باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در هر دو مورد با جنابعالی موافقم زیرا اگر انسان رویکرد خود را نسبت به فلسفه و عرفان درست کند و سپس به آنها رجوع نماید میداند برای چه هدفی فلسفه و عرفان بخواند و شاید در مباحث بنده این نتیجه، حاصل آید. و در مورد مولوی به نکتهی بسیار دقیقی اشاره فرمودید که اینان هرگز تشویقی به موسیقی به معنای معمول آن ندارند بلکه نظر به شرایط آهنگین نظم عالم قدس میکنند و هر آنچه که این نگاه را برای آنها فراهم کند، ارج می نهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق مسئولیت بندگان را به عهدهی امام زمانِ آنها میگذارد و در آن روایت مشهور هم بر شناخت امام زمان تأکید شده، یعنی امامی که امامِ آن زمان است. و اساساً امامی که از دنیا بروند در ذیل رجوع به امام زمان تأثیر خود را میگذارند وگرنه ما را طرد میکنند و میگویند چرا از راهاش نیامدهایم. موفق باشید
باسمه تعالي: سلام عليكم: به هر صورت خداوند ميفرمايد: الا بذكرالله تطمئن القلوب. يعني تنها با نظر به حضرت حق و اطمينان به نقش خداوند در زندگي ميتوان از افسردگيها و اضطرابها آزاد شد و به آرامش لازم كه هركس نياز به آن دارد رسيد. اين انسانها ناخواسته چوب ضعف اعتقاد خود را نسبت به ربوبيت حضرت حق ميخورند. موفق باشيد
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مثال شما در رابطه با حادثبودنِ زمان بسیار عالی است 2- در موضوع «برگزیدهشدن حضرت آدم» که قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ» خدا آدم را برگزید، حتماً به معنایِ برگزیدن آدم از بین انسانها نیست، شاید به معنای برگزیدن او به جهت شایستگیاش جهت خلیفةاللّهبودن باشد. به نظر بنده نظر حضرت علامه که حضرت آدم را اولین انسان و ابوالبشر میداند، خوب و کامل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی مثل خلط بین تکوین و تشریع و یا توجه به اجمال و تفصیل، از مباحث فلسفی است و نه منطقی. به همین جهت باید در فلسفه مورد بحث قرار گیرد. از طرفی عنایت داشته باشید که ساحت تفکر، محدود به عقلی که مدّ نظر دستگاه ارسطویی است و در محدودهی آن منطق فعالیت دارد، نیست. لذا نمیتوان از منطق دیالکتیک اگر با منطق ارسطویی سنجیده نشود، بگذریم. نظر به حقیقت در محدودهی تفکر مشایی به حجاببردنِ بعضی از چهرههای حقیقت است در آن حدّی که بعضیها بخواهند عرفان را هم در این منطق جستجو کنند. در حالیکه خود ارسطو قضایایی که «قیاساتها معها» است را از این منطق بیرون میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ضعفها را باید برگردانید به غفلتی که ما از صفویه به بعد داشتیم و درست وقتی غرب در رنسانس خود قرار دارد ما ملاصدرا را که میتوانست منشأ تحولی مطابق روح اسلامی در آن تاریخ باشد، تبعید میکنیم. به همین جهت شخصی مثل حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» متوجه شدند برای رهایی از این ضعف تاریخی، تنها با روح انقلابی و تأکید بر اسلام باید اقدام کرد و از غرب عبور نمود وگرنه همچنانکه متوجهاید در بستر غرب، زن و مرد ایرانی نیز میتواند نشان دهد که اهل تفکر و پیشرفت است. ولی در پازل غرب ما یکی از مهرههای غرب خواهیم بود و هویتی که باید داشته باشیم را بهدست نمیآوریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی!! یک یا آدرس غلط میدهید، یا نرمافزارتان خراب است و همینطور سؤال می فرمائید که چرا جواب نمیدهیم؟! یکی از دست این کاربرعزیز به دادِ بنده برسد!!!! به AII MAIL هم سری بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمودهی آیت اللّه جوادی در این آیات بیشتر اشاره به یهود است هرچند خطاب را متوجه اهل کتاب کرده. از طرفی ملاک نجات اهل کتاب به همین صفاتی است که برشمردید. حال چند درصد اهل کتاب مطابق این صفات هستند؟ باید بررسی شود. البته گرفتاری آنها نسبت به حاکمیت فرهنگ غرب، موضوعی است که نباید از نظر دور شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب بسیار ارزشمندی است. اگر بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید، نکات بسیار خوبی نصیب عقل و قلب و روحتان خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر طور صلاح میدانید عمل کنید از آن جهت دفترِ خاصی را پیشنهاد کردم که بتوانید راحتتر در اختیار بگیرید. سعی کنید کارهای دیگر را تا حدّ ممکن تعطیل کنید و فقط به تفسیر بپردازید. در عین حال خود را درگیر کارهای دردِ سردار و رقابتآفرین، ننمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این دولت را آینهی نظر به اهداف اصلی انقلاب اسلامی نمیدانم. ولی معتقدم اگر به روش حکیمانه و بدون جبههگیریهای افراطی جایگاه دولت را درست تبیین کنیم، منجر میشود در آیندهی انقلاب نسبت به جریانهای متفاوت، خودآگاهی لازم را بیابیم و از افراط و تفریطها آزاد شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. یعنی ما در عالم هستی قرار داریم که هیچکدام را ما انتخاب نکردهایم، تنها ما میتوانیم در چنین نظامی راهی که منجر به قرب ما به خدا میشود را انتخاب کنیم نه آنکه نظام عالم را به هم بزنیم بلکه خود را در نظام عالم بپرورانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگوی شما هستم. اینکه در آخرین جواب عرض کردم؛ بهترین راه بیتوجهشدن نسبت به آن توهّم است، یکی از بحثهای مهم در سلوک است که میفرمایند همانطور که نباید بپرسی نور کو؟ و با همین پرسیدنت نور از منظرت در خفا میرود، نباید در امور بدیهی سؤال کنی فقط باید ببینی و احساس کنی. مولوی میگوید:
مشکل کار در این است که آنچه از همه پیداتر است را نمىبینیم. گفت:
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟ / وآن خیالِ چون صدف دیوار او.
گفتن آن کو، حجابش مىشود / ابر تابِ آفتابش مىشود.
بندِ چشم اوست هم چشم بدش / عین رفع سدّ او گشته سدش.
چون چشم خود را از حقیقت منحرف کرده است، همان چشمى که باید وسیله رؤیت او شود، حجاب او شده است و همان هوشى که باید وسیله هوشیارى او نسبت به حقیقت شود، مانع شنیدن صداى حقیقت شده است.
بند گوش او شده هم هوش او / هوش با حق دار، اى مدهوش او.
موفق باشید
