بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. می خواستم نظر شما را در مورد طب سنتی بطور کل جویا شوم؟ 1- با توجه به دستورات طب سنتی بسیاری از مواد غذایی که ما در قرن کنونی استفاده می کنیم ممنوعه است. از طرفی رعایت کردن این مسائل باعث به سختی افتادن خانواده و اطرافیان می شود و از طرف دیگر با توجه به دانسته هایم و اینکه مثلا ماکارونی یا رب صنعتی یا شیرینی و شکر و قند فلان تاثیرات بد را بر بدنم می گذارد دچار عذاب وجدان می شوم که حق النفس را چه کنم. 2- مورد بعدی در مورد غذاهای ممنوعه از نظر طب سنتی اینست که مثلا در حکایات عرفا آمده است که آنها چای و قند می خورده اند و ... آیا چشم بزرخی آنها متوجه مضر بودن این مواد غذایی نمی شده است یا اینکه قضیه چیز دیگریست؟ 3- آیا تحت دستور آب درمانی قرار گرفتن بیماران سرطانی که از آنها قطع امید شده است مجاز است. (دستورات آب درمانی که خوردن 40 روز آب و عسل و تنقیه کردن می باشد برای برخی از بیماران موجب تولد مجدد بدن شده است و برخی را هم به کما و نهایتا مرگ برده است) 4- آیا زیر بار قرص و شربت نرفتن و تنها به داروهای گیاهی روی آوردن در صورتیکه بیمار شویم مجاز است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: موضوعی که سؤال فرموده‌اید موضوع گسترده‌ای است که در حدّ سؤال نمی‌توان به همه‌ی ابعاد آن پرداخت. ولی به نظر بنده طب سنتی با روح و خلقت انسان بهتر هماهنگ است تا طب جدید. 1- همین طور که می‌فرمایید بعضی از غذاها روی‌هم‌رفته برای بدن مضرّ است ولی به این معنی نیست که مثلاً این حبه قند نقش یک قاشق سمّ را داشته باشد که مضر بودن آن برای همه در هر شرایطی محرز نیست و عرفا نیز بر همین اساس از چای استفاده می‌کنند به‌خصوص که استفاده‌ی زیادِ این نوع مواد تبعات مورد بحث را به همراه دارد. 2- روی‌هم‌رفته آب‌درمانی برای کسانی که بیماری اساسی دارند یک کار مفید و تجربه‌شده است مگر برای کسانی که تقدیر آن‌ها مرگ باشد . 3- اساساً نقش دارو و درمان بیماری‌ها نقش علت معدّه است و نقش اساسی را نفس ناطقه به عهده دارد و بهترین دارو به قول رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» پرهیز است. می‌فرمایند: « الْمَعِدَةُ بَیْتُ کُلِّ دَاءٍ وَ الْحِمْیَةُ رَأْسُ کُلِّ دَوَاءٍ فَأَعْطِ نَفْسَکَ مَا عَوَّدْتَهَا» معده خانه بیمارى و پرهیز سرآمد همه دارو ها است و به نفس خود آنچه را که عادت داده‏اى بده‏ ، و لذا تا آنجا که ممکن است باید از داروهای شیمیایی کم‌تر استفاده کرد ولی چون ما بدن خود را از قبل به داروهای شیمیایی عادت داده‌ایم به‌کلی نمی‌توان از آن‌ها فاصله گرفت. موفق باشید
21150
متن پرسش
سلام علیکم: استاد ضمن خسته نباشید. شما در بحث سلوک ذیل شخصیت امام در باب سوبژکتیویته مطالبی داشتید و آن را فرهنگی می دانید که در آن فرهنگ اشخاصی زندگی می کنند و در اندیشه های آن ها عمدتا با نگاه نومینالیستی به اطراف و پیرامون نظر دارند و بعد فرمودید حتی گاهی دین داری ما در ساحت سویژکتیویته قرار می گیرد آنگاه که بهره ی ما از نظر صرفا حال و لذت های درونی شود با این نگاه استاد ما به این نتیجه رسیدیم که بسیاری از اساتید فلسفه و عرفان و بسیاری از کسانی که این علوم را پیگیری می کنند با این نگاه و این نظر به سراغ این علوم می روند یعنی دلخوشند به این بحث ها و با این کتب لذت می برند و زندگی می کنند و با این ها سرگرمند و عملا بهره هایشان استفاده از الفاظ و لغاتی این چنینی است آیا اینگونه نیست؟ بنابر این می شود گفت سوبژکتیویته حجاب غلیظ تاریخی امروز ماست که سالکان کوی دوست در فضای دینداری خود باید از حجابی ضخیم و دشوار عبور کنند و آن خرق این نگاه نومینالیستی است به هستی و از پوست به درآمدن است. استاد پس می شود گفت که راز ناکار آمدی بسیاری از درس اخلاق ها و عرفان های موجود و....و بسیاری از دینداری ها و صحنه های ارتباط با مسجد و حسینیه و حرم ها این باشد که ما خرق حجاب سوبژکتیویته نکرده ایم و بهر ه ای از این ها نبردیم و نمی دانیم راز عدم استفاده ی ما از معارف و مساجد و حسینیه ها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. ما در سیطره‌ی نیهیلیسم به جای رجوع به حقیقت، رجوع به «خود» داریم و تنها از طریق انقلاب اسلامی، آری! تنها از طریق انقلاب اسلامی می‌توان در این دوران به حقیقت رجوع کرد. در این مورد عرایضی در مقاله‌ی «انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوبژه و اُبژه» شده است. بحمداللّه شما به نکته‌ی مهمی دست گذاشته‌اید. آن مقاله را برایتان می‌فرستم. موفق باشید

انقلاب اسلامی و عبور از تمایز سوژه و اُبژه

باسمه تعالی

آقای دکتر عبدالکریمی در کانال تلگرام‌شان در رابطه با انقلاب اکتبر روسیه سخنانی گفته‌اند که خوب است رفقا نسبت به آن تفکر و تأمل نمایند[1]. به گفته‌ی خود آقای دکتر عبدالکریمی ما نیاز داریم با تاریخ، مواجهه‌ی پدیدارشناسانه داشته باشیم . ایشان انقلاب اکتبر را یک رویداد بزرگ اجتماعی تاریخی می‌دانند که البته حرفی در آن نیست و سپس می‌فرمایند به بهانه‌ی تفکر نسبت به انقلاب اکتبر به مسائل خود در دهه‌های کنونی می‌پردازند.

می‌گویند دوره‌ی آرمان‌گرایی گذشته است.

از طیفی صحبت می‌کنند که رأس آن طیف، انقلاب فرانسه است و بعد انقلاب چین و انقلاب اکتبر و سپس انقلاب ایران و در آخر داعش. انقلاب فرانسه را دارای فرآیند امر تاریخی می‌دانند که فلسفه پیش از ایدئولوژی در آن نقش داشته و در بستر یک تقدیر تاریخی نظام فئودالی به بورژوازی تغییر کرد و در مورد انقلاب اکتبر می‌گویند چون در آن انقلاب جامعه‌ی مدنی از قبل وجود نداشت هیچ کنترلی در آن نبود و می‌گویند انقلاب ما - یعنی انقلاب اسلامی-  نیز چنین بوده . می‌گویند چون جامعه‌ی مدنی در انقلاب اکتبر نبود، تشکیلات عظیم دولتی در دست استالین می‌افتد و در ایران هم همین‌طور شد.

می‌گویند: انقلاب فرانسه بیشتر مبتنی بر یک تفکر فلسفی است، ولی انقلاب اکتبر بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی است و انقلاب اسلامی نیز ابتدا کنش کرده و سپس می‌خواهد ایدئولوژی‌اش را تدوین کند، منار را دزدیده است و به دنبال چاه می‌گردد.

می‌گویند: انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر هر دو انقلاب هستند و خواهان اعمال اراده‌ی مردم در حرکت سیاسی اجتماعی‌اند ولی انقلاب کبیر فرانسه با تقدیر تاریخی همسو است ولی انقلاب اکتبر چنین نبود و انقلابیون ایرانی می‌خواهند به نوعی اراده‌گرایی در روزگاری بپردازند که زمانه با آن‌ها یار نیست - زیرا تقدیر تاریخی با آن‌ها همسو نمی‌باشد-.

می‌گویند: ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که شاهد ظهور یک شهروند جهانی هستیم و انقلابیون ایران می‌کوشند در مقابل این روند مقاومت کنند و در آخر دلسوزانه می‌خواهند این کار نشود زیرا مثل شوروی خطر فروپاشی پیش می‌آید.

بنده در آن حدّ که رفقا نسبت به جملات بالا کمی تفکر نمایند؛ باب موضوع را در چند بند باز می‌کنم.

1- ملاحظه می‌کنید که در آن سخنرانی، انقلاب فرانسه را اصل گرفته‌اند و با آن انقلاب اکتبر روسیه را مورد ارزیابی قرار داده‌اند و در این بین هر آن‌چه خوبی در انقلاب اکتبر هست آن را به اعتبار نزدیکی به انقلاب فرانسه قلمداد کرده‌اند، ولی هر آن‌چه بدی در انقلاب اکتبر بوده است را مثل انقلاب اسلامی دانسته‌اند تا مخاطب خود به این نتیجه برسد که هیچ نقطه‌ی مثبتی در انقلاب اسلامی نیست. پیشنهاد می‌کنم صوت ایشان را دوباره استماع فرمایید.

2- ایشان می‌فرمایند انقلاب اسلامی هیچ پشتوانه‌ی فکری نداشته و ابتدا کنش‌گری بوده و سپس ایدئولوژی‌اش را تدوین کرده‌اند! بنده از شما می‌پرسم ایشان از کدام عینک انقلاب اسلامی را می‌نگرند؟ آیا انقلاب اسلامی باید با مبانی انقلاب فرانسه شکل می‌گرفت تا مبنای فکری داشته باشد؟ گذشته از آموزه‌های دینی، آیا موضوع ولایت فقیه و حضور اندیشمندانی مثل شهید مطهری و شهید بهشتی مبنای فکری انقلاب اسلامی نبودند که نتیجه‌ی آن مبانی فکری، آن شد که همه‌ی مردم به جهت فهمی که از انقلاب اسلامی پیدا کردند، تماماً از آن استقبال نمودند؟

3- می‌گویند انقلابیون ایرانی می‌خواهند به نوعی اراده‌گرایی در روزگاری بپردازند که زمانه با آن‌ها یار نیست، زیرا بیرون از تقدیر تاریخی عمل می‌کنند. همه‌ی حرف بنده در این قسمت است که چه کسی تقدیر تاریخی یک ملت را تشخیص می‌دهد؟ آیا حضور میلیون‌ها مردم در استقبال با انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله در مقابل استکبار، خبر از آن نمی‌دهد که خداوند چیزی را در این تاریخ به ما داده است به نام انقلاب اسلامی تا در بستر انقلاب اسلامی از بحران‌های خود رها شویم؟ جز این است که در دوره‌ی خودآگاهی نسبت به انقلاب اسلامی می‌توانیم از آن‌چه بر ما می‌گذرد، با خبر شویم و در برخورد صحیح با حقیقت انقلاب اسلامی از دورانِ تمایز سوژه و اُبژه عبور نماییم و آن حقیقت، به تمامی عینِ جان ما شود و در مسیر وفاداری به آن حقیقت بود که فرهنگ شهادت به صورتی‌که در این تاریخ ملاحظه کردید، به ظهور آمد؟

4- تعجب بنده از آقای عبدالکریمی از آن جهت است که از یک طرف در رابطه با موضع‌گیری نسبت به انقلاب اسلامی وارد صحنه می‌شوند که صحنه‌ی سخن از حضور تاریخی این ملت است، ولی همه‌ی شواهد تاریخی چنین حضوری را نادیده می‌گیرند و هیچ توجهی به عبور انقلاب اسلامی از سیطره‌ی فرهنگ غربی که در ذات این انقلاب نهفته است و از اصلی‌ترین ایده‌های متدینین به انقلاب اسلامی است، نمی‌کنند. در حالی‌که نه فاشیسم حاصل انقلاب فرانسه است، و نه داعش حاصل انقلاب اسلامی و نه ملاعمر نمونه‌ای از شخصیت امام خمینی. و این نوع برخورد به رخدادهای بزرگ و انسان‌های بزرگی که تقدیر تاریخی زمانه‌ی خود را می‌شناسد، تقلیل‌دادنِ آن رخدادها و آن اشخاص بوده و خبر از عدمِ درکِ کشف تاریخی دارد.

5- آیا انقلاب اسلامی وقتی به صورت حقیقت این دوران ظهور کند و با جان انسان‌ها متحد گردد، توانایی‌ آن را ندارد که جان انسانِ این دوران را به خود جذب کند، در آن حدّ که برای باقی‌بودن با آن از جان خود دست بکشد؟ البته این مشروط بر آن است که به انقلاب اسلامی به عنوان یک حقیقت وجودی نگاه شود مثل هر رخدادِ تاریخی، در آن صورت است که انسان خود را در آغوش آن حقیقت احساس می‌کند و می‌یابد که ما را در برگرفته و سراسرِ افق وجود ما را پر کرده در حدّی که هیچ آینده‌ای را بدون آن نمی‌توانیم بنگریم و این است آن انقلاب اسلامی که بنده متذکر آن هستم و معتقدم راهِ عبور از پوچیِ این دوران تنها در آن نهفته است و آقای عبدالکریمی به مخاطبان خود ظلم بسیار روا می‌دارند از آن جهت که مانع چنین نگاهی و چنین حضوری می‌شوند. آیا ملاحظه نکرده‌اید آن چند نفر مریدانِ ایشان به چه روز و روزگاری افتاده‌اند؟!

6-  در رابطه با بهترین نگاه به انقلاب اسلامی عرایض نسبتاً مفصلی دارم که إن‌شاءاللّه در جای خود باید از آن سخن بگویم. همین اندازه خواستم بابی باز شود تا رفقا نسبت به سخنان آقای عبدالکریمی فکر کنند که از یک طرف ظاهرِ علمی به خود می‌گیرند و از طرف دیگر به ایدئولوژیک‌ترین شکل با حقیقت وجودی انقلاب اسلامی برخورد می‌کنند و امکان تفکر را از مخاطب خود می‌ربایند و خطر فریب را می‌افزایند.

7- سخنان آقای دکتر عبدالکریمی را در نسبت با انقلاب با سخنان آقای دکتر رضا داوری اردکانی مقایسه کنید که از وی می‌پرسند: «آیا انقلاب اسلامی راهی را برای ما باز کرده است؟ و آیا امکانات تازه‌ای به روی ایران گشوده است؟» ایشان در جواب می‌فرمایند: «چرا در بدیهیات شک می‌کنید؟ مگر می‌توان گفت که حرکت امام خمینی یک گشایش در تاریخ ما نبوده؟ انقلابی رخ داده و عهدِ دینی تجدید شده است، مهم آن است که ما چطور می‌خواهیم رونده‌ی این راه باشیم. اکنون باید گشایش را فهمید و البته به آن دل‌خوش نشد، باید به امکانات و چگونگی این راه دقت کرد. ما قدم به قدم باید آن را بگشاییم.» می‌گوید من همچنان منتظر فیلسوفان و شاعران و مورخان هستم که در پیِ انقلاب بیایند.[2] آیا آقای عبدالکریمی به چگونگی طی‌شدنِ گشایشی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گذاشته است، دقت می‌کند؟ و یا به ایجاد سدِ نیهیلیسم؟

8- هگل سعی می‌کند با معنابخشی به انقلاب فرانسه آن انقلاب را از آنِ خود کند[3] و آقای عبدالکریمی بر عکس هگل، با نادیده‌گرفتن انقلاب اسلامی سعی می‌کنند رابطه‌ی ما را با حضور تاریخی‌مان نفی نمایند و نوعی ناتوانی جهت ساختارهایی مطابق انقلاب اسلامی را به مخاطبان خود القاء کنند. در حالی‌که هگل با تبیین روح آزادی که در متن انقلاب فرانسه یافت، تلاش کرد بشریت را در اصلاح امور خود امیدوار کند و تا به تقدیر تاریخی که در آن زندگی می‌کنند، نایل آیند. آیا نمی‌توان به میانجیِ تفسیر هگل از انقلاب فرانسه جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را دید و به توانایی‌های بالقوه‌ی آن پی برد؟ دکتر عبدالکریمی در ابتدای سخن خود می‌گوید بحث من فلسفی است و در سراسر سخن خود همانند یک لیدرِ سیاسی نسبت به انقلاب اسلامی موضع‌گیری منفی دارد و بدون طرح هرگونه مبنای فلسفی که در آن بتوان در هم‌تنیدگیِ حقیقت و تاریخ را مورد توجه قرار داد، بر عکسِ کاری که هگل در کتاب «پدیدارشناسیِ روح» می‌کند و خواننده‌ی خود را متوجه‌ی نسبت حقیقت و تاریخ می‌نماید که چگونه این دو می‌توانند به هم برسند، عمل می کند. در هم‌تنیدگیِ تاریخ و حقیقت چیزی است که با نظر به کشف انقلاب اسلامی می‌توان به آن رسید، انقلابی که با رویکرد خاص خود یک انقلاب منفعل نیست و به همین جهت در تقابل با فرهنگ استکباری به‌راحتی جلو نمی‌رود.

9- چقدر خوب بود آقای عبدالکریمی یا از انقلاب اسلامی سخن نمی‌گفتند و یا اراده‌های این ملت را در امر تحقق آن نادیده نمی‌گرفتند و آن را درک می‌کردند. اراده‌ی مشترک ملتی که در پرتو توحید، به آینده‌ای روشن نظر دارد و ایثارها و فداکاری‌های این ملت نشان می‌دهد که با خودآگاهیِ خاصی می‌خواهد در وسعتی که دیگر دوگانگیِ سوژه و اُبژه در میان نیست، تاریخ خود را بسازد و مزه‌ی این نحوه حضور را در دفاع مقدس چشیده است. لذا با همه‌ی سختی‌هایی که در مقابل خود دارد، سعی می‌کند برای درکی آن‌چنینی خطر کند و از منافع خود بگذرد. آقای عبدالکریمی را چه شده است که چنین تاریخی را احساس نمی‌کند و طلوعی چنین عظیم را، آری! طلوعِ درک همدیگر، ماورای آن‌که همدیگر را سوژه‌ی خود کنیم را، احساس نمی‌کند!! در حالی‌که دکتر فردید که متوجه‌ی چنین دغدغه‌ای در هایدگر بود، آن را در انقلاب اسلامی احساس کرد و گفت اگر هایدگر زنده بود آن‌چه را در عبور از متافیزیک و آزادشدن از سوبژه و اُبژه می‌طلبید ،  در انقلاب اسلامی می‌یافت.

10- آقای دکتر عبدالکریمی در جای دیگر گله می‌کند که چرا مردم ایران فوتبالیست‌ها را مهم‌تر از ایشان به عنوان استاد فلسفه می‌دانند و از این‌که در این کشور توجه لازم به ایشان نمی‌شود، گله‌مندند. در حالی‌که بنده معتقدم آقای عبدالکریمی متوجه‌ی تاریخی که در آن به‌سر می‌برند، نیستند و انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی را بسط مدرنیته و نیهیلیسم می‌دانند. آیا مردم ایران می‌توانند چنین فردی را از خود بدانند؟ راستی چرا مردم ایران شهید محسن حججی را از خود می‌دانند ولی آقای عبدالکریمی را نه؟![4]                                             

 والسلام   

طاهرزاده

 


[1] - https://t.me/bijanabdolkarimi/1476

[2] - به سخنان آقای دکتر داوری در «خانه بیداری اسلامی» استان اصفهان در تاریخ پنجشنبه ۲۶ مرداد رجوع فرمایید.  

[3] - با این‌که هگل از گیوتین که سرها را چون کلم از تن جدا می‌کرد و از ترور که عده‌ی زیادی را به قتل رساند، نه غافل است و نه آن را تأیید می‌کند ولی متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب فرانسه است و از آن جهت آن را تأیید می‌کند.

[4] -

19396

سند بیست سیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر آقای روحانی گفتن که رهبر سند بیست سی رو اشتباه متوجه شدن. گزارش غلط بهشون داده شده. در چهاچوب نظام اجرا میشه. من واقعا نگران شدم. با این همه مخالفت رهبری ایشون بازم اصرار دارن. ظاهرا هم همه خوابیدن! چه کنیم؟ خیلی نگرانی داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست، جناب آقای ازغدی و دکتر کچوئیان که هر دو از اعضای شورای انقلاب فرهنگی هستند روشن نمودند قضیه طور دیگری است و احتمالاً روزهای آینده این موضوع بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید

17697
متن پرسش
سلام: براي اينكه يه دختر چادري خودنمايي شو از بين ببره بايد چيكار كنه؟ آيا ذكر خاصي هست براي رفعش؟ براي اينكه خوشمون نياد مردا نگامون كنند بايد چيكار كنيم؟ بخصوص اگر آن دختر چهره ي زيبايي داشته باشد و به هر حال بقيه نگاش ميكنن چيكاركنه كه بدش بياد مرداي نامحرم نگاش كنن هر مردي چه خوب چه بد. در صحيفه فاطميه نوشته شده زن بايد در معرض ديد غير محارمش شش قسم رعايت كند كه ششميش عفت در حرام و آرمانه يعني: از عمق دلش تمايلي به نامحرم نداشته باشد چرا كه هرچه در دل ريشه كند آثارش در اعمال و حركات انسان جوانه مي زند مگه ميشه از عمق دل تمايلي به جنس مخالف نداشت اينجوري كه يعني طرف مريضه نميدونم شايد من اشتباه مي كنم لطفا برام توضيح بدين چطور ميشه همچين چيزي؟ و خيلي دوس دارم به همچين چيزي برسم لطفا بگيد چطور ميشه به همچين بينشي رسيد؟ بعد اينكه در داستاني خواندم كه به خانمها ميگن براي ازدواج كردن سعي كنيد در محافل حاضر بشيد يا به جاهاي همسريابي سربزنيد يا با كسي در ميان بزاريد. مثلا انسان خيرخواه اگر من بخوام در بالاترين سطح عزت نفس برخورد كنم آيا ميتونم همچين فكري داشته باشم كه شخصيت من اينجوري نيست براي ازدواج برم تو محافل تا بلكه كسي خوشش بياد اصلا مي خواد كسي خوشش نياد. مگه همه زندگي ازدواجه؟ اگر خدا خودش بخواد من تو خونه هم نشسته باشم خودش بهترينو ميفرسته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برای کنترل خیال به همان معنایی که می‌فرمایید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» با شما سخن می‌گوید. زیرا هر اندازه انسان با نور توحید الهی مرتبط شود، بقیه‌ی افراد برایش از هویت می‌افتند 2- آری! هیچ‌کس نیست که از جنس مخالف بدش بیاید، ولی نباید برای خوش‌آمدنِ جنس مخالفِ نامحرم خودآرایی کند 3- حضور در محافل دینی جهت شوهریابی لازم نیست. آری! ما به حکم وظیفه و برای کسب معارف الهی در چنین جلساتی شرکت می‌کنیم خود به خود در چنین بسترهایی به صورتی سالم امکان انتخاب پیش می‌آید. موفق باشید

15313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام جناب استاد: استاد باز هم بگو هاشمی مقابل رهبری نیست و پس از صحبتهای ایشان بر حرف خود تاکید نمی کند! رهبری عدم حضور آیت الله مصباح و یزدی را خسارت می داند، هاشمی اینان را جاهلان افراطی می نامد. استاد این تقابل چه خواهد شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم تفاوت نگاه آقای هاشمی با رهبری مبنایی تر از آن است که آن را در یک تقابل سیاسی خلاصه کنیم به همین جهت در جواب سوال 15151 تلاش کرده‌ام تا این دو نوع تفکّر را تبیین نمایم تا جامعه‌ی ما به جای گرفتار شدن به یک جامعه‌ی دو قطبی به بلوغ از تفکر دست یابد. موفق باشید

14991
متن پرسش
سلام و درود: استاد فرزانه و فاضل از میان فیلسوفان غربی حاضر در این قرن کدام یک مورد توجه بقیه فیلسوفان غربی عصر حاضر است؟ نظر شما در مورد تفکراتش چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکارت و کانت و هگل و هایدگر، ستون‌های تفکر غرب‌اند. باید بیش از آن‌که بخواهیم آن‌ها را نقد کنیم، سعی کنیم آن‌ها را بفهمیم. موفق باشید

14950
متن پرسش
عرض سلام و ادب و درود خدمت شما استاد فرهیخته و گرامی و سایر دست اندرکاران و مسببین انتشار سخنان حق، به حق مداران. ان شاء الله که خداوند منان به شما بزرگواران توفیق روز افزون عنایت فرماید. سوالی دارم که مدتهاست ذهن بنده را مشغول کرده و آن اینست که موسیقی چه تاثیری در روح و نفس و قلب انسان دارد؟ آیا هر نوعی از آن را که در نظر بگیریم اثر سوء دارد؟ پس اگر اینگونه است چطور در دوران تمدن شکوهمند اسلامی بزرگوارانی نظیر حکیم فارابی و شیخ الرئیس و ... درباره ی برخی سازها کتاب دارند؟با توجه به حدیث شریف حسنات الابرار سیئات المقربین به طور کلی گوش دادن به موسیقی و آواز غیر غنایی و حلال چه حکمی از جهت عرفانی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موسیقی اگر در راستای جهتی مقدس نباشد، عمل لغوی است ولی اگر از طریق موسیقی محتوایی مدّ نظر قرار بگیرد، تأثیر آن محتوا را شدت می‌دهد، به اصطلاح می‌گویند «موسیقی آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند» 2- جریان فارابی چیز دیگری است. او توانسته با ارتعاشاتی که ایجاد می‌کند همان چیزی را در نفس و روان انسان پدید آورد که پدیده‌های مادی به نحوی آن را پدید می‌آورد. شنیده‌ام اخیراً موسیقی‌هایی ایجاد شده است که عیناً کار مواد مخدّر را انجام می‌دهند. یعنی ارتعاشات، در سلسله‌ی اعصاب همان نقشی را ایفاء می‌کنند که مواد مخدّر انجام می‌داد. ظاهراً برادر علامه طباطبایی نیز به آن‌چه فارابی دست یافته بود، دست یافته بودند و آثاری را در این مورد مکتوب کرده‌اند، ولی چون نگران سوء استفاده از آن بودند، آن‌ها را دفن نمودند. موفق باشید 

12960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
می خواستم نظر شما را در مورد نوشته اخیر دکتر داوری درباره توافق هسته ای بدانم؟ 2. آیا این نوع نگاه دست کشیدن از آرمان ها نیست؟ تفاوت این نگاه با نگاه یک انسان غرب گرای طرفدار آمریکا چیست؟ 3. به نظرمی آید این نگاه شور و حرارت انقلابی جوانان را می کشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در مورد سخنان جناب آقای دکتر داوری برداشت دیگری دارم. پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال شماره‌ی 12948 رجوع فرمایید. موفق باشید

12878
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت: آنگونه که بنده متوجه شده ام سیاست آقای هاشمی در زمان جنگ و مذاکرات هسته ای سیاست «بده بستان» یا به عبارتی معامله با قدرتهاست. در زمان جنگ سیاست آقای هاشمی این بود که ما باید یک نقطه استراتژیک در خاک عراق را بگیریم و سپس با صدام وارد مذاکره شویم تا سرزمین ما را آزاد کند و جنگ تمام شود. اما نظر امام و مردم حزب الله این بود که ما تا نابودی صدام جنگ را ادامه خواهیم داد. در نهایت هم امام با پذیرش قطعنامه جام زهر را نوشیدند و جنگ مطابق سیاست آقای هاشمی به پایان رسید. شما فرمودید که اگر ما آن زمان مقاومت بیشتری انجام می دادیم اکنون قدرت بسیار بیشتری در منطقه داشتیم. الان هم همین سیاست توسط آقای روحانی دنبال می شود. ما در مذاکرات قبول کردیم که از غنی سازی 20 درصد دست برداریم و به زیر 5 درصد اکتفا کنیم. این سیاست شاید مثل پذیرش قطعنامه منجر به صلح شود اما آیا بهتر نیست ما کلاً توافق هسته ای با غرب را کنار بگذاریم و به کار خود ادامه دهیم تا بعدا مثل پذیرش قطعنامه پشیمان نشویم؟ آیا خود مذاکره با غرب «جام زهر» نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که بتوانیم در هر صحنه‌ای در عین استغناء از غرب، اولاً خود را در جهان اثبات کنیم، ثانیاً: روحِ فریب‌کار و دروغ‌گوی فرهنگ غربی را نشان دهیم، وگرنه آری! پشیمان خواهیم شد. موفق باشید

11306
متن پرسش
سلام استاد گرامی آیا شما برطرف شدن برخی مشکلات خلق و خو و روحی را با اصلاح مزاج از طریق طب سنتی اسلامی قبول دارید؟ مثلا دکترهای طب سنتی اسلامی میگویند وقتی سودا در بدن زیاد شود روی خلق و خو و افکار تاثیر میگذارد و بعضی وقت ها باعث احساس افسردگی و یا وسواس میشود،و برای برطرف کردنش باید سودای بدن دفع شود چون سردی بدن زیاد شده و باعث خشکی سر شده و برخی مشکلات روحی به وجود آمده،در این شرایط آن شخص باید برخی دستورات طب سنتی مانند خوردن غذاهای گرم و تر و برخی داروهای گیاهی دفع کننده سودا را رعایت کند و حجامت یا زالو درمانی کند تا بعد از چند ماه سودا از بدنش دفع شود و به تعادل برسد و مشکلش رفع شود. آیا شما قبول دارید؟ چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه یادتان باشد که شرایطی که در بدن به‌وجود می‌آید در رابطه با روح، حکمِ علّت معدّه را دارند و در واقع زمینه هستند و به همین جهت اصالت را باید به روح یعنی نفس ناطقه داد که می‌تواند ماوراء این زمینه‌ها کار خود را بکند. علت حقیقیِ خُلق و خوی انسان، روح اوست. موفق باشید
11160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. آیا همه مباحث مرگ را ذکر کرده اید؟ یعنی تقدیر خداوند فقط در این حوزه هاست؟ آیا خداوند مرگی را برای کسی تقدیر کرده که هیچ کس نداند چرا؟ 2. کلیپ فروختن زنان توسط داعش را در بازار دیدم! گناه این زنان چیست و آیا خودشان در این حادثه ای که اتفاق افتاده نقشی داشته اند؟ منظورم این است که چون هجرت نکرده اند مقصرند و این تاوان کم کاری خودشان است؟ یا جنایاتی که ریگی می کرد و گروگان می گرفت و گروگان ها را می کشت چه توضیحی دارد؟ آیا به عین ثابته شان ربطی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تنها در نگاه فلسفی ما بحث کرده‌ایم و این هرگز همه‌ی مطلب نیست 2- هرچه هست حساب‌هایی است که از مدیریت الهی خارج نیست هرچند در ظاهر ما متوجه حکمت آن نشویم. گفت: صدهزاران طفل سر بُبْریده شد/ تا کلیم اللّه صاحب‌دیده شد». موفق باشید
9566
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی: ما در سیر مطالعاتی «فصل چهارم آشتی با خدا » هستیم و «شرح جنود عقل و جهل» را هم چند جلسه گوش داده ایم. اما به خاطر اهمیتی که نماز می تواند در پیشرفت معنوی داشته باشد دوستان مایلند آداب الصلاه را به جای شرح جنود شروع کنیم. لطفا بفرمایید کدام مورد بهتره؟ اول شرح جنود و بعد آداب الصلاه یا بر عکس؟ یا توصیه دیگری دارید؟ آیا حضرت امام غیر از آداب الصلاه کتاب اخلاقی دیگری هم درباره نماز دارند؟ سئوال دیگری هم دارم: بحثی درباره اینکه عجله از شیطان هست داشتیم دوستی می گفت درباره شهیدی مطلبی خوانده که تمام کارهایش مثل غذا خوردن و حتی نمازش را سریع می خوانده تا وقت برای اعمال صالح بیشتری داشته باشد، یا امام جماعتی را نام بردند که خیلی با سرعت نماز و سایر کارهایش را انجام می دهد تا از عمر بهره بیشتری ببرد. به نظر جنابعالی این کارها با این نیت صحیح تر و بهتر هست یا در هر حال با تانی انجام دادن؟ اصلا آیا تفاوتی بین سرعت و عجله هست؟ خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحث «جنود عقل و جهل» یک بحث اخلاقی است و همه‌وقت جا دارد که کار کنید. پیشنهاد می‌کنم بعد از «آشتی با خدا»، آداب الصلواة را شروع کنید و در کنار آن شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را داشته باشید. کتاب دیگر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد نماز یعنی «سرّ الصلواة» بسیار تخصصی است 2- این حرف درستی نیست که ما به بهانه‌ی انجام اعمال صالح بیشتر در عبادات خود عجله کنیم و عملاً نه از این عبادت نتیجه میگیریم و نه از عبادات دیگر. موفق باشید
9269
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام: چندین بار مبحث اصالت وجود رو خوندم اما هر بار کمتر متوجه میشم. یه جا گفته میشه خارج تنها توسط وجود پر شده و ماهیت از وجود توسط ذهن انتزاع می شود. در جای دیگر از اتحاد ماهیت و وجود در خارج سخن میگن. به نظر من این 2 کاملا با هم متفاوتن. آیا این دیدگاه دوم که به اتحاد ماهیت و وجود در خارج معروفه درسته و اصلا چگونه با دید گاه اول قبل جمع هست؟ ممنون میشم واضح توضیح بدین و به ایمیلم بفرستین. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روشن شد تنها «وجود» در میان است نکته‌ی دوم نیز روشن می‌شود که آنچه به صورت ماهیات در عالم هست صورت‌های مختلف وجود است و اتحاد ماهیت و وجود به همین معنا است که ماهیات حدّ وجودند. در این مورد سعی کنید برهان صدیقین را با سی‌دی شرح آن دنبال کنید یا برهان صدیقین را با یک استاد پیگیری کنید. موفق باشید
8395
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد برای پاکسازی وهم از فکر بد و ورود آن چه باید کرد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک کند. موفق باشید
7812
متن پرسش
با سلام اینکه می گویید زن و مرد تنها در جسم متفاوت هستند و در روح نه و اینکه حقیقت هر انسانی من اوست و روح و نفس اوست و روح و نفس انسانها یکسان است ، پس زن و مرد در حقیقت انسانی خود یکسان هستند. سوال من این است: مگر نوع احساسات زن با نوع احساسات مرد متفاوت نیست؟ نوع تمایل مرد به زن با نوع تمایل زن به مرد متفاوت نیست؟ مگر مثلا زنها مهربانتر و عاطفی تر نیستند؟ مگر بسیاری از این دست روحیات در زن و مرد فرق نمی کند؟ خب . اینها که گفتم مگر جزء ویژگی روحی نیست؟ یعنی جدا از جسم است. خب این ویژگیهای روحی که فرق می کنند. پس یعنی روح زن و مرد هم علاوه بر جسمشان فرق می کند. پس چطور می گویید که در نفس انسانی زن و مرد یکسانند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: از آن‌جایی که قرآن در ابتدای سوره‌ی نساء می‌فرماید «همه‌ی انسان‌ها از نفس واحده خلق شده‌اند» می‌توان گفت: حقیقت انسان‌ها مافوق زن و مرد بودن آن‌هاست و زن و مرد بودن مربوط به بدن است ولی این را نیز باید متوجه بود که بالاخره روح هر انسانی است که بدن خود را می‌سازد و اگر آن روح، در خودش گرایشی به مرد بودن یا زن بودن نداشت بدن زن و یا مرد بودن خود را نمی‌ساخت و لذا از این جهت نمی‌توان از تفاوت روحی زن و مرد غفلت کرد. موفق باشید
7385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد ما میگفتند درست است که در قیامت زمان وجود ندارد اما دهر هست.تفاوت زمان و دهر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع دهر یک موضوع تخصصی است. معتقدین به آن از جمله میرداماد، «دهر» را حدّ زمان و حقیقت آن می‌دانند، مثل ماهیت که حدّ وجود است. موفق باشید
6182
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده با توجه به اینکه جنابعالی از طرفدادران محکم استکبار ستیزی بخصوص آمریکا ستیزی هستید ،میخواستم نظر جنابعالی را در مورد کشتار هزاران تن از مسلمانان چچن توسط روسیه طی همین چند سال گذشته و سکوت ایران در این مورد را بدانم ؟ آدرس ایمیل ندارم . لطفا در سایت خودتان اطلاع رسانی کنید . موید باشید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد قبلاً در جواب عزیزان محترم عرایضی داشته‌ام. همین اندازه استظهار داشته باشید که مسلمانان چچن عموماً تحت تأثیر وهابی‌های عربستان هستند و تعدادی از آن‌ها در سوریه در حال جنگ با دولت‌اند و خون شیعه و علویون را حلال می‌دانند و اساساً دولت روسیه را به رسمیت نمی‌شناسند و چندسال پیش در مجلس دوما بمب‌گذاری مهیبی به نفع آمریکا انجام دادند.موفق باشید
4029

اومانیسمبازدید:

متن پرسش
سلام انسانگرایی عصر جدید یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی اومانیسم که در تعریف آن می‌توانید به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
3442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی لطفا چند نفر را معرفی بفرمایید که در رابطه با لعن و سب در شیعه کار کرده باشند و نظر و اثر مکتوب قابل ارجاع داشته باشند؟حداقل دو نفر و کتب مربوطه؟ در بیشتر کتب فقط چند روایت پراکنده در تایید و یا رد وجود دارد و نظر و تفسیر و بحثی نیست!  با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اطلاع ندارم. موفق باشید
3060
متن پرسش
سلام علیکم. استاد آیا میتوان در یک کار گروهی تشکیلاتی که مثلا یک نشریه داده میشود و در آن برای اسلام و به خاطر دغدغه ی دینی،مطلبی اشتباه را که به نظر ما رسیده به خاطر اینکه به نظر من رسیده که اشتباه است کمک نکرد یا باید به کلیت کار نگاه کرد و اگر مطلب اشتباهی در آن بود هم آن را نشر دهیم؟اگر در آن احساس کردیم که این حرف در نشریه یک نسبت خلاف واقعی به یک فرد است و یا یک نوع توهین به کسی باشد ولی کلیت بحث دفاع از اسلام باشد چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عموماً باید به کلیت امور نگاه کرد ولی اگر این طور که می‌فرمایید ظلمی در کار است و شما در نشر آن ظلم شریک خواهید بود نباید وارد شد. موفق باشید
1781
متن پرسش
سلام استاد عزیز شما آیا شاگرد علامه حسن زاده هم بوده اید یا فقط برای برخی موارد به ایشان رجوع می کردید- اگر بودید چند سال ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده حدود دو سال هفته‌ای یک جلسه همراه با بعضی از برادران خدمت ایشان می‌رسیدیم و ایشان هرچه صلاح می‌دانستند می‌فرمودند ولی رابطه‌مان رابطه‌ای نبود که ایشان دستورالعمل بدهند و ما مثل یک شاگرد سلوکی از ایشان استفاه کنیم. بنده با مختصر اطلاعاتی که از ایشان دارم فکر نمی‌کنم ایشان بخواهند یک قطب باشند و یا استاد سلوکی قلمداد شوند. علامه حسن زاده کتاب‌های بسیار ارزشمندی را نوشته‌اند و انتظار دارند افراد با مطالعه‌ی آن کتاب‌ها به غنای علمی خود بیفزایند و به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نزدیک شوند و آن خانواده را ملاک تعالی خود قرار دهند. موفق باشید
18338
متن پرسش
بسیار سپاسگذارم که وقت می‌گذارید و ابعادی را روشن می کنید. امیدوارم صبر شما در جواب دادن به سوالات ما بینوایان گیج تمام شدنی نباشد. استاد آیا شما قبول دارید که اعمال انسان طبق شاکله و استعداد و اقتضائات عین ثابته ی اوست یا نه؟ آیا شما قبول دارید که استعداد و اقتضائات عین ثابت انسان از فیض اقدس به مشیت اولی از طرف خود خود خدا به انسان داده شده است یا نه؟ اگر قبول دارید پس انسان عروسک کوکی خداست که آنچنان می رقصد که خودش طرح نموده... نمک نمی تواند شیرینی را به ذات خود بیفزاید و شوریش را از دست دهد چون که از ابتدا نمک خلق شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده افتخار می‌کنم که در خدمت رفقا باشم و منّت می‌کشم.

عنایت داشته باشید که در مورد «عین ثابته» از این موضوع غفلت نشود که اگر همان‌طور که می‌فرمایید فیوضاتی که برای عین ثابته است از فیض اقدس و مشیت الهی است؛ از طرف دیگر آن فیوضات مطابق آمادگیِ خود انسان است و طلبی که در ذات خود کرده و همواره در این طلب، به جهتِ ذاتِ مختاربودنش می‌تواند تجدید نظر کند و منشأ پذیرش فیض متفاوتی گردد. به همین جهت عرض شد «عین ثابته» آن انتخاب بنیادینِ انسان است. موفق باشید

18097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺧﺪﻣﺖ اﺳﺘﺎﺩ: ﻣﻦ ﻃﻠﺒﻪ ﻫﺴﺘﻢ و ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻧﻬﻢ ﺣﻮﺯﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻫﺴﺘﻢ. ﺳﻮاﻟﻲ ﻛﻪ اﺯ اﺳﺘﺎﺩ ﺩاﺷﺘﻢ اﻳﻨﻪ ﺁﻳﺎ ﻟﺰﻭﻣﺎ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﻃﻠﺒﻪ ﺷﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﺭا ﺑﭙﻮﺷﺪ؟ ﻭاﻳﻨﻜﻪ ﺁﻳﺎ اﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺖ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺩﻳﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺩﺭ ﻧﺴﻞ ﺟﻮاﻥ؟ ﻣﻤﻨﻮﻥ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جواب سؤال‌های شماره‌ی 13418 و 16713 و 17925 شده، خوب است که به آن‌ جواب‌ها رجوع شود. موفق باشید

18026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شما در جواب سوال ۱۸۰۱۷ فرمودید که آیت الله جوادی فرمودند محیی الدین شیعه بوده ولی در جواب سوال ۱۷۸۹۴ فرمودید که آیت الله جوادی فرمودند محیی الدین بسیار به شیعه نزدیک بوده. از این کلام دوم بر می آید که شیعه نبوده ولی به شیعه بسیار نزدیک بوده.حال نفهمیدم کدام یک از این دو کلام درست است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنان‌چه دقت بفرمایید در جواب به آن سؤال عرض شده که: حضرت آیت اللّه جوادی فرمودند محی‌الدین در عقاید شیعه بوده. و این غیر از آن است که بگوییم که از همه لحاظ حتی از نظر فقهی شیعه باشد و در نتیجه می‌توان گفت که او به شیعه بسیار نزدیک است. آیت اللّه حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» در مورد تشیع مولوی و محی‌الدین نکاتی فرموده‌اند که خوب است به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید

16649
متن پرسش
سلام استاد حکیم: در سوالی فرموده بودید نظر من در مورد خلفا اینگونه نیست؛ می خواستم بدونم نظر شما در مورد خلفای اهل بدعت چیست؟ با اینکه ما این همه روایت در لعن آنها داریم؟ در حال حاظر بنده با اهل سنت هم در ارتباطم برای همین خواستم نظر درست در مورد خلفا را بدونم!؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در یکی از خاطرات‌شان می‌فرمایند: امام تصور می‌کردند که برادران اهل سنت، احترام خاصی برای معاویه قائل نیستند و از این جهت صراحتاً او را نقد می‌کردند – نه لعن – ولی بعد که به ایشان عرض شد اهل سنت، معاویه را نیز محترم می‌شمارند از آن به بعد حضرت امام از انتقاد به معاویه نیز خودداری نمودند تا این اندازه احترام به برادران اهل سنت را برای خود فرض می‌دانستند. عرایض نسبتاً مفصلی در بحثی که نسبت به آیه‌ی 4 سوره‌ی احزاب در تبیین آن سوره شد؛ خدمت عزیزان شده است. موفق باشید

نمایش چاپی