بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6001
متن پرسش
سلام خسته نباشید سوال اول : استاد به تازگی ترجمه تفسیرالبرهان چاپ شده است. تفسیر برهان که گردآوری احادیث از منابع روایی توسط ملاهاشم بحرانی هست به نظرم اثری فاخر است . کافی است به مقدمه ی آن در جلد اول نگاهی بیندازید .احادیثی در خصوص نهی از تفسیر قرآن وجود دارد که واقعا خوف وجودم رافراگرفت .کافیست نگاهی بیندازید . حتی در حدیثی امام صادق فروموده است : که حتی شخص اگر قرآن را صحیح هم تفسیر کند باز هم جایز نیست و انگار کاری انجام نداده و.... ( رجوع شود به جلد اول ترجمه تفسیرالبرهان ) . سوال اول من این است که ما این همه روایات داریم که آقا قرآن را تفسیر نکنید . آیا روایاتی هم داریم که بگویند قرآن را تفسیربکنید ؟بهترنیست باب تفسیر را ببندیم و به قول معصوم تکیه کنیم تا دچار عواقب الهی نشویم . آخر استاد احادیث واقعا لرزه به جان انسان من انداخت . حال اگر حدیثی از جانب معصوم مبنی بر اجازه تفسیر قرآن توسط غیر معصوم میدانید میشود به من هم بگویید سوال دوم : من تفاسیر روایی را نگاه میندازم و وقتی که به تفاسیر دیگر از بزرگان و علمای دین رجوع میکنم تفسیری مخالف با تفسیر معصوم میبینم . اگر همین تفسیر البرهان را نگاهی بیندازید و تفاسیر آیاتی را انتخاب کنید و سپس همان آیات را در تفاسیر علما پیگیری کنید متوجه میشوید که در اکثر جاها هیچ ربطی به هم ندارد . بعنوان مثال نمونه ای در زیر آورده ام درخصوص تفسیر آیه ی 18 سوره سبا: امام باقر به حسن بصری میگوید فقیه اهالی بصره شده ا ی. که امر بزرگی را به عهده گرفتی .امام آیه ی زیر را برای حسن بصری میخواند و میگوید تفسیرش چیست ؟( و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قری ....) که ترجمه اش میشود میان آنان و میان آبادانی هایی که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهای متصل به هم قرار داده بودیم و در میان آنها مسافت را به اندازه مقرر داشته بودیم.در این (راه) ها , شبان و روزان آسوده خاطر بگردید . سپس امام میگوید شنیدم جای امن را به مکه تفسیر کرده ای و این چه امنیتی است که کالای مردم به سرقت میرود و.... سپس امام باقر به سینه ی مبارک خود میزند و میگوید مراد از آن قریه ها ما هستیم (بحارالانوار جلد24 صفحه 232 ح 1 وبحاراالانوار جلد 24 صفحه 235 ح4).البته این را خلاصه ی کوچکی از حدیث بود که کامل آن را میتوانید در بحارالانوار دنبال کنید . تفسیر این آیه از لسان مبارک امام سجاد هم هست که دقیقا همین گونه تفسیر کرده اند و میگویند منظور از قریه ها ما اهل بیت هستیم . اگر اشتباه نکنم در مجمع البیان مرحوم طبرسی جلد 14 در تفسیر آیه 18 سوره سبا تو پاورقی این حدیث منظور گردیده است حال شما این آیه را در تفاسیر معتبر نگاهی بیندازید و ببینید علما چه تفسیر کرده اند . خب این تقابل بین حرف معصوم و حرف عالم شیعه در چیست ؟ و برای چیست ؟ سوال سوم : من خودم المیزان را نخواندم ولی شنیدم علامه در یکی از جلدهای المیزان فرموده راه رسیدن به حقایق سه تاست : عرفان و کشف و شهود – فلسفه – مسیر دینی . و سپس عرض کردند راه این سه از هم جداست و این سه در مقابل هم هستند . در حالیکه میبینیم شاگردان ایشان از قبیل آیت الله جوادی و علامه حسن زاده نظری برخلاف این دارند . حال میخواستم بپرسم این گفتار در المیزان آمده است یا خیر؟ و نظر شما چیست ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل توصیه‌ی قرآن به تدبّر، ما معتقدیم خط را باید از معصوم گرفت که فرموده‌اند: «علینا بإلقاء الاصول و علیکم بالتفریع» بر ما است که اصول را بگیریم و بر شما است که آن را در امور جزیی وسعت دهید. کاری که فقهاء ما با آیات الاحکام به کمک روایات می‌کنند و یا کاری که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» در تفسیر المیزان کرده‌اند 2- عنایت داشته باشید که علماء بزرگ ما چه در فقه و چه در تفسیر سعی می‌‌کنند در بین روایات متعدد که بعضاً به خاطر شرایط مختلف و یا مخاطبان مختلف متعارض‌اند، جمع‌ بندی خوبی داشته باشند حتی در مورد همین آیه که می‌فرمایید از طریق معصوم راهنمایی‌های متفاوتی به ما می‌شود به طوری که وقتی حسن بصری مخاطب امام‌اند حضرت به نور آن آیه یک طور او را هدایت می‌کنند و وقتی زراره و محمدبن مسلم مخاطب حضرت‌اند حضرت به نور آن آیه یک طور دیگر آن‌ها را هدایت می‌کنند 3- باید با دقت منظور علامه را درست فهمید تا این سه راه با همدیگر قاطی نشود. اگر کسی شهود را عین شریعت و یا فلسفه را عین شریعت بداند، نه شریعت را فهمیده و نه فلسفه و عرفان را و اساتیدی که نام بردید به‌خوبی متوجه این امر هستند. موفق باشید
5044
متن پرسش
ذکر و اقسام ذکر؟ این سوال را کجا میتوانم عمقی دنبال کنم در کدام کتاب یا سخنرانیتان؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «اسماء حسنا، دریچه‌ی ارتباط با حق» کمک کند. موفق باشید
2800
متن پرسش
باسلام درجلسه ای این طورگفته شدکه ازبین تفاسیرموجودازقران تفسیر اقای بازرگان بسیار خوب ونگاهشان علمی است درحالی که دربقیه تفاسیردربعضی ازقسمتها مطالب درستی مطرح نشده وترجمه های اقایان دشتی والهی قمشه ای ازقران ونهج البلاغه پرازاشتباه است لطفا نظرتان رادررابطه بااین مطالب بیان کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همه‌ی اشکال تفاسیری مثل تفسیر آقای بازرگان در همین است که می‌خواهند بر مبنای علوم غربی و نگاه صرفاً تجربی به چیزهایی دست یابند که متذکر حقایقی است فوق‌العاده برتر و وسیع‌تر از نگاه تجربی و این‌ها از این طریق وَحی الهی را محدود می‌نمایند. به جای این‌که خود را بالا ببرند و به پیام الهی نزدیک شوند وَحی الهی را پایین می‌آورند وآن را به نگاه اندیشه‌ی غربی محدود می‌نمایند. در ضمن در مورد این‌که می‌فرمایید ترجمه‌های مذکور پر از اشتباه است باید نمونه بیاورید تا معلوم شود حقیقتاً اشتباهی رخ داده یا آن‌کسی که می‌گوید آن ترجمه‌ها اشتباه است، در اشتباه است. موفق باشید
2497

انسان شناسیبازدید:

متن پرسش
سلام.آیاضمیر خودآگاه وناخودآگاه در معرفت النفس تعریف وجایگاهی دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مراتبی از نفس که در ابتدای امر برای انسان محسوس نیست در اصطلاح روان‌شناسی به آن ضمیر ناخودآگاه می‌گویند. موفق باشید
2317
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی 1- چگونه به نماز قضاها نگاه کنیم که سختی آنها قابل تحمل شود و حتی انگیزه برای خواندن نماز قضاها ایجاد کنیم؟ (با توجه به این که برای خواندن نمازهای واجب یومیه و نمازهای مستحبی هم تنبلی داریم) 2- آیا برنامه ریزی برای خواندن نماز قضا لازم است و بهترین برنامه ریزی به نظر شما چگونه است ؟ 3- اشکالی دارد اگر مستحبات نماز قضا را انجام ندهیم ؟ و کدامیک را می توانیم انجام ندهیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- هر نماز واجبی خلائی از ما را در مسیر رجوع الی‌الله برطرف می‌کند و حجابی از ما در سیر قرب الهی رفع می‌شود. برنامه بریزید با هر نماز واجب یک نماز قضا بخوانید، نگران بقیه‌اش نباشید. 2- می‌توانید مستحبات را انجام ندهید ، مستحبات را در رساله‌ی عملیه مطالعه‌ کنید. موفق باشید
1998
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم اینجانب پایه 1 حوزه علمیه می باشم باتوجه به تاکیدات مقام معظم رهبری، به نظر حضرتعالی از چه پایه ای باید مطالعه فلسفه را شروع کرد و از چه کتابی؟ چه مدتی باید بر روی فلسفه سرمایه گذاری کرد؟ بسیار ممنون و متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پس از گذراندن ادبیات و ملکه‌شدن در آن خوب است که بدایه و نهایه را به مرور بخوانید، ولی اسفار را چند سال که درس خارج را گذراندید شروع کنید. شاید برای ابتدای کار کتاب «ده نکته از معرفت نفس» و «از برهان تا عرفان» قسمت برهان صدیقین همراه با سی‌دی کافی باشد. موفق باشید
1630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام شما در جایی فرموده بودید که حداقل خوردن گوشت سه روز یکبار است حال میخواستم بدانم تخم مرغ هم جزء گوشت حساب میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: علماء اخلاق توصیه می‌کنند هر روز گوشت مصرف نکنید، یک روز در میان مصرف شود تا قوه‌ی بهیمیه غلبه نکند ولی در مورد تخم مرغ بنده چیزی نشنیده‌ام. شهید اول در کتاب دروس مى گوید: ((انه یستحب فى کل ثلاثة ایام ، و لو دام علیه اسبوعین و نحوها لعلة و فى الصوم فلا باس و یکره اکله فى الیوم مرتین خوردن گوشت در هر سه روز یکمرتبه مستحب است و اگر به واسطه کسالت و بیمارى یا بواسطه گرفتن روزه به خوردن آن هر روز ادامه داه شود ایراد و اشکالى ندارد و دو مرتبه خوردن آن در روز مکروه و ناپسند است .موفق باشید
1584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام علیکم استاد . باتوجه به داستان موسی ع وخضر ع چرا اکثر خیر از راه بظاهر بد میرسد چه سری هست که خیر از چیز هایی که اکراه داریم برسد .کتاب رزق را خوانده ام چرا نتیجه اعمال بزرگی مانند قرائت برخی سوره های شریفه زیاد شدن روزی قرار داده شده ایا زیاد شدن روزی اینقدر اهمیت دارد
متن پاسخ
این طور نیست که اکثر موارد خیر از راه به ظاهر بد برسد، عجیب این است که امور به ظاهر بد هم برای انسان مؤمن خیر خواهد بود. گفت: «دیگران را تلخ می‌آید شراب عشق و ما...آن ز دست دوست می‌گیریم و شکّر می‌شود». آن زیادشدن رزقی که می‌فرمایید با قرائت بعضی از سوره‌ها و یا ادعیه، به معنی گشایش رزق است تا برای زندگی دینی گرفتار رزق دنیایی‌تان نباشید. موفق باشید
1010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید. آیا شنیدن موزیک ها و آهنگ هایی که متن آن را نمیدانیم ویا آهنگ های حارجی که متن شعری که خواننده آن می خواند را نفهمیم اشکالی دارد؟اگر می شود درباره این مبحث کمی توضیح دهید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی این سؤال را باید از فتوای مرجع خودتان پیگیری کنید. موفق باشید
15331
متن پرسش
با عرض سلام: ناظر به صوت دوم از جلسه دوم صوتهای کانال تلگرامتون، فرمودید که 1) با رعایت فضایل، نوری به عقل می رسد که در انتخاب موفق می کند. 2) هر کس عمل کند به آنچه حق می داند، خدا علمی بهش ارث می دهد. سوال اول: این علم آیا شامل علمی می شود که انسان را از سردرگمی تفاوت نظر بزرگان درآورد؟ سوال دو: آیا این علم پاسخگوی نیازهای علمی انسانی که به همه دری زده ولی در علم حصولی جواب نگرفته، هست؟ تاکید می کنم سوال در علم حصولی است مثل حقوق زن و... سوال سه: چطور با وجود فضایل در همه عرفا، عرفان را دو دسته می کنید،انقلابی و غیر انقلابی؟ در حالی که غیر انقلابیون هم فضایل ممکنه داشته باشن (بیشتر ناظر به عرفانی که در فتنه 88 شکست می خورد برام سواله) سوال چهار: مدتها برام اخلاق کانتی و الهی سوال بود و بارها جواب شنیده بودم اما سوالم حل نمی شد تا با مثال اسبی که زدید دریچه ی عمیقی از این تفاوت به رویم باز شد. سوال سه رو هم بارها پرسیدم اما برایم جا نمی افتد که بالاخره تفاوت عارفی که موضع سیاسی غلطی دارد با امام یا آقا یا احمدی نژاد چیست؟ لطفا سوال سه رو یه جوری بگید که ما خوب درک کنیم حقیقتش رو که: بالاخره چه میشود که فضایل، در انسانی منجر به انتخاب درست می شود ولی در انسانی هم نمی شود؟ و ما چگونه مطمئن شویم فضایل سبب انتخاب درستمان شده. خیلی متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 – آری! 3- علم حضوری مثل نور است و انسان را به یک کلیّتی در مورد فهم بسیاری از امور می‌رساند. ولی در صورتی حقیقتاً عارف واقعی خواهد شد که متوجه تجلیات حضرت حق در زمان و تاریخ خود باشد و با اسمی با حضرت حق مرتبط گردد که در آن تاریخ، ظهور کرده است. به همین جهت با آمدن یک پیامبر، باقی‌ماندن بر دینِ پیامبر قبلی، کفر است. زیرا با اسمی که در قبل متجلی بوده است، دیگر نمی‌توان به طور حضوری با حضرت حق مرتبط شد، بلکه از آن به بعد در علم حصولی با آن انوار الهی مرتبط‌اند که این در واقع، ارتباط نیست بلکه اطلاع است. عمده‌ی بحث را باید در حضور تاریخیِ حادثه‌ها دنبال کنید که حضرت حق، همواره مطابق ظرف زمانه تجلی می‌کند وگرنه خدای او یک خدای ذهنی است.  - اگر بپذیریم که در هر تاریخی، فهمی و خردی به صحنه می‌آید تا آن تاریخ ساخته شود و فهم زمانه است که تفکر مخصوص آن دوران را به ما می‌دهد؛ باید در نسبت بین انقلاب اسلامی و تفکر، کمی تأمل کرد همچنان‌که همه‌ی متفکران تاریخ در زمان خود از عقل معیّن زمان خود برخاسته‌اند و از آن سخن می‌گویند. باید از خود پرسید در حال حاضر چه عقلی در میان است و معنای بی‌عقلی در این زمانه به چه معنا است. با این عقل است که می‌توان اهداف انقلاب اسلامی را تأمین کرد و نه عقل دیگر که به ما بستگی ندارد. - فهم غیر تاریخی نمی‌تواند روح تاریخ زمانه‌ی خود را تجربه و احساس کند، لذا متوجه نمی‌شود که بعضی از آرزوهایش، مربوط به تاریخ او نیست. ده‌ها سال یک خواست و آرزو را حفظ می‌کند بدون این‌که از خود بپرسد چرا جامعه‌ی او به آن آرزو و خواست نرسیده‌اند.

در تاریخِ تجدد همه‌ی آن‌چه باید در آن سرزمین شکل می‌گرفت تا آن تاریخ ظهور کند، شکل گرفت و این ربطی به تاریخ ما نداشت. آری! امور تاریخی، امور واقع‌شدنی و تحقق‌یافتنی هستند، اما در وقت و جایگاه خود و در میان مردمی که مربوط به آن تاریخ‌اند، به همان معنایی که رسول خدا(ص)فرمودند: «الْأُمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأَوْقَاتِهَا»[1] وقوع حادثه‌ها در گرو وقت و تاریخ خاص آن‌ها است. و با این آگاهی باید متوجه باشیم همیشه و در همه‌جا قادر به هر کاری نیستیم، تنها در بستری که تاریخ ما در مقابل ما گشوده است، ما به آن‌چه باید برسیم و تقدیر و مصلحت ماست می‌رسیم؛ مگر آن‌که با فهم غیر تاریخی خود، همچنان اصرار داشته باشیم به آن‌چه در جهان تجدد است، ما نیز خواهیم رسید و باز ده‌ها سال در این آرزو دست به هیچ کاری مناسب تاریخ خود نخواهیم زد.

فهم غیر تاریخی گمان می‌کند راه توسعه‌ی غربی، آزاد از هرگونه سرزمینی و تاریخی برای هر ملتی قابل تحقق است. در حالی‌که در صدساله‌ی اخیر به جهت همین تفکر، فاصله‌ی ملت ما با توسعه‌یافتگیِ غربی، نزدیک که نه، بلکه زیاد هم شده است مگر در مصرف‌کردنِ آن‌چه جهان توسعه‌یافته عرضه می‌کند. ما نسبت به غرب دارای دو تاریخ هستیم و نمی‌توانیم برای رسیدن به غرب به فرهنگ‌ و تاریخ خود پشت کنیم زیرا در این صورت نه به درستی در تاریخ تجدد وارد می‌شویم و نه دیگر پاهایی استوار در زمین و زمان خود داریم ـ‌ از این جا رانده و از آن‌جا مانده‌ ـ و این رنج بی تاریخی است که با انقلاب اسلامی به خوبی می‌ توان از آن عبور کرد و به عهدی که مربوط به تاریخ خودمان است پایدار ماند. باید متوجه باشیم در حال حاضر در کنار تاریخ تجدد که دوران تکنیک است با انقلاب اسلامی تاریخ دیگری ظهور کرده‌است و در آن از اصولی می‌توان سخن گفت که غیر از اصول تجدد غربی است. آری دوران‌های تاریخی به راحتی ظهور و تعیّن نمی‌کنند بلکه تعیّن‌شان به اندیشه و نگاهی است که در آن‌ها به جهان و به غایات زندگی می‌شود. با توجه به این امر آیا نباید متوجه شد که تاریخ جدیدی شروع شده است؟ در ضمن بحث «زهرای مرضیه «سلام الله علیها» و هوشیاری نسبت به ظرفیت تاریخی که با اسلام شروع شد» که صوت آن نیز در صفحه‌ی اول سایت هست، نکاتی در مورد تشخیص حضور تاریخی، در اختیار شما می‌گذارم. موفق باشید

 


[1] - درر الأخبار، ص: 532

13245
متن پرسش
سلام استاد: بنده قصد ازدواج دارم و به تازگي دختري پيدا شده كه محجبه و متدين است ولي در دانشگاه مختلط درس مي خواند و آن هم در شهري غير از شهر خودمان، مسئله اين است كه بنده اصلا دوست ندارم كه همسر آينده ام در محيط مختلط كار كند يا درس بخواند، آيا او را به همسري انتخاب كنم يا به دنبال شخص ديگري باشيم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای روح زن بسیار مفید است در محیط مختلط با نامحرم فعالیت نداشته باشد ولی متأسفانه در این زمان و این تاریخ نمی‌توان به صرف چنین آرزویی از صحنه‌های فعالیت لازم چشم‌پوشی کرد. اگر امتیازهای قابل توجهی در ایشان باشد، به راحتی نمی‌توان از ایشان بگذرید. موفق باشید

13143
متن پرسش
سلام استاد: چرا ما احساس نمی کنیم که امامی داریم در غیبت منتظر مقدماتی است که به دست ما باید تشکیل بشه؟ چرا شب راحت می خوابیم؟ چرا دنبالش نمی رویم؟ سراغش ر و از کسی نمی گیریم؟ چرا عادت به نبودنش کردیم و زبانن ابراز احساسات می کنیم؟ کاری به بقیه ندارم حداقل چرا من این طوری ام؟ آیا بخاطر نداشتن صفای باطن یا بخاطر معصیتهایی که کردم راه قلب و روحم مسدود شده و بی غیرت شدم؟ چکار کنم که در خودم حس کنم گمشده ای دارم و مثل فرزندی که ازت گم بشه چطور بیقراره آنگونه بی قرار باشم و به هر جایی که برم سراغ از او بگیرم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بلایی است که همه‌ی ما گرفتار آنیم و به اندازه‌ای که از یک‌طرف متوجه‌ی ضعف‌های زندگیِ بی‌امام و از طرف دیگر متوجه برکت ظهور مقدس آن حضرت باشیم؛ مسئله حلّ می‌شود. در هر صورت باید در تذکر به همدیگر از آن انتظار مقدس به‌جای دیگری خود را مشغول نکنیم وگرنه همین فعالیت‌های فرهنگی ما حجابی خواهد شد بدون هیچ نتیجه‌ای. موفق باشید

11058
متن پرسش
سلام علیکم: آیا برای تسخیر تکنولوژی فناوری اطلاعات(IT) به فلسفه مابعدالطبیعه مسلط شویم؟ آیا می شود در کنار تحصیل این رشته به طور جد به فلسفه پرداخت یا کار بی فایده ای است و باید زحمت را به دوش متفکران گذاشت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ما با مبانی هستی‌شناسی وارد این علوم شویم در درست تجزیه و تحلیل‌کردن موضوع دچار خطای پوزیتیویست‌ها نمی‌شویم. موفق باشید
10791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: می خواستم بدونم شما با حجت الاسلام سید حسن آقامیری آشنایی دارید؟ و نظرتون رو راجع به ایشون بدونم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آشنایی ندارم. موفق باشید
10489
متن پرسش
سلام علیکم: چرا محال است که نظام هستی از بی نهایت ممکن الوجود ها تشکیل شده باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی معارف اسلامی یک یا کلام 1 بحمداللّه به طور مفصل در مورد ابطال تسلسل و محال‌بودن بی‌نهایت ممکن‌الوجود بحث شده. جزوه بر روی سایت هست، در ضمن در دی‌وی‌دی اصول عقاید نیز بحثی تحت عنوان «برهان امکان و وجود» هست که این مسائل را بحث کرده. سعی کنید با دنبال‌کردن این مباحث این مسائل را برای خود حل کنید وگرنه دائماً مزاحم سیر شما به سوی حقیقت می‌شود. موفق باشید
9162
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: یکی از مباحثی که به نظر می رسد باید به آن اهمیت داده شود خردورزی و تفکر در کودکان است و یا به عبارت دیگر امروز کودکان ما تحت تاثیر فضای حاکم هویت خود را در شخصیتهای غربی تعریف می کنند. آیا میتوان افقی از تفکر را به کودکان نشان داد که در آن خود را شخصیتی تمدن ساز بیابند. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید این کار را کرد و از همان موقعی که کودک قدرت تمیز دارد افقی را در مقابل‌اش به عنوان زندگی آرمانی تعریف کرد که هرگز خود را بازی‌خورده‌ی تمدن غربی احساس نکند. موفق باشید
8859
متن پرسش
سلام علیکم: برای فهم فصوص چه مقدماتی لازم است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و خویشتن پنهان و معاد از یک طرف، و از طرف دیگر به عقلی مخصوص نیاز است که استاد باید تشخیص دهد. موفق باشید
8739
متن پرسش
سلام علیکم نظر حضرت عالی درباره این جمله چیست؟ «اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد! پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر (ص) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نذیر باشیم. همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد.»
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اصل حرف درست است به شرطی که موجب سوء استفاده‌ی افراد هنجارشکن نگردد و این جمله امتیازی برای آن‌ها نشود. آری باید بر ارزش‌های قدسی تأکید نماییم تا قبح ناهنجاری‌ها آنچنان در جامعه روشن شود که فضای فرهنگی جامعه امکان بروز چنین حرکات را ندهد. البته این غیر از برخوردی است که باید با هنجارشکنانی کرد که مأمورند فضای ارزشی جامعه را از بین ببرند، این‌جا دیگر بحث ناآگاهی و تذکردادن نیست، بلکه برای حفظ ارزش‌های نظام اسلامی باید برخورد امنیتی کرد و متأسفانه بعضاً این‌ دو با هم خلط می‌شود، یک طرف همه‌ی ناهنجاری‌ها را پای دشمن می‌گذارد و می‌خواهد برخورد امنیتی کند، و یک طرف چشمش را به ناهنجاری‌هایی که صورت دشمنی و مقابله با نظام است می‌بندد. موفق باشید
7109
متن پرسش
سلام استاد عزیز از نظر اخلاق و عرفان با حشراتی که آسیب نمی زنند اما مزاحم هستم چه رفتاری باید داشت؟ در خاطرات امام آمده ایشان مگس را نمی کشتند بلکه از در بیرون میکردند. این سوال شاید خنده دار به نظر رسد اما در اتاقم مورچه ها لانه کرده اند و همه جا رژه میروند نمی دانم چه کار کنم؟ با جارو برقی جمعشان کنم خوب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با جارو برقی جمع‌شان کنند خوب است. اگر هم مزاحم زندگی شما شدند دیگر لشکر شیطان‌اند. همان‌طور که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آن ماری که جلو می‌آمد تا نمازشان را مختل کند، کشتند، می‌توانید حیوان موذی را قبل از آن‌که آزار برساند بکشید. موفق باشید
6097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.آیا طبقات هفت گانه اولیا الله(قطب نقیب اوتاد...) که در تصوف بحث می شود واقعا وجود دارد؟در روایات شیعی چیزی از آن ها به میان آمده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد اطلاعی ندارم جون بیشتر مربوط به اهل تصوف است و در عرفان به‌خصوص عرفان نظری این مباحث مطرح نیست. موفق باشید
5930
متن پرسش
باسلام. استاد بزرگوار، 1. آیه سوم سوره زمر أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ، منظور از اینکه افرادی غیر از خدا را ولی خودگرفتند و گفتند به خاطر تقرب به خدا این کار را می کنیم یعنی چه؟استاد نکند منظور ما شیعیان هستیم که ائمه معصومین را اولیاء خودمون می گیریم و میگوییم به قصد آنکه به خدا تقرب پیدا کنیم و ....اولیاءمون هستند؟2. استاد در ایه دیگر همین سوره آمده است خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا، ایا این موید آن نیست که می گویند آدم خلق شد و از باقیمانده گلش و یا از پهلوی آدم حوا خلق شد؟ممنون از حوصله و صبر شما
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- آیه نظر به بت‌پرستان دارد که برای بت‌های خود نقش استقلالی قائل بودند و لذا بت‌ها را می‌پرستیدند و از بت‌ها طلب رفع حوائج می‌کردند، ولی ائمه‌ی ما«علیهم‌السلام» دائم ما را متوجه خدا می‌کنند و خودشان نهایت بندگی را انجام می‌دهند و ما ولایت آن‌ها را در طول ولایت الهی می‌دانیم آن هم به اعتبار آیه‌ی قرآن که می‌فرماید در کنار خدا و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از اولی‌الأمر خود پیروی کنید. در سوره‌ی نساء آیه‌ی 59 می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏». 2- می‌فرماید همه‌ی شما را از یک نفس واحد خلق کردیم و زوج آن نفس واحد را از آن نفس واحد خلق نمودیم و از آن دو، رجل کثیر و نساء کثیر گسترش یافت که از جمله رجال و نساء جناب آدم و حوّاء هستند. پس این نفس واحد یک حقیقت قدسی است که عرفا به آن عقل کلّ می‌گویند و زوج آن تجلی آن است که همان نفس کلّ است. موفق باشید
5546
متن پرسش
همان طور که مرحوم علامه طباطبایی در المیزان ج10، صص 162، 171 می فرمایند اعجاز معرفتی و اعجاز بلاغی قرآن و در پی آن، تحدی به آوردن سوره، اعجاز و تحدی به یک سوره‌ی کامل است به این معنی که هر غرض هدایتی، در قالب حد اقل یک سوره‌ی کامل است و پیرو آن تحدی نیز به همین شکل است. حال سوال این است که با توجه به این که حروف مقطعه نیز جزء سوره‌هایی است که مشتمل بر آن است، اگر حروف مقطعه را از قرآن حذف کنیم چه نقصی در هدایت نوع بشر و اعجاز معرفتی انسان پیش می‌‌آید؟ حروف رمزی که برای نوع انسان‌ها مبهم است و ظاهرا فقط موجب حیرت است تا معرفت البته مگر برای اهل بیت علیهم السلام که گویی این حروف، خاص فهم ایشان است چون هر کس غیر از ایشان از «الر» هر چیزی بگوید هیچ اعتبار و سندیتی ندارد.
متن پاسخ
شاید بتوان گفت که بحث هدایت قرآن و نظر به تحدّی نسبت به هر سوره، به طور اجمال باشد و لازم نیست که آن تحدی شامل حروف مقطعه‌ی قرآن باشد و نیز خارج از سوره‌هایی که دارای حروف مقطعه است باز موضوع تحدی نسبت به آوردن یکی از آن سوره‌ها نیز تحدی به حساب می‌آید. یعنی یا این که باید بگوییم هدایت سوره‌ای مثل سوره ‌ی مبارکه‌ی بقره منهای حروف مقطعه هدایت کاملی است و فقط حروف مقطعه رازی است بین خدا و آن‌هایی که متوجه پیام آن هستند و یا باید در قرائت آن حروف انتظار هدایت تکوینی داشته‌باشیم همان‌طور که در روایات داریم «قرآئت حروف مقطعه‌ی سوره‌‌های شوری و مریم موجب دفع شر دشمنان می‌شود». عَنِ الصَّادِقِ مَنْ دَخَلَ عَلَى سُلْطَانٍ یَخَافُهُ فَقَرَأَ عِنْدَ مَا یُقَابِلُهُ کهیعص وَ یَضُمُّ یَدَهُ الْیُمْنَى کُلَّمَا قَرَأَ حَرْفاً ضَمَّ إِصْبَعاً ثُمَّ یَقْرَأُ حم عسق وَ یَضُمُّ أَصَابِعَ یَدِهِ الْیُسْرَى کَذَلِکَ ثُمَّ یَقْرَأُ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً وَ یَفْتَحُهُمَا فِی وَجْهِهِ کُفِیَ شَرَّهُ. یعنى: «هر گاه کسى بر پادشاهى وارد شد که از او مى‏هراسد، آن لحظه که در برابرش قرار گرفت، کهیعص را بخواند و دست راستش را جمع کند، به این صورت که در وقت خواندن هر حرفى، انگشتى را جمع نموده، آنگاه حم عسق را بخواند و انگشتهاى دست چپش را همین طور جمع نماید سپس بخواند: « وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً» رویها در برابر خداوند زنده و پاینده، خوار گردیده‏اند و هر کس که ستم کرد زیان نموده است.سپس آن دو دست را در صورتش باز کند که شرّ آن سلطان کفایت مى‏شود».
4025
متن پرسش
سلام استاد از این که این سوال رو از محضرتون میکنم معذزت میخوام. اگر شما در شهری بودید که استاد خوبی برای فلسفه خواندن پیدا نمیکردید و بعد از این که توسط یک استاد عزیزی با حضرت علامه آشنا می شدید و میخواستید بدایه و نهایه ایشان را مطالعه کنید، چه کار میکردید؟ فلسفه را باید با استاد خواند یا با سی دی های موجودمثل آیت الله مصباح و فیاضی و.... پیشنهادتون به بنده که اول راه هستم چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر استاد آماده‌ای باشد بسیار بهتر از سی‌دی‌های موجود است ولی خدا را شکر که این سی‌دی‌ها هست که بالاخره انسان محروم نماند.موفق باشید
3765
متن پرسش
سلام علیکم اگر بخواهیم نسبت به تاریخ بعد از انقلاب اعم از شخصیتها و جریانات سیاسی شناخت صحیح و تحلیلی پیدا کنیم؛ مطالعه چه کتابهایی را پیشنهاد می کنید؟ تاریخ معاصر قبل از انقلاب را مطالعه داشته ام. اساسا با چه رویکردی و چه روشی این مطالعه می بایست صورت بگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «تحلیلی از نهضت امام خمینی» از آقای حمید روحانی کمک کند که تا در نظر به انقلاب اسلامی، رویکرد نظام‌سازی امام را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
3324
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید دیشب در یکی از سخنرانی ها در شهراصفهان در ایام پایانی ماه صفر،ضمن تقسیم بندی دیدگاه های متفکران وعلمای ایرانی از شما وشهید آوینی نام برده شد وگفتند شماها جزو دسته غرب گریزانید که من با توجه به مطالعاتی که ازشماداشتم نمی خواهم به بخش اول صحبت هایم جواب دهید ولی سوالی که دارم ایشان ادعا کردند که مقام معظم رهبری اصرار به غرب گزینی دارند واین تفکر غرب گریز شما اشتباه است!آیا ادعای ایشان دررابطه با دیدگاه آقا صحیح است؟ ممنون میشوم نمونه بیاورید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده چیزی بالاتر از آن‌چه آقا در بجنورد در بین جوانان تحت عنوان سبک زندگی فرمودند نمی‌گویم. آقا در سخنرانی فرمودند: بیایید آسیب‌شناسی کنیم چرا در بخش اصلی تمدن نوین اسلامی عقب افتادیم؟ و در آن سخنرانی سخت ما را از تقلید از غرب برحذر داشتند.همه باید مواظب باشیم رگه هایی از غرب زدگی موجب تحلیل های ما نشود. موفق باشید
نمایش چاپی