باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید دستگاهِ منطق ارسطویی است که مطرح میکند هرچیزی باید بر اساس جنس و فصل آن تعریف شود. تعریف حیوان ناطق بر اساس آن منطق، تعریف درستی است یعنی انسان از نظر جنس، به معنای منطقی آن نه جماد است و نه فرشته. و از نظر فصل هم، ناطق است یعنی قدرتِ درک دارد حتی اگر آن را متألّه بدانیم، از آن تعرف، خارجش نکردهایم؛ میماند که اگر دستگاه خود را تغییر دهیم مثلاً با دستگاه اصالت وجود به موضوع بنگریم، دیگر آن تعریف، تغییر میکند و با موجودی روبهرو هستیم که ظهوری از وجود است. و یا اگر انسان را مانند هایدگر و گادامر عین فاهمهی تاریخی بدانیم، دیگر جایی برای تعریف ارسطو که بر اساس اصالتدادن به ماهیتِ موجودات آنها را تعریف میکند؛ نمیماند هرچند به هر صورت تعریف منطقیِ پدیدهها در جای خود باقی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که فرمودید حقیقت آن است که شرح قابل توجهی که ما را متوجهی عمق عرفانی نگاه حافظ بکند نداریم، إلاّ «جمال آفتاب» که تا حدودی موفق بوده و دیگر شرح خود جناب آقای دینانی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. پسانداز به معنای جوابگویی به نیازهایی است که به طور طبیعی در آینده برای انسان پیش میآید ولی پسانداز برای رفع نیازهای توهمی و تجملی، انسان را از توفیق کمککردن به نیازمندان واقعی محروم میکند 2- بنده اگر از نظر قانونی مجبور نباشم زیر بار بیمهی شخص ثالث هم نمیروم زیرا این بساط غیر از آن مجموعهای است که اهل خیر اعانههای مردم را میگیرند تا در خدمت مردم باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اسماء الهی همان ذات است با صفات خاص. پس در واقع صفات الهی در جلوهی اسماء ظهور میکند 2- توحید صفاتی یعنی همهی کمالات به حضرت حق برمیگردد و توحید ذاتی یعنی ذات و وجود همهی مخلوقات به وجود حق برمیگردد و توحید افعالی یعنی همهی افعال که در عالم جاری است، به حق رجوع دارد 3- نفس ناطقه؛ جسم انسان و همهی خصوصیات جسم را میسازد و به همین جهت باید این امور را به نفس ناطقه نسبت داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هیچ کتاب تاریخی چنین چیزی نداریم که این افراد میفرمایند. رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» موظف بودند پیام خدا را به مردم برسانند و در صورتی که حاکمان مانع میشدند با موانع مقابله میکردند، ولی هرگز نداریم اگر مردم آن دین را نمیپذیرفتند آنها را به قتل میرساندند، بلکه باید جزیه میدادند زیرا دولت اسلامی برای نگهداری آن کشور هزینه میکرد و مسلمانان خمس و زکات میدادند و غیر مسلمانان جزیه. کتاب «الکامل» از ابن اثیر و یا کتاب «مروج الذهب» مسعودی و کتاب «تاریخ یعقوبی» همه این را تأیید میکنند. البته کار بعضی از حاکمان را نباید پای اسلام گذاشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً مسئله این نوع فیلسوفان حقیقت نیست. اینها در ادراکات حسّی متوقفاند و حرفشان این است در حوزهی اصالتدادن به ادراکات حسی جایی برای پذیرفتن «علیّت» نیست و علیّت را یک امر روانشناختی تحت عنوان مقارنه طرح میکنند که علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» بر مبنای خودشان حرف آنها را نفی میکنند. موفق باشید
