باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید شمر«لعنةاللّهعلیه» در جنگ صفین هم جزو خوارج بود و بعد هم که حضرت به کوفه برگشتند، جزء 12 هزار نفری بود که مقابل ولایت علی بن ابیطالب «علیهالسلام» ایستادند و حضرت با نصایحی که به آنها کردند 8 هزار نفر از آنها جدا شدند که از جملهی آنها شمر بود با همان روحیهی ظاهرگرایی. ولی در همان زمان هم طرفدار آن 4 هزار نفری بود که حضرت در جنگ نهروان به درک واصلشان کردند. بحمداللّه شیعیان با درک جایگاه قدسی اولیاء معصوم و به تبع آن با درک جایگاه ولیّ فقیه، خود را از این خطر رهانیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» صفحهی 267 عرایضی به این شکل شده است: مولوى در نقد به خود و فرار از فانى شدن در اوامر الهى مى گويد:
|
اى فسرده عاشق ننگين نمد |
كاو ز بيم جان ز جانان مى رمد |
|
|
سوى تيغ عشقش اى ننگ زنان |
صد هزاران جان نگر دستك زنان |
|
|
جوى ديدى كوزه اندر جوى ريز |
آب را از جوى كى باشد گريز |
|
|
آب كوزه چون در آب جو شود |
محو گردد در وى و جو او شود |
|
|
وصف او فانى شد و ذاتش بقا |
زين سپس نه كم شود نه بد لقا |
|
آب كوزه اگر در جوى آب، با نفى نظر به خود، خود را احساس كند جز جوى احساس نمى كند.
در راستاى نفى نظر به خود ملاحظه كنيد رسول خدا (ص) تا كجا جلو رفته اند كه خداوند به ايشان مى فرمايد: «قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً»[1] بگو: «پروردگارا! علمم را زياد كن.» پيغمبر خدا (ص) به جاى اين كه بگويد: «پروردگارا! علمم را زيادكن.» عيناً همان سخن را به عنوان وحى تكرار مى فرمايند و مى گويند: «بگو: پروردگارا! علمم را زيادكن.» چون اگر ملاحظه كنيد در درون آن جمله يك نحوه نظر به خود هست و مى گويد «من». در حالى كه اگر بگويد «من»، حضرت الله به عنوان حقيقت مطلق نفى مى شود، چون او در كنار حضرت حق قرار مى گيرد. ولى وقتى عيناً حرف خدا را تكرار بفرمايد ديگر «منِ» او در ميان نيست. به او فرموده: «قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» او هم عيناً همان را تكرار مى كند. اگر مى گفت: «رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» خودِ حضرت در ميان مى آمد و اين ديگر فناى فى الله نيست. در قرآن هرجا به نحوى رسول خدا (ص) خود را در ميان دارند آنجايى است كه قبل از آن «قل» آمده زيرا ايشان به خودى خود هيچ نظرى به خود ندارند. قرآن به او مى فرمايد: «قُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»[2] بگو خداى يگانه مرا بس است. حضرت به جاى آن كه بگويند: خداى يگانه مرا بس است، عيناً جمله را با «قل» تكرار مى كنند. همينطور درآيه «قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ»[3] قضيه از همين قرار است چون در متن آيه «من» هست. گفت:
|
فانى ز خود و به دوست باقى |
اين طرفه كه نيستند و هستند |
|
موفق باشید
[1] - سوره ى طه، آيه ى 114.
[2] - سوره ى توبه، آيه ى 129.
[3] - سوره ى زمر، آيه ى 38.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گلهی فراوان بنده از کاربرانی است که سؤال خصوصی میپرسند و بنده مکرر به صورت خصوصی جواب میدهم، و به جای آنکه سری به ایمیل خود بزنند، از بنده دلگیر میشوند. این نوع برخوردها موجب میشود که حتی ما از ادامهی جواب به سؤال کاربران به طور کلّی منصرف شویم. بنده برای آنکه سؤال این کاربر در معرض دید عموم قرار نگیرد، مجبور شدم اصل سؤال را از وسط سؤال جدید حذف کنم. آیا کار بنده باید به اینجاها ختم شود؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موسیقی اگر در راستای جهتی مقدس نباشد، عمل لغوی است ولی اگر از طریق موسیقی محتوایی مدّ نظر قرار بگیرد، تأثیر آن محتوا را شدت میدهد، به اصطلاح میگویند «موسیقی آنچنان را آنچنانتر میکند» 2- جریان فارابی چیز دیگری است. او توانسته با ارتعاشاتی که ایجاد میکند همان چیزی را در نفس و روان انسان پدید آورد که پدیدههای مادی به نحوی آن را پدید میآورد. شنیدهام اخیراً موسیقیهایی ایجاد شده است که عیناً کار مواد مخدّر را انجام میدهند. یعنی ارتعاشات، در سلسلهی اعصاب همان نقشی را ایفاء میکنند که مواد مخدّر انجام میداد. ظاهراً برادر علامه طباطبایی نیز به آنچه فارابی دست یافته بود، دست یافته بودند و آثاری را در این مورد مکتوب کردهاند، ولی چون نگران سوء استفاده از آن بودند، آنها را دفن نمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر اخلاقی نباید اینکار را کرد، ولی از نظر فقهی حکم زنا را ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز به اصول فلسفه نداشته باشید و آداب الصلواة امام را با شرحی که بنده عرض کردهام، دنبال بفرمایید. اربعین حدیث، مردافکن است، به مراتب از تفسیر المیزان مشکلتر میباشد. بحث معاد را با شرح بنده دنبال فرمایید و سپس صوت سورههای روم، شوری، زمر، عنکبوت را با حوصله دنبال کنید و آرامآرام وارد المیزان شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید هرگز اعمال حضرت علی«علیهالسلام» در چنین فضایی واقع نشده که آن حضرت نسبت به حقوق فرزندان و خانواده بیتفاوت باشند در آن حدّ که مورد اعتراض وجود مقدس زهرای مرضیه«سلاماللّهعلیها» قرار گیرند. علم هرمنوتیک به ما کمک میکند تا متون دینی را در شرایط تاریخی خودش بررسی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن از یک طرف در مورد شیطان میفرماید: «إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبينٌ» او دشمن آشکار شما است. و از طرف دیگر میفرماید: «کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه» یعنی شیطان از جنّ است منتها از جنیّانی که از فرمان پروردگارش سرباز زد و فاسق شد. و قرآن راههای دوری از جنّ به معنای شیطان را بندگی خداوند و رعایت دستورات پیامبر خدا قرار داده است. بنابراین بهترین راهِ تشخیصِ حضور جنّ به آن معنا که جنّ دشمن ما میباشد بندگی و تواضع در مقابل خدا است، برعکسِ شیطان که در مقابل فرمان حضرت حق استکبار کرد، بقیهی راهها بازیهای بیفایده است. موفق باشید
