بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12392
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر، در مورد ذکر یونسیه که نیاز به استاد دارد از آنجایی که استاد من، به من فرموده بودند از ایشان دوباره پرسیدم که اشکالی ندارد زیاد گفته شود بدون استاد؟ ایشان فرمودند که همین سوال برای ایشان مطرح بوده و ظاهرا آیت الله جوادی آملی فرمودند اخیرا، که اشکالی ندارد بدون استاد گفته شود مخصوصا وقتی انسان مضطر شده باشد. نظر حضرتعالی چیست؟ با توجه به پاسخ حضرتعالی به یکی از سوالات.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید در ذکر یونسیه از کسی که جایگاه این ذکر را می‌شناسد و روح و روحیه‌ی شما را نیز می‌داند مشورت بگیرید. این غیر از آن است که گفته می‌شود ذکر خاص را باید استاد ره‌رفته‌ای تعلیم دهد. موفق باشید

10093
متن پرسش
سلام علیکم: فرموده اید: «بعضی از انسان‌ها از نظر طینت و شخصیت عموماً امور الهی را انتخاب می‌کنند و شخصیتاً خود را در انتخاب‌های معنوی می‌پرورانند با این‌که می‌توانند انتخاب‌های غیر الهی داشته باشند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نمونه‌ی کامل چنین شخصیتی هستند» گناه شخصی که شخصیتش اینچنین نیست چیست؟ اگر عین ثابته فردی تمایل به بدی دارد چرا خدا عقابش می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر مربوط به خود شخص است که آیا مطابق عهد الهی‌اش که در فطرت خود دارد انتخاب کند و یا نه، به همین جهت آن‌هایی که مطابق عهد الهی‌شان عمل نکنند فردای قیامت خود را ملامت می کنند. موفق باشید
9740
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: لطفا این پاورپوینت را در آدرس زیر مشاهده کنید و درستی یا نادرستی آن را بفرمایید و اگر قسمت نادرستی داشت لطفا توضیح دهید یا یک کتاب معرفی کنید. با تشکر فراوان از زحمات شما http://s5.picofile.com/file/8135809092/Quran_Dimension.pptx.html
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بررسی این‌گونه فایل‌ها نیاز به فرصت دارد که بنده چنین فرصتی در اختیار ندارم. چنانچه سؤالی از موضوع خاص آن فایل دارید با طرح آن موضوع بفرمایید، بنده در خدمتتان هستم. با این‌همه آنچه بنده برداشت کردم تهیه‌کننده‌ی مطلب مورد اشاره درک روشنی از «وجود» و مراتب عالم غیب و معنویت ندارد و لذا با واژه‌هایی مثل بعد چهارم و بعد پنجم در مورد موضوعات غیبی، بر ابهامات موضوع اضافه می‌شود. موفق باشید
9417

مرگ از یاسبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1) آیا به جز شما، اشخاص دیگری هم از عبارت «القواطعِ القسریه» ی ملاصدرا، تعبیر به مرگ از یاس کرده اند؟ اگر جزوه یا کتابی از صاحب فکران دیگر در این زمینه (مرگ از یاس) میشناسید لطفا معرفی کنید. 2) حدیث امام صادق علیه السلام که می فرماید کسانی که به حهت گناهنشان میمیرند بیشتر از کسانی هستند که از سر آمدن اجلشان میمیرند.... آیا به این معنی نیستش که گناهان باعث حوادثی میشود که باعث قطع عمر یا کوتاه شدن آن میگردد مثلا به دلیل یک گناه انسان تصادف میکند و میمیرد یا بیماری لا علاج میگیرد و میمیرد نه اینکه، به دلیل کامل شدن نفس در جنبه حیوانیش باشد. بنده نفهمیدم از کجای حدیث امام صادق علیه السلام چنین برداشتی (مرگ از یاس) را کردید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده با دقت در دلایل مرگ از نظر ملاصدرا و با توجه به این‌که بعضی از نفس‌ها نه در حیوانیت کامل شده‌اند و نه در انسانیت و نه به جهت عوامل خارجی، بدن را ترک می‌کنند؛ به این نتیجه رسیدم و تعبیر به مرگ از یاس را برای چنین مرگی انتخاب کردم 2- روایت حضرت صادق«علیه‌السلام» از جهتی با چنین مرگی تطبیق دارد زیرا حضرت موضوع را محدود به این نفرمودند که مرگ در اثر گناه صرفاً باید ریشه‌ی بیرونی داشته باشد. مضافاً این‌که برهان کمک می‌کند تا بفهمیم بالاخره نفس ناطقه بعضاً چون افق آینده را به جهت گناه‌آلودگی‌اش تاریک می‌بیند، امید ادامه‌ی تدبیر بدن را از دست بدهد. موفق باشید
9162
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: یکی از مباحثی که به نظر می رسد باید به آن اهمیت داده شود خردورزی و تفکر در کودکان است و یا به عبارت دیگر امروز کودکان ما تحت تاثیر فضای حاکم هویت خود را در شخصیتهای غربی تعریف می کنند. آیا میتوان افقی از تفکر را به کودکان نشان داد که در آن خود را شخصیتی تمدن ساز بیابند. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید این کار را کرد و از همان موقعی که کودک قدرت تمیز دارد افقی را در مقابل‌اش به عنوان زندگی آرمانی تعریف کرد که هرگز خود را بازی‌خورده‌ی تمدن غربی احساس نکند. موفق باشید
9110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منظور از به صحنه در آوردن دل چیست؟ آیا منظور همان ایجاد رابطه ی قلبی و عاطفی با خداست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید
8921
متن پرسش
با سلام: منشا نماز نخواندن چیست؟ در صورتیکه فرد اعتقاد به خواندن نماز دارد و از نماز نخواندن رنج میبرد ولی قدرت روحی مبارزه با بی نمازی را ندارد. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این وظیفه عمومی بشر است که باید عقاید حقه خود را به عمل نزدیک کند تا به تقوای لازم برسد. خطر آن‌جا است که بعضی آنچنان در نزدیکی عقیده و عمل کوتاهی می‌کنند و به‌کلّی از تقوای لازم محروم می‌گردند که حتی واجبات الهی را به مرحله‌ی عمل نمی‌کشاند. در هر صورت راه‌کارِ عملی قضیه آن است که انسان سعی کند عقیده‌ی خود را به‌خصوص در امور واجبات به عمل بکشاند تا از تقوای اولیه محروم نگردد. موفق باشید
7347
متن پرسش
«الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَـنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ» (ملک، 3) ببینید آیه ی بالا به خودی خود دارای ایراد منطقی است! برای روشن شدن موضوع به مثال زیر دقت کنید: ادعای من: این زمین و آسمان ها رو من خلق کردم. اگر شما میگی اشتباه میکنم دنبال خلل و شکافی تو آفرینش (ادعای من) بگرد.... اگر پیدا کردی من از حرفم میگذرم... خوب شما در اولین سوال (بدون توجه به اینکه حالا نبودن خلل و شکاف چه ربطی به آفریننده بودن من داره) میتونی و حق داری بپرسی منظورت از خلل و شکاف چیه؟! مثلا اگر من اسب تک شاخ بالدار پیدا کردم نشان خلل و نقصانه؟ اگر نخود سیاه پیدا کردم نشان خلل و شکافه؟ چی مصداق خلل و شکافه؟ این صرفا یک مثال بود ممکنه ایراداتی داشته باشه ولی اصل سوال من از آیه ی بالا در اینجاست که اساسا طرح همچین سوالی (دیده بگردان، آیا خلل و نقصانی میبینی؟) بدون مشخص کردن مصداقی برای خلل و شکاف سوالی نابخردانه و اشتباه است... خوشحال میشم نظرات مبتنی بر قرآن منطق شما عزیزان رو هم بدونم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید حضرت حق با توجه به ربوبیت خود دارد با ما سخن می‌گوید بدین لحاظ که این قرآن را بر مبنای ربوبیتش آورده تا ما را بپروراند. می‌فرماید این قرآن را همان کسی آورده که این عالم را خلق کرده عالمی که به عنوان بستر پروریدن انسان هیچ خلل و نقصی ندارد به همین جهت فرمود: در خلق رحمان هیچ‌گونه فوت و بر هم‌ریختگی نیست. آری در خلق رحمان، یعنی حق با نظر به نور رحمانش این عالم را خلق کرد تا عالم بستر رحمت واسعه‌ی حق باشد و در راستای همین رحمت، نبوت و قرآن را آورد. در آیه‌ی بعدی می‌گوید با توجه به این امر دوباره‌ بازخوانی کن، می‌بینی کوچک‌ترین فطور و نقصی در نظام عالم در راستای تعالی انسان نمی‌یابی و به اصطلاح علمای فیزیولوگ، عالم نظام اندام‌وار دارد. آیا می‌شود برنامه‌ای برای ابعاد روحانی انسان در نظر گرفته نشود. در واقع آیه‌های مذکور می‌خواهد ما را متوجه جایگاه هستی‌شناسانه‌ی نبوت بگرداند. عنایت داشته با شید که هر علمی زبان خاص خود را دارد ما حتی اگر مثنوی جناب مولوی را هم خواستیم بخوانیم باید به اصطلاحات آن اشنا باشیم.موفق باشید
6350
متن پرسش
سلام.حضرت استاد در بحث حرکت جوهری شما به خوبی اثبات کردید که ذات عالم ماده حرکت است وقبل از آن حرکت اعراضی که در کم وکیف واین وضع بود را بیان کردید ولی این نکته که حرکت جوهری کدام نوع از حرکت را دارد که قوه های خود را تبدیل به فعل می کند را بیان نداشتید .ویا تمامی این 4نوع حرکت در حرکت جوهری می باشد.؟ پیشاپیش اگر سوالم ازآن جهت که موضوع را هنوز درست نفهمیدم عذر می خواهم که وقت گرانبهای شمارا گرفتم.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ثابت کنیم ذات ماده دارای حرکت است، پس حرکت جوهری خواهد بود، دیگر نباید طرح چگونگی حرکت مثل کمّ و کیف در میان باشد که حرکاتی عرضی هستند. در همان بحث روشن شد که حرکات عرضی ریشه در حرکت جوهری دارند. موفق باشید
5526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من در یک گروه فرهنگی فعالیت دارم که در آنجا به مناسبت های مختلف نمایش نامه می نویسیم و بعد اجرا می کنیم برای میلاد امام رضا(ع) در تدارک یک جشن هستیم و در نوشتن نمایش نامه دچار مشکل شدیم می خواستم به ما منابعی معرفی کنید که هم معتبر باشن هم بشود از آنها مطالبی را برای نمایش نامه نوشتن استخراج کرد اگر این منابع راجع به فتنه های زمان امام رضا باشه خیلی ممنون میشم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور ذهن در این مورد که می‌خواهید ندارم چند جلسه عرایضی داشته‌ام که در دی‌وی‌دی شماره‌ی 2 تحت عنوان مباحث مربوط به سایر ائمه هست. کتاب ارشاد شیخ مفید و منتهی‌الآمال شیخ عباس قمی و کتاب امام رضا«علیه‌السلام» از مرحوم آیت‌اللّه اشتهاردی و یا کتاب تاریخ ائمه از آقای پیشوایی کمک می‌کنند. موفق باشید
5002
متن پرسش
با عرض سلام خالصانه و خسته نباشید به محضر استاد بزرگوار. به نظر حضرتعالی اولاً : جایگاه « روایات اهل البیت(ع) »در تفسیر قرآن کریم ، بالخصوص در تفسیر به روش قرآن به قرآن چیست؟ ثانیاً: آیا اینکه حضرت علامه طباطبایی (رض) در تفسیر شریف المیزان (بعنوان نمونه شاخص در تفسیر به روش قرآن به قرآن) صرفاً به یک « بحث روایی» و در قالب بیان روایاتِ متناسب با آیات مورد بحث و آن هم در آخر هر بحث قناعت فرموده اند، را چگونه ارزیابی میکنید؟ با تشکر . التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در جزوه‌ی «چگونگی کار با تفسیر المیزان» عرض کرده‌ام؛ روش تفسیر قرآن با قرآن از خود اهل‌البیت«علیهم‌السلام» شروع شده بنابراین به کمک روایات عملاً قرآن را با قرآن تفسیر کرده‌ایم و علامه طباطبایی«رحمت‌الله‌علیه» دقیقاً همین‌طور عمل کرده‌اند به طوری که ابتدا تمام روایات مربوط به آیات مورد بحث را دیده‌اند و سپس بحث خود را شروع می‌کنند و در آخر نیز بحث روایی را مطرح می‌کنند. و روح المیزان به کمک روایات شکل گرفته. موفق باشید
4373
متن پرسش
با سلام. بنده مدتی درس خارج یکی از آقایون شرکت می کردم. ایشان بسیار عصبی بودند و حتی در پاسخ به سوالات بسیار داد و فریاد می کردند چه رسد به اینکه به ایشان یک اشکالی هم بگیری. کافی بود طلبه ای فراموش کند تلفن همراهش را خاموش کند و زنگ می خورد دیگه... خلاصه سر مسایل بسیار جزئی اوقات همه را تلخ می کرد و به شاگردان ملبس و غیر ملبسش توهین می کرد و با حجت نقد علمی شخصیت علماء را مورد هجوم قرار می داد. همین اخلاقش یکی از عوامل مهمی بود که باعث شد درسش را ترک کنم. یه مواقعی که به ایشون می گفتیم اخلاق شما تنده و شایسته نیست ایشان یک پاسخی می دادند و می فرمودند که: "توی پیامبران هم، حضرت موسی اخلاقش تند بوده است." حالا سوال بنده توی این قسمته که واقعا حضرت موسی اخلاقش تند بوده است یا مثل خیلی چیزهای بی اساس دیگه این را هم به حضرت موسی بسته اند و واقعیت ندارد؟ اگه تند بوده این صفت نقص در پیامبری نیست؟ با تشکر از حضرتعالی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بزرگان ما مثل حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» خود را خاک پای انبیایی مثل حضرت موسی«علیه‌السلام» می‌دانند و وقتی حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» می‌فرمایند: حیف این موسی که در دست بنی‌اسرائیل افتاد. و وقتی ما در روایت داریم همه‌ی انبیاء معصوم‌اند؛ این چه حرفی است؟ بنده عرایضی در سوره‌ی اعراف در مورد غضب مقدس حضرت موسی«علیه‌السلام» داشته‌ام. صوت آن روی سایت هست ملاحظه کنید آیا می‌شود غضب آن حضرت را غضب عادی دانست؟ موفق باشید
4086
متن پرسش
در سؤالات گذشته ما از شما پرسیدیم که: معنای شناخت قلبیِ مبادی غرب چیست؟ و شما در پاسخ فرمودید: همانطور که روح حاکم بر گناه را می‌شناسیم. آیا این برداشت ما صحیح است: «این که می‌گوییم: «روح حاکم بر غرب را باید قلباً احساس کنیم» به این معنی است که: بطلان این مبادی را باید قلباً بشناسیم؛ همانطور که وقتی با یک گناه برخوردمی¬کنیم، قلباً از آن مشمئز می¬شویم، وقتی هم که با مبادی غرب برخوردمی¬کنیم، باید چنین حالتی به ما دست بدهد.»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این‌که می‌فرمایید حرف درستی است. موفق باشید.
2516
متن پرسش
با سلام خدمت استاد و تشکر از وقتی که برای پاسخ به سوالات می‌گذارید همان طور که مطلعید سال گذشته یک مناظره مکتوب میان استاد پناهیان و آقای علی مطهری پیرامون جایگاه ولایت فقیه شکل گرفت. در این مناظره، آقای مطهری به یکی از فرازهای نهج البلاغه استناد کرده بودند و از آنها این نتیجه را گرفته بودند که نقد رهبری حتی به صورت علنی جایز است. آقای مطهری: « ... « و اما حقّى علیکم فالوفاء بالبیعه و النصیحه فى المشهد و المغیب» (نهج البلاغه، خطبه 34). امیر مؤمنان (ع) یکی «از حقوق خودشان بر مردم» (و نه بر عکس) را این می داند که مردم در علن و خفا نصیحتهای خود را – که اعم از انتقاد است – مطرح کنند ... در این کلام، امام علی (ع) حتی «نصیحت علنی» را بر «نصیحت مخفیانه» مقدم داشته اند… » از آن جا که شما سال‌ها به تدریس نهج‌البلاغه اشتغال داشته‌اید و با زوایای فرمایش امیرالمؤمنین آشنا هستید، سؤال حقیر این است که آیا نتیجه‌ای که آقای مطهری از این فرمایش امیرالمؤمنین گرفته‌اند درست هست یا نه و آیا از نظر شرعی می‌توان ولی فقیه که نائب امام زمان هست را نقد کرد؟! خواهشمندم که چون بحث کنونی موضوع مهمی است در حد امکان به صورت مبسوط پاسخ بفرمایید چون این مسأله میان برخی از دوستانم باعث ایجاد شبهه شده است. با تشکر و ضمن عذرخواهی
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از آن جمله‌ی علی«علیه‌السلام» که آقای علی مطهری استناد کرده‌اند انتقاد به امام برنمی‌آید چون در لغت عرب «نصیحت» به معنای خیرخواهی است و حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند: من حقی دارم که باید آن را اداء کنید یکی باقی‌ماندن بر بیعتی که کردید و دیگر خیرخواهی برای حکومت در هر زمانی. ولی خارج از این سخن، مقام معظم رهبری در بین دانشجویان فرمودند سخن کارشناسی که حتی مخالف رهبری باشد جای خود را دارد و قابل ارائه است ولی عنایت داشته باشید وقتی حکمی از طرف رهبری صادر شد دیگر برای همه‌ی واجب‌الإطاعه است. موفق باشید
2221

توکلبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم ، با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد عزیز: مدتی است تخیل و اوهامی مرا اذیت می کند و گاها خواب را از چشمانم می گیرد. دائما نگرانم که نکند خدای ناکرده بلایی بر سر یکی از اعضای خانواده ام بیاید . مثلا فوت کنند یا دچار بیماری صعب العلاجی شوند. به خود تلقین می کنم که اگر اتفاقی اینچنین افتاد ، باید چه کارهایی انجام بدهم و خود را در آن حال می پندارم. خواهشمند است مثل همیشه راهنمایی مناسب را بفرمایید که ایا اینچنین اوهام خوب است یا نه؟ و برخورد ما با اینگونه مشکلات و بلایا باید چگونه باشد؟ ایا باید خود را برای هر مشکلی از قبل آماده کنیم؟ آیا تلقین ممکن است در اثر شدت و تکرار ، به وقوع بپیوندد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گویا فراموش کرده‌اید دنیا صاحب دارد و هیچ برگی از درخت نمی‌افتد مگر به اذن الهی و پروردگار شما همواره خیر شما را می‌خواهد. ما باید هرگز اجازه ندهیم این خطورات در ذهن ما جا باز کند و آن‌ها را تحویل بگیریم. با ذکر آیت‌الکرسی ذهن خود را متوجه حضور همه جانبه‌ی خدا کنید و با او معاشقه کنید. مگر دنیا بی‌صاحب است که تلقین بتواند در عالم نقش داشته باشد؟ چرا ظاهر را بی نسبت با باطن می‌نگرید؟ موفق باشید.
2039
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار : 1-آیا روح تا زمانی که فقط به بدن متصل است بالقوه و بالفعل دارد . 2-چگونه وقتی روح در برزخ اراده ندارد برای اهل دنیا می توانند دعا کنند . 3-آیا تعلق خاطره ای همان تعلق تکوینی است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- آری.2- به جهت ملکاتی که انسان مؤمن در برزخ دارد نور رحمانی او بر قلب مستعد کسی که به زیارت او رفته تجلی می‌کند به این معنا که ما یک نحو سنخیتی با روح متوفا پیدا می‌کنیم تا در معرض بصیرت و کمال او قرار گیریم 3- تعلق خاطره‌ای مربوط به یک نوع از ملکات انسان است که ریشه در تکوینیات او دارد و نه در اختیار او. موفق باشید
1769

حجت الهیبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی . . . سلام علیکم. . . استاد عزیز با توجه به اینکه زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نخواهد بود و نبوده،که حجت خدا همان امام بر حق است و این حجت باید حضوری در زمین داشته باشد،قبل از حضرت محمد علیه آلاف تحیه و الثناء چه کسی یا کسانی امام بوده اند؟مثلا اگر حضرت ابراهیم به مقام امامت رسیده اند،آیا نباید این مقام از کسی به ایشان منتقل شده باشد؟مثل امامان خودمان که با شهادتشان این مقام به ایشان منتقل میشد. . . و آیا اگر قبل از رسول الله علیه آلاف تحیه و الثناء امام بوده است،نباید حدیث کلنا محمد در موردشان صدق کند؟. . .موفق و پیروز باشید.با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همان‌طور که مستحضرید روایت می‌فرماید: « لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً أَوْ بَاطِناً مَسْتُورا » زمین از قائم به حجت خدا خالی نیست چه آن حجت ظاهر و مشهور باشد و چه باطن و مستور. از طرفی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «یا علی! إنّ الله اَیّد بِکَ النبییّن سرّاً و ایّدنی بِکَ جهراً» ای علی! خداوند تو را وسیله‌ی تأیید سایر انبیاء قرار داد در خفا وسیله‌ی تأیید من قرار داد آشکارا. پس معلوم می‌شود مقام ولایت و حجت الهی همواره در عالم بوده است یا آشکارا و یا پنهانی. (والله اعلم). موفق باشید
1171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تبریک به مناسبت فرارسیده ماه مبارک رمضان استاد عزیز می خواستم بپرسم آیا نواختن سنتور فقط برای تفنن و صرف یادگیری مانعی دارد به لحاظ شرعی؟ سوال دوم اینکه می خواستم بدانم چگونه یادگیری مطالب دینی را می توان پایدار کرد؟ من حدیث و تفسیر و غیر می خوانم اما پس از مدتی از ذهنم می رود من از این موضوع ناراحتم با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1ـ فقیهان آن را اشکال نمی‌دانند ولی از نظر اخلاقی و سلوکی درست نیست انسان مشغول امور لغو شود و فرصت‌ها را از دست بدهد. 2ـ قصد شما در مطالعه و تفسیر آن باشد که روح و روان شما نسبت به امور معنوی و دینی جهت بگیرد سپس با تکرار و انس با متون دینی آن اندازه که نیاز است برایتان می‌ماند. موفق باشید
590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز من چند سوال خدمتتان دارم 1. من یک دوره کتابهای شما را خوانده ام می خواستم بدانم حالا باید چه کار کنم آیا باید دوره کنم یا باید کتابهای دیگر را بخوانم اگر بخواهم دوره بکنم چه کتابهای دیگری را که از این عالم خارج نشوم پیشنهاد می فرمایید؟ 2.آقای رحیم پور در سخنرابیهایشان ابن میگویند که ما مخالف پیشرفت نیستیم ولی پیشرفتی که بریده از غیب نباشد /یادر یکی از تیترهای یکی از مقالات خود دارند:غرب آری ونه لطفا نظر خود را بفرمایید 3.برای یک طلبه که بخواهد در رشته فلسفه وغرب شناسی کار کند نیاز است مجتهد در فقه واصول شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: پس از آن‌که با مطالعه‌ی کتاب‌ها به لطف الهی آمادگی لازم را پیدا کردید به سراغ تفسیر المیزان و کتاب‌های روایی مثل اصول کافی و تحف العقول و انشاء الله بحار الانوار بروید. به نظرم اگر کتاب مدرنیته و توهم و شرح آن را کار کنید جواب قسمت دوم سؤالتات را می‌گیرید که از چه جهت غرب آری و از چه جهت نه. بالاخره طلبه باید فقه و اصول را خوب بداند و در حد چندین سال درس خارج رفتن کار کرده‌باشد.
12285
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت حضور استاد محترم: فارغ التحصیل مامایی و 24 ساله هستم و مشغول گذراندن طرح می باشم. از آنجایی که بنده به رشته های دینی علاقه مندم و با توجه به اینکه نیاز اساسی انقلاب کار فرهنگی است می خواهم به رشته تحصیلی و فعالیتهای اجتماعی ام جهت انقلابی بدهم اما نمی دانم چه رشته ای رو بخوانم که هم به نقش های خودم به عنوان یک زن لطمه نزند و هم در راستای نیاز اساسی انقلاب باشد از شما تقاضا دارم من را راهنمایی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار خدمتی که می‌توانید در رابطه‌ی رشته‌ی خودتان به مردم داشته باشید و با عدم اجحاف و خوش‌رویی با آن‌ها برخورد کنید، رشته‌های کلام اسلامی و قرآن و حدیث در صورتی‌که نسبت به مباحث معرفت النفس آشنایی داشته باشید، إن‌شاءاللّه موجب خیر و برکت خواهد بود. موفق باشید

11872
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت: استاد اگه اجازه بفرمایید می خواستم به این عزیزان منتقد توافق عرض کنم که دلواپسی شما بجا اما انقلاب اسلامی و امت اسلامی فقط تو بچه حزب الهی با اون فهم و بصیرت و رحیه انقلابی نیستی عزیز من، بلکه تمام اقشار جامعه باید با این انقلاب بیان بالا و رشد کنن، بصیرت پیدا کنن تا انقلاب هم رو به جلو بره، نمیشه بهشون گفت شما بچسبید به زندگیتون کاری به چیزی نداشته باشین تا ما خودمون انقلاب رو اداره کنیم. بزارین یه مثال بزنم برا بهتر روشن شدن موضوع. در فتنه 88 آقای حجت الاسلام راشد یزدی می گفتند که در اوج فتنه و اغتشاشات و اون همه آبروریزی برای نظام من با رهبر انقلاب داخل ماشین نشسته بودیم و به (قم یا جمکران درست یادم نیست) می رفتیم که من داشتم خدمت آقا شکوه می کردم و می گفتم که چقدر بد شد چه ضربه حیثیتی خورد نظام، اما آقا در جواب فرمودند که این حرفا درست اما این انقلاب هم باید بیمه بشه قوی بشه رشد کنه. ببینید رفقای حزب الهی عزیز در اوج اون اتفاقات در ظاهر بسیار تلخ حضرت آقا چه نوع دیدی دارن کجاها رو می بینن و این همون بصیرت و باطن بینی اولیای الهی هست از شناخت دقیق و عمیق سنت های الهی حاصل میشه. شما این جمله آقا رو در ابتدای این مذاکرات که فرمودند به مذاکرات خوش بین نیستم اما به اذن الله از آن ضرری هم نمی کنیم رو با همین دید نگاه کنید. عزیزان ولی خدا که به منبع نور وصل هست داره این حرف رو میزنه و دیر یا زود تحقق این حرف رو خواهیم دید همینطور که تحقق اون حرف اقا به آقای راشد در مورد فتنه 88 رو داریم الان می بینیم. این در مورد داخل کشور بود اما در مورد خارج از کشور هم تقریبا همینطوره یعنی اینو بدونیم که این انقلاب قراره در دل کل ملتها و نظام های این جهان بدرخشه و پیش بره و دعوت خودش رو به سمت معنویت و گذر از ظلمات مادی گری پیش ببره و همه ملتها فقط اون ملت های طرفدار نظام اسلامی نیستن بلکه بسیاری تحت تاثیر تبلیغات و القائات رسانه های صهیونیستی دید منفی به این انقلاب و کشور دارن و این نظام رو جنگ طلب خشن و غیر قابل تعامل و گفتگو میدونن نه فقط ملت ها بلکه بعضا دولتها و سیاست مداران اونها هم همین دید رو دارن که این گفتگو ها و امتیاز دادن ها برای رفع بهانه جویی که ان شاءلله با نقض عهد طرف مقابل و کارشکنی مداوم و لجاجت اونها میتونه باعث بشه که این دید هم در خارج و هم در در داخل تا حدود زیادی از بین بره و زمینه درخشش بیشتر و سرعت سیر بیشتر انقلاب اسلامی در دل تاریخ فراهم بشه. پس عزیزان بفرموده رهبر انقلاب بهتره عجله نکنیم و ببینیم آخرش چی میشه. این نکته هم بگم که این جمله حضرت آقا مقام معظم رهبری قبل از انتخابات ریاست جمهوری 92 در دانشگاه افسری امام علی من رو خیلی به خودش مشغول کرده و خیلی قابل تامله و شما هم روش تامل کنید تامل فراوان، اقا فرمودند ما نمی دانیم خداوند چه تقدیری برایمان در نظر گرفته و قلب ها رو به چه سمتی هدایت میکنه، انتخابات ریاست جمهوری مورد نظر ایشون بود. استاد معذرت می خوهام دعام کنید و خدانگهدار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با شما موافق هستم که باید در نحوه‌ی حضور خودمان در این تاریخ جدّاً فکر کرد. تفکر، یک موضوع تاریخی است و انسان‌ها و ملت‌ها باید در بستر تاریخی که دارند مراحل تفکر را یکی بعد از دیگری طی کنند تا قدم قدم به تفکر نهایی که متناسب با اهدافی است که برای خود در نظر گرفته‌اند، برسند از این رو ما باید متوجه باشیم فعلاً در کدام مرحله از تفکرِ تاریخی خود قرار داریم تا جایگاه خود را پاس داریم و موقعیّت خود را جدّی بگیریم.

در غرب وقتی رنسانس از حالت شورِ احساسی‌اش جلوتر آمد و به طور طبیعی به بازخوانی خود نشست، زمینه ظهور یک نوع تفکر شروع شد که حاصل آن بازخوانی، شخصیت‌هایی مثل هگل و شلینگ و فیخته شد که پدران فکری فرهنگی غرب‌اند. در انقلاب اسلامی نیز این سیر در حال وقوع است ولی با رویکرد قدسیِ مخصوص به خود.

در غرب بعد از شور احساسیِ رنسانس، آرام‌آرام اندیشیدن نسبت به تاریخی که در آن قرار گرفتند به صورتی جدّی پیش آمد و در واقع می‌توان گفت هگل و هم‌دوره‌ای‌هایش حاصل میز فکرهایی‌اند که بعد از آن شورِ رنسانسی ظهور کرد. این کار مهمی است که افرادِ متعلق به انقلاب اسلامی نیز بتوانند آرام‌آرام وارد فاز اندیشیدن نسبت به تاریخی شوند که در آن قرار دارند و معلوم است که فکرکردن فضای خاص خود را می‌خواهد و باید افق خاصی در میان باشد. بنده معتقدم ما نیز می‌توانیم آرام آرام خود را به تاریخی وارد کنیم که تاریخ تفکر نسبت به جایگاه انقلاب اسلامی است و بدانیم انقلاب اسلامی در مسیر حرکتِ خود به جلو در حال ظهور و طلوع زمینه‌ی تفکرِ خاصی است که می‌خواهد به طور همه جانبه خود را بیابد، البته نمی‌گویم در آن فضا قرار گرفته‌ایم، معتقدم در حال ورود به آن نوع فکر هستیم.

البته چون آن فکری که امثال هگل بدان نظر داشتند در زمینه‌ای مطرح شد که از یک طرف ارسطوئی و از طرف دیگر از تثلیث کلیسائی متأثر بود، به آن نتیجه‌ای که باید برسد نرسید و با آن همه دقت که هگل نسبت به هندسه فکری خود داشت و واقعاً هم چیز عجیب و غریبی بود. با این همه به بن بستی که آن مکتب در مقابل خود داشت و کلیسا نتوانست با طرح فلسفی سیاسی هگل خود را بازخوانی کند، کلیسا نتوانست به نتیجه‌ای که هگل می‌خواست برسد، برسد إلاّ آن‌که بگوئیم زمینه‌ای شد جهت ظهور نهضت پدیدارشناسی.

هگل با آن حیطه‌ی تفکر و عمقی که به فرهنگ غرب داد تصور می‌کرد می‌تواند همه مسائل را حل کند و واقعاً کسی که در آن تاریخ با آن اندیشه روبه‌رو می‌شد گمان می‌کرد هگل ابهامات حرکت مدرنیته را جهت رسیدن به مقصدی که مدرنیته برای خود طراحی کرده رفع می‌کند و غرب به مطلوب خود برسد. هگل یک شخصیت مذهبی است و می‌خواهد کتاب مقدس را به تاریخ خود برگرداند، البته جایگاه تاریخی هگل بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌ها است که بنده بتوانم به این راحتی توصیف‌اش کنم. عرض بنده تنها آن است: همان‌طور که رنسانس در مسیر خود به منزل‌هایی رسید که در نهایت به هگل و امثال هگل منجر شد، ما نیز به یک معنا باید این مسیر را طی ‌کنیم تا بتوانیم در شرایط تاریخیِ تفکرِ نسبت به انقلاب اسلامی وارد بشویم و این نشست‌ها می‌تواند ما را در آن شرایطِ تاریخی قرار دهد که نتیجه‌اش هگل می‌شود، البته با رویکرد قدسیِ مخصوص انقلاب اسلامی و نظر به نور مهدی(عج)، هر چند ما هنوز به آن بلوغ از تفکر که شایسته هدف بزرگ انقلاب اسلامی است نرسیده‌ایم. افق ما بحمدالله حضرت مهدیg است و همین امر انقلاب اسلامی را آینده‌دار کرده است. هگل به نکات ظریفی از معرفت نزدیک می‌شود حتی به حرف‌هایی که محی الدین در عرفان نظری پیش می‌کشد نظر دارد، ولی نمی تواند بهره لازم را از آن نکات ببرد زیرا زیرساخت‌های فکری فرهنگیِ لازم در آن زمین موجود نبود[1] و ما در جایی هستیم که در سیر حرکت انقلاب اسلامی می‌توانیم قدرت تفکر را إن‌شاءالله به جامعه‌مان برگردانیم. با این فرض که عزیزان در شرایطی از آمادگی و تفکر قرار دارند که نحوه‌ای از تاریخ‌سازی به صورتی که انبیاء داشتند را در خود دارا می‌باشند.

موفق باشید

 


[1] - انقلاب فرانسه سرچشمه‌ی تفکر هگل است و می‌توان گفت انقلاب اسلامی می‌تواند سرچشمه‌ی تفکری شود که روح انقلاب اسلامی را در خودآگاهی مخصوص به خود تبیین کند و به یک معنا انقلاب اسلامی، هگل خود را متولد نماید. در رابطه با شخصیت فکری هگل به کتاب «هگل» از آقای دکتر علی اصغر مصلح، از انتشارات علمی رجوع فرمائید.

11289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اقا لطفا به ما هم یه محلی بذارید هر چی سوال میکنم جوابم را نمیدهید اقا من ۱۸ سالمه تورو خدا بگید چی کار کنم ای کاش ای کاش به این دنیا نمیامدم یا همین حالا میمردم اقا تنها امیدم به شماست شمارابه امام حسین بیش از ۸ خط جوابم را دهید تازه شمارا پیدا کردم ۰۱ اقا اگر شما سرایدار یک جایی باشید و نصفه های شب یکی زنگ را بزند و بگوید من از طرف فلانی امدهام و بخواهد یک چیز با ارزشرا ببرد چه میکنید ۰۲ اقا ما ها برای گرفتن حق خود باید دعوا کنیم یا نه دعوا با ارازل و اوباش چه طور شمارا به خدا قسم میدهم نگویید با اطرافیانتان مشورت کنید مثل بعضی از سوال ها از تجربه شخصی و رفتار خودتان در این امور بگویید برای رهایی از این ترس و همه ی ترس های این طوری چه کنیم کلا صد در صد از بین میرود این ترس و اضطراب لعنتی یا نه خواهش میکنم این مورد اخر ارا مفصل برایم شرح دهید خواهش میکنم این جان من فدایتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! این موارد هرکدام در جای خود یک وظیفه را به همراه دارد. یک‌جا باید دعوا کرد و حق خود را گرفت و یک‌جا برای حفظ جان باید اموال را داد و جان خود را حفظ کرد. یک جا وقتی پای دین در میان است باید تا پای جان ایستاد. یک‌جا باید چیز مهمی را فدای چیز مهم‌تر کرد. دین مقدس اسلام یک حزب نیست با یک راه‌کار یک دین است به وسعت همه‌ی عوامل هستی. موفق باشید
10922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد عزیز: استاد پوزش می طلبم به خاطر طرح این سوال. یکی از فامیلهای حقیر مدت چند سالی است که دست به طلا که بزند خاک سیاه می شود. اوایل کسب و تجارتش خیلی رونق داشت ولی بعد از مدتی به یکباره حال و روزش عوض شد و الان به وضعیت بسیار سختی از نظر معیشتی و رزق و روزی گرفتار شده است. بارها شغل عوض کرده ولی نه تنها هیچ سودی عاید وی نشده است، بلکه ضرر هم کرده است. به عنوان مثال یکی از بلاهایی که اخیرا مبتلا به آن شد این بود که بچه اش شب قبل از زایمان به علت پیچیده شدن ناف به دور گردنش در شکم مادر خفه شد. چند ماه پیش آشپزخانه زد ولی با چند میلیون تومان ضرر مجبور به تعطیلی آن شد. همین امروز حقیر واسطه یک معامله برای ایشان شدم، فروشنده کالا را کاملا مورد اطمینان می دانم، خود ایشان را هم می دانم که دروغ نمی گوید. همه راه هایی که ممکن بود کالا معیوب به ایشان برسد را در نظر داشتم ولی از جایی که حقیر به ذهنم نرسید کالا معیوب به ایشان رسید، یعنی با توجه به سابقه ایشان انتظار داشتیم که بالاخره از جایی ضربه بخورد و کارش به نتیجه مطلوب نرسد. اطرافیان به چند دعانویس محلی مراجعه کرده اند و اعتقاد آنها بر این بوده که در اختلافی که با یک نفر داشته از طرف آن فرد جادو شده است. شواهدی (البته نه چندان قوی) هم مبنی بر تایید این مطلب در دست است و بلافاصله بعد از اختلاف با آن شخص گرفتاریهای متعدد برای ایشان پیش آمد. یکی از آن دعانویسها گفته بود که کاری از دستش بر نمی آید و یکی دیگر هم برای نجات وی از این جادو پول زیادی طلب کرده بود. من نمی دانم مشکل چیست و راه نجات کدام است؟ این فامیل ما مشکلی هم که دارد این است که نماز نمی خواند و ماهواره هم در خانه دارد. البته نماز نخواندن وی از سر عناد نیست بلکه به علت فقر شدید فرهنگی محیط، نماز نمی خواند، یعنی قرآن، خدا، پیامبر و ... را قبول دارد ولی از اول عمر نه فقط ایشان بلکه غالب افراد فامیل در نماز کاهل بوده اند. ماهواره هم تا آنجا که اطلاع دارم به طرف شبکه های بد آن نمی رود. احتمالی که حقیر در مورد وضعیت ایشان می دهم این است که خداوند از سر لطف می خواهد با این بلاها وی را بیدار کند ولی او بیدار نمی شود. استاد عزیز دیدن وضع بد اقتصادی ایشان و خانواده اش برایم خیلی سخت است و دوست دارم بتوانم کاری برای ایشان انجام دهم ولی افسوس که خودم هم در فقرم و توانی ندارم. استاد مشکل ایشان چه چیزی می تواند باشد و آیا ممکن است جادو شده باشد؟ چقدر به دعانویس ها می توان اطمینان داشت؟ مخصوصا اینکه یکی از آنها پولی هم طلب نکرده و گفته که کاری از دستش بر نمی آید؟ برای نجات ایشان چه کاری باید کرد؟ آیا کسی هست که به داد ایشان برسد؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم. بیشتر در جواب سؤالات عقیدتی عزیزان می‌توانم وارد شوم. موفق باشید
10906

رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام 1- لطفا تدبیرالمعیشه را تعریف کنید و بفرمایید جایگاه این موضوع در نظام تقدیر الهی کجاست؟ 2-آیا دیدگاهی که می‌گوید"حالا که سیر شدم تا ظهر خدا بزرگ است" را نمی‌توان به عدم توجه به تدبیرالمعیشه متهم کرد؟ 4-آیا کسی که تدبیرالمعیشه نداشته باشد، او هم رزقش دنبال او می‌آید تا او را بیابد؟ 5- در تاریخ و حتی همین حالا مواردی از سوء تغذیه و مرگ کودکان بی‌گناه را سراغ داریم. قاعدتاً این کودکان گناهی را مرتکب نشده‌اند که رزقشان تنگ یا بسته شود. پس اگر این نبودن (نه کم بودن) رزق تقدیر الهی بوده باشد این سوال پیش می‌آید که خداوندی که آن‌ها را آفریده، اما رزق آن‌ها را نرسانده، آیا نعوذ بالله خلقتی عبث انجام نداده است؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 و 3 و 4- تدبیر در معیشت بدین معنا است که ما وظیفه‌ی خود را نسبت به کسب رزق خود انجام دهیم ولی امیدمان به کار و کسب خود نباشد بلکه به رزّاق‌بودن خداوند باشد، حال در این فضا است که می‌توان نگران آینده نبود. ولی اگر تلاش لازم را نداشتیم و بعد گرفتار سختی شدیم باید خودمان را ملامت کنیم، چنین افرادی عملاً رزق خود را که خداوند تقدیر کرده خراب کرده‌اند 5- در مورد ظلمی که بعضاً صورت می‌گیرد و ظالمی رزق خدادادی ملتی را می‌دزدد و از دست او می‌قاپد، باید متوجه باشیم که چون خداوند هرکس را خلق کرد رزق او را هم با او خلق می‌کند، پس کسی رزق این افراد را دزدیده است همه باید تلاش کنند و حق مظلوم را از ظالم بگیرند تا در امتحان الهی موفق بیرون آیند وگرنه با آن ظالم مساوی هستند. در همین رابطه از ابوذر غفاری داریم که فرموده‌ است: « عجبت لمن لا یجد القوت فی بیته،کیف لا یخرج على الناس شاهراً سیفه" یعنی در تعجب هستم از کسی که چیزی برای خوردن در خانه‌اش پیدا نمی‌کند و شمشیر برنمی‌گیرد و بر مردم نمی‌شورد. یعنی بقیه مقصرند که چنین ظلمی به او شده. موفق باشید
9862
متن پرسش
سلام علیکم: استاد ببخشید این چند وقته سوالات زیادی در خصوص حرکت جوهری پرسیدم. بنده کتاب را می خوانم صوت ها را هم گوش می کنم و آنها را روی برگه پیاده می کنم. در آن کنار خودم استدلال هایی هم می کنم و گاهی هم سوالاتی پیش می آید. خلاصه از اینکه زیاد مزاحم شما می شوم عذر خواهم. آخر اطرافمان استاد فلسفه نیست. تازه اگر هم پیدا شود با مبانی و روش تدریس شما آشنا نیست. تازه بر ما هم خرده می گیرند آقا فلسفه را بدون منطق نمی فهمید و... از همین حیث بنده مزاحم شما می شوم. استاد شما می فرمایید: نفس دارای تجرد نسبی است و یک نحوه تعلق به بدن دارد، در نتیجه حکم بدن - به عنوان یک موجود مادی - در نفس سرایت می‌کند. خب برداشت من از رابطه ی نفس با بدن این گونه است: نفس داخل بدن است نه مثل داخل شدن چیزی در چیزی و خارج از بدن است نه مثل خارج شدن چیزی از چیزی. و از طرف دیگر هم که نفس نسبت به بدن حالت انضمامی دارد. حال بنده می خواهم در جزوه خودم همین جمله ی شما که فرمودید: نفس دارای تجرد نسبی است و یک نحوه تعلق به بدن دارد را شرح بدهم ولی تصور و تصدیق اش برایم سخت است. مگر نفس مجرد نیست؟ پس چطور می توان آن را نسبت به چیزی سنجید؟ خلاصه بنده از دیروز در همین یک جمله مانده ام و نمی توانم جمله را برای خودم باز کنم. و سوال دوم استاد اینکه می فرمایید ترجمه و تنقیح، معنی کلمه تنقیح چیست؟ با تشکر. خدا عمرتان دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که ما نفس خود را طوری احساس می‌کنیم که گذشته و آینده را در خود دارد که بحثی نیست. پس از این جهت نفس ما مجرد است و در این هم که احساس می‌کنیم در عین آن‌که این جوان 20 ساله‌ی امروزی همان کودک 15 سال پیش است و در عین حال تغییراتی در درون خود از نظر علم و حیات کرده است هم بحثی نیست. پس ما در نفس خود با دو بُعد روبه‌روییم؛ یکی تجرد و یکی تغییر، و از آن‌جایی که ماده عین حرکت است و هر تغییری مربوط به عین حرکت است – که در جزوه‌ی اخیر روی این بحث شده – پس باید حرکتِ نفس مربوط به تعلق نسبی آن به ماده باشد و از این جهت اتحاد نفس و بدن انضمامی است که نه نفس عین بدن است و نه جدا از بدن، بلکه اتحادی با بدن دارد که آن اتحاد آن را عین بدن نمی‌کند. موفق باشید
نمایش چاپی