بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7703
متن پرسش
باسلام اینکه مریضی ها در اثر ضعیف شدن روح است نمیتواند قاعده کلی باشد چون معصومین هم که روح آنها در تعادل کامل است مریض میشدند.احتمالا امراض گاهی موهبتی است.نظرتان چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است. بعضی بیماری‌ها نیز در اثر عوامل خارجی است. آن بیماری‌ها که در اثر عدم تعادل روح است برای امامان معصوم نبوده. موفق باشید
6331
متن پرسش
با عرض سلام ، اشتباهاتی که آقای احمدی نژاد مرتکب شدند که به اندازه ی خود ایشان بزرگ است و باعث دلسرد شدن نیروهای ارزشی انقلاب از ایشان شد ، محتوایی است یا تاکتیکی؟ با تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد دولت آقای احمدی‌نژاد از جنس انقلاب و امید انقلاب بود که متأسفانه آن‌طور که نیاز بود به ثمر نرسید. فکر نمی‌کنم بتوان موضوع را در این نوع تقسیم‌بندی‌ها گنجاند چون ممکن است جلو همه‌‌جانبه‌فکرکردن را بگیرد. این‌که بنده سعی می‌کنم به شخص آقای احمدی‌نژاد انتقاد نکنم به جهت رویکرد مثبت و انقلابی و صداقت ایشان است. مشکل آقای احمدی‌نژاد در گم‌کردن تاریخی بود که در آن قرار داشتند و بدین‌جهت متوجه رسالتی که می‌توانستند به‌عهده بگیرند نشدند. خطر بزرگ خطری است که ارادتمندان به ایشان را تهدید می‌کند که باز آن‌ها نیز تاریخی که در آن قرار دارند را گم کنند و رسالتی که نسبت به انقلاب در ذیل رهنمودها و منش و روش رهبری می‌توانند داشته باشند را فراموش کنند. موفق باشید.
6169
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی می خواستم در مبحث امامت به صورت ریشه ای وارد شوم. تا ان شاءا... با شناخت صحیح دوست دار اهل بیت باشم لطفا راهنمایی بفرمایید که از کدام مبحث یا کتاب شما شروع کنم و چگونه ادامه دهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شروع بفرمایید و در ادامه کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت«علیهم‌السلام» را با شرح آن دنبال کنید تا برسید به سه جلد کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام». موفق باشید
5469
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام نظرتان در باره سخنان ایت الله صمدی املی در باره تغییر عین ثابت و یزید وشمر چیشت اگر صحبتهای ایشان قابل توجیه است و می توان انها را درست فهمید پس چرا ایت الله حسن زاده ان نامه را نوشتند؟ لطفا اگر ممکن است بیانات صمدی املی را توضیح دهید چون مستمسک خوبی برای مخا لفان فلسفه و عرفان شده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 1751 عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
5278
متن پرسش
سلام.جناب استاد آیا می توان گفت قرآن یک سری حقیقت یا کل حقیقت می باشد وکسی که توانایی واستعداد وظرف وجودی به اندازهی حقایق قرآن ویا بیش ازقرآن باشد می تواند آن حقایق را کشف کندمانند رسول گرامی لسلام(ص) که خود حضرت دارای ظرفیت وجودی بالا بوده اند وباطن حضرت ظرفیت دسترسی به آن حقایق را داشته وتوانسته است آن حقایق را کشف کندوآن را به مردم عرضه کند؟ واینکه در کتاب هدف حیات زمینی آدم فرموده اید که قرآن واسماء حسنای الهی واهل بیت(ع)دارای یک حقیقت اند ولذا قابل تطبیق با هم دیگر می باشند را می توان بدین معنا گرفت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است با عنایت به این‌که قرآن در ابتدای امر از طرف خدا برای بشریت نازل شده و خداوند پیامبر اسلام«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را مفتخر کرده‌اند آن را به بشریت برساند و خودشان هم از آن بهره‌مند شوند. موفق باشید
4028
متن پرسش
سلام خواهش میکنم چند تن از بزرگان دینی برجسته دین زرتشت و همچنین دین مسیحیت(پروتستان) را معرفی نمایید. اگر کتابی هم مربوط به ایشان باشد خواهشمند است معرفی نمایید.با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه اطلاعات کمی دارم. کتاب اعترافات اگوستینوس کتاب خوبی است همچنان آن چه در رابطه با تفکرسنت آکوئیناس هست در شناخت مسیحیت مفید است. ولی در مورد پروتستان باید به اندیشه مشاهیر ان مثل لوتر و کالوین در کتاب های تاریخ ادیان یا تاریخ فلسفه رجوع فرمائید
3043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم.سوال بنده در مورد یکی از دوستانم است.دوست بنده بانویی سی و دو ساله،هنرمند و خیاط است. او معتقد است که در کودکی راه علم او را بوسیله سحر بسته اند و به همین خاطر به سختی وطی مدتی طولانی توانسته دیپلم خود را بگیرد.اکنون هم مطالعه و تمرکز بر روی متن برایش بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است.او باتوجه به گرایشات درونیش به علوم ماورائی، مدتی چذب جریان های قائل به انرژی درمانی و انرژی بخشی موسوم به «ریکی» شده بود و از طریق این باورها و قدرتها مشکلات جاری زندگیش را حل و فصل می نمود.بعد مدتی با جریان «عرفان حلقه »یا «عرفان کیهانی» آشنا شدو در این جریان به او آموختند که یافته های جریان قبلی مربوط به عرفان قدرت بوده و بسیار منفی است و انسان باید به دنبال عرفان کمال باشد که از تمام قدرتهای فوق بشری فارغ است و بعبارتی همان چیزی است که عرفان کیهانی نشان می دهد و به آن دعوت می نماید. بعد از انحلال کلاس های این جریان و دستگیری آقای طاهری(مؤسس آن)او شدیدا احساس تهی بودن معنوی و اخساس نیاز شدید به بهره مندی از چشمۀ معارف ناب قرآن را می کند و از من که فارغ التحصیل الهیات هستم کمک خواسته که با توجه به سطح تحصیلاتش و ناتوانیش در مطالعه و تمرکزش برروی متن ،او را راهنمایی کنم. من هم بهتر دیدم در مورد او از شما که صاحب علم وتجربه هستید مشورت بخواهم.بسیار متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با گوش‌دادن سی‌دی ده نکته شروع کند و سپس سوره‌ی زمر و عنکبوت و شوری را گوش بدهد. إن‌شاءالله افق جانش به سوی توحید گشوده می‌شود. موفق باشید
1014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب. استاد آیا اینکه از ائمه اطهار علیهم السلام بخواهیم حوایج ما را برآورده سازند شرک است؟آیا ایشان قدرت این کار را دارند؟ آیا خدا دوست دارد ما از ائمه حاجت بخواهیم یا دوست دارد از خودش حاجت بخواهیم مستقیما؟تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی این سؤال قبلاً در همین قسمت جواب داده شده. موفق باشید
583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1)) با سلام و احترام خدمت استاد گرامی. اگر اشتباه نکنم شما در خطاب به طلاب فرموده بودید که انسان از سن 20 تا مثلا 30 به بالا احساس میکند میخواهد با یک نفر انس بگیرد و نیز فرمودید بزرگان به همان نسبت که برخی ازدواج نکرده بودند به همان نسبت هم پختگی هایی را نداشتند. سوال بنده این است که 1) آیا مطلبی که فرمودید عمومیت دارد؟ اگر عمومیت دارد پس چرا بنده که 21 سال دارم در خود نه تنها چنین احساسی ندارم بلکه همواره دلم میخواهد تنها باشم . همه چیز و همه کس را اضافی احساس میکنم ؟ حتی گاهی لباس ها و ساعت مچی هم بر من سنگینی میکند یا حتی روشنی چراغ بویژه در مواقع انس بیشتر با حضرت حق مثل نماز صبح .و بندگی ام را در این یافته ام که به جز مواقعی که ناچارم درس بخوانم وقت خود را به شناخت و معاشقه با پروردگار خود بگذرانم لذا فایلی در ذهن خود ندارم که بتوانم انس با حضرت حق را با حرف های لغو چند ساعته با شخصی دیگر جمع کنم .؟ 1_2) سوال دیگر بنده این است که الان یه جوری شده که طرفین ازدواج ساعت ها میشینن با هم حرف میزنن ! آیا این ها حرف لغو محسوب میشود یا نه ؟؟ 1_3) اگر حرف لغو است چگونه میتوان به این ذلت تن نداد و در عین حال همسر را از خود راضی نگه داشت؟ 1_4) آیا قبل از ازدواج باید این موارد در نظر گرفته شود ؟ 1_5) اگر حرف لغو نیست لطفا بفرمایید که تفاوت حرف بیهوده زدن با همسر و حرف بیهوده زدن با یک شخص دیگر چیست ؟ مگر نه این که هر دو قساوت می آورد ؟ 2)) سوال دیگر این حقیر این است که بعضاً از این جهت که مجبورم با یک نامحرم در جلسات خواستگاری صحبت کنم به راحتی افراد رو رد میکنم . آیا این کار درستی است ؟ چگونه میتوان از آفات این جلسات خود را حفظ کرد ؟ 3)) سوال دیگر بنده این است با توجه به این که پدر و مادر نازل شده حقیقت ولایت در عالم ارض هستند و وجود و هستی ما در عالم ارض (ماده) از آنان است و با توجه به این که آدمی از سپاسگزاری مقام ولایت از جانب خداوند عاجز است ،3_1) سوال اول بنده این است که آیا امکان دارد که ما بتوانیم حق لطفی که پدر و مادر در حق ما داشته اند را ادا کنیم ؟ 3_2) سوال دوم بنده در این بخش این است که چگونه میتوان ناسپاسی از والدین را جبران کرد ؟ و چگونه میتوانیم بیشتر به آن ها محبت کنیم ؟؟؟ 4)) با توجه به این که ائمه فرموده اند بهترین لباس لباسی است که تحصیل آن آسان باشد و هزینه اش کم باشد و ... در خانواده ی ما به گونه است که برای تهیه ی لباس به تنهایی اقدام نمیکنم و مامان نقش مهمی در تهیه آن دارد . از طرفی حتی اگر لباسم کهنه باشد با وجود این که استطاعت مالی داریم اما وجدانم اجازه نمیدهد که مادر را برای تهیه ی لباس دنیوی به زحمت بیندازم . 4_1) آیا اگر لباسی کهنه اما تمیز باشد اشکالی دارد در حالی که از نظر مالی مشکلی نداریم و میتوانم لباس نو تهیه کنم ؟ 4_2) در چه مواردی کار درستی است که ما از خانواده درخواستی داشته باشیم در حالی که می‌بینیم با درخواست ما آنها به زحمت دنیوی دچار میشوند ؟ و گاها درخواست ما را خیلی جدی میگیرند و خود را به زحمت می اندازند ؟؟ خیلی خیلی از شما ممنونم . انشالا خدا سایه ی شما رو از سر ما کم نکنه . با تشکر فراوان / التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد طلاب سخن علمای بزرگی مثل شهید ثانی در کتاب شریف «منیة‌المرید» که مخصوص طلاب علوم دین نوشته، آن است که اگر طلبه نیاز جنسی به جنس مخالف ندارد، زود ازدواج نکند و عرض کردم به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در 27 سالگی ازدواج کردند. و اگر جنابعالی احساس نیاز به ارتباط با جنس مخالف ندارید با این‌که در 21 سالگی هستید بهتر است بیشتر ذهن خود را مشغول دروس بفرمایید تا آن‌ها ملکه‌ی شما شود. ولی این‌که شهید مطهری می‌«رحمة‌الله‌علیه» فرمایند: اساتید ما که ازدواج کرده بودند و مسئولیت یک زندگی را بر عهده داشتند پخته‌تر بودند، به جهت آن است که انسان با واقعیات بیشتری از زندگی روبه‌رو می‌شود. وقتی روح انسان نیاز به اُنس با جنس مخالف داشت مثل غذاخوردن که نیاز بدن است، آن اُنس نیز نیاز قوه‌ی خیال است و در حدّ منطقی آن لغو محسوب نمی‌شود. وقتی احساس نیاز به ازدواج ندارید چرا خواستگاری می‌روید که بی‌خود افراد را ردّ کنید؟ احترام به پدر و مادر همان حقی است که ما باید نسبت به آن‌ها رعایت کنیم و ادامه‌ی احترام به آن‌ها جبران مافات را می‌کند. لباس باید شأن انسان را پایین نیاورد و عزّت انسان را حفظ کند، هرچند نباید موجب فخر شود. پدر و مادر دوست دارند که حوائج منطقی فرزندشان را برآورده کنند و این موجب زحمت ان‌ها نمی‌شود. موفق باشید
528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله آیا احضار روح و جن و موکل با منطق اسلامی هم خوانی دازد؟و اگر هم خوانی دارد چگونه میتوان حاضر شدن آنها را با بحث هایی که حضرتعالی در سلسله بحث های معاد مطرج کردید توجیه کرد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به طور کلی احضار روح و جنّ در اسلام جایز نیست و موجب حضور شیطان می‌شود. موفق باشید
27034
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و دلتنگی خدمت استاد عزیزم و آرزوی حفظ سلامتی شما در این ابتلاء و بیماری چند سوال داشتم سوال اول: برای تقویت اراده و ایجاد تعصب، در برابر آنچه که آن را حق یافته ایم، و می دانیم که اگر این نگرش ها و افعال از ما رخ دهد به طور پیوسته، نتایج عالی در پیش خواهد داشت، عالی ترین راهکارها برای تقویت اراده در مسیر حق چیست؟ به عبارت دیگر چطور تمرکز در سیر و حرکت بیابیم، که غفلت ها و تنبلی ها، مانع حرکت ما نشوند، و با صلابت و پر اراده و با تمرکز سیر طریق کنیم؟ سوال دوم: مدتی است تحت وسوسه شدید به چهره زنان هستم، مرتبا دچار این وسوسه می شوم که مثلا به چهره فلان خانم زیبا، در صفحه تلویزیون خیره شوم، یا به چهره فلان خانمی که در خیابان است، نگاه کنم و...، و این حالت درونی برایم سخت و آزار دهنده شده، به طور ویژه این وساوس به این شدت در ماه رجب حاصل شده، و بیشتر اذیتم می کند که با شکست در امتحانی، از فیوضات ماه رجب محروم بمانم. نظر شما در این مورد چیست؟ چرا تحت چنین آزمایشی قرار گرفته ام؟ چگونه خلاصی یابم؟ توضیح: حالتی که در این وسوسه ها حس می کنم، که میگه نگاه کن، حس شهوانی نسبت به زن، و لذت بردن جنسی نیست، حس لذت بردن طبیعی از زیبایی یک مخلوق خداست، مثل لذت بردن از گل و فکر می کنم همین حس کار را پیچیده تر کرده، چون اگر مخلوط با شهوت یا غلبه شهوت بود، زشتی و سیاهی آن ظاهرتر بود، ولی اینگونه مخفی شده و راه مقابله و تشخیص ورود شیطان سخت تر در اکثر مواقع تن به این خواست ندادم و مسلط بر خود بوده ام، اما گاهی فریب خورده و بعد از گذشت زمانی، دوباره مسلط شده و چشم بسته ام در مهار خیلی مشکلی ندارم، در دفع این خطورات مشکل اصلی دارم. اگر در هر دو راهنماییم کنید، ممنونتان می شوم. سوال سوم در حکمت متعالیه قایل به نظریه اکتسابیم و انسان را جسمانیه الحدوث و روحانیت البقاء می دانیم به عبارت دیگر انسانی بتشخصه، قبل از دمیده شدن روح وجود نداشته سوالی برایم پیش آمد، که جویای حلش از شما شدم. در روایات داریم، شیعیان امیرالمونین (علیه و علی ابنائه السلام) با حضرت قبل از خلقت مادیشان بیعت داشته اند. و در قضیه بیعت ابن ملجم ملعون، ظاهرش این است که حضرت به تشخصه میگن تو آنجا نبودی، یا روایات دال بر اینکه کسانی که در این دنیا با هم دوستی دارند، در عالم قبل ماده، آنجا هم با هم بوده اند و... یا روایاتی که دلالت بر این دارند که نفس امیرالمومنین چند هزار سال قبل خلقت حضرت آدم خلق شده اند، و این نفس پشتیبان همه انبیا بوده است، در روایتی هام از اجنه خدمت پیامبر میاد، و پیامبر میگه به این آقای بغل دستی نگاه کن، میگه همین آقا بود، که انبیا رو از شر ماها نجات می داد جمعش به چه نحوی هستش؟ سوال چهارم: اجنه در زمان حضرت سلیمان تجسم مادی پیدا کرده بودند یا تمثل؟ این را پرسیدم مقدمه برای این سوال که آیا اجنه تجسم مادی می یابند؟ و اگر پاسختان منفی است، و فرد در عالم خیال خود با تصویری از جن و جسم مثالی جن، رو به رو شده، و آن را می بیند، پس چگونه جن اگر تجسمی ندارد، در عالم ماده تصرف می کند و اشیا را جا به جا می کند، یا مثل کتاب آن سوی مرگ، آن لطمه ها را به آن شخص و اموال او وارد می کند، یا مشهور است که سنگ به خانه افراد پرتاب می کند و...؟ یا چطور از باقی مانده قضای انسان تناول می کنند؟ ملک هم تجسم میابد؟ روایات مربوط به رویت جبراییل توسط اصحاب چگونه تحلیل می شوند؟ یا چگونه ملک از بوی شخص تغذیه می کند؟ و... خداوند طول عمر با عزت به شما در ظل توجهات عالیه حضرت ولی عصر عنایت بفرمایند. مشتاق دیدار شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه از آرزوهای دنیایی کم کنید به همان اندازه توفیق عمل به آن‌چه حق می‌دانیم در ما پیدا می‌شود. ۲. به هر حال این حالت در این مسیرها پیش می‌آید، باید آن نگاه‌ها را دنبال نکرد. پس از مدتی انسان از آن ظاهرها عبور می‌کند و نظرش به شخصیتِ ایمانی و باطنِ روح انسان‌ها می‌افتد. ۳. آری! روح‌ها قبل از بدن‌ها در علم خدا خلق شده‌اند و برای به ظهورآمدن در این دنیا، به بسترِ بدن مادی نیاز دارند و از این جهت، «جسمانیة الحدوث»‌اند و حال همین روح که در بدن خود را یافته و انتخاب‌هایی در این دنیا داشته «روحانیة‌البقاء» می‌باشد و پس از بدن به صورت شخصی باقی می‌ماند. ۴. احتمالاً باید روی جسم مثالیِ آن‌ها ببیشتر فکر کرد. حتی وقتی برای انسان‌های عادی ظاهر می‌شوند در حیطه‌ی خیال آن‌ها ظاهر می‌گردند، ولی مثل نفس ما که در عینِ مجردبودن می‌تواند بدن خود را حرکت دهد؛ آن‌ها با قدرت خود که به جهت مثالی‌بودن‌شان بیشتر از قدرت‌های مادی است، در عالم ماده با اراده‌ای که دارند تصرف می‌کنند، مثل آن‌هایی که از دور، چیزی را حرکت می‌دهند و یا قطاری را متوقف می‌کنند. موفق باشید 

18426
متن پرسش
با سلام: عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار: ضمن تقدیر و تشکر از حضرتعالی که وقت شریفتان را صرف ملاحظه و پاسخگویی به سوال اینجانب و همه دوستان می فرمایید. طی سوال اینجانب از یکی از علما ایشان فرموده اند مقام صدیقین بالاتر از عرفا است. اینجانب خوابی از حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) دیده و وقایعی اتفاق افتاد که تعبیر خواب در نظر دو نفر از بزرگواران عالم و عارف حوزه علمیه قم سه موضوع است 1. از بزرگان خواهید شد یعنی به علم و عرفان می رسید. 2. از محضر بزرگانی که به علم و عرفان دسترسی دارند استفاده و از شاگردانشان می شوم. 3. شهادت، که البته در تفسیر این تاویل ایشان فرمودند هر کس طبق روایت معصوم (علیه السلام) به مقام صدیقین برسد اگر بمیرد ولو در بستر بیماری، شهید از دنیا رفته است. حال یک سوال مطرح است. در قرآن کریم اشاره شده بعد از انبیا بالاترین مقام مربوط به صدیقین است اما از طرفی صدق جزء مراتب عرفان نیز هست یعنی لازمه رسیدن به عرفان داشتن مقام صدق نیز هست. از سویی مقام عرفا مقام بالایی است به جهت اینکه مقام هدایت بندگان را به عهده دارند. پس چگونه مقام صدیقین بالاتر است؟ و آیا عرفا صدق را ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مؤمنین منور به نور صدق‌اند ولی صدّیقین در اصطلاح دینی مقامی است که شخص آن‌چه معتقد است، عین حق‌ است و از هر گونه کدورت وهم مبرّا است. موفق باشید

17135
متن پرسش
با سلام: جناب استاد بنده عرض کردم که یک نظام طولی رو به صورت تشکیک البته نه تشکیک در وجود چون واضحه که عرفا تشکیک رو قبول ندارن، اما یک تشکیک رو به صورت فانی در حق باید قایل باشیم، چون عرفا قایلید که ملایکه موجودند، برزخ موجود است، اما فانی و مستهلک در حق است مثل واحدیت و مقام احدیت که مستهلک و فانی در حق است، چون بالاخره موجودات عقلی احساس موجودیت دارن، این احساس موجودیت ها که دروغ نیست، موجودات مثالی همینطور و موجودات طبیعی همینطور و باز طبق الواحد باید یک نظام طولی در کار باشه. من نمیگم موجودیت استقلالی دارن ولو وجود رابط اما میگم بالاخره در اون وحدت صرفی که در صحنه است و واقعا هم صرف و بسیط محضه این مراتب فانی هستند و عقل هم این مراتب رو از وجود حق انتزاع میکنه. ایا اشتباه می کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم می‌توانیم اسمِ این حالت را تشکیک به صورت طولی بگذاریم؟ با توجه به این که از نظر عرفا خداوند با همه‌ی مخلوقات، هست زیرا ذات، از صفات منفک نمی‌باشد. آری! می‌توانیم موضوع تشکیک در ظهور را به میان بیاوریم، ولی در هر حال به همان معنای وحدت وجود، همه‌جا حق است و لاغیر، که اصطلاحاً واژه‌ی «حقّ مخلوقٌ بِه» مطرح می‌شود. موفق باشید

14758
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: در مقاله جناب شرف الدین خراسانی از دایره المعارف بزرگ اسلامی آمده که ابن عربی از طرفی می گوید عدم ها در شیئیت ثبوتشان دوست دارند در حال عدم بمانند و از اینکه به کسوت وجود دربیایند خوششان نمی آید اما در جایی دیگر می گوید عدم ها چون در حال معدوم دچار تنگنا و اندوه هستند تنفس رحمان آنها را بسوی امکان می خواند و شوق وجودی آنها را از اندوه دور می کند و می خواهند که به صورت ممکن ظاهر شوند. پس بالاخره عدم ها میل به ظهور دارند یا کمون؟ از نظر عقلی بنظر می رسد که میل به همون حالتی که در آن هستند یعنی کمون داشته باشند ولی از طرفی جناب محی الدین آنان را مشتاق به ظهور می داند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان میل بقاء بر اصل از یک جهت و میل کمال و از خوددرآمدن از جهت دیگر است که در همه‌ی موجودات به اعتبار امکانِ ذاتی‌شان و روحی که دارند، هست. و لذا اگر به خود واگذار شوند همان‌که هستند را می‌خواهند و میلی برای ازخوددرآمدن ندارند. ولی اگر در معرضِ کمال خود قرار گیرند، طلبِ آن کمال را نیز در خود احساس می‌کنند و دوست دارند که از آن ثبوت و یا عدم وجود به «وجود» سیر کنند. موفق باشید

12609
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه جناب ابوحنیفه از شاگردان امام صادق علیه السلام بودند، دلیل این زاویه فقهی در چیست؟ چطور می شود که جناب ابوحنیفه امام صادق را فقیه، دانشمند و بخصوص «ثقه» می دانند ولی مذهب جدیدی رقم میخورد؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» فضایی را ایجاد کرده بودند که 4000 دانشمند جهان اسلام که عموماً غیر شیعه بودند در جلسه‌ی درس‌شان حاضر می‌شدند بدون آن‌که حضرت، اصراری بر تشیع آن‌ها داشته باشند و از این جهت آن‌ها، حضرت صادق«علیه‌السلام» را تأیید می‌کردند که عالِم بزرگی است، نه آن‌که حضرت را به عنوان امام قبول داشته باشند. و لذا در موضوعات فقهی عموماً بر نظر خود تأکید داشتند، ولی حضرت صادق«علیه‌السلام» موجب شدند آن‌ها تا حدّ ممکن متعادل‌تر از متن قرآن و سنت استفاده کنند. موفق باشید

10919

رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام. در مورد حدیث امام حسین (ع) که می فرمایند: «در طلب رزق نه چنان تلاش کن که همه ی تلاش تو در طلب رزق صرف شود و نه آن چنان کار را به تقدیر وا گذار که دست بسته تسلیم شوی»، می خواستم بدانم مرز میان این دو حالت کجاست؟ یعنی از کجا تا کجا دست بسته تسلیم شدن است؟ به عنوان مثال اگر جوانی بدون داشتن منبع درآمد اقدام به ازدواج کند آیا حالت اول در مورد او صدق می کند یا حالت دوم؟ چگونه می توان تشخیص داد؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مسیر کسب درآمد تلاش خود را بکنیم و کار و کسبی داشته باشیم و در چنین بستری نگران رزق نگردیم و چون در ازدواج لباس و مسکن و غذای همسر بر مرد واجب است نباید مرد بدون داشتن منبع درآمد اقدام به ازدواج کند. موفق باشید
10819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر در نماز شب فقط 2 رکعت شفع و وتر را بخوانیم از ثواب و زمینه ارتباط با حضرت حق محروم نمی گردیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرموده‌اند اگر فرصت کمی دارید به شفع و وتر بسنده کنید، إن‌شاءاللّه نتیجه‌ی لازم را می‌گیرید. موفق باشید
10380
متن پرسش
به نام خدای مهربان با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به صحبتهای شما و اساتید بزرگ پیرامون حقیقت نوری اهل البیت (ع) و نقش بزرگ آن خصوصا در تکوین عالم که ریشه در روایات دارد، چرا خداوند به صراحت در قرآن از آن بزرگترین حقیقت پس از خدا سخنی نفرموده و فقط آیاتی را با هزاران توجیه و تاویل می توان گفت به این حقیقت اشاره دارد آن هم عده ای از مفسرین شیعه و سنی یا رد می کنند یا از کنار آن با بی توجهی رد می شوند؟ با تشکر التماس دعای خیر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن کتاب تدبّر است و همیشه سخنان حکیمانه طوری است که دارای سطوح مختلف است، اگر در قرآن مباحثی مثل مباحثی که در روایت حقیقت نوری مطرح است به صورت مستقیم اظهار می‌شد مردمی که در سطح پایین‌تر می‌توانند با حقایق مرتبط شوند مأیوس می‌شدند و عملاً قرآن از عمومیت خارج می‌شد. ائمه«علیهم‌السلام» مبیّن قرآن‌اند و این نوع روایات را باید در سخنان آن‌ها دنبال کرد. موفق باشید
9868
متن پرسش
سلام استاد: پاسخی که در بحث نامه فرزند آیت الله جوادی آملی مطرح نمودید به نظرم طرفداری و توجیه رسید و می خواستم اشکالی که در ذهن من به وجود آمده را مرتفع نمایید. ایشان در انتهای نامه این نکته را بیان نموده اند: گرچه انقلاب، مردم و نظام اسلامی تجربه‌های بسیار سنگین و سختی را پشت سر نهادند، لیکن به نظر می‌رسد تا رسیدن به جامعه الگو و امت وسط راه طولانی در پیش است، جامعه‌یی که مردم آن از خرافه و گرایشات سطحی در امان باشند، مدیران و متولیان امرشان از شایستگان و فرهیختگان و دلسوزانی باشند که جامعه به وجود آنان به خود ببالد و نمایندگانی از تمدن و فرهنگ ناب و اصیل اسلام و ایران باشند. گرچه جای بسی شکر و سپاس است که اراده ملت این‌بار در وجهه دولت نمایان شده و خواست قلبی جامعه خصوصا فرهیختگان و نخبگان از قلم تدبیر و امید جاری گشته، لیکن نگارنده این سطور با قطع نظر از این امر به مقوله دیگری می‌اندیشد و به وجود چنین انسان‌هایی مباهات دارد. در پایان بار دیگر به دانش، اخلاق، ادب و صلابت و استواری شما درود می فرستم و فصل جدیدی برای دستیابی به توفیقات برتر از بارگاه الهی مسألت دارم. این مطلب در حقیقت بیانگر رضایت هرچه بیشتر ایشان از چنین دولتی به همراه شکایت ایشان از نمایندگان مجلس نسبت به استیضاح و کوته فکری ایشان است. ضمنا سوال دیگر این است که چرا در مواضع بسیاری که از ابتدای دولتهای قبل وجود داشته و جای دلداری وجود داشته ایشان وارد بحث نشده اند؟ بازهم بنظر می رسد پاسخ شما در راستای حفظ شخصیت و احترام آیت الله جوادی آملی بوده که اگر منتسب به ایشان نبودند جای طرح چنین بحثی از یک گوینده ناشناس در سایت ها نبود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نامه‌ی فرزند آیت‌اللّه جوادی را بهانه قرار دادم تا نکته‌ی مهمی را به عزیزان متذکر شوم و آن نگاهِ تمدنی‌داشتن به جریان‌های وفادار به انقلاب بود. ملاحظه کنید بنده با این‌که اشکالاتی به دولت آقای روحانی دارم چگونه می‌پذیرم جناب حجة الاسلام آقای مرتضی جوادی آملی دولت آقای روحانی را تأیید کند؟ عمده آن است که متوجه باشیم ما در آینده باید به جامعه‌ای فکر کنیم که این نوع نگاه‌های متفاوت که همه در زیر سایه‌ی اسلام و انقلاب طرح می‌شود همدیگر را بپذیرند و نه آن‌که سخن همدیگر را تصدیق کنند. ما هنوز گمان می‌کنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به قوع پیوسته که می‌توانیم در جزیره‌ای به نام ایران با آن به‌سر ببریم و به همین جهت نیازی نمی‌بینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریان‌ها بازتعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعه‌ی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شده‌ایم و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم. زیرا نه خود را مجهز به سعه‌ی صدری کرده‌ایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش می‌کنیم جامعه را از دو قطبی‌بودن بین جناح‌هایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم، همچنان اسیر جناح‌بندی‌های گذشته هستیم. زیرا معنای حضور در آینده‌ای را که در میان سایر ملت‌ها برای ما رقم خورده است متوجه نمی‌باشیم. ما برای حضور در آینده‌ی انقلاب به پرورشی نیاز داریم که جایگاه افراد و افکار و جریان‌ها را در تمدن اسلامی تعیین می‌کند و نه در تاریخ محدود و در جزیره‌ای جدا از همه‌ی ملت‌ها. عادات و ملکاتی که قبلاً با آن زندگی می‌کردیم برای ادامه‌ی کار کافی نیست، شخصیت‌هایی را باید مدّ نظر آورد که آن‌ها از یک طرف بر نفس خود مسلط بوده‌اند و تحمل رقبای خود را داشتند و تنها ایده‌های ایمانی را مدّ نظر قرار دهند و از طرف دیگر به وسعت حضور انقلاب اسلامی در آینده‌ی جهان فکر کنند. آن کسی‌که این حرف‌ها را با برنامه‌های سفارشی و رسمی یکی می‌گیرد ابداً متوجه سخن ما نیست و هنوز متوجه پرورشی که باید آغاز کند، نشده است. ابتدا باید جایگاه تاریخی و قدسی انقلاب را بفهمند تا سجیه و خصلتی را که برای ادامه‌ی انقلاب نیاز داریم در خود بپرورانند. باید دورتر از امروز را دید تا در امروز به درستی تصمیم بگیریم و عمل کنیم. این است عبور از بلای اکنون‌زدگی. موفق باشید
9775
متن پرسش
سلام: 1. آیا اموات موقع مرگشان بازماندگان را می شناسند؟ از همان ابتدا؟ آیا پس از مدتی ممکن است فراموش کنند؟ البته موضوعم آن دسته امواتی نیست که تا چهلم مشغول گناهانشان هستند.... بیشتر می خواهم بدانم ما را به یاد می آورند؟ 2. می توانند برای ما دعا کنند؟ با چه استنادی؟ بعضی می گویند ازین دنیا دستشان برای دعا بازتر است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در شرح کتاب معاد داشته‌ام. علی‌القاعده اموات در ابتدایی که وارد شرایط جدید می‌شوند نمی‌توانند به چیزی جز همان وضع خودشان فکر کنند. موفق باشید
7941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
پسری 25 ساله هستم و تا دیر وقت در شرکتی با حقوق مکفی مشغول به کار هستم ولی به دلیل مسئولیت های زندگی مشترک و توقعات حال جامعه و مشکلاتی که در دوره تأهل برایم پیش خواهد آمد هیچگونه عجله ای برای ازدواج ندارم و می خواهم حداقل تا زمان ازدواج برادر بزرگترم (28 ساله) این امر را به تأخیر بیندازم . می خواهم نظر شما و دین اسلام را در مورد این حساسیت بدانم ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نظر اسلام آن است که افراد ازدواج را به تأخیر نیندازند مگر در مواردی مثل طلب علم. ولی موارد استثناء حکم دیگری دارد. موفق باشید
6237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی آیا استناد به روایت "مردی از قم..." که در بحار نقل شده و آن را با امام خمینی (ره) منطبق میکنند را صحیح میدانید؟ ظاهرا سند روایت خیلی ضعیف است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در هر صورت مصداق این روایت‌اند چه این روایت از نظر سند صحیح باشد و چه نباشد. نمی توان بر آن تاکید کرد. موفق باشید
6209
متن پرسش
بسمه تعالی سلام شرایطی که در زمان ظهور حضرت حجت به وقوع میپیونذ مانند اینکه زمین و سنگ به حرف میایند و تکنلوژی رنگ ولعاب خود را از دست میدهد و در مجموع شعور بالایی حتی در جمادات وعده داده شده آیا به تدریج مثلا طی چند سال رخ میدهد یا ناگهانی است واصلا ظهور خود حضرت علیه السلام ناگهانی است یا طی چند سال مثلا حتی صد سال رخ میدهد مثلا مردم شب خوابند صبح که بیدار میشوند زمین تغییر یافته و حضرت ناگهان ظهور میکنند آیا اینکه گفته میشود روز جمعه ظهور میفرمایند یعنی یک جمعه قبلش هیچ خبری نیست ناگهان جمعه بعد زمین و زمان عوض میشود یا یک امر تدریجی و کاملا آرام است که ممکن است شروع شده باشد و به تدریج کامل شود و کمال آنبا ظهور جسمانی مبارک ایشان است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد شخص حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» در روایت داریم که « حضرت جواد (ع) مى‏فرمایند: «خداى سبحان کار او [قائم‏] را یک‏ شبه‏ اصلاح مى‏کند و اوضاع را به نفع او تغییر مى‏دهد، چنان‏که کار موسى (ع) را یک‏ شبه‏ اصلاح کرد. او براى گرفتن پاره‏اى‏ آتش براى خانواده‏اش رفت، ولى هنگام بازگشت به شرافت رسالت و افتخار نبوت نایل شده بود. آن‏گاه حضرت جواد (ع) فرمودند: «افْضلُ اعمالِ شیعَتِنا انْتظارُ الْفَرَج»، بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است».»( بحارالانوار، ج 51، ص 156.) ولی در مورد تغییر عالم باید تدریجی باشد تا به آن صورت نهایی برسد که در کتاب « آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی» متذکر شده‌‌ام. موفق باشید.
5941
متن پرسش
سلام استاد میخواستم ببینم هنوز کتاب معرفت النفس والحشر که گفتید صوت آن ضعیف است ودارم شرح آن رامینوسم تمام نشده؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در مراحل انتهایی است بحمداللّه از بسیاری جهات آماده شده است. موفق باشید
4999
متن پرسش
باسلام خدمت شما من از شما میخواهم که یک ارزیابی کلی از دوران هشت ساله اقای احمدی نزاد داشته باشید و سوالی دیگر هم داشتم و ان اینکه ایا اقای احمدی نزاد در اینده ی کشور با توجه به کارهای بزرگ و اشتباهات بزرگشان به کار گرفته میشوند؟الان شرایطی که من در اطرافم میبینم این است که همه امدن اقای روحانی را مدیون اشتباهات اقای احمدی نزاد می دانند و تمام تلاش برای دفن کردن کامل ایشان انجام میشود لذا از شما خواهانم این موضوع را تبیین کنید بسیار ممنونم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در عرایض قبلی گفته‌ام که گفتمان آقای احمدی‌نژاد از جنس انقلاب است و هرگز دفن‌شدنی نیست، در حالی‌که نمی‌توان این را نیز نادیده گرفت که بالاخره ضعف‌های اصول‌گرایان از یک طرف و اشتباهات سال‌های آخر ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد از طرف دیگر، موجب شد که ذهن‌ها متوجه جریانی شود غیر از این دو جریان. آری نیروهای مذهبی و ولایی خود را برای چنین شرایطی آماده نکرده‌اند و هنوز تحلیل درستی از شرایطِ پیش‌آمده ندارند و لذا به همدیگر گله می‌کنند و شرایطِ پیش‌آمده را گردن همدیگر می‌گذارند. إن‌شاءالله فرصتی پیش می‌آید که بتوانند شرایط پیش‌آمده را نسبت به گذشته‌ی خود بازخوانی کنند و جبهه‌‌ی اصول‌گرایی را که عین انقلاب اسلامی است درست ارزیابی کنند و جلو بروند. بنده از شبکه‌ی ایران گله‌مندم که فعلاً شمشیر را در مقابل اصول‌گرایی از رو بسته است. در حالی‌که اصول‌گرایی عین تأکید بر نظام ارزشی و فکری انقلاب است باید از ان‌هایی که در جبهه‌ی اصول‌گرایی خود را عین نظام می‌دانند فاصله گرفت و نه از اصول‌گرایی که رهبری عزیز شاخصه‌های آن را برشمردند. اصول‌گرایی یک آرمان است و نه یک تشکیلات سیاسی و سازمانی، افرادی که خود را پای‌بند به ارزش‌های دینی و انقلابی می‌دانند باید نگذارند این عنوان توسط اصحاب قدرت و ثروت و اشرافیت سیاسی مصادره شود. ما باید از اصول‌گرایی سیاسی‌زده عبور کنیم ولی واژه‌ی اصول‌گرایی را تقدیم کسی ننماییم. در غیر این صورت بنده نمی‌دانم برای معناکردن هویت نیروهای معتقد به انقلاب و ولایت چه عنوانی را باید مطرح کرد که مبین هویت آن افراد باشد. موفق باشید
نمایش چاپی