گونه رجوعی به حق نداشته‌اند و خلاءِ این عدمِ رجوع، ‌ عذاب‌آور است. موفق باشید
8658
متن پرسش
با عرض سلام: بنده مدتی است در وجود خدا شک میکنم و هرچه روی برهان صدیقین هم فکر میکنم باز هم قلبم حالت انکار دارد. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به وجود خدا شک ندارید به این شک دارید که آیا این برهان می‌تواند آن خدایی را که می‌شناسید اثبات کند یا نه. به دنبال راهی هستید که خدایتان را برایتان روشن کند. شاید در مباحث معرفت نفس آن خدا را بهتر پیدا کنید. آن کسی که در به در به د نبال خداست به وجود خدا شک ندارد بلکه می‌خواهد بهتر او را پیدا کند تا با او مأنوس گردد. دنبال کنید پیدایش می‌نمایید و به او خواهید گفت «دیر آمدی ای نگار سر مست...... زودت ندهم دامن از دست». موفق باشید
7800

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تحیت خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش تصمیم گرفته بودم که برای تثبیت ادبیاتی که در چند ساله حوزه خوانده بودم، کتابی را ترجمه کنم که مورد استفاده جامعه هم باشد.وقتی با اساتید مشورت می کردم بسیاری کتاب المیزان را سفارش می کردند ولی بنده در آن زمان نمی خواستم وارد کار به این بزرگی بشوم.در نهایت کتاب اهل البیت سماتهم و حقوقهم فی القرآن آیت الله سبحانی به لطف الهی ترجمه شد و چند ماه پیش چاپ گردید.بنده تصمیم به ترجمه مجددی نداشتم که باز هم مشاهده کردم که یکی از بزرگان از ترجمه المیزان گله کردند.استاد واسطی هم در کتاب نگرش سیستمی به دین، ترجمه معنایی المیزان را خواستار شده بودند.استدلال برخی از این اساتید این بود که ترجمه فعلی در برخی موارد تقطیع صورت داده است و در برخی موارد که متن کمی پیچیده شده است به درستی معنا را منتقل نکرده است.بحث بر سر ترجمه تحت اللفظی یا آزاد نیست؛ بلکه مشکل در عدم رساندن معنا توسط این ترجمه است که عمدتا به خاطر حجم بسیار المیزان این اتفاقات افتاده است. سوال بنده این است که آیا شما ترجمه دوباره المیزان توسط یک گروه ترجمه را لازم می دانید؟ این که به هر حال هر چه ترجمه های بهتری روانه بازار شود بهتر است منظور نیست؛ بلکه آیا ضرورتی برای این کار وجود دارد که ما به جای کتابهای بسیاری که ترجمه نشده است و عمدتا از دسترس جامعه دور مانده است به سراغ المیزان برویم؟ با توجه به این که شما فرموده بودید علامه ترجمه المیزان را تایید کرده است نیازی هست که دوباره 8000 صفحه متن ترجمه شود؟ به دلیل سختی کار نمی خواهیم وقت و انرژی خود را صرف کاری کنیم که ضرورتی نداشته است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقتش بنده نتوانسته‌ام با نظر به ترجمه‌های تفسیر المیزان به این نتیجه برسم که در آن حدّ ناقص است که مقصود علامه را به ما نمی‌رساند و نیاز به ترجمه‌ای دوباره داریم به‌خصوص که به قول شما ما متون بسیار مهمی داریم که هنوز ترجمه نشده است. موفق باشید
6832
متن پرسش
با سلام یکی از شاگردان شما چنین تحلیل میکرد که فتنه 88 تا نود درصد به اهداف خود رسید و یکی از نشانه های آن اینست که دوباره اصلاح طلبها با رای بالایی به صحنه آمدند نظرتان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور نیست، هدف فتنه‌ی 88 بین‌بردن نظام اسلامی بود و برای همیشه نظام اسلامی از چنین فتنه‌ای رها شد. فعلاً نظام در حال گام‌برداشتن است تا به اهداف دیگر خود دست یابد و به مرور از فکری که به غرب اصالت می‌دهد نیز عبور می کند. موفق باشید
6146

حسن ظنبازدید:

متن پرسش
لطفابفرماییدچگونه سوءظن را در خود ازبین برده و به حسن ظن تبدیل کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساس را باید بر این گذاشت که انسان‌های مؤمن در یک جامعه‌ی دینی بنا دارند خوب باشند و خوبی کنند و تا آن‌جا که ممکن است باید کارشان را حمل بر صحت کرد مگر آن‌که خلاف آن ثابت شود. رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: « أَحْسِنُوا ظُنُونَکُمْ بِإِخْوَانِکُمْ- تَغْتَنِمُوا بِهَا صَفَاءَ الْقَلْبِ وَ نَقَاءَ الطَّبْع‏.»خوشبین باشید به برادران خود و پاکدلى و خوش‏بینى را غنیمت شمارید.. موفق باشید
6137
متن پرسش
عرض سلام بنده همان پرسشگر سوال 6082 هستم.ضمن تشکر از پاسختون میخواستم بگم گریه با این رویکردی که شما فرمودید گریه برای خود مون و رسیدن به خود برتر میشه که نه برای اباعبدلله.درسته؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» مثل همه‌ی اولیاء و انبیاء می‌خواهند ما به مقام بالاتری از انسانیت برسیم و از این طریق به آن انسان‌های کامل نزدیک شده‌ایم. موفق باشید
5906
متن پرسش
الشهادة ینمو عمله یعنی چه؟(منظور در این دنیا یا در آن دنیا)
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: یعنی شهادت؛ عمل شهید را رشد می‌دهد و با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید شهید «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» است پس در آن دنیا به کمالات بالاتری می‌رسد. موفق باشید
2157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.من ایمیل داده ام که اگر این سوال قابلیت نمایش عمومی ندارد لطف کنید و جواب را به ایمیل بنده بفرستید1.چند وقت پیش شروع کرده بودم به خوندن مسبحات ست.اولین شبی که خوندم و خوابیدم یهو نصف شب انگار بین خواب و بیداری(شایدم فقط تو خواب)پیامبر رو تو اتاقم بالای سرم احساس کردم(یه جور دیدن خاص) که با عتاب به من فرمودن بلند شو سوره جمعه و تغابن بخوان! این صدا انقدر بلند بود که انگار به تمام سلول های بدنم خطاب شده باشه و من یهو راست ایستادم و تمام بدنم می لرزید از ترس و دوباره دراز کشیدم و شروع کردم سوره جمعه رو از حفظ خوندن(با اینکه حفظ نبودم) و خوابم برد.بعد چند روز از این ماجرا و خوندن اون سوره ها هر شب،یه حال خیلی عجیبی داشتم.برای اولین بار تو زندگیم دیدم که نور خدا به همه ی وجودم تابیده و چند روز اینجوری بودم. باورتون میشه؟! من نور خدا رو میدیدم نه نور محسوس فقط میدونم نور بود!شاید برای اولین بار فهمیدم اون نوری که شما و بقیه هی می گین چیه!اگه اینجوریه و هزارن برابر این نور رو عرفا دارن که خوش به حالشون خیلی خوش به حالشون!اصلا انگار خدا عیان شده بود و من می دیدم که چجوری همه وجودم با اونه.اما یواش یواش نخوندم و تنبلی کردم و همش از بین رفت.با توجه به تجربیاتم هر چیزی رو که شروع می کنم فقط دفعه اول یه اتفاقی میفته و بعدا خودمم بکشم هیچی نمیشه.چرا اینطوریه؟من چکار باید بکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در ابتدا نشان می‌دهند که اگر مرتب ادامه دهید در آخر در این مقام قرار می‌گیرید ولی این طمع خامی است که انتظار دارید آنچه در ابتدا نشان‌تان می‌دهند تا آخر برایتان بماند. در همین رابطه حافظ می‌گوید: «عکس روی تو چو در آینه‌ی جام افتاد... عارف از خنده‌ی وی در طمع خام افتاد». موفق باشید
1687
متن پرسش
بسمه تعالی- مهم ترین حرفی که علامه ذوفنون حسن زاده آملی برای نسل جوان امروز می تواند داشته باشد، به نظر شما چیست؟
متن پاسخ
آثار حضرت علامه عقلی را به جوان امروز برمی گرداند تا از منظر وحدت به عالم کثرت بنگرد تا بیش از آن که جوانان در ناسوت سیر کنند و سرگردان کثرت ها شوند، در ملکوت قدم بزنند و با حقیقت وجود از منظر معرفت نفس مانوس گردند که انفع المعارف است.
نمایش چاپی