بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5984
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد گرامی ، مدتی که همان طور که در یکی از سوالاتم عرض کردم در بعضی از قسمت های نماز حضور قلب احساس می کنم و ... و همچنین بدنبال اثبات مبانی دینی و حدیث از نظر عقلی یا مواردی که در سوالات 5967 مطرح شد نیستم فقط و احساس می کنم قلبا به حرفها سخنرانی ها و کتاب های شما ایمان دارم و آنها را راهی میدانم برای حضور در محضر حضرت حق . و در بیشتر دشواری ها و گرفتاری ها که تازگیها روز به روز بیشتر می شوند و عرصه را بر من تنگ تر می کنند بعد از کمی فکر یا خواندن نمازی آرام می شوم و راحتر ولی اینجا سوالاتی برایم پیش می آید آیا من دچار ببی تفاوتی به دنیای اطرافم شده ام آیا طرز فکرم و افکار و اندیشه ام اجین شده است با اعقایدم آیا همان طور که اعتقادم عوض شده تفکر ،دید و موضع گیری ام عوض شده و نسبت به بقیه جامعه بی تفاوتم آیا با تعصب دینی و و عقیده ایم حرف میزنم و کاری انجام می دهم . مرا توصیه ای بفرمایید و بگویید این چه حالی است که دائم در حال حضن هستم .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی حساس نباشید که در چه حالی هستید تلاش کنید در همه ی امور طبق وظیفه عمل نمایید حتی نسبت به اطرافیان تا إن شاءاللّه منور به نور توحید شوید. موفق باشید
4734
متن پرسش
سلام استاد گرامی از دنیای دلگیر سیاست به دنیای مطالعاتم برگشتم. در مبدأ و معاد، حکیم ملاصدرا (رضوان الله علیه) سن کمال قوه عقل را چهل سالگی می داند. میخواستم بدانم آیا این اطلاق دارد؟ چون میدانیم بسیاری از ائمه قبل از چهل سالگی به مقام امامت و انسان کامل رسیدند. پس در چهل سالگی دقیقا چه اتفاقی روی میدهد؟ یعنی خود ما وقتی به مرز چهل سالگی رسیدیم باید منتظر چه تحولاتی درون خود باشیم؟ سوال دیگر این که مقام عقل مستفاد با کدام یک از مقامات عرفانی مطابقت میکند؟ آیا ادراک تمام معقولات فلسفه ملازم با ادراک عقل مستفاد است یا این همان مقام شهود باطنی ملائکه است؟ یا این که عقل مستفاد در حقیقت همان حالتی است که انسان معقولات را بدون نیاز به تفکر مجدد میتواند از اجمال و بساطت به بیان تفصیل بیاورد و از همین توانایی تعبیر به نظر مستقیم به عالم عقول میشود؟ در این حالت اخیر انسان مقامش همان مقام ادراک کلیات و معقولاتی است که ملاصدرا آن را جهت ابهام ادراک عقول جزئیه و مُثُل میداند یا فراتر از آن است؟ با تشکر و احترام فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در وجه طبیعی رویهمرفته حرف درستی است که در چهل سالگی روح انسان می‌تواند در جهت ادامه‌ی سیر خود به یک جمع‌بندی تکوینی برسد. به همین جهت هم روایات می‌فرماید اگر کسی تا چهل سالگی نتوانست راه خود را درست پیدا کند شیطان او را مسح کرده. ولی تفاوت ائمه«علیهم‌السلام» با ما در آن است که آن عزیزان کامل خلق می‌شوند و باید با حفظ کمال خود امتحان بدهند که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحث آن شده است ولی ما با سیر به سوی آن‌ها و نظر به مقام عصمت آن‌ها به کمال خود نزدیک می‌شویم 2- عقل مستفاد در فلسفه مربوط به مقامی است که فیلسوف بدون طی مقدمات عقلی می‌تواند به کلیات عقلی نظر کند و ارتباط مفهومی با آن حقایق پیدا کند ولی عارف از طریق قلب با حقایق عالم که در فلسفه به آن کلیات می‌گویند، ارتباط وجودی و قلبی پیدا می‌کند و تحت پرتو انوار آن حقایق قرار می‌گیرد. موفق باشید
3968
متن پرسش
در سؤال قبلی که پاسخش را به ایمیلم فرستادید، به تعریفی که شما در کتاب «سلوک» برای «مبادی فکر غربی» کرده‌اید، اشکالی گرفتیم. در پاسخ به آن اشکال، شما فرمودید که: «اندیشیدن» را باید به معنای «تأمل روحی» بگیریم. در تعریفی که شما در کتاب برای «مبادی فکر غرب» ارائه کرده‌اید، «اندیشیدن» را به معنای «تأمل روحی» یا هر معنای دیگری که بگیریم، (با توجه به پاسخ‌تان به سؤال قبلی) نتیجة مبادی است نه خود مبادی. پس چرا شما در تعریف «مبادی»، نتیجة آن را می‌آورید؟! این تعریف به نتیجه، مثل این است که «عبادت» را به «قرب» تعریف کنیم نه به «وسیلة رسیدن به قرب». فکرکنم با توجه به پاسخ شما به سؤال قبلی، این تعریف به مقصود شما نزدیک‌تر باشد: «مبادی فکر غربی، آن چیزی است که باعث می‌شود بتوانیم برای تسلط بر طبیعت بر روی داده‌های حسی فکرکنیم.». آنگاه با توجه به مثال‌هایی که در پاسخ به سؤال (3216) و (3382) فرموده‌اید، مصادیقِ «آن چیز» که در نگاه اولیه در این تعریف مبهم است، روشن می‌شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روشن شد که مبادی از علم حضوری است و «وجودی» می‌باشد، تعریف‌بردار نیست إلاّ با مثال تا مخاطب آن را در خود احساس کند. موفق باشید
1925
متن پرسش
با سلام وعرض ادب من از سن 16 سالگی به خود آمده و راه کسب رضای خداوند را پیش گرفتم. بارها در این را شکست و پیروزی را چشیده و گاه نا امید شده ام. اما خدا را سپاس می گویم که هنوز مرا رها نکرده است. با تمام تلاشها هنوز یک مشکل بزرگ دارم: برای من نماز مانند باری سنگین است که از انجامش نه تنها لذت نمی برم بلکه دوست دارم که آن را انجام ندهم. می دانم این به خاطر ضعف معرفتی و عدم عمل کردن به دانسته هاست. اما از محضر آن استاد بزرگوار درخواست دارم که به من راه حلی پیشنها کنند که چه کنم نماز برای من بار نباشد؟ هر دستورالعملی که بفرمایید انجام می دهم . با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنا نداشته‌باشید که در ابتدای امر در سراسر نماز حضور قلب داشته‌باشید، نماز را به عنوان اعلان بندگی شروع کنید و به همان اندازه که خداوند به شما حضور قلب داد خدا را شاکر باشید. متوجه باشید بعد از رعایت آن‌چه باید رعایت کنید این خداوند است که هر اندازه مصلحت دانست ما را به حضور می‌برد نه این‌که گمان بفرمایید آن حضور قلب را هم شما باید به وجود آورید. موفق باشید.
1643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم خیلی وقت است که باخودم درگیرم، به سخنرانی های شما گوش میدهم یا کتابهایتان را میخوانم زندگی را به گونه ای می فهمم که بدور از هرگونه اسراف، تجمل و تلاش برای کفاف و دوری از دنیا زدگی است اما وقتی میخواهم در زندگی خودم این را پیاده کنم باهزار و یک مشکل مواجه می شوم که انجام آن را غیر ممکن می سازد مثلا نداشتن چنین روحیه ای در خانواده خودم و همسرم و حتی همسرم به شدت دچار دوگانگی شده ام و نمی دانم چه کنم از شما هم که سوال می پرسم برخلاف مطالب سخنرانی هاتان جواب می شنوم خیلی سرخورده ام ، آیا مطالبی که شما میفرمایید در حال حاضر آرمان است و با آنچه امروز در زندگیهای غریی ما واقع است فاصله دارد و باید آن را در حد یه روش درست و آرمان قبول کرد یا راه دیگری پیشنهاد میفرمایید باتشکر از شما و التماس دعای خیر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همین طور که فرموده‌اید برای تحقق یک آرمان باید زمینه‌ی تاریخی و اجتماعی آن فراهم شود، داشتن آرمان الهی موجب می‌شود شیفته‌ی زیبایی‌های دنیایی نشویم ولی این به معنای آن نیست که شما از فردا بتوانید آن را پیاده کنید، همین‌طور که ملاحظه می‌فرمایید با موانع روبه‌رو می‌شوید و باید به آنها حقّ بدهید و با مدارا با آن‌ها آرام‌آرام وقتی شرایط فراهم شد آن‌ها با شما همراهی می‌کنند. موفق باشید
1314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استادعزیز.مدتی است در زندگی پدرومادرم مشکلاتی پیش آمده که ایشان وفرزندان را بسیار آزار میدهدوهیچ راه حلی برای رفع آنها نداریم.توسل ذکر مشاوره نصیحت هیچ کدام مشکل راحل نکرده است.منتظر گذشت زمان شدیم تاشاید فرجی حاصل شوداماپس از حدود شش سال هرروزمساله حادتر میشود.خواهش میکنم بفرماییداولا وظیفه چیست ثانیا راه نجات ازاین مشکلات چیست.باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده نفهمیدم مشکل از چه نوعی است ولی در هر صورت مطمئن باشید اگر در مسیر بندگی خود پای برجا باشید و مشکلات، صبر شما را در بندگی و دوری از معصیت نرباید، خیر پنهانی در آن هست که به نفع شما است. موفق باشید
1024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام-با توجه به موضوع واسطه فیض بودن امام،چه لزومی دارد امام به طور فیزیکی روی زمین باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حقیقت انسان کامل در تمام مراتب عالم ظهور دارد و ظهور زمینی آن شخص حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند در حالی که در تمام مراتب عالم وجود حاضرند. موفق باشید
16751
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: این گونه به نظر می رسد که آلودگی انسان به گناه و غفلت از حق و آخرت، توجه او را به دنیا و تعمیر و آبادانی آن و در نتیجه علوم مادی بیشتر می سازد، به طرزی که بسیاری از پیشرفت های مادی غرب حاصل چنین غفلت و در جهت خود اثباتی و در تقابل با خدا محوری می باشد. حال سوال اینجاست که در نظر و عمل چگونه امکان دارد که به علوم مادی بپردازیم و به پیشرفت های مادی دست پیدا کنیم و دچار غفلت و خود اثباتی نشویم؟ و در مقام تمثیل آیا امکان دارد یک عارف سالک، سازنده موبایل یا هواپیما یا موشک باشد؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم یک عارف سالک متوجه نیازهای حقیقی خود و دیگران هست و می‌فهمد بسیاری از ابزارهای تکنیکیِ امروز دنیا حاصل نیازهای غیر واقعی است. آری! آن نحوه که امثال شیخ‌بهایی‌ها عمل کردند و نیازهای جامعه را اعم از معماری صحیح و یا تقسیم دقیق شعبات زاینده‌رود انجام دادند؛ در هر حال نیاز بشر است، منتها نیازی در بستر طبیعی و در راستای جوابگویی به نیازهای حقیقی و طبیعی بشر، که بحث آن را می‌توانید در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» دنبال فرمایید. موفق باشید

14090
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر. 1. در پاسخ به سوال 13948 که فرمودید به شرط اینکه خواندن قرآن حامل معرفتی باشد از این جهت هست که شیطان می تواند آیات قرآن را بر ما بخواند بدون داشتن محتوای معرفتی. درست است؟ 2. خواستگاری که پارسال به هم خورد و در قالب چندین کشف معلوم شد نجات من بود و عقلا هم حضرتعالی قبل از مکاشفات نظر منفی داده بودید من ازحضرت امیر خواستم اصلاح شوند آیه ای که پارسال باز کرده بودم مبنی بر درست شدن رابطه در حادثه ای ربط آن با شواهد بیرونی در قالب حدس روشن شد، دوباره شک کردم که شیطان مرا بازی داده و چنین چیزی امکان ندارد و این بنده خدا مشکل دارد. شب آیات قرآن الهام شد که برخی آیات حکم انجام شدنی اند استادم فرمودند شبهه دارد. رفتم امامزاذه تا ایشان مطلب را کشف بفرمایند ضمن خواندن قرآن همزمان با مطلب دیگر آیات آن شب تفسیر شد. اینها شیطانی است یا ممکن است علی رغم حکم به ظالم بودن کسی خداوند توفیق توبه نصیبشان نمایند آن وقت می شود مکاشفات اخیر را که خلاف قبلی هاست توجیه کرد؟ چنین چیزی امکان دارد؟ سپاس
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از این نوع کارها سر در نمی‌آورم. اگر سؤال عقیدتی دارید و بتوانم جواب دهم، در خدمتتان هستم. موفق باشید

13296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر با توجه به مطالب مطرح شده در کتاب «ده نکته از معرفت النفس»، آیا صحیح است که برای دل کندن از چیزی چند سوره قرآن یا هر چیز دیگری نذر جناب عزراییل کنیم تا در دل کندن به ما کمک کند؟ می گویند اگر فاخته در خانه ی کسی تخم بگذارد، صاحب خانه نفرین می شود! نظر شما چیست؟ سپاس و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار خوبی است که در عبادات‌ مستحبی جهت مدد از حضرت عزرائیل ایشان را در عباداتمان شریک کنیم 2- فکر نمی‌کنم ما وظیفه داریم به این حرف‌ها توجه کنیم. موفق باشید

13295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کامپیوتر که یکی از محصولات تکنولوژیک است نفی و انکار خودش را در ذات خود دارد(پارادوکسیکال)، یعنی چه؟ لطفا مفصل توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نمی‌دانم این جمله به چه نکته‌ای از نکات کامپیوتر اشاره دارد! و روی‌همرفته در این موارد باید کتاب‌های مربوطه را مطالعه فرمایید مثل کتاب‌های مرحوم مددپور یا شهید آوینی و یا دکتر داوری. موفق باشید

12923
متن پرسش
سلام: 1. در امور سیر و سلوکی کتب علامه حسن زاده و آیت الله صمدی چه جایگاهی دارند؟ ۲. کتاب دروس معرفت نفس ایشان در معرفت نفس چه جایگاهی دارد؟ ۳. در عرفان عملی در حد ابتدایی در عمل چه کتبی مفیدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- حضرت آیت اللّه حسن‌زاده و شاگردان نزدیک به ایشان نمونه‌های خوبی برای سلوک عرفانی هستند 3- به نظرم نامه‌ی حضرت علی«علیه‌السلام» به فرزندشان در مورد عرفان عملی، برای همه مفید است، از مبتدی تا منتهی. بنده در شرح آن نامه‌ی آسمانی نکات زمینی و ملموسی را در دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» عرض کرده‌ام. موفق باشید

12801
متن پرسش
سلام استاد: در سؤال 12698 درمورد لمس بدن نامحرم پرسیده بودم که فرمودید: «عمق فاجعه را باید شناخت و با تمام وجود توبه کرد تا إن‌شاءاللّه خداوند با تجلی نور خود جذبه‌ی نفسانی این صورت را از بین ببرد.» چه کنم که عمق این فاجعه را بشناسم تا بتوانم با تمام وجود توبه کنم؟ متأسفانه لذت این گناه همچنان در دل من باقی ست، در نماز و حجاب و ارتباط با نامحرم سهل انگار شده ام، به شدت احساس نیاز به ازدواج می کنم اما امکان ازدواج با فرد مذکور را ندارم و گزینه های دیگر هم که مطرح می شوند بخاطر وابستگی به این فرد و عذاب وجدان از این گناه نمی توانم به آنها فکر کنم، خواهشمندم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بدانید در این امور که موجب ایجاد صورت‌های ذهنیِ شیطانی می‌شود، از انوار الهی و اُنس با رب‌العالمین محروم می‌گردید، نه‌تنها اراده‌ی انجام آن را نمی‌کنید بلکه سعی می‌کنید صورت ذهنی آن عمل وقتی آمد، دنبال نشود و لذا کم‌کم این میل کاذب ذهنی از قدرت می‌افتد. موفق باشید

10888
متن پرسش
سلام علیکم: آیا امام حسین (ع) جزییات واقعه کربلا را از قبل وقوع می دانستند؟ آیا از حمله به خیام و شهادت 6 ماهه و معجر و ... خبر داشته اند؟ من رو سیاه می گویم اگر خبر داشته اند قبل از شهادت جسمی واقعا یتوفی شده اند و این قالب بدن مبارکشان به اذن الله متحرک بوده!! حال شما در موقع شنیدن خبر 6 ماهه چگونه است؟؟ برای من زنده ماندن کسی چون طاهرزاده با شنیدن خبر کربلا بعد از اینکه خود را شناخته معادله غیر قابل حلی شده! خدا صبرتان دهد همه بگید امین.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولیّ اللّه با سعه‌ی وجودی که دارند تمام ظرفیت‌های عالم را می‌شناسند و اگر از یک طرف هیچ عاطفه‌ای تحمل نمی‌کند که زینب کبری«سلام‌اللّه‌علیها» آن اسوه‌ی عفاف و حیا بدون هیچ پوششی در سر از کربلا تا شام در منظر دید نامحرمان باشد و تصور آن نیز برای بنده همراه است با فشار شدید قلب، از طرف دیگر ولیّ اللّه متوجه‌اند چه برنامه‌ای حضرت حق در إزاء این حرکت در سنت خود دارد که یک نمونه‌اش خیزش بیست میلیونی اربعین است که پس از هزار و چهارصد و اندی سال می‌تواند این‌چنین مردم را بسیج کند تا ملت‌ها به تاریخ دینی و قدسی خود برگردند. امام حسین«صلوات‌اللّه‌علیه» با دلی به وسعت همه‌ی عالم هستی در کربلا ایستاده است و تاریخ را مدیریت می‌کند و لازمه‌ی این مدیریت آن چیزهایی است که امثال من و شما حقیقتاً نمی‌توانیم تحمل کنیم و خداوند ما را از اجر این بی‌قراری محروم نکند. خدا می‌داند بعضاً پیش آمده که نزدیک بوده قالب تهی کنم. موفق باشید. علامه مجلسی در بحارالانوار، حادثه ای را از زبان فاطمه صغرا دختر امام حسین(ع) به این مضمون نقل می کند:«جلوی خیمه ایستاده بودم و بر بدن پدر و اصحابش که قطعه قطعه شده بودند و مانند گوشتهای قربانی بر زمین ریخته بودند و اسبها بر بدنهای آنان می تاختند، نظر می کردم و فکر می کردم که بنی امیه بعد از کشته شدن پدرم با ما چگونه رفتار می کنند؟ آیا ما را می کشند؟ اسیر می کنند؟ ... ناگهان مردی را دیدم بر اسبی سوار است و با ته نیزه، زنان را می راند و آنان به یکدیگر پناه می برند، و چادرها، مقنعه ها و ... آنها گرفته شده است و فریاد وا محمداه، وا علیاه، وا جداه، وا ابتاه و ... بلند است. قلبم فرو ریخت و بدنم به لرزه افتاد. از ترس او شروع کردم به این طرف و آن طرف به دنبال عمه ام ام کلثوم دویدن. در همین حال ناگهان دیدم که آن سوار به طرف من آمد. با سرعت تمام پا به فرار گذاشتم. فکر می کردم از دست او نجات می یابم.. دیدم به طرف من می آید. از خود بی خود شدم. ناگهان ته نیزه او به کتفم خورد. با صورت به زمین خوردم. مقنعه ام را کشید، پرّه گوشم را پاره کرد و گوشواره هایم را برد و خون بر گونه هایم جاری شد و آفتاب بر سرم می تابید. او به طرف خیمه ها برگشت و من بی هوش شدم. ناگهان عمه ام را دیدم که در کنار من قرار گرفته و گریه می کند و می گوید: بلند شو برویم ببینیم بر سر خواهران و برادر بیمارت چه آمده است! بلند شدم و گفتم: «یا عمتاه! هل من خرقة استربها رأسی عن اعین النظّار؟ فقالت: یا بنتاه و عمتکِ مثلکِ، فرأیتُ رأسها مکشوفة و متنها قد اسود من الضرب».«ای عمه! آیا پارچه ای هست که سرم را از دید تماشاچیان با آن بپوشانم؟ فرمود: عزیزم عمه تو نیز همانند توست. نگاه کردم دیدم سرش برهنه است و دستش از کتک سیاه شده است.
10825
متن پرسش
سلام: شرمنده از سوال و تصدی وقت. چرا من با اینکه می دانم امری گناه است و چه عذاب ها و چه ... دارد باز هم نسبت به آن حب دارم؟ چکار باید کرد که این از بین برود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا ما در کنار فطرت الهی دارای نفس امّاره هم هستیم و در مسیر مقابله با نفس امّاره شخصیت الهی خود را باز می‌یابیم. بالاخره تا آخر این درگیری هست، سعی کنید مزه‌ی پیروزی بر نفس امّاره را بر جان خود بچشانید. موفق باشید
8881
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به عدم رعایت قوانین و برخورد سلیقه ای با افراد و فسادی که گریبان گیر اکثر سیسم های اداری جمهوری اسلامی ایران شده است، چرا رئیس قوه قضاییه دست از تسامح و شعار بر نمیدارد؟ به این دلیل این سوال را پرسیدم که در بیشتر محافلی که حضور داریم حضرت آقا را مقصر این قضیه می دانند که چرا آیت الله لاریجانی را بعنوان رئیس قوا انتخاب نمود؟ و شما در پاسخ چه جوابی دارید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: موضوع را باید عمیق‌تر بررسی کرد و آن غفلت از تربیت نسلی است که امروز در اداره‌های ما هستند و به نظرم ریشه‌ی این غفلت در دولت سازندگی شکل گرفت و هنوز هم به صورتی جدّی بیدار نشده‌ایم که کارگزاران نظام اسلامی حدّاقل باید با روح قرآن، آن‌هم با نگاهی که علامه متذکر آن هستند آشنا باشند. موفق باشید
7315
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد عزیز پیرو سوالات مدیریتی از حضرتعالی (4549 و 6875) مطلبی در یکی از کتب جناب داوری اردکانی دیدم و برایم سوال پیش آمد خدمتشان ایمیل کردم جوابی فرستاد که فهمش برایم سنگین است لذا تقاضا دارم جواب ایشان را برایم باز کنید و بفرمایید منظور ایشان از روش چیست و آیا علم محض مرادشان است؟ همچنین تحلیل خودتان را بیان فرمایید؟ سوال از دکتر داوری: در کتاب سیر تجدد و علم جدید در ایران صفحه 306 اشاره فرموده اید که اصل اساسی علم جدید، سکولار بودن آنست. 1- منظور از علم جدید علوم طبیعی یا علوم انسانی است؟ 2- اگر امکان دارد موضوع را کمی باز کنید؟ پاسخ دکتر داوری: علم باید از روش پیروی کند و هیچ رأی و اعتقادی در علم مدخلیت داده نمی شود. معنی سکولار بودن هم همین است که ملاحظات اخلاقی و دینی دخالت داده نشود. علم ضد دین و ضد اخلاق نیست اما چون از حیث ماهیت با این هر دو تفاوت دارد و از اصول و قواعد روش پیروی می کند سکولار است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش علمی غیر از هدفی است که در یک علم دنبال می‌شود. می‌فرمایند در روش بحث اخلاق و دین مطرح نیست مثل آن‌که شما می‌خواهید آب را تجزیه کنید ولی در هدف‌گیری و نگاه به موضوع رویکردها فرق می‌کند، یکی ممکن است در تعامل با طبیعت نظر به حکمت الهی داشته باشد و یکی ممکن است طبیعت را یک پدیده‌ی مرده و بی‌هدف بداند. در کتاب‌های «مدرنیته و توهّم» و «عالَم انسان دینی» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
5849
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم مدتی است شبهه ای رامطرح کردند به این مضمون که :بعد ازورود اسلام به عربستان خرید وفروش برده منع شد .چرا اهل بیت کنیز وغلام داشتند که صاحب اختیار آنها بودند وبه بهانه های مختلف آنها را در راه خدا آزاد میکردند.مگرنه اینکه خرید وفروش برده منع شده بود وارزطرف دیگر اراده وآزادی انسان چه میشود؟باتشگر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: به هیچ وجه امکان نداشت در آن زمان خرید و فروش برده منع شود زیرا نظام اجتماعی اقتصادی آن زمان برای چنین کاری آماده نبود و اولین ضربه به خود برده ها وارد می‌شد که بحث آن مفصل است. موفق باشید
5350
متن پرسش
سلام 1.میخواستم بپرسم درزمینه کاردرتولیدعلوم انسانی واسلامی فرد باید حتما دروس حوزه راتااجتهاد ادامه بدهد وبخواندوبعدرشته ی تخصصی راشروع کند؟ (باتوجه به اینکه یکی از رسالات نایب امام زمان همین جنبش نرم افزاری بوده است برای دانشجویان) 2.نگاه ما به روانشناسی واستفاده ازکتب آن چطورباید باشد آیا این علم میتواند کمکی برای خودسازی وخودشناسی شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره تا چند سال درس خارج را کار نکنید احاطه‌ی لازم را برای ورود ندارید 2- فکر نمی‌کنم کاری از آن برآید، ما با عرفان اسلامی باید کار خود را جلو ببریم. موفق باشید
1667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرانقدر. من مطلب مربوط به کد:1653 را مطالعه کردم. این بنده خدا که این مشکل را دارد ممکن است به یک مشکل ناهنجاری هورمونی یا مشکل دوجنسی بودن یا two sectual یا TS مبتلا باشند که این امر نیازمند تشخیص ودرمان است. چرا که این امری که ذکر کرده اند(جذب ناخودآگاه به همجنس) از علائم همین مشکل است. که پاینده باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام عینا مطلب فوق را جهت اطّلاع خدمت آن عزیز ارائه می‌دارم. موفق باشید.
1129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استعد عزیز چند سئوال 1 عقل در روایت که مفرماید غضب وشهوت زیر نظر عقل قرار بگیرد به چه معنی است واین کار چگونه بدست میاید 2 اگر برای ترک گناه مثلا نذر کنیم ولی هنوز ان میل در انسان وجود دارد ایا فایده دارد این نذر کردن وایا این میل به وسیله نذر از قلب خارج میشود؟3 برای افکار بی فایده وبعضا گناه چه کار کنیم تا بتوانیم انها را خارج کنیم تا به عبادت ودرسها برسیم وبتوانیم از دست انها راحت شویم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- هرکس می‌فهمد که خداوند شعوری در او گذاشته که حق و باطل و بد و خوب را می‌فهمد. این شعور را عقل می‌گویند، چه در تشخیص حق از باطل توسط عقل نظری و چه در تشخیص خوب و بد توسط عقل عملی، عمده آن است که تلاش کنیم شرایط حاکمیت عقل فراهم باشد و این با کم‌کردن زمینه‌ی حاکمیت شهوت و غضب فراهم می‌شود. 2- به هر صورت از هر طریقی که در ذیل رستورات شرع مقدس انسان بتواند رذائل خود را ضعیف کند باید استفاده کرد و نذرکردن کار خوبی است و بی‌تأثیر نیست ممکن است باید عوامل دیگری را هم وارد کنید. 3- جزوه‌ای تحت عنوان «روش سلوکی آیت‌الهت بهجت«رحمة‌اله ‌علیه» روی سایت هست إن‌شاءالهش جواب سوم سؤال شما را می‌دهد و کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وخسته نباشید. استاد در دهه اول محرم پای منبر یک روحانی بودم، خدا میداند چقدر ابن عربی را تکفیر کرد و گفت او یک ...سنی و ... است که کافر هم هست و در کتاب فتوحات مکیه کفر مطلق گفته و ادعا کرده خودش امام زمان است و عذاب جهنم را از ماده عذب و خوشایند قلمداد کرده و ....استاد با توجه به این که در خیلی از جاها و حتی از خود شما راجع به عرفان ابن عربی شنیده ایم، آیا واقعا اینقدر ابن عربی بد بوده است؟ همچنین این روحانی گفت بعض ها از قول آیت الله بهجت نقل میکنند که آقا گفتن حتی پیرمردها منتظر باشند و امام زمان رو میبینند و یا گفتن قاتل امام زمان به دنیا امده. این روحانی گفت اینها همه دروغ است و اصلا اینکه امام زمان با موت طبیعی از دنیا خواهند رفت و ابن عربی به درغ گفته امام زمان قاتل دارند. اینگونه است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: زبان عرفان زبان خاصی است کسی متوجه می‌شود که با آن فکر و آن زبان آشنا باشد و اگر کسی بدون استاد به متون عرفا رجوع کند به مشکل می‌افتد به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در پیامی که به گورباچف دادند در مورد ملاصدرا توصیه کردند که خودشان بروند و با آن تفکر آشنا شوند ولی در مورد اندیشه‌های محی‌الدین فرمودند: دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا و به‌خصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌ نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریک‌تر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد. موفق باشید
17425
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: این حقیر در جست و جو و خواندن پاسخ های شما به برخی کاربران، اینطور فهمیدم که: علم حصولی باید مقدمه باشد برای رسیدن به علم حضوری (شهودی) وگرنه، خود همین علم حصولی برایمان حجاب و مانع رسیدن به معرفت عمیق می شود؛ و در سیر حصول معرفت، نباید در گیر الفاظ و حفظ مشتی اطلاعت شد بلکه باید قلب را به صحنه آورد و آن را با حقیقت مفاهیم مرتبط ساخت. و خلاصه اینه معرفت حصولی باید دریچه ای باشد برای رسیدن به معرفت حضوری (شهودی). و هنر عرفای حقیقی این است که توانستند عقل را به قلب گره بزنند و در واقع، عقل را با قلب، یکی کنند و فقط گرفتار عقل نشوند. استاد، این حقیر طلبه ام. خیلی آشفته شدم و می ترسم که نکند من ده سال در حوزه درس بخوانم و فقط در گیر مشتی اصطلاحات شوم. و می ترسم مثل خیلی از کلامی های سر سخت شوم که گرفتار عقل کوچکشان شده اند و حاضر نیستند از آن، یک درجه بالاتر بروند و قلبشان مثل یک تکه سنگ شده که هیچ چیزی در آن نفوذ نمی کند. سوالم از محضرتان این است که راهکار این اتصال عقل به قلب و به عبارت دیگر راهکار عملی اتصال معرفت حصولی به معرفت حضوری چگونه است؟ چگونه عقل و قلب را به یکدیگر گره بزنیم به طوری که دیگر هیچ نزاعی بین این دو نباشد؟ چه کنیم گرفتار مشتی الفاظ و اصطلاحات نشویم و بتوانیم قلب خود را با حقایق مرتبت سازیم؟ چه کنیم که گرفتار عقل نشویم و بتوانیم آن را به قلب متصل سازیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بَه بَه! به این نگاه. بحمداللّه به نکته‌ی خوبی رسیده‌اید و از این مهم‌تر متوجه‌ی راه‌های انحرافی در مسیر لقاء الهی شده‌اید. لذا اولاً: با چنین افرادی که به قول شما قلب‌شان مثل یک تکه سنگ شده است؛ باید مدارا کنید. ثانیاً: مسیر طلبگی خود به خود مسیر پر برکتی است و با رسیدن به درس خارج، آرام‌آرام فرصت رجوعِ دقیق و عمیق به اسفار و فصوص برایتان فراهم می‌شود و به عقلِ حکمت متعالیه که منوّر به قلب است، می‌رسید. یعنی همان «قلوبٌ یعقلونَ بها». موفق باشید 

15685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نقش زمان در سیر و سلوک چیست و چقدر اهمیت دارد؟ مثلا کسی که از سن بلوغ در صراط مستقیم و همچنین تحت ارشاد استاد است و طهارت خود را حفظ کرده است (مانند آیت الله بهجت) چه تفاوتی با یک شخص ۴۰ ساله ی تازه متنبه شده که تازه می خواهد وارد مسیر شود (مانند میرزا جهانگیرخان قشقایی) دارد؟ نوع سلوک این دو فرد چه تفاوتی باهم دارد؟ آیا شخص دوم هیچگاه می تواند به مقامات شخص اول برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان مثل «نور» است، اگر ظهور کرد بستگی به عهد و تعلق انسان به آن نور دارد، بلکه ممکن است دومی تشنه‌تر هم باشد و عمیق‌تر بپذیرد. موفق باشید

15061

معنای نفوذبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید استاد. بحمدلله تا عیدِ انتخابات کم مانده است. بهمین منظور سوالی داشتم: 1. همانطور که آقا فرمودند: نفوذی فقط کسی نیست که خودش بداند چه می کند. برخی نفوذی اند و نمی دانند چه می کنند. حال با توجه به این جمله. ما اگر ببینیم آقای «ه‌» که برای خودش از لحاظ علمی عالِمی است. از لحاظ سیاسی هم کم سابقه نیست که بگوییم ندانسته و گولش زده اند. به این افراد و امثال آن هم ما باید بگوییم نفوذی که خودشان نمی دانند؟ بنظر بنده کاملا واضح است که خودِ طرف می داند. چطور می شود که از کسی هم سعودی ها حمایت کنند. هم شبکه کلمه. هم بی بی سی. هم برخی عناصر ضد دینی. هم برخی عناصر ضد انقلابی. هم طرفداران داعش. هم انگلیسی ها. هم امریکایی ها و... بعد ما بگوییم این آدم نفوذی است که خودش نمی داند؟! اصلا امکان ندارد. به نظرم مصداق حرف حضرت آقا به سران فتنه و بزرگان فتنه باز نمی گردد و فقط به آنهایی که گول اینها را خوردن باز می گردد. خواستم نظر شما را هم بدانم. ممنون. بنده که در این چند وقت چه در سخنان خود چه خصوصی چه عمومی به مردم فهماندم که: حواستان باشد از کسی که حمایت شده ی دشمن باشد هیچ خیری در نمی آید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور حضرت آقا نفوذ فرهنگی است که فرهنگ سکولار را حتی ناخودآگاه مورد اهمیت قرار می‌دهد دشمن برای نفوذ کاری می‌کند که دیگر انسان‌ها جویای حقیقت نباشند تا جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی که در مقابل فرهنگ تجدد، تأکید بر حقیقت است، برای انسان‌ها بی‌معنا شود. دشمن در امر استحاله انقلاب، کاری می‌کند تا آن‌چه را ملت ما بر اساس آن انقلاب کرده‌اند از درون پوک کند. برای رسیدن به این هدف، سعی دارد حقیقت را نسبی نشان دهد تا عملاً انسان به جای خدا بنشیند و اهداف نفس امّاره‌ی انسان‌ها اصالت پیدا کند. در این حال جایگاه انقلاب اسلامی برای چنین انسانی معنا ندارد تا ولایت فقیه که رکن رکین نظام است معنا داشته باشد. آن‌چه می‌ماند ولایت علوم تجربی و تکنولوژی است. این نوع نگاه، نگاه کسانی است که خودی نیستند و خداوند در مورد آن‌ها توصیه می‌کند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ.....‏» اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آن‌ها از هرگونه شرّ و فسادى در باره‌ی شما، كوتاهى نمى ‏كنند؛ آن‌ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد، نشانه‌ی دشمنى‌هاى‌شان ‏از كلام آن‌ها آشكار است؛ و آنچه در دل‌هايشان پنهان مى ‏دارند، از آن مهم‌تر است. (آل عمران/118). موفق باشید  

نمایش چاپی