باسمه تعالی: سلام علیکم: این نیز در بحث «برهان صدیقین» روشن میشود. وقتی با نگاه وجودی به مخلوقات نگاه کنیم، بحث تجلی پیش میآید. و وقتی مخلوقات را آینهی نمایش اسماء الهی ببینیم، بحث ظهور پیش میآید. موفق باشید
در همین سایت میتوانید سؤال خود را بفرستید و یا به صورت تلفنی در روزهای یکشنبه و پنجشنبه از ساعت 3 الی 5 سؤالات خود را مطرح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه به جهت توانی که خدا به آن داده، دارای چنین توانایی است حال اگر آن توانایی را به قدرت حضرت حق متصل گرداند برایش مفید خواهد بود وگرنه در اختیار شیطان قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رسیدهاید به اینکه حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» اعلم هستند، چرا که یکی از شروط اعلمیت آگاهی به زمانه است، موظفاید به اعلم رجوع کنید. موفق باشید
جواب: سلام علیکم؛ غفرانیت خدا شامل همه گناهانی که انسان از آنها توبه کند میشود، منتها توبه بعضی گناهان به ادامهندادن آنهاست، همین که شما مثلا تصمیم بگیرید دیگر غیبت نکنید و یا نظام اسلامی را تضعیف ننمایید، به خودی خود توبه محسوب میشود ولی بعضی گناهان مثل شرکِ به خدا با توبه بخشیده میشود که بحث آن در سوالهای قبل شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک کاری است ماوراء یک سؤال و جواب. بنده نظر آقای استاد یزدانپناه را نظر صائبی میدانم از آن جهت که سالک در فنای ذاتی به نور حق متوجه وجود حق میباشد بدون آنکه بین خود و حضرت حق اثنینیتی احساس کند بلکه فقط احساسی دارد که به نور حق میبیند و میشنود و میفهمد و بدون آنکه آن احساس را به خود نسبت دهد و چون هیچ دوگانگی در میان نیست باید آن را فنای ذاتی دانست زیرا ذاتی از خود احساس نمیکند و از رسومات بشری بهکلّی آزاد شده و به واقعیت محض که خدا هست و دیگر هیچ، راه یافته و لذا خود را به عنوان وجودی که شاهد انوار الهی است حس نمیکند بلکه تنها به نور حق، حق را مییابد و این حقیقتِ فناء است. بنده در جلسات آخر شرح تفسیر سورهی حمد امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در این مورد عرایض داشتهام و جناب خواجه عبداللّه انصاری در قسم توحید منازل السائرین بهخوبی موضوع را نمایانده است و جناب استاد یزدانپناه بهخوبی در شرح این موضوع در آنجا موفق بودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در اینکه جریان تصوف و صوفیگری از قرن دهم به بعد با نفوذ استعمار گرفتار اباحهگری شد و بیشتر در خدمت اهداف استعمار قرار گرفت، بحثی نیست. میماند که آیا آیت اللّه حاج ملا سلطان محمد گنابادی صاحب تفسیر «بیان السعادة» از تحصیلکردههای نجف اشرف و سامرا که مورد احترام امثال میرزای شیرازی بودهاند و سعی کردهاند با تأسیس فرقهی گنابادی از آن نقشههای استعماری عرفان را نجات دهند؛ هممصداقِ فرقه های انحرافی خواهند بود، یا نه؛ این قابل تأمل است. به خصوص که حضرت امام در تفسیر سورهی حمد خود از تفسیر مرحوم ملا محمد گنابادی یاد کردند. و رفقایی که تا حدّی بعضی از افراد این فرقه را میشناسند نظرشان آن است که نمیتوان با همان چوبی که سایر فرقهها را راند، اینها را نیز با همان چوب برانیم. زیرا علاوه بر آنکه مقیّد به دستورات شرع و فقه فقیهان میباشند؛ نسبت به انقلاب و رهبری و تقابل با استکبار همنوا با نظام هستند. حال اگر مثل همیشه افرادی به اسم عرفان حیلههای خود را إعمال میکنند بحث دیگری است. بنابراین نمیتوان به کاری که جناب آقای سید حسنآقا خمینی انجام دادهاند ایراد گرفت بهخصوص که از شرح «فصوصالحکم» که ایشان دارند، مشخص میشود در موضوع عرفان نظری بهخوبی صاحبنظر میباشند. سایت مربوط به ایشان، فایلهای صوتی فصوص را در معرض استفادهی کاربران قرار داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه موضوع، بسیار حساس و ریشه در تنگناهای تاریخیِ ما به عنوان کشور ایران دارد؛ موضوع همانطور است که میفرمایید. به گفتهی علامه طباطبایی؛ زنان شوهردار نباید گرفتار یک نوع غیرت بیجا باشند که مربوط به مردان است و تحمل زن یا زنان دیگری را در کنار شوهر خود نداشته باشند. در حالیکه رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» سیرهی دیگری را برای زنان گشودهاند. و عملاً این یک نوع خودخواهیِ پنهان است که اگر بتوانند از این رذیله خود را آزاد کنند، نهتنها بسیاری از مشکلاتی که نام بردید در جامعه رفع میشود، یک نحوه سعهی صدری در زنان شوهردارِ ما در آنها ظهور میکند و تنگنظریِ پنهان آنها که منجر به یک نحوه دوگانگی با شوهرانشان هست نیز از بین میرود. و البته این به شرطی است که مردان نیز به عنوان یک مسئولیت نسبت به زنان بیشوهر با موضوع، برخورد کنند و به تنهایی و بیسرپرستیِ آنان فکر کنند، به جای آنکه صرفاً قصد شهوترانی داشته باشند و ارتباط با زن اول خود را تعطیل نمایند. آری! در لبنان و در اکثر کشورهای عربی زنانِ شوهردار پذیرفتهاند در صورتیکه شوهرشان زن دومی را اختیار کند، خللی در شخصیت و زندگیشان پیش نمیاید، زیرا زندگی را در معنایی وسیعتر جستجو میکنند، و وقتی شوهرشان زن دیگری را متعه کند بالاخره در راه شرعی این مشکل را رفع کرده، وگرنه شیطان از طریق غیر شرعی راههای خود را میگشاید. و این آن چیزی است که امروزه شما با آن روبهرو هستید، و تا زیرساختهایِ فرهنگی این مشکل رفع نگردد، همچنان راههای شیطانی گشوده خواهد بود و مرد و زن هر دو ضرر میکنند. موفق باشید
