باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق وجود مطلق است و نسبت او با هرچیز، نسبتِ وجودی است. و وجود جز خیرِ محض نیست. از این جهت ارزشهای مذکور در نسبت با خدا نیست، بلکه در نسبت با انسانها است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه با موضوع درگیر شوید خودتان متوجه میشوید پیام اصلی آیهی مذکور چه باید باشد. از آن جهت که نظر به سبکیِ بارِ روزهداری دارد و اینکه اگر برای کسی آن حکم، طاقتفرساست چه باید بکند. جنابعالی ذیل آن آیه جمعبندیِ آن سخن را یادداشت میکنید و ردّ میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر فلسفی یکی از انواع تفکر است، مثل تفکر ریاضی. اولیاء معصوم و عرفا در مقام جمعِ بین عقل و قلب بودهاند و بهجای ارتباط با مفاهیم حقایق، با عقل خود، با وجودِ حقایق مرتبط بودند و معنای استدلال در آنجا غیر از معنایِ استدلالی است که ما در روشهای فلسفی و کلامی بهکار میبریم. موفق باشید
بسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روزه دریچهای به عالم معنی» که روی سایت هست در این مورد، نکاتی دارد که انشاءالله میتوند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حضرت امام در آن کتاب بر اساس ادبیات جناب میرداماد و میرفندرسکی موضوع را مطرح میکنند. در هر حال بر مبنای حکمت متعالیه، زمان چیزی جز مقدار حرکت نیست تا بخواهد باطنی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسهی 16 کتاب سلوک با طرحِ بحث «هندسهی فکری» عرایضی شده است و در کتاب دوم یعنی کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» به تفصیل، موضوعات مطرح شده است. آثار حضرت امام در این موارد بسیار کارساز است. و در همین رابطه بنده وظیفهی خود دانستم تفسیر سورهی «حمد» حضرت امام و کتاب «مصباحالهدایه» شرح شود. حضرت امام ذیل فرهنگ تشیع و فقه آلمحمد«صلواتاللّهعلیهوآله» مکتب خود را مطرح میکنند و از این جهت نیاز به مکتب دیگری نیست، مهم رویکردِ درستی است که حضرت امام در این تاریخ مدّنظرها قرار دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تمام این موارد شیطان در صحنه بوده است و سراسر کار ایشان شیطانی بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما در خواب بدون این بدن، خود را حسّ میکنیم و وقتی ما قوای خود مثل بینایی و شنوایی را حسّ میکنیم، آیا خبر از آن نمیدهد که یک موجودی هست که بدون این بدن خودش نزد خودش میباشد؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. همانطور که به رفقایی که در موقعیت شما هستند عرض کردهام اگر علاقه و استعداد درس حوزه در شما هست و رویهمرفته خانواده هم همراهی میکنند به خدا توکل کنید و نگران سایر مشکلاتی که در جلو شما سبز میشوند نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل مردم آن است که متوجهی جایگاه تاریخی پایدار انقلاب اسلامی نیستند نمیدانند که نباید برای آبادکردنِ دهی، شهری را خراب کرد. تفاوت انقلاب اسلامی و رهبر حکیم آن، با آل سعود در همین است که آل سعود با فرقهای عملکردن و گرفتارِ اکنونزدگیشدن کاری کرده است که به قول صاحبنظران اگر یک هفته آمریکا دستش را از پشت آنها بردارد، آنها سقوط خواهند کرد. آری! رهبری مدیریتهای کلان خود را إعمال میکنند ولی بنا دارند دولتمردان خودشان راهی را که گشودهاند، طی کنند و مردم نیز به درجهای از خودآگاهی برسند تا ببینند کدام جریان فکری برای ادامهی انقلاب قابل اعتماد است. در هر حال باید مردم متوجه شوند انقلاب اسلامی کار بزرگی را به میان آورده است و رهبری هرگز از این بادها نخواهند لرزید و یا هول نمیشوند که بخواهند اقداماتی عاجل انجام دهند. موفق باشید
بد نیست به مقالهای که در همین رابطه، سایت خبری «مشرق» در امروز یعنی 15 شهریور نوشته است؛ نظر کنید که میفرمایند:
توجه شود که بدتر از فساد، احساس فساد است. ورود مستقیم رهبری یعنی ناامیدی از نهادهای موجود و نتیجه این ناامیدی احساس فساد بیشتر است که فساد اکبر است.
به گزارش مشرق، یکی از سؤالاتی که امروزه ذهن برخی افراد را درگیر خود کرده این است که چرا رهبرانقلاب رفتاری مانند امیرالمومنین (ع) با ابن هرمه محتکر بازار اهواز ندارند؟
این سوال دو بخش دارد؛
بخش اول مربوط به استناد به یک نقل تاریخی است و بخش دوم نتیجه ای که ازین نقل تاریخی گرفته می شود.
یکم. اشکال فاحش علمی
درباره استناد به این نقل تاریخی و مواردی شبیه بدین یک اشتباه فاحش وجود دارد. در استناد به سیره اهل بیت ابتدا باید اصول و منطق ثابت بر رفتار معصوم را کشف کرد. در برخورد بخشی و سطحی با سیره نمی توان حکم کلی دریافت کرد. مثل اینکه در کنار رفتار قاطع حضرت با ابن هرمه، نفر دیگری پیدا شود و مماشات حضرت با شریح قاضی را ملاک تسامح با مفسدین قرار دهد.
ماجرای یک قاطعیت
از همین منظر اجتهادی، برخی معتقدند سبک رفتار امیرالمومنین با فساد را باید متناسب با جامعه ای دید که فساد در آن فراگیر است. لذا او برای مردم در همان ابتدا خط و نشان می کشد که از کابین همسرانتان هم حرام را بیرون می کشم. خواص ولو خواص معنوی جامعه هم به خطا افتاده اند و سهم از بیت المال می طلبند. جامعه پر از فساد و در معرض رشد جدی و فراگیری فساد است. رفتارهای حضرت مقابله با این مرض اجتماعی است.
داستان اوشین و سلمان رشدی و ....
همین تحلیل امروز هم وارد است، مثل اینکه رفتارهای خاص امام و رهبری را فهرست کنیم و بخواهیم قاعده ثابت دربیاوریم. مثلا اگر رهبری نامه می نویسد و درباره پرونده فلان معاون متخلف مدرسه تاکید ویژه می کند، آیا می توان یک قاعده برای همه موارد مشابه دانست که رهبری باید ورود کنند؟ خیر. رهبری احساس کردند به این مسائل کم توجهی شده است انگاه مستقیما ورود کردند. طبیعی است که باقی موارد مسیر طبیعی خودش را طی می کند. یا مثلا اگر امام خمینی درباره مصاحبه یک زن که الگوی خود را اوشین معرفی می کند آن موضع گیری شدیدالحن را اتخاذ می کند آیا می توانیم یک قاعده رفتاری بسازیم که همه جا باید همین تکرار شود؟ حکم امام درباره سلمان رشدی نیز از همین دست است.
اجتهاد فراتر از سیره
سیره اهل بیت یا داستانهای پراکنده ای که از شرح حال آنها می شنویم اگر با دقت های فقاهتی و حتا فلسفی و اجتهادی همراه نباشد ما را به خطا خواهد انداخت. مثل اینکه برخی می گویند چون در سیره امیرالمومنین موضوع تاکید بر حجاب پیدا نکردیم پس امروز هم حجاب نداریم. به این افراد بگوئید پس بستن کمبرند ایمنی را از کجا آوردید احتمالا سکوت کنند. چون قاعدتا برای کمربند ایمنی هم در سیره چیزی پیدا نمی کنند.
دوم. و اما پرسش اصلی؛
چرا رهبری در مسئله فساد اقتصادی شخصا ورود نمی کنند؟
اولین نکته برمی گردد به نحوه شناخت متفاوت ما و رهبری از سطح فساد. رهبری را به عنوان یک کارشناس مطلع در نظر بگیرید بعد بررسی کنید که چه میزان تحلیل ما از اوضاع شبیه رهبری انقلاب است.
برداشت متفاوت ما و آقا
این سوال مستلزم یک فرض غلط است که فساد دامنگیر و سیستمی است. رهبری چنین تحلیلی را از سطح فساد ندارند و بارها به صراحت گفتند که فساد در جامعه آنطور که بیان می شود گسترده نیست و اتفاقا کم است.
سبک هدایت رهبری
اما مساله مهمتری وجود دارد و آن سبک هدایت جامعه است. به چند دلیل نیازی نیست رهبری فراتر از نهادهای قانونی کشور به ماجرای فساد ورود کنند. چه بسا آسیب این ورود شخصی بیشتر باشد.
یکم. محکمات ذهنی رهبری
یکم. رفتار رهبری را باید با توجه به محکمات ذهنی ایشان تحلیل کرد. در دستگاه فکری رهبری، تثبیت سیستم نهادهای جمهوری اسلامی بر مبنای مردم سالاری، اولویت اول است. برهمین مبنا در هر شرایطی اول به تثبیت سیستم و نهادها توجه کرده اند و بعد کارکردشان. نمونه واضحش سال ۸۸ است که تحت هیچ توجیهی حاضر نشدند خارج از نهادهای قانونی عمل کنند. همین روزها نیز برخلاف برخی، تاکید دارند باید با همین دولت از مشکلات خارج شد. ورود مستقیم رهبری یعنی بهم زدن این ساختار منظم که قرارست در طوفان حوادث تثبیت شود.
دوم. مبارزه فراگیر
فارغ از اینکه حجم فساد کم یا زیادست، نیاز مردم اینست که احساس کنند مبارزه با فساد "فراگیر" است. این تصویر که همه نشسته اند و رهبری به تنهایی ضدفساد است، خودش یک فساد بزرگترست. این تصویر یعنی بغیر رهبری هیچ کس اراده مبارزه با فساد ندارد. واقعا چنین است؟
بنابراین رهبر باید تلاش کند دستگاه های کشور به این مقوله اهتمام کنند. لذا بهترست رئیس قوه قضاییه برای مقابله جدی تر با فساد نامه دهند و ایشان تایید کنند. یا دائم به دولت در این مقولات تذکر می دهند. به دستگاه قضائی می گویند مدل تبلیغاتی و اطلاع رسانی تان باید هنرمندانه باشد تا جامعه احساس مبارزه فراگیر داشته باشد.
سوم. فساد یا احساس بن بست
آنچه از فسادهای رایج مهمتر است چیست؟ فساد که همیشه وجود داشته است. مهم اینست که جامعه احساس می کند با این حجم فساد، با ابزارهای قانونی و ساختار موجود نمی توان کشور را اداره کرد. این فساد از هر فسادی مهمترست چون به ناامیدی مطلق می انجامد. براین اساس رهبری تلاش می کند نشان دهد مبارزه با فساد در همین ساختار که برآمده از تصمیم خود مردم می باشد قابل کنترل است.
توجه شود که بدتر از فساد، احساس فساد است. ورود مستقیم رهبری یعنی ناامیدی از نهادهای موجود و نتیجه این ناامیدی احساس فساد بیشتر است که فساد اکبر است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فیلم را دیدم و به رفقا عرض کردم هیچ محتوایی نداشت و به هیچ نکتهی مهمی اشاره نمیکرد، ولی داستان را خیلی خوب سر هم کرده بود و در مقایسه با بازیگرانی که ما در فیلمهای خود داریم، هر سه شخصیت فیلم خیلی خوب بازی کرده بودند. از آن مهمتر آن خانم به شوهرش متذکر میشد که همهی تقصیرها را به گردن آن پیرمرد هوسباز نباید انداخت. آن پیرمرد با خانم قبلی مرتبط بوده و در عین حال به آنها هم کمک میکرده و برای فرزند آن خانم دوچرخه هم خریده. حالا سراغ آن خانم آمده و زنگ میزند و در باز میشود و بعد هم در حمام برایش باز میشود. اینجا است که با منظرهی به قول خودش که منجر به وسوسهاش شد روبهرو میشود. و این اندازه انحراف ما را به این نتیجه نمیرساند که آقای فرهادی بنا است قبح عفاف و معصومیت را در جامعه بریزد.
فکر میکنم با توجه به سؤال بعدیتان و درگیریای که با برادرتان داشتهاید، جنابعالی جایی برای فکر بقیه باز نمیکنید. همیشه باید متوجه باشیم اندازهی بدیها چقدر است؟ آیا بدی آن پیر مرد هوسباز در ابتدای امر به اندازهی یک مرد متجاوز به یک زن عفیف بوده؟ و یا به قول خودش وقتی در مقابل چنین صحنهای واقع میشود؛ وسوسه میگردد؟ آقای اصغر فرهادی یک حادثه در مقابل بیننده میگذارد که به نظر بنده محتوایی که پیامی برای زندگی او باشد، از طریق این هنر هفتم ظهور نمیکند هرچند در فرهنگ غربی که بیشتر در فضای سوبژه بهسر میبرد، هر سه بازیگر اصلی بهخوبی نقش خود را بازی کردهاند و از نظر آنها موضوع مهمی را متذکر انسانها شدهاند که در جنایتها، عوامل بیرون از تصمیم جنایتکاران از نظرها پنهان نماند. و از این جهت شأن چنین فیلمی خارج از معادلات سیاسی استحقاق داشتن یک اسکار را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مثل آن است که انسان در عین آنکه از خداوند میخواهد در مصیبت وارده به او صبر بدهد، بخواهد که آن مصیبت را رفع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهید مطالب کامل در ذهن شما بماند بهتر است همهی نظرات را مطالعه کنید تا در تضارب آراء، مطالب بهتر در ذهن بماند. به نظر بنده طلبه در حین درس خارج خوب است یک دوره اسفار بخواند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلِ زلال این مرد الهی از هزارهزار کتاب معرفت النفس زلالتر بود. خداوند ما را از چنین عالِمانِ باللّهی هرگز جدا نکند. بر سر مزار مبارک ایشان و زیر سایهی ایشان به خداوند توسل جویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار خوبی است که در عبادات مستحبی جهت مدد از حضرت عزرائیل ایشان را در عباداتمان شریک کنیم 2- فکر نمیکنم ما وظیفه داریم به این حرفها توجه کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر جناب شیخ الرئیس ابنسینا: حضرت حق عاشق کمال است و چون خود او عین کمال است عاشق خودش است و هرکس به اندازهای که کمالات واقعی داشته باشد و به یک معنا به او نزدیک باشد به او عشق میورزد 2- عشقهایی که در مسیر حرام محقق شود به گفتهی مولوی: «عشقهایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود عاقبت ننگی بود» و تنها با توبه و رویگرداندن از آن لذّاتِ وَهمی، حقیقت نور خود را بر ما مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بدانید در این امور که موجب ایجاد صورتهای ذهنیِ شیطانی میشود، از انوار الهی و اُنس با ربالعالمین محروم میگردید، نهتنها ارادهی انجام آن را نمیکنید بلکه سعی میکنید صورت ذهنی آن عمل وقتی آمد، دنبال نشود و لذا کمکم این میل کاذب ذهنی از قدرت میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دوستان کاربر دقت بیشتری بفرمایند ،صوت های تفسیر سوره حمد امام خمینی ره در صفحه دوم آرشیو صوت ها قرار دارد. موفق باشید
