باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتهی مهمی است. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به همین نکته موضوع «صالح مقبول» را مطرح کردند، زیرا این یک نحوه عقلانیت است و به یک معنا، دفعِ افسد به فاسد میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرع برای هر دو در نسبتی که هرکدام باید با موضوع داشته باشند، جایز دانسته ولی در جواب آن آقا که ازدواج موقت را کاری منفی میدانست، عرض شد تا فراموش نکند که خداوند در مرد جهت امرِ ازدواج، تحریک خاصی قرار داده که اگر شرایط آن ازدواج دائم برایش فراهم نبود میتواند تن به ازدواج موقت بدهد، در حالیکه چنین تحریکی در شرایط طبیعی در زن نیست و خداوند بیشتر در او آمادگی «قبول» را قرار داده است هرچند در هر دوی آنها میل به ازدواج نهفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیاء معصوم و در ذیل آنها شهداء به جهت آنکه گرفتار گناهانشان نیستند میتوانند در این دنیا نقش داشته باشند و راههای سعادت و حقیقت را به ما متذکر شوند که قرآن در این رابطه میفرماید: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (170 / آل عمران) شهداء به جهت فضل و برکتی که خداوند به آنها داده است به یاران همسنگرشان که در همان مسیر قدم گذاشتهاند، بشارت میدهند که نگران شکست این مسیر نباشید، که این مسیر روز به روز در برکت جدیدی خواهد بود. و اینکه میفرمایید رضایت از خداوند با تقاضا از او منافات دارد یا نه، عنایت داشته باشید خود خداوند به ما میفرماید از او تقاضا کنیم و نیازهای خود را با او در میان بگذاریم. در آیهی (77) سورهی فرقان میفرماید: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ» ای پیامبر به آنها بگو اگر دعای شما و تقاضایتان از حضرت حق نبود، حضرت حق هیچ توجهی به شما نمینمود. بنابراین تنها باید در زیر سایهی دستورات حضرت حق وظیفهی خود را در آن حدّ که تشخیص میدهیم انجام دهیم و امیدوارِ الطاف حضرت حق باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا حجاب را طوری معنا کنیم که به چنین نتایجی برسیم؟! چرا نباید زنان ما در عین رعایت حجاب شرعی، ظاهری آراسته و پیراسته داشته باشند؟! برادر عزیزم آقای رحیم صفوی میفرمودند «وقتی حضرت امام در نوفلشاتو بودند خانمی با مانتوی نسبتاً بلند که بلندی آن کمی زیر زانو بود و جورابهای خاکستری ضخیم و با یک روسری خاکستری که تمام گردن و موهای او را در بر میگرفت، خدمت امام رسید و پرسید: این حجاب چطور است؟ و حضرت امام کاملاً از سر تا پای ایشان را با دقت نگاه کردند و فرمودند خوب است.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه دین خدا به شما رخصت داده است که نماز را در غیر اول وقت آن بخوانید، بهتر است که کلاس را ترک ننمایید مگر اینکه وقت نماز، تلف شود که واجب است کلاس را ترک کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای روح زن بسیار مفید است در محیط مختلط با نامحرم فعالیت نداشته باشد ولی متأسفانه در این زمان و این تاریخ نمیتوان به صرف چنین آرزویی از صحنههای فعالیت لازم چشمپوشی کرد. اگر امتیازهای قابل توجهی در ایشان باشد، به راحتی نمیتوان از ایشان بگذرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابن سینا میگوید این افراد با رجوع به مباحث ریاضی میتوانند تفکر خود را شکل دهند. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خدا را از اینهمه همزبانیِ جنابعالی و دلسوزیِ آن رفیق ناصح شکر میکنم. از عظمت انقلاب همین بس که چنین ناصحانی فهیم و آن دلسوزانی ناصح را تربیت نموده که هر دو دغدغهی درخشش انقلابی را دارند که در این تاریخ طلوع کرده است. نمیدانم از دلسوزی آن عزیز ناصح بیشتر باید شکر کرد که این چنین دغدغهمند تلاش دارد معارف نورانی الهی در حجاب نرود و در غبار سیاستزدگی قرار نگیرد؛ یا از همدلی جنابعالی که با سخن خود در نوشتهی فوق بهتر از آنچه من میخواستهام بگویم از زبان بنده اظهار فرمودهاید. آیا این معجزهی انقلاب نیست که در حال پروراندن چنین شخصیتهایی عجیبی است که ره صدساله را در ذیل انقلاب نورانی حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» یکشبه طی کردهاند؟! گفت: «زانکه او کف دید و دریا را ندید / زانکه حالی را دید و فردا را ندید» بیچاره آنهایی که انقلاب مقدس اسلامی را میخواهند در آینهی خیابان و ادارات و بازاری که هنوز گرفتار روح مدرنیتهاست پیدا کنند و متوجه نیستند در باطن این تاریخ چه روحهای بزرگ و چه شعورهای متعالی در حال تولد است.
بنده حرفی بیشتر از آنچه که حضرتعالی در جمعبندی هوشیارانهی خود زدهاید ندارم. امیدوارم خداوند از ما قبول فرماید که از این طریق راهِ اُنس خود و دوستان را به خدایی که توسط حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در این تاریخ ظهور کرد، رهنمون باشم.
گفته میشود بعد از آنکه مرحوم علامه محمدتقی جعفری آن حکیم عارف که برای آیندهی خود سخت به روحانیت او محتاجیم، پس از شرح مثنوی، مولوی را در خواب دید که با تعجب از او میپرسد که مثنوی ما اینهمه معنا داشت و ما نمیدانستیم! و این قصهی بین من و شماست که گویا بنده باید متن جنابعالی را چندبار بخوانم تا بفهمم چه چیزهایی گفتهام. آیا با توجه به چنین افرادی جای آن نیست که باید شدیداً به آیندهی انقلاب امیدوار بود؟! موفق باشید
