باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما متوجه شویم به نور الهی تقدیر ما که از طرف خدا مقدر شده است بهترین تقدیر است بهترین زندگی را برای خود خواهیم داشت و دعا موجب می شود که اولاً: متوجه ی عظمت مقدرات الهی بشویم و ثانیاً: راضی به مقدرات الهی بگردیم همان چیزی که در زیارت امین الله از حضرت حق می خواهید: اللهم فاجعل نفسی مطمئنه بقدرک راضیه بقضائک و یا در آیه ی 22 سوره حدید متوجه می شویم که می فرماید: هر آنچه برای شما هست از قبل تقدیر شده و هنر شما شکل دادن به آن نوع زندگی است که در بستر تقدیر الهی از زندگی خود بهره بگیرید و عالی ترین دعا با فرض چنین مسئله ای است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی همسرتان نباید نگران باشند. با تخم محبتی که پدر بزرگ و مادر بزرگِ کودک در روح او میکارند، موجب میشود که آن کودک به همه محبت بورزد و تربیت دوگانه در این موارد مصداق ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» صفحهی 267 عرایضی به این شکل شده است: مولوى در نقد به خود و فرار از فانى شدن در اوامر الهى مى گويد:
|
اى فسرده عاشق ننگين نمد |
كاو ز بيم جان ز جانان مى رمد |
|
|
سوى تيغ عشقش اى ننگ زنان |
صد هزاران جان نگر دستك زنان |
|
|
جوى ديدى كوزه اندر جوى ريز |
آب را از جوى كى باشد گريز |
|
|
آب كوزه چون در آب جو شود |
محو گردد در وى و جو او شود |
|
|
وصف او فانى شد و ذاتش بقا |
زين سپس نه كم شود نه بد لقا |
|
آب كوزه اگر در جوى آب، با نفى نظر به خود، خود را احساس كند جز جوى احساس نمى كند.
در راستاى نفى نظر به خود ملاحظه كنيد رسول خدا (ص) تا كجا جلو رفته اند كه خداوند به ايشان مى فرمايد: «قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً»[1] بگو: «پروردگارا! علمم را زياد كن.» پيغمبر خدا (ص) به جاى اين كه بگويد: «پروردگارا! علمم را زيادكن.» عيناً همان سخن را به عنوان وحى تكرار مى فرمايند و مى گويند: «بگو: پروردگارا! علمم را زيادكن.» چون اگر ملاحظه كنيد در درون آن جمله يك نحوه نظر به خود هست و مى گويد «من». در حالى كه اگر بگويد «من»، حضرت الله به عنوان حقيقت مطلق نفى مى شود، چون او در كنار حضرت حق قرار مى گيرد. ولى وقتى عيناً حرف خدا را تكرار بفرمايد ديگر «منِ» او در ميان نيست. به او فرموده: «قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» او هم عيناً همان را تكرار مى كند. اگر مى گفت: «رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» خودِ حضرت در ميان مى آمد و اين ديگر فناى فى الله نيست. در قرآن هرجا به نحوى رسول خدا (ص) خود را در ميان دارند آنجايى است كه قبل از آن «قل» آمده زيرا ايشان به خودى خود هيچ نظرى به خود ندارند. قرآن به او مى فرمايد: «قُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»[2] بگو خداى يگانه مرا بس است. حضرت به جاى آن كه بگويند: خداى يگانه مرا بس است، عيناً جمله را با «قل» تكرار مى كنند. همينطور درآيه «قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ»[3] قضيه از همين قرار است چون در متن آيه «من» هست. گفت:
|
فانى ز خود و به دوست باقى |
اين طرفه كه نيستند و هستند |
|
موفق باشید
[1] - سوره ى طه، آيه ى 114.
[2] - سوره ى توبه، آيه ى 129.
[3] - سوره ى زمر، آيه ى 38.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث مفصل است. به این صورت که در یونان قدیم از طریق تراژدی و در فرهنگ ما از طریق داستانهایی مثل داستانهای کلیله و دمنه اشاره به واقعیات نمادین میشد و باطن واقعیات را که با بصیرت باید میدیدیم نه با بصر، در میان میگذاشتند. ولی اکثر رمانهای جدید – نه رمانی مثل رمان بینوایان ویکتورهوگو - بیشتر، خیالپردازی است. و در فرهنگی که به هیچ حقیقتی اشاره ندارد به میان آمده است و به یک معنا زندگی در فرهنگ سوبژکتیویته را مطرح میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی تعلقات خود را تصحیح کنیم و در نسبت با ایدهی متعالی خود به آن تعلقات بنگریم؛ در اوجِ محبت به آنها متوجه هستیم که حجابِ نظر به افق متعالی ما نگردند. همسر انسان مثل همهی آیات عالَم، منظرِ گشودهی هستی است تا انسان تعلق خود را که در ذاتش نهفته است، بارور کند و شکل دهد. زیرا انسان نمیتواند بیتعلق باشد وگرنه گرفتار روحیهی انتزاعی میشود که کویرِ بیلالهای است و نمیتواند بتپرست باشد و از گشودگیِ حضور خدا در همهی عالم محروم گردد و «توحید» یعنی همین که ببیند خداوند چگونه با مظاهر طبیعی خود با ما سخن میگوید و از این جهت، هم آن مظاهر دوستداشتنیاند و هم محبوب اصلی ما را در حجاب نمیبرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه مشکینی«رحمةاللّهعلیه» ولیّ فقیه «قلیل الاشتباه» است. زیرا با اجتهاد و تخصص خاص خود به متون دینی رجوع دارد و از این جهت، عاقلانهترین کار آن است که در زمان غیبت امام معصوم، جهت حکم خدا در امور حکومتی به کارشناسی رجوع کرد که قدرت کشف حکم خدا را از متون قابل اعتماد داشته باشد و خبرگان او را در این کار توانا تشخیص دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تعادل خود را با نامهای که حضرت مولیالموحدین«علیهالسلام» به فرزند خود در نامهی 31 نهجالبلاغه داشتهاند، به کمال لازم برسانید. آن نامه تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که بر روی سایت هست، شرح شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از اینکه متوجهاید روحِ شاعرانگی، روحِ تذکر به این دوران است؛ بسیار دلگرم شدم و حقیقتاً در افقی که شاعر میگشاید، میتوان از کدورت دعواهای جناحهای سرگردان آزاد شد و به جایی نظر کرد که به گفتهی جناب حافظ: «میوزد از چمن نسیم بهشت / هان بنوشید دم به دم میّ ناب» در چنین شرایطی که در صبحدمان ژاله بر رُخ لاله میچکد، از چمنزار مظاهر، نسیم بهشت میوزد و تمام فضا را آماده میکند که تا سالکِ طالب حقیقت در عالیترین شرایط توحید که امکان تحقق عشق خالص در میان است، از نوشیدن میّ نابِ محبت کوتاهی نکند و نگذارد در چنین شرایطی غیر از رجوعِ به حق چیز دیگر در میان آید. این حالت را در پیادهروی اربعین در بین انبوه زائران حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» و یا در حرم امامان معصوم«علیهمالسلام» بهخوبی میتوان احساس کرد که چگونه نفحات الهی، شوری آتشین بر قلبها انداخته به طوریکه هرکس در تلاش است در نوشیدن میّ ناب که همان عشق خالصانه است، عالیترین سبقت را به صحنه آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. نظام ورزشی ما بهخصوص فوتبال در مسیری نیست که تابلویی از ارزشهایی باشد که انقلاب اسلامی متذکر آن است. ولی عنایت داشته باشید برای عبور از این مشکل کارهای بخشنامهای جواب نمیدهد. باید در یک عزمِ ملی و با رویکرد فرهنگی از آن مشکل به مرور عبور کرد زیرا فعلاً نمیشود میلِ به این ورزشها را از روح جوانان بیرون کرد. لااقل در حال حاضر نظام رسانهای ما تا این حدّ به چنین موضوعاتی دامن نزند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- قبل از تکلیف انتخابهای منفی انسان آنچنان در شخصیتش نفوذ نمیکند که با آن انتخابها شخصیت فرد ساخته شود ولی انتخابهای مثبت او زمینه میشود که در حین تکلیف، با جدّیت بیشتر انتخابهای مثبت را ادامه دهد 2- مسلّم با توجه به عرض بالا، انتخابهای مثبت که قبل از بلوغ انجام میدهد، نقشآفرین است و به همین جهت اگر به جوانان خود متذکر شویم که رعایت دستورات دین قبل از بلوغ چه اندازه مفید است آنها از آن غفلت نمیکنند 3- اختیار از همان سنین کودکی در انسان شکل میگیرد ولی انتخابهای شخصیتساز از سنّ تکلیف به بعد میباشد 4- اگر بستر صحیحی برای رشد دختران فراهم شود و گرفتار انواع بازیهای خیالی که در کارتونها هست، نشوند؛ بهخوبی در سن 9 سالگی و پسران در سن 15 سالگی میتوانند با زندگی جدّی برخورد کنند و بنده این را در فرزندان خود تجربه کردهام 5- مسلّم تأثیر گناه بر شخصیت انسان در حدّی است که آن شخص گناه را، گناه بشمارد و لذا برای انسان 30 ساله تأثیر گناه، بیشتر است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف اولیه و رعایت دستورات شرع و تعمق در آنچه میدانید، شما را جهت شوق لازم آماده میکند. موفق باشید
