باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! اگر همهی مستمعین اینطور که شما برداشت کردهاید، برداشت کرده باشند که خاک بر سر من است!! اتفاقاً آیات مذکور خبر از آن میدهد که امثال آقایانی که در عین باورِ ایمانی جهتِ داوری به طاغوت رجوع میکنند. لذا قرآن میفرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً» (60/ نساء) آیا ندیدی کسانیکه در باورِ خود به آنچه تو نازل کردهای و آنچه در قبل آمده، ایمان دارند و اینکه در داوری به سوی طاغوت نظر میکنند. در حالیکه به آنها امر شده است به طاغوت کافر باشند و این شیطان است که آنها را گمراه میکند، آنهم گمراهیِ بسیار شدیدی. بنابراین اینطور نیست که بخواهند با اسلام مقابله کنند بلکه گرفتار یکنوع اغفال از طرف شیطان شدهاند تا آن اندازه که شیطان بخواهد آنها را به تعبیر علامه طباطبایی از صراط مستقیم بهکلّی بیرون کند. و خداوند در ادامه میفرماید: «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61) چون به آنها گفته شود که به سوی آنچه خداوند نازل کرده است و به سوی رسول خدا بیایید، در این صحنه میبینید منافقان، فعالانه وارد میشوند تا آنها را ای رسول خدا از تبعیت نسبت به تو منحرف کنند. ملاحظه میکنید که قرآن نمیگوید آنها منافقند، بلکه میگوید جریان نفاق سعی دارد آنها را از رجوع به رهبریِ نظام منصرف نماید. قرآن در ادامه میفرماید: «فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفيقاً» (62) اینان چگونه خواهند بود وقتی با قرارگرفتن در چنین مسیری با مشکلات روبهرو میشوند به جهت اعمالی که خود انجام دادهاند و ای پیامبر به سوی تو خواهند آمد و به خداوند سوگند میخورند که ما جز نیکی و رفع مشکلات، قصد دیگری نداشتیم. عنایت دارید که به جهت خطای محاسبه، با مشکل روبهرو میشود و به سوی رهبری نظام برمیگردند. در حالیکه اذعان نمیکنند اشتباه کردیم، ولی خداوند در آیهی بعد میفرماید: «أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً» (63) آنها کسانیاند که خداوند میداند چه در درونشان میگذرد. پس ای پیامبر از آنها فاصله بگیر و آنها را نصیحت کن و در ارتباط درونی و تنگاتنگی که با آنها داری، سخنانِ رسا و نافذی را با آنها در میان بگذار. ملاحظه میکنید که در این آیه از طرفی به رهبری نظام متذکر میشود که خط خود را از آنها جدا کن تا اشتباهِ محاسباتی آنها به پای تو نوشته نشود، ولی از نصیحت به آنها خودداری ننما، زیرا زمینهی اصلاح و امید به برگشت در آنها هست. و از این مهمتر اینکه به تعبیر علامهی طباطبایی در تنهایی و خلوتی که رهبری نظام با آنها دارد میفرماید با کلماتی رسا و نافذ، آنها را متذکر اشتباهاتشان بگردان.
و سپس برای اینکه گمان نشود راهی جز اطاعت رسول خدا جهت رسیدن به اهداف حقیقی وجود ندارد، میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» (64) ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آنکه به اذن الهی باید بدون هیچ چون و چرایی اطاعت شود و ای پیامبر! اگر آنهایی که از این مسیر فاصله گرفتند و به خود ظلم کردند از خدا طلب استغفار و آمرزش بخواهند و رسول خدا نیز برای آنها آمرزش طلب کند، حتماً آنان خداوند را توّاب و رحیم مییابند. در این آیه در عین آنکه متذکر میشود باید در اطاعتِ رهبریِ نظام که به تعبیر حضرت رضا«علیهالسلام» مؤیّد به مدد الهی است؛ هیچگونه سستی ننمایند، آنها را به جهت خطای در محاسبه بهکلّی طرد نمیکند و راهِ بازگشت را در مقابلشان میگشاید که اگر اولاً: به سوی رهبری نظام برگردند و در این فضا از خداوند طلب استغفار کنند و رهبری نظام نیز نسبت به آنها ترحم نماید و از خدا برایشان طلب مغفرت نماید، آنها برگشتِ خدا به خود را مییابند.
آیات مذکور نشان میدهد که جریان مذکور که گمان و باور دارند در مسیر دینداری قدم میزنند، ولی امیدشان به داوریِ طاغوت است، بهکلّی از گردونهی نظامی که مکتب وَحی بهوجود آورده، بیرون نیستند هرچند که جریان نفاق و وسوسههای شیطانی در آن جریان فعّال است. لذا باید در مسیر رهنمودهای رهبری نظام طوری عمل کنیم تا با دست خود آنها را از گردونهی نظام بیرون نیندازیم، بلکه به همان طریقی که رهبریِ نظام الهی عمل میکنند امید برگشت آنها را داشته باشیم. و از آن عجیبتر که ملاحظه میکنید در دو آیه میفرماید: «جاؤُكَ». یعنی اینان بالاخره چارهای ندارند که به رهبری نظام برگردند. و این است که قبلاً در جواب کاربران محترم عرض شد؛ آینده، عظمت و قدرت رهبری چندین و چند برابر خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احادیث نوع اول نظر به مدعیانی دارد که در زمان امامان با تحریک خلفاء در مقابل فرهنگ اهلالبیت«علیهالسلام» بساط پهن کرده بودند. ولی فلاسفهای مثل فارابی و عرفایی مثل محیالدین تلاش دارند تا سخن ائمه را تبیین کنند. 2- موضوع افشاء راز ائمه بحث دیگری است که جناب استاد حجتالاسلام و المسلمین امیر غنوی از اساتید حوزهی علمیهی قم در شرح زندگانی امام کاظم«علیهالسلام» نکاتی در این مورد فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به نتیجهی خوبی رسیدهاید که بدون اهانت به کسانیکه بیشتر در کرامتها متوقفاند؛ به توحید و سلوک توحیدی نظر کنیم. بالاخره این افراد هم اگر در تقویت قدرت نفس کوشیده باشند، از مسیر آموزههای اسلامی و ارادت به اهلالبیت«علیهمالسلام» خارج نشدند و از دستورات آنها استفاده کردهاند. البته راهِ توحید، راهِ دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره آنچه که عرض میکنم را با توجه به احساسی که نسبت به ورود به درس خارج دارم، احساس میکنم و نیز نسبت به خلأهایی که نباید داشته باشم و دارم. لذا اگر بتوانید با همین رویکرد که نسبت به تمدنسازی اسلامی دارید، مجهز به علوم حوزوی به شکل رسمی آن بشوید، بهتر است وگرنه به همین روشی که فعلاً جلو میروید، خوب است. در جزوهی «عالَم طلبگی» وظایفی نسبت به ذی طلبگی شده است 3- یک مجتهد بعد از مدتی خودش متوجه میشود میتواند یک موضوع فقهی را در همهی جوانب ممکن بنگرد و از این جهت او در فقه، صاحبنظر میشود. در کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر نیز موضوع از همین قرار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید به عنوان مادر خانه با تعمق در معارف الهی و تفسیر قرآن و تدبّر در روایات، کار را جلو ببرید و با آرامش خاطر به امور همسرداری بپردازید. با تعمق در روایات مثل «اصول کافی» و «تحفالعقول» مشکل سوم هم إنشاءاللّه حل میشود. عرایضی در شرح روایت «یابنالجندب» شده است، میتوانید با صوت آن، آن روایت را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی در این مورد شده است. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مشخص است روایت رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» در رابطه با عدم پیگیری عیوب شخصی افراد است و پیگیری آن عیوب با حدسها و گمانهای خود. و معنای تحسس در اینجا به معنای پیگیری است در عیوب فردی. ولی معنای تجسس در سخن حضرت یعقوب«علیهالسلام» پیگیری برای یافتن خبری از حضرت یوسف«علیهالسلام» است. این پیگیری کجا و آن پیگیری کجا؟! آری نظرکردن به نور مؤمن ربطی به پیگیری عیوب شخصی ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت امر آن است که در این مورد هرکس نمیتواند از خود نظر بدهد زیرا مسئلهی حرامبودن و یا حرامنبودن چیزی از طریق تفقه فقها معلوم میشود و در خودِ فقه با توجه به حیطهای که آیات و روایات دارند مشخص میشود که موضوعی تاریخی و مربوط به شرایط خاص است و یا در ذات آن موضوع حرمت نهفته است. لذا باید بدون آنکه از برخورد حکیمانه عدول کنیم به طرف مقابل گفت اجازه بدهید در چنین مواردی که میخواهیم حرامبودن چیزی را بشناسیم، از خود نظر ندهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط غیر معمول با نامحرم از هر نوعی که باشد، بدون اینکه انسانها در ابتدای امر متوجه باشند قوهی واهمه را بر قلب و عقل انسان غالب میکند، و از یک طرف صفای باطن او را که میتوانست با معنویت مأنوس باشد، از بین میبرد و از طرف دیگر او را گرفتار بدترین انتخابها در زندگی مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با رشد مبانی معرفتی، جلوی سوء اخلاق را گرفت. خوب است که بعد از مطالعهی کتاب «ده نکته» و «برهان صدیقین» کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را دنبال فرمایید. البته با شرح صوتی هر سه کتاب مذکور. موفق باشید
