بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5763
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم. . .استاد عزیز،حقیقتا دنبال راه حلی درباره این مشکل تقریبا بزرگ میگردم که تا الان مشاهده کردم دوستان زیادی گرفتارشن. . .حقیقت در باب تفسیر عزیز المیزان،الان تقریبا یکسالی است که نه با نظم،ولی خب مستمر مطالعه میکنم و جزوه مربوطه شمارا هم از نظر گذراندم،و تقریبا در انتهای جلد 3 هستم. . .منتها احساس میکنم واقعا دارم به المیزان ظلم میکنم و اصلا چیزی درستو حسابی خاطرم نیست. . .گاهی میشه روی سطری مدت طولانی میمونم،گاهی هم سریع رد میشم و احساس میکنم نکنه مطلب خوبی رد شد و بنده نفهمیدم که از این نفهمیدن ها به کرات اتفاق می افته،در حدی که احساس میکنم نکنه باید برم سراغ کمتر از المیزان،اخیرا در سوالی فرمودید تفسیر چند سوره رو قبل از شروع المیزان مطالعه کنیم،خواستم ببینم،آیا مطالعه رو متوقف کنم و برم سراغ تفسیر اون 4 سوره مربوطه؟یا اصلا بیخیال المیزان بشم؟. . .موفق باشید.
متن پاسخ
ه تعالی‌: سلام علیکم: به نظرم در همان جزوه‌ی «چگونگی کار با المیزان» هم پیشنهاد کردم ابتدا چند سوره را گوش بدهید تا منطق المیزان دستتان بیاید. به هر حال به این زودی بی‌خیال المیزان نشوید. اولاً: آن چند سوره را فعلاً گوش بدهید و نکات مهم آن را یادداشت فرمایید ثانیاً: به همان روشی که در جزوه عرض کردم سراغ المیزان بروید و نظر علامه را در ذیل هر آیه یادداشت کنید. موفق باشید
4853
متن پرسش
باسلام و احترام. برخی معتقدند بکار بردن اصل مفهوم تمدن سازی با حکمت متعالیه نمیسازد و نوعی غرب زدگی است. اقای عبدالکریمی اخیرا در پاسخ به اقای دهقان بر ان صحه گذارده اند. با عنایت به نکات شما در کتاب سلوک که یک بال تمدن سازی را حکمت متعالیه میدانید این مساله را توضیح دهید. سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همان کتاب سلوک از حضرت امام به‌عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی شاهد آوردم که حضرت امام در جواب «حسنین هیکل» یکی از عواملی که مبنای حرکت‌شان را تشکیل می‌دهد فلسفه‌ی ملاصدرا یا حکمت متعالیه معرفی کردند. از طرفی اگر بخواهیم تمدن اسلامی داشته باشیم آن تمدن نیاز به یک تفکر و برداشت منسجم از اسلام دارد که چون خونی در همه‌ی ابعاد آن تمدن جاری باشد که به اصطلاح آن تفکر را فلسفه‌ای می‌دانند که آن تمدن براساس آن بنا می‌شود و عالم و آدم را در آن تمدن معنا می‌کند تا آن تمدن مبتنی بر آن خود را معنا کند و جلو برود، همان‌طور که تمدن غربی بر مبنای اومانیسم خود را معنا می‌کند و به زعم خود جلو می‌رود و این چیزی نیست که مربوط به غرب باشد بلکه یک موضوع عقلی است که همیشه این‌طور بوده حتی امویان و عباسیان برای خود برداشتی از اسلام داشتند که ترکیبی از اسلام و جاهلیت و یک نحوه یونان‌زدگی بود و بر آن مبنا تمدنی ناقص برای خود شکل دادند و لذا اگر شیعه بخواهد به عنوان یک تمدن به میان آید در کنار فقه شیعی باید تفسیری فلسفی از عالم و آدم به میدان آورد که بنده فکر می‌کنم خداوند حکمت متعالیه را جهت این منظور بر ملاصدرا اشراق کرده است تا عقل‌ها در فضای فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» آنچنان پرورش بیابد که بتوانند برای خود و دیگران حرف داشته باشند. موفق باشید
3462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . من به تازگی با سایت شما اشنا شده ام و با مطالهع گذرا در سایت و مطالب آن احساس کردم که می توان شما را به عنوان راهنما و امین خود در نظر بگیرم و از شما سوالاتی را مطرح کنم . من ساله هستم که به مدت سال ازدواج کردم و دختری ماهه دارم در دوران بارداری متوجه شدم که همسرم از طریق چک با نامحرم ارتباط دارد و حتی خواسته های ناکشروع از انها طلب کرده است. با همسرم صحبت کردم و ایشان اینگونه به من پاسخ دادن که شیطان گولش زده و عذر خواهی و اظهار ندامت کردند ولی از آن پس من دیگر به ایشان اعتماد ندارم چون مجدد متوجه ارتباط ایشان شده ام در حد سلام و فرستادن ایمل های متفاوت با ایشان که به طور غیر مستقیم صحبت کردم ایشان گفتند که دیگر هیچ ارتباطی نداشته اند اما من دیگر نمی توانم به ایشان اعتماد کنم و تمامی حرف هایش را دروغ استنباط می کنم ولی به ایشان چیزی نگفته ام و در پایان متذکر می شم که ایشان خیلی مذهبی نیشتند. ممنون از شما تقاظا دارم کمکم کنید چون فکر طلاق چندین بار در روز به ذهنم می رسد اما به خاطر خدا و دخترم پای زنگی ام ایتادهام.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم تا بتوانم جنابعالی را راهنمایی کنم. موفق باشید
2459

غیر مرتبطبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض احترام از شما خواهشمندم به سوالات زیر بنده به صورت موردی و دقیق هر کدام را که توانستید و برایتان مقدور بود نهایت تلاش و کوشش تان را انجام دهید و پاسخ تشریحی و کامل و دقیق به هر کدام بدهید. با تشکر از شما ------------------------------------------------------ می خواهم روایت دقیق و کاملا صحیح در مورد نام دقیق و فامیل اصلی و کاملا درست و همچنین نحوه دقیق و صحیح مرگ پسر عموی مختارثقفی که در قیام پسرعمویش یعنی مختار ثقفی حضوری کاملا موثر و فعال داشت چه بود زیرا برای این خدمت تان می پرسم که اسامی روبه رو در مورد نام و فامیل این فرد یعنی پسرعموی مختار ثقفی از جمله : قدامة بن سعید بن زائدة بن قدامه‏ی ثقفی و قدامه بن سعید و زائده بن قدامه ثقفی در جاهای مختلف ذکر شده که این موضوع باعث سردرگمی می شود
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این نوع سؤالات در تخصص بنده نیست. موفق باشید
2220
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم ، با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما داشتن شبهه در ذهن نسبت به مسائل اعتقادی تا چه حدی مجاز است؟ آیا برخورد وسواس گونه با اعتقادات ، شیطانی است یا حاصل ذهن فعال و حقیقت یاب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید لطف خدا باشد که می‌خواهدشما را در عقایدتان محکم‌تر کند. موفق باشید.
2088
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی : مدت تقریبا دوساله که به یک حالتی در روحم دچار شدم. خیلی از ضعف ان در رنجم و به ادعیه ها و قران پناه بردم. دانشجوی رشته معارف قرانیم..ومشکلی در اعتقاداتم ندارم بلکه بسیار به انها پایبندم وبه انها عشق میورزم.....بااین وجود نمیدانم چرایه حسه تکراری بودن روی زندگیم سایه افکنده...که هیچ چیزی برا التیام ان در دنیا نمیبینم. ....اگرچه گذران زندگی می کنم اما متاع های دنیا اگر هم یک شبه برای من مهیا شود التیامی برای این حس من نیست....بسیار عذاب میکشم و میدانم مشکل من یک مشکل روحی است....امابه هر دری زدم تا حال موفق به مهار این حس ناخوشایند نشدم ....نمیدانم چکار کنم....خواهش میکنم ازسوالم سرسری گذر نکنید ومرادر یافتن به ارامش روحیم یاری فرمایید....(حسی راکه میگویم در صورتی است که اعتقاد به معاد دارم نه مثل بعضی ها که فکر می کنندشاید هم خبری بعد این دنیا نباشد ...امامن به لطف خدا این اعتقاداتم راقبول دارم...میدانم هرروزکه میگذرد اگر با خداباشیم به کمالمان نزدیکتر میشویم اما باز این حس مدام عذابم می دهد)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی بفرمایید اعتقاداتتان را از حالت حصولی به حضوری تبدیل کنید. مباحث معرفت النفسی اگر به روش حضوری دنبال شود خوب است. بعد از بحث معرفت نفس کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» انشاء الله مفید خواهد بود. موفق باشید.
918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام من دختر 22ساله مجرد دانشجوی ترم6پرستاری هستم که باادامه تحصیل در این رشته مشکل پیدا کرده ام! اولین مشکل من متاسفانه مانند اکثر هم سن و سالیانم عدم خودشناسی و خودآگاهی درست و نداشتن جهان بینی و تحقیق آگاهانه در مورد رشته دانشگاهیم و آینده ام است که همه این موارد مذکور را بایستی قبل از ورود به دانشگاه میداشتم اما... وامروز بعد از سه سال با لطف و عنایت خداوند حکیم و نظر رحیمانه حضرت صاحب العصر عج الله تعالی فرجه الشریف تحولات زیاد و تدریجی در من وعقایدم رخ داد!اما همزمان با این تحولات به واقعیت های تلخ این رشته پی بردم البته قابل ذکر است که من این تغییرات مثبت زندگیم را مدیون ورود به دانشگاه و محیط درسیم هستم!!و خود رشته هم در زندگی بسیار پرفایده می باشد. اما مشکلات این رشته : 1.در محیط بیمارستان مجبور به درآوردن چادر میباشیم که بنظر من و باتوجه به حضور چند روزه ی خودم در طول ترم های مختلف در بیمارستان هیچگاه هیچ پوششی همچون چادر مصونیت و شانیت یک زن را فراهم نخواهد کرد و در حالت بیچادری هر چند لباس،بلند و گشاد و متناسب باشد اما پوشش کامل محسوب نمیشود خصوصا در محیط های شلوغ و پررفت وآمد و پر از نامحرم بیماستان های آموزشی! 2.در اکثر مواقع بیمار غیر هم جنس به دختران میدهند و ما بایستی که بدن وی رالمس کرده و دارو و پانسمان ها و دیگر اقدامات درمانی راروی بدن وی انجام دهیم البته ما به اساتید و مقامات مربوطه تذکرداده ومتاسفانه به قول خودشان ما باید "حساسیت زدایی" شویم تا در مواقع لزوم کار انجام دهیم و یا اینکه بیمار زن ومرد ندارد جواب ما را میدهند و اینگونه است که هرچند مانند علوم انسانی فکر جوانان را عوض نمی کنند اما با کارها ی ناشیانه و سیستم غلط آموزشیشان قبح خیلی از گناهان راریخته و گیرنده های فطرت جوانان را همچون خودشان از بین برده و حساسیت زدایی میکنند و حرف و دردودل در این مورد زیاد است اما مجال گفتن نمی باشد...... 3.یکی دیگر از مشکلات این محیط اختلاط های بیجا با نامحرمان است که خود عوارض مخرب آن را میدانید.حتی گروههایی که به بیمارستان ها می فرستند نیز مختلطط بوده ودر آموزش مشکلات فراوانی را بدنبال خواهد داشت.. در اینجا ذکر چند نکته را ضروری میدانم: 1.در طی این سه سال طاقت فرسا باتوجه به لطف خداوند هیچ ارتباطی با نامحرمان نداشتم و با شرکت در فعالیت های فرهنگی و مطالعه کتب مذهبی و مداومت بر رعایت عفت و حجاب خود را از این مهلکه پر گناه و خطر دور نگهداشته ام البته میدانم که خیلی از توفیقات از من سلب شده اندالبته در رساله و احکام خوانده ام که همه اینها بر حسب ضرورت!که من آن را یا تشخیص نمی دهم یا ااحساس نمیکنم؟؟ 2.شنیده ام از بسیاری از بزرگان که نباید صحنه را خالی کرد اما با توجه به نکات مذکور،رعایت عفت و حجاب و عدم اختلاط با نا محرم برایم واجبتر و اصل میباشد که همه در راستای رضای خداوندی است و رضوانش را در پی دارد و اغراق نکرده ام اگر بگویم که در این چند سال رحمت خاصه اش را احساس کردم که همه از رحمت خداست و من ناچیز هیچ هیچ هیچم البته میدانم که خدا مرا به این حرفها امتحان خواهد کرد 3.با توجه به شنا ختی که از خود،اهداف و علایقم پیدا کرده ام حتی اگر این دو ترم را هم ادامه بدهم بعد از کارشناسی به حوزه خواهم رفت.(میدانم که از در و دیوار حوزه معنویت نمی بارد و مدینه فاضله نیست و در مورد انجا هم تحقیق کرده اما همچون نیاز تشنه به آب به تحصیل علوم دینی علاقمند شده ام) 4.ودر آخر لازمست بگویم که تنها و تنها چیزی که برایم مهم است اینست که راه رضای خدا و اهلبیت را طی کنم و بس!و حرف هیچکسی برایم مهم نمی باشد.اما از افراطی گری هم وحشت داشته و به همین سبب دست به دامن شما شده و میخواهم که هرچه زودتر وقبل از شروع ترم جدید مرا از سردرگمی نجات دهید که آیا وچرا این دو ترم را تمام کرده و سپس به حوزه بروم یا از همین ترم بروم؟؟! ودر آخر حلال کنید..
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در هر صورت اگر بتوانید با حفظ روحانیت خود در خدمت بیماران باشید خوب است. واقعاً می‌شود با پوششی کامل – بدون چادر- یک نحوه حضور معنوی داشت به طوری که چشم نامحرم هرگز به شما جلب نشود و محیط کار را محیط اُنس با خدا و خدمت به خلق خدا قرار داد و حتی‌الإمکانبه سایر همکارانتان در امور دینی کمک کنید که از دست نروند. موفق باشید
639
متن پرسش
با سلام . سؤال بنده از شما استاد عزیز این است که برای رفع نا امیدی چه می توان کرد ؟ هر چند این نا امیدی مانع از تلاش برای رسیدن به حضرت حق نمی شود . آیا این نا امیدی سودمند است یا خیر ؟ اگر احیاناً در ضمن پاسختان می فرمایید که انسان باید از خودش نا امید و به خداوند امید وار باشد ، چون خداوند رحیم و توّاب ... است ، این حقیر می گوید که شما بهتر می دانید که اسماء خداوند حتی اسم توّاب خداوند همه در درون ما است که قرار نیست از بیرون خداوند ما را ببخشد ، اگر ما خودمان در سلوک متخلق به این اسماء شویم در وجودمان کار خواهد کرد اما وقتی ابدا اثری از سلوک در خود نمی بینیم چه ؟ سوال دیگر بنده این است که قبلا گاها فکر می کردم جاهایی خبر هایی است اما بعد فهمیدم که همۀ خبر ها در خود من است و هیچ جایی هیچ خبری نیست . این باعث دوری از جمع می شود . یکی فامیل داریم روانشناس است . می گوید این تمایل به تنها بودن یک بیماری است !!! . از طرفی من می دانم که اعضای خانواده و سایرین از این بابت اذیت می شوند در حالی که من خودم در آرامش هستم . چه کار باید کرد ؟ هیچ وقت دیگران از من راضی نیستند . البته نمی گویم که مهم است که دیگران راضی باشند اما من رضایت خداوند را هم از خود احساس نمی کنم و این روند زندگی ام برای دیگران آزار دهنده است . خودم هم گاهی واقعا خسته می شوم چون یک جای کوچک با تعدادی آدم زندگی می کنم که همیشه مجبورم با آن ها حرف بزنم . حتی پاسخ به حرف های ضروری خیلی من را آزرده می کند . چه کار باید کرد ؟ آیا واقعا خداوند مصلحت من را دیده که در این شرایط باشم ؟ یا اینکه علت دیگری دارد ؟ چگونه باید به این مسائل نگاه کرد ؟ اگر کتابی در این مورد بفرمایید حتما مطالعه خواهم کرد انشاء الله . با تشکر . التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هرکس متوجه باشد خداوند او را تنها نمی‌گذارد و اگر موانعی در جلو راه اوست می‌خواهد صبر و توکل او را امتحان کند، به جای ناامیدی صبر پیشه می‌کند و هرآنچه برایش فراهم است انجام می‌دهد تا خداوند به وقتش راه را بگشاید. ناامیدی از غیر حق چیز خوبی است فکر می‌کنم کتاب‌های حضرت آیت‌الله محمد شجاعی می‌تواند برایتان مفید باشد. در ضمن اُنس با بندگان خدا در حدّی که آن‌ها احساس کنند مورد توجه شما هستند موجب گشایش امور می‌شود. سعی کنید دلسوزانه با مردم برخورد کنید و حتی‌الامکان آن کاری که برای راحتی ان‌ها است انجام دهید. موفق باشید
392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدا قوت برای فهم نهج البلاغه چه شرحی را پیشنهاد می فرمایید. نظرتان راجع به شرح ابن ابی الحدید چیست؟ با تشکر 2 / 9 / 1388
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام نهج‌البلاغه دریای عمیقی است که به‌راحتی نمی‌توان در آن وارد شد، به همین جهت نمی‌توان یک شرح جامعی از آن دانست. ولی روی‌هم‌رفته؛ شرح ابن‌میثم از جهتی و شرح ابن‌ابی‌الحدید از جهت دیگر مفیدند هم‌چنان‌که شرح مرحوم علامه محمدتقی‌جعفری مفید است. موفق باشید
210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده یک سوال اخلاقی داشتم باید ببخشید چون من نمی دانستم این مشکلم را با کی در میان بگذارم من خیلی کم تحمل هستم یعنی اصلا توهین دیگران را نمی توانم تحمل کنم به علاوه زندگی خوشکی هم دارم فضای خانوادگی ما نیز همین طور است می خواستم ببینم که راهکارهای لطیف تر کردن زندگی چیست؟چگونه می توانم بر فضای خانواده برای نجات خودم غلبه کنم ؟و دیگر اینکه آیا مبارزه با بعضی خصوصیات اخلاقی دیگر می تواند حالت غضب را در انسان تقویت کند؟ اگر کتابی هم در این موارد معرفی کنید که بیشتر در بعد معرفتی وارد شده باشد تا در بعد عملی ممنون می شوم
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: خداوند می‌فرماید: «خُلِقَ الإنسانُ ضَعیفاً» یعنی انسان ضعیف خلق شده، پس هرکس به طور طبیعی دارای ضعف‌های اخلاقی است، عمده آن است که انسان جهت اصلاح نفس برنامه‌ریزی کند. بنده فکر می‌کنم دستورالعمل حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» به حضرت امام حسن«علیه‌السلام» یک دستورالعمل جامعی جهت رفع ضعف‌ها به‌خصوص رفع موضوعاتی است که جنابعالی مطرح فرمودید. پیشنهاد می‌کنم شرح آن نامه را که در دو جلد تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» با حوصله‌ی زیاد مطالعه نمایید. موفق باشید
21039
متن پرسش
سلام استاد: در مورد رجوع به روانشناسان و متخصصان اعصاب و روان برای حل مشکلات روانی و اخلاقی افراد برای افزایش کیفیت روابط خانوادگی سوال دارم. همانطور که می دانید در این زمینه از رهبری معظم جملاتی نقل شده در سایت ها که مردم را به این روش توصیه و دعوت کرده اند. سوال بنده دو بخش دارد: اول اينکه همه مردم در جامعه اسلامي همه اخلاق و اصول اسلامی را رعایت نمی کنند و به دیگران لطماتي وارد می کنند. لذا افرادی هستند که به دلایل مختلف از جمله بد رفتاری هایی که از کودکي دیده اند و حقوق شان ضایع شده و چه در خانواده و چه در جامعه و مدرسه و... به انواع مختلف به آنها ظلم شده و دچار عقده ها و افسردگی ها و مسائل روانی و وسواس و خشونت و... شده اند ، آیا برای رفع این مسائل ، که در خیلی هایشان خودشان تقصیری نداشته اند و جبر محیط علتش بوده ، آیا از نظر خداوند ، اینها باید بقدری در اعتقادات و.... قوی مي بوده اند که به این حالت گرفتار نشوند و یا اینکه مثل سایر بیماران جسمی و یا افراد مظلوم ، خدا شرایط آنها را در نظر می گیرد و آنها را مقصر نمي داند و به آنها برای بهبودشان کمک می کند؟ و سوال بعد اينکه آیا رجوع به مشاوران و متخصصان روانشناس و روانپزشک متخصص و متعهد برای روان درمانی و استفاده از داروهای ضد افسردگی و آرام بخش و... چیزی است که خدا از این بندگان توقع دارد یا راه دیگری وجود دارد که به نظر اسلام اولی است؟ ممنون می شوم پاسخ هر دو سوال را بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده اگر چنین افرادی به ایمان پناه ببرند به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إنّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَات»ِ یعنی کارهای نیکو، آثار کارهای بد را از بین می‌برد. ایمان به حضرت پروردگار آن ضعف‌های روانی را از شخصیت انسان پاک می‌کند و بنده افرادی را می‌شناسم که این موضوع را تجربه کرده‌اند 2- در هر حال چه اشکال دارد که انسان با رجوع به مشاوران و متخصصان روانشناسی و روانپزشکی، نظرات و راهنمایی‌های آن‌ها را نیز تجربه کند. موفق باشید

15548
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: سوال: به نظر حضرتعالی نفس هم حرکت جوهری داره یا نه؟ اگه ممکنه نظر علامه طباطبایی و ملا صدرا را هم در این مورد بفرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم است بحث «حرکت جوهری» را دنبال بفرمایید در آن‌جا گفته می‌شود که نفس به جهت تعلق به بدن، به تبع حرکت جوهریِ بدن دارای حرکت جوهری است ولی در مقامِ نفسیت. بحث «حرکت جوهری» را در کتاب «از برهان تا عرفان» که روی سایت هست، همراه با شرح صوتی آن چنان‌چه دنبال بفرمایید، نظر علامه و ملاصدرا را می‌یابید. موفق باشید

11850
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم استاد گرامی: در مبحث ده نکته فرموده اید راههایی وجود دارد که انسان خوابهای راست ببیند و خوابهایش را فراموش نکند. اگر ممکن هست راهکاری که در این زمینه ها وجود دارد را بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه با رعایت دستورات اخلاقی و کنترل خیال جلو ببریم، به همان اندازه رؤیاهای ما صادق می‌شود. موفق باشید

10896
متن پرسش
تزکی در سوره ی علی به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید رستگار شد آن کسی که تزکیه کرد و ذهن خود را از تأثیر استقلالی ماسوی‌اللّه پاک کرد. موفق باشید
9025
متن پرسش
سلام استاد. زمانی برایتان از مسائل و مشکلاتم نوشتم، اینکه دختر یک پدر معتادم و.... و شما فرمودید: شاید خداوند یک نوع زندگی دیگری را برایتان مقدر کرده خارج از عرفهای معمول مانند ازدواج و ... اما استاد، من طبق حدیث قدسی که می گوید به عزت و جلالم سوگند من خود برای بنده ام مشکل ایجاد کرده ام و خودم رفعش می کنم و .... امیدوار به فضل الهی هستم و ناامید نیستم از اینکه خداوند برایم گشایش ایجاد کند؛ یعنی اشتباه می کنم؟ چون خدا تقریبا هیچ اسباب و عللی که بتواند به ازدواج من کمک کند برایم نگذارده(مثل خانواده آنچنانی و ...)، با این وجود من به او امید دارم. استاد، اشتباه می کنم؟ یعنی اگر میخواست همسری نصیبم کند؛ حتما اسباب و عللش را از قبل فراهم می کرد مثلا پدر و مادر حسابی به من می داد؟.... همیشه مومن بمانید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا امیدوار به فضل و رحمت الهی نباشید؟ عرض‌ام آن بود که صورت‌های مختلف رحمت الهی را فراموش نکنید. شما از حضرت حق بخواهید که لطف و رحمت خود را همواره مرحمت نماید به هر شکلی که او مصلحت می داند. موفق باشید
8691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.لطفا"فایل صوتی اعتکاف امسال 93 را روی سایت قرار میدید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت
8151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد برای استفاده از کتب شهید مطهری شما چه سیری رو پیشنهاد میکنید؟لطفا راهنمایی بفرمایید خیلی نیاز است.ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: از سیرهای موجود اطلاع ندارم. قبلاً جناب آقای استاد معمار منتظر سیری را پیشنهاد کرده بودند خوب بود. اگر سیری را می‌شناسید برای بنده بفرستید شاید بتوانم نظر خود را عرض کنم. ولی روی‌همرفته اکثر کتاب‌های آن شهید بزرگوار را می‌توانید بدون سیری خاص استفاده کنید. موفق باشید
8112

ای معلمبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم با توجه به نزدیک شدن به روز معلم خواهمندم مقاله شما در مورد روز معلم را یا برایم ایمیل کنید یا بر روی سایت قرار دهید تا استفاده کنیم. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: درقسمت یادداشت های ویژه سایت قرار دارد . موفق باشید
7989
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت استاد میشه در مورد اون مطلبی که فرمودید که حزب الله در مورد فرمایشات رهبری در سال گذشته اشتباه برخورد کرد یه توضیحی بدید ؟؟؟ من اصلا نمیدونم قضیه چیه!!! / ممنون و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» دائماً متذکر می‌شدند که نباید ضعف‌های دولت آقای احمدی‌نژاد را بیش از حدّ برجسته کنیم و به عنوان یک دولت غیر خودی با آن دولت برخورد کنیم. ولی متأسفانه نیروهای اصول‌گرای ما کوچک‌ترین ضعف دولت را بزرگ می‌کردند و عملاً در مسیر دشمنی آقای هاشمی با آن دولت قرار گرفتند. موفق باشید
7674
متن پرسش
سلام علیکم استاد.بهترین راه پاسداری از ارزشهای انقلاب چیست؟لطفا حداقل سه صفحه آچار جواب بدهید چون که این موضوع را از منظر چند اندیشمند انقلابی در مقاله ام استفاده نماییم.از کتاب هایتان استفاده نموده ام اما لطفا توضیحاتی بدهید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت دارید که بنده هر روز بیش از ده سؤال جواب می‌دهم و این وقت زیادی از بنده می‌گیرد و تنها می‌توانم سؤالاتی را جواب دهم که کاربران عزیز در سیر مطالعاتی خود با آن روبه‌رو می‌شوند و با جواب چند سطری بنده مشکل حل می‌شود تا مطالعات خود را ادامه دهند و از جواب‌دادن سؤالات کلّی معذور هستم. چهار کتاب در مورد انقلاب دارم که روی سایت هست ممکن است کمک کند. موفق باشید
7617
متن پرسش
سلام علیکم. برخی نرم افزار ها هست با عنوان آموزش پرواز روح و آموزش تله کینزی و... مثلا در مورد آموزش پرواز روح یک سری از راههای مدیتیشن را میگوید ، مثلا میگوید در جای کم نور بروید ، از صداهای اطرف قطع توجه کنید و ... در نهایت روحتان از بدنتان جدا میشود و میتواند به کهکشان و هر جا که دوست دارید بروید و... در مورد تله کینزی نحوه حرکت اجسام با نیروی ذهن را آموزش میدهد. به نظر میرسد تمام اینها از جنبه ی نفس غافل هستند و ذهن را با نفس اشتباه گرفته اند. علی ای حال آموزشی میدهند که میتوانی از بدنی مادی بیرون آمده و به جاهای دیگر بروی و... نظر شما چیست؟ آیا انجام مراحل آموزش این نرم افزار ها مفید میباشد و یا وقت هدر دادن استعداد و وقت است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ابداً مفید نیست زیرا ذهن ما مشغول امور وَهمی می‌شود و از صعود قلب تا اُنس با حقایق محروم می‌گردد. موفق باشید
7095
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز که با گوش کردن به بحث معرفت نفس و معاد شما دین برام بسیار شیرین تر وجذابتر وقشنگتر وفابل فهم تر شده. استاد بنده زیاد قران میخونم و خیلی علاقه دارم وگاه وبیگاه قران میخونم واصلا بسیاری مواقع وقتی از کنار قران رد میشم قران رو باز میکنم و یه خط میخونم و میبندم. و از بسیاری از ایات قران لذت میبرم ویجورایی حس میکنم که قران توی قلب ادم قرار داره وصرفا چنتا جمله نیست ایاتی که درباره خداست مثه سوره ی انعام و ایت الکرسی و... از این قبیل ایات که واقعا دلم رو میبره. سوره های اخر قران که جذابیتها ومعارف ونکات خودش رو داره مانند مباحث قیامت که خود شما بیشتر خبر دارید. استاد عزیز شبهه ی دارم. من ریشه ی خیلی از علوم رو توی قران میبینم و با قرآن واقعا احساس ارامش دارم ولی یه موضوع من رو گاهی اوقات بهم میریزه. وقتی توی سخنرانیهای شما حرف از کتاب اپانیشادها یا فلوتی که شما فرمودید سه تا معراج روحانی داشته صحبت به میون میاد دلم میلرزه به خودم میگم نکنه کتابهایی دقیق تر از قران هستند و من از انها بی خبرم!! استاد چرا فقط قرآن؟؟ وجه تمایز قرآن باسایر کتب دینی چیه؟ عرفان های نوظهور وکتابهاشون آیا حرفی برای گفتن دارند؟؟ بنده به این کتابها دسترسی ندارم واصلا میترسم سراغشون برم.اگه حرفی ندارن پس چرا افراد دنبالش میرن؟؟ اگه قرآن این همه حقایق داره که روایات وعلما و ... میگن پس چرا کسی سراغش نمیره یا خیلی کم مورد نظر قرار میگیره؟؟ استاد این سوالات رو برای جدل نپرسیدم واقعا برام سواله پس خواهشا اگه برای شما مقدوره کمکم کنید . از اون طرف لذت قران رو حس میکنم ونمیتونم ازش کناره بگیرم ولی پیش خودم میگم خب این یه حس بی دلیله مثه یه نفری که به شعر علاقه داره!! با اینکه میدونم قران شعر نیست ولی دلم همیشه با این شبهات درگیره! چه کنم یقین بیاد سراغم و مثه اشخاصی که اگه سرشون رو ببری دست از دینشون بر نمیدارن بشم.استاد چه کنم محکم باشم وبا ابتدایی ترین شبهات ذهنم درگیر نشه؟ ببخشید که با سوالاتمون وقتتون رو میگیریم. از خداوند میخوام که شما رو حفظ کنه و به هر انچه میخواهید برسید انشاالله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از طریق فطرت خود متوجه می‌شود همان خدایی که انسان و جهان را با چنین دقت و استحکامی آفریده قرآن را نیز نازل نموده و بدین جهت قرآن متذکر حقیقت انسان و جهان هستی است ولی همان‌طور که فرمود: «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» همه‌ی پیامبران در شرایط تاریخی خود از همان حقیقتی که قرآن متذکر آن است برای بشر ارمغان آورده‌اند و آن‌هایی که در زمان خود دست به ریسمان الهی زدند بهره‌ی لازم را از حقیقت بردند چه افوطین باشد و چه حواریون مسیح. ولی این هیچ ربطی به عرفان‌های نوظهور که بیرون شریعت الهی متولد شده‌اند ندارد که این‌ها انسان را گرفتار توهّمات می‌کنند. در راستای اطمینان قلبی نسبت به قرآن کافی است مدتی از طریق تفاسیر قابل اعتماد در قرآن تدبّر کنید در آن صورت به حقیقت آن پی می‌برید و از ان به بعد حقیقت را در هرجا که باشد و به هر اندازه که باشد می‌شناسید. موفق باشید
7019
متن پرسش
به اینهایی که میخوان قضیه سوریه رو به خروج سفیانی گره بزنن باید چی پاسخ داد؟ آخه در این چند ماهه اخیر واقعا سه تا گروه تروریستی بزرگ در سوریه شکل گرفته به نام های النصره،داعش و جبهه اسلامی که در روایات هم که با نام های ابقع،اصهب و سومی ای که اسمش یادم رفته معرفی شدن از طرف دیگه عملکردی که داعش داشته کاملا منطبق با روایات در این زمینه است از جمله قصد حرکت به سمت نجف! ویژگی ها کاملا میخونه!!!!!!!!!! ممنون میشوم اگر پاسخ دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت این ها شاهد متقنی نیست. موفق باشید
5624
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید با توجه به حدیث حضرت حجت سلام الله علیها که در زمان غیبت به روات حدیث مراجعه کنید . اگر متن دقیق عربی آن را نگاه کنید فقط نوشته روات حدیثنا . من با چند نفرصجبت میکردم متوجه آن شدم که حضرت هیچ قید نکرده که فقها , متکلمان , اصولیون , عرفا , فلاسفه و ....از همین حیث فقط باید به روایت کنندگان حدیث مراجعه کنیم .مثلا در باب عقل , به همان مقداری مجاز هستیم که در روایات دست ما را باز گذاشته اند ( بطور مثال باب عقل در کتاب اصول کافی ) که در این وادی میتوان از بزرگانی چون شیخ صدوق و مرحوم مجلسی که مورد توجه خاصه حضرت ولی عصر بودند نام برد .از طرفی دیگر با بزرگانی چون شیخ مفید رحمت الله علیه و علامه حلی و ... مواجه میشوم که مجتهد بودند و صاحب فتاوی .و این بزرگان هم با اینکه باب اجتهاد را باز کرده بودند مورد توجه خاص حضرت بودند . یا بزرگانی دیگر چون شیخ بهایی , شیخ اعظم انصاری , میرزای شیرازی و دیگر زعمای شیعه که علم و کرامات اینها برکسی پوشیده نیست .از طرفی دیگر مواجه هستم با بزرگانی چون سید علی آقا قاضی رضوان الله , علامه طباطبائی (ره), سید هاشم حداد , علامه طهرانی , علامه حسن زاده آملی , شیخ محمد جواد انصاری که جزو عرفای ما محسوب میشوند.من این عرفا را قبول دارم و میدانم که برایشان فتح باب حاصل شده است و سالک کوی الهی بوده اند , اما هرچه سیره ی آنها را بررسی میکنم خیلی کم با احادیث مماس است ومن حدیثی در این خصوص پیدانکردم که بتواند کمی خاطر مرا آرام کند . مثلا نقل قول است که یکی از این بزرگان در راه مسجد عبا به سر می کشیده که با دیدن مردم دچار قساوت قلب نشوند یا دیگر بزرگی صبح تا به شب در بیابان مشغول عبادت بوده است , خب مگر این بریدن از خلق نیست , مگر ما در روایات به کثرت مشاهده گر این نبوده ایم که اهل بیت کسانی را که از دنیا قطع میکردند ومشغول عبادت میشدند سرزنش میکردند و با اینکه کرامت این بزرگواران بر من معلوم است ولی بیشتر این اعمال با مبانی تصوف جور در میاید.حال متصوفه هم که شامل کسانی چون حلاج میشود که حضرت حجت او را لعن کرده است . آیا حالات عرفا همان سفرهای چهارگانه است؟ .که اگر حالات این بزرگواران همان اسفار اربعه است , پس باید گفت معاذبالله حکمت متعالیه وحی مطلق هست که عرفا سیر خود را به جای قرآن و عترت با فلسفه صدرایی طی میکنند.که این خود بی لطفی به ساحت مقدس قرآن و اهل و بیت است .چون حتی بعضی از علمای عصر معاصر اگر شخصیت فلسفی داشته باشند باز هم بعضی از قسمت های اسفار اربعه را قبول ندارند . چون من در اسفار مطالبی دیدم که در پرسش های بعدی ازخدمتتان میپرسم دیدم , که این مطالب از لحاظ ظاهری کاملا مخالف با شرع مقدس و اعتقادات شیعه اثنی عشری است ( این مطالب به وضوح در اسفار و کتب ابن عربی دیده میشود )که فعلا مجال درج آنها نیست و به امید باری تعالی در فرصت های آتی از حضورتان پرسیده میشود . از طرفی دیگر با عرفایی مواجه میشوم چون مرحوم بهاالدینی , مرحوم کشمیری, رجبعلی خیاط , شیخ حسنعلی نخودکی , مرحوم بهجت و... که من هرچه در زندگی و سیره این عزیزان بررسی کردم رد پایی از فلسفه و عرفان نیافتم (البته عرفان به معنی عرفان نظری , و یا حکمت متعالیه و ...) . بلکه طریق آنها بیشتر روی مباحث اخلاقیات و شرعیات بود و با همین حال احوالات اینها برکسی پوشیده نیست و این بزرگان عارفان بالله هستند . از طرف دیگر خود شما گفتید که در یک سخنرانی گفته اید که شیخ بهایی , مرحوم مفید و ... همه عارف بودند.حال عارف از نوع صدرایی بودند یا عارف بر مبنای اخلاقیات مانند آیت الله بهاالدینی و... خلاصه من در این وادی چون کلاف سردر گم شده ام . اگر میشود مرا راهنمایی کنید و اگر کتابی هست به من معرفی کنید . من از دی ماه سال پیش بین مکتب تفکیک و فلسفه گیر کرده ام و نمیدانم کدام حق است . با توجه به این اوضاع وظیفه ی من در عصر غیبت و طی کردن نهایت سیر و کمال و با توجه به حدیث مولانا حجت بن الحسن العسگری که ارجعوا الی روات حدیثنا چه راهی را باید انتخاب کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که در فرصت مناسب مقداری بر روی حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین وقت بگذارید تا معلومتان شود آیا سخنان آن‌ها به ما کمک می‌کند تا با دقت بیشتر قرآن و روایات را بفهمیم، یا حجاب ما در فهم قرآن و روایت می‌شود؟ به عنوان نمونه امثال علامه طباطبایی و حضرت امام که در حکمت صدرایی و عرفان محی‌الدین تعمق کرده‌اند به چه نتیجه‌ای رسیده‌اند؟ موفق باشید
4243
متن پرسش
ایا جهت تزکیه ویا بازگشت به خدا ویا یادگیری معارف دینی سن خاصی مشخص گردیده ویا در هر سنی میتوان دست به تزکیه و خودسازی زد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ محدویت سنی برای ورود به آستانه‌ی اُنس با خدا نیست. مرحوم جهانگیرخان قشقایی در سن چهل‌سالگی وارد زندگی خاص دینداری شد و حاصل کارشان شهید مدرس و حاج‌آقارحیم ارباب و فاضل تونی- استاد عرفان آیت‌اللّه جوادی و حسن‌زاده آملی - و مرحوم آیت‌اللّه بروجردی- شد. موفق باشید
نمایش چاپی