بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11377
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده سیر مطالعاتی بلند مدت شما را شروع کرده و خدا رو شکر تا مبحث حرکت جوهری رسیده ام و تاکنون مشکلی در فهم و درک این مباحث نداشته ام اما از شروع مبحث حرکت جوهری هر چقدر کتاب را می خوانم و مباحث را گوش می دهم، نمی توانم مثل بقیه ی مباحث درکش کنم، لذا خواهشمند است این حقیر را راهنمایی نموده و بفرمائید که باید چکار کنم؟ و با توجه به اینکه تعداد فایل صوتی شما مانند کتاب معرفت نفس برابر با تعداد دروس نیست، آن را چگونه باید گوش دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم فعلاً لازم نیست ذهن خود را مشغول مباحث حرکت جوهری کنید. بعد از برهان صدیقین، مباحث معاد را دنبال بفرمایید در بحث معاد عرایضی در رابطه با حرکت جوهری دارم إن‌شاءاللّه در آن‌جا مشکل حل می‌شود. موفق باشید

11117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد همانگونه که می دانید انسان در راه سیر و سلوک هر ذکری را نمی تواند بگوید، بنده یک تقاضایی داشتم و آن اینکه طبق شرایط حقیر یک سری اعمالی را و همچنین اورادی را که از صبح تا شب باید انجام بدهم را بفرمایید تا نفس به حجاب رفته ام آزاد شود، در ضمن مباحث انسان شناسی و معاد و برهان صدیقین را هم کارکردم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده می‌دانم همین اذکاری است که در مفاتیح هست. مثل «صلوات» و «لاإله إلاّ اللّه» و «یا حیّ و یا قیّوم» و «قل هو اللّه احد» و «آیت الکرسی». این اذکار توجه قلب را به خدا و ائمه«علیهم‌السلام» می‌اندازد و به روح جهت می‌دهد. موفق باشید
10282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در کتابهایتان که مربوط به معرفت نفس می باشد (مثل خویشتن پنهان) با ذکر مثالهایی سعی در تبیین مفاهیم خودشناسی دارید. مثلا عرض کردید زمانی که انسان در آستانه خوابیدن است در خواب می بیند که مثلا از بلندی پرت می شود یا پایش به پله می خورد و گفتید که این دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم است که در قوه خیال اینگونه متمثل می گردد. در مورد جدا شدن روح از بدن ناسوتی به عنوان یک حقیقت و با توجه به نص صریح قرآن شکی نیست. حال سوالی که مطرح می شود این است که چگونه و از کدام منبع پی به این قضیه برده شده که به فرض مثال این نوع خواب دیدن منتسب به آن حقیقت می باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را هرکس با تجربه‌ی خودش بر اساس معارفی که از معرفت نفس دارد می‌تواند تحلیل کند. کتاب «معرفتِ نفس و حشر» می‌تواند کمک کند. موفق باشید
9410
متن پرسش
ببخشید، من از آن جمله تان جواب این سؤالم را نگرفتم؛ آیا این حرف درست است که بگوییم: «آن پدیدهای که نفسْ علت تامة آن است (مثل صورتهای ذهنی)، اینطور نیست که لزوماً مظهر نفس (مثل خشم) هم علت تامة آن پدیده باشد.»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث مظهر و ظاهر فکر نمی‌کنم بتوان صورت‌های ذهنی را جای داد، آن را باید در یک تقسیم‌بندی دیگری قرار داد. مظهر محل ظهور باطن است و جنبه‌ی محلیت آن باید حفظ شود. موفق باشید
9305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. مدتی پیش در جلسه ای نشسته بودیم که پیرامون مباحث توحیدی بحث شد و من آنجا متوجه شدم که چقدر نسبت به توحید و اصول دین ناآگاهم از این مسئله خدا را شکر میکنم که متوجه شدم اما مشکل اصلی بنده این است که از بین آثار متعدد و استادان و فضلای دینی واقعا نمی توانم یک سیر را انتخاب کنم. مثلا نمی دانم کتاب اصول عقاید علامه مصباح را شروع کنم یا کتب شهید مطهری یا دیگران. از شما خواهشمندم بنده را در این جهت راهنمایی کنید و یک سیر مطالعاتی خوب و پر مغز و طوری که برای یک جوان 19 ساله قابل فهم باشد به بنده معرفی کنید. از آثار خودتان یا دیگر علما هر طوری که فکر میکنید مباحث توحیدی و اصول دین را با برهان های قرآن و معصومین پیگیری کرده و دلیل عقلی هم دارد ... 2. پس از این جلسه بین دانشگاه و حوزه تردید کردم با توجه به اینکه بنده امسال کنکور انسانی دادم و فکر حوزه هم در سر داشتم به نظر شما با این فقر اطلاعاتی در مورد مبانی توحیدی که در خود متوجه شدم حوزه را انتخاب کنم برای من بهتر است یا با دانشگاه هم میشود پیگیر این مسائل بود و به صورت ناب و کامل به آنها دسترسی داشت؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ ان‌شاءالله سیر مطالعاتی که روی سایت هست شما را کمک می‌کند. 2ـ در دانشگاه و در حوزه امکان این‌که انسان خوب شود هست هر چند اگر کسی شرایط حضور در حوزه را دارد نباید فرصت را از دست بدهد. موفق باشید
9243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما درباره استاد مرتضی مرتضوی و آثار ایشان و نگاه ایشان به تصوف و عرفان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی ندارم. موفق باشید
8723
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم. مدتها قبل، به نظرم در تفسیر المیزان خوانده بودم که علامه با چنین مضمونی می فرمایند؛ «انسان با برداشتن چمدان از نقطه ای و گذاشتن آن در نقطه ای دیگر در کل نظام هستی تغییر ایجاد می کند.» آن زمان این مطلب را نمی فهمیدم ولی خداوند توفیق انجام تحقیقی را به بنده داد که تا حدی این مطلب را درک کردم منتها نیاز ضروری به مراجعه دوباره به کلام علامه دارم و متأسفانه نمی توانم آنرا بیابم. لذا از جنابعالی استدعا دارم آدرس دقیق کلام علامه را بفرمایید. خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آدرس سخن علامه را نمی‌دانم، ولی به آیه‌ای توجه کنید که می‌فرماید: «وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبینٍ»(انعام/59) هیچ برگی از درختی فرو نمی‌افتد مگر آن‌که در علم خداوند آن حرکت محفوظ است و نه دانه‌ای در ظلمات زمین و نه تر و خشکی هست مگر آن‌که در کتابی روشن مورد توجه است. موفق باشید
6435
متن پرسش
سلام علیکم. چرا می گوییم مقام حضرت علی(ع) از انبیاء اولوالعزمی مثل حضرت ابراهیم و موسی و عیسی(علیهم السلام) بالاتر است؟ از روحانی ای شنیدم که می گفت بنابر حدیث پیامبر اکرم(ص): (( علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل)) مقام و جایگاه حضرت امام خمینی(ره) از انبیای بنی اسرائیل مثل حضرت ابراهیم(ع) و ... بالاتر است ولی این حرف را نمی توانم به راحتی قبول کنم. لطفا راهنمایی فرمائید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کمال هر پیامبری بر اساس کتابی است که بر قلب مبارک آن پیامبر نازل می‌شود و در همین رابطه قرآن می‌فرماید: «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض» و از آن‌جایی که قرآن به عنوان عالی‌ترین کتاب الهی علاوه بر قلب رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در قلب ائمه«علیهم‌السلام» نیز جاری است و قرآن می‌فرماید: « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَریم‏، فی‏ کِتابٍ مَکْنُون‏، لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون» قرآن کریم در مقام غیبی خود طوری است که فقط مطهرون می‌توانند با آن مقام مرتبط شوند و آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب مطهرون را اهل‌البیت معرفی می‌کند. پس قلب مبارک اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که با قرآن منطبق است درجه‌ی وجودی آن‌ها از همه‌ی انبیاء بالاتر است. موفق باشید
5400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیک ورضوانه حضرتاستاد خسته نباشید.استاد از انجایی که ما میدانیم اقای جوادی یکی از تئوریسین های ولایت فقیه است ویکی از شخصیت های قوی نظام است با توجه به مطالبی هم که در کتاب بنیان مرصوص نوشته اند مشهود است که ایشان نظرشان نسبت به انقلاب خیلی نزدیک به امام هست ولی نظرتان درباره یموضع گیری های ایشان در انتخابات و حمایت ایشان از اقای هاشمی وتعابیر ایشان از قبیل سید الشهدای ایران و تک درخت انقلاب که به اقای هاشمی نسبت دادند با اینکه نظر رهبری همانطور که در22خرداد فرمودند خیلی با اقای هاشمی نسبت به انقلاب متفاوت است این تفاوت چگونه است ایا نظر اقای جوادی هم مثل اقای هاشمی است وایشان نظرشان در اینجا با رهبری فرق می کند؟اجرکم عند الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش ما نمی‌دانیم دقیقاً منظور حضرت آیت‌اللّه جوادی چه بوده چون متوجه هستید آیت اللّه جوادی ذوب امام و رهبری هستند و با توجه به این نکته باید سخنان ایشان را ارزیابی کرد. موفق باشید
5149
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز من فکر می کنم که مغز و توانایی کار فرهنگی را دارم ویه سری طرح و برنامه ها هم به نظرم می رسد ولی آدم کم رو و منزوی ای هستم و نمی توانم مثل بعضی ها سریع ارتباط در جایی برقرار کنم و آنجا کار فرهنگی را شریک شوم و همچنین کار فرهنگی نیاز به مطالعه هم دارد ولی حوصله این که بشینم مطالعه کنم را ندارم و از این قبیل موارد زجر روحی را برایم در پی دارد باید چکار کنم؟ آیا اگر انجام ندهم کما اینکه تا حالا هم انجام ندادم عقوبتی به دنبالم هست؟ اگر اری پس چکار کنم؟ شما می دانید که خجالتی بودن و منزوی بودن بسیاری به تربیت خانواده برمی گردد و افراد برای حل آن نیاز به جلسات مشاوره است و این نیست که مثلا کسی به من بگوید منزوی نباش و من هم بعدش نباشم این چنین امری نیست. پس باید چکار کرد؟ این شوق مطالعه را چکار کنم؟ بعضی ها در روز اگر ده ساعت هم مطالعه کنند خیالی نیست ولی من تا کمی مطالعه می کنم خسته می شوم و بی حوصله باید چکار کنم؟ این حس توانایی و اینکه باید یه کاری در زمینه فرهنگی انجام دهم به خصوص در هنگام یاد کردن شهدا و روضه ها به من دست می دهد و این باور در من تقویت می شود و لی از آن طرف..... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان استعدادی داشته باشد و آن را به فعلیت نرساند بعداً نسبت به نداشتن آن فعلیت احساس خلأ می‌کند و اذیت می‌شود. از طرفی اگر مایه‌ی علمی درستی داشته باشید خود به خود در شرایطی قرار می‌گیرید که آن را اظهار می‌کنید و از این جهت از روحیه‌ی منزوی‌بودن خارج می‌شوید. سعی کنید کتاب‌های عالمان عالَم‌دار را مطالعه کنید و نه هر کتابی را و نه هر کتاب مذهبی را. در قسمت کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بحثی در نحوه‌ی مطالعه داشته‌ام شاید مفید افتد. موفق باشید
4723
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید شما در جاهای مختلف کتابهایتان معتقد به نامحدود بودن ذات یا من انسان دارید با توجه به اینکه خدا نامحدود است چگونه میشود به حداقل یک نامحدود دیگر در کنار خدا معتقد بود؟ چون از نظر عقلی دو تا نامحدود امکان ندارد که موجود باشند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: «خداوند نامحدود است» به آن معنا است که هیچ نقصی ندارد و در هر کمالی، مطلق است. یعنی مطلق علم و قدرت و حیات است ولی نامحدود بودن نفس ناطقه‌ی انسانی از جهت دیگر است؛ مثل آن که محدود به مکان نیست، آن وقت عنایت داشته باشید که دو نامحدود در عرض هم نمی‌شود باشد ولی این که نفس از نظر مکانی نامحدود باشد و در عین حال حضور خدا در مرتبه‌ای شدید تر در همه‌ی مکان‌ها حاضر باشد، ممکن است؛ مثل آن‌که نفس شما در همه‌ی بدن شما ممکن است و بدن شما مانع حضور نفس شما نیست. نفس ناطقه‌ مانع حضور حضرت حق در همان جایی که نفس ناطقه حاضر است نمی‌باشد.این بحث در کتاب ده نکته در معرفت نفس روشن شده. موفق باشید.
4311
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام.استاد فرمودید حضرت زهرا (س) مظهر عبودیت و بندگی است.در ماجرای نصب پرده گل دار توسط ایشان و برگشتن پیامبر (ص) از خانه ی ایشان فرمودید این کارشان مباح بوده و پرده را جمع کردند و یا مثلا در ماجرای وام گرفتن گلوبند.سوال من این است که چگونه می توان عبودیت محض را با انجام مباح از طرف ایشان جمع کرد؟امکان جعلی بودن این داستان وجود دارد؟با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم مشکل شما در این امرکجاست، برخورد رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به جهت آن است که می‌خواهند زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» را در افقی بسیار متعالی داشته باشند. موفق باشید
4099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام 1.بهترین شرح فصوص و منظومه و فتوحات کدام است؟ 2. آیا بعد خواندن بدایه و نهایه لازم است شفا را هم بخوانیم؟ 3. استاد درمورد سیر آموزشی طلاب از یک طرف علامه حسن زاده فرموده اند باید کتابهای قدیمی را خواند مثل جامع المقدمات شرح نظام و ... از یک طرف مقام معظم رهبری می گویند کتاب قدیمی نباشد نو باشد ما کدام را انجام بدهیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ شرح آیت‌الله جوادی و شرح آقای یزدان پناه از متن قیصری خوب است، شرحی از فتوحات نمی‌شناسم. 2ـ به نظر این حقیر بعد از نهایه، اسفار را دنبال کنید. 3ـ با نگاهی که رهبری دارند می‌توانیم مسائلمان را حل کنیم. موفق باشید.
3397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی مدتی است تفکراتی مذهبی و جدید توسط گروهی که خود را وابسته به شخصی به نام علی یغقوبی از تهران می دانند مطرح می شود و در اصفهان و شهرهای دیگر جلساتی با عنوان کاروان حسینی دارند که مطالبی در خصوص نظام بشر و نظام ظهور و ملک خداوندی و تفسیر قران مطرح می کنند. این گروه ایراداتی عمده به تفاسیر قبلی و رفتار و گفتار علما می گیرند و راه خودشان را صحیح تر می دانند. مدتی است در فضای مجازی نقد هایی بر این تفکرات وجود دارد ولی هیچ عالم و اهل معرفتی پاسخی به درستی یا اشتباهی این مطالب نداده اند . قابل ذکر است که یکبار در شبکه دوم سیما در برنامه به سوی ظهور از این شخص(علی یعقوبی )به عنوان مدعی رابطه با امام زمان اسم برده شد. خواهشمندم اگر نقدی بر تفکرات ایشان هست ذکر بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده مطالعات کافی در این مورد ندارم. موفق باشید
2370
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی 1-اگر ما نفس اهل بیت علیه السلام را با آن حقیقت نورانیت متحد بدانیم پس روایاتی دال بر افزوده شدن علم ایشان یا اختلاف کیفیت دریافت وحی و.... که نشان دهنده نوعی دوگانگی است چگونه توجیه می شود؟ 2-اینکه سیر ممکن به واجب بی نهایت است و حدی ندارد یعنی چه ؟ 3-کتابی عمیقتر پیرامون توحید معرفی نمایید ؟(مباحث کتاب از برهان تا عرفان و شرح خطبه های توحیدی نهج البلاغه را گذرانده ام به توفیق الهی)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- تلاش اهل البیت«علیهم‌السلام» در نماز و عبادات برای حفظ آن اتحاد است و مقام عصمت آن‌ها برای هدایت جامعه ولی در این‌که ماوراء مقام عصمت، آن‌ها برای خود کمالاتی دارد و بر همان اساس برایشان صلوات می‌فرستیم سخن دیگری است. 2- ممکن‌الوجود هراندازه مابالقوه‌هایش را به مابالفعل تبدیل کند این‌طور نیست که یک‌جا دیگر از مقام امکانِ ذاتی در آید و به واجب بالذات برسد. 3- کتاب‌های حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مثل «شرح دعای سحر» و «مصباح‌الهدایه» و «تفسیر سوره‌ی حمد» و «چهل حدیث» و..... موفق باشید
1777
متن پرسش
سلام استاد عزیز من سیر مطالعاتی شما را شروع کردم آیا سیر شما سیر افاقی و عقلی هم محسوب می شود اگر صرفا سیر قلبی محسوب می شود آیا با توجه به جمله علامه حسن زاده که قریب به این مضمون فرمودند کسی اگر از سیر عقلی به سیرقلبی نرود سطح انحراف اسفار قلبیه به شدت افزایش پیدا می کند بعده ها مشکل ساز نمیشه - ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همه‌ی تلاش ما آن است که با تأسی به بزرگان علم و عمل، عقل‌ها و قلب‌ها را مخاطب قرار دهیم و لذا ابتدا سعی می‌شود عقل در رابطه با موضوع مورد بحث قانع شود و سپس قلب به جستجوی حقیقتِ وجود آن موضوع بپردازد. موفق باشید
1009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی.استاد آیا واقعا سلام به نا محرم مثلا"شوهر خاله یا پسر خاله و... گناه دارد؟مگر سلام کردن و به خصوص جواب سلام را دادن در دین اسلام واجب شمرده نشده؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی باید انسان‌های نامحرم طوری با همدیگر ارتباط داشته باشند که تصور آن نشود که حریم بین آن‌ها شکسته شود و لذا حضرت علی«علیه‌السلام» به زنان جوانِ نامحرم سلام نمی‌کردند ولی مسلّم جواب آن‌ها را می‌دادند. البته سلام‌کردن به شوهر خاله و پسر خاله در حدّی که شریعت اجازه می دهد اشکال ندارد ولی با حفظ حیا و حرمتِ لازم و این که بدانیم نامحرم نا محرم است چه قوم خویش با شند چه نباشند . موفق باشید
237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. در تدریس کلاس های موفقیت اساتید از ضمیر ناخودآگاه به عنوان کمک کننده و غول چراغ جادوی انسان یاد می کنند و روشهایی را تدریس می کنند که مثل باور به یک کودک قدرتمند می توان از آن در جهت نیل به اهداف استفاده کرد با توجه به اینکه بنده کتاب ده نکته در معرفت نفس را خواندم می خواستم بدانم این ضمیر ناخودآگاه همان روح است یا نه یک قسمت طبیعی مغز است؟ آنها تاکید دارند که ضمیر ناخودآگاه در عالم کائنات به دنبال آنچه شما فکر می کنید و باور دارید میگردد و جسم کم تراکم(فکر شما را) به جسم پرتراکم (محقق شده فکر شما) بر اساس قانون دوبروی یا دوبرولین تبدیل می کند. در اینکه اصلا این قوانین متافیزیکی درست است یا نه که به آنها تن دهم و مثلا روزانه عبارات تاکیدی بگویم و یا پس از خود هیپنوتیزمی تصویر سازی اهداف خود را کنم مردد هستم. البته پیامبر(ص) فرموده تفالو بالخیر ولی نمی دانم این تکنیک ها در همین مسیر است یا دارم خودم را مورد تمسخر ملائکه و خدا قرار می دهم؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: مباحثی که از آن نام می‌برید بعضاً القائاتی است که به نفس می‌شود و از توانایی‌های خودِ نفس کمک می‌گیرند و بعضی موارد هم صرفاً خیالات است و در انتها شما را به هیچ‌چیزی نمی‌رساند. به کتاب «جایگاه جادوگری و سحر در عالم» رجوع فرمایید، مطالب تا حدّی شرح داده شده است. موفق باشید
22285
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد زبانی در بعضی روایات بکار رفته که در ترجمه فارسی به مشکل بر می خورد، مثلا در روایات داریم که بیشترین چیزی که انسان را به خدا نزدیک می کند فلان چیز است بعد روایاتی دیگر با همین کلمات چیز دیگری را مطرح می کند. مثلا یک جا می فرماید «احب الاعمال الی الله الصلاه لوقتها» در جایی دیگر با همین عبارت می فرماید «احب الاعمالالی الله حفظ اللسان» و موارد متعدد دیگر و یا می فرماید: «ان اخوف ما اخاف علی امتی بعد چندین چیز را همچون منافق چرب زبان، عمل قوم لوط، پیشوایان گمراه کننده در روایات متعدد عنوان می فرماید. حال بالاخره پیامبر بیش از هر چیز از کدام یک بر امت خویش بیمناک بود؟ با تشکر و التماس دعا. لطفا در سایت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همه‌ی زبان‌ها این‌‌گونه ادبیات‌ها هست. باید گفت هرکدام در جای خود چنین اقضایی دارند. مثلاً در نسبت بین انسان و خدا، أحبّ الأعمال، نماز است و در نسبت بین انسان و سایر انسان‌ها أحبّ الأعمال، حفظ لسان است. موفق باشید  

16784
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: امشب قصد دارم در موردی با شما مشورت کنم که پاسخ شما نقش مهمی در تصمیم گیری آینده من خواهد داشت. حدود 5 سال پیش در حالی که بهترین موقعیت پیشرفت شغلی و مادی پیش رویم بود همه چیز را رها کردم و بنا به اینکه احساس می کردم مسئله ای مهمتر از طلبگی، خودسازی، دین شناسی و تبلیغ دین آن هم در چارچوب و در تراز انقلاب اسلامی وجود ندارد با خوش بینی و دید مثبتی که نسبت به روحانیت داشتم وارد حوزه علمیه شدم ولی تنها ظرف چند ماه متوجه شدم که دید بسیار غلطی به حوزه و روحانیت داشتم و اشکال ها و ایرادها و ضعف ها در حد فاجعه است. سه سال اول را به سختی سپری نمودم و چون گمان می کردم ممکن است مدرسه فعلی مشکل داشته باشد به مدرسه دیگری رفتم و پس از گذشت دو سال متوجه شدم که اینجا هم حلوا خیرات نمی کنند و وضعیت همه جا همین طور است. برای بار دوم تصمیم گرفتم به مدرسه دیگری بروم. رفتارها در همان بدو ورود به گونه ای بود که از یافتن یک نقطه آباد در حوزه ناامید شدم. رفتارها در حوزه به گونه ای است که مرا بیشتر به یاد نظام برده داری می اندازد و به گونه ای برخورد می کنند گویا همه این جا میراث پدرشان را از من طلب دارند. تا این لحظه من در حوزه نه به هیچ بزرگواری بی مهری و کم لطفی و بی احترامی نموده ام و نه در تحصیل خود کوتاهی کرده ام و همیشه جزو شاگردان نمونه بوده ام ولی نمی توانم تحمل کنم که تمام آزادی و استقلال و اختیار و شعورم نادیده انگاشته شود و استعدادها و ظرفیت هایم به این دلیل که این سیستم آموزشی تناسبی با آنها ندارد تلف شود. نه بتوانم طلبه موفقی آنگونه که اغنایم می کند باشم و نه بتوانم موقعیت مالی و اجتماعی مناسبی داشته باشم. من با مساله رزق خیلی خوب کنار آمده ام و می دانم که روزی معین شده است و بیش از آن نمی توانم طلب کنم اما درک نمی کنم درحالی که می توانم با نصف روز کار آزاد چندین برابر شهریه فعلی درآمد داشته باشم و بقیه روز را به طور آزادانه و فارغ از توهین ها و تحقیر ها و بی نظمی ها و بدرفتاری های مسئولین حوزه به مطالعه آزاد دروس حوزه مشغول شوم و ظرفیت ها و استعدادهای خود را در حد مطلوبی رشد دهم چرا باید همچنان این سیستم آموزشی ناشایست را تحمل کنم و به طرز آزار دهنده ای در آن بمانم؟ لطفا مرا راهنمایی فرمایید. با سپاس فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع کسب معارف اسلامی یک بحث است که همان‌طور که متوجه هستید بدون حضور رسمی در حوزه می‌توانید به آن دست یابید. ولی موضوع رسالت تاریخی و حضور فعّال در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، بحث دیگری است. در این رابطه است که روحانیت به جهت زمینه‌ی تاریخی که در این کشور فراهم است، می‌توانند نقش اساسی داشته باشند و جامعه را از تنگنای تاریخی فرهنگ مدرنیته عبور دهند. نباید نگران وضع امروزینِ حوزه‌ها بود باید توجه به آینده‌ای داشت که حوزه‌ها نیز در آن قرار خواهند گرفت. در فضای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی حتی اگر یک روحانیِ با سواد و آگاه به زمانه، امام جماعت یک مسجد شود، تأثیر تاریخی‌اش از صد مهندس و دکتر در این فضای ظلمانی بیشتر است. زیرا روحانیتِ آگاه به زمانه به جایی اشاره می‌کند که آن تاریخِ عبور ما از فرهنگ استکباری است و این کار هرکس نیست، همان‌طور که کار هر روحانی نمی‌باشد. در ضمن می‌توانید در قسمت سوالات ویژه به عنوان «انتظار یک طلبه از حوزه» شماره 1 و 2 رجوع فرمایید. موفق باشید  

15771
متن پرسش
سلام: ببخشید سوالاتم زیاد شد. در سوال قبلی که گفتم شخصی فرمود که ملاصدرا تقریبا رابطه روح و بدن را حل کرده، چرا تقریبا؟ آیا کامل تر از او کسی توانسته این رابطه را تشریح کند؟ کمی تو ضیح فرمایید. حرکت جوهری و از برهان تا عرفان و..را مطالعه کرده ام. اینکه من کتابهای شما را مطالعه کرده ام و تا این مباحث و حقایق را با زندگی روزمره خود انطباق دهم، آیا در مسیر سیر و سلوک کجای راهم؟ هرچند از نظر عبادت، فقط نمازهای واجب را می خوانم. در جزوه ی حرکت جوهری شما خواندم که جوهر ماده عین حرکت است، همانطور که نور عین روشنایی است، ماده هم عین حرکت است، حال در توضیحتان در مورد اینکه، حال که این دنیا همه ماده هستند و یکسان از نظر مرتبه ی وجود چه می شود که ما هر چیز را بصورت شیی با ماهیت جدا می بینیم، رانفهمیدم، لطفا کمی توضیح دهید. آیا صرفا خارج از درون من چیست؟ فقط ماهیت یا فقط وجود؟ آیا فقط این ماهیت های جدا ساخته ی ذهن ماست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شده که روح در بستر تبدیل قوه به فعلِ جسم در متن ماده، تجلی می‌کند و از این جهت روح انسان نسبتی اساسی با جسم دارد و در همان‌جا، علت تفاوت پدیده‌های مادی را به تفاوت در ظهورِ حرکت نسبت دادیم. به نظرم لازم است کتاب «از برهان تا عرفان» را با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید و به صِرف نوشته‌های آن اکتفا نکنید. موفق باشید

15296
متن پرسش
بسمه تعالی استاد محترم (زید عزه) با سلام و احترام. مقام معظم رهبری مدتی است در سخنرانی های خود تاکید فراوانی بر «انقلابی بودن» ، « افراد انقلابی» ، « حفظ روحیه انقلابی» ، « انقلابی ماندن» ، انقلابی فکر کردن » و... می نمایند. نظر به اهمیت موضوع و تاکیدات مکرر معظم له لطف کرده و راهنمایی بفرمائید: 1. مفهوم « انقلابی» در فرمایشات ایشان چیست؟ و اهمیت این میزان از تاکید و تکرار چیست؟ 2. چه شاخص هایی را می توان برای آن ذکر کرد؟ 3. این مفهوم در نظریه «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره)» و « این نقطه از تاریخ» کجاست و چگونه قابل تعریف است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه انقلاب اسلامی در این تاریخ، عبور از فرهنگی است که به هیچ حقیقتی معتقد نیست و حقیقت را نسبی می‌داند و انقلابی‌بودن یعنی وفاداری نسبت به حق و حقیقت. و در دلِ این پایداری است که تعارض اصلی انقلاب اسلامی با روحِ استکبار مشخص می‌شود. خوب است در این مورد به جواب سؤال شماره‌ی 15295 و به متن «زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» و هوشیاری نسبت به ظرفیت تاریخی که با اسلام شروع شد» که در قسمت «یادداشت ویژه» بر روی سایت همراه با صوتِ مربوطه هست نیز رجوع فرمایید. موفق باشید

13993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مراجعه به افرادی که سرکتاب باز می کنند و دعا می دهند برای رفع مشکلاتی چون ازدواج و موارد دیگر اشکال دارد؟ البته در مواردی خانواده ها جواب گرفته و مشکلاتشان حل شده. درصورت امکان تماس تلفنی و یا حضوری ممنون می شویم. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این نوع کارها دست بزنیم. خوب است به جواب سوال شماره13958 رجوع فرمایید. متاسفانه امکان تماس تلفنی یا حضوری با عزیزان برایم نیست. موفق باشید

13037
متن پرسش
با سلام: 1. به چه دلیل روش ما یا بهتر بگويم طلب ما نباید مثل افرادی همچون منصور حلاج باشد (البته ذیل شخصیت امام خمینی (ره) (همچو منصور خریدار سر دار شدم) مگر افرادی چون آن بزرگواران کار اشتباهي کردند؟ 2. آیا روش پسر امام هم همین روش نبوده و چرا عده ای چون جنید مامور به ظاهر می شوند که حکم قتل منصور را بدهد و عده ای مامور به باطن؟ 3. آیا شریعت انسان را از طریقت باز می دارد؟ 4. جایگاه احاديثي همچون امام سجاد (ع) که می فرماید من پنهان می کنم خلاصه علم خود را تا جاهلان بر من نشورند از سخنان حق و این علم خاصان است که اگر اظهار کنم هر آینه بگویند مرا که (بت پرست) است و (مسلمانان) خون مرا حلال دانند و هر بدی که در حق می کنند آن را موجب ثواب شناسند و همین علم را علی (ع) جدم به من وصیت کرد و به امام حسن (ع) و حسین (ع) وصیت کرد که به کسی اظهار نکند. خلاصه علم آیا علم توحید است چون از ظاهر ساختن علم شریعت و طریقت کسی خون کسی نمی ريزد. اگر امکانش است در شخصی جواب داده شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی خراباتی‌اند و بعضی مناجاتی. و هر دو در طریقت الهی در ذیل شریعت حضرت حق می‌توانند جلو بروند. در مورد علم توحید همان‌طور که حضرت سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند ظرایفی هست که اگر مردم معمولی با او روبه‌رو شوند همان خدایی را هم که می‌پرستیدند از دست می‌دادند. سخن حضرت سجاد«علیه‌السلام» تذکری است به ما که متوجه باشیم طریقت رجوع به حق، بسیار دقیق‌تر و عمیق‌تر از آن است که در ابتدای امر با آن روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

12792
متن پرسش
سلام: ما در مجموعه ای که داریم بعد از رصدی چند ساله که انجام دادیم، متوجه شدیم که نتوانستیم آنچه را که می دانیم و مطالعه کردیم را در حوزه ی عمل و برنامه ناظر به جامعه ی بیرونی پیاده سازی کنیم. به نظرمان مشکل یا از فهم نکردن درست مسائل است یا اینکه این فهم قابل عمل کردن بوده است ولی نتوانستیم عملی کنیم. لذا سوالی که پیش آمده این است که اولا فهم در انسان چگونه شکل گرفته و به ایمان بدل می شود (که التزام با عمل دارد) و چه اشکالی وجود دارد که انسانی که از مسائل فهم خوبی دارد و بیان می کند در حوزه عمل نمی تواند این را پیاده کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرمودند «الدّرس حرفٌ و تکرار الف» باید ابتدا مطلب را آموخت و بعد با تکرار و پشت‌کار آن را ملکه‌ی فکر و ذکر خود کرد، باید بعد از فهم مطالب شخصیت خود را برای تحقق عملی معارف شکل داد. از جمله رذائلی که مانع عمل‌کردن آموزه‌های دینی است، پرحرفی، کینه، شهرت‌طلبی، پرخوری و رقابت‌های بیجا با بقیه است. موفق باشید

نمایش چاپی