باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای جنابعالی و سایر عزیزان که در فضای مجازی متذکر معارف الهی و اخلاق ربّانی هستند، آرزوی موفقیت دارم و مسلّم چیزی نیست که بتوان از آن چشمپوشی کرد و میدان را به دشمنان اسلام داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد نکاتی گفته شده، کتاب روی سایت هست 2- بهترین ملاک جهت تشخیص حقیقت از توهّم، تدبّر در قرآن و روایات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. همانطور که به رفقایی که در موقعیت شما هستند عرض کردهام اگر علاقه و استعداد درس حوزه در شما هست و رویهمرفته خانواده هم همراهی میکنند به خدا توکل کنید و نگران سایر مشکلاتی که در جلو شما سبز میشوند نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه با موضوع درگیر شوید خودتان متوجه میشوید پیام اصلی آیهی مذکور چه باید باشد. از آن جهت که نظر به سبکیِ بارِ روزهداری دارد و اینکه اگر برای کسی آن حکم، طاقتفرساست چه باید بکند. جنابعالی ذیل آن آیه جمعبندیِ آن سخن را یادداشت میکنید و ردّ میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این سخن درستی است که حضور در عالم مادون مثل عالم مثال، حضور وجودی در عالمِ بالاتر است به صورت اجمال 2- درک حقایق و متأثرشدن از آنها به عوامل گوناگونی بستگی دارد از جمله عواملی که شما فرمودهاید به اضافهی ارادهی الهی جهت تغییردادن و جهتدادن به تاریخ 3- زنان در تعریفی که نسبت به وظایف خود کردهاند، عموماً کوتاهی نمیکنند؛ بلکه نیازی نمیبینند در تعریفی که مردان برای زندگی فردی خود کردهاند، وارد شوند. مادرانِ متدین، روحانیت لازم را جهت عبور از شبهات به فرزندان خود میدهند و این غیر از باسوادبودن و یا بیسوادبودن آنها است؛ بلکه با تعهدی که نسبت به تاریخ خود دارند میتوانند بهترین فرزندان را تحویل جامعه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً نمیدانم از معلّمی چه میتوان گفت وقتی همهی بشریت در قامت بلند خود، وامدارِ معلّمانِ حقیقی تاریخ خود میباشند. معلّمی بیش از آنکه تعلیمِ علم باشد، معنایِ عطوفت و محبت است که باید آن را پاسداشت تا محبت و عدالت به خانهها و به شهر برگردد وگرنه همه در ظلماتِ تسلط بر همدیگر، همدیگر را از پای در میآورند.
اگر معلّمی یعنی عطوفت و محبت و آزادی و عدالت، بمیرد همهچیز میمیرد. و اگر معلّمی گرفتار نیازهای روزمرهگی گردد، معلّمی خواهد مرد. معلّمی؛ نیازهای عنانگسیخته نیست. معلّمی قناعت است و سادگی، ولی وای اگر به چنین نیازی پشتِ پا زده شود.
با آن تپانچهای که آن معلّم بزرگ یعنی شهید مطهری، شهید شد، او شهید نشد، همهی ما یعنی همهی آنهایی که در عشقِ به انسانیت، شعلهور بودند شهید شدند. و این است که ما سالها است در خون خود میغلطیم.
وقتی تعصب جای آزادی نشست و فطرتها و عقلها کور شد، حتماً به اسم دین، دین کُشته میشود! و اینجاست که باید بیش از آنکه به ظاهر دین بپردازیم، باید دین را وسیلهی شکوفایی عقل و فطرت نماییم. در این حالت است که باید به شکوفایی وطن دلگرم بود. خوشا به حال مردی که شکوفایی وطنش، همهی شادی و دلگرمی اوست که معلّمی جز این نیست، حال! هرکس در هرجایی و به هرشکلی که در شکوفایی عقلها و فطرتها بکوشد؛ او معلّم است و او قدر و ارزش شریعت را که بهترین بستر برای چنین امری است، بهخوبی میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات ارزشمندی را در آن فصّ مطرح کردهاند و ظاهراً از الهامات قلبی ایشان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر به ماهیت ما باید متوجه باشیم که آنچه در صحنه است «وجود» است در ظهورات مختلف. و ماهیات همانطور که فیلسوفان معتقد به اصالت وجود میفرمایند، حدّ وجود است و این حدّ در نگاه عرفانی همان اعیان ثابتهی مخلوقات یا مقام امکانی آنها است که از جهتی به جهت ذات ممکنالوجودشان، هیچ وجود استقلالی ندارند. ولی از جهت امکان ذاتی، خداوند در حدّ امکان آن مخلوقات، آن مخلوقات را خلق میکند و به آنها میفرماید «بشوند» و «میشوند». و لذا باید متوجه بود که اعتباری بودن ماهیت در مقابل اصالتدادن به وجود است نه آنکه متوجهی محدودیت آنها و تشخص آنها نگردیم و گمان کنیم فیلسوفان و عارفان منکر وجود خارجی پدیدهها هستند. آنها با تربیت نگاه عقلانی و یا نگاه شهودی خود، مواظباند اصالت را به ماهیات ندهند و از مظهریت آنها که محل تجلی اسماء الهی است، غفلت کنند. موفق باشید
