بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6693
متن پرسش
سلام علیکم " استاد آیا کتابی هست که در رابطه با اثبات عدم تحریف قرآن نوشته شده باشه یا مقاله ای ؟ و اگر نیست لطفا چند دلیل قوی و مستند برای این امر بیاورید ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه کتب ارزشمند و معتبری در این رابطه نوشته شده که از جمله کتاب آیت‌اللّه معرفت است و کتاب آیت‌اللّه حسن‌زاده تحت عنوان «قرآن هرگز تحریف نشده» در دسترس است. بنده خلاصه‌ی کتاب آیت‌اللّه حسن‌زاده را به صورت جزوه در اختیار کاربران بر روی سایت گذاشته‌ام. در ضمن آیت‌اللّه جوادی بحث مفصلی در تفسیر خود در این رابطه داشتند که نوارها پیاده و به صورت کتاب درآمد. کتاب «سلامة‌القران من التحریف» از دکتر فتح‌اللّه محمدی کتاب ارزشمندی است. موفق باشید
6234
متن پرسش
باسلام 1.به نظرشما آیا برگزاری مراسم شیرخوارگان درست است واینکه بچه ها را می آورند و گریه میکنند؟ 2.مراسم جشن نیکوکاری به نظر شما حسن فاعلی دارد چون معمولا دختر بچه ای را در تلویزیون می آورند که ما محتاج یاری شما هستیم و مردم به خاطر دلسوزی و ترحم به آنها کمک می کنند و حال اینکه شهیدمطهری می فرماید فعل اخلاقی به غریزه های نوع دوستی تعلق نمیگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت دلیلی بر نفی آن نداریم می‌توان از هر دوی آن‌ها نگاه‌های خوبی را متذکر شد؛ به مادران گفته شود شما علی اصغر تربیت کنید و به مردم متذکر شویم برای خدا کمک کنید و نه صرف جواب‌گویی به عواطف. موفق باشید
5839
متن پرسش
سلام گریه کردن برای امام حسین هم نفسانی میشه؟ یعنی من که عاشق گریه کردن برای امام حسینم برای دل خودمه؟ برای امام حسین نیست؟ یعنی اگه خواسته ی نفسمه یه جا اروم بشینم به خودم بگم مبارزه کن با نفست گریه نکن؟ سینه زنی چی؟ محکم سینه زدن چی؟ میشه یه کم این قضیه رو شرح بدید
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: راز گریه بر امام حسین«علیه‌السلام» را باید در طلب اُنس با آن حضرت جستجو کرد و این‌که بعد از اشک برای آن حضرت جان انسان به یک نحوه ای خاص از آرامش می‌رسد، به جهت آن است که اشک موجب اُنس شده و ربطی به رضایت نفس امّاره‌ی ما ندارد. در مورد سینه‌زنی هم باید نیت ما اُنس بیشتر با آن مقام منیع باشد، مثل کاری که اصحاب آن حضرت کردند تا در اُنس بیشتر با امامشان قرار گیرند. در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
3439
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم با توجه به پیگیری که در مورد سیر مطالعاتی شما دارم و بلطف حق در آن ها پیش می روم و انشاالله با دعای شما بتوانم به یقین قلبی برسم و صزفا جمع آوری اطلاعات نباشد، می خواستم بدانم چکونه این بحث ها را برای دیگران نیز مطرح کنم چرا درک که خیلی از مباحث بدون ورود به سیر مطالعاتی جنابعالی سخت است در حالیکه یکی از مهم ترین اهداف ما کمک گرفتن از این موضوعات در اجتماع است. برای مثال بنده در مسجد محل با چند تن از جوانان مباحثی از قبیل بیانات مقام معظم رهبری، وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)، تربیت فرزن و... را شروع کرده ایم و در بین راه سوالاتی مطرح می شود که من با کمک مباحث شما می توانهم به راحتی پاسخگو باشم اما پاسخ برای بقیه دوستان سنگین است؟مثلا برای بحث طی الارض و علت و چگونگی آن برای من با کمک بحث های شما حل شده بود ولی پاسخم برایشان سنگین بود.از طرفی نمیتوان مطالعات را به بعد از پیگیری سیر واگذار کرد و آنها در همان ابتدای سییر قرار دارند. راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی کنید ابتدا مباحث معرفت النفس را به صورت ساده مثل کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شده، طرح کنید تا بتوانید بر مبنای آن جواب سؤالاتشان را در حدّ قابل فهم آن‌ها بدهید. موفق باشید
3287
متن پرسش
با سلام از مسیولین سایت سوال داشتم. میخواستم ببینم چرا فایل صوتی سخنان استاد در سایت نیست.سیر مطالعاتی پیشنهادی را از فایل های صوتی کجا می شود پیدا کرد؟قبلا فایل های صوتی سخنان استاد در سایت یافت می شد. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: منظوراز سوالتان را متوجه نشدیم وگرنه محل فایلهای صوتی استاد درسایت بسیار واضح است:1-قسمت"فایلهای صوتی"درمنوی بالای سایت2-باکس"فایل های صوتی" دربالا وسمت چپ صفحه اول سایت.باتشکر."مدیریت سایت"
2144
متن پرسش
2- برای تنظیم مباحث شما جهت ارائه، به چه نکاتی باید توجه داشت که رویکرد حضوری در مباحث‌تان حفظ شود؟
متن پاسخ
اساس کار باید اُنس قلبی به حقیقت باشد و علم حصولی به حقایق تنها باید مقدمه به حساب آید تا قلب راه خود را پیدا کند و بداند به کدام طرف باید قدم بگذارد، در این رویکرد تمام مباحث جای خود را پیدا می‌کنند، به این معنا که هرکدام از مباحث یا بحثی است برای شناخت مسیر قلب به سوی حقیقت، مثل مباحثی که در حکمت صدرایی مطرح است و یا بحثی است برای شناخت موانع اُنس، مثل مباحث مدرنیته و بحث «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود». در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» نمونه‌های خوبی ارائه شد که چگونه اگر انسان گرفتار افکار و اخلاقی شد که از حضور بی‌نهایت نفس ناطقه‌اش محروم گشت، نمی‌تواند در شرایط اُنس با روح اولیاء الهی قرار گیرد. بنابراین مباحث؛ یا برای شناخت قلب است تا راه خود را برای اُنس با حقایق پیدا کند، یا شناخت موانع است، حتی شناخت موانع اخلاقی.
467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم با توجه به مبحث «حرکت جوهری» روشن می شود که همه حرکات وانفعالات هستی تدریجی وتکاملی است اما آیه١٧٥سوره اعراف خبر از واقعه ی می دهد که شخصی اگر چه در سیر تکاملی مستحق«نزول ایتهای حق»بر قلب خود شده بود اما گویی فقط وفقط با یک گناه (ظاهراً زنا) از عالم خود خارج شده به گونه ی که جزء «غاوین»می شود در ایه بعد(۱۷۶اعراف)تصریح دارد که علت این امر تبعیت شخص از «هوای نفس»بود حال سوال دوم این است که چگونه شخصی که هنوز هوای نفس دارد می تواند خزینه اسرار غیب یا« آیتهای خدا»باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌فرماید: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ» برای مردم داستان آن‌کسی را بگو که آیاتی از خود را به او دادیم و از حقایقی برای او پرده برداشتیم و سپس آن‌ها را از او گرفتیم و از راه حق بیرون آمد و شیطان هم دنبالش را گرفت و او گمراه شد. در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» اگر می‌خواستیم به وسیله‌ی همین آیات او را به درگاه خود نزدیک می‌کردیم ولی ما چنین نخواستیم چون به زمین و دنیا چسبید و هوای خود را پیروی کرد و او مثل خوی سگ دارد و از آن دست برنمی‌دارد، چه به او حمله کنی زبانش بیرون است و چه حمله نکنی زبانش بیرون است و این مثل افرادی است که آیات خدا را تکذیب می‌کنند و آن ملکه‌ی آن‌ها شده، پس آن قصه را مطرح کن بلکه تفکر کنند و از باطل بیرون آیند. با توجه به آیات فوق اولاً: عنایت داشته باشد که حرکت جوهری در امور مادی است و نه در امور مجرد. ثانیاً: هرکسی هوای نفس دارد منتها بعضی آن‌را کنترل می‌کنند و با دستورات شریعت الهی بر آن حاکم می‌شوند و در نتیجه حجاب‌ها به همان اندازه از قلب آن‌ها زدوده می‌شود، ولی اگر باز حکم شریعت را بر هوای نفس خود حاکم نکنند هوای نفس ظاهر می‌شود و قلب از مشاهده‌ی آیات الهی محجوب و محروم می‌شود. در شرح آیات؛ خلاصه‌ی فرمایش علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را آوردم تا راحت‌تر بتوانید در آیات تدبّر کنید و نتیجه بگیرید. موفق باشید
245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام .من کلاس سوم دبیرستان هستم .در طی دو سال اخیر علاقه ی شدیدی به مسائل وکتب مذهبی پیدا کرده ام ولی به دلیل آشنا نبودم با روش مطالعاتی درست موفق به مطالعه ی زیاد کتب مذهبی نشده ام (شاید دلیل آن همان خستگی که شما اشاره کردید باشد ) در مطالعه ی دروس دبیرستانم چون عالم و روش درستی نداشتم درس را زحمتی برای خود میدانستم (با اینکه به ناچار برای انجام وظیفه می خواندم ونمرات خوبی هم میگرفتم) . کم کم احساس بی میلی و بی علاقگی نسبت به دروس دانشگاهی در من ایجاد شده این میلی از طرفی وعلاقه ای شدید برای مطالعه ی کتب دینی ومبلغ شدن از طرف دیگر باعث جدی تر شدن تصمیم من برای رفتن به حوزه حتی بیشتر از سالهای اخیر شد. تا اینکه با جزوه ی "ضرورت مطالعه"تان چند نکته بمن فهماندید :1 ) در کنار درو س دانشگاهی با مطالعه ی کتب عالِمان انتخابی که جزئی از زندگی ما میشود هم میتوان یه دین رسید 2) اگر در دروس دانشگاهی عالَم پیدا کنیم حتی شیرین هم میشود . 3) عالِمانی همچون اقای طباطبایی و... با مطالعه دروس غیر دینی مفید همچون ریاضیات و... ضرر نکرده اند. با این نکات نظرم کمی عوض شد ولی مشکل اساسی من در همان مرحله ی اول یعنی خود شناسی که قبل از عالِم شناسی است میباشد. ترسم از ورود به دانشگاه پیدا نکردن عالَمی در حین مطالعه ی دروس و پشیمان شدن از نرفتن به حوزه و ترسم از ورود به حوزه پشیمان شدن از نرفتن به دانشگاه است . علاوه بر این خواندن دروس حوزه در کنار دانشگاه را کمی مشکل می دانم وبه دلیل نداشتن شناخت درستی از خودشناسی وپیدا نکردن عالَم در دروس عادی ام علاقه ای برای مرور دروس دبیرستان وادامه ی تحصیل در پیش دانشگاهی و در دانشگاه ندارم ولی از حدود 10 روز پیش باید برای کنکورشروع به مرور دروس سال های قبلم می کردم.آشفته شده ام زیرا از طرفی شما می گویید تا پیدا نکردن عالِم مطالعه ی پراکنده نداشته باشم واز طرف دیگرهنوز نتوانستم خودم را بشناسم چه برسد به عاِلمم ودل هم به درس نمی دهم و کاری ندارم که بکنم واین خیلی آزارم میدهد. سوال: 1 ) لطفا با توجه به زمان کم وحساس من در تصمیم گیری بین حوزه و دانشگاه (در رشته هایی مانند ریاضی یا هر رشته ی مربوط به ریاضی که مفید باشد) مرا راهنمائی بفرمائید.وهمچنین راه پیدا کردن عالَمی در دروس دانشگاهی مثل ریاضی و... رابیان کنید.2)نظر شما در مقایسه ی حوزه ودانشگاه در رشته هایی همچون علوم قرآنی چیست؟5) بین حوزه های خواهران قم و اصفهان کدام را مفید می دانید؟4)در مورد روش خودشناسی که عمده مشکلاتم ناشی از نداشتن شناخت صحیحی از آن است توضیح دهید.5) پس از اتمام مرحله ی خود شناسی باید منتظر باشیم خدا عالِممان را جلوراهمان قرار دهد یا برای شناخت عالِممان تلاش کنیم ؟6) پس از خودشناسی برای شناخت اولیه ی عالِمان معرفی شده همچون امام خمینی و علامه طباطبایی و... باید آثار آنها را مطالعه کنیم و این راه با توجه به زمان بر بودن آیا برای عمر همه افراد کفایت میکند ؟7) با توجه به مفید بودن کتب وجزوات شما و رفع شدن مشکلات و سوالات اساسی با توجه به شرایط من مطالعه آنها را چه زمانی توصیه میکنید؟8)آیا بزرگوارانی چون آیت الله مصباح وبهجت برای ورود به عالم مناسب نیستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: 1- رشته‌ی ریاضی روی‌هم‌رفته رشته‌ی پایه‌ای خوبی است و اساتید اندیشمندی در آن هست، اگر به دنبال آن‌ها باشید،إن‌شاءالله پیدا می‌کنید. 2- برای خواهران رشته‌های علوم قرآنی دانشگاهی احتمال دارد کاربردی‌تر باشد. 3- هر دو خوب است، ولی قم از جهت داشتن اساتید بهتر است. 4- مباحث «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» شروع خوبی است. 5- پس از مطالعه‌ی بحث «برهان صدیقین» و کتاب «معاد» از طریق سی‌دی، می‌توانید با رجوع به تفسیر المیزان کار را شروع کنید. 6- عمده‌ ورود به آثار علمای عالَم داراست، عمر برای همین است که در عالَم آن‌ها به‌سر ببریم. 7- زمان خاصی ندارد، همین‌که احساس می‌کنید می‌توانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، می‌شود شروع کرد. 8- عزیزانی مثل آیت‌الله‌مصباح و آیت‌الله بهجت نور چشم همه‌اند و آثارشان بسیار مفید است، ما در آن جزوه فقط چند نفر را مثال زدیم. موفق باشید
19414
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده سلام علیکم: شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ تفسیر آیات ۵۹ الی ۶۴ سوره نساء. برداشت من از تفسیر آیات فوق این بود که بر جام ضد قرآن است و آقای حسن روحانی در بستر منافقین داخلی و خارجی عاقبت شومی دارد و برخورد مقام معظم رهبری با برجام مطابق قرآن است که این برداشت را اگر درست متوجه شده باشم به اطلاع یکی از مجتهدین رساندم ایشان گفتند اگر استاد طاهرزاده چنین تفسیری کرده اند مقام معظم رهبری مقصرند که به دولت اجازه داده اند برجام انجام پذیرد. لطفا راهنمائی فرمائید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! اگر همه‌ی مستمعین این‌طور که شما برداشت کرده‌اید، برداشت کرده باشند که خاک بر سر من است!! اتفاقاً آیات مذکور خبر از آن می‌دهد که امثال آقایانی که در عین باورِ ایمانی جهتِ داوری به طاغوت رجوع می‌کنند. لذا قرآن می‌فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً» (60/ نساء) آیا ندیدی کسانی‌که در باورِ خود به آن‌چه تو نازل کرده‌ای و آن‌چه در قبل آمده، ایمان دارند و این‌که در داوری به سوی طاغوت نظر می‌کنند. در حالی‌که به آن‌ها امر شده است به طاغوت کافر باشند و این شیطان است که آن‌ها را گمراه می‌کند، آن‌هم گمراهیِ بسیار شدیدی. بنابراین این‌طور نیست که بخواهند با اسلام مقابله کنند بلکه گرفتار یک‌نوع اغفال از طرف شیطان شده‌اند تا آن اندازه که شیطان بخواهد آن‌ها را به تعبیر علامه طباطبایی از صراط مستقیم به‌کلّی بیرون کند. و خداوند در ادامه می‌فرماید: «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61) چون به آن‌ها گفته شود که به سوی آن‌چه خداوند نازل کرده است و به سوی رسول خدا بیایید، در این صحنه می‌بینید منافقان، فعالانه وارد می‌شوند تا آن‌ها را ای رسول خدا از تبعیت نسبت به تو منحرف کنند. ملاحظه می‌کنید که قرآن نمی‌گوید آن‌ها منافقند، بلکه می‌گوید جریان نفاق سعی دارد آن‌ها را از رجوع به رهبریِ نظام منصرف نماید. قرآن در ادامه می‌فرماید: «فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفيقاً» (62) اینان چگونه خواهند بود وقتی با قرارگرفتن در چنین مسیری با مشکلات روبه‌رو می‌شوند به جهت اعمالی که خود انجام داده‌اند و ای پیامبر به سوی تو خواهند آمد و به خداوند سوگند می‌خورند که ما جز نیکی و رفع مشکلات، قصد دیگری نداشتیم. عنایت دارید که به جهت خطای محاسبه، با مشکل روبه‌رو می‌شود و به سوی رهبری نظام برمی‌گردند. در حالی‌که اذعان نمی‌کنند اشتباه کردیم، ولی خداوند در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في‏ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً» (63) آن‌ها کسانی‌اند که خداوند می‌داند چه در درون‌شان می‌گذرد. پس ای پیامبر از آن‌ها فاصله بگیر و آن‌ها را نصیحت کن و در ارتباط درونی و تنگاتنگی که با آن‌ها داری، سخنانِ رسا و نافذی را با آن‌ها در میان بگذار. ملاحظه می‌کنید که در این آیه از طرفی به رهبری نظام متذکر می‌شود که خط خود را از آن‌ها جدا کن تا اشتباهِ محاسباتی آن‌ها به پای تو نوشته نشود، ولی از نصیحت به آن‌ها خودداری ننما، زیرا زمینه‌ی اصلاح و امید به برگشت در آن‌ها هست. و از این مهم‌تر این‌که به تعبیر علامه‌ی طباطبایی در تنهایی و خلوتی که رهبری نظام با آن‌ها دارد می‌فرماید با کلماتی رسا و نافذ، آن‌ها را متذکر اشتباهات‌شان بگردان.

و سپس برای این‌که گمان نشود راهی جز اطاعت رسول خدا جهت رسیدن به اهداف حقیقی وجود ندارد، می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» (64) ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آن‌که به اذن الهی باید بدون هیچ چون و چرایی اطاعت شود و ای پیامبر! اگر آن‌هایی که از این مسیر فاصله گرفتند و به خود ظلم کردند از خدا طلب استغفار و آمرزش بخواهند و رسول خدا نیز برای آن‌ها آمرزش طلب کند، حتماً آنان خداوند را توّاب و رحیم می‌یابند. در این آیه در عین آن‌که متذکر می‌شود باید در اطاعتِ رهبریِ نظام که به تعبیر حضرت رضا«علیه‌السلام» مؤیّد به مدد الهی است؛ هیچ‌گونه سستی ننمایند، آن‌ها را به جهت خطای در محاسبه به‌کلّی طرد نمی‌کند و راهِ بازگشت را در مقابلشان می‌گشاید که اگر اولاً: به سوی رهبری نظام برگردند و در این فضا از خداوند طلب استغفار کنند و رهبری نظام نیز نسبت به آن‌ها ترحم نماید و از خدا برایشان طلب مغفرت نماید، آن‌ها برگشتِ خدا به خود را می‌یابند.

آیات مذکور نشان می‌دهد که جریان مذکور که گمان و باور دارند در مسیر دینداری قدم می‌زنند، ولی امیدشان به داوریِ طاغوت است، به‌کلّی از گردونه‌ی نظامی که مکتب وَحی به‌وجود آورده، بیرون نیستند هرچند که جریان نفاق و وسوسه‌های شیطانی در آن جریان فعّال است. لذا باید در مسیر رهنمودهای رهبری نظام طوری عمل کنیم تا با دست خود آن‌ها را از گردونه‌ی نظام بیرون نیندازیم، بلکه به همان طریقی که رهبریِ نظام الهی عمل می‌کنند امید برگشت آن‌ها را داشته باشیم. و از آن عجیب‌تر که ملاحظه می‌کنید در دو آیه می‌فرماید: «جاؤُكَ». یعنی اینان بالاخره چاره‌ای ندارند که به رهبری نظام برگردند. و این است که قبلاً در جواب کاربران محترم عرض شد؛ آینده، عظمت و قدرت رهبری چندین و چند برابر خواهد بود. موفق باشید  

17870
متن پرسش
با سلام: استاد این دو حدیث از امامان بزرگوار که در یک جا می فرمایند هر کسی که معارف ما را از غیر ما بگیرد راه اشتباه رفته و دوم اینکه می فرمایند هر کس اسرار ما را فاش گوید اشتباه کرده، و برخی این حدیث ها را در خور فلاسفه و عرفا برداشت می کنند، می خواستم نظر تان را بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احادیث نوع اول نظر به مدعیانی دارد که در زمان امامان با تحریک خلفاء در مقابل فرهنگ اهل‌البیت«علیه‌السلام» بساط پهن کرده بودند. ولی فلاسفه‌ای مثل فارابی و عرفایی مثل محی‌الدین تلاش دارند تا سخن ائمه را تبیین کنند. 2- موضوع افشاء راز ائمه بحث دیگری است که جناب استاد حجت‌الاسلام و المسلمین امیر غنوی از اساتید حوزه‌ی علمیه‌ی قم در شرح زندگانی امام کاظم«علیه‌السلام» نکاتی در این مورد فرموده‌اند. موفق باشید

17427
متن پرسش
هوالجميل با سلام و عرض ادب: جناب استاد در زمينه سير و سلوك بنده حقير مطابق عقل ناقص خودم اينجور درك مي كنم كه در اين مسير ما بايد ضمن قرار گرفتن در مسير اهل بيت (ع) و رعايت دستوراتشان در دوران معاصر نيز بايد امثال آقاي قاضي، هاشم حداد، آيت اله طهراني، علامه طباطبايي، آيت الله بهجت، حضرت امام خميني، آيت الله جوادي آملي و كساني كه در اين مسير هستند را از نظر تعاليم و الگو مدنظر داشته باشيم. چون عرفان و سير و سلوك اين بزرگوارند مبتني بر عرفان اصيل اسلامي است و شكستن نفس و دوري از خود و منيت اصل اساسي در سير و سلوك اين علما بوده است. اما سوال اينجاست كه در دورانهاي معاصر ما افرادي مثل شيخ رجبعلي خياط، حاج آقا دولابي و جعفر مجتهدي را هم داشته ايم كه اتفاقا جوانها به اين بزرگواران هم اقبال زياد نشان داده اند از بعضي گفتارها در مورد اين عزيزان به اين نتيجه رسيده ام كه بعضا عده اي مي گويند امثال اين بزرگواران در مسير تقويت نفس قدم برداشته اند نه در مسير شكستن و مبارزه با نفس از طرفي بعضي از مطالب اين عزيزان را كه مطالعه مي كنم مي بينم چنان هم اينجئور نبوده. در آخر به نظرم مي رسد صحبتي كه مي شود در مورد اين بزرگوران يا افراد مشابه كرد اين است كه اين افراد در مسير سير و سلوك با رسيدن به كشفيات و مكاشفات كه بواسطه مجاهدت و رياضت ها و توسل ها بدست آورده بودند متوقف شدند و نبايد در مسير سير و سلوك، سيره اين عزيزان براي جوانها مدنظر باشد. همچنين مي خواستم بدانم اگه نظر به تقويت نفس بوده كه بعضي از كارها را اين عزيزان انجام مي داده اند يعني اذن خدايي در كار نبوده و يعني چي؟ چون اينها آدم هاي با خدايي هم بوده اند. اين سوال از آنجايي مهم است كه بنده مشاهده مي كنم در سير و سلوك و عرفان جوانها به اين روش دوم افراد آن بيشتر نظر دارند. ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به نتیجه‌ی خوبی رسیده‌اید که بدون اهانت به کسانی‌که بیشتر در کرامت‌ها متوقف‌اند؛ به توحید و سلوک توحیدی نظر کنیم. بالاخره این افراد هم اگر در تقویت قدرت نفس کوشیده باشند، از مسیر آموزه‌های اسلامی و ارادت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» خارج نشدند و از دستورات آن‌ها استفاده کرده‌اند. البته راهِ توحید، راهِ دیگری است. موفق باشید 

13917
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: مشورت یه عمر زندگی و تجربه حضرت عالی رو می خواستم ازتون: 1. ترم آخر کارشناسی (فقه و حقوق) هستم 22 ساله با توجه به دغدغه اسلام شناسی و فعالیت در زمینه تمدن سازی (مثل حضرت عالی) می خواستم ببینم تا چه حد نیازه ورود به حوزه پیدا بکنم و تا چه مقدار مطالعه بکنم؟ (مثلا مقداری ادبیات و منطق و فقه و اصول و شروع کردن فلسفه و کلام به صورت تخصصی) _ فقط قصد ازدواج هم درحال فعلی دارم خانواده هم کمکی می کنند در جهت مسکن و...؟_ 2. ذی طلبگی رو میشه توضیح دهید با زبان شیرین عرفان نظری تون؟ ما که از هر بزرگی پرسیدیم نفهمیدیم! 3. صاحب نظر شدن یعنی چه؟ و حضرت عالی خودتون رو صاحب نظر در علوم دینی نمی دانید؟ 4. چرا توصیه به سبک درس خواندن مثل خودتان نمی کنید؟ (توی صوت ها هم اشاره کردید) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره آن‌چه که عرض می‌کنم را با توجه به احساسی که نسبت به ورود به درس خارج دارم، احساس می‌کنم و نیز نسبت به خلأهایی که نباید داشته باشم و دارم. لذا اگر بتوانید با همین رویکرد که نسبت به تمدن‌سازی اسلامی دارید، مجهز به علوم حوزوی به شکل رسمی آن بشوید، بهتر است وگرنه به همین روشی که فعلاً جلو می‌روید، خوب است. در جزوه‌ی «عالَم طلبگی» وظایفی نسبت به ذی طلبگی شده است 3- یک مجتهد بعد از مدتی خودش متوجه می‌شود می‌تواند یک موضوع فقهی را در همه‌ی جوانب ممکن بنگرد و از این جهت او در فقه، صاحب‌نظر می‌شود. در کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر نیز موضوع از همین قرار است. موفق باشید

13767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت، به استاد بزرگوار، استاد طاهرزاده: بنده حدود هفت سال هست مشغول تحصیل در حوزه هستم، دو سال بخاطر داشتن فرزند نتونستم سر کلاس برم، و الان که فرزندم کلاس اول دبستان هست، بعد از هفت سال تحصیل دست و پا شکسته دو سال دیگه از تحصیلم مونده، برایم دو سوال پیش اومده که بین دو راهی موندم و ازتون میخوام راهنماییم کنید. اول اینکه خیلی تلاش می کنم تحصیلم رو ادامه بدم. برای دومین بار هست امتحان بازپذیری میدم که ادامه بدم، اما هر بار با مشکلات عدیده ای مواجه میشم، یا مشکلات خود دروس، یا خانواده همسر و... اما هر بار عزم کردم حتما حداقل سطح دو رو به پایان برسونم و الان در فکرم این موضوع هست که امکان داره آقا نخوان من درس رو تموم کنم. شاید صاحب الزمان راضی نباشن از سهم ایشون بنده گناهکار بجایی برسم برای همین مشکلات زیاد میشه. دوم سوالم اینه در صورتیکه درسم تمام بشه، چه وظیفه ای دارم؟ بنده خیلی دوست دارم ادامه تحصیل بدم یا حوزه یا دانشگاه، اما میخوام از لحظات زندگیم کمال استفاده رو بکنم، از طرف دیگه افزایش جمعیت یکی از مسئولیت هایی است که به عهده ما خانمها گذاشته شده، و اگر بخوام به این مسئولیت برسم، علایقم اون طور که دوست دارم نمیتونم ادامه بدم. همونطورکه میدونید تربیت فرزند اونهم طوریکه مورد رضای خداوند قرار بگیره خیلی سخته. تحصیل علم هم مشکل هست. حال میخوام لطف کنید و راهنماییم کنید. سوم اینکه خیلی خیلی درنماز صبح کاهلم. راههای زیادی هم رفتم اما نفسم اجازه نمیده نماز صبح بخونم یا شیطان. همیشه شش و نیم تا هفت بیدارم اما نماز صبح.... یک معظل بزرگی در زندگیم شده. کمکم کنید. باعث شده به بقیه عباداتم هم امیدوار نباشم چون میدونم نماز صبح از چه جایگاهی برخورداره. حتی به همسرم گفتم شده آب بریزند روی صورتم بریزند اما بیدارم کنند. ایشون چند روز این کار رو کردند و دیگه کمکی نکردند. التماس دعای فرج و شهادت برای حقیر ان شاءالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید به عنوان مادر خانه با تعمق در معارف الهی و تفسیر قرآن و تدبّر در روایات، کار را جلو ببرید و با آرامش خاطر به امور همسرداری بپردازید. با تعمق در روایات مثل «اصول کافی» و «تحف‌العقول» مشکل سوم هم إن‌شاءاللّه حل می‌شود. عرایضی در شرح روایت «یابن‌الجندب» شده است، می‌توانید با صوت آن، آن روایت را دنبال کنید. موفق باشید

13560

چشم زخمبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به آیات قرآن آیا چشم زخم حقیقت دارد؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی در این مورد شده است. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

12723
متن پرسش
با سلام و احترام: سوالی درباره عبارت تحسس داشتم. از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «اِیّاکُمْ وَ الظَّنَّ فَاِنَّ الظَّنَّ اَکْذَبُ الْحَدِیْثِ وَ لا تَحَسَّسُوا وَ لاتَجَسَّسُوا آیت الله مکارم در تفسیر خود می فرمایند اگر مي بينيم كه در حديث از هر دو نهى شده ممكن است اشاره به اين باشد كه جستجو در كار مردم نكنيد نه در كار خيرشان و نه در كار شرشان . در قرآن داریم یا بُنَىَّ اِذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ اَخِیْهِ وَ لا تَیْئَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ همانطور که مشاهده می شود در حدیث از تحسس نهی شده است و در قرآن به تحسس امر شده است 1. تعریف تحسس چیست و بالاخره تحسس مذموم است یا ممدوح؟ 2. این که ما در سیره خود به خوبی های مومنین نظر می کنیم و یا در بحث اخلاق دینی داریم که مومن نظر به انوار مومن دیگر می کند و به اصطلاح المومن مرات المومن ربطی به تحسس مذموم ندارد درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مشخص است روایت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در رابطه با عدم پیگیری عیوب شخصی افراد است و پیگیری آن عیوب با حدس‌ها و گمان‌های خود. و معنای تحسس در این‌جا به معنای پیگیری است در عیوب فردی. ولی معنای تجسس در سخن حضرت یعقوب«علیه‌السلام» پیگیری برای یافتن خبری از حضرت یوسف«علیه‌السلام» است. این پیگیری کجا و آن پیگیری کجا؟! آری نظرکردن به نور مؤمن ربطی به پیگیری عیوب شخصی ندارد. موفق باشید

12266
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید راهکار دینی برای ترک خودارضایی در کسانی که دچار اعتیاد به این موضوع شده‌اند چیست؟ در یکی از کارگاه‌های علمی مشاوره که به مشکلات نوجوانان و جوانان می‌پرداخت، هدف در ترک خودارضایی، به حد نرمال رساندن این مسئله است و حد نرمال از نظر ایشان، یکی دو بار در ماه است. نظر اوريال این است که وقتی احساس گناه در این باره بالا می رود، اضطراب زیاد می شود و فرد برای رهایی از تنش، دوباره دست به این عمل می زند و این چرخه ادامه می‌یابد. او با اینکه مبنایی علمی برای مباحث دینی قائل است و کسی را مثلاً به خودارضایی تشویق نمی کند، ولی دین را به دلیل تغییر زمانه و تغییر سن ازدواج و... در این زمینه کمک کننده نمی داند و نیاز به اجتهادی مجدد از سوی علما احساس می‌کند! مثال‌هایی مثل مجوز خوردن گوشت مردار در شرایط اضطرار از جمله توجیهات ایشان است. در این موارد و در پاسخ به این نظرات علمی چه باید گفت؟ وظیفۀ ما در قبال شنیدن این جور نظرات چیست؟ آیا باید همان جا موضع‌گیری کنیم یا کار دیگری؟ و حتی در بحث مسائل و مشکلات جنسی کودکان و نوجوانان، هر از گاهی از سوی همکلاسان یا استاد، بی‌غرض یا باغرض، مثال هایی از مشکلات مربوط به خانواده های مذهبی و انحرافات آنان یا فرزندانشان آورده می شود که آزاردهنده است دین را با متدینین و چادر و ریش و مسجد تفسیر می کنند و... ممنون از راهنمایی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت امر آن است که در این مورد هرکس نمی‌تواند از خود نظر بدهد زیرا مسئله‌ی حرام‌بودن و یا حرام‌نبودن چیزی از طریق تفقه فقها معلوم می‌شود و در خودِ فقه با توجه به حیطه‌ای که آیات و روایات دارند مشخص می‌شود که موضوعی تاریخی و مربوط به شرایط خاص است و یا در ذات آن موضوع حرمت نهفته است. لذا باید بدون آن‌که از برخورد حکیمانه عدول کنیم به طرف مقابل گفت اجازه بدهید در چنین مواردی که می‌خواهیم حرام‌بودن چیزی را بشناسیم، از خود نظر ندهیم. موفق باشید

11283
متن پرسش
سلام علیکم: کتاب «فرزندم این چنین باید بود» بسیار کتاب تاثیر گذاری است. در این راستا وظیفه می دانم تا شما از تشکر کنم. در جایی از این کتاب مطرح کردید که گاهی خداوند یک مسیری را برای ما ترسیم نموده، اما ما خیلی از وقت ها عکس آن می پیماییم. 1- حال می خواهم بدانم که چگونه باید فهمید آن مسیر مد نظر خداوند چگونه مسیری است؟ 2- و اینکه چقدر ما در آن مسیر قرار داریم؟ 3- و سوال آخر اینکه چطور مطالعه داشته باشیم که خسته کننده نباشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- وقتی ما به مقدرات الهی راضی باشیم و در همان مسیر خود را رشد دهیم، در مسیری قرار گرفته‌ایم که خداوند خواسته 3- در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
10646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اگر بشه برای سوالات و جوابها تاریخ بگذاریدگاهی اوقات خیلی بدرد میخوره .مثلا تاریخ روزی که جواب میدهید. که وقتی رجوع به سوالات گذشته میکنیم محدوده زمانیِ سوال و جواب مخصوصا در مسائل سیاسی مشخص باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت بررسی فرمایید. موفق باشید
6701
متن پرسش
آیا شما کتاب یا جزوه ای می شناسید که در رابطه با نسبت تعقل و تعبد توضیحاتی مفید و کاربردی داده باشد ؟؟ نه به صورت انتزاعی و نظری و خشک، بلکه به صورت کاربردی و با مثال. چون برای بنده مسئله شده است یعنی با مسائلی مواجه شده ام که به طور کلی ریشه ی آن را در نسبت تعقل و تعبد یافته ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان نظری همین کار را به عهده گرفته و محی الدین عربی بر همین اساس فصوص الحکم را تنظیم کرده به خصوص اگر در کنار فصوص نظری به منازل السائرین خواجه عبداللَه انصاری داشته باشید و در همین رابطه عبدالرّزاق کاشانی به عنوان عارفی که در مکتب محی‌الدین عرفان نظری را خوب درک کرده آمد و منازل السائرین را شرح کرد و دروس جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای سید یداللّه یزدان‌پناه در این رابطه به‌خوبی کمک می‌کند. موفق باشید
6210
متن پرسش
بسمه تعالی سلام. گاهی وقتها برخی حرفهای ساده و روان حضرت امام ره همه دانسته های انسان را بهم میریزد و ما شک میکنیم کجا را اشتباه رفته ایم که نمیفهمیم مثلا درمورد همین مطلبی که فرمودند ما مفتخریم زنان مانند مردان در عرصه های مختلف فعالیت دارند -قریب به این مضمون- درصورتیکه خود جنابعالی بارها همانندی مردان وژنان را انتقاد مبسوط فرموده اید یا اینکه عزاداری باید بشکل سنتی باشد و روی همین اساس گاهی اصلا با افراد مومن نمیشود گفت مثلا کمی هم پای معارف بنشینید یا اینقدر ظهر عاشورا حمله به غذای مسجد نکنید یا مانند اینها واقعا در این دو مورد خاص نظر شما چیست مخصوصا موضوع اول.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید در مورد سخنان انسا‌های حکیم خاستگاه و فضای سخنشان را داشته‌باشیم. در هر دو مورد که مثال می‌زنید باید مبنای اندیشه‌ی حضرت امام مدّ نظر قرارگیرد که چگونه هم زنان ،روح مادری و همسر داری خود را حفظ کنند و هم شخصیت اجتماعی آنان به حاشیه نرود و یا در تأکید بر عزاداری سنتی نظر به روحی در عزاداری دارند که در کنار تحلیل آن نهضت بزرگ روشنفکر بازی در نیاوریم و اشک و مصیبت خوانی را فراموش کنیم. موفق باشید.
4126

واسطه فیضبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. چرا موجودات نمی توانند بدون واسطه، فیوضات را دریافت کنند؟لزوم منطقی واسطه فیض چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شدت مرتبه‌ی عالیه‌ی وجود اقتضاء می‌کند که تنها از آن مرتبه چیزی صادر شود که همسنخ آن مرتبه باشد و سایر موجودات با واسطه‌ی مراتب عالی‌تر وجودشان ایجاد شوند. این موضوع را در بحث برهان صدیقین می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
3050
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام استاد عزیز. . .انشاالله موفق باشید. . .استاد نظرتون و یا بهتر بگم تحلیلتون از جریان پایداری که در مجلس شکل گرفته چیه؟. . . با توجه به این جریاناتی که مشاهده میکنیم در مجلس بوجود میاد و این عده تلاش خوبی برای روشنگری میکنند. . .از جمله در بحث سوال از رئیس جمهور،همین بحث اصلاح قانون انتخابات و مباحث دیگه که اشاره به کوتاهی هایی در مجلس میشه و توسط اینا روشنگری میشه. . . به نظرتون این جریان،جریانی ولایی و نزدیک به نظرات حضرت آقا بیشتر نیست؟این جریان چه مشکلاتی داره؟. . . فکر میکنم مصداق صحبتای آقا در اون دیدار با مجلسیان که فرمودن البته عده ای هم خوب کار میکنن،تقریبا همین عده هستند. . . چون ما که خیری از مجلس و عملکردش ندیدیم. . .مخصوصا بحث اقتصاد مقاومتی که هیچ کاری نکردن. . . اینو منتشر نکنید،فکر میکنم مجلس زیر سر هاشمی هست. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده هم رویهم‌رفته با نظر جنابعالی موافقم ولی همچنان که در جزوه‌ی «احمدی‌نژاد اولین خاک‌ریز» عرض کردم جبهه‌ی پایداری باید در کنار آقای احمدی‌نژاد این تشکل را شکل می‌داد تا ما امروز در بین اصول‌گرایان جبهه‌ی دیگری غیر از دو جبهه‌ی مشهور نداشته باشیم و ناظر فرسایش جبهه‌های مقید به ولایت رهبری نباشیم. موفق باشید
1864
متن پرسش
باسلام وعرض ادب در خدمت استاد گرامی در کتاب شما (آشتی با خدا) در جواب سوال این که چرا خدا ما را خلق کرد؟ فرمودید که خدا فیاض مطلق است پس باید همواره خلق کند. سوال بنده این است که آیا وقتی خداوند می داند که انسان ولو با اختیار خود به جهنم می روند آیا باز هم باید خلق کند؟ وقتی می داند که انسان بعد از خلقت می گوید که من نمی خواستم باز هم باید خدا او را باید خلق کند؟ چرا خدا بندگان را خلق کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در همان کتاب روشن شد فلسفه‌ی خلقت، فیاض‌بودن خداوند است تا از هر موجودی که استعداد موجودشدن دارد فیض خود را دریغ نکند. آری خداوند می‌داند صدام وقتی به دنیا بیاید با سوء اختیار خود دست به اعمالی می‌زند که جهنمی می‌شود حال باید صدام را خلق کند تا صدام آنچه می‌خواهد بشود، بشود و مطابق عملی که انجام می‌دهد استحقاق رفتن به جهنم را پیدا کند، آیا می‌شود صدام را قبل از آن‌که اعمالی مطابق انسان جهنمی انجام دهد، به جهنم برد؟ علم خدا علم به فعلی است که بنده انجام می‌دهد، منتها قبل از آن‌که آن فعل انجام گیرد او می‌داند ولی نمی‌شود که قبل از انجام فعل، طرف را به جرم فعل انجام نداده عذاب کرد. موفق باشید
19823
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: همچنان که مستحضر هستید، ارتباطات کلامیِ نامحرم با نامحرم به ویژه در فضای کاری و فضای فامیلی راحت گشته!! نکته قابل تامل آن است که یک طرف این ارتباطات گاها خواهران متدینه و برادران متدین هستند و نیز برادران و خواهران معمولی که تقیدی به دین ندارند! و انصافا بنده وقتی به این روابط و به این افراد توجه می کنم، هیچ سوء نیت و ذهنیت ناشایستی از هر دو قشر برداشت نمی کنم و اکثراً به دلایل خاص و حُسن قصد دیگه ای این طور راحت هم کلام می شوند و اغلب هم ملاحظه کردیم به هیچ اتفاق و امر مذموم و نابهنجاری هم کشیده نشده است. نظر مبارکتان را از این پدیده که در متن فوق تا اندازه ی توصیف شد را بفرمایید؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط غیر معمول با نامحرم از هر نوعی که باشد، بدون این‌که انسان‌ها در ابتدای امر متوجه باشند قوه‌ی واهمه را بر قلب و عقل انسان غالب می‌کند، و از یک طرف صفای باطن او را که می‌توانست با معنویت مأنوس باشد، از بین می‌برد و از طرف دیگر او را گرفتار بدترین انتخاب‌ها در زندگی می‌نماید. موفق باشید

17269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد و وقتتون بخیر، خسته نباشید: استاد نمیدونم چرا اینقدر لغزشم زیاد شده نسبت به سابق، قبلا مراقبه و محاسبه لحظه به لحظه داشتم حتی دوس نداشتم بخوابم و فقط با خدا حرف بزنم اما الان حضور قلبم در طول روز خیلی کم شده و لغزشم زیاد، قبلا هرکی هرچی می گفت عکس العملی نشون نمی دادم و ناراحت نمی شدم اما الان زود ناراحت میشم بعدشم عزا گرفتن که چرا این کارو کردم چرا ناراحت شدم. سعی می کنم عصبانی نشم اما از برخورد بقیه ناراحت میشم و میگم، درصورتی که اینجوری نبودم، الان برای بقیه جوری جا افتاده که انتظار دارن حتی اگه به منم بی احترامی کردن من نه حق ناراحتی دارم و نه عکس العمل و حتی باید از بقیه هم عذرخواهی هم بکنم چون اینجوری براشون عادت شده، حالا امروز که بهم توهین شد و ناراحت شدم هم خانواده انتظار نداشتن بنده ناراحت بشم و هم خودم عذاب وجدان شدید گرفتم و فکر می کنم گناهکارترین آدم عالمم و خدا خودش نمی خواهد دیگه بهش نزدیک شم، میگم اگه می خواست کمکم می کرد که گناه نکنم، من که دعا کردم، توسل کردم، گفتم من از پس نفسم برنمیام کمکم کن خدا، کمک کن امام زمان، اما نمیدونم چرا هی داره وضعم بدتر میشه دارم نامید میشم از آدم شدن. پس کی میاد روزی که هیچ گناهی نباشه و آدم شم. احساس ناتوانی می کنم. نفسم انگار زورش ببشتر از منه و داره کارشو میکنه و منم ضعیف تر از قبل. یاد حدیث عنوان بصری می افتم و بیشتر شرمنده میشم و خجالت می کشم که بخوام حتی با خدا حرف بزنم و استغفار کنم. استاد لطفا راهنمایی کنین بنده رو. مرگ شیرین تر از زندگی کردن با غفلت و گناهه. استاد خواهش می کنم بنده رو راهنمایی کنین چه جوری مقابل خودم وایسم و بجنگم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با رشد مبانی معرفتی، جلوی سوء اخلاق را گرفت. خوب است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته» و «برهان صدیقین» کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را دنبال فرمایید. البته با شرح صوتی هر سه کتاب مذکور. موفق باشید

نمایش چاپی