بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10327
متن پرسش
سلام علیکم: این که در آیه 19 سوره آل عمران، خداوند می فرماید: دین نزد من اسلام است و در آیه 85 همین سوره می فرماید: و هر که جز اسلام دینى [دیگر] جوید هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانکاران است، پس با وجود ادیانی که در سراسر جهان وجود دارند، تکلیف پیروانشان در آن دنیا چیست؟ آیا این نوعی تبعیض نیست؟ اسلام که با تبعیض مخالف است. خواهشمند است ساده بیان فرمائید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏» به آن معنا است که «الاسلام هو التسلیم» اسلام، تسلیم‌شدن به حکم خدا است پس هرجا هرکس به حکم خدا تسلیم شد در اسلام وارد شده. موفق باشید
8354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام دراندیشه اسلامی نسبت رقابت وتعاون درسطح سازمان هاو نهاد های دولتی برای حرکت به سمت تمدن اسلامی چگونه است ؟ آیا دراسلام درسطح اجتماعی و جامعه اسلامی وجود رقابت حتی رقابت سالم به اصطلاح علوم رایج صحیح است.؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً در جامعه‌ی اسلامی برای هرچه بهتر خدمت‌رسانی به جامعه در راستای قرب الهی رقابت وجود دارد ولی استیلا مردود است. موفق باشید
8234
متن پرسش
با سلام ببخشید یک سوال برای من پیش امده راستش من می رفتم کلاس فلسفه چند روز پیش هم از شما مشورت گرفتم می خواستم ببینم شما که گفتید نروم می خواستم ببینم در حد جزوه گرفتن هم نگیرم بنویسم منظورم جزوه کسانی است که در جلسه شرکت می کنند و ایا من می خواهم نروم چگونه نروم که بی احترامی نشود اخه یه جورایی موسسش ما بودیم با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عرض بنده آن بود که فلسفه همه‌ی تفکر شما را می‌طلبد و باید ممحض آن بشوید تا آن را درک کنید. در حالی‌که شما به عنوان طلبه در حال حاضر باید ممحض ادبیات عرب باشید و نباید ذهن خود را مشغول چیز دیگری بکنید مگر همان دروس رسمی حوزه. برای دوستان روشن کنید که مشورت کرده‌ام گفته‌اند حالا وقتش نیست. موفق باشید
7625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. اینجانب فارغ التحصیل کاردانی معماری میباشم. از طرفی یک سال هست که نتیجه گرفتم وارد حوزه بشم ولی با مخالفت بسیار شدید پدرم مواجه میشم. پدرم میگه اگه رفتی دیگه هیچ حمایتت نمیکنم و راضی نیستم. از دفتر مرجع سوال کردم گفتند که اذن اولیا در انتخاب رشته شرط نیست ولی از نظر اخلاقی خیلی نگرانم.خیلی تحت فشارم نمدونم با این وجود باز هم وارد حوزه بشم و بعدش کم کم راضیشون کنم یا که قید حوزه رو بزنم و با توجه به علاقه ام به طب سنتی به عنوان معتمد دکتر روازاده عطاری باز کنم و در احیای این علم و خدمت به جامعه بکوشم و در ضمن ان شا الله خالصانه و بسیار جدی مطالب دینی و عرفانی را دنبال کنم تا هم به خودسازی رسیده و هم در جامعه (بسیج- حلقه های صالحین وجمع های مختلف) به ترویج و تبلیغ مشغول شوم؟ با توجه به اینکه به این نتیجه رسیدم که سربازی امام زمان(عج) در خارج از حوزه هم امکان پذیر هست ولی باز به طلبگی علاقه بیشتری دارم. به نظر جنابعالی استخاره کنم یا اینکه اگه پدرم باز هم مخالفت کردند وارد حوزه بشم؟ هدف حقیر چیزی جزء عبودیت و نوکری امام زمان(عج) نیست. با تشکر از نظر استاد محترم که من خیلی مدیونتان هستم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جواب شماره 7489 جواب داده شده موفق باشید
6581
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی چرا درحالی که در دوره آخرالزمان و زمان پس از ظهور تعداد مومنان بیشتر میشود ولی در قرآن عبارت ثله من الاولین و قلیل من الاخرین بکار رفته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مقام مربوط به اولیاء الهی است که تحت عنوان مقربین بدان می‌پردازد که در شریعت اسلام ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» هستند و تأکید می‌فرماید تعداد زیادی از امت اسلام شامل این مقام نمی‌شوند. ولی در مورد اصحاب یمین می‌فرماید که در امت آخرین نیز تعداد کثیری را شامل می‌شود. البته بحث مفصل آن در تفسیر سوره‌ی واقعه عرض شده است. موفق باشید
6156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام در مورد اسلام و جغرافیا و شهر و مدیریت شهری به کدام یک از منابع رجوع کنم ؟ و اینکه در این زمینه کتاب یا فایل صوتی و منبعی استاد دارنند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدن‌‌زایی شیعه» به صورت کلی مطالبی هست ولی به صورت ریز و تخصصی چیزی ندارم. موفق باشید
4985
متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد، قرآن کریم در آیه 184 سوره مبارکه بقره درباره ی روزه ی ماه مبارک رمضان بعد از آنکه عده ای از جمله بیماران و مسافران را از روزه این ماه معاف میکند، میفرماید: «و ان تصوموا خیر لکم ان کنتم تعلمون»، حال سوالم اینجاست که اگر چند روزی در این ماه مبارک مانند لیالی قدر را به مسافرت رفته و در جوار ائمه اطهار علیهم السلام از فیوضات این شبهای عزیز بهره بگیریم بهتر است یا در شهر خود بمانیم و روزه بگیریم و در مساجد شب زنده داری کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ماه رمضان ماه روزه‌داری است، کاری کنیم که روزه‌ی این ماه از ما تلف نشود. موفق باشید
4866
متن پرسش
سلام بعضی وقت ها وقتی می خوام یه کارو که در ظاهر خوبه انجام بدم قلبم شروع میکنه به تند تند زدن و حالت بدی از لحاظ معنوی برام پیش میاد. مثلا بعضی وقتا که میخوام تفسیر المیزان بخونم. یا بعضی وقتا که میخام بعضیارو اصلاح کنم(با بردنشون به مراسمات مذهبی) یا بعضی کارای دیگه این حالت بهم دست میده نمیدونم که این حالت به خاطر اینه که من دارم اینکارا رو به خاطر حب النفس انجام میدم یا این حالت وسوسه شیطونه و من باید این کار رو انجام بدم و محل نزارم؟ چه کار کنم راهنمایی بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سراغ کارهایی نروید که هنوز روح شما آماده‌ برای ارتباط با آن کارها نیست. سعی کنید معارف اسلامی را از طریق معرفت نفس شروع کنید تا ابتدا موضوعات به طور حقیقی برای خودتان روشن شود. موفق باشید
4338
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.استاد با توجه به سوال 4311،درباره ی عبودیت حضرت زهرا،چگونه می شود افق بالاتری از آنچه ایشان داشتند را تصور کرد در حالی که ایشان در اوج عبودیت بودند و ام ابیها؟آیا عبودیت محض به این معنی نیست که کوچکترین حرکت که خدا و پیغمبرش با آن مخالفند را انجام نمی دند؟/آیا می شود ماجرای نسب پرده را با ماجرای پیامبرانی که ترک اولی می کردند مقایسه کرد و آن را هم ترک اولی حساب کرد(البته با حجت الله علی الحجج بودن ایشان جور نمی شود)؟ ممنونم ازتون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفا در تفاوت ملائکه با انسان کامل بحث مقام جمعی انسان کامل را دارند که از یک طرف در مقام صادره‌ی اول هستند و واسطه‌ی فیض می‌باشند و از طرف دیگر دارای بدن عنصری اند و به دنبال مایحتاج بدن عنصری خود می باشند و در این راستا مشغول امورات این عالم اند و شتر گمشده‌ی رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را که حضرت فرمودند شترم گمشده‌ آن را پیدا کنید، بدین لحاظ تحلیل می‌کنند ولی آن وقت که حضرت مورد تمسخر منافقان قرار گرفتند که این آقا ادعای هدایت بشر را دارد ولی نمی‌داند شترش کجاست و رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نظر فرمودند و خبر دادند افسار شتر در فلان دره به بوته‌ی خاری گیر کرده بروید آن را آزاد کنید، این نگاه دوم را به وجه فوق بدن عنصری و مقام نوری حضرت منسوب می‌کنند. در مورد حضرت صادق«علیه‌السلام» نیز همین‌طور است که یک‌جا می‌فرمایند کنیزم در یکی از اطاق‌ها پنهان شده و نمی‌دانم در کدام اطاق است و یک‌جا هم می‌فرمایند: « عِلْمُ الْکِتَابِ کُلُّهُ وَ اللَّهِ عِنْدَنَا » با توجه به چنین مقامی که به مقام جمعی کمالی انسان کامل مشهور است شاید بتوان گفت: موضوع پرده‌ی گل‌دار خانه‌ی زهرا«سلام‌الله‌علیها» نظر به وجه عنصری آن حضرت است که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ـ همان رسول خدایی که با تذکر به روزه می‌خواهد وجه غیر عنصر بر وجه عنصری ما غلبه کند- می‌خواهند در این حالت هم وجه غیر عنصری حضرت حضور داشته باشد. چون حقیقتش برای بنده با توجه به مقامی که از بزرگان می‌شناسم، سخت است که ترک اولی را به آن‌ها نسبت دهم. موفق باشید
3552
متن پرسش
سلام آقای طاهر زاده.سوالی داشتم.اینکه وقتی به حقیقت حیات،علم،آگاهی،بودن، فکر می کنیم راه به هیچ جایی نمی بریم و نمی توانیم بگوییم حیات و زندگی و تجربه آگاهانه چیست و فهم عاجز می ماند،آیا این ها همان ذات خداوند هستند؟وقتی فکر می کنم میبینم نمیشود ذات و حقیقت چیزی را فهمید.نمیدانم منظورم را متوجه شدید؟حقیقت و ذات هر چیزی خداوند است؟اینجوری که اصلا نمیشود هیچی را فهمید.آدم در جیرت می افتد وقتی مثلا به نفس حیات و بودن فکر می کند.هیچوقت نمی شود اینها را توضیح داد.حیات و اگاهی همان خداوند است؟آن چیز که نمیشود فهمیدش آن چیزی که به هر چیزی فکر میکنی در آن حضور دارد همان خداوند است؟من واقعا درمانده شده ام.به هر چیزی فکر میکنم حالم متغیر می شود،آقای طاهر زاده بابا! هیچ چیز را نمیشود فهمید.من چه کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خداوند اسماء و انواری دارد مثل حیات و علم و همین‌طور که می‌فرمایید حضرت حق و اسماء او تعریف‌بردار نیستند ولی اولاً: از طریق مظاهر آن‌ها می‌توان متوجه آن‌ها شد ثانیاً: می‌توان علم و حیات و امثال این اسماء را احساس کرد ولی نمی‌توان در ذهن آورد. پیشنهاد می‌کنم مباحث برهان صدیقین و معرفت‌النفس را دنبال کنید تا این نکات بهتر برایتان حل شود. موفق باشید
3411

هایدگربازدید:

متن پرسش
با سلام میخواستم نظرتان را درباره هایدگر بدانم؟ استاد حسن عباسی در یکی از سخنرانی هاشون ایشون را یک اگزیستانسیالیست می دانند و به همین دلیل معتقدند که ایشون را نمی توان قرائتی دینی کرد و خورده می گرفتند بر کسانی که ایشون را همردیف شیعه تفسیر می کنند(که به نظرم منظورشون مرحوم فردید باشه) می خواستم نظر استاد عزیر را در این باره بدانم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در مورد هایدگر باید کسانی نظر بدهند که هایدگر را می‌فهمند. آقای دکتر داوری نکات خوبی دارند. موفق باشید
2381
متن پرسش
سلام علیکم. استاد آیا روحی که در شب قدر به همراه ملائکه نازل میشود آیاهمان حقیقت نوری اهل البیت است؟ چون خداوند او را از نورش خلق کرده واز آنجا که ملائکه توسط روح تنزل می یابند پس حقیقت ملائکه باید همان روح باشد که آن روح هر زمان شخصی بستر مناسب با جلوات میکائیلی داشت روح توسط جلوات حضرت میکاییل جلوات میکاییلی میکند وسایر ملائک هم همینطور هستند. ودر حدیث نوری داریم که ملایک توسط ما بوجود آمده اند یعنی ملائک جلوه هایی از حقیقت نوری هستند طبق این استدلالات باید به این نتیجه برسیم که روح همان حقیقت نوری اهل البیت است.آیا درست است؟توضیح کامل بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روح فرشته‌ی عظیمی است که از جهتی پرتو وجود مقدس انسان کامل است در حالی‌که حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» حقیقت اهل‌البیت می‌باشد. موفق باشید
2117

اثبات نبوتبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بنده تفسیر ایه های63و61سوره اعراف برایم کامل روشن نشده و خاستم اگرامکان دارد این دو سوال بنده را پاسخ بفرمایید: 1)قران چگونه به این سوال پاسخ میدهد:ایا متعجبید که مردی از جنس خود شما به طرف شما فرستاده شده است؟ وهمچنین در ایه 61 شما فرمودید:پیامبران میفرمایند من پیام اور رب العالمینم ورب العالمین هم خطا ندارد پس من که پیامم از طرف اوست در پیامم خطا نیست.حالا سوال بنده اینکه مردم چگونه بایدبه حقانیت پیامبران پی ببرند؟ ایا این درست است که در کتاب های دینیمان میخاندیم پیامبران برای اثبات ادعای خود معجزاتشان را به مردم نشان میدادند تا حقانیت خودشان را ثابت کنند؟و کلامردم چگونه باید به یک مرد الهی مثل نوح(ع)یقین پیداکنند که ازطرف خداست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چون کفار به جای آن‌که به محتوای پیام توجه کنند گیر داده بودند چرا خداوند یک انسان را پیام‌آور خود قرار داده، آیه می‌فرماید آیا جای تعجب دارد که یک مرد از خودتان پیام‌آور خدا شده تا شما را از انحراف رها کند و به تعادل برساند و زمینه‌ی پذیرش رحمت الهی را بر زندگی‌شان فراهم کند؟ 2- پیامبران خداوند همگی به نحوی ثابت می‌کردند از طرف خدا هستند و بر اساس آمادگی مردم زمان خودشان چیزی را می‌آوردند که هر انسان منصف قانع شود این در حدّ طاقت هیچ بشری نیست. بعد از آن است که به آن‌ها تهمت می‌زدند شما گمراه هستید و آن‌ها آن جواب را می‌دادند. موفق باشید
1869
متن پرسش
با سلام،اگه امکان داره لطف کنید نظرتون رو به صورت "مفصل" در مورد علامه حسن زاده بگویید.ایشان می تونن "الگوی جامعی" برای ما باشن؟چرا کمتر از ایشون صحبت می کنید؟علت خاصی داره؟نمیشه یه انسان به این عظمت حی و حاضر تو ایران باشه و شما کمتر اشاره ای به ایشون بکنید.علتش چیه؟شاید ایشون برای شما فقط یه مرد بزرگ هستند و اهل سلوک،نه بیشتر؟لطفا مفصل جواب بدین.خودم خوب می دونم ایشون عارف و عالم و اهل الله و وارسته هستن و آثار ارزشمندی دارن!لطفا این شکلی جواب ندین.ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همان‌طور که قبلا عرض کردم ایشان را به‌واقع یک دانشمند اسلامی می‌دانم که با سلوک قلبی خود، خود را ملکوتی کرده‌اند و از آن پایگاه آثاری از خود بر جای گذاشته‌اند که اگر به کتاب‌های ایشان دل بدهید برکات زیادی برای شما دارد ولی با توجه به مدتی که در خدمت ایشان بودم نظرم این است که ایشان هرگز مایل نیستند به عنوان یک قطب و یا استاد سلوکی مدّ نظر قرار گیرند. بنده معتقدم در ذیل شخصیت حضرت امام اگر به آثار حضرت آیت‌الله‌حسن‌زاده«حفظه‌الله» رجوع شود به حضرت امام نزدیک می‌شوید و از جاهلیت دوران آزاد می‌گردید. بیش از آن‌که بخواهید از آیت‌الله حسن‌زاده چیزی بدانید تلاش کنید از آثار علمی ایشان معارف لازم را به‌دست آورید و خود را به اقیانوس معارف عالمان دین متصل گردانید. موفق باشید
1706
متن پرسش
سلام علیکم،زیارت شما قبول حق از سفر زیارتی کربلای ایران در ارتباط با شهداء و نظر به حقیقت انها باید چه گفت و با این حقایق و وجودهای پاک چگونه باید ارتباط برقرار کرد، در راه سلوک یک انسان چه تاثیری دارد،تا آنجا که مقام معظم رهبری آنقدر تاکید بر زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا می کنند و این کار را با مقام شهادت یکی می دانند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام من چگونه می‌توانم از نوری بگویم که در مقتل پاک‌ترین انسان‌های ملکوتی جریان دارد. ملائکه‌ی الهی مددکار رزمندگان بودند تا آن حماسه‌ها را بیافریننند و در مسیر فنای فی‌الله به شهادت برسند. آن ملائکه تا قیام قیامت در مقتل آن‌ها مانده‌اند و بر جان زائران مقتل شهدا نسیم بصیرت و عبودیت می‌وزانند و راه ملکوت را بر جان زائران می‌گشایند تا پس از بازگشت در شلوغی زندگی دنیایی مقهور کثرات نگردند. فکه و طلائیه و هویزه و شلمچه هرکدام خیمه‌ی افراشته‌ای هستند که یک در به سوی زمین دارند و یک در به سوی آسمان و چون وارد آن شدی دری به سوی عالم ملکوت و برزخ و قیامت به رویت گشوده می‌شود. در خیمه‌گاه فکه و طلائیه و هویزه و شلمچه به سیره‌ی شهدا بنگر تا ملکوتی‌ات کنند. حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» بر بازوی رزمندگان بوسه زد که جای بوسه‌ی ملائکة الله بود. فکر می‌کنم هنوز شهدا زنده و فعّال در حال انجام مأموریت‌اند تا در این ظلمات دست ما را بگیرند و مزه‌ی لذّات معنوی را به کام ما بریزند تا لذات دنیایی برایمان جلوه نکند. ملائکه‌ی الهی که به نور خود به شهدا کمک کردند تا بهترین عمل را انجام دهند و به بهترین مرگ نایل شوند در مقتل شهدا به استقبال زائران آن‌ها می‌آیند و با یک نحوه همسنخی که زائر با مزور پیدا می‌کند پس از برگشت زائر او را بدرقه می‌کنند. همان‌طور که شهدا را سؤال و جوابی نیست زائر شهدا در جواب سؤال ملکین در نمی‌مانند و از بهشتی که در افق جان آن‌ها نمایان است محروم نمی‌گردند. و این است راز آن‌که پس از برگشت از کربلای ایران احساس می‌کنید از گناهان فاصله دارید مواظب باشید این فاصله را با یاد شهدا حفظ کنید. همان‌طور که حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» نور امام حسین«علیه‌السلام» را ملموس‌تر می‌نمایاند تا قلب ما آمادگی لازم جهت درک پرتو درخشان نور حسین«علیه‌السلام» را پیدا کند، شهدای کربلای ایران، همچون ابالفضل«علیه‌السلام» نوری از انوار حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» را می‌نمایانند تا قلب‌های ما امکان قرارگرفتن در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را بیابد. موفق باشید
1297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم نذر می کنم که اگر زود عصبانی نشوم و غیبت نکنم خلاصه گناه نکنم 1000 صلوات برای سلامتی امام زمان( عج) و شادی روح پیامبر(ص) بفرستم و این روند را هروز برای امام زمان و یکی از اهل بیت(ع) انجام می دهم. 2-3 روز اول نتایج خیلی خوبی داشتم روز 4 قلدری و بی احترامی همکارم را نتوانستم تحمل کنم کارمان به مشاجره کشید وقتی خانه رفتم اصلا نمی توانستم عذر موجهی برای همکارم داشته باشم ولی تنها کاری که انجام دادم تا موضوع را فراموش کنم ودچار کینه نشوم این بود که برای او چند آیه قران بخوانم و به او هدیه کنم روز بعدش، هر دو ازهم عذر خواهی کردیم و موضوع تمام شد اما همان حس که به من می گفت نذر بکن حالا می گفت تو داشتی دچار عجب می شدی اینهم نتیجه اش! استاد عزیزم مانده ام چه کار کنم به خودم می گویم نکند کاری که دارم انجام می دهم اشتباه و وسوسه شیطان باشد تا با اشتباهاتی که در طول روز انجام می دهم دچار دلسردی شوم و بگویم نه توسل چیه؟ وقتی اهل بیت کمک نمی کنند من چرا باید به کمکشان امیدوار باشم؟ به همین دلیل من چه نذرم ادا شود چه نشود هزار صلواتی که نذر کردم را می فرستم و به خودم می گویم اگر کمک آنها برای تو مهم است باید خودت هم در حالت مراقبه باشی تا بتوانی نفست را کنترل کنی به هرتقدیر این تنشها باعث شده که راه درست را نشناسم و خیلی شک داشته باشم؟ نظر شما چیست ؟ آیا این وسوسه شیطان است یا وجدان من است که به من تلنگر می زند؟ یا .... ؟اصلا چرا من باید هر دفعه دچار یک مشکل اخلاقی بشوم درحالیکه قبلا این اشکالات را در خودم نمی دیدم؟ باورتان نمی شود هر بار که احساس می کنم خصلت بدی دارم یا خحصلت بدی پیدا کردم برای از بین بردنش چقدر دچار زحمت می شوم و چقدر عذاب می کشم تا آن خصلت را از بین ببرم یا کمرنگش کنم؟ من چه کار کنم؟ 2-خدمت به مومنین در چه زمینه هایی باید انجام شود؟ و برای بدست آوردن چنین توفیقاتی از کجا بایدشروع کرد؟ 3- مقام محمود چه مقامی است؟ 4- چگونه می توانیم اعمال خوب خود را حفظ کنیم؟ 5- چرا در قرآن صحبت از زکات و انفاق شده اما اسمی از خمس و مالیات نیامده است آیا دادن مالیات جز واجبات است؟ 6- روح مجرد است خوردن و آشامیدن و .... برای روح بی معنی است اما چرا در قرآن و روایات صحبت از طعام و میوه در عالم برزخ و قیامت می شود؟ 7- آیا قیامت که رخ می دهد کل دنیا( شامل زمین و آسمان ) را شامل می شود یا نه مربوط به این کره خاکی است با ماه و خورشید و ستارگان این زمین ؟ این سوال وقتی برای من پیش آمد که دکتر میر باقری در برنامه استوا فرمودن صحنه های قیامت مربوط به همین زمین و تمام مخلوقاتش است نه برای کرات دیگر.متاسفانه اصلا نتوانستم این موضوع را برای خود حلاجی کنم؟ چگونه می توان تمام ساعات و لحظات زندگی را به عبادت گذراند؟ یک خانم که در منزل همسرش کار می کند چطور می تواند کارهای خانه را به عبادت تبدیل کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- اصل اول آن‌که انسان باید برای خود حسابی باز نکند تا انتظار داشته باشد بقیه روی او حساب کنند. ما وظیفه‌ای داریم که باید مطابق آن عمل کنیم و بقیه نیز وظیفه‌ای دارند که باید به آن عمل نمایند. اگر از آن وظیفه عدول کردند به آن‌ها تذکر می‌دهیم و اگر بی‌محلی کردند ما وظیفه‌ی خود را انجام داده‌ایم. مشکل از این‌جا پیش می‌آید که فکر می‌کنیم وقتی ما به افراد تذکر دادیم آن‌ها باید تماماً آنچه ما گفته‌ایم را عمل کنند، این است آن حسابی که ما برای خود باز کرده‌ایم و انتظار داریم بقیه نیز آن حساب را برای ما باز کنند. یعنی یک «هستی» برای خود قائلیم و سعی داریم آن را نگه داریم و لذا اگر هم از عمل بد خود پشیمان می‌شویم چون آن هست را رها نکرده‌ایم دوباره آن عمل بد و آن عصبانیت به نحوی دیگر سراغ ما می‌آید. گفت: «آن‌که بشکستی و بستی توبه نیست.... ای برادر تا تو هستی توبه نیست× توبه نَبْوَد جز شکست خویشتن.... توبه خواهی نشکند! خود را شکن». پس مشکل توسل به ائمه«علیهم‌السلام» نیست اگر آن توسلات نبود شیطان آنچنان سوار می‌شد که هیچ امیدی برای نجات نمی‌ماند. 2- بیشترین خدمت در روش انبیاء به چشم می‌خورد که جهت‌گیری انسان‌ها را درست می‌کردند. در راستای تصحیح جهت‌گیری درست، خدمت به معاش انسان‌ها هم اجر دارد 3- مقامی که انسان آنچنان از رذائل اخلاقی پاک شود و از فضائل اخلاقی برخوردار گردد که مورد پسند پروردگارش قرار گیرد، مقام محمود است و این همان نزدیکی به خُلق محمدی است و خداوند به رسول خود می‌فرماید با شب‌زنده‌داری و نماز شب خود را در این مقام مستقر بگردان 4- با تقوا و رعایت حرام و حلال الهی و نداشتن آرزوهای بلند دنیایی و کم‌حرفی 5- در آیه‌ی 45 سوره‌ی انفال موضوع خمس و اختصاص آن به اهل بیت«علیهم‌السلام» را مطرح فرموده، جهت بررسی بیشتر می‌توانید به تفسیر این آیه رجوع فرمایید. مالیات چیزی غیر از خمس و زکات است و از آن جهت که مردم وظایفی نسبت به همدیگر دارند و باید رعایت حقوق همدیگر را بکنند باید مالیات داده شود 6- طعام و میوه در عالم قیامت صورت اعمال و عقاید الهی انسان‌ها است که جان را تغذیه می‌کند 7- طبق حرکت جوهری تمام عالم ماده که شامل همه‌ی دنیا است قیامت می‌شود 8- عمده نیّت پاک است و جهت‌دادن امور به سوی حضرت الله. یعنی هرکاری را در راستای نظر به حق و رضایت او انجام دهد. موفق باشید
18030
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت استاد گرامی و خدا قوت: ببخشید استاد اینکه آدم رد پای خدا را در شروع کاری که عمیقا دوست داره انجام بده ولی هیچ وقت شروع نمیکنه ببینه، آیا برای همه اتفاق می افته؟ آیا چیز عادی هست یا خیر؟ چون بنده در انجام هر کاری که میل قلبی دارم ولی تصمیم ندارم و شروع نمی کنم خدا یه جورایی وادار به انجامم میکنه. یعنی در شرایطی قرار می گیرم که انجام میشه. مثلا شدیدا نماز شب دوست دارم ولی قصد نمی کنم شروع کنم بعد شرایط طوری چیده میشه خانواده صبح زود بلند میشن یا ناچار میشی قبل از اذان صبح بلند شی و نماز بخونی. یا مثلا آدم غر غرویی هستم و شدیدا دوست دارم این اخلاق ترک کنم اما نمیتونم بعد، هم خانواده مشکل پیدا میکنن مثلا روحی و نمیتونی غر بزنی، از طرفی هم در مورد اون رذیله دقیقا بموقع مطلب جلوت گذاشته میشه و مواردی از این قبیل. انگار خدا واقعا داره تربیت میکنه. انگار هیچ کاری انجام نمیدم فقط میخوام و میشه. تازه انگار خواستن را هم خدا طوری شرایط میچینه که کار خوب را بخوای و اراده کنی. انگار خودشون دارن میبرن و خودت هیچ کاره ای. آیا این درسته؟ و اگر درسته آیا همیشه و برای همه این اتفاق میفته؟ و گاهی خدا اجازه میده که بفهمیم. 2. در شرح جنود عقل و جهل شنیدم که فرمودید امام علی (ع) با حقیقت نورانی متحد شدن و شیعه با اضافه ی گل این انوار متحد شدن. خب امام علی (ع) استعدادشون امام علی (ع) شدن بوده پس تونستن با این نور متحد بشن. مگر نباید استعداد این اتحاد در شیعه باشه؟ شما فرمودید که غیر شیعه هم میتونه با این مقام و نور متحد بشه. یعنی ممکن الوجود هر استعدادی در وجودش داشته به همون میرسه یا بیشترش هم میشه؟ یا آیا همه ی استعدادها در وجود هست؟ متشکرم. در پناه خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت رب‌العالمین همیشه زمینه‌ی اعمال نیک را خودش فراهم می‌کند، عمده آن است که ما آن را پیگیری کنیم 2- همه‌ی انسان‌ها استعداد ارتباط روحانی با انسان کامل که مظهر آن حضرت علی«علیه‌السلام» است را دارند و در شیعه این شرایط بیشتر است. اساساً حضرت علی«علیه‌السلام» حقیقت سرّ و جان هر انسانی است. موفق باشید

17779
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد: می بخشید استاد شما می فرمایید بدن اخروی انسان متناسب با روح اوست و درجه روح است و اگر روح انسانیت خود را از دست نداده باشد بدن هم، همین گونه است. 1. ملاصدرا هم همین را می فرمایند؟ 2. استاد این نظر با عقل سازگاری دارد اما وقتی آن را مطرح می کنیم فوری بعضی می گویند: با آیاتی که حکایت از برخاستن انسانها از گور می کنند چه می کنید مثل آیه 51 یس و 7 قمر و 43 معارج. جواب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این همان سخن ملاصدرا است 2- جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست در این مورد دنبال فرمایید از آن جهت که حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «القبرُ هو البَرزخ» نه آن‌که قبر، به معنای این قبر خاکی باشد. موفق باشید

16149
متن پرسش
سلام: کتاب «بحران غرب متجدد» از رنه گنون را تهیه کردم، به نظرتان برای شروع خوب است؟ اگر پاسختان منفی است، بفرمایید با کدام کتاب این نویسنده شروع کنم؟ و اساسا این نویسنده با چه شیوه ای نقد می کند؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب بسیار خوبی است و اساساً رنه‌گنون از نادر، متفکرانی است که در نقدِ غرب به روشی حکیمانه وارد شده است. موفق باشید

15171
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: یه سوال بدجوری منو درگیر کرده و جوابش خیلی برام مهمه همه قبول داریم که این نظام و این انقلاب شکل گرفت که ان شاالله به ظهور امام زمان (عج) منتهی بشه، و این هم می دانیم که برای ظهور امام زمان (عج) نیاز به یاران قرص و محکمی برای ایشان است تا ظهور شکل بگیره؛ قبول دارید که وضعیت کلی جوانانی که دهه شصت زندگی میکردن (هم از لحاظ کمیت و هم کیفیت) از جوانان امروزی بهتر بودن؟ نمیگم تو این عصر، ما کسانی مثل شهید همت نداریم، اما از همان زمان با توجه به هجمه فرهنگی دشمن، به تدریج مردم ما شدن اینی که الان می بینیم، با این تفاسیر امید خیلی کم رنگ نیست؟ چرا که اگر زمانی از این انقلاب امام زمان شرایط ظهورشان می بود، همان زمان اوایل انقلاب بود که مردم حداقل از الان بهتر بودن، تو این چند سال از لحاظ اعتقادی پیشرفت کردیم یا پسرفت؟ همین الان 55 درصد تهران اصلاً نمیان رای بدن، یعنی اصلاً رهبری رو قبول ندارن، 45 درصدی هم که میان می بینید که به کی رای میدن، این تهرانه، شهرای دیگه هم درسته وضعیت روی کاغذ بهتره، ولی نسبت به قبل همه جا بد تر نشده آیا؟ من تو مدرسه شاهد درس میخونم، از سی نفر کلاس حداقل 25 نفر دوست غیر همجنس دارن، تازه تو مدرسه شاهد! خلاصه، نه اینکه نا امید باشم، نه، همه چیز دست خداست ولی همش یه حسی بهم میگه اگه قوم موسی نفاق کردن و خدا داستانشونو گفت تا ما درس بگیریم، اگه مردم امام علی (ع) رو نشناختن تا داستانشو بشنویم درس بگیریم، اگه امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و... هر کدام ماجراهایی داشتن و به ما رسیده تا از هر کودومشون یه درس بگیریم، ما هم یه روز یه درس میشیم، یعنی جمهوری اسلامی ایران یه روزی خدایی نکرده خدایی نکرده از بی بصیرتی مردمش شکست میخوره و رهبر تنها میمونه تا صد ها و هزاران سال بعد قومی یه جای دنیا پیدا بشن تا انقلاب کنن و حکومتی برای ظهور امام زمان تشکیل بدن، اون موقع سرگذشت ما براشون میشه درس تا موفق بشن، سر گذشت مردمی که انقلاب کردن، پای امامشون وایسادن، تو جنگ سخت پیروز شدن، اما مغلوب جنگ نرم شدن، رفته رفته روسری ها رفت عقب و ... این اعتقاد من نیستا، من شدیداً امیدوارم، اما این فکری که میاد سراغمو شدیدا عذابم میده؛ بی زحمت این شما و این دغدغه فکریه من. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعده را فراموش نفرمایید که وقتی یک تمدن الهی در صحنه‌ی تاریخ ظهور کند، جبهه‌ی مقابل با آن در اوج انحطاط با آن تمدن الهی به مقابله برمی‌خیزد. و همه‌ی آن‌چه می‌فرمایید تلاش و نفوذ فرهنگ استکبار است در بین مردم و جوانان ما که با پایداری و تقوایی که جبهه‌ی ایمانی انجام می‌دهد، عملاً جبهه‌ی استکبار از شکوفایی فرو می‌افتد و آرام‌آرام از صحنه‌ی تاریخ محو می‌شود و رویکردها، تغییر می‌نماید. و از این جهت خداوند به جبهه‌ی ایمانی می‌فرماید: «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ» (120/آل‌عمران). اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏ هاى (خائنانه) آنان، به هیچ‌وجه به شما زيانى نمى‏ رساند؛ خداوند به آنچه انجام مى‏ دهند، احاطه دارد. موفق باشید     

14935
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند لطفا بفرمایید تفاوت کلام جدید با کلام قدیم در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در علم کلام قدیم، استدلال جهت اثبات عقاید است در مقابل مخالفان. ولی در کلام جدید سعی می‌شود جایگاه موضوعاتی را که در رابطه با علوم جدید پیش آمده است، در دین مشخص کنیم. موفق باشید

13661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بر استاد عزیز: خسته نباشید. ایام تسلیت. استاد بنده توفیق دارم مباحث شما را کار می کنم. یک سوال دارم و یک راهنمایی می خواهم. 1. شما فرموده یودید حضرت امام با دیدن فضای جامعه تفسیر سوره حمد را فرمودند. مگر آن تفسیر چه ویژگی خاصی داشت؟ می دانم تفسیری عرفانی بود. ولی قبل آن هم تفسیر عرفانی داشتیم. دیگر اینکه مبانی تربیتی با مبانی تفسیر مگر دو مقوله جدا نیستند؟ 2. استاد، بنده مقالات و شرح صوتی آن را کار کردم و به نتیجه رسیدم. حال چه صلاح می دانید تا آن کار را کنم؟ لطفا بر روی سایت قرار دهید چون بنده ایمیلم حذف شده. خیلی ممنونم استاد عزیز. التماس دعا. یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- قبلاً چنین مباحثی به طور علنی مطرح نبود. اگر قرآن درست طرح شود بار تربیتی آن کاملاً در دل آن نهفته است 2- کتاب «معرفتِ نفس و حشر» و شرح تفسیر سوره‌ی حمد و شرح کتاب «مصباح الهدایه» افق خوبی را در جلوی شما می‌گشاید. موفق باشید

12762
متن پرسش
باسمه تعالی: با سلام خدمت استاد گرانقدر: به لطف مطالعه و تفکر در مباحث حضرتعالی، ماهیت مدرنیته تا حد بسیار خوبی برای ما روشن شده و دریافتیم که چگونه مدرنیته با صورت های مختلف (و خصوصا در صورت تکنولوژی) حجاب بین انسان و حقیقت خودش شده است. حجاب هایی که سبب تشدید امیال نفس اماره و تقید در عالم ماده شده است. طبیعتا تقید در عالم ماده و انس با امیال نفس اماره به تدریج منجر به دوری از انجام واجبات شرعی و ترک محرمات خواهد شد. حال سؤال این است که چگونه با تأثیر فوق العاده ای که این حجب بر تقرب و تکامل انسان دارد و در واقع زمینه ساز انجام محرمات و ترک واجبات است، دوری از آنها در دایره واجبات شرعیه (یا حداقل مستحبات) قرار نمی گیرد؟ آیا علت آن عدم کار بر روی آنها و عدم عرضه آنها به آیات و روایات (به عنوان مسائل مستحدثه) جهت استنباط حکم است؛ یا اینکه با کمی جسارت می توان گفت که روش استنباط احکام (یا همان اصول فقه) متناسب با حجاب های دوران کنونی نیست و این روش به روز نشده است؟ این سؤال در مورد توانایی و کفایت اصول فقه جهت مورد استخراج گزاره های نرم افزار توحیدی تمدن اسلامی (نظام تشریعی) یا نرم افزار مربوط به دوران گذار به تمدن اسلامی نیز مطرح است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ظلمات کفر و نفاق بیشتر به صحنه آید باید اسلام نیز با نور بیشتری در صحنه حاضر شود و آن عرفان اسلامی است که باید در کنار فقه، در این موارد مطرح شود . تا صدسال پیش مردم ما دغدغه‌ی چنین انحراف‌ها و فسادهایی را در جامعه نداشتند و لذا از حوزه‌های علمیه انتظار احکام شرعیه را داشتند که انصافاً در آن تاریخ، حوزه‌های علمیه به‌خوبی نقش خود را ایفاء کردند ولی امروز حوزه‌های علمیه‌ی ما علاوه بر وظیفه‌ی گذشته، باید ابعاد دیگر اسلام را به معنای فقه اوسط و از آن مهم‌تر فقهِ اکبر را به صحنه آورند. موفق باشید

11926
متن پرسش
سلام محضر جناب استاد: از آنجایی که ممکن است روزگاری مردم کشور ایران خواهان ادامه حکومت دینی حال حاضر نباشند (به هر دلیلی مثلا فسادگسترده در کشور)، چرا یک ساز و کار قانونی (نه یک هرج و مرج) در قانون اساسی کشور به جهت برون رفت از این مشکل و تامین خواست اکثریت مردم (مثلا در یک همه پرسی) اندیشیده نشده است؟ آیا نبودن این قانون موجب شکل گیری یک استبداد دینی در بلند مدت نمی گردد؟ خواهشمندم شفاف و منصفانه پاسخ داده شود. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه وقتی عده‌ای بخواهند یک نظام را براندازند باید با آن نظام درگیر شوند، هیچ‌وقت نمی‌شود یک نظام برای براندازی خود قانون گذاری کند. بالاخره باید مخالفان نظام اسلامی با طرفداران آن مقابله کنند هرکدام پیروز شدند نظام مورد نظر خود را حاکم می‌کنند کاری که در فتنه‌ی 88 اتفاق افتاد که خواستند نظام اسلامی را با کودتای سبز براندازند و بحمد الله  نیروهای انقلابی به صحنه آمدند و دشمنان نظام را ناکام کردند. موفق باشید

11199
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به سوال 11175منظور بنده این بود که اصلا موطن حقیقت اگر ذهن باشد چه اشکالی پیش می آید نه اینکه موطن حقیقت خارج باشد و سپس با علم به ذهن بیاید، به نظر بنده هیچ راهی برای اثبات رئالیسم نیست حتی هیچ راهی برای اثبات ایده الیسم، یعنی ما نمی توانیم به طور قطع بگوییم جهانی خارج از ذهن وجود دارد یا ندارد بلکه فقط چیزهایی را ادراک می کنیم که رئالیسم اسمش رو گذاشته جهان خارج و ایده الیسم اسمش رو جهان ذهنی می گوید، حال ممکن است که یک سوال پیش بیاید که بالاخره این جهانی که ادراک می شود را خودم با اختیار خودم نساختم بلکه معلول علتی است که به نظر بنده این سوال حتما دلیل آن نیست که جهان خارجی موجود باشد و آن را خداوند ساخته باشد بلکه به زعم بنده ممکن است ذهن ناخودآگاه من آن را ساخته باشد که تحت اختیار من نبوده حالا اسم آن ذهن ناخودآگاه رو می ذاریم خدا آیا به نظر شما این تحلیل درست نیست؟ چه دلیلی است که بگوییم این حرف شهید مطهری درست است که با انکار جهان خارج علم ما می شود جهل مرکب؟ نه اصلا ممکن است علم ما علم به ساخته های ذهنی ما باشد نه نفس الامری که حتما باید در خارج باشد بلکه نفس الامر درون ما باشد و واقعیت درون خود ما باشد ممکن است برخی از فلاسفه بگویند دلیل بر وجود عالم خارج بداهت است که به نظر بنده باز هم درست نیست اصلا بدیهی نیست که جهان خارج از من حتما باید موجود باشد.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که پذیرفته‌اید بنده در خارج از ذهن شما وجود دارم که از بنده سؤال می‌کنید، نشان می‌دهد به طور بدیهی وجود خارج را پذیرفته‌اید و اگر هم بگویید همین هم در ذهن خود دارید پس چرا از بنده سؤال می‌کنید، از آن صورت ذهنی که در ذهن خود دارید سؤال کنید؟! علم به معنای آگاهی است از آن‌چه بیرون از ذهن انسان وجود دارد، با این تعریف است که انکار جهان خارج منجر به جهل مرکب می‌شود. اگر هم بگوییم علم همان چیزهایی است که در ذهن ما است بدون آن‌که حکایت از جهان خارج کند، که باید منکر وجود اطراف خود باشید و فقط با خودتان حرف بزنید. بدیهی است که این کار را نمی‌کنید. آیا اگر به شکّ دکارتی یقین کنیم به یقین می‌رسیم، یا آن‌جا هم مجبوریم مثل دکارت پایِ خدایی که ما را فریب نمی‌دهد باز کنیم؟ و این به جهت آن است که دکارت نیز به طور بدیهی پذیرفته است به خارج از ذهن خود علم دارد و بقیه‌ی تلاش‌هایش بی‌فایده است مگر آن‌که مثل همه‌ی بچه‌های آدم به طور بدیهی پذیرفت علم به خارج یک امر بدیهی است و به تعبیر حکمای اسلامی؛ نفس ناطقه با احاطه‌ای که به جهت مجردبودن بر همه‌ی محسوسات دارد به کمک حسّ، صورت محسوسات را در خود ابداع می‌کند که بحث آن به طور مفصل در قسمت «خواستگاه وجود ذهنی» در فلسفه آمده است و بنده نیز در جزوات «تاریخ فلسفه» در نقد دیوید هیوم عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
نمایش چاپی