باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به نتیجهی خوبی رسیدهاید که بدون اهانت به کسانیکه بیشتر در کرامتها متوقفاند؛ به توحید و سلوک توحیدی نظر کنیم. بالاخره این افراد هم اگر در تقویت قدرت نفس کوشیده باشند، از مسیر آموزههای اسلامی و ارادت به اهلالبیت«علیهمالسلام» خارج نشدند و از دستورات آنها استفاده کردهاند. البته راهِ توحید، راهِ دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» عرایضی در این مورد شده است. فراموش نفرمایید در آن تاریخ که حالت قبیلهای حاکم بوده است، همهی نیازهای زندگی در همان خانه و قبیله قرار داشته، فروشگاهی نبوده تا کسی بخواهد از آن خرید کند. لذا معنا نداشته زنان از خانه بیرون آیند. از طرفی مشهور است که بعضی مردان در کوچه مینشستند برای چشمچرانی، و در این رابطه آن دستورات داده شده است. با اینهمه بالاخره تا آنجا که ممکن است انسان چه مرد و چه زن، نباید بدون دلیل با نامحرم ارتباط داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی مثل خلط بین تکوین و تشریع و یا توجه به اجمال و تفصیل، از مباحث فلسفی است و نه منطقی. به همین جهت باید در فلسفه مورد بحث قرار گیرد. از طرفی عنایت داشته باشید که ساحت تفکر، محدود به عقلی که مدّ نظر دستگاه ارسطویی است و در محدودهی آن منطق فعالیت دارد، نیست. لذا نمیتوان از منطق دیالکتیک اگر با منطق ارسطویی سنجیده نشود، بگذریم. نظر به حقیقت در محدودهی تفکر مشایی به حجاببردنِ بعضی از چهرههای حقیقت است در آن حدّی که بعضیها بخواهند عرفان را هم در این منطق جستجو کنند. در حالیکه خود ارسطو قضایایی که «قیاساتها معها» است را از این منطق بیرون میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روحی که به کالبد جنین انسان دمیده شده، همان نفس ناطقه است با تمام مراتب نفس ناطقه در حالت بالقوه 2- سماع و رقص عرفانی، فرهنگ مخصوص به خود را دارد که درک آن در این دوران مشکل است 3- شاید خداوند موضوع شنیدن صدای مورچگان را توسط حضرت سلیمان به این جهت مطرح فرموده است که مشخص کند تا چه اندازه پیامبران در واقعیات ریز این عالم، حضور دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مطالب ده نکته اگر با دقت دنبال کنید، جواب خود را مییابید. تفصیل آن را در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» مطالعه نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» مقدمهی خوبی است تا إنشاءاللّه جواب سؤالاتتان را بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «روات حدیث» کسانیاند که روح و فرهنگ و مذاق احادیث اولیاء معصوم را چشیده باشند. حال یکوقت در حدّ نکات فقهی به این مرحله رسیدهاند و یکوقت بالاتر، در حدّ نکات عرفانی و معرفتی، و یا از این هم بالاتر، در حدّ ولایت سیاسی، هرکدام در جای خود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در هر دو مورد با جنابعالی موافقم زیرا اگر انسان رویکرد خود را نسبت به فلسفه و عرفان درست کند و سپس به آنها رجوع نماید میداند برای چه هدفی فلسفه و عرفان بخواند و شاید در مباحث بنده این نتیجه، حاصل آید. و در مورد مولوی به نکتهی بسیار دقیقی اشاره فرمودید که اینان هرگز تشویقی به موسیقی به معنای معمول آن ندارند بلکه نظر به شرایط آهنگین نظم عالم قدس میکنند و هر آنچه که این نگاه را برای آنها فراهم کند، ارج می نهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگوی شما هستم. اینکه در آخرین جواب عرض کردم؛ بهترین راه بیتوجهشدن نسبت به آن توهّم است، یکی از بحثهای مهم در سلوک است که میفرمایند همانطور که نباید بپرسی نور کو؟ و با همین پرسیدنت نور از منظرت در خفا میرود، نباید در امور بدیهی سؤال کنی فقط باید ببینی و احساس کنی. مولوی میگوید:
مشکل کار در این است که آنچه از همه پیداتر است را نمىبینیم. گفت:
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟ / وآن خیالِ چون صدف دیوار او.
گفتن آن کو، حجابش مىشود / ابر تابِ آفتابش مىشود.
بندِ چشم اوست هم چشم بدش / عین رفع سدّ او گشته سدش.
چون چشم خود را از حقیقت منحرف کرده است، همان چشمى که باید وسیله رؤیت او شود، حجاب او شده است و همان هوشى که باید وسیله هوشیارى او نسبت به حقیقت شود، مانع شنیدن صداى حقیقت شده است.
بند گوش او شده هم هوش او / هوش با حق دار، اى مدهوش او.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفهی صدرایی هدیهای است الهی که به قلب جناب صدرالمتألهین«رضواناللّهتعالیعلیه» اشراق شده. درست در زمانی که دکارت طرح فلسفهی خودبنیادش را مطرح کرد. کسانی که متوجهی فلسفهی صدرالمتألهین نیستند، متوجهی تاریخی که در آن زندگی میکنند، نمیباشند. در حالیکه رهبر انقلاب این انسانِ هوشیار به این تاریخ در رابطه با مکتب صدرا میفرمایند: «مكتب فلسفى صدرالمتألهين همچون شخصيت و زندگى خودِ او مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبهاست. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصرِ معرفت يعنى عقل منطقى و شهود عرفانى و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى و ذوق و مكاشفه ى عرفانى و تعبد و تدين و زهد و انسِ با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته».[1] موفق باشید
[1] ( 1)- پيام مقام معظم رهبرى به كنگرهى بزرگداشت صدرالمتألهين در تاريخ 1/ 3/ 1378.
باسمه تعالی: سلام علیکم: احادیث نوع اول نظر به مدعیانی دارد که در زمان امامان با تحریک خلفاء در مقابل فرهنگ اهلالبیت«علیهالسلام» بساط پهن کرده بودند. ولی فلاسفهای مثل فارابی و عرفایی مثل محیالدین تلاش دارند تا سخن ائمه را تبیین کنند. 2- موضوع افشاء راز ائمه بحث دیگری است که جناب استاد حجتالاسلام و المسلمین امیر غنوی از اساتید حوزهی علمیهی قم در شرح زندگانی امام کاظم«علیهالسلام» نکاتی در این مورد فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مثال شما در رابطه با حادثبودنِ زمان بسیار عالی است 2- در موضوع «برگزیدهشدن حضرت آدم» که قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ» خدا آدم را برگزید، حتماً به معنایِ برگزیدن آدم از بین انسانها نیست، شاید به معنای برگزیدن او به جهت شایستگیاش جهت خلیفةاللّهبودن باشد. به نظر بنده نظر حضرت علامه که حضرت آدم را اولین انسان و ابوالبشر میداند، خوب و کامل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هرحال خداوند به ما عقل و شرع داده تا مطابق آن دو نور الهی انتخابهای خود را شکل دهیم و استخاره در مرحلهی بعد است. به همین جهت علمای بزرگ چندان در امور خود استخاره نمیکردند 2- عنایت داشته باشید که عقل و قلب هر دو در ساحت انسانیت شما حضور دارند و در همین رابطه عقل، متوجهی حقایق میشود و قلب، با رفعِ حجاب با آن حقایق مأنوس میگردد. موفق باشید
