بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ممنون می شویم با توجه به نزدیکی ماه رجب، کتاب ماه رجب ماه یگانه شدن با خدا رو برای دانلود بذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فایل کتاب «ماه رجب، ماه یگانه‌شدن با خدا» بر روی سایت هست و امکان دانلود‌شدن نیز دارد. موفق باشید

10961
متن پرسش
استاد خسته نباشید.. 1. اینکه فرمودید شعرای ما در عالمی ماورا صدق و کذب بودند یعنی چه؟ صدق و کذب در عمل، اخلاق و عقائد یعنی عالمی که ذره ای کذب وارد آن نمی شود درست است؟ 2. با توجه به فصل 4 آشتی با خدا که قلب ما حقیقت ماست پس هر فیضی که به قوای باطنی و ظاهری می رسدحتما به وساطت قلب از حضرت حق به آنها می رسد و بی واسطه قلب نمی توانند وصل شوند جنسشان اجازه نمی دهد و بنابراین تجلی خدا بر عقل هم از طریق قلب است و عقل قدرت دریافت فیض را بدون واسطه ندارد برای همین آیه الله بهجت(ره) برای پیشرفت در تحصیلات فرموده اند نماز شب مفتاح توفیقات است؟ درست است استاد؟ 3- اینکه خانمها این همه نسبت به مسائل زناشویی ابراز ناراحتی می کنند برای من جای سوال بسیار و نگرانی شده شما در کتبتان تکلیف انسان اعم از زن و مرد را فرموده اید راه را که برویم بقیه را حضرت حق نشان می دهند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرض کردم آن موضوع را باید در کتاب «شعر و همزبانی» از آقای دکتر داوری دنبال کنید 2- حرف خوبی است 3- همین‌طور است در مسیر طبیعی و الهی همه‌چیز از قبل تدبیر شده حتی آنچه زن و مرد باید نسبت به همدیگر برخورد داشته باشند. موفق باشید
10399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ سوالات قبلی ﺍم ﺩﺭﺑﺎﺭه ﺭﻭزه ﻣﺴﺘﺤﺒﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﯾﺎﺿﺖ ﺷﺮﻋﯽ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ ﺳﻮﺍﻝ کرده بودم، ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻃﺒﻖ ﺷﺮﯾﻌﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ. ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻡ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ یا ﻧﻪ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کردم شریعت تکلیف هرکس را مطابق شرایط و احوالش تعیین کرده و لذا هرکس باید نسبت به موقعیت خود مستحبات را انجام دهد. موفق باشید
9662
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز: کمی که نه، خیلی گرفته ایم استاد، نه اینکه فکر بفرمایید نیروی انقلابی گوشه نشین می شود و دست از سینه سپر کردن بر می دارد خیر، گرفته ایم چون هجمه ها را می بینیم، تنهایی رهبری را هم می بینیم، زشتی غرب و غرب زدگی و غرب پرستی را هم می بینیم، در 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، بارها و بارها در اتفاقات مختلف به شما مراجعت کردیم و چراغ راه فعالیت سیاسی فرهنگی خود را گرفتیم، در قضایایی که جزوه «احمدی نژاد اولین خاک ریز» را دادید، تا پاسخ های مستندی که ما را از سیاه نمایی به قضیه مشایی و نگاه درست به این قضیه هدایت کرد و نگاه واقع بینانه به دولت نهم و دهم و واقعیت قضایا و فعالیت درست به بهترین نحو راهنمایی کرد، الان چه کنیم؟ در زمانه ای که رهبری داد فرهنگ داده اند، لحن آقایان مبنی بر «بروید به جهنم» را هم می بینیم، می دانیم اگر بخواهیم اسیر این بازی ها و برخورد ها شویم و پاسخ متقابل بدهیم ما هم مثل آنانیم و از مسئله اصلی باز می مانیم، اما نمی شود هم سکوت کرد و پاسخ نداد. نمی دانیم چطور و چگونه و به چه حد در این به نوعی شرایط «فتنه مانند» باید عمل کنیم، اولویت با چیست؟ آیا راهکاری مد نظرتان هست که بفرمایید؟ امیدوارم سوال را درست پرسیده باشم تا پاسخی برای همه دوستانی که در این شرایط نمی دانند باید به چه چیز اهمیت اصلی را بدهند،باشد. با تشکر از شما. موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک سؤال بسیار اساسی است و فکر می‌کنم مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در اولین پیام بعد از انتخاب آقای روحانی نقشه‌ی راه را در این دوره مشخص کردند و معلوم شد شرایطی فراهم شده تا نیروهای انقلاب با عمق‌بخشیدن به معارف اسلامی و رسیدن به تصوری صحیح نسبت به جایگاه انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی به کار اصلی خود بپردازند و جریانی که آقای روحانی منسوب به آن‌ها است نیز خود را بنمایانند که آیا می‌توانند وجهی از انقلاب باشند هرچند با جریان‌ها و وجوه دیگر انقلاب متفاوت باشند؟ و یا به‌کلّی نظری به اهداف اصلی انقلاب ندارند. باید شرایط طوری باشد که دولت و جریان منسوب به ایشان خود را بنمایانند و ما کاری نکنیم که دولتیان خود را زیر حرکت ما پنهان کنند. انتقاد می‌کنیم تا ضعف‌های دولت معلوم شود و اگر عزم تصحیح دارند در حرکات خود بازخوانی کنند، ولی مثل آن‌ها که دائماً برای دولت آقای احمدی‌نژاد ماجرا درست می‌کردند تا دولت آقای احمدی‌نژاد نتواند خود را بنمایاند، ما این کار را نمی‌کنیم. کار ما فعلاً تبیین‌ اهداف مقام معظم رهبری است. هنوز ما تصوری مناسب اهداف انقلاب و تمدن اسلامی به مردممان نداده‌ایم‌ و نگفته‌ایم یعنی چه که انقلاب اسلامی می‌خواهد زمین را به آسمان متصل گرداند. معنای وجودی عالم قدس هنوز برای بسیاری روشن نیست، جایگاه اشراقی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه‌تعالی» به‌خوبی با طرح این موضوع راه‌گشایی می‌کنند، برای بسیاری مبهم است. موفق باشید
9091

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: فرموده اید همه به قیامت که مرحله ای عقلانی است نمی رسند. آیا میشود توضیح دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث نیاز به مقدماتی دارد که در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» هست. سعی بفرمایید نگاهی به آن کتاب بیندازید. موفق باشید
8708
متن پرسش
اگر خدا نباشد هر کاری مجاز است. آیا این درست است؟ ایا می شود اخلاق را بدون خدا در نظر گرفت؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اخلاق بدون خدا یک تعارف است و در سر بزنگاه‌ها هیچ‌کاری برای بشر نمی‌کند زیرا وقتی ترس از خدا نباشد چرا انسان‌ها وقتی هوس نفس امّاره‌شان گل می‌کند از برآوردن آن کوتاه بیایند، تجربه‌ی تاریخی این را ثابت کرد زیرا نتیجه‌ی مکتب اخلاقی کانت امروز این غرب است که شما ملاحظه می‌کنید. عمل صالح باید جهت داشته باشد قرآن می فرماید: ً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه‏. عقیده درست به سوى او صعود مى‏کند، و عمل صالح آن صاحب عقیده را بالا مى‏برد. پس عمل صالح بدون عقیده توحیدی کاری است بدون جهت گیری صحیح. موفق باشید
7681
متن پرسش
با سلام و تشکر با توجه به اینکه با توجه به معارف اهل بیت و قران انسان همیشه باید مرگ را به خود نزدیک ببیند که زمانش مشخص نیست و .... و هر فعلی هم بدون حسن فاعلی اثر ندارد.....پس بحکم عقل اکثر وقت انسان را باید مطالعه بگیرد به عنوان عامل مهمی در خودسازی. از طرفی شنیده ایم که حضرت نوح (ع) در پایان عمر فرمودند اگر میدانستم عمر انقدر کوتاه است همین سایبان را هم بالای سرم نمیساختم... از طرفی اکثر مردم بدلیل مشکلات اقتصادی مجبور به کار طولانی مدت در روزند و وقت مطالعه ندارد...... ممکن است بفرمایید برنامه ریزی...ولی وقتی 6 صبح برود کسی سر کار تا 9 شب دیگر برای چه وقتی برنامه بریزد؟؟؟؟ چه باید کرد؟؟؟؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مشکل امروز ما آن است که نیازهای کاذب زیادی برای خود ایجاد کرده‌ایم که برای جواب‌گویی به این نیازها مجبوریم وقت زیادی صرف کنیم و عملاً از زندگی حقیقی باز می‌مانیم. بشر امروز باید با یک بازخوانی جدید خود را از این نیازهای کاذب آزاد کند تا زندگی را شروع نماید. هنوز عمق فاجعه‌ی غفلت از معارف برایمان روشن نشده. موفق باشید
7203
متن پرسش
با سلام. من پزشک ساکن اصفهان هستم و پس از چندین ماه درس خواندن در رشته تخصصی مورد علاقه ام در شهر تهران قبول شده ام. متاسفانه فعلا این رشته در اصفهان فعال نیست. و ادامه تحصیلم در تهران با مشکلاتی برای خودم و همسرم همراه است از جمله رفت و آمد، چندین روز در هفته از خانه و همسر دور شدن و...، همسرم قلبا" رضایت به این کار ندارد ولی با توجه به اینکه ممکن است در آینده چنین فرصتی برایم محقق نشود به ناچار اجازه میدهد که ادامه تحصیل را شروع کنم. واقعا" در تصمیم گیری سردرگم هستم.اکنون چه باید بکنم؟ وظیفه ام چیست؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در امور دنیا خیلی خود را به زحمت نیندازید. موفق باشید
7114
متن پرسش
سلام علیکم صحبتهای شما استاد عزیز را درمورد زنان در مشهد گوش دادیم . فرمودید هنر ما اینه ک از قاعده های عالم حوادث را پیش بینی کنیم تا بتوانیم برخورد مناسبی باآن داشته باشیم .بر اساس چه قاعده و سنتی می فرمایید رجوع تاریخ در آینده به زن مسلمان هست ؟ آیا اینکه غرب دیگر نه خانواده دارد و نه زن به معنای حقیقی آن رببطی به این قاعده دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی از طریق انقلاب اسلامی شروع شده که در ذیل آن انسان‌ها نسبت به سنن عالم به آگاهی همه‌جانبه‌ای می‌رسند. در این راستا جایگاه زن در تعریفی ماوراء تعریفی که مدرنیته از زن دارد ظهور می‌کند و آنچه از زنان در اثر ظلمات مدرنیته به حجاب رفته ظهور خواهد کرد و دوران سرگشتگی زنان به‌سر می‌آید، زیرا متوجه جایگاه خود می‌شوند. در جواب سؤال شماره‌ی 6275. تحت عنوان «زن گمشده اصلی انقلاب» عرایضی داشته‌ام، خوب است به آن نیز رجوع کنید. برای فهم تاریخ جدید و حضور در آن جلساتی که در قم داشته‌ام را به صورت نوشتار تکمیل می‌کنم إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
6968
متن پرسش
سلام علیکم میبخشیدمزاحم وقت گرانقدرتان میشوم .سالهاست که گاهی شبهه های اعتقادی ازذهنم میگذردکه یک حالت بدی در من ایجاد میکندجواب ان شبهه را میدانم اما همچنان مرا ازار میدهد گاهی هم از درونم با واژه های زشت مورد هجوم قرار میگیرم گاه با توسل برطرف میشود اما هست هر چند اکنون ضعیف شده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید بعد از آن‌که عقل توانست جواب شبهات را بدهد و حقیقت برایش روشن شد، قلب به میدان بیاید و با حقایق معنوی مأنوس شود. در این راستا کتاب‌های آیت‌اللّه محمد شجاعی به‌خصوص کتاب « پنج رساله» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید
6291
متن پرسش
سلام.با حسرت ابدی سوختن در مشاهده عشق بازی حسین چه کار کنیم؟چرا این دلدادگی و این نهایت بندگی و عشق بازی به او رسید؟چرا همه چیزش را باخت تا حرفی برای کسی نماند؟از آن مرد چه بخواهیم؟به او چه بگوییم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» راه پذیرفتن ولایت اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» را نشان دادند و این‌که اگر از این ولایت غفلت کنیم چه فجایعی به‌دست ما مسلمانان صورت می‌گیرد. این حداقل بهره‌ای است که برای سعادت خود باید مدّ نظر قرار دهیم. عرایضی در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» از جهات دیگر داشته‌ام. موفق باشید
6179
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد استاد ما در سیر انقلاب در زمینه مقام اول اجرایی کشور همواره رو به پیشرفت به سمت نزدیک شدن دیدگاههای روسا به دیدگاههای حضرت امام (رض) و در نتیجه کشف حجابهای ظلمانی مدرنیته و ظهور تدریجی نور انقلاب بوده ایم. ابتدا بنی صدر که رسما میتوان او را جزو اردوگاه غرب دانست، پس از آن شهید رجایی که البته به دلیل فرصت بسیار کوتاه تا شهادت شاید نتوان ایشان را در این سیر قرار داد، پس از آن آقای موسوی که البته اسما حضرت آقا رییس جمهور بودند ولی در واقع مقام اجرایی کشور آقای موسوی بودند. ایشان دیدگاهی تماما غربی داشتند البته غرب چپ! ولی تلاش میکرد خود را انقلابی جلوه دهد. پس از آن آقای هاشمی رفسنجانی که می توان دیدگاه ایشان را التقاطی نامید و از این جنبه بر آقای موسوی برتری داشتند. ایشان سعی در هماهنگ سازی اسلام با مولفه های دنیای مدرن (مدرنیته) داشتند که البته می دانیم این امر به دلیل تعارض ذاتی انقلاب با عالم غربی نهایتا به تقابل با اصل انقلاب خواهد انجامید. پس از او آقای خاتمی با دیدگاههای شفافتر و صریحتر نسبت به آقای هاشمی آمد. در اینجا عده ای آقای خاتمی را نسبت به آقای هاشمی دورتر از انقلاب می دانند ولی بنده فکر می کنم دیدگاه آقای هاشمی نسبت به انقلاب دورتر از آقای خاتمی است زیرا آقای هاشمی پایه و اساس التقاط را وارد در بخشهای بسیاری از نظام کردند و در واقع می توان آقای خاتمی را میوه آقای هاشمی دانست. از این نظر بنده آقای هاشمی را دورتر از انقلاب می دانم. پس از آقای خاتمی یک بازگشت رادیکال (به معنی مثبتش) به اصل انقلاب صورت گرفت. ولی پس از آقای احمدی نژاد، با انتخاب آقای روحانی به نظر می رسد این سیر در مسیر خلاف خود حرکت کرده است. مگر آنکه آقای روحانی را در پرانتز قرار دهیم و ایشان را عاملی برای به وقوع پیوستن حوادثی خاص و فوق العاده و البته رادیکال که نهایتا منجر به بازگشت اساسی به اصل انقلاب خواهد شد بدانیم. سوالات اینجانب از جنابعالی: 1- آیا شما این روند و سیر را در تاریخ انقلاب را می پذیرید؟ 2- نظر شما درباره دیدگاه بنده نسبت به آقای هاشمی و آقای خاتمی چیست؟ 3- اگر این سیر را می پذیرید جایگاه آقای روحانی در این سیر کجاست؟ 4- اگر این سیر را نمی پذیرید لطفا جایگاه تاریخی آقای روحانی را مقداری توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- این سیر در نظام اجرائی ظاهراً همین‌طور است که می‌فرمایید و آقای هاشمی به‌خصوص در این اواخر نشان دادند که پذیرفته‌اند انقلاب اسلامی در ذیل غرب به‌خصوص آمریکا خود را حفظ کند ولی این سیر در مردم متفاوت است و نیروهای انقلاب در شرایط فاصله‌گرفتن هرچه بیشتر از نگاه آقای هاشمی و نزدیکی به رهبری هستند 3- آقای روحانی در شرایط بینابینی، بین آقای هاشمی و رهبری قرار دارند در عین‌ آن‌که حد اقل از نظر عده و عُده در اردوگاه اصلاح‌طلبان جای دارند، زمینه‌ی پذیرش رهنودهای رهبری را در خود از بین نبرد‌ه‌اند تا ببینیم در ادامه چه کار می‌کنند. موفق باشید
5945

خضر زمانهبازدید:

متن پرسش
سلام استاد اگر کسی بخواهد همراهی حضرت خضر را بکند معیار تشخیص حق از باطل برایش چیست ومنبع کسب علم برای او چگونه است ممنونم استاد.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: خضر زمانه‌ای که باید با او همراهی کنید امروز حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و رهبری عزیز اند که خودشان حق و باطل را نشان می‌دهند تا در سلوک خود متوقف نباشید. موفق باشید
5943
متن پرسش
سلام.یکی از آشناهای ما خوابی دیده است.این فرد بسیار محترم و مومن است اما اهل فلسفه و اصطلاحات عرفانی نیست.ایشان خواب یک پیرمرد را دیده بودند و گفته بودند تو کیستی و او گفته بود:من امام زمانم، من پیامبر زمانم، من بایزید زمانم و به سوی آسمان رفته بود.مدت ها بعد دوباره خواب آن شخص را دیده بود و پرسیده بود منظور شما از آن تعابیر چیست و او گفته بود من جمیع صفات الهی هستم(بنده در سوالی جدا همین قسمت را پرسیدم و گفتم ممکن است فرشته ای جمیع(نه جامع)صفات الهی باشد؟ که فرمودید ظاهرا چنین چیزی نیست و در احادیث نداریم).علت این که می دانم این خواب صادق است این است که آن فرد اصلا با این مفاهیم ارتباط و آشنایی ندارد که بگوییم خیالات خود اوست.نظر شما در مورد این خواب و تعابیری که آن پیرمرد در مورد خودش به کار برده چیست؟البته اصل خواب این شکلی است که در خواب می بیند آن پیرمرد زیر یک درخت دراز کشیده و او سر بالینش می رود و به خیال آن که مرده است برایش گریه می کند که ناگهان آن پیرمرد بیدار می شود و می گوید چرا گریه می کنی؟مگر نمیبینی فصل بهار است؟اولیا الله هیچ وقت در بهار نمی میرند.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید
4646
متن پرسش
با عرض سلام محضر استاد عزیز بنده مدتی است با خودم در مورد یک گناه درگیرم و هر کاری میکنم نمیتوانم دل را به طور کلی از محبت این گناه خالی کنم .خدا را شکر بعد از زیارت کربلا برکات زیادی نصیبم شد وتوبه کردم ولی متاسفانه بعد از چند ماه دوباره بارها به ان گناه رجوع و دوباره توبه کردم و واقعا خسته شده ام ناگهان میبینم تمام معنویتی که با زحمت در طول مدتی به دست اورده ام با رجوع به ان گناه از بین میرود و بسیار ناامید میشوم به طوری که احساس میکنم تمام زیارتها و دعاها و نماز هایم بر باد رفته است ضمن التماس دعا لطفا راهنمایی ام کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: «حارث محاسبی» می‌گوید از یک گناه هفتاد بار توبه کردم به این معنا که باز به آن گناه رجوع می‌کرده ولی چون به نور شریعت الهی از گناه‌بودن آن عمل غافل نبوده بالاخره نور شریعت غلبه کرده و از آن گناه آزاد شده. باز توبه کنید و تصمیم بگیرید مرتکب آن گناه نشوید، باز توبه کنید و باز توبه کنید و از نور عصمت ائمه«علیهم‌السلام» کمک بگیرید مشکل حل می‌شود، إن‌شاءالله. موفق باشید
4182
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم .بنده سالهاست که یاد مرگ و فکر مردن بسیار در ذهنم می آید و هر گاری که میخواهم انجام دهم ناگهان یاد مردن می افتد حتی ساختن یا خرید منزل ،به افرادی که سن وسال از آنان گذشته و همچنان حریصانه دنبال دنیا می دوند نگاه میکنم و متعجب میشوم،این گونه افکار منشاش چیست ؟این طور بودن خوب است یا بد؟2-بنده موفق به نماز شب نمیشوم در حالی که در اعمال شبانه روزم دقت میکنم که گناهی سر نزند (هر چتد سر میزند) قبل از خواب آیه آخر سوره کهف را میخوانم زمان را برای بیدار شدن را تنظیم میکنم اما نمیدانم چرا توفیق شب زنده داری را ندارم ،درصورت امکان راهنمایی ام نمایید.التماس دعا
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخن مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» که می‌فرماید: « اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا» چنان براى زندگى دنیاى خویش تلاش کن که گویا تا ابد زنده هستى، و براى آخرت خویش آنچنان کار کن که گوئى فردا از دنیا خواهى رفت.. باید بتوانیم بین آن دو تعادل ایجاد کنیم و این بسیار کار سختی است، سخت‌تر از آن که انسان تارک دنیا باشد 2- سعی بفرمایید قضای آن را به‌جا آورید تا روح، نورِ نماز شب را بشناسد. موفق باشید
3612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر - بنده 24 سالمه و مشغله و ضعف در اطلاعات و نخوندن عمل و گفتار در مواردی موجب عدم توانایی صد در صدم در راهنمایی خواهرم شده - خواهر بنده 12 سالشه و نماز نمیخونه - با تنبیه و قهر و توضیح و هرچی که شده تلاش کردم راهنماییش کنم ولی نمیتونم. متاسفانه عاشق اموری دیگه چون موزیک و دیدن سریال های مخرب خارجی شده و دیگه نمیدونم چه کنم . ازتون میخوام اولا من و دوما این بچه معصوم رو تا دیر نشده راهنمایی کنید . راضیش کردم هرچی سوال و شک و غیره هست رو براتون بنویسه . پاسخ رو خودم چک میکنم . هرچی برای من لازم هست بفرمایید . من بخش مربوط به خودشو بهش نشون میدم .متن زیر متن خودشه که عینا کپی کردم . زیاده عفو کنید. سلام من دختری هستم که چیز زیادی از خدا نمی دونم من سئوال های زیادی درباره ی خدا دارم و می خواهم از شما سئوال بپرسم 1- چرا ما باید نماز بخونیم به طوری که خدا گفته به نماز شما احتیاجی ندارم 2- مگه خدا مهربان نیست مگه همه گناها را نمیبخشه پس ما همه گناهارو انجام بدیم بعد توبه کنیم خدا مگه نمیبخشه مگه خودش نگفته همه ی توبه هارو قبول میکنم 3-چرا ما باید حجاب بگیریم 4- خداوند چگونه میتونه همه ی دونیارو نگاه کنه 5- از کجا معلومه که بهشت و جهنم هست 6- مگه خدا مارو نیاورده که توی دنیا شاد باشیم پس چرا تو ی دنیا این همه سختی داریم پس چرا توی این دنیا باید نمازبخونین قران بخونیم 7- بعضی از مردم هستن که میگن وقتی ما شیعه هارو بکشیم به بهشت میرویم شایداون ادم ها راست میگن اگه راست نگن این هاکه نمیدونن که این کار درست نیست فکر میکنن درست است وخدا در آخرت ا این جور آدم هاکه بی آگاه هستن آن هارا به بهشت میفرستد یا جهنم 8- چرا وقتی ما دعا میکنیم برآورده نمیشود مگه خدا دعا هارا بر آورده نمیکند 9- چرا دعا های گناهکارها بر آورده میشود و دعا های نیکو کاران بر آورده نمیشود آگه هم برآورده شود دیر برآورده میشود 10-چرا نیکوکاران زود میمیرند ولی گناهکار ها دیر پس اگه من میخواهم زیاد در این دنیا بمانم باید گناهکار شوم 11- اگه اون دنیا زیبا است پس چرا ما از مرگ میترسیم 12- چرا خدا مارا آدم آفریده است 13- چرا وقتی یک صحنه تو زندگیت اتفاق مافتد احساس میکنی این صحنه را جایی دیدی 14-از کجا باید مطمئن باشیم که خدا مهربان است یا از کجا باید مطمئن باشیم که اون دنیا وجود دارد 15- چرا من توی کشور ایران کشور مذهبی دنیا اومدم 16-چرا خداوند برای یک کسی سر نوشت خوب و یک کسی سرنوشت بدی نوشته است 17-چرا خداوند کسی را زیبا و کسی را زشت آفریده است 18-چرا ما با نماز و قرآن خوندن آرامش میگیریم 19- شاید من هم اگه امام حسین بودم یا هر امامی بودم مهربان میشدم 20- چرا این همه سال از شهادت امامان میگذره ولی مردم برای آنها عزاداری میکنن 21-چرا ما برای امامان عزاداری میکنیم ولی برای شهدایی که در جنگ ایران شهید شدن عزاداری خوب نمیکنیم مگه اون ها مهربان نبودند مگه نیکو کار نبودند مگه برای کشورو مردمان جان خود را فدا نکردند 22- چرا باید اول هر چیز نام خدا رو به زبان آورد 23- چرا امام مهدی ظهورنمیکند 24-بعضی ها میگن وقتی که امام زمان ظهور کند یک پیر زن اون را به شهادت میرساند مگه امام زمان وقتی میاید همه گوناه کار هارا نمیکشد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روش درست آن است که به جای جواب‌دادن به تک‌تک این سؤالات خواهرمان معارفی پیدا کند که در زیر سایه‌ی آن معارف این سؤالات جواب داده شود. پیشنهاد می‌کنم ابتدا کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و بعداً کتاب «چه نیاز به نبی» را مطالعه فرمایند. موفق باشید
3560
متن پرسش
ایا اگر ما به جای شاه بودیم واز بچهگی در جایی بزگ میشدیم که در اطراف ما ادم هایی بودند که همش به ما احترام بیهوده گذاشته-دست مارا بوسیده-مارا والا حضرت نامیده -در اطراف ما پر از طلا و جواهر بوده از دیوا ها شوت پر بوده و حرف هایی از دین جز احکام ان که البطه مضحک کردن انها به شاه رسیده ایا بیشتر زمان نمیخواست وهمراه با عشق به اینکه دوست داریم انها هم بهشت برون وبدون مرگ بر شاه گفتن و با ارامش بیشتر حرکت کردن بهتر نبود ایا مثل برخورد ما با امریکا نیست خودتان را جای انها بگذارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرآن در آیات 172 و 173 سوره اعراف خبر از تعهد فطری انسان در مقابل خدا می‌دهد که انسان ذاتاً حق را می‌شناسد و ربوبیت او را پذیرفته، می‌فرماید: « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ » یعنی آنگاه که از فرزندان آدم،از پشت نسل‌هایشان،تعهد گرفتیم، خودشان را گواه خودشان گرفتیم، که آیا من ربّ شما نیستم؟ گفتند: آری شهادت می‌دهیم. این کار را کردم تا روز قیامت نگویند ما نسبت به ربوبیت تو غافل بودیم، یا بگویند که پدران ما مشرک بودند و ما هم فرزندان آنها بودیم و از خود اطلاعی نداشتیم، آیا ما را هلاک می‌کنی به جهت کاری که آن باطلان کردند؟ نتایج آیه : الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است. ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند. ج – همه با یک علم ذاتی و حضوری پروردگارشان را می‌شناسند. د – در قیامت بدکاران نمی‌توانند بگویند ما از ربوبیت خداوند بی‌اطلاع بودیم، چون جانشان چنین تصدیقی را همواره داشته و آنها با مشغول کردن خود به دنیا، آن صدا را در خود خاموش کرده و در نتیجه نشنیدند. ه – با توجه به این ذات و فطرتِ آشنایِ به پروردگار هستی، نمی‌توانند بگویند چون پدران ما مشرک بودند ما هم مشرک شدیم و محیط و تربیت خانوادگی را بهانه‌ای برای بدبودن خود بگیرند. لذا ریشه اصلی بد بودن و خوب بودن هر کس، خود فرد است و محیط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه یا شرایط هستند و علت اصلی خود انسان است که در مقابل ندای فطرت چه موضع و انتخابی بکند. و چه بسا از والدین غیر صالح و در محیطی فاسد، انسان‌هایی متعالی سربرآورند، چرا که این انسان‌ها نگذاشتند صدای فطرت‌ در جانشان خاموش شود. و - این نوع رویارویی با پروردگار که از طریق علم حضوری و شهود قلبی انجام می‌گیرد، جای انکار و عذری باقی نمی‌گذارد. ز - چون انسان فطرت و ذاتی دارد که آن ذات و فطرت، خدا را می‌شناسد، انسان می‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخیص دهد. ح – کار مربی در اصلاح انسان‌ها « ذکر و تذکر» به حقایق است تا انسان براساس فطرتش به خود آید و به خود حقیقی‌اش که از رسیدن به آن راضی است، دست یابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلی را در پذیرفتن ندای فطرت و یا پشت‌کردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همین جهت هم می‌شود از یک پدر و مادر در شرایط مساوی دو فرزند به‌وجود آید که یکی کاملاً به فطرت خود پشت کرده‌باشد و لذا نباید نقش محیط و خانواده و امثال این‌ها را عمده کرد و بدی بدکاران را از دوش آنها برداشت، و یا والدین علت اصلی انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند. 7- توحید فطری : یعنی انسان فطرتاً هم خدا را « خالق هستی» و هم « ربّ هستی » و هم « اله و معبود هستی » می‌شناسد. یعنی فطرت انسان، توحید را در همه ابعاد آن درک می‌کند. لذا امام‌معصوم(علیه‌السلام) می‌فرمایند: « فَطَرَهُمْ عَلَی‌التَّوحید » یعنی براساس توحید، انسان سرشته شده. و در نتیجه در عمق جانش می‌فهمد خدایی در صحنه است که هم خالق هستی و هم رب هستی و هم معبود اوست. در همین رابطه قرآن می‌فرماید: « أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ، وَ اَنِ اعْبُدُونی هَذا صِراطٌ مُسْتَقِیم »(یس/ 60) یعنی ای فرزند آدم! مگر به شما سفارش نکردم و شما تعهد نکردید که شیطان را نپرستید، زیرا که او برای شما دشمنی آشکار است، و مرا بپرستید که راه مستقیم همین است و بس. یعنی راه راست، همان راه است که فطرت انسانی نشان می‌دهد و آن پرستش خدای یگانه است و پرستش هر معبودی غیر خدا کج‌روی و انحراف از مسیر مستقیم فطرت است و فراموشی پرستش خدای متعال در واقع؛ دورافتادن از فطرت انسانی و فراموش‌کردن خویشتن حقیقی خویش است. موفق باشید
2615
متن پرسش
سلام علیک سیر مطالعاتی برای تفسیر قران کریم میخواستم.برای شروع مطالعه تفسر المیزان چه سیر مطالعه ای را پیشنهاد میکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» در ویرایش جدید نکاتی را عرض کرده‌ام. پیشنهاد بنده آن است که اگر ابتدا بحث «ده نکته و برهان صدیقین» را همراه با سی‌دی دنبال کنید راحت‌تر مبانی علامه را می‌فهمید. موفق باشید
1621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی؛سلام علیکم؛حضرتعالی در کتاب وزین تمدن زایی شیعه(صفحه138)فرمودید: """...در این صورت رهبر و مدیر جامعه اگر بخواهد جامعه را جلو ببر باید کاری کند که جامعه سوار تکنولوژی موجود شود و افسار آن را در دست بگیرد تا ...""" حال اگر جامعه ای را در نظر بگیریم که بخواهد بدون سوار شدن بر تکنولوژی غربی امروزی ، به ابزارسازی مورد نظر دین توجه کند و به آن بپردازد ، آنگاه چه اتفاقی ممکن است بیافتد؟ اگر در مراکز و مجموعه های فرهنگی ، مدیران بخواهند مدیریتی بر پایه معاد بدون در نظر گرفتن دوران گذار داشته باشند ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حرکت تاریخی یک جامعه غیر از یک فرد است. جامعه باید در افقی که در پیش دارد نوعی از زندگی را در نظر بگیرد تا بتواند به مرور از زندگی غربی عبور کند و این است که باید سعی کنیم تکنولوژی موجود را به مرور به سوی ابزار مورد نظر خودمان تغییر دهیم. در حال حاضر افراد جامعه تصوری غیر از ابزارهای موجود ندارند تا بخواهند به آن بپردازند. زندگی بر پایه‌ی معاد به آن معنا است که مردم به زندگی ابدی بیشتر اهمیت بدهند تا زندگی زودگذر دنیایی، ولی در هرحال باید زندگی کنند و طوری زندگی را شکل دهند که مشغول دنیا نشوند، با این‌همه آیا می‌توانند در حال حاظر ماشین سوار نشوند و یا از برق استفاده نکنند؟ این‌ها ابزارهایی است که برای داشتن‌اش ما را سخت گرفتار طبیعت می‌کند، پس باید با کمترین وابستگی از آن‌ها استفاده کرد تا شرایطی فراهم شود که از آن‌چه طبیعت خدا در اختیار ما می‌گذارد استفاده کنیم و به جای تخریب طبیعت آن را برای زندگی بهتر بپرورانیم. با دقت درمثال چاه عمیق با قنات که در کتاب تمدن زایی شیعه طرح شده شاید بتوان موضوع را درست دنبال بفرمائید . موفق باشید
780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید حضوراستاد گرامی و همکاران. استاد، عقیده من بر این است که انسان البته با اختیار خود اقدام به انجام امور و انتخاب و .. می کند، اما در این بین هرکاری انجام می دهد در دایره قدرت و اختیار خداونداست. اگر کار نیکی انجام می دهد توفیق از جانب خداوند بوده. اگر روزی به او می رسد البته سعی و تلاش خودش هم سنت الهی است و باید باشد، اما روزی را خداوند قسمت او کرده و به هر طریق به دست او میرساند حال روزی یا مادی باشد یا معنوی. اگر رشته ای قبول می شود، اگر ازدواج میکند، اگر شغلی پیدا میکند تماما روزی او بوده و باید به او میرسیده و امکان نداشته که به او نرسد. و حتی اگر انسانی تلاش کند اما ضعیف باشد و مثل برخی افراد گرگ گونه بدنبال کسب روزی نباشد، خدا خودش روزی او-مادی و معنوی- را بدست او میرساند. عقیده ام بر این است که انسانی که بر خدا توکل کند و امورش را به وی بسپارد خدا خودش تمشیت امورش را بر عهده میگیرد و اور را به آن راهی که باید می کشاند و صلاح و مصلحتش را جلوی پایش میگذارد. عقیده ام بر این است که درست است ما تلاش میکنیم و باید تلاش کنیم برای زندگی، اما خیلی از مسائل را ما نمیدانیم و از دایره علم ما خارج است و خود خدا مستقیما اراده شان می کند. استاد گرامی سوال من این است آیا این عقاید درست است؟ خواهشا اگر اشکالی در آن هست متذکر شوید تا من اصلاحشان کنم و مسئله دیگر این است که من زمانی سوالی از محضر شما پرسیدم و شما این مسئله اراده و اختیار انسان را آنقدر پررنگ قلمداد کردید که نظام فکری من بهم ریخت. آخر من ازکتابها و سخنرانی های خودتان همیشه چنان برداشت کردم که دنیا دارای مدیریت قوی -خداوند متعال - است و جنگل نیست و خدا همه امور را تحت کنترل و فرمان دارد و لا موثر فی الوجود الی الله و حتی اگر ما اراده کنیم و با اختیار خود بخواهیم کاری را انجام دهیم در خیلی موارد بطور نامحسوس ممکن است خدا بعللی مانع شود و نتایج جور دیگری شود و ... اما جوابی که آن روز شما به سوالم دادید مرا بهم ریخت. خواهشمندم به من بگویید آیا عقاید من درست است؟ اگر نه درست آن چیست؟ استاد ما برای شما آرزوی طول عمر با برکت میکنیم. چرا که در زمان غیبت امام زمان و زمانی که ما از درک محضر ایشان محرومیم و محرومیم از این که در حضورش بنشینیم و انبوه سوالاتمان را بپرسیم، شما در ظل عنایات ایشان، با صبر و حوصله پاسخگوی سوالات ما هستید. خدا انشاءالله به حقیقت امام مهدی عج الله فرجه بر توفیقات شما بیفزاید و خودش اجر شما را بدهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: به نظر بنده آنچه می‌فرمایید حکایت از عقیده‌ی پاک و نورانی دارد و اگر طوری در اختیار داشتن انسان تأکید کرده‌ام که اختیار انسان در عرض اراده‌ی حضرت باری تعالی قلمداد شده و به آن عقیده خوب شما خدشه‌ای وارد شده است از خدا طلب مغفرت می‌کنم و از جنابعالی عذرخواهی می‌نمایم. در راستای تأکید بر آنچه در قسمت اول سؤال فرمودید اخیراً در شرح آیه‌ی59 سوره‌ی انعام عرایضی مطرح شده مبنی بر این‌که: «وَ لا رطبٍ و لا یابِسٍ إلاّ فی کتابٍ مبین» هیچ تر و خشکی نیست مگر آن‌ در کتابی نورانی ثبت است. موفق باشید
34756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خسته نباشید استاد عزیز. در این ماه عزیز و ایام مبارک آتیه خاضعانه از شما التماس دعا داریم. استاد حضرت امام (ره) در مورد آیه شریفه «إنا عرضنا الأمانة على السماوات والأرض والجبال فأبين أن يحملنها وأشفقن منها وحملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا» می فرمایند: این بالاترین وصفی است که برای انسان گفته شده است ظلوم یعنی همه بت ها را شکسته همه چیز را شکسته جهول یعنی به هیچ چیز توجه ندارد هیچ چیز را متوجه به آن نیست. سخن ایشان را توضیح می دهید یعنی فضل انسان در فهمیدن ظلوم و جهول بودن انسان است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمينى «رحمةالله ‏عليه» در همين رابطه مى‏ فرمايند:

آن كه بشكست همه قيد، ظلوم است و جهول‏

وآن‏كه از خويش‏ وهمه كون‏ ومكان غافل بود

آن علمى كه مانع تجلى انوار الهى است، حجاب سالك است، و درست است كه در عرف جامعه هر دانايى را علم مى‌‏گويند ولى نظر به اين‏كه اين دانايى ‏ها مانع ارتباط ما با خدا باشد، حجاب به حساب مى ‏آيد و در راستاى جاهل‏ شدن به اين دانايى ‏ها است، كه گفت:

در بر دل‏شدگان علم، حجاب است حجاب‏

از حجاب آن‏كه برون رفت به ‏حق جاهل بود

اين نوع جهلِ به ماسِوَى الله، و تمام نظر را به حق انداختن، موجب مى ‏شود تا انسان شايسته پذيرش امانت الهى شود كه گفت:«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ‏ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا»[1] ما امانات را بر آسمان‏ها و زمين و كوه‏ ها عرضه كرديم و همه از پذيرفتن سر باز زدند و از تحمل آن در زحمت افتادند، ولى انسان آن را حمل نمود، كه او ظلوم و جهول بود. از يك جهت اگر كسى از علم خارج شود جاهل است و از طرفى علم حجاب است، در نتيجه درست است كه اگر كسى از علم خارج شد، جاهل محسوب مى‏‌شود، ولى اگر هم در حجاب علم بود، از رؤيت حقيقت محروم است. خداوند در قرآن مى‏ فرمايد: ما امانت خودمان را بر آسمان‏ها و زمين و كوه‏ ها عرضه كرديم، ولى هيچ كدام نتوانستند آن را تحمل كنند و بپذيرند. ولى انسان پذيرفت، چون ظالم و جاهل بود.

زنده باد اين ظلم و جهل كه موجب شد انسان امانت‏دار الهى شود! آن هم امانتى كه هيچ يك از اعضاى هستى نتوانستند آن را بپذيرند. پس معلوم است كه ظلوم و جهول بودن انسان كه موجب پذيرش امانت الهى شود، يك نوع كمال است و آيه در صدد مدح انسان به جهت آن كمال است. در ابتدا ممكن است اين طور به ذهن آيد كه ظلوم و جهول نبايد صفت خوبى باشد، ولى از سياق آيه معلوم است كه در اين‏جا به عنوان دو صفت خوب مطرح است، به طورى كه مى‏ فرمايد؛ همين صفات موجب شده تا انسان امانت الهى را بپذيرد. لذا در تفسير آن مى ‏گويند: انسان نسبت به نفس امّاره خود ظلوم است، و نسبت به همه چيز غير از خدا جهول، پس چون خود را نديد توانست حق را ببيند و پذيراى انوار الهى باشد و به آن نوع علم كه موجب خودبينى مى‏ شود جاهل بود و گرنه همان علم حجاب بين او و انوار امانات الهى مى‏ شد. اگر خودش را حمل كرده بود كه نمى‏ توانست امانت الهى را حمل كند، پس معلوم است اگر بخواهد امانت الهى را حمل كند خودش را بايد زير پا بگذارد. حال اگر بخواهد خودش را زير پا بگذارد، نسبت به خود ظلوم مى‏‌شود، حال چه‏ چيزى را بايد ببيند كه خود را نبيند؟ خدا را فقط بايد ببيند، پس نسبت به ديدن غير خدا جهول است، از طرفى جهل مقابل علم است پس معلوم است يك علمى است كه مانع رؤيت حق است و لذا در مورد آن مى‏ فرمايند: «العلمُ هُو الحجابُ الْاكبر»[2] علم همان حجاب اكبر و حجاب بزرگى است كه مانع ارتباط انسان با حقيقت مى‏ شود، كدام علم است كه مطلوب نيست؟ علمى كه نگذارد من خدا را ببينم، آن علمى كه مرا به خودش مشغول كند، آن علمى كه مفاهيم حقيقت باشد و نه خود حقيقت، حال آن علم، چه علم به مفاهيم معنوى باشد و چه علم به مفاهيم غير معنوى، وقتى كه با آن علم، محبوب من در حجاب مى ‏رود، ديگر به چه كار من مى‏ آيد؟ لذا است كه حضرت امام خمينى «رحمةالله‏ عليه» مى‏ فرمايند:

آن‏كه بشكست همه قيد، ظلوم است و جهول‏

وآن‏كه ازخويش‏ وهمه كون و مكان غافل ‏بود

چرا ظلوم و جهول آن كسى است كه از همه كون و مكان بايد غافل باشد؟ چون؛

در بر دل شدگان علم حجاب است حجاب‏

از حجاب آن كه برون رفت به‏ حق جاهل بود

چون از حجابِ علم در آمده پس جهول است و از طرفى چون از حجاب در آمده به حقيقت رسيده. پس:

عاشق از شوق به درياى فنا غوطه ‏ور است‏

بى‏ خبر آن كه به ظلمتكده ساحل بود

وقتى از حجاب عقل و علم خارج شد، آن چنان به درياى فنا غوطه‏ ور مى‏ شود كه اصلًا اهل عقل و هوشيارى كه در ظلمتكده ساحل ايستاده‏ اند، نمى‏ توانند آن حالت را دريابند، چون به قول مولوى؛

عقل گويد شش جهت حدّ است و ديگر راه نيست‏

عشق گويد راه هست و رفته‏ ايم ما بارها

حال با تمام اين حرف‏ها اولين مشكلى كه براى شما پيش مى‏ آيد همين «جهول» بودن است كه بايد نسبت به رسم زمانه و عادت‏هاى فكرى جاهل باشيم و اين خلاف عادت زمانه است و با قدم گذاشتن در خلاف عادت زمانه است كه بصيرت حقيقى شروع مى‌‏شود، به گفته حافظ:

از خلاف آمد عادت بطلب كام، كه من‏

كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم‏

بشر امروز به علمى عادت كرده كه نمى‌‏تواند بفهمد اين علم حجاب حقيقت است و علمى بالاتر از اين علم ‏ها هست كه اساساً رويكردش با اين علوم متفاوت است، ولى به راحتى حاضر نيست وارد آن رويكرد بشود. براى اين كه آن علم و آن رويكرد خلاف عادت او است، براى اين كه آن چه را علم مى ‏داند، آن چه را قرآن مى ‏داند، آن چه را دين مى‏ داند، آن چه را كه فكر مى‏ داند، همه و همه مفاهيمى بيش نيستند، مفاهيم كجا و حقايق كجا! وقتى عادت نداشتيم قرآن را دريچه ارتباط با حقايقِ نورى بگيريم چگونه مى توانيم به مقام يگانگى با حقايق برسيم و به گفته حافظ «كسب جمعيت» كنيم و به يگانگى با حقايق نايل شويم. شرط ارتباط با هر مرتبه از قرآن، طهارت است، از مقام كريم و مكنون قرآن كه با قلب مطهرون مرتبط است گرفته، تا مرتبه لفظ قرآن كه بايد با دست با وضو با آن تماس گرفت، وگرنه آداب و ادب ارتباط با قرآن رعايت نشده است. و عزيزان عنايت داشته باشند، اگر نظر به مرتبه عاليه قرآن مى‏ شود و ادب و آدابِ ارتباط با آن مرتبه مورد بررسى قرار مى ‏گيرد، بدين معنى نيست كه آداب و ادب ارتباط با مرتبه نازله قرآن مورد غفلت قرار گيرد، و البته در مورد هر حقيقتى مسئله از همين قرار است، و لذا نبايد تصور شود قراردادن فقه و اصول در رديف اعتباريات، موجب كاهش ارزش آن مى ‏شود، چون اين نوع اعتباريات كه ريشه در حكم الهى دارد خود تعيين‏ كننده بسيارى از خط مشى ‏هاى حقيقى است و همين بايد و نبايدهاى فقهى، خود مشخص كننده حقايق است. حرف ما اين است كه مواظب باشيم نظرمان نسبت به حقايق منحرف نشود و اين ممكن نيست مگر اين‏كه از طريق فقه و اصول عمليه سير خود را مديريت كنيم. موفق باشید

 

[1] ( 1)- سوره احزاب، آيه 72.

[2] ( 1)- محمد بن حمزه فنارى« مصباح الانس»، ص 180.

20964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در راستای فهم معاد جسمانی و طریق سلوک عرفا و تببین ارتباط روح با بدن و مدارج عالی سیر الی الله و تفسیر قابل فهم برای محققین در علم معرفت و النفس لطف بفرمایید حدیث معراج پیامبر اسلام را شرح بفرمایید و اگر به کتاب تبدیل شود که بهتر مورد استفاده است. ان شاءالله. در غیر اینصورت راهنمایی بفرمایید تفسیر حدیث را بجز به قلم زیبای شما از کجا باید جستجو کرد؟ با تشکر از زحماتتان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدیث «معراج» را آیت اللّه مصباح در کتابی به نام «راهیان کوی دوست» شرح کرده‌اند. بنده هم سال‌های گذشته در اعتکاف‌های متعدد عرایضی داشته‌ام که به نظرم صوت آن‌ها باید در مجموعه‌ی دی‌وی‌دی‌های «لبّ المیزان» باشد. در این مورد می‌توانید با جناب آقای نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

19500
متن پرسش
سلام: آیا شهریار یک شاعر مقید به احکام شرعی بوده است یا یک فرد لاابالی؟ یا معمولی؟ در یک کتاب که خاطراتی از ایشان نقل شده بود ظاهرا توسط آقای نیک اندیش که همواره همراه ایشان بوده است) مکرر مطالبی آورده که ما متوجه می شویم که شهریار اصول اخلاقی و شرعی را چندان رعایت نمی کرده. مثلا او شوق دیدار یک زن آوازه خوان به نام قمرالملوک را داشته و وقتی او می میرد ناراحت می شود و در وصف او شعر گفته است و آن زن او را بوسیده است. شهریار دست دختری را می بوسد. شهریار به معشوقه پیشینش که فرزند هم داشته سر زده است. و از حسرت نرسیدن به هم برای هم نامه خاطرات گذشته را نوشته اند. شهریار به خانه یک ارمنی باده فروش رفته. شهریار انگار هر دختری را میدیده عاشقش می شده. آیا او مقید به مذهب نبوده؟ یا مذهبی که ما داریم سخت گرفته ایم که این چیز ها برایمان بد است؟ ما فقط یک تصویر از او در ذهن داریم و آن هم شعر علی ای همای رحمت است. قضیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که حداقل باید زندگانی مرحوم شهریار را به دو مرحله تقسیم کرد: مرحله‌ای قبل از انقلاب اسلامی که در فضای روشنفکری به‌سر می‌برد با خصوصیاتی که آن فضا دارد و در عین حال، یک شاعرِ هنرمندی است که ریشه‌های معنوی و معناگرایی در شعر او چشم‌گیر است. و مرحله‌ی بعد از انقلابِ او که از فضای روشنفکری فاصله گرفته و به اردوگاه متعهدین نسبت به انقلاب اسلامی پیوسته در عینِ طعنی که از طرف روشنفکران به او زده می‌شد. شهریار دوره‌ی اول، شاعرِ عاشق‌پیشه‌ای است که به هر حال، روحِ زیباگرایی او بعضاً عنان او را از او می‌رُباید. در این رابطه شاید بتوان علاقه به صدای آن خانم را توصیه کرد، وگرنه در کلّ، اشعارِ او حکایت از آن دارد که به افق‌های بس متعالی نظر دارد. به گفته‌ی آیت اللّه محمدتقی جعفری شعر «حیدر بابا» انسان را از زمین می‌کَنَد و به معراج می‌برد. در آخر از این موضوع هم نباید غفلت کرد کسی که حرکات و سکنات او را برای ما گزارش می‌کند، از نگاهِ معمولی خود می‌نگرد نه از نگاه شاعر و حالات شاعرانه‌ی او. شهریار، شاعری نیست که بتوان او را نادیده گرفت، و از حالات روحانی او که در آخر عمر به فوران آمده است برای زیست‌جهانِ خود استفاده نکرد. موفق باشید  

17982
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام خدمت استاد: بنده حقیر جنسیتم مذکر است اما این شبهات در ذهنم آمده است! احادیثی در حلیة المتقین در مورد زنان دیدم که برایم سوال به وجود آورد: مثلاً احادیثی که اجازه می دهد که مرد در مقابل کنیز دیگری با کنیز دیگری نزدیکی کند؟ اما در مورد زن آزاده نباید چنین کاری انجام دهد! ایا تبعیض مورد رضایت اسلام است؟ و احادیث دیگر از همین قبیل! همچنین احادیث دیگری در مورد حقوق زن نسبت به مرد که به نظر میاد زنان یک دهم حقوق برعکس را هم ندارند! یا احادیث طوری مشورت با زنان را مطرح می کند که گویی اینان انسان نیستند ... (شما در معرفت نفس می فرمودید فقط بدن زن و مرد دارد حقیقت ما جنس ندارد) پس چطور این احادیث این چنین برداشت می شود!؟ مطمئنا اسلام عیبی ندارد درک من و فهم من از احادیث کم است یا مشکل جای دیگری ست! متشکر می شوم اگر کمک کنید و یا منبع و کتابی معرفی کنید تا این شبهات برطرف شود. نمونه قسمتی از حلیة المتقین: در حديث صحيح از امام محمّد باقرعليه السلام منقول است: زنى آمد به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم و گفت: يا رسول اللَّه صلى الله عليه وآله و سلم چيست حق شوهر بر زن؟ فرمود: لازم است كه اطاعت شوهر بكند و نافرمانى او نكند، و از خانه او بى رخصت او تصدق نكند، و روزه سنّت بى رخصت او ندارد و هر وقت اراده نزديكى او كند مضايقه نكند، اگرچه بر پشت پالان شتر باشد، و از خانه او بى رخصت او بدر نرود، و اگر بى رخصت بدر برود ملائكه آسمان و زمين و ملائكه غضب و ملائكه رحمت، همه او را لعنت كنند تا به خانه برگردد. گفت: يا رسول اللَّه! حقّ كى بر مرد از همه كس عظيم تر است؟ فرمود: حقّ پدر. گفت: حقّ كى بر زن از همه عظيم تر است؟ فرمود: حقّ شوهر. پرسيد: من به شوهر آن قدر حق ندارم كه او بر من دارد؟ فرمود: از صد تا يكى نه. آن زن گفت: قسم مى خورم به آن خدايى كه تو را به حقيقت فرستاده است، هرگز شوهر نكنم. در حديث ديگر فرمود: هيچ چيز بى رخصت او به كسى ندهد و اگر بدهد، گناهش براى زن است و ثوابش براى شوهر. و هيچ شب نخوابد كه شوهر از او خشمناك باشد. زن گفت: هر چند شوهر بر او ظلم كرده باشد؟ فرمود: بلى. حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر زنى كه شب به سر آورد و شوهر از او آزرده باشد، نمازش مقبول نباشد تا شوهر از او راضى باشد، و هر زنى كه بوى خوش براى غير شوهر بكند نمازش مقبول نيست تا آن بوى خوش را از خود بشُويد. و فرمود: سه كس هستند كه هيچ عمل ايشان به آسمان بالا نمى رود: غلام گريخته، زنى كه شوهرش از او راضى نباشد و كسى كه جامه خود را از روى تكبر، بلند آويخته باشد. امير المؤمنين عليه السلام وصيت فرمود به امام حسن عليه السلام: زينهار! مشورت با زنان مكن، رأى ايشان ضعيف و عزم ايشان سست است. و ايشان را پيوسته در پرده بدار و بيرون مفرست و تا توانى چنان كن كه به غير از تو مردى را نشناسند و به ايشان خدمتى به غير آنچه متعلق به خودشان دارد مگذار، كه اين از براى حال ايشان و خشنودى ايشان و حسن و جمال ايشان بهتر است. زيرا كه زن گل است خدمتكار نيست، و همچنين خودش را گرامى دار و سخنش را در حقّ ديگران قبول مكن و اختيار خود را بسيار به دست او مده. در حديث معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم منقول است: زنان را در غرفه و بالاخانه جا مدهيد و نوشتن به ايشان مياموزيد و سوره يوسف را تعليم ايشان مكنيد و چرخ رشتن به ياد ايشان بدهيد و سوره نور را به ايشان تعليم كنيد. حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم نهى فرمود از آن كه زنان را بر زين سوار كنند. و فرمود: در نيكى اطاعت زنان مكنيد تا آن كه به طمع نيفتد در امر كردن به شما به بدى ها، به خدا پناه بريد از بَدان ايشان، و از نيكانشان در حذر باشيد. امام محمّد باقرعليه السلام فرمود: رازى به ايشان مگوييد و درباره خويشان شما آنچه گويند، اطاعت مكنيد. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: مردى كه كارهاى او را زنى تدبير كند ملعون است. حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم چون اراده جنگ داشتند، با زنان خود مشورت مى كردند و آنچه ايشان مى گفتند خلاف آن مى كردند. حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: هركه اطاعت زن خود بكند خدا او را سرنگون در جهنّم اندازد. گفتند: يا رسول اللَّه! اين اطاعت كدام است؟ فرمود: از او رخصت بطلبد كه براى رفتن به حمام‌ها و عروسى‌ها و عيدها و عزاها برود و او را رخصت بدهد و جامه هاى نازك از او طلبد كه در بيرون بپوشد و شوهر براى او بگيرد. در حديث ديگر فرمود: مثل چنين، مثل استخوان كج پهلو است، اگر او را به حال خود مى گذارى منتفع مى شوى و اگر مى خواهى راست كنى مى شكند، پس صبر كن برناخوشى هاى ايشان. با عرض عذرخواهی به خاطر گرفتن وقت شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» تأکید شده است، مطابق آیات قرآن برای رسیدن به حیات طیبه هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست و هر دو استعداد رسیدن به عالی‌ترین کمالات را دارند و از این جهت است که باید این‌گونه روایات را مطابق وضع تاریخی و اشارات خاصی که مدّ نظر روایت بوده است معنا کرد و نه به صورت مطلق. بدین معنا که در بسیاری موارد، منظور از «نساء» و عدم مشورت با آن‌ها، شخصیت‌های شهوت‌زده و ترسو است نه مطلق زن به همان دلیل که ائمه«علیهم‌السلام» در نسبت با زنان کمال احترام و ارزش را داشته‌اند. موفق باشید

نمایش چاپی