باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که فرمودید حقیقت آن است که شرح قابل توجهی که ما را متوجهی عمق عرفانی نگاه حافظ بکند نداریم، إلاّ «جمال آفتاب» که تا حدودی موفق بوده و دیگر شرح خود جناب آقای دینانی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هیچ کتاب تاریخی چنین چیزی نداریم که این افراد میفرمایند. رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» موظف بودند پیام خدا را به مردم برسانند و در صورتی که حاکمان مانع میشدند با موانع مقابله میکردند، ولی هرگز نداریم اگر مردم آن دین را نمیپذیرفتند آنها را به قتل میرساندند، بلکه باید جزیه میدادند زیرا دولت اسلامی برای نگهداری آن کشور هزینه میکرد و مسلمانان خمس و زکات میدادند و غیر مسلمانان جزیه. کتاب «الکامل» از ابن اثیر و یا کتاب «مروج الذهب» مسعودی و کتاب «تاریخ یعقوبی» همه این را تأیید میکنند. البته کار بعضی از حاکمان را نباید پای اسلام گذاشت. موفق باشید
از این خجالت شرمنده ماندیم / تو رفتی اما ما زنده ماندیم. تو میروی دامن کشان جان از جهانم میرود / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود. پشت سرِ تشییع تو، روح و روانم میرود / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.
گفتم که از غم تو بمیرم توان نبود / ما را به سخت جانی خود این گمان نبود آه ... بی تو چگونه سامان بگیرم / روز وداعت باید بمیرم آتش بگیرم. نام تو تا بر زبانم میرود / ای ساربان آهسته ران آرام جانم میرود. افتان و خیزان آمدم سرو روانم میرود / ای ساربان آهسته ران آرام جانم می رود. مشتاق را ز دامن وصلت جدا مکن / ما را به کربلای فراق ات رها مکن.
گفتم که از غم تو بمیرم توان نبود / ما را به سخت جانی خود این گمان نبود آه ... https://kashoob.com/audio/E0VWV/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نمیدانم «او» رفت و «ما» را با خود برد و «ما» رفتیم و «او» ماند، و حال ماییم که پشت سر خود را مینگریم که نکند آری! که مبادا روزمرّگیها، ما را ببرد و معلوم است که در آن صورت، «او» در کنار ما نخواهد بود. حکایت، حکایتِ حاضرشدن در وسعتی است که همۀ تشییعکنندگانِ عزیزالقدر، «یک» نفر شدهاند تا در این یکیشدن، «او» را که در یگانیاش همۀ ما خواهد بود؛ پیش آید. آیا پس از این تشییع و پس از این حضور میتوانیم نسبت به همدیگر دوگانه باشیم؟ و به جای آنکه برادرانه حرکات و سکنات همدیگر را حمل بر صحت کنیم، از «اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ» غفلت شود؟ موفق باشید. https://eitaa.com/rahe_khamenei/51653
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اسماء الهی همان ذات است با صفات خاص. پس در واقع صفات الهی در جلوهی اسماء ظهور میکند 2- توحید صفاتی یعنی همهی کمالات به حضرت حق برمیگردد و توحید ذاتی یعنی ذات و وجود همهی مخلوقات به وجود حق برمیگردد و توحید افعالی یعنی همهی افعال که در عالم جاری است، به حق رجوع دارد 3- نفس ناطقه؛ جسم انسان و همهی خصوصیات جسم را میسازد و به همین جهت باید این امور را به نفس ناطقه نسبت داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً مسئله این نوع فیلسوفان حقیقت نیست. اینها در ادراکات حسّی متوقفاند و حرفشان این است در حوزهی اصالتدادن به ادراکات حسی جایی برای پذیرفتن «علیّت» نیست و علیّت را یک امر روانشناختی تحت عنوان مقارنه طرح میکنند که علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» بر مبنای خودشان حرف آنها را نفی میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جان کسی با مباحث عرفانی شکوفا میشود راهی که حضرت استاد آیت اللّه حسنزاده«حفظهاللّه» در پیش پای ما میگذارند بسیار کارساز است و اگر کسی با روایات و ادعیه جانش به شعف میآید نباید آن راه را رها کند مگر آنکه برای اُنس با ادعیه نیاز به عقلی دارد که بتواند به کمک آن عقل اشارات روایات و ادعیه را تصدیق کند که در این صورت عرفان نظری کمک میکند. در هرحال وقتی انسان در ذیل قرآن و سنت نبوی و علوی جلو برود در راه اشتباهی قدم نگذاشته که پس از بیستسال پشیمان شود. موفق باشید
