بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41834
متن پرسش

استاد جان سلام: در خصوص مذاکرات بنده با وجود اینکه دیدگاه آقای طائب و مهدی محمدی و دیگر اساتيد را پذیرفتم ولی سؤالاتی دارم و این سوالات بر می گردد به آنجایی که ما با قشر انقلابی گفت و گوهایی داریم و آنها در گفت و گوها مدام به سخنان رهبر شهید اشاره می کنند و طوری مسئله را می بینند که ما در نزد خود می گوئیم که راستی چرا این رهبر حکیم که رهبر جدید کلام آن را از ویژگی های بارز ایشان می دانست و یا گفت‌ و گوهایی که خود شما با اساتیدی همچون آقای نجات بخش‌ پیرامون دقیق بودن رهبری در کلام شان دارید حتی یکبار در سخنرانی هایشان در جایی نديديم که به این کیفیتی که آقای طائب و مهدی محمدی از مذاکرات صحبتی کنند و یا نظری نزدیک به نظرات این اساتید داشته باشند؟ چرا رهبر شهید حکیم ما که برای همه مسائل گفت دقیق را با ما به اشتراک می گذاشتند و با حوصله و صبر جایگاه آن را برای ما مشخص و تببین می نمودند برای بحث مذاکرات اینکار را انجام ندادند و موضعی همچون موضع کنونی برخی افراد را نگرفتند؟ و الان باعث شده که ما بيايم و وقت بزاریم که مسئله مذاکرات را برای مردم مان جا بیندازیم و این بدین جهت است که از بزرگانی همچون رهبری، هر موضعی در خصوص مذاکره بود ديديم موضع بد بودن مذاکرات بود مثل اون صحبت شون در اوج مذاکرات قبل از جنگ دوازده روزه که فرمودند مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه و نه آبرو مندانه هست ولی خب در ادامه مسئله را در هیچ جای دیگر تبیین نکردند که چه جور مذاکره ای مد نظرشون هست. یا در جای دیگر مثل کتاب انسان دويست و پنجاه ساله حلقه سوم صفحه ۲۸۴ که می فرمايند یکی از حيله های رایج دنیای امروز درخواست آتش بس وسط جنگ است و افراد خشک اندیش کوته بین و ظاهر بین فریب این حيله را می خورند را داریم و با این حال چگونه این صحبت را با صحبت های آقای طائب و موافقان مذاکرات می توان جمع کرد؟ و در این خصوص چگونه باید مسئله را فهم کرد استاد عزیز؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌که رهبر عزیز انقلاب در این شرایط به نحوی با حضور در مذاکره موافقت کرده‌اند و بر آن ۱۰ شرط تأکید داشتند؛ و با تأکید مسئولان مربوطه اجازۀ مذاکره داده شد. ولی این بدان معنا نیست که ما همۀ تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مذاکره قرار دهیم، آنهم با کسی که هیچ اعتباری به او نیست. از این جهت می‌توان گفت همین‌که رهبر معظم انقلاب مانند رهبر شهید صراحتاً با مذاکره مخالفت نکرده‌اند، میدان مذاکره را باز گذاشته‌اند .  https://eitaa.com/sot_enghelabi/22232 موفق باشید        

41821
متن پرسش

«ترامپ حرام لقمه راهش را یاد گرفته حمله می‌کند عقب می نشیند مجدد به میز مذاکره باز می گردد همزمان برای آینده تهدید مجدد می کند. می دانید چرا؟ چون اطمینان دارد عده ای در داخل با نام «مذاکره» طلسم می شوند! علی اکبر رائفی پور» سلام و احترام: جمهوری اسلامی ایران در تله مذاکرات افتاده است. لختی به این بیاندیشید که موضع موافقان مذاکرات می‌تواند غلط باشد! همانگونه که اذعان می‌شود رفتن به اسلام آباد غلط ترین کاری بود که ایران می‌توانست انجام دهد. یهود و نصاری از تو راضی نمی‌شوند مگر اینکه به آیین آنان درآیی. حال ایستاده تماشا خواهیم کرد که آیا مذاکراتی که چند ده بار نابود شده و آتش بسی که دائما در حال تمدید است چه مشکلی را از سر مردم ایران کم می‌کند. در خیالات و ساده‌لوحی هاست که ما آمریکای قبل جنگ رمضان را پلید بدانیم و بعد از آن‌را سر به راه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که به مواضع سلحشورانۀ جناب آقای قالیباف در نسبت «مذاکره با قاطعیت» و یا «مبارزه با قدرت» فکر کنید. زیرا بالاخره در دلِ هر جنگی مذاکره پیش می‌آید، مذاکره با اقتدار، معنای بهره‌مندی از پیروزی است و به گفتۀ آقای مهدی محمدی ایران، با قاطعیت تمام بر مواضع خود پافشاری می‌کند. در این رابطه خوب است به عرایضی که در جواب سؤال شمارۀ 41819 شد، نظری بفرمایید. بالاخره تمدنی فکرکردن در این شرایط بسیار مهم است وگرنه نمی‌توانیم همدیگر را بفهمیم در حالی که ما در آینده بسیار بزرگی باید حاضر شویم     https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109nv    موفق باشیدhttps://eitaa.com/sot_enghelabi/22233

41819
متن پرسش

سلام با قلبی آکنده از درد برای شما ‌می‌نویسم. برای شمایی که سلوک ذیل شخصیت امام را از شما یاد گرفتیم اما خودتان خلاف مواضع امام در استکبار ستیزی موضع گرفتید. محکمات بیانات امام شهید در باب مذاکرات با آمریکا رو به اسم تغییر دوران و زمان زیر پا گذاشتید و قبل از دفن پیکر مطهرشان افکار ایشان را به خاک سپردید. از شما یاد گرفتیم ذات تغییر ناپذیر است اما با آمریکای شیطان بزرگ و به قول رهبر شهید تروریست بالذات!! باب مذاکره باز کردید همه اینها به کنار ، ثمره ۴۰ روز مقاومت رو با ثمره ۶۰ روز مذاکره مقایسه کنید و لااقل از تجربه عبرت بگیرید برای بار سوم به میز مذاکره حمله کرد از غربگرایان انتظاری نیست اما شما چرا با این قوم هم‌نوا شدید؟ استاد گرامی ما از شما منظومه فکری گرفتیم این موضع شما هیچ کجای آن جانمایی نمی‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان شما بهانه‌ای شد تا نه‌تنها با شخص جنابعالی بلکه با عزیزانی که باید در این شرایط تاریخیِ حساس عمیقاً بیندیشند، عرایضی داشته باشم. ملاحظه می‌کنید که به ظاهر، نمی‌توانیم همدیگر را بفهمیم تا آن‌جایی که بالاخره گمان‌تان بدون آن‌که بخواهید، آن است که بنده و امثال بنده در جبهۀ دشمن و در میدان شهادت آن قائد عظیم قرار داریم. تنها امیدم آن است که حداقل امثال شما دلسوختگان نسبت به این انقلاب، کمی بیشتر از پیش به پیام رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای و امیدی که ایشان به ایرانِ بزرگ در آینده دارند؛ بیندیشید. ملاحظه می‌کنید که ایران بزرگ با قاطعیت تمام بر مواضع خود ایستاده است و قاطعیت آقای قالیباف در همین رابطه ترامپی که گمان می‌کرد چندروزه کار را تمام می کند؛ دیوانه کرده. مسلّماً ضربات سهمگینی به کلّ جریان استکباری وارد شده و برای غرب آسیای جدید باید زیاد فکر کرد. نمی‌دانم به جملات اخیر آقای مهدی محمدی که به جهت مشاوربودنِ با آقای قالیباف در جریان‌های اصلی مذاکرات هستند؛ فکر کرده‌اید؟ که ایشان چرا از دروغ‌هایی که داخل کشور توسط افرادی که به ظاهر، موجه‌اند، گِله دارند؟  https://eitaa.com/mohammadi61/978 آیا به گفتۀ ایشان امید تفرقه بین یاران انقلاب، امری نیست که ما باید با اجماع ملّی در دشمنان از بین بریم تا این پیروزی بزرگ را بهتر بچشیم؟ باز باید به نکاتی که آقای مهدی محمدی می‌گویند بدون آن‌که بخاهیم مرید کسی باشیم، فکر کنیم. به گفتۀ ایشان آن کسی که کشتی را سوراخ می‌کند، پیروزی حتمی ما را سخت می‌کند و واقعاً مقصر است، زیرا ایران جدیدی در جهان و در داخل، «آری!» در داخل متولّد شده و ما باید این پیروزی را با روحیۀ تمدنی و درک همدیگر پاس بداریم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22868 در حالی‌که رزمندگان عزیز ما و مردم خیابان و مسئولان، تماماً یک‌دست برای این ایران تلاش می‌کنند. چرا متوجه نباشیم که آمریکا هم جنگ را و هم مذاکره‌ای که با قاطعیت جلو رفت؛ باخته است؟ در این مورد خوب است به سخنان آقای مهدی محمدی در برنامۀ «ایران من» کمی فکر کنیم  https://telewebion.ir/episode/0x16c55afa  زیرا ما در جنگ تمدنی قرار داریم، اتهام چرا؟! موفق باشید    https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233

41818
متن پرسش

سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که آقای علی علیزاده در کانال جدال این روزها به کلّی در رابطه با مذاکره به هر صورتی که باشد، موضع منفی دارد و به شکلی حتی بی ادبانه آقای قالیباف را تحقیر می کند. خواستم نظر جنابعالی را در مورد ایشان و کارهایشان بدانم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این صبحت‌ها‌یی که می‌فرمایید هستم و البته اشکال ندارد که کسی و یا جریانی مخالف مذاکره باشند. اشکال بنده به روش ایشان است که اولاً: متوجۀ جایگاه تمدن نوین اسلامی در مواجهه با تمدن غربی نیستند که تمدن اسلامی به شرافت و کرامت انسان‌ها با هویت جهانی نظر دارد که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109  و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/110   سعی شده است متذکر این امر باشیم. ثانیاً: ما در تمدن نوین اسلامی با نظر به حضور تمدنیِ خود باید به جهانِ دیگر افراد بیندیشیم و برای اهل تفکر در عین تفاوتی که با همدیگر داریم جایگاه، قائل باشیم.
 تهمت به یاران انقلاب و یاران رهبری، با عنوان حزب اللّهی‌های تندرو و ایجاد دوگانگی بین جریانی که در مذاکره وارد شده با ریاست آقای قالیباف و مخالفان مذاکره، به صورتی که امثال آقای علی علیزاده در کانال جدال مطرح می‌کنند و سعی در تحقیر شخصیت آقای قالیباف دارند، روش یاران انقلاب و یاران رهبری نیست. مردم ما همان‌طور که متوجه شده‌اند کار بزرگی در مقابله با آمریکا در جنگ رمضان انجام داده‌اند، امری که معلوم نیست امثال آقای علیزاده متوجۀ جایگاه این رخداد عظیم در نسبت با انقلاب اسلامی و جایگاه تاریخی آن شده باشد. از این جهت باید همدیگر را در عین تفاوت نگاه درک کنیم تا کسی به خود اجازه ندهد یک جریان را در مقابل جریان دیگر تحقیر کند. از این جهت باید متوجه باشیم مشکل آمریکا و اسرائیل با ایران امری بلند مدت است و به یک معنا ذاتی می‌باشد و اگر مذاکره هم به یک معنا به نتیجه برسد، به معنای صلح با آمریکا نیست. متاسفانه امثال آقای علیزاده‌ها در کانال جدال در عین آنکه ممکن است قصد خیر داشته باشند متوجۀ این نوع حضور که تمدن نوین اسلامی در نظر می‌آورد نیستند و از این جهت ضعف ها را برجسته می‌کنند و این برعکس توصیه و روش رهبر شهیدمان می‌باشد و این به جهت نسبت غلطی هست که با موضوع انقلاب اسلامی در مواجهه با تمدن غربی  به میان می‌آید. موفق باشید

 

41816
متن پرسش

سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمان‌های رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمی‌خواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405   https://eitaa.com/mohammadi61/969  از دقیقه هشتم آن فایل تذکر می‌دهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در  موضع قدرت قرار داریم. می‌فرمایند این دوستانی که این حرفا  را در مورد متن می‌زنند، نه متنی دیده‌اند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا می‌دونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی می‌کنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف می‌زنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست  و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .

از جناب آقای ثابتی انتظار می‌رفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود می‌گذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند  در این  حالت هست که می‌توانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز می‌باشد. موفق باشید

41809
متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: خواهشمندم متن زیر را با همان سعه صدری که با موافقان مذاکرات و آقای مهدی محمدی و حجت‌الاسلام طائب و... برخورد نمودید بررسی نمایید. 🔰 سر بریدن شروط ده‌گانه‌ی رهبری کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبت‌های ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت: ۱. در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال می‌کند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرموده‌ی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند : «نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پرونده‌ی جنایت‌هایش اضافه شده است. ۲۲. در ادامه، این سوال را مطرح می‌کند که «چرا ما با آمریکا مذاکره می‌کنیم؟» و بعد پاسخ می‌دهد: «هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک می‌شود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط ده‌گانه‌ی امام رشیدمان را سر می‌برد و می‌گوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث می‌کند و می‌گوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد. ۳. در ادامه می‌گوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازه‌ی حمله‌ی ابتدایی را نداریم نتیجه می‌گیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمی‌جنگیم برای ام‌القرا می‌جنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم. دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمی‌گوید. حتی نمی‌گوید قرار بود برای آتش‌بس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتس‌بس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد. ۴. ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگه‌ی هرمز است. ایشان می‌گوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همه‌ی دنیا می‌گوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامه‌ی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» می‌خواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور می‌کند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجه‌ی آتش‌بس به دست آمده محاصره‌ی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربه‌ی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه می‌کند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجه‌ی میدان و خیابان می‌دانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجه‌ی اقدام زیبای میدان و خیابان می‌دانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب. ۵. آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلمات‌گرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که: «آقای ما شهید شده؟ آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که می‌خونید می‌گه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانی‌که عجله می‌کنند دارند اشتباه می‌کنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطه‌ای کمرنگ می‌شود. انتقامی که از شروط ده‌گانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد: «از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزه‌ای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.» مراقب باشیم در دام مغالطه‌ها نیفتیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید که به جزئیات موضوع نپردازیم. بحث در تأمّل در سخنان افرادی مانند آقای مهدی طائب بود و فهم نگاه انسانی که با نگاه قرآنی موضوعات را با مخاطب خود در میان می‌گذارد و گمان می‌کنم صوت بعدی ایشان روشن می‌کند که چرا باید این نوع مذاکره که در شرایط تاریخی غلبۀ ما بر آمریکا پیش آمده است را، با آن نوع مذاکره که رهبر شهید نفی می‌کردند؛ یکی ندانست. https://eitaa.com/matalebevijeh/22814  با نظر به نگاه قرآنی موضوعات را باید در تاریخ خود نگاه کرد. به گفتۀ جناب آقای مهدی محمدی در آخرین گفتارهای‌شان، دشمن، آن شرایط ما را در شرایط جدید می‌پذیرد یا نه، بحث دومی است که البته ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم. همچنان که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/107  و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 عرض شده ما باید سعی کنیم برای عبور از روحیۀ محدود که به اصطلاح، روحیۀ قبیله‌ای می‌گویند، همدیگر را با حضور تمدنیِ خود «فهم» کنیم. در این بستر است که به اهداف رهبر شهید که خروج از منطقه است، فکر می‌کنیم. و البته همان‌طور که رفقا در برنامۀ «به وقت ایران» فرمودند https://eitaa.com/bevaqteiran/1041 دست از سر قاتلان رهبر شهید و شهدای‌مان برنمی‌داریم ولی هدف رهبر شهید که بحمدالله در حال تحقق است؛ از بین‌بردن ابرقدرتیِ آمریکا می‌باشد و باید سعی کنیم همگان با یک همّت در این مورد بیندیشیم. این است آن هدف بزرگ تحقق نوین اسلامی که رهبر عزیز ما آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با تمام وجود تلاش دارند مدّ نظر ما قرار دهند. آری! این است هدف اصلی ما در مقابله با جبهۀ استکبار. موفق باشید      

41762
متن پرسش

سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع می‌دهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که می‌شناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را می‌شناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره می‌کردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید می‌کنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره می‌کردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان می‌فرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد می‌کنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما می‌توانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند‍؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمی‌شود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث می‌شوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید می‌شود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره می‌کردند و هروقت آقای عراقچی می‌گفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمی‌شویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که می‌خواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت می‌کنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه می‌کنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه می‌کنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع می‌کنید! ادعا هم می‌کنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! می‌دانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمی‌خواهم. ولی از استدلال شما درد می‌کشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع می‌کند!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیل‌های مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانه‌ها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثت‌گونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانه‌ها که به دنبال آن می‌باشند تا جهانی را که می‌خواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. این‌جاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنت‌های لایتغیر الهی مشخص می‌شود، تا گرفتار فضای رسانه‌ای نباشیم، رسانه‌هایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97  و بنده احساس می‌کنم بعضی از رفقا  نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش می‌کنند بی‌انصافی  می‌کنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمی‌شود که ما نمی‌توانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر می‌کنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای می‌فرمایند:
 «بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌ پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید          
 

41748
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: بنده یادداشتی درباره اینکه آیا در برجام و مذاکرات اخیر به رهبری تحمیل صورت گرفته! دارم که می‌خواستم اگر صلاح بدانید نظر ارزشمندتان را بفرمایید: یک سوال از منتقدان آتش‌بس و مذاکره 👈 چرا رهبر شهید بطور کاملاً صریح و شفاف در نامه برجام (هنگام تایید اولیه نه بعد از اجرای ناموفق آن) از نقاط منفی آن صحبت کرده‌اند اما رهبر حاضر انقلاب، هیچ نقطه منفی از آتش بس و مذاکرات نفرمودند؟ ایشان دو بار از مذاکرات نام بردند یک بار خطاب به مردم: مســّلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است. و بار دیگر خطاب به امام زمان (عج): به دعای خــاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشــمن چه در صحنــه مذاکرات و چه در میــدان نبرد دل بسته‌ایم. آیا رهبر حاضر در این موضوع به این مهمی تعارف کرده اند که نقطه ضعفی را ذکر نکرده اند؟ چرا رهبر حاضر از خطرات و عواقب انحراف به این بزرگی سخن نگفتند چنانکه رهبر شهید صریح و شفاف درباره برجام عواقب و نقاط ضعف را ذکر کردند؟ نتیجه گیری: مصوبه آتش‌بس، انحراف و نقطه ضعفی نداشته است و یک تصمیم بسیار صحیح، بدون تحمیل و خردمندانه بوده است. پ.ن: عین متن رهبر شهید در نامه تایید برجام: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.» متن کامل نامه: https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 ✍️ ناصر بهارلو، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی https://eitaa.com/N_Baharloo با تشکر از لطف شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجت الاسلام  مهندس وطن فداء در کانال «راجعون (بازگشت به خویشتن)  https://eitaa.com/bazgasht_be_khishtan  نکات خوبی را فرموده‌اند که عیناً آن نکات خدمتتان ارسال می‌شود.
 درباره این موضوع باید یادداشت مفصلی نوشت، اما پیش از آن به این بیندیشیم؛ مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برهه‌ها و دولت‌های گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟ 
در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟ اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر می‌رسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال می‌شد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد. یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف می‌شد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چاره‌جویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند.
اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولت‌های پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیک‌ها دارد دنبال می‌شود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینه‌ی مهمی است برای رفتار انقلابی‌تر دولت‌های بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی توده‌ی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد. من حس میکنم ما از مسیری که امده ایم غافلیم لذا نقد ما نسبت به مذاکرات یک عقب ماندگی تاریخی دارد و در فضای دوره ی تاریخی اصلاحات یا روحانی دارد مشابه سازی میشود ، لذا حامل نحوی تحجر می‌شود.
بنده در مواجهه با متن جناب آقای حاج آقا وطن پناه اینطور نوشتنم: با سلام. بنده خدا را شکر می‌کنم که این چنین دقیق یادداشت خود را تحت عنوان «مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک» با مخاطبان در میان گذاشته‌اید. بسیار نکات دقیقی را به میان آورده‌اید . توجه به تاریخی که نه تاریخ آمریکا می‌باشد بلکه تاریخی است که با ایران آغاز شده، بسیار مهم است و اینجاست که ما به هر دلیلی وارد تاریخی شده‌ایم که حتی با این معنا از مذاکره حرف دیگری داریم  غیر از حرف‌هایی که تاکنون تحت عنوان مذاکره در بین ما و آمریکا یا در بین ملل دیگر با همدیگر پیش می‌آمده . ای کاش رفقای عزیز ما در این مورد بسیار بیندیشند.
تصور این‌که هنوز از نظر دیپلماسی در تاریخِ جنگ قبل از رمضان قرار داریم، نوعی غفلت از تاریخی می‌باشد که با نفی ابرقدرتی آمریکا آغاز شده و لذا نباید تصور شود این نوع مذاکرات که بعد از جنگ رمضان در میان است از جنس مذاکرات قبلی می‌باشد، در حالی‌که «دولت و ملتِ» ایران در تاریخ دیگری قرار گرفته است و اگر گمان می‌کنیم از موضع ضعف وارد مذاکره شده‌ایم به جهت آن است که هنوز خود را در تاریخ گذشته احساس می‌کنیم، غافل از این‌که حضوری بسیار بزرگ در نسبت ایران با آمریکا در دل «ملت و دولتِ» ایران پیش آمده و «ملت و دولت» در این حضورِ بزرگ حاضرند و پیام‌های رهبر عزیز انقلاب حکایت از این حضور دارد که به آیندۀ درخشانی که پیش روی ما می‌باشد تذکر می‌دهند
 موفق باشید                
 

41747
متن پرسش

سلام استاد: من به شدت حس ناکارآمدی و غیر مفید بودن می‌کنم، خیلی کارها انجام میدم ولی روحم راضی نیست، عذاب وجدان رهام نمی‌کنه، نمیدونم چکار کنم، نه میتونم بیشتر از این فعال باشم نه از خودم راضی میشم، این روزا که خودم رو مدام با عروس رهبر مقایسه می‌کنم و می‌بینم فرسنگها فاصله دارم اصلا یعنی میشه من با این زندگی یه روزی شهید بشم؟ فکر نمی‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که عهد خود با خدا را ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و ولی فقیه همواره زنده نگه دارید، این خداوند است که با نظر به آیات جلیل‌القدر قرآن به ما وعده داده است که قدم‌قدم ما را به جایی می‌رساند که: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» پس مائیم «لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» و این یعنی نه بنای خودنمایی داشته باشیم و نه آن‌که بخواهیم از مسیری که خداوند و اولیای الهی در مقابل ما گذارده‌اند، فاصله بگیریم. و این یعنی نظر به توصیۀ فوق العادۀ ولی فقیه زمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که فرمودند:
 «از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند».
و این است راه امروزین ما، و چه اندازه از راهِ حقیقت فاصله دارند آنانی که به بهانه‌هایِ حتی موجه، بعضاً در تریبون‌های شب‌های میدان‌ها، به اختلافات دامن می‌زنند و مسئولانی که امروز با تمام وجود و در حد اندیشۀ خود در تلاشند تا ما را از مشکلاتِ پیش آمده عبور دهند؛ مورد توهین قرار می‌دهند. این افراد دروغ می‌گویند که دلسوز ملت‌اند زیرا متوجۀ افق بلندی که امامِ جامعه مد نظر دارند نمی‌باشند. و این است غفلت بزرگ امروزین‌مان. موفق باشید                    
 

41743
متن پرسش

بسمه تعالی. بنا به گفته رهبر شهیدمان  «....... امروز شما در دنیا این را می‌بینید، قبل از دوران امام حسین (علیه السّلام) هم این دوجبهه‌ای وجود داشت، در زمان بعد از ایشان هم وجود داشته، امروز هم وجود دارد، تا آخر هم وجود خواهد داشت. در همه‌ی اینها «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم»؛ با هر کسی که در جبهه‌ی شما است، من خوبم؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم‌»، با هر کسی که با جبهه‌ی شما می‌جنگد، می‌جنگم. این جنگ اَشکال مختلفی دارد: در دوران شمشیر و نیزه یک جور است، در دوران اتم و هوش مصنوعی و امثال اینها یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران تبلیغات به وسیله‌ِی شعر و قصیده و حدیث و بیان کلمات یک جور است، در دوران اینترنت و کوانتوم و امثال اینها هم یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران دانشجو بودنِ انسان یک جور است، در دوران مدیر شدن و مسئول شدن یک جور دیگر است؛ در همه‌ِی احوال هست. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» نباید فراموش بشود. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن است؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم» این‌جوری است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر این‌جور فکر کردیم، این‌جور شناسایی کردیم، این‌جور همّت کردیم، زندگی معنا پیدا می‌کند، زندگی هدف پیدا می‌کند. پول لایق این نیست که هدف زندگی باشد؛ مقام و قدرت و موقعیّتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خدا است. راهش هم فقط همین است: سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم. جوانی‌تان را قدر بدانید؛ میدان وسیعی در مقابل شما است. ان‌شاءالله شصت سال دیگر، هفتاد سال دیگر شما در این دنیا حضور خواهید داشت و کار خواهید داشت؛ از این فرصت استفاده کنید؛ برای این فرصت طولانی برنامه‌ریزی کنید؛ برای اینکه برنامه‌ریزی‌تان درست از آب دربیاید فکر کنید؛ برای اینکه درست بتوانید فکر کنید با قرآن آشنا بشوید، قرآن را بخوانید، تأمّل کنید، از کسانی که پیش از شما و بیش از شما تأمّل کردند یاد بگیرید. یاد گرفتن ننگ نیست، افتخار است؛ همیشه باید یاد بگیریم، تا آخر عمر باید یاد بگیریم. فکر کنید، مطالعه کنید، شناسایی کنید، آنجایی که اقدام لازم است اقدام کنید. اقدام یک وقت در آزمایشگاه است، یک وقت در کلاس درس است، یک وقت داخل محیط دانشگاه است، یک وقت در محیط اجتماعی است، یک وقت در محیط سیاسی است، یک وقت در راه کربلا است، یک وقت در راه فلسطین است، یک وقت شعار برای اهداف عالیه‌ی اسلامی است. انقلاب اسلامی این راه را روی ما باز کرد. عزیزان من، جوانهای من! شماها آن روزگار را ندیدید؛ خوشحال باشید که ندیدید. ما دیدیم آن روزگار را؛ روزگار بدی بود، روزگار سختی بود، روزگار سیاهی بود، روزگار یأس بود. انقلاب ورق را برگرداند، انقلاب راه را باز کرد، انقلاب به ما فرصت داد. می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم؛ شما می‌توانید از این فرصت استفاده کنید. می‌شود هم استفاده نکرد؛ اگر استفاده نکردیم، خسران است؛ اگر استفاده کردیم، فلاح است: قَد اَفلَحَ‌ المُؤمِنون‌.(۴) ان‌شاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.(https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=57406). قسمتی از بیانات آقای شهیدمان است در مراسم اربعین سال ۱۴۰۳. عجب بودنی است این بودن. بیشتر مقصدم این قسمت از متن است که می‌گویند «جوانی‌تان را قدر بدانید و برنامه ریزی کنید» و بعد ارجاع می‌دهند به قرآن" الی آخر. کمی صحبت کردن و نوشتن برایم سخت است، می‌ترسم از حرف‌هایم مقصد دیگری فهمیده شود، اما شما به حکمِ «فَبَشّرالعِباد، ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓۚ» ناگفته‌ها را بخوانید. این متن را و فیلمش را بارها دیده‌ایم و چه جانی یافته‌ام. ای مرد در چه استحکامی سخن می‌گویی و چقدر از آنچه می‌گویی مطمئن هستی و خودت رازش را نیز گفته‌ای و آری چقدر ما خود را در آن زندان در کنار تو در حال قرآن خواندن طلب کردیم و حیرت کردیم و هنوز حیرانیم. اما چرا قلب من اینقدر سخت است. چگونه در آن شرایط قرآن می‌خوانی؟ والله چنین راهی و آنچنان شرایطی است که قرآن را برای جان‌مان به سخن درمی‌‌آورد. به قول حاج قاسم خطاب به بچه‌های مدافعان حرم که اینجا جای مستحبات است، این جا جای نماز شب خواندن است. آری! این نحوه زندگی، این امیال و این آرزوها و این نسبت‌ها که به خدا نمی‌دانم چطور و از کجا این‌ها برایم پیش آمده و این بن‌بست‌ها... این‌ها که بعید می‌دانم قرآن خواندنی و نماز شبی را پیش بیاورد. آری! من دوباره با تو می‌خواهم قرآن بخوانم. با تو می‌خواهم باز نماز بخوانم. با تو می‌خواهم باز ایمان بیاورم. اما چطور در کوره راه دوام بیاورم؟ چطور در این بی‌تابی‌ها از دست نروم؟ این همه بی‌انسی از کجا؟ این همه سختی در انس چگونه؟ بماند. زبانم توان بیان بطن سختی‌ای که جانم با آن دست و پنجه نرم می‌کند را، ندارد. بد نیست به رسم جلسات خودتان تفعلی به جناب لسان‌الغیب بزنم: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس /  زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس. من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس. قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند/ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس. بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس. نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس. یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس. از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس. حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس.  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف همان است که گفتید و حقیقتاً آن مرد الهی و آن رهبر ربانی در میدان زندگیِ همراه با معنا، با آن سخنان که همچنان باید خواند و گوش داد؛ ما را حاضر کرد. زیرا جهان امروزین بشر بسیار گسترده‌تر از آن است که با آنچه تا دیروز از انسان و از قرآن و از خدا و از نماز می‌فهمیدیم، ما را کفایت کند و از این جهت اجازه دهید که به همان غزل لسان الغیب که آوردید بنگریم و ما باشیم و گلستان جهان و گلعذاری که ما او را حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای می‌نامیم و حقیقتاً «زین چمن سایۀ آن سرو روان ما را بس». این‌جاست که چه اندازه انسان با هر آن‌کس که به هر نام و عنوانی در این‌جا نیست، فاصله پیدا می‌کند و راهی را می‌یابد که قصرِ فردوس جهان یعنی آیندۀ درخشان این انقلاب اسلامی جلویش گشوده می‌شود و این همان «دیر مغان» ماست با رندیِ شب‌های خیابان‌ها و دلبستگی به رهنمودهای حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» که این یعنی توجه به اشاراتی، آری! توجه به اشاراتی که ما را متذکر فردایی دیگر در اکنون‌مان می‌نماید. و این‌جا است که خدا می‌داند با تمام وجود احساس می‌کنیم: «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم». آیا همین حضور، همان دولت صحبت آن مونسِ جان نیست؟ که تنها این بشر با این نوع حضور می‌تواند خود را ادامه دهد و نه آن‌که ما را به بهشت حواله دهد. حکایت حضور در بهشت، حکایت قرون وسطایی ما بود و امروز، در جمال امام شهیدمان همۀ آنچه قسمت آخرالزمانیِ ما بود، به میان آمد و ما را هیچ گِله‌ای نیست زیرا او را شهید نکردند، بلکه یک ملت را اعم از زن و مرد به شهدای زنده‌ای تبدیل کردند که هرگز از آن فردای بزرگ انسانیت منصرف نمی‌شوند هرچند هزار بار کشته شوند. موفق باشید            

41614
متن پرسش

سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب می‌دادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب می‌دادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور امام‌مان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریف‌ها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس‌ دیگه ای هم به حکمیت می‌رفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم می‌کنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان می‌اندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند می‌گذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در این‌که مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی می‌باشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برای‌مان به عنوان یک سرمایه می‌ماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریان‌های به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمس‌الواعظین‌ها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفته‌اند. خطر در آن‌جا است که ما هنوز آن جریان‌ها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آن‌ها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از این‌که اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوث‌شده در میدان‌ها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شده‌ایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم. 
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یک‌جا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی‌شود» و یک‌جا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی می‌خوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13 
«  https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 » ‌
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسه‌ای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیده‌ها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم.  https://eitaa.com/mohammadi61/915   موفق باشید   

41613
متن پرسش

روز معلم بر شما مبارک باد، استاد گرامیِ من، جناب طاهرزاده. نخست: در تمام روزگارِ تحصیلم و در میان همه آن استادان، چه در این سرزمین و چه در دیار غربت، تأثیر وجود شما از همه ژرف‌تر و ماندگارتر بود. این سخن، نه مدحی قالبی که اقرارِ دلی است برخاسته از تجربه. دوم: جنسِ فهمِ شما را دوست می‌دارم؛ فهمی که مانند آب روان، زلال و حیات‌بخش است و چونان سنگِ سرد، گرفتگی و ایستایی در آن راه ندارد. سوم: وقتی شما هستید، بودنِ من ناگاه معنا می‌یابد. گویی حضور شما، آینه‌ای است که «من» را به «خودِ من» بازمی‌نماید. چهارم: در مکتب شما بود که دین را دیگرگونه فهمیدم؛ دریافتم که دین نه فقط باوری قلبی، که تفکری زنده است؛ هم ایمانی است گرم و هم اندیشه‌ای سترگ. پنجم: با یاری شما، هرچند لنگان‌لنگان و هرچند در رنج، گام برمی‌دارم تا با کفرِ خویش روبه‌رو شوم. شاید این بزرگ‌ترین خدمتی باشد که یک استاد به شاگردش می‌کند: نه پنهان کردن‌ها، که یاد دادن رویارویی با آن‌ها. ششم: سرانجام اینکه، با شما دریافتم معنای آن سخن هایدگر را که «هستَم، اما هنوز نَه». هستم، ولی هنوز آغاز کرده‌ام. هنوز طلب دارم. هنوز راه. و این «هنوز» را از برکت حضور شما دارم. و در آخر از شما درخواست می‌کنم چه کنیم که بودمان را در بستر معلمی شدت دهیم؟ روزتان مبارک، استاد. زنده باشید و چون همیشه، دریچه‌ای به حقیقت امید هادیان برسیانی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند خود را شایستۀ چنین الطافی نمی‌دانم ولی انسان امیدوار می‌شود که عزیزانی مانند جنابعالی چگونه به بهانۀ عرایض بنده، به چنین حضوری نایل می‌شوید که دیگر مشغول مفاهیم نیستید که مانند متحجّرین راه را تمام‌شده بدانید. و این امر بسیار مهمی می‌باشد و البته در این رابطه، نگفتنی‌هایی که حالت اشاره دارد در پیش است و همۀ عرض بنده در آن است که باید جهان همدیگر را دریابیم و تجربه کنیم و هر کدام، دیگری را آینه‌ای بدانیم که باید در او به تماشا نشست. در جلسات «ما و ادب گفتگو در امروز تاریخمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/22255  و «دیالوگ با بشر امروز در نظر به غیب» https://varastegi.ir/4235/ . این حقیر بسیار تلاش کرده‌ام تا این حضور را که گفتنی نیست، بگویم تا معلّمی را که امری جز «اشاره» به افق‌ها نمی‌باشد؛ بازگو کرده باشم. موفق باشید        

41605
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسان‌ها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده‌ایم امام شهید ما این سنت‌ها را می شناخت عمل می کرد و پیش می‌رفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگی‌های درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با اراده‌ای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشوده‌شدن قلب‌ها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص داده‌اند آن‌گاه که حضرت روح الله«رضوان الله‌تعالی‌علیه» در شخصیت خود بیش از آن‌که از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسان‌های این تاریخ. انسان‌هایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسان‌ها در بیکرانگی ذاتی‌شان. و این است که ملاحظه می‌کنید هر شب به سوی همدیگر می‌آیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا می‌کند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا می‌دانند این راه بسی حکایت‌ها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبه‌روشدن با میدانی که دو کشور هسته‌ای به جهت بحران موجودیت‌شان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محروم‌تر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور می‌کرد که ما با موجودیت خود این‌چنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال می‌کردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید  

41566
متن پرسش

به نام خدا در میان هیاهو های بیهوده اهل دنیا، گمشدگان از این جنگ مقدس و آه از خفتگان بیچاره، و در این شرایط آخرالزمان خوشا بحال رهبر شهیدمان. او چنان پروازی کرد که که کس نکرده و راهی دراز جلوی ما باز کرده. به خدای متعال قسم که او برد و ما جاماندیم و حال با این حسرت سخت به خود آمدیم. خوشا! که مرد بود رهبرم فرار از خطر نکرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه تنها آن مرد فرار از خطر نکرد بلکه متوجۀ تاریخی شد که دیگر تاریخ قرن آمریکایی نیست.  باید از خود پرسید رئیس جمهور آمریکا یعنی ترامپ در حال حاضر یک خبرنگار است تا خبرهایی که می‌خواهد، بسازد و یا رئیس جمهور است تا جمهور را رهبری کند؟ عجیب است که این رئیس جمهور تا آن‌جا از تاریخ خود و از کارهای خود بی‌خبر و بیگانه است که در مصاحبۀ خود با خبرنگاران فکر می‌کند امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را شهید کرده است، «فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»!! آیا برای صاحبان اندیشه در چنین صحنه‌هایی جای عبرت نیست، تا به افول و بی‌آیندگی آمریکا بیندیشند و به قرنی که قرن آمریکایی نیست؟ در این صورت است که باید امیدوار بود که حتی حاکمان کشورهای عربی به خود آیند.  https://eitaa.com/zaghsefid/19411  
بنده بر این باورم که آینده باید کسانی باشند که حس کنند پیوندشان با رهبری، بیش از آنکه ناشی از اشتراکات مذهبیِ متعارف باشد، به اعتبارِ «انسانیت» است. بشر جدید که گرفتار روزمرگی شده، تنها راه نجات خود را در «حضورِ فردایی» می‌بیند؛ فردایی که به «اکنونِ» او معنا و زندگی ببخشد. یک «شورِ اکنونِ معنوی»، در ازای حضور در آن فردای خاص، سراغ مردم آمده است؛ همین شور است که هیمنه‌ی استکبار و اسرائیل را ذوب می‌کند. ما در حال تجربه‌ی یک «بودِ» بزرگ هستیم؛ شوری معنوی که در آن، اکنونِ خود را در پیوند با آن فردای متعالی حس می‌کنی. باید این‌ها را به درستی فهم کرد. موفق باشید      
 

41562
متن پرسش

 در روزهایی که خاک و دود روی آسمان نشسته بود، دختران ایران آرام و بی‌ادعا پا به میدان گذاشتند؛ نه برای آنکه دیده شوند، برای آنکه کم نگذارند. چادرهای خاکی‌شان گواه قدم‌هایی بود که کنار مردان برداشته می‌شد؛ قدم‌هایی که هیچ‌وقت عقب نرفت. صدای خنده‌های خسته‌شان از آشپزخانه‌های ساده بلند می‌شد؛ همان‌جا که بخار غذا روی صورتشان می‌نشست و مهربانی را با طعم آرامش در دل رزمنده‌ها می‌ریخت. وسط کارهای جهادی، همان‌طور که آستین‌هایشان گِلی بود، وقت نماز که می‌رسید، سکوتی می‌کردند و قامتشان را روی خاک می‌گذاشتند؛ انگار جهان برای چند لحظه آرام می‌شد. پرچمی که می‌دوختند، روی زانوهایشان می‌لرزید، اما دست‌هایشان محکم بود؛ مثل دلشان. کودکی که خواب بود، پرچم را در دست کوچکش چنان گرفته بود که انگار امنیتش را از همان رنگ‌ها می‌گرفت. و مادری که در میان رفت‌وآمدها بچه‌اش را شیر می‌داد، لبخندی آرام داشت؛ لبخندی که می‌گفت هنوز زندگی جریان دارد، حتی در دل سختی‌ها. در تمام آن روزها، دختران ایران فقط کمک نکردند؛ آن‌ها با حضورشان، با لطافت و قدرتشان، با اشک‌های پنهان و لبخندهای پیدا، دل روزهای تلخ را روشن کردند. روز دختر، یادآور همان دخترانی است که بی‌صدا اما عمیق، ستون‌های مهربانی آن روزها بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه زن در تاریخی بود که تاریخ پاسداشت انسان است به جای «تاریخ مذکر» که گویا زنان در تاریخ وجود ندارند. اتفاقاً آقای حسین قدیانی بحثی تحت عنوان «زن و جمهوری اسلامی» داشته‌اند که متذکر این نکته می‌باشند که: « اگر تا دیروز این جور فکر می‌کردیم که زندگی بدون زن معنی ندارد، از امروز باید این را هم اضافه کنیم که حتی جنگ هم بدون زن عاری از مفهوم و خالی از محتواست.» خوب است به آن متن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/ziafat_andishe/1612  در این رابطه است که باید بپرسیم چرا روز دختر؟ موفق باشید           

41543
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز استاد خواستم نظرتان را در مورد این متن را که در وصف امام شهید نوشتم، بفرمائید: «به یقین در آسمان‌ها و زمین برای مؤمنان نشانه‌هایی ست»؛ و تو، آیت و نشانه‌ای از آیات خدا بودی که در بیست‌و‌نهم فروردین سالِ هزاروسی‌صدوهجده، نازل شدی بر دامنِ زنی که عقبه‌اش به نجف برمی‌گشت. شاعر اهل قلم بود و خوش‌سروزبان. و‌سکوت و سربه‌مهریِ همسرش را برای دلِ مشتاق و بازیگوشِ کودکانش جبران می‌کرد. تو تمامِ آن روزها که در تبریز، نجف و مشهد راه می‌رفتی و قد می‌کشیدی، نشانهٔ خدا بودی. جوانه می‌زدی و هر جوانه را یک‌جا می‌گذاشتی تا روزی نهال بشود و از قِبَلِ سایه‌اش، دل‌ها آرام بگیرند در طریقِ هشیاری. نشانهٔ خدا بودی آن‌گاه که هیچ‌چیز جلودارِ مبارزه و خیزشِ تو نمی‌شد و حتی زندان هم نمی‌توانست روحِ رونده‌ات را متوقف کند. تو نشانهٔ خدا بودی و پیوسته در حالِ جلو رفتن؛ چراکه تو جاری بودی. دریایِ آرامِ متواضعی که آمده بود تا الله‌اکبر بگوید و انقلاب را تا همیشه سبز نگه دارد. آیتِ خدا بودی، نه فقط در این سی‌وهفت‌سالی که صدایت می‌زدیم «امام!»؛ آیت خدا بودی از همان دم که آفریده شدی و از ذر به رحمِ مادر رسیدی. تو نشانهٔ خدا بودی برای قلوبِ جهانیان‌؛ برای همهٔ آزادی‌خواهان و آزادگان. برای هرکسی که از ذلت و زیرِ سایهٔ سیاهِ ظالمین بودن خسته‌ است و پیِ عزت می‌گردد. برای هرکسی که دلش برای نوایِ مظلوم آب می‌شود و می‌خواهد در مسیر مبارزه با ستم، ماندگار بماند. نشانهٔ خدا بودی! تو را فرستاده بود تا نگاهت کنیم و مسرور باشیم. تا محبوبِ ما باشی و دوست بداریمت. تا یاد بگیریم از تو! نشانهٔ خدا بودی؛ که حبّت‌ نازل شد توی دل‌هامان و با هیچ‌چیز پاک نشد. فقط ریشه کرد و ولایت یادمان داد. نشانهٔ خدابودی تو! تو که تکیه می‌دادی به صندلی ساده‌ات و فرشِ زیرِ پایت، گلیمی ساده‌تر بود. تو که آستینِ نخ‌ریشِ لباست، تا مدت‌ها پشتِ پلک‌هایمان بود. تو که بچه‌ها در مقابلت مبهوت می‌ماندند و زبانِ عشقشان، دُرِّ غلتان در چشم بود و دستی که لایِ محاسنت می‌چرخید و صورتی که طلبِ بوسه داشت و سری که تقاضای نوازشی پدرانه می‌کرد. تو که وقتی حرف می‌زدی، قلب به جای سینه در تمام تن می‌تپید و چشم حظ می‌بُرد که دارد نگاهت می‌کند و گوش… لبریزِ عشق بود که صدایت را می‌شنود. آمدی بیدار و هشیار و مبعوثمان کردی و رفتی. تو نشانهٔ خدا بودی؛ در راهِ خدا زندگی و جهاد کردی، برای خدا جان دادی و به خدا بازگشتی! نشانهٔ خدا، آقا و‌سیدِ محبوبِ ما؛ تولدت مبارک. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همان‌طور که به خوبی مطرح فرموده‌اید آن رهبر شهید پروریده‌شدۀ خاصِ خداوند بود و شایستگی آن را داشت تا خداوند از طریق آن مرد الهی در این تاریخ، راهی مقابل بشر امروز بگشاید به همان معنایی که . در همين رابطه حضرت علي«علیه‌السلام» مي‌فرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ«صلوات‌الله‌علیه‌وآله»  مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»  از همان لحظه‌اي كه پيامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را از شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته‌ي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند. 
و این در مورد همۀ انسان‌های بزرگ مصداق دارد و از این جهت بسیار شایسته است تا شخصیت آن رهبر شهید را آینه و اشاره و راهی بدانیم برای حضور هرچه بیشتر در زندگی اسلامی در این تاریخ. موفق باشید  https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e895.mp3

41540
متن پرسش

سلام خدا قوت طبق تذکرات در رابطه با کتاب معرفت نفس و حشر در لینک زیر: https://lobolmizan.ir/leaflet/205 منظورتون از شرایطی که روح آمادگی کامل دارد وارد بحث شوید. را بفرمایید. . در حین مطالعه کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه بودم که با این کتاب و این نوع نگاه مجددا و مکررا روبرو شدم. و احساس کردم یا طلب کردم که بدان بپردازم. از طرفی با مباحث شما در این چند ساله مانوس بوده‌ام و اما هنوز به طور جدی به معرفت نفس و حشر نپرداخته‌ بودم. از طرفی غرض مراجعه جدی‌ام_ با درد و رنجی جانکاه_ به کتاب تقدیر توحیدی، فکر در مورد چگونگی طی مسیر و طی کردن راه آینده است پس از شهادت حضرت آقا . با توجه به وجود افرادی در کنارم که پروای آینده ندارند بدین معنا که در عمیق ترین لایه‌ها متذکر این رخداد و چگونگی ادامه آینده انقلاب نیستند و شاید خودم هم نباشم. همان طور که در مباحث آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق به خصوص این مطلب را حس کردم. از طرفی ضعف وجودی خودم و به هم ریختگی‌ها نیز مد نظرم می‌آید. همانگونه که حاج قاسم نیر در آخرین سخرانی خود با س.پ.ا.ه در سال ۹۸ نیز متذکر این امر بود و خوب متذکر شده بود که به چه وضعی افتاده‌ایم و چه چیز را از دست داده‌ایم و بنده نیز در چنین وضعی قرار دارم. اما تفاوتش در ضعف وجودی و زمین‌گیر بودنم است، گرچه به حکم "هر چقدر ای دل که توانی بکوش" نَنِشته‌ام، اما سخت برایم پیش می‌رود. از طرفی با خودم می‌گویم تحول وجودی با کلام معجزه‌آسا و پیامبرگونه آوینی از یک طرف و درد و رنج حقیقی دکتر داوری از طرف دیگر ممکن است. آری با شهادت آقا بیچاره شدم اما نمی‌دانم چرا مانده‌‌ام و از طرفی اگر شهادت بخواهد نصیبم شود خود را آماده نمیابم و شهادت را موثر نمی‌دانم و از طرفی ماندن اینگونه و در بین افرادی که شاید نسبتی با آقا ندارند_در عین پر تلاش و انقلابی بودن_ و عقلانیت لازم و ایمان لازم را ندارند سخت فکری و مستاصل و درمانده‌ام می‌کند. ولی میدانم که تمام این‌ها از ضعف وجودی خودم است چرا که اگر در خودآگاهی تاریخی زمانه مستقر بودم خود را در ایمانی از جنس ایمان رهبر شهیدم می‌یافتم. القصه اینکه حدود سه الی چهار سال است در جایی مشغول خدمت هستم و حتی حدود سه سال پیش بود که در عین تلاش شبانه روزی و گرفتاری‌ها مشغول مطالعه خرد سیاس دکتر داوری همراه صوت‌های شما بودم و بدین قصه می‌اندیشیدم. و در تلاش برای یافتن راه و یافت درکی دیگر. هم اکنون نیز هم رنج بی‌وجودی خود را دارم و هم رنج این بروکراسی بی‌معنا کننده آدم‌ها و از طرفی غصه ماندن. با حاج قاسم‌ و ابومهدی و سید حسن‌ها و عماد و به خصوص حسن تهرانی مقدم چه گریه‌ها که نکردم و چه طلب‌ها. حال بعد از آقا چه کنم. میدانم که اهل اشاره‌ایم و از پراکنده گوبی ام عذر میخواهم. این‌ها غر زدن نیست و درد دل است و طلب راه. اگر امکانش هست پاسخ را خصوصی برایم ارسال کنید. متن پیام گویای این مطلب هست. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، بی‌تفاوت‌نبودن به حساسیتی است که در این دوران خاص و در این مرحله از تاریخ انقلاب، سراغ ما آمده است که نیاز به اندیشۀ خاصی دارد تا به گفتۀ استاد حمید رضا محمدی https://eitaa.com/varastegi_ir/2193 با حرکات و سکنات و گفتار خود می‌توانیم بی‌معنابودنِ زندگی غربی را بیش از پیش نشان دهیم و روشن نماییم با مقابله‌ای که ایران عزیز در این مرحله از تاریخ با آمریکا نمود؛ آخرین میخ به تابوت قرنِ آمریکایی زد و از این حضور، آری! از این حضور غافل نباشیم.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کرده‌ایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاب‌بودنِ آن‌ها نسبت به آن اسماء، می‌توانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرب‌اند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما می‌باشد و می‌توان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع می‌کنیم. موفق باشید                
 

41536
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار رهبر عزیز انقلابمان گفت تکیه زدن بر کرسی کسی که حدود شصت سال مشغول مجاهدت و مبارزه بوده بسیار سخت است. او که همیشه و در اغلب ایام مایه آرامش و اندیشه مردم خویش بود. و شاید مبارزه و مجاهدت او در همین معنا باشد که چگونه ملتی را به حرکت درآورد و تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هر چه بیشتر طی کردن. و بی خود نیست که در این ایام عجیب و هولناک، ماتم زده نیستیم چون آن خون دل، اینک لعلی است درخشان و زلال که چشم‌ها را خیره کرده و عقل‌ها ناتوان از درکش... "خون دلی که لعل شد" عنوان تازه‌ترین روایت تولید شده در سرای هنر و اندیشه است و این متن را هم بعنوان مقدمه آن خدمتتان ارسال شد. این روایت را از طریق لینک https://eitaa.com/soha_sima/5693 میتوانید مشاهده کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خوب تنظیم کرده بودید تا معلوم شود در نگاه آن پیرِ فرزانۀ شهید برای ادامۀ راهی که با انقلاب اسلامی در مقابل‌مان گشوده شده است، «مردم» و باز «مردم» و نه سیطرۀ دولت‌ها به جای کمک‌کردنِ دولت‌ها به مردم. وگرنه همان‌طور که آن پیرِ فرزانه فرمود ما می‌مانیم و ضعف‌های اقتصادی تا دشمنان، خود را و توانایی‌های خود را به رُخ ما بکشند.
فرمود باید در میدانِ عمل و طلب نتیجه همراه با اشک حتی تا مرز شهادت جلو و جلوتر رفت و دیدید که فرزندان این ملت چگونه با غسل شهادت در میدان‌ها حاضر شدند و مسیر ما همین سرمایه‌ها هستند. 
باید از آن پیرِ فرزانه پرسید: ای مرد! تو چه می‌دانستی که این‌همه نسبت به آینده‌ای بس بزرگ، امیدوار بودی و معنی توسل به حضرت فاطمه زهرا«سلام‌الله‌علیها» را در کوتاه‌نیامدن در عین آرامش و «تبیین» به ما آموختی؟
چه خوب است که عزیزان ما در «سرای هنر و اندیشه» در بازخوانی به شخصیت رهبر شهیدمان چنین تلاش‌هایی را داشته باشند. موفق باشید            
 

41532
متن پرسش

سلام این روزها از مقاومت مردم ایران سخن میگویید و اما میخواهم بدانم تفاوت مقاومت مردم ایران و مردم غزه در چیست؟ من هر چه نگاه میکنم میبینم مقاومت مردم ما در برابر آن مردم مظلوم چیزی به حساب نمی آید، بنا براین باید منتظر اوضاع به ظاهر خیلی بدتر برای خودمان باشیم تا نصرت الهی محقق شود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در غزه هم آری! در غزه هم این ملتِ ما و این شهید حاج قاسم‌ها بودند که در بستر مقاومتی که با انقلاب اسلامی آغاز شد؛ حاضر شدند و آنان نیز به پشتیبانیِ راهی که انقلاب اسلامی در میدان مبارزه با استکبار و رژیم صهیونی گشود، در باریکۀ غزه آن مقاومت زیبا را انجام دادند و آنچنان جریان صهیونیسم و جریان استکبار پشتیبان آن را رسوا کردند و این راهی است که بحمدالله در فرهنگ مقاومت گشوده شد تا از دوگانگیِ «زندگی و مقاومت» عبور کنیم. و این یعنی مدیریتی که «دیپلماسی» و «میدانِ رزم» و «حضور شبانۀ مردم» در اوج یگانگی، پیش آمده است به همان معنایی که استاد مهدی محمدی بر خلاف آنانی که با ضعفِ تاریخی خود متوجۀ این تاریخ نیستند، گفتنی‌هایی در رابطه با جریان اخیر تنگۀ هرمز گفتند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22329 و https://eitaa.com/mohammadi61/878  حال با توجه به چنین حضوری و چنین تاریخی، هرچه پیش آید خوش آید. موفق باشید        

41523
متن پرسش

سلام استاد این روزها بعثت مردم منو به تعجب انداخته در همین رابطه نظرتون درباره یادداشت بفرمایید. ممنونم بعثت مردم (1) حس و حال مردم در تجمع حس و حال کسی است که گمشده ای را پیدا کرده اند. گمشده ای که سالها فراموش شده بوده و حالا مثل فرزند به آغوش مادرش رسیده است. آن گمشده چیست که چهل و چند شب افراد در آغوشش می‌گیرند؟ من فکر میکنم آن گمشده خودشان هستند. افراد گویی خودشان را خارج از روزمره پیدا میکنند و این پیدا کردن به معنای فرار از اکنون نیست. انسان دنیای مدرن اکنون زده است. سینما میرود، خیابان میرود تا از خودش فرار کند اما انسان انقلاب اسلامی خودش را شب ها در تجمعات پیدا میکند. او این حس را دارد شب مسئولیتی دارد که همان سرباز پشت لانچر. او حافظ امنیت است. در زمانی که پدر از دست داده دارد نقش آفرینی میکند و خودش را در تاریخ حاضر میبیند. او حس میکند مبعوث شده برای ماموریت تاریخی به وسعت ماموریت انبیا. همان قله ای که ابراهیم برایش بت شکست و موسی برایش فرعون را به نیل کشاند و محمد برایش جنگید و حکومت تشکیل داد. ماموریتی که انسان انقلاب اسلامی شب در تجمعات بر دوشش حس می‌کند همان ماموریتی است که میثم تمار برایش به نخل آویزان شد و کمیل و سلمان و مالک برایش جان دادند. این شب ها مردم خودشان را پیدا میکنند به وسعت تاریخ.گویی آنها در شب از زمان قراردادی دنیوی خارج میشوند و باید از ایشان پرسید شما شب را در کدام زمان سپری میکنید؟ این همان "حضور" ذیل ولایت برای توحید است. این بعثت مردمی است که خمینی فرمود بهترین مردم از صدر اسلام هستند و همت و باکری سلیمانی و حججی و همدانی و خامنه ای برایش جان دادند. این بعثت همان مردمی هست که خامنه ای شهید فرمود نقطه تحول دنیا هستند. همان هایی که آیت الله جوادی آملی در برابر عظمتشان اشک ریخت. جان دادن برای این مردم توفیق می‌خواهد و کاش جان من هم ارزش فدا شدن برای مردم ایران اسلامی پیدا کند. مثل شهید سردار موسوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و خوب‌تر از خوب می‌فرمایید. آری! حکایت حضور مردم در این شب‌ها، حقیقتاً حکایتی است که متذکر شده‌اید و وظیفۀ امثال بنده و جنابعالی آن است که این مردم عزیز را نسبت به آنچه در جان‌شان می‌گذرد به حکم «خودآگاهی در دلِ آگاهی» آگاه نماییم. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22296 شده است که خوب است به آن رجوع گردد.  از آن جهت که حقیقتاً انسان حیرت می کند که چه بر جان این مردم می‌گذرد که آن بانوی محترم برای تعمیر پرچم‌ها با چرخ خیاطی خود در میدان حاضر شده است؟ خدا می‌داند این، همۀ آرزوی انبیاء و اولیاء بوده و هست که چنین مردمی به چنین شعور تاریخی و معنوی نایل شده‌اند. موفق باشید  

41521
متن پرسش

سلام استاد هیچ حس خوبی نسبت به مذاکرات ندارم فایل های اقای محمدی رو هم گوش دادم (گویا روند برای خود ایشان هم بدیع و تازه بوده و چندان در جریان امور نبوده اند ) از ادعای اینکه امریکا از پجره بسته پرید بیرون التماس برای مذاکره کرد و پیش شرط ازادی تمام پولهای بلوکه شده ایران و پذیرش غنی سازی و صلح در کل جبهه مقاومت و مذاکره بر مبنای ده بند ما رسیدند به اینکه همه موارد رو عقب نشینی کردند و فقط اینکه لطفا ، حزب الله رو نکشید ، محدودتر حمله کنید متشکریم برخورد هایی که می بینیم با اسلام شیعه حماسی که چه عرض کنم ، با اصول اولیه انسانی و مروت همخوانی نداره چیزی که ما می بینیم التماس ایران برای کوتاه امدن امریکا و تغییرات بنیادین در فرهنگ حاکم هست که تا حدودی به چشم می بینیم و طمع دشمن بر اینکه ، کار را یکسره کنه و جبهه مقاوت رو نابود کنه اقای محمدی هم فقط میگه ما هر روز ارزوی شهادت داریم ، ما از جانمون گذشتیم رفتیم مذاکره کردیم پس به ما اعتماد کنید گویا این خصلت بصیرت ایشان رو ربوده و باعث نوعی نابینایی در برخی حوزه ها شده بوی خیر نمی شنوم ز این اوضاع شما می فرمایید آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. این قضه مال ان زمان بود که دست خدا چندان هویدا و عیان نبود ، الان دیگه هر کور و کر و کافر و مرتدی دست قدرت الهی رو می بینه ، اما سوال اینه آیا ما ایستادگی که باید رو داریم؟!! اگر در برابر استکبار همچنان می ایستادیم ، برای ما عزت بود و استکبار هم نمی توانست کاری کند کشور صاحب دارد ، مومنین صاحب دارند اما گویا زمزمه های دیگری شنیده می شود فعلا قضاوت نمی کنیم و سکوت می کنیم ، ولی این مسیر جدید دیگر جایی نیست که در اون انتظار نصرت و وعده الهی رو داشت و کاش باتلاق و پایان کار جبهه مقاومت در ایران نباشد برادران مظلوم لبنانی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شده‌ایم که حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین می‌کنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین می‌کرد و غفلت از این نکتۀ تاریخی موجب شده تا بعضی با طرح سخن رهبر شهیدمان با اصل مذاکره مخالف باشند در حالی‌که می‌توان در دل همین مذاکراتی که ما می‌توانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید بی‌سابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال میکرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آن‌قدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آن‌که سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یک‌پارچه می‌دانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است، غفلت کرد. موفق باشید 

41486
متن پرسش

سلام استاد. خداقوت. نظرتان را درباره متنی که در چهلم آقا نوشتم، می‌خواستم. سپاس 🔸اگر "مرا" دیدی، سلامم را به او برسان! ✍ علی جلالی حادثه رفتنش چنان جگرسوز و مهیب بود که می‌ترسیدیم نبودنش و بی‌پناهی‌مان، سیلی خانمان‌برانداز شود و بنیاد ما را از جا بکند و بِبَرد و به یکباره در غمش فرو بریزیم و متلاشی شویم؛ پس با سیلِ غمش، جرعه‌ای شراب سرخ حماسه‌اش را در شیشه‌های جان‌های یکایکمان ریختند تا مست شدیم و از خود بی‌خود:
 اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد / نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا ببرد
 شنیده بودیم که در قدیم شراب را چهل روز، بی‌حرکت در شیشه نگه می‌داشتند تا دُرد آن ته‌نشین شود و شراب صاف گردد؛ بعد به‌آرامی از شیشه به ساغر و بعد به جام می‌ریختندش تا دُرد به آن آمیخته نشود:
 که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه بماند اربعینی (حافظ)
 اما از صبح دهم اسفند که جرعه‌ای از شراب شجاعتش را با دُردِ غمش در شیشه‌های جانمان ریختند تا امروز که چهل شبانه‌روز می‌گذرد، یک لحظه آرام و قرار نداشتیم. نه فقط ما که انگار شیشه دنیا هم زیر و رو شد و این چهل روز دُرد و صاف شراب یک‌لحظه از هم جدا نشده‌است و عجیب آنکه که ما همچنان در غمش مستیم و سر از پا نمی‌شناسیم. این شب‌ها که غم نبودنش می‌خواست سراغمان بیاید و جگرمان را پاره کند، به میخانه خیابان و میدان شهر می‌رفتیم و مست می‌شدیم؛ مستِ حماسه و غرور و شجاعت. همه مستان شهر آنجا جمع می‌شدند؛ جانمان به رقص می‌آمد و پرچم‌های بی‌جانمان، از بوی این شراب، جان می‌گرفت و در دست‌های بی‌قرارمان جولان می‌داد. اگر مستان عربده می‌کشند ما گلو پاره‌ کردیم از بس شعر خواندیم و شعار دادیم و هَل‌مِن‌مُبارز طلبیدیم. وقتی با یارِ مستی چشم در چشم می‌شدیم، جوشش شراب را در چشمش می‌دیدیم و بوی شراب را از دهانش می‌شنیدیم و در دل می‌گفتیم: می‌زند از چشم و لبت جوشِ می دوش مگر میکده را خورده‌ای؟ اما ناخودآگاه بُغضی هم گلویمان را می‌گرفت و پرده اشکی پیش چشم هر دویِمان می‌آمد و بنای این جهانِ خراب را بر آب می‌دیدیم و اشک‌های بر چهره نریخته‌مان، با هم به قدر یک کتاب حرف می‌زدند و لحظه‌ای بعد، همه غم‌های این کتاب، شسته می‌شد و از دل‌هایمان می‌رفت و باز لحظه بعد، یارِ مستی دیگر و بُغضی دوباره... ای ساقی! بیا و بگو که این چه شرابی بود که به یکباره در کامِ جانمان ریختی وقتی که روزه بودیم؟ چنان‌که بعد از گذشت چهل شبانه‌روز، هنوز چنان مستیم که افطار نکرده‌ایم و همچون مستان که شماره رکعت و نوبت نماز نمی‌دانند، هر شب ششمین وعده نمازمان را شب‌ها در خیابان و زیر باران بمب و موشک می‌خوانیم با پرچمی در دست؟ هنوز مستی امانم نداده تا شبی از این بی‌خودی به خود آیم و یک دل سیر برایت گریه کنم و در غمت بگویم: این منم بر سر خاک تو؟ که خاکم بر سر! شرابِ غمت همه من‌ها را بُرده است و ما همچنان در چهلمین شب رفتنت مستیم و به جای عزا، در میدان پرچم می‌رقصانیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب  گفتی و چه خوب گفتی. و مائیم با «بودنی» که بودنِ بودن ها است و چشم انتظارِ چیزی که نمی دانیم چیست، ولی همۀ آن چیزی است که در امروزمان از آن بیگانه نیستیم. چه احوالاتی است احوالات این چهل روزه. یک عمر به دنبال آن بودیم و نمی دانستیم آن چیزی که به دنبال آن هستیم چیست؟ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله از قول پروردگار به  ما خبر دادند: أعْدَدْتُ لِعِباديَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأتْ ، و لا اُذُنٌ سَمِعتْ ، و لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» براى بندگان نيك خود چيزهايى فراهم آورده ام كه نه چشمى ديده است و نه گوشى شنيده است و نه به ذهن بشرى خطور كرده است. گویا ما آن قیامت را به همان معنایی که فرمود: «لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» تجربه کردیم و باز قیامتی در اکنونِ خود در میان است. قیامتی که در کلمات شما به «گفت» آمده است. ای کاش به راحتی از این حضور که عطای الهی برای همیشۀ تاریخ آخرالزمانیِ ما می باشد؛ عبور نکنیم و گمان کنیم مسئلۀ ساده ای است که مثلاً با پذیرش شروط ده گانۀ ما توسط آمریکا، مسئله تمام می شود! در حالی که این «آغازی» می باشد که باید پاسداشت. چگونه و کجا؟! این، همۀ حرفی است که باید همچنان گفت، در مدرسه و در اداره و در حوزه و... با حضور و با آغازی دیگر و با مردمی که این شبها نوعی دیگری از زندگی را تجربه کردند. موفق باشید  

41481
متن پرسش

سلام علیکم! استاد کم آوردم. حیرانم.تحت فشارم.نمیدانم که جریان انقلاب حق است یا باطل.ایا این مبارزه با آمریکا درست است یا غلط.چون با این مبارزه تمام هستی ما ممکن است بر باد برود.الان نمی‌دانم که اگر به عنوان یک بسیجی در سطح شهر باشم و دوباره در سطح شهر مانند 18 دی شورش بشه آیا اگر به طرف مردمی که اعتراض دارند شلیک کنم ، آیا خون بیگناهان را ممکن است ریخته باشم یا نه. الان در شک هستم که آیا خامنه ای شهید واقعا بر حق بود یا نه ؟ و اینکه انتخاب رهبر که اینگونه انتخاب شد آیا همان نظام پادشاهی نیست.؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را و اینهمه لطف! و اینهمه خنثی کردن نقشه های پیچیدۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم! کافی است به نقشۀ بسیار پیچیدۀ جریان اخیر اصفهان فکر کنیم تا معلوم شود همچنان که آن قائد شهید با بصیرت تاریخی خود متوجه شدند، خداوند اراده فرموده است این ملت را عزیز دارد و دشمنان این ملت را خوار گرداند. آیا درک چنین نکته ای کافی نیست که امیدوارانه در صحنه باشیم و هر گوشه ای از این نظام الهی که نیاز دارد، ما در آنجا باشیم و با تمام وجود در آن قرار گیریم؟ اینجا است که جای هیچگونه نگرانی و ناامیدی نیست. موفق باشید

41441
متن پرسش

سلام استاد. نظرتان همواره برایم راهگشا بوده. نظرتان را درباره این متن می‌خواستم. 🔸لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم ✍ علی جلالی شما را نمی‌دانم ولی آدم‌های شهر برای من همیشه غریبه بودند. آن هم نه غریبه‌ای که با سلام و علیکی تبدیل به آشنا شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: "هفت‌پُشت غریبه"! هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم جز به حکم ضرورت یا برطرف شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا ... . آدم‌های شهر برای من همه یک‌شکل بودند، اخم‌هایی درهم‌کشیده، چهره‌هایی عبوس، بی‌حوصله‌هایی که لب جز به شکوه و شکایت باز نمی‌کردند و برخی‌شان یک‌مشت منفعت‌طلب که منتظر فرصتی بودند که کلاه سرت بگذارند! نمی‌دانم بعد از حوادث این جنگ چه اتفاقی برای من و آدم‌های شهر افتاد که انگار همه‌شان را سالهاست می‌شناسم. چهره هیچ‌کس برایم تکراری نیست و شبها که در میدان‌ پرچم به دست می‌ایستم و بهشان نگاه می‌کنم جز شور و لبخند نمی‌بینم. زن و مرد هم ندارد. وقتی مشت‌های گره‌کرده و چهره‌های مصمم و خندان همدیگر را می‌بینیم انگار می‌شکفیم و قلبمان وسیع می‌شود و دلمان برای هم غنج می‌رود و همدیگر را به زبانی که نمی‌دانم چیست، صدا می‌زنیم و برایم جالب است که گوش‌هایمان در همهمه خیابان و بلندگو و شعار، صدایِ آشنای هم را به وضوح می‌شنود و چشم‌هایمان از فاصله دور و از میان این همه پرچم، برق چشم‌های آشنا را می‌شناسد و برق می‌زند. انگار زبان اشارت‌گونه‌ای میان همه جاری شده‌است و پیر و جوان و کودک و بزرگ هم ندارد، همه هم را می‌فهمیم و به هم قوت قلب می‌دهیم. دست‌های آدم‌ها وقتی پرچم تکان می‌دهند یا شکلاتی به بچه‌ای می‌دهند یا برای هم دست‌تکان می‌دهند، حرف می‌زند. پاهایشان وقتی با شوق به طرفت می‌آیند یا استوار در میدان با همه خستگی می‌ایستند با تو حرف می‌زند و چشم‌ها و ابروها شوق پیروزی را فریاد می‌زنند. شاید قیامت شده‌است که اجزای بدنمان لب به سخن باز کرده‌اند و بر عشقی پاک گواهی می‌دهند. گاهی چشمم به چشم بعضی ساکنان ماشین‌های عبوری که پرچمی ندارند و در این باغ‌ها نیستند، می‌افتد و برایم جالب است که آنها را هم انگار سالهاست می‌شناسم و در همان یک لحظه با هم یک دنیا سخن می‌گوییم که رفیق جانم جایت اینجا خالی است کنار همه عاشقان! تو که سراپا عشق به میهنی بیا و مهمان نَفَس‌های گرم ما شو تا با هم سرود دوستی سر دهیم و عشق کنیم. قربانت بروم دل یک شهر برایت می‌تپد چه با ما هم‌قدم شوی چه نشوی! وقتی به جوانان اخمو و متکبر دیروز و خندان و متواضع امروز نگاه می‌کنم که پرچم‌ها را در میدان با شوری حماسی به رقص می‌آورند یا از اعماق قلب‌های خدایی‌شان شعر و شعاری را فریاد می‌زنند و چهارشانه در خیابان استوار قدم می‌زنند تا دل ما را به وجودشان گرم کنند، دلم می‌خواهد همه این پهلوانان شهر را در آغوش بگیرم و غرق بوسه‌شان کنم. راستی در عرض چند ساعت چه بر ما گذشت که زبانی دیگر در میانمان متولد شد و همه هم‌زبان شدیم؟ قلب‌های ما چطور در میان انگشت‌های خدا زیر و رو شد که هم‌دل شدیم؟ و چگونه چشم و گوشی باز کردیم که نجوای عاشقانه قلب‌های خودمان و همدیگر را می‌شنویم؟ چه شد که ما هفت پشت غریبه‌ها همه برادران و خواهرانِ خونی هم شدیم طوری که می‌خواهیم جانمان را برای هم بدهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتنی‌ها را گفتید و از این جهت متوجه می‌باشید که بحمدالله نباید معنای حضور مردم را با سخنانی ساده و سطحی تقلیل دهیم تا آن حدّ که بخواهیم به جوانان‌مان بگوییم اگر شب‌ها در میادین حاضر نشوند، دشمن شاد می‌شود. نه! این جوانان به حضور دیگری می‌اندیشند که آن یگانگی با رهبری است که با شخصیت خود و با شهادت خود، افقی از انسانیت را مقابل ما گشودند و این‌جا است که با نظر به جایگاه شهادت رهبر معظم انقلاب، زبانی خلق می‌شود تا همگان در کنار هم قرار گیرند بدون آن‌که بحث از توبۀ افرادی را به میان آوریم که مانند ما نمی‌اندیشند زیرا بحث از حضور در وسعت دیگری هست که همه در آن حضور وسیع کنار همدیگر قرار می‌گیریم. به نور انسانیت کامل که معنای انسانیِ آن‌ها را در جان آن‌ها احیاء می‌کند و عجیب است که  با مردمانی روبه رو هستیم که ماورای ظاهری مقیّد به احکام شرعی در جستجوی انسانیت خود در این صحنه‌ها حاضر می‌شوند زیرا با سعۀ شخصیت خود ظاهرگراییِ مذهبی‌های متوقف در ظاهر را به چیزی نمی‌گیرند تا در آینۀ شخصیت رهبر شهید، انسانیتی را که احساس کردند با جان خود بچشند و معلوم است که در دل حقیقتی که در جانشان طلوع کرد، حال وقتی مقیّد به ظاهر شریعت می‌شوند این ظاهر ریشه در حقیقت دارد و نه در عادت‌هایی که بخواهیم هرکس در این نوع عادت‌های ما حاضر نیست را، کافر بدانیم. عرایضی تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۲»   https://eitaa.com/matalebevijeh/22170 در رابطه با انسانیتی که در پیش است، شد. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید  

41440
متن پرسش

عرض سلام و خداقوت استاد بزرگوار، امید دارم در صحت و عافیت باشید،حال که امام شهیدمان، آخرین راه برای بیدار کردن دلهای ما را شهادت خود دانست و انتخاب کرد تا با خونش مارا به مسیر هدایت و تعالی برساند، از طرفی این مبعوث شدن را در میان مردم می بینیم ملتی که دارند به امت تبدیل می شوند منطقه ای که بیدار شده، جبهه مقاومتی که می توان گفت در طول تاریخ چنین با عزم و اراده در میدان ظهور نکرده بود. از طرف دیگر امثال بنده به چند دلیل دچار غمی جانکاه هستیم. به خودم نگاه می کنم، و فاصله ای که با امام شهید مان پیدا کردم، گویی از خوابی شیرین بیدار شدم و حال می فهمم چقدرر میان ما و او فاصله است، سید الشهدای انقلاب مان دارد کاروانی از یارانش را با خود می برد و ما جا ماندیم، دلیلش را هم می دانیم، ضعف ها، بی دقتی ها، وارسی دقیق نداشتن ها، افراط یا تفریط ها ، امثال من را از این قافله جدا کرد، ماییم و حسرت هجران و سختی راهی که باید رفت... همچنین دل نگرانی از دست رفتن دستاوردهای خون امام شهید، دل مان را می لرزاند، هر روز اخباری از موضع ضعیف دولت و امور خارجه می شنویم، نگرانیم خون شهید عزیزمان پایمال شود. دو سوال دارم اولا برای این حال بی قرارمان چه کنیم، به شخصه به خودم و انتخابهایم بدبین شده ام، با خودم می گویم برای رشد اخلاقی، برای عبادت برای سیر فردی ام کم گذاشتم ، همه ی دغدغه ام صرف جامعه و به ظاهر آرمان انقلاب شد، حالا می بینم آنهایی که به ظاهر مثل ما بودند به امام شهیدمان پیوستند و ما تازه فهمیدیم چقدر فرق داشته ایم ، انکار خودمان را در وظایف اجتماعی مان غرق کردیم و یادمان رفت مراقبت کنیم از خیلی چیزها که باید مثل مکارم اخلاق، انس با قرآن و تدبر در آن و... ، روز و شب مان را دویدیم و دویدیم ، زندگی آرام نداشتیم اما انگار یک جای کار می لنگد ..برداشتم از زندگی خودم و امثال خودم (برخی فعالین فرهنگی و..) اینست دست خالی ماندیم.‌. شهدای جوان و میانسال و سالمند در خیل یاران امام سهید هستند، ما نسیمی هم از آن بهشت به مشام مان نرسید.. دوما اینکه دولت ما بتواند خلاف اراده مردم به دنبال مذاکره باشد چطور با سنت الهی هماهنگ است؟ مردم عزم بر مقاومت دارند، اما انگار کار دست ما نیست، آنها می توانند صحنه را تغییر دهند همانطور که شاید در گذشته با مواضع نامناسب موجب شدند ایران مقتدر و عزیز به حقیقت جایگاهش نرسد.یک حسی ایجاد می شود که انگار از ما کاری ساخته نیست، آنها می توانند پشت پرده، در بی خبری ما همه چیز را تغییر دهند، چنین گمانی مارا در یاس و سردی غوطه ور می کند، همان یاسی که از جنود شیطان است.‌ عذر تقصیر از طولانی شدن عرایض و سخت محتاج دعایتان هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این شهادتِ آن مرد بزرگ است که ما را به خود می‌آورد تا خود را با نظر به شخصیت ایشان باز، بازخوانی کنیم. بعد از شهادت ایشان بود که به خود آمدیم و عرض شد قرآن، آن است که تو خواندی و نماز آن است که تو اقامه کردی، وگرنه چگونه با یک انسان و با شهادت او این‌همه انسان‌ها در انسانیت خود به خود آمدند. در این رابطه عرایضی به بهانۀ جواب سؤالات داده شدhttps://lobolmizan.ir/quest/41253 و https://lobolmizan.ir/quest/41255 . در مورد جایگاه این حضورِ است که رئیس جمهور در سخنان اخیر خود فرمودند: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سال‌های گذشته و به‌خصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شده‌ایم و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است». و در همین رابطه جناب آقای استاد مهدی محمدی به عنوان مشاور جناب آقای دکتر قالیباف که اشراف کامل نسبت به جریان‌ها دارند؛ معتقدند عزم دولت و دیگر مراکز تصمیم‌گیری اصلی همه در عدم مذاکره است https://eitaa.com/matalebevijeh/22178 و جایگاه مردم را مدّ نظر دارند و از این جهت می‌توان گفت ما در تاریخ دیگری قرار داریم و نقش معجزه‌آسای این حضور را دائماً در نظر آورید ، تا جایگاه آیه‌ای که رهبر معظم انقلاب در نسبت با مردم در پرسش و پاسخ شمارۀ 41416 https://eitaa.com/matalebevijeh/22139 مطرح کرده اند  بیشتر و بیشتر روشن شود. موفق باشید
 

نمایش چاپی