باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه از آرزوهای دنیایی کم کنید به همان اندازه توفیق عمل به آنچه حق میدانیم در ما پیدا میشود. ۲. به هر حال این حالت در این مسیرها پیش میآید، باید آن نگاهها را دنبال نکرد. پس از مدتی انسان از آن ظاهرها عبور میکند و نظرش به شخصیتِ ایمانی و باطنِ روح انسانها میافتد. ۳. آری! روحها قبل از بدنها در علم خدا خلق شدهاند و برای به ظهورآمدن در این دنیا، به بسترِ بدن مادی نیاز دارند و از این جهت، «جسمانیة الحدوث»اند و حال همین روح که در بدن خود را یافته و انتخابهایی در این دنیا داشته «روحانیةالبقاء» میباشد و پس از بدن به صورت شخصی باقی میماند. ۴. احتمالاً باید روی جسم مثالیِ آنها ببیشتر فکر کرد. حتی وقتی برای انسانهای عادی ظاهر میشوند در حیطهی خیال آنها ظاهر میگردند، ولی مثل نفس ما که در عینِ مجردبودن میتواند بدن خود را حرکت دهد؛ آنها با قدرت خود که به جهت مثالیبودنشان بیشتر از قدرتهای مادی است، در عالم ماده با ارادهای که دارند تصرف میکنند، مثل آنهایی که از دور، چیزی را حرکت میدهند و یا قطاری را متوقف میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی مؤمنین منور به نور صدقاند ولی صدّیقین در اصطلاح دینی مقامی است که شخص آنچه معتقد است، عین حق است و از هر گونه کدورت وهم مبرّا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم میتوانیم اسمِ این حالت را تشکیک به صورت طولی بگذاریم؟ با توجه به این که از نظر عرفا خداوند با همهی مخلوقات، هست زیرا ذات، از صفات منفک نمیباشد. آری! میتوانیم موضوع تشکیک در ظهور را به میان بیاوریم، ولی در هر حال به همان معنای وحدت وجود، همهجا حق است و لاغیر، که اصطلاحاً واژهی «حقّ مخلوقٌ بِه» مطرح میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان میل بقاء بر اصل از یک جهت و میل کمال و از خوددرآمدن از جهت دیگر است که در همهی موجودات به اعتبار امکانِ ذاتیشان و روحی که دارند، هست. و لذا اگر به خود واگذار شوند همانکه هستند را میخواهند و میلی برای ازخوددرآمدن ندارند. ولی اگر در معرضِ کمال خود قرار گیرند، طلبِ آن کمال را نیز در خود احساس میکنند و دوست دارند که از آن ثبوت و یا عدم وجود به «وجود» سیر کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق«علیهالسلام» فضایی را ایجاد کرده بودند که 4000 دانشمند جهان اسلام که عموماً غیر شیعه بودند در جلسهی درسشان حاضر میشدند بدون آنکه حضرت، اصراری بر تشیع آنها داشته باشند و از این جهت آنها، حضرت صادق«علیهالسلام» را تأیید میکردند که عالِم بزرگی است، نه آنکه حضرت را به عنوان امام قبول داشته باشند. و لذا در موضوعات فقهی عموماً بر نظر خود تأکید داشتند، ولی حضرت صادق«علیهالسلام» موجب شدند آنها تا حدّ ممکن متعادلتر از متن قرآن و سنت استفاده کنند. موفق باشید
