باسمه تعالی. سلام علیکم: 1ـ در این که بتوانید از همین طریق مشاوره کسب در آمد کنید کار خلاف شرعی انجام ندادهاید و معلوم نیست آن تخصصها بهتر از آنچه شما با مطالعات خود به دست آوردهاید به شما کمک کند.
2ـ نگاه فلسفی اگر به طور صحیح جلو برود، در گذرگاههای اصیل، کمکهای شایانی میکند و مسلّم اگر آن عزیزانی که نام بردید از تفکر فلسفی اصیلی برخورداد بودند، مخاطب خود را با عمق و آینده داری بیشتری کمک میکردند. با این همه، انسانها ذوقهای متفاوتی دارند و نباید اگر کسی ذوق فلسفی ندارد، ملامت شود بر اینکه نمیتواند فلسفه بخواند. عرفان نیز از همین مقوله است. به این فکر کنید که به ما گفتهاند «مداد العماء افضل من دماء الشهدا». بالاخره اگر روحیهي عرفانی حضرت امام نبود بسیاری از این حماسهها که در دفاع مقدس به میان آمد معنا پیدا نمیکرد تا انجام شود.
3ـ کسب روزی حلال در هر صورت کار ارزشمندی است ولی نباید در کسب آن گرفتار حرص و یا مقایسه با دیگران شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان سعی کند به کمک ظاهر شریعت از ظاهر به باطن و با اُنس با حقایق جلو رود، بیشتر به نتیجه میرسد و انسانِ گرفتار وسواس از آن جهت که گرفتار ظاهر است به خود ضربه میزند 2- ملاک در عمل به شریعت، رعایت ظاهر شریعت است برای سیر به باطن و اُنس با حق و متأسفانه وسواس انسان را بیشتر گرفتار ظاهر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «فلسفهی تحول تاریخ» قدم خوب و ارزشمندی است برای احیاء نگاهِ تمدنی به اسلام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در وجود ذهنی، موضوعِ تطبیق علم ما با خارج مطرح است به همان شکلی که معلومِ ما در خارج موجود است 2- چون صورت شیئ در ذهن است و نفس ناطقه، علمِ به ذهن خود دارد وجود خارجی برای انسان با همهی ابعادش معلوم است چه شکل آن و چه معنای آن. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضاً میشود چنین نسبتی را پذیرفت ولی نباید آن را یک قاعده بهحساب آورد زیرا درجهی نزدیکی شاگردان به استاد متفاوت است و علاوه بر آن، روحیهها یکسان نیستند 2- عقلانیتِ سلوکی بسیار بسیار متفاوت با عقل فلسفی و عقل کلامی است. آن عقلی است که حقّانیت سخن حق را تصدیق میکند و با رفع تعلقات و اصلاح نفس به صحنه میآید. لذا جناب حافظ که منوّر به آن عقل قدسی است اینچنین میگوید: «حديث از مطرب و میّگو و راز دهر کمتر جو / کهکس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را» یعنی باید در این دنیا از مطرب و میّ که همان شادی و مستی عارفانه است، سخن گفت زیرا معمای هستی به گونهای نیست که با فلسفه و علم بتوان آن را گشود. راز دهر یا معمای هستی چیزی نیست که با تفکر گشوده شود، چیزی است که بر قلبِ آماده ظهور میکند بدون آنکه لازم باشد انسان رویکرد رازجویی بر عالم داشته باشد که مجبور شود با نگاه فلسفی به عالم بنگرد. حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» در این رابطه دارند: «اهل دل عاجز ز گفتار است با اهل خرد / بی زبان با بیدلان هرگز سخنپرداز نیست». 3- حضرت استاد علامه حسنزاده به عنوان یک استادِ صاحبِ سبک در سلسلهی عرفایی که به عرفای قبلی متصل است، صاحب همان عقل قدسی است که حق را به سبک و سیاق انبیاء تصدیق میکند غیر از کسانی است که به عنوان یک معلم معارف تلاش دارند تشنگان معارف اسلامی را در حدّ خودشان سیراب کنند تا إنشاءاللّه افراد به بزرگانی که صاحب سبک در معارفاند، دسترسی پیدا کنند 4- علامه جوادی با همان حکمت و عرفانشان، امام و انقلاب اسلامی را خوب فهمیدند و در حال پیریزیِ تمدنِ واقعی اسلامی هستند. تفاوت سلیقهی ایشان در امور سیاسی چندان بزرگ نیست، زیرا بهخوبی توانستهاند رهبری را تصدیق کنند. آری! بصیرت تاریخی ایشان موجب شد که بهراحتی نتوانند آقای احمدینژاد را در فضای مقابله با آقای هاشمی تأیید نمایند و این به معنای تأیید آقای موسوی نبود و نیست. همانطور که ایشان معتقد به نفیِ آقای هاشمی نیستند که ظاهراً مقام معظم رهبری نیز چنین اعتقادی دارند. در هرحال هنر ما آن است که در امور اجتماعی و سیاسی، سلیقههایی که ذیل امام و انقلاب و رهبری هستند، همه را بفهمیم و محترم بشماریم 5- همانطور که حضرت رضا«علیهالسلام» میفر مایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه ى او را گشاده مى گرداند. تا در مديريت خود كوچكترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مى شود كه در جوابگويى به نيازهاى جامعه در نمى ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. با توجه به این دو امر میفهمیم ما از طریق حضرت امام وارد تاریخ دیگری خواهیم شد که آن تاریخ، تاریخی است جدایِ تاریخی که فرهنگ مدرنیته در مقابل بشر امروز قرار داده. مقام معظم رهبری در چنین موقعیتی هستند. بنده معتقدم هرکس نتواند حقّانیت امروزینِ رهبری را تصدیق کند، در نورِ این زمانه بهسر نمیبرد و با محفوظات و اوهام خود در عرفانِ «انتزاعی» بهسر میبرد و این آن عرفانی نیست که راه ما را به سوی خدا بگشاید. موفق باشید
[1] - تحف العقول، ص 443
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» تا حدّی جایگاه سوبژکتیویته تبیین شد و اینکه انسان در این نگاه، به جای رجوع به حق و متصل شدن به منبع لایزال کمال مطلق، گرفتار یکنوع خودشارژی میشود و این عملاً یکنوع توهّمزدگی است، حال چه تحت عنوان ضمیر ناخودآگاه از آن یاد کنیم یا به آن نام قدرت خلقکردن مغز بدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرکاری افراط و تفریط مضرّ است و انسان را از وسعتی که باید داشته باشد و هرچیزی را در جای خود قرار دهد محروم میکند. چقدر خوب بود که همسر شما بدون هیچ عجلهای و با حوصلهی کامل با فرزندتان مدارا میکردند و در کنار روحیهی آرام مادری و همسرداری به امور معرفتی و عبادی نیز میپرداختند. زیرا برکات چنین اموری کمتر از عبادت و مطالعه نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی در مسیر صحیح به دنبال رزقاش باشد، رزق او به همان اندازه میرسد که از طریق پارتیبازی خواهد رسید، منتها چون از طریق غیر صحیح رزق خود را بهدست آورد آن رزق برای او حرام میشود 2- از نظر فقهی باید از فقیه سؤال کند که وضع این رزق چگونه است ولی از نظر سلوکی این نوع رزقها برکت ندارد 3- اغماض کنیم و دنبال موضوع را نگیریم چون همهی مطلب را نمیدانیم. موفق باشید
