باسمه تعالی: سلام علیکم: برای عالمانی که در عالَم روحانیِ خودشان بهسر میبرند خارجشدن از آن عالَم برای آنها مثل فرورفتن در دیگ آب جوش است؛ تا این حدّ روحشان به زحمت میافتد. از این جهت باید امثال آیت اللّه ناصری را درک کرد. ولی این در مورد افرادی که در چنین عالَمی مستقر نیستند، فرق دارند. در این رابطه مولوی میگوید: «کار نیکان را قیاس از خود مگیر / گرچه باشد در نوشتن شیر شیر». گفته اینک ما بشر ایشان بشر ** ما و ایشان بستهی خوابیم و خور. این ندانستند ایشان از عمی ** هست فرقی در میان بیمنتها. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم تنها باید در مقابل هنجارشکنیها که عموماً توسط زنانی انجام میشود که مأمورند فضای جامعه را به هم بزنند، سختگیری کنیم. مثل آنکه در اسلام میفرماید اگر کسی در کوچه و بازار بدمستی کرد با او برخورد نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی کسی متوجهی تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده؛ نباشد متوجه نیست ما در سوریه برای عربها نمیجنگیم، در جبههای وارد میشویم که انقلاب اسلامی در مقابل کفر و استکبار گشوده است. به قول بعضی از سردارهای ما که در سوریه فعّال هستند، مردم سوریه باید بگویند ما برای انقلاب اسلامی چرا بجنگیم؟ در حالیکه آنها خود را در جبههای احساس میکنند که انقلاب اسلامی گشوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضاً میشود چنین نسبتی را پذیرفت ولی نباید آن را یک قاعده بهحساب آورد زیرا درجهی نزدیکی شاگردان به استاد متفاوت است و علاوه بر آن، روحیهها یکسان نیستند 2- عقلانیتِ سلوکی بسیار بسیار متفاوت با عقل فلسفی و عقل کلامی است. آن عقلی است که حقّانیت سخن حق را تصدیق میکند و با رفع تعلقات و اصلاح نفس به صحنه میآید. لذا جناب حافظ که منوّر به آن عقل قدسی است اینچنین میگوید: «حديث از مطرب و میّگو و راز دهر کمتر جو / کهکس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را» یعنی باید در این دنیا از مطرب و میّ که همان شادی و مستی عارفانه است، سخن گفت زیرا معمای هستی به گونهای نیست که با فلسفه و علم بتوان آن را گشود. راز دهر یا معمای هستی چیزی نیست که با تفکر گشوده شود، چیزی است که بر قلبِ آماده ظهور میکند بدون آنکه لازم باشد انسان رویکرد رازجویی بر عالم داشته باشد که مجبور شود با نگاه فلسفی به عالم بنگرد. حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» در این رابطه دارند: «اهل دل عاجز ز گفتار است با اهل خرد / بی زبان با بیدلان هرگز سخنپرداز نیست». 3- حضرت استاد علامه حسنزاده به عنوان یک استادِ صاحبِ سبک در سلسلهی عرفایی که به عرفای قبلی متصل است، صاحب همان عقل قدسی است که حق را به سبک و سیاق انبیاء تصدیق میکند غیر از کسانی است که به عنوان یک معلم معارف تلاش دارند تشنگان معارف اسلامی را در حدّ خودشان سیراب کنند تا إنشاءاللّه افراد به بزرگانی که صاحب سبک در معارفاند، دسترسی پیدا کنند 4- علامه جوادی با همان حکمت و عرفانشان، امام و انقلاب اسلامی را خوب فهمیدند و در حال پیریزیِ تمدنِ واقعی اسلامی هستند. تفاوت سلیقهی ایشان در امور سیاسی چندان بزرگ نیست، زیرا بهخوبی توانستهاند رهبری را تصدیق کنند. آری! بصیرت تاریخی ایشان موجب شد که بهراحتی نتوانند آقای احمدینژاد را در فضای مقابله با آقای هاشمی تأیید نمایند و این به معنای تأیید آقای موسوی نبود و نیست. همانطور که ایشان معتقد به نفیِ آقای هاشمی نیستند که ظاهراً مقام معظم رهبری نیز چنین اعتقادی دارند. در هرحال هنر ما آن است که در امور اجتماعی و سیاسی، سلیقههایی که ذیل امام و انقلاب و رهبری هستند، همه را بفهمیم و محترم بشماریم 5- همانطور که حضرت رضا«علیهالسلام» میفر مایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه ى او را گشاده مى گرداند. تا در مديريت خود كوچكترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مى شود كه در جوابگويى به نيازهاى جامعه در نمى ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. با توجه به این دو امر میفهمیم ما از طریق حضرت امام وارد تاریخ دیگری خواهیم شد که آن تاریخ، تاریخی است جدایِ تاریخی که فرهنگ مدرنیته در مقابل بشر امروز قرار داده. مقام معظم رهبری در چنین موقعیتی هستند. بنده معتقدم هرکس نتواند حقّانیت امروزینِ رهبری را تصدیق کند، در نورِ این زمانه بهسر نمیبرد و با محفوظات و اوهام خود در عرفانِ «انتزاعی» بهسر میبرد و این آن عرفانی نیست که راه ما را به سوی خدا بگشاید. موفق باشید
[1] - تحف العقول، ص 443
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرکاری افراط و تفریط مضرّ است و انسان را از وسعتی که باید داشته باشد و هرچیزی را در جای خود قرار دهد محروم میکند. چقدر خوب بود که همسر شما بدون هیچ عجلهای و با حوصلهی کامل با فرزندتان مدارا میکردند و در کنار روحیهی آرام مادری و همسرداری به امور معرفتی و عبادی نیز میپرداختند. زیرا برکات چنین اموری کمتر از عبادت و مطالعه نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زمان و مکان به این معنا که مخصوص عالم ماده است در آنجا نیست ولی اعمال ما در برزخ و قیامت جسم و صورت دارند مثل صورتهای ذهنی که جسم دارند ولی جنس آنها مادی نیست 2- از آن جهت که هرچه در عالم هست در قبضهی اختیار خداوند است میتوان گفت آنچه خداوند خلق کرده وجهی از شرّ هم دارد که شما در قرآن دارید: «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» یعنی به خداوند پناه ببرید از شرّ آنچه او خلق کرده ولی همانطور که حضرت امام در ابتدای کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» میفرمایند: لازم نمیآید خداوند مستقیماً شرّ را خلق کند، بلکه همینکه خیر را و رحمت را خلق نکرده، شرّ موجود میشود مثل آنکه نبود نور موجب ظلمت است، حال بر اساس چه مصلحتی بعضاً رحمت و خیر خود را ظهور نمیدهد، بحث دیگری است که شهید مطهری«رحمةاللّهعلیه» در کتاب «عدل الهی» بدان پرداختهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با روش هایدگر که نظر به «وجود» میاندازد، انسان غربی از سوبژکتیویته آزاد میشود. موفق باشید
